1 00:00:00,000 --> 00:00:07,139 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:07,139 --> 00:00:11,740 با قلم های اشتیاق و مرکب عشق 3 00:00:11,740 --> 00:00:15,869 ما ثروتی گرانبهاتر از طلا خلق می کنیم 4 00:00:15,869 --> 00:00:20,870 در وصف استاد آفرینش رضی الله عنه 5 00:00:20,870 --> 00:00:30,820 شمایل محمدیه 6 00:00:30,820 --> 00:00:35,820 باب آنچه در رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ذکر شد. 7 00:00:35,820 --> 00:00:40,679 قال عن انس رضی الله عنه 8 00:00:40,679 --> 00:00:47,710 هنگامی که روزی بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مدینه شد 9 00:00:47,710 --> 00:00:50,710 همه چیز را روشن کرد 10 00:00:50,710 --> 00:00:56,869 روزی که او مرد، همه چیز از او تیره تر شد 11 00:00:56,869 --> 00:00:59,969 ما گرد و غبار از دستمان نتراشیده ایم 12 00:00:59,969 --> 00:01:03,969 و ما در حال دفن او هستیم که درود خدا بر او باد 13 00:01:03,969 --> 00:01:06,969 تا اینکه ما قلب خود را انکار کردیم 14 00:01:06,969 --> 00:01:12,090 در این حدیث از انس رضی الله عنه یاد شده است 15 00:01:12,090 --> 00:01:17,090 مقایسه ای بین روزی که پیامبر صلی الله علیه و آله ظهور کرد 16 00:01:17,090 --> 00:01:19,090 با ظاهر سخاوتمندانه اش 17 00:01:19,090 --> 00:01:22,090 داخل شهر پیامبر 18 00:01:22,090 --> 00:01:27,090 و روزی که روحش قبض شد، صلوات الله علیه 19 00:01:27,090 --> 00:01:29,090 و او می گوید 20 00:01:29,090 --> 00:01:35,090 هنگامی که روزی بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مدینه شد 21 00:01:35,090 --> 00:01:38,090 همه چیز را روشن کرد 22 00:01:38,090 --> 00:01:41,090 یعنی شهر با ورود او روشن شد 23 00:01:41,090 --> 00:01:45,090 نور هدایت عمومی در شهر می درخشید 24 00:01:45,090 --> 00:01:47,090 یا گفته می شود 25 00:01:47,090 --> 00:01:52,090 نورپردازی اینجا استعاره ای از شادی کامل ساکنان شهر است 26 00:01:52,090 --> 00:01:54,150 و بگو 27 00:01:54,150 --> 00:02:00,150 روزی که او مرد، همه چیز از او تیره تر شد 28 00:02:00,150 --> 00:02:03,150 یعنی آن نور با مرگ او رفت 29 00:02:03,150 --> 00:02:05,150 شهر تاریک شد 30 00:02:05,150 --> 00:02:08,150 ساکنان آن از دست دادن او عزادار شدند 31 00:02:08,150 --> 00:02:10,150 گریه می کردند 32 00:02:10,150 --> 00:02:13,340 ابوظوی بن الهذلی گفت 33 00:02:13,340 --> 00:02:15,340 شهر ارائه شده است 34 00:02:15,340 --> 00:02:17,340 و مردمش صدای گریه می کنند 35 00:02:17,340 --> 00:02:21,340 مانند سر و صدای زائران هنگام احرام 36 00:02:21,340 --> 00:02:23,340 پس گفتم: «مه.» 37 00:02:23,340 --> 00:02:25,340 و گفتند 38 00:02:25,340 --> 00:02:29,340 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شد 39 00:02:29,340 --> 00:02:30,569 و بگو 40 00:02:31,569 --> 00:02:34,569 ما گرد و غبار از دستمان نتراشیده ایم 41 00:02:34,569 --> 00:02:36,569 یعنی از خاک قبر 42 00:02:36,569 --> 00:02:40,569 و ما در حال دفن او هستیم که درود خدا بر او باد 43 00:02:40,569 --> 00:02:42,569 یعنی در رسیدگی به دفن او 44 00:02:42,569 --> 00:02:45,569 تا اینکه ما قلب خود را انکار کردیم 45 00:02:45,569 --> 00:02:51,569 یعنی دلهای خود را با آنچه در طول زندگی او می دانستند تغییر یافتند 46 00:02:51,569 --> 00:02:54,569 از آشنایی، آرامش و لطافت 47 00:02:54,569 --> 00:02:58,569 چون به آنها آموزش و انضباط می داد 48 00:02:58,569 --> 00:03:01,569 چون نعمت رفاقت را از دست دادند 49 00:03:01,569 --> 00:03:07,599 مقصود این نیست که آنها دلهای خود را در راه عقیده خود نیافته اند 50 00:03:07,599 --> 00:03:13,599 زیرا با مرگ او رضی الله عنه ایمانشان کم نشد 51 00:03:13,599 --> 00:03:18,780 قال عایشه رضی الله عنها 52 00:03:18,780 --> 00:03:23,780 رسول خدا صلی الله علیه و آله روز دوشنبه درگذشت 53 00:03:23,780 --> 00:03:27,849 از جعفر بن محمد از پدرش فرمود: 54 00:03:27,849 --> 00:03:32,849 رسول خدا صلی الله علیه و آله روز دوشنبه دستگیر شد 55 00:03:32,849 --> 00:03:36,849 آن روز و سه شنبه شب ماند 56 00:03:36,849 --> 00:03:39,979 او را شبانه دفن کردند 57 00:03:39,979 --> 00:03:42,979 سفیان گفت و دیگران گفتند 58 00:03:42,979 --> 00:03:46,979 صدای نقشه بردار اواخر شب شنیده می شود 59 00:03:46,979 --> 00:03:51,129 در این دو حدیث 60 00:03:51,129 --> 00:03:55,129 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روز دوشنبه درگذشت 61 00:03:55,129 --> 00:03:58,129 این یک اجماع است 62 00:03:58,129 --> 00:04:03,129 و گفت: در آن روز، یعنی دوشنبه ماند. 63 00:04:03,129 --> 00:04:07,129 سه شنبه شب او را شب به خاک سپردند 64 00:04:07,129 --> 00:04:09,129 یعنی چهارشنبه شب 65 00:04:09,129 --> 00:04:13,189 و اما غسل و کفن، روز سه شنبه انجام شد 66 00:04:13,189 --> 00:04:17,189 مراسم خاکسپاری چهارشنبه شب در نیمه شب انجام شد 67 00:04:17,189 --> 00:04:20,189 تدفین تا این لحظه به تعویق افتاده است 68 00:04:20,189 --> 00:04:23,189 تا مردم برایش دعا کنند 69 00:04:23,189 --> 00:04:29,189 در حجره عایشه رضی الله عنها برای او دعا می کردند 70 00:04:29,189 --> 00:04:33,189 فقط اندکی نثر را در خود جای می دهد 71 00:04:33,189 --> 00:04:37,420 و وقتی می گوید صدای نقشه بردار را می شنود 72 00:04:37,420 --> 00:04:42,420 نقشه بردار جمع نقشه بردار است که بیل آهنی است 73 00:04:42,420 --> 00:04:45,579 در مسند امام احمد آمده است 74 00:04:45,579 --> 00:04:49,579 قال عایشه رضی الله عنها 75 00:04:49,579 --> 00:04:54,579 ما از دفن رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر نداشتیم 76 00:04:54,579 --> 00:04:58,579 تا اینکه در اواخر شب صدای نقشه بردار را شنیدم 77 00:04:58,579 --> 00:05:02,819 چهارشنبه شب 78 00:05:02,819 --> 00:05:06,819 به سند سالم بن عبید و او اصحاب داشت 79 00:05:06,819 --> 00:05:12,819 گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله در هنگام بیماری بیهوش شد. 80 00:05:12,819 --> 00:05:17,819 از خواب بیدار شد و گفت: من در نماز شرکت کردم. 81 00:05:17,819 --> 00:05:19,819 و گفتند بله 82 00:05:19,819 --> 00:05:23,819 مرو بلال گفت: اذان دهد. 83 00:05:23,819 --> 00:05:26,819 به ابوبکر دستور داد تا برای مردم دعا کند 84 00:05:26,819 --> 00:05:29,819 یا به مردم گفت 85 00:05:29,819 --> 00:05:32,819 گفت بعد بیهوش شد 86 00:05:32,819 --> 00:05:36,819 از خواب بیدار شد و گفت: من در نماز شرکت کردم. 87 00:05:36,819 --> 00:05:38,819 و گفتند بله 88 00:05:38,819 --> 00:05:42,819 مرو بلال گفت: اذان دهد. 89 00:05:42,819 --> 00:05:46,819 به ابوبکر بگو مردم را به نماز امامت کند 90 00:05:46,819 --> 00:05:48,819 عایشه گفت 91 00:05:48,819 --> 00:05:51,819 پدر من مرد سرسختی است 92 00:05:51,819 --> 00:05:54,819 اگر در آن حالت می ایستاد، گریه می کرد 93 00:05:54,819 --> 00:05:56,819 او نمی تواند 94 00:05:56,819 --> 00:05:58,920 اگه چیز دیگه ای سفارش دادم 95 00:05:58,920 --> 00:06:01,920 گفت بعد بیهوش شد 96 00:06:01,920 --> 00:06:03,920 از خواب بیدار شد و گفت 97 00:06:03,920 --> 00:06:06,920 از بلال بگذر و اذان دهد 98 00:06:06,920 --> 00:06:10,920 به ابوبکر بگو مردم را به نماز امامت کند 99 00:06:10,920 --> 00:06:14,920 اگر اصحاب یا اصحاب یوسف بودند 100 00:06:14,920 --> 00:06:17,920 پس به بلال دستور داد و او اجازه داد 101 00:06:17,920 --> 00:06:20,920 ابوبکر مردم را به امامت به نماز دستور داد 102 00:06:20,920 --> 00:06:24,920 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 103 00:06:24,920 --> 00:06:26,920 سبکی پیدا کرد 104 00:06:26,920 --> 00:06:27,920 و او گفت 105 00:06:27,920 --> 00:06:30,920 به من نگاه کن که می توانم به چه کسی تکیه کنم 106 00:06:30,920 --> 00:06:33,920 سپس بریره و مرد دیگری آمدند 107 00:06:33,920 --> 00:06:36,949 پس به آنها تکیه داد 108 00:06:36,949 --> 00:06:38,949 وقتی ابوبکر او را دید 109 00:06:38,949 --> 00:06:40,949 لینوکس از بین رفته است 110 00:06:40,949 --> 00:06:43,949 به او اشاره کرد که سر جایش بماند 111 00:06:43,949 --> 00:06:46,949 تا اینکه ابوبکر نمازش را تمام کرد 112 00:06:46,949 --> 00:06:52,079 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شد 113 00:06:52,079 --> 00:06:54,269 عمر گفت 114 00:06:54,269 --> 00:06:56,269 قسم می خورم که هیچ کس را نمی شنوم 115 00:06:56,269 --> 00:07:01,269 نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شد 116 00:07:01,269 --> 00:07:04,269 جز اینکه با این شمشیر خود او را زدم 117 00:07:04,269 --> 00:07:05,269 او گفت 118 00:07:05,269 --> 00:07:08,269 مردم بی سواد بودند 119 00:07:08,269 --> 00:07:11,269 پیش از او پیامبری در میان آنان نبود 120 00:07:11,269 --> 00:07:13,269 پس مردم را گرفت 121 00:07:13,269 --> 00:07:14,269 و گفتند 122 00:07:14,269 --> 00:07:16,269 اوه سالم 123 00:07:16,269 --> 00:07:22,269 نزد صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله برو و او را دعوت کن 124 00:07:22,269 --> 00:07:25,370 پس نزد ابوبکر آمدم در حالی که در مسجد بود 125 00:07:25,370 --> 00:07:28,370 با گریه به طرفش آمدم 126 00:07:28,370 --> 00:07:31,370 وقتی مرا دید گفت: 127 00:07:31,370 --> 00:07:35,370 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شد 128 00:07:35,370 --> 00:07:36,370 گفتم 129 00:07:36,370 --> 00:07:38,370 عمر می گوید 130 00:07:39,370 --> 00:07:45,370 من نشنیدم کسی بگوید که رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شده است. 131 00:07:45,370 --> 00:07:48,370 جز اینکه با این شمشیر خود او را زدم 132 00:07:48,370 --> 00:07:50,370 او به من گفت 133 00:07:50,370 --> 00:07:51,370 برو 134 00:07:51,370 --> 00:07:53,370 پس با او رفتم 135 00:07:53,370 --> 00:07:59,430 سپس با مردم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند 136 00:07:59,430 --> 00:08:00,430 و او گفت 137 00:08:00,430 --> 00:08:02,430 آهای مردم 138 00:08:02,430 --> 00:08:04,430 آنها مرا آزاد کردند 139 00:08:04,430 --> 00:08:06,430 بنابراین او را آزاد کردند 140 00:08:06,430 --> 00:08:09,430 پس بر او افتاد و او را لمس کرد 141 00:08:09,430 --> 00:08:11,430 و او گفت 142 00:08:11,430 --> 00:08:15,430 تو مرده ای و آنها مرده اند 143 00:08:15,430 --> 00:08:17,459 بعد گفتند 144 00:08:17,459 --> 00:08:19,459 ای صحابی رسول خدا 145 00:08:19,459 --> 00:08:23,459 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شد 146 00:08:23,459 --> 00:08:25,459 گفت بله 147 00:08:25,459 --> 00:08:28,500 آنها می دانستند که او حقیقت را گفته است 148 00:08:28,500 --> 00:08:29,500 گفتند 149 00:08:29,500 --> 00:08:31,500 ای صحابی رسول خدا 150 00:08:31,500 --> 00:08:35,500 آیا برای رسول خدا صلی الله علیه و آله دعا می کند؟ 151 00:08:35,500 --> 00:08:37,500 گفت بله 152 00:08:37,500 --> 00:08:39,500 گفتند چگونه 153 00:08:39,500 --> 00:08:40,500 او گفت 154 00:08:40,500 --> 00:08:45,500 مردم وارد می شوند و الله اکبر می گویند و دعا و مناجات می کنند 155 00:08:45,500 --> 00:08:47,500 سپس آنها بیرون می روند 156 00:08:47,500 --> 00:08:52,500 سپس مردم وارد می شوند و الله اکبر می گویند و دعا و مناجات می کنند 157 00:08:52,500 --> 00:08:54,500 سپس آنها بیرون می روند 158 00:08:54,500 --> 00:08:56,500 تا مردم وارد شوند 159 00:08:56,500 --> 00:08:57,500 گفتند 160 00:08:57,500 --> 00:09:00,500 ای صحابی رسول خدا 161 00:09:00,500 --> 00:09:04,500 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به خاک سپرده شود 162 00:09:04,500 --> 00:09:06,500 گفت بله 163 00:09:06,500 --> 00:09:07,500 گفتند 164 00:09:07,500 --> 00:09:08,500 کجا 165 00:09:08,500 --> 00:09:09,500 او گفت 166 00:09:09,500 --> 00:09:13,500 در جایی که خداوند روح او را گرفت 167 00:09:13,500 --> 00:09:18,559 خداوند روحش را نگرفت مگر در مکان نیکو 168 00:09:18,559 --> 00:09:21,559 آنها می دانستند که او حقیقت را گفته است 169 00:09:21,559 --> 00:09:25,620 سپس دستور داد تا پسران پدرش او را بشویند 170 00:09:25,620 --> 00:09:28,620 مهاجران برای مشورت جمع شدند 171 00:09:28,620 --> 00:09:29,620 و گفتند 172 00:09:29,620 --> 00:09:33,620 ما را نزد برادرانمان از انصار ببر 173 00:09:33,620 --> 00:09:36,620 ما آنها را در این موضوع با خود همراه می کنیم 174 00:09:36,620 --> 00:09:38,620 انصار گفتند 175 00:09:38,620 --> 00:09:42,620 از ما یک شاهزاده و از شما یک شاهزاده 176 00:09:42,620 --> 00:09:44,620 عمر بن خطاب گفت 177 00:09:44,620 --> 00:09:47,620 چه کسی سه تا از اینها را دارد؟ 178 00:09:47,620 --> 00:09:50,720 دومی از آن دو وقتی در غار بودند 179 00:09:50,720 --> 00:09:55,720 وقتی به دوستش می گوید: غمگین مباش که خدا با ماست. 180 00:09:55,720 --> 00:09:57,720 آنها چه کسانی هستند؟ 181 00:09:57,720 --> 00:09:58,750 او گفت 182 00:09:58,750 --> 00:10:01,750 سپس دست خود را دراز کرد و با او بیعت کرد 183 00:10:01,750 --> 00:10:06,750 مردم به خوبی و زیبایی با او بیعت کردند 184 00:10:06,750 --> 00:10:09,940 در این حدیث 185 00:10:09,940 --> 00:10:12,940 از سالم بن عبید رضی الله عنه یاد شده است 186 00:10:12,940 --> 00:10:15,940 او از اصحاب اهل صوفیه است 187 00:10:15,940 --> 00:10:17,940 این یک صحبت طولانی است 188 00:10:17,940 --> 00:10:21,940 که تعدادی از موضوعات مرتبط را گرد هم می آورد 189 00:10:21,940 --> 00:10:25,940 با هر خبری از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 190 00:10:25,940 --> 00:10:29,000 ما روی چیزی که من می فهمم می ایستیم 191 00:10:29,000 --> 00:10:30,000 پس گفت 192 00:10:30,000 --> 00:10:34,000 رسول خدا صلی الله علیه و آله بیهوش شد 193 00:10:34,000 --> 00:10:38,000 غش زمانی است که فرد هوشیاری خود را از دست می دهد 194 00:10:38,000 --> 00:10:40,000 او آنچه را که در اطرافش است احساس نمی کند 195 00:10:40,000 --> 00:10:44,059 پیامبر صلی الله علیه و آله بیهوش شد 196 00:10:44,059 --> 00:10:47,059 به دلیل شدت بیماری و درد 197 00:10:47,059 --> 00:10:49,220 بعد از خواب بیدار شد 198 00:10:49,220 --> 00:10:50,220 و او گفت 199 00:10:50,220 --> 00:10:52,220 من در نماز شرکت کردم 200 00:10:52,220 --> 00:10:53,220 و گفتند بله 201 00:10:53,220 --> 00:10:58,220 این جایگاه نماز را در دین خداوند متعال به ما نشان می دهد 202 00:10:58,220 --> 00:11:02,220 این اولین چیزی است که باید به آن اهمیت دهد 203 00:11:02,220 --> 00:11:05,419 پس به بلال دستور داد که اذان دهد 204 00:11:05,419 --> 00:11:08,419 و ابوبکر مردم را به نماز اقامه کرد 205 00:11:08,419 --> 00:11:09,509 و او گفت 206 00:11:09,509 --> 00:11:12,509 عایشه رضی الله عنها گفت 207 00:11:12,509 --> 00:11:15,509 پدر من مرد سرسختی است 208 00:11:15,509 --> 00:11:17,509 متاسفم 209 00:11:17,509 --> 00:11:19,509 غم و اندوه شدید است 210 00:11:19,509 --> 00:11:20,509 و منظور چیست 211 00:11:20,509 --> 00:11:22,509 او نرم دل است 212 00:11:22,509 --> 00:11:25,509 در روایتی دیگر فرمود: 213 00:11:25,509 --> 00:11:28,509 اگر ابوبکر جای تو را بگیرد 214 00:11:28,509 --> 00:11:31,509 هرگز صدای گریه مردم را نشنیدم 215 00:11:31,509 --> 00:11:34,509 پس عمر گذشت و مردم را رهبری کرد 216 00:11:34,509 --> 00:11:37,509 ایشان رضی الله عنه فرمودند 217 00:11:37,509 --> 00:11:40,509 بعد از اینکه این فرمان را سه بار تکرار کرد 218 00:11:40,509 --> 00:11:42,509 مروه ابوبکر 219 00:11:42,509 --> 00:11:44,509 بگذار به مردم برسد 220 00:11:44,509 --> 00:11:47,509 اگر از یاران یوسف بودند 221 00:11:48,539 --> 00:11:52,539 شباهت عایشه و یاران یوسف 222 00:11:52,539 --> 00:11:55,539 که در هر دو مورد 223 00:11:55,539 --> 00:11:58,539 یک چیز را نشان دهید و چیز دیگری را پنهان کنید 224 00:11:58,539 --> 00:12:01,669 عایشه که خدا از او راضی باشد 225 00:12:01,669 --> 00:12:04,669 او نشان داد که پدرش آصف است 226 00:12:04,669 --> 00:12:06,669 و او آن را در درون خود پنهان کرد 227 00:12:06,669 --> 00:12:09,669 او به پدرش رحم می کند 228 00:12:09,669 --> 00:12:11,669 اگر در این مقام بلند شود 229 00:12:11,669 --> 00:12:13,669 که مردم نسبت به آن بدبین هستند 230 00:12:13,669 --> 00:12:15,929 و او گفت 231 00:12:15,929 --> 00:12:16,929 و او گفت 232 00:12:16,929 --> 00:12:19,929 به من نگاه کن که می توانم به چه کسی تکیه کنم 233 00:12:19,929 --> 00:12:22,929 یعنی او رضی الله عنه 234 00:12:22,929 --> 00:12:24,929 سبکی را در خود یافت 235 00:12:24,929 --> 00:12:27,929 پس خواست در مسجد نماز بخواند 236 00:12:27,929 --> 00:12:30,929 سپس بریره، غلام عایشه آمد 237 00:12:30,929 --> 00:12:32,929 او اتیوپیایی است 238 00:12:32,929 --> 00:12:34,929 و یک مرد دیگر 239 00:12:34,929 --> 00:12:37,929 در برخی از روایات نام او آمده است 240 00:12:37,929 --> 00:12:39,929 تشنج است 241 00:12:39,929 --> 00:12:41,929 او نیز مالک است 242 00:12:41,929 --> 00:12:43,929 پس به آنها تکیه داد 243 00:12:43,929 --> 00:12:45,929 او را به مسجد بردند 244 00:12:45,929 --> 00:12:47,929 در دو صحيح آمده است 245 00:12:47,929 --> 00:12:49,929 به عمویش عباس تکیه داد 246 00:12:49,929 --> 00:12:53,929 و علی رضی الله عنه از هر دوی آنها راضی باشد 247 00:12:53,929 --> 00:12:54,929 و گفته شد 248 00:12:54,929 --> 00:12:57,929 با تناسب و آه خم شد 249 00:12:57,929 --> 00:12:59,929 به درب مسجد 250 00:12:59,929 --> 00:13:01,929 سپس عباس و علی آن را تکمیل کردند 251 00:13:01,929 --> 00:13:04,929 به جایگاهش در مسجد 252 00:13:04,929 --> 00:13:05,929 و او گفت 253 00:13:05,929 --> 00:13:07,929 وقتی ابوبکر او را دید 254 00:13:07,929 --> 00:13:09,929 لینوکس از بین رفته است 255 00:13:09,929 --> 00:13:13,929 یعنی وقتی دوست رضی الله عنه او را دید 256 00:13:13,929 --> 00:13:15,929 رفت تا برگردد 257 00:13:15,929 --> 00:13:18,929 او با مردم سر کلاس دیر می آید 258 00:13:18,929 --> 00:13:22,929 به طوری که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امام است 259 00:13:22,929 --> 00:13:26,929 به او اشاره کرد که بی حرکت بماند 260 00:13:26,929 --> 00:13:30,120 تا اینکه ابوبکر نمازش را تمام کرد 261 00:13:30,120 --> 00:13:31,120 و او گفت 262 00:13:31,120 --> 00:13:36,120 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شد 263 00:13:36,120 --> 00:13:39,279 سپس سستی سودمند است 264 00:13:39,279 --> 00:13:42,279 یعنی او رضی الله عنه 265 00:13:42,279 --> 00:13:44,279 او در همان زمان دستگیر نشد 266 00:13:44,279 --> 00:13:46,279 بلکه مرا به خانه فرستادند 267 00:13:46,279 --> 00:13:50,279 ابوبکر مردم را در چند نماز امامت کرد 268 00:13:50,279 --> 00:13:53,279 تا اینکه رضی الله عنه از دنیا رفت 269 00:13:53,279 --> 00:13:55,379 روز دوشنبه فداکاری کرد 270 00:13:55,379 --> 00:13:57,379 بنابراین مردم شروع به صحبت کردند 271 00:13:57,379 --> 00:14:01,379 درباره رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 272 00:14:01,379 --> 00:14:03,379 برخی از آنها این را ثابت می کنند 273 00:14:03,379 --> 00:14:05,379 برخی از آنها سوال می پرسند 274 00:14:05,379 --> 00:14:07,379 عمر گفت 275 00:14:07,379 --> 00:14:09,379 قسم می خورم که هیچ کس را نمی شنوم 276 00:14:09,379 --> 00:14:11,379 ذکر شده است که رسول خدا 277 00:14:11,379 --> 00:14:13,379 او دستگیر شد 278 00:14:13,379 --> 00:14:16,379 جز اینکه با این شمشیر خود او را زدم 279 00:14:16,379 --> 00:14:19,379 به گمان اینکه او رضوان الله تعالی علیه 280 00:14:19,379 --> 00:14:21,379 بیهوش شد 281 00:14:21,379 --> 00:14:24,379 و بعد از آن بیدار خواهد شد 282 00:14:24,379 --> 00:14:27,379 این بخشی از وحشت این فاجعه است 283 00:14:27,379 --> 00:14:28,379 و او گفت 284 00:14:28,379 --> 00:14:31,379 مردم بی سواد بودند 285 00:14:31,379 --> 00:14:35,379 یعنی پیش از این در میان آنها پیامبری نبود 286 00:14:35,379 --> 00:14:39,379 آنها در شرایط بسیار سختی قرار داشتند 287 00:14:39,379 --> 00:14:42,379 فاجعه ای به سراغشان آمد که آنها را شگفت زده کرد 288 00:14:42,379 --> 00:14:45,379 در غیر این صورت اگر پیش از او پیامبری در میان آنها بوده است 289 00:14:45,379 --> 00:14:48,379 زندگی او به مرگ ختم شد 290 00:14:48,379 --> 00:14:53,570 از آن می دانستند که مقام او مانند آن پیامبر است 291 00:14:53,570 --> 00:14:54,570 و او گفت 292 00:14:54,570 --> 00:14:56,570 و مردم گفتند 293 00:14:56,570 --> 00:14:57,570 اوه سالم 294 00:14:57,570 --> 00:15:01,570 نزد صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 295 00:15:01,570 --> 00:15:03,570 پس دعوتش کن 296 00:15:03,570 --> 00:15:04,570 و سالم 297 00:15:04,570 --> 00:15:05,570 او یک همراه است 298 00:15:05,570 --> 00:15:07,570 راوی این حدیث 299 00:15:07,570 --> 00:15:10,570 دلیلش این است که ابوبکر رضی الله عنه 300 00:15:10,570 --> 00:15:13,570 از پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه بگیرید 301 00:15:13,570 --> 00:15:16,570 برای رفتن پیش خانواده اش در علیا 302 00:15:16,570 --> 00:15:20,570 پس پیامبر صلی الله علیه و آله به او اجازه داد 303 00:15:20,570 --> 00:15:22,570 سپس سالم نزد او آمد 304 00:15:22,570 --> 00:15:25,570 در مسجدش در علیا نشسته بود 305 00:15:25,570 --> 00:15:28,570 وارد شد و با تعجب گریه کرد 306 00:15:28,570 --> 00:15:31,570 یعنی گیج و رنجیده 307 00:15:31,570 --> 00:15:34,570 مضطرب از وحشت مجروح 308 00:15:34,570 --> 00:15:36,570 وقتی ابوبکر او را دید 309 00:15:36,570 --> 00:15:37,570 او گفت 310 00:15:37,570 --> 00:15:41,570 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شد 311 00:15:41,570 --> 00:15:44,570 او این را از وضعیت خود می دانست 312 00:15:44,570 --> 00:15:45,789 و او گفت 313 00:15:45,789 --> 00:15:51,789 سپس آمد و مردم بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شده بودند 314 00:15:51,789 --> 00:15:54,789 یعنی در خانه اش ازدحام کردند 315 00:15:54,789 --> 00:15:55,789 و او گفت 316 00:15:55,789 --> 00:15:58,789 ای مردم مرا رها کنید 317 00:15:58,789 --> 00:16:00,789 یعنی برای من جا باز کردند 318 00:16:00,789 --> 00:16:02,789 بنابراین او را آزاد کردند 319 00:16:02,789 --> 00:16:06,789 سپس آمد و بر او افتاد و او را لمس کرد 320 00:16:06,789 --> 00:16:09,789 یعنی گذاشتن دست روی بدنش 321 00:16:09,789 --> 00:16:13,789 همین که او را لمس کرد، فهمید که مرده است 322 00:16:13,789 --> 00:16:15,789 و او گفت 323 00:16:15,789 --> 00:16:19,789 تو مرده ای و آنها مرده اند 324 00:16:19,789 --> 00:16:24,860 سپس اصحاب از ابوبکر صدیق رضی الله عنه سؤال کردند 325 00:16:24,860 --> 00:16:28,860 درباره نحوه شستن پیامبر صلی الله علیه و آله 326 00:16:28,860 --> 00:16:31,860 و برایش دعا کن و دفنش کن 327 00:16:31,860 --> 00:16:36,269 سپس ابوبکر و عمر رضی الله عنه به سوی مردم بیرون رفتند 328 00:16:36,269 --> 00:16:39,269 آنها در مورد موضوع جانشینی صحبت می کنند 329 00:16:39,269 --> 00:16:42,269 در سقیفه بنی سعیده 330 00:16:42,269 --> 00:16:44,269 عمر به آنها گفت 331 00:16:44,269 --> 00:16:47,269 چه کسی سه تا از اینها را دارد؟ 332 00:16:47,269 --> 00:16:51,269 یعنی هر کی همچین فضایی برای سه تا داره ثابت میشه 333 00:16:51,269 --> 00:16:53,269 که برای ابوبکر ثابت شد 334 00:16:53,269 --> 00:16:57,269 اولین فضیلت است 335 00:16:57,269 --> 00:16:59,269 همان است که خداوند متعال می فرماید 336 00:16:59,269 --> 00:17:02,269 دومی از آن دو وقتی در غار بودند 337 00:17:02,269 --> 00:17:08,269 چه کسی سختی را با پیامبر صلی الله علیه و آله در غار تحمل کرد؟ 338 00:17:08,269 --> 00:17:10,369 و فضیلت دوم 339 00:17:10,369 --> 00:17:12,369 خداوند متعال فرمود 340 00:17:12,369 --> 00:17:15,369 وقتی به دوستش می گوید: غمگین مباش. 341 00:17:15,369 --> 00:17:20,369 چه کسی از صحابه در قرآن به همراهی او اشاره کرده است؟ 342 00:17:20,369 --> 00:17:22,400 و فضیلت سوم 343 00:17:22,400 --> 00:17:24,400 خداوند متعال فرمود 344 00:17:24,400 --> 00:17:26,400 خدا با ماست 345 00:17:26,400 --> 00:17:32,400 این مهمانی خاص با پیامبر صلی الله علیه و آله کیست؟ 346 00:17:32,400 --> 00:17:35,559 این فضائل ثابت شده است 347 00:17:35,559 --> 00:17:38,559 حق جانشینی خود را ثابت می کند 348 00:17:38,559 --> 00:17:39,559 او گفت 349 00:17:39,559 --> 00:17:42,559 سپس دست خود را دراز کرد و با او بیعت کرد 350 00:17:42,559 --> 00:17:45,559 یعنی عمر با ابوبکر رضی الله عنه بیعت کرد 351 00:17:45,559 --> 00:17:49,559 مردم به خوبی و زیبایی با او بیعت کردند 352 00:17:49,559 --> 00:17:52,559 زیرا در اثر ظاهر و توافق رخ داده است 353 00:17:52,559 --> 00:17:55,559 از اهل راه حل و قرارداد 354 00:17:55,559 --> 00:17:59,559 هیچ اجبار و اجباری وجود ندارد 355 00:17:59,559 --> 00:18:04,809 از انس بن مالک رضی الله عنه می فرماید: 356 00:18:04,809 --> 00:18:07,809 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله پیدا شد 357 00:18:07,809 --> 00:18:10,809 از اندوه مرگ چیزی نیافت 358 00:18:10,809 --> 00:18:13,809 فاطمه رضی الله عنه گفت 359 00:18:13,809 --> 00:18:15,809 چه فاجعه ای 360 00:18:15,809 --> 00:18:19,839 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 361 00:18:19,839 --> 00:18:22,839 بعد از امروز هیچ ناراحتی برای پدرت نخواهد بود 362 00:18:22,839 --> 00:18:25,839 او از پدر شما آمده است 363 00:18:25,839 --> 00:18:28,839 چیزی از آن کم نمی ماند 364 00:18:28,839 --> 00:18:31,839 مرگ در قیامت 365 00:18:31,839 --> 00:18:36,019 در این حدیث 366 00:18:36,019 --> 00:18:39,019 انس رضی الله عنه می گوید 367 00:18:39,019 --> 00:18:42,019 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله پیدا شد 368 00:18:42,019 --> 00:18:45,019 از اندوه مرگ چیزی نیافت 369 00:18:45,019 --> 00:18:48,019 یعنی زمانی که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم دچار عذاب شد 370 00:18:48,019 --> 00:18:51,019 از سختی ها و مستی های مرگ 371 00:18:51,019 --> 00:18:53,019 چیزی که ما متحمل شدیم 372 00:18:53,019 --> 00:18:56,019 فاطمه رضی الله عنه گفت 373 00:18:56,019 --> 00:18:58,019 چه فاجعه ای 374 00:18:58,019 --> 00:19:01,019 یعنی این رنج بزرگی است 375 00:19:01,019 --> 00:19:03,019 این یک وحشت بزرگ است 376 00:19:03,019 --> 00:19:06,019 این کلمه ای است که آزار دهنده و دردناک است 377 00:19:06,019 --> 00:19:09,019 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 378 00:19:09,019 --> 00:19:11,019 سرگرمش کن 379 00:19:11,019 --> 00:19:14,019 بعد از امروز هیچ ناراحتی برای پدرت نخواهد بود 380 00:19:14,019 --> 00:19:17,019 او از پدر شما آمده است 381 00:19:17,019 --> 00:19:20,019 چیزی از آن کم نمی ماند 382 00:19:20,019 --> 00:19:23,019 یعنی بدبختی مرگ عمومی است 383 00:19:24,019 --> 00:19:27,019 فهمیدن این موضوع باعث تسکین آن می شود 384 00:19:27,019 --> 00:19:30,019 و قول او: مرگ در قیامت 385 00:19:30,019 --> 00:19:33,019 یعنی ملاقات در قیامت صورت می گیرد 386 00:19:33,019 --> 00:19:36,019 و معنی 387 00:19:36,019 --> 00:19:39,019 تا اون روز صبور باش 388 00:19:39,019 --> 00:19:42,250 در صحیح البخاری آمده است 389 00:19:42,250 --> 00:19:45,250 قال عن انس رضی الله عنه 390 00:19:45,250 --> 00:19:48,250 زمانی که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم سنگینی می کرد 391 00:19:48,250 --> 00:19:51,250 او را وادار کرد که خودش را بپوشاند 392 00:19:51,250 --> 00:19:54,250 فاطمه سلام الله علیها فرمود 393 00:19:54,250 --> 00:19:57,279 و ناراحتی پدرش 394 00:19:57,279 --> 00:20:00,279 به او گفت: این وظیفه پدرت نیست. 395 00:20:00,279 --> 00:20:03,410 دلتنگی بعد از امروز 396 00:20:03,410 --> 00:20:06,410 وقتی مرد، گفت: 397 00:20:06,410 --> 00:20:09,500 ای پدر، او دعوت خدا را اجابت کرد 398 00:20:09,500 --> 00:20:12,500 پدر، اهل بهشت 399 00:20:12,500 --> 00:20:15,500 بهشت جایگاه اوست 400 00:20:15,500 --> 00:20:18,500 پدر، به جبرئیل 401 00:20:18,500 --> 00:20:21,630 وقتی او را دفن کردند 402 00:20:21,630 --> 00:20:24,630 فاطمه سلام الله علیها فرمود 403 00:20:24,630 --> 00:20:27,630 ای انس خوب کردی 404 00:20:27,630 --> 00:20:30,630 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اصرار کنند 405 00:20:30,630 --> 00:20:35,680 خاک 406 00:20:35,680 --> 00:20:38,680 از ابن عباس رضی الله عنهم 407 00:20:38,680 --> 00:20:41,680 اتفاق می افتد که رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنید 408 00:20:41,680 --> 00:20:44,710 او می گوید 409 00:20:44,710 --> 00:20:47,710 چه کسی از امت من وقفه داشته است؟ 410 00:20:48,710 --> 00:20:51,740 عایشه گفت 411 00:20:51,740 --> 00:20:54,740 هر که از امت تو مازاد دارد 412 00:20:54,740 --> 00:20:57,740 فرمود: و هر که زیاده باشد 413 00:20:57,740 --> 00:21:00,869 اوه، موفق باشید 414 00:21:00,869 --> 00:21:03,869 گفت: هر که زیادت نداشته باشد 415 00:21:03,869 --> 00:21:06,869 از ملت شما 416 00:21:06,869 --> 00:21:09,869 من برای ملتم شکست خورده ام 417 00:21:09,869 --> 00:21:14,150 آنها مثل من آلوده نخواهند شد 418 00:21:14,150 --> 00:21:17,150 در این حدیث 419 00:21:17,150 --> 00:21:20,150 خدا رحمتش کند و درود فرستد 420 00:21:20,150 --> 00:21:23,150 چه کسی از امت من وقفه داشته است؟ 421 00:21:23,150 --> 00:21:26,150 خداوند آنها را وارد بهشت کند 422 00:21:26,150 --> 00:21:29,150 زیاده روی در منشأ 423 00:21:29,150 --> 00:21:32,150 او مردی است که بر مردم سبقت می گیرد و به پیش می برد 424 00:21:32,150 --> 00:21:35,150 تا زمانی که آنها را در جای مناسب ببیند 425 00:21:35,150 --> 00:21:38,150 در اینجا منظور چیست 426 00:21:38,150 --> 00:21:41,150 پسر کوچولو 427 00:21:41,150 --> 00:21:44,150 منظور این است که متوفی قبل از بلوغ دو فرزند داشته است 428 00:21:44,150 --> 00:21:47,150 پس صبور باش و پاداش بخواه 429 00:21:47,150 --> 00:21:50,150 خداوند آنها را وارد بهشت کند 430 00:21:50,150 --> 00:21:53,150 عایشه رضی الله عنها گفت 431 00:21:53,150 --> 00:21:56,150 هر که از امت تو مازاد دارد 432 00:21:56,150 --> 00:21:59,150 یعنی کسی که یک افراط دارد 433 00:21:59,150 --> 00:22:02,150 آیا شامل ثواب می شود یا خیر؟ 434 00:22:02,150 --> 00:22:05,150 ایشان رضی الله عنه فرمودند 435 00:22:05,150 --> 00:22:08,150 و هر که افراط داشته باشد 436 00:22:08,150 --> 00:22:11,150 اوه، موفق باشید 437 00:22:12,180 --> 00:22:15,180 و گفتار او رضی الله عنه 438 00:22:15,180 --> 00:22:18,180 با آرزوی موفقیت برای عایشه 439 00:22:18,180 --> 00:22:21,180 یعنی شما خوش شانس هستید 440 00:22:21,180 --> 00:22:24,180 چنین سوالات مفیدی 441 00:22:24,180 --> 00:22:27,180 این از قبله عایشه رضی الله عنها است 442 00:22:27,180 --> 00:22:30,180 خدا اجرش بده 443 00:22:30,180 --> 00:22:33,220 و بگو 444 00:22:33,220 --> 00:22:36,220 هر که از امت تو زائد نداشته باشد 445 00:22:36,220 --> 00:22:39,220 یعنی چی؟ 446 00:22:40,220 --> 00:22:43,220 ایشان رضی الله عنه فرمودند 447 00:22:43,220 --> 00:22:46,220 من برای ملتم شکست خورده ام 448 00:22:46,220 --> 00:22:49,220 آنها مثل من آلوده نخواهند شد 449 00:22:49,220 --> 00:22:52,220 یعنی بدبختی ملت 450 00:22:52,220 --> 00:22:55,220 با از دست دادن او که درود خدا بر او باد 451 00:22:55,220 --> 00:22:58,220 بزرگتر از بدبختی انسان 452 00:22:58,220 --> 00:23:01,220 با از دست دادن یک یا چند فرزند 453 00:23:01,220 --> 00:23:04,220 هر که دچار بدبختی شود 454 00:23:04,220 --> 00:23:07,220 مثل از دست دادن پدر و مادر 455 00:23:07,220 --> 00:23:10,220 یا یکی از برادرها یا یکی از بچه ها 456 00:23:10,220 --> 00:23:13,220 یا دیگران 457 00:23:13,220 --> 00:23:16,220 مصیبت خود را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر کند 458 00:23:16,220 --> 00:23:19,220 بزرگترین مصیبت است 459 00:23:19,220 --> 00:23:22,220 این برای کسانی که متوجه آن هستند جامع است 460 00:23:22,220 --> 00:23:26,690 زمان او یا او آن را متوجه نشد 461 00:23:26,690 --> 00:23:29,690 بقیه صحبت ها انشاالله 462 00:23:29,690 --> 00:23:32,690 و خدا داناتر است 463 00:23:32,690 --> 00:23:35,690 صلوات و درود خدا بر پیامبر ما محمد 464 00:23:35,690 --> 00:23:38,690 درود خداوند بر او و همه خاندانش باد