توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید یک چالش جدید از طرف من من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از انصار هستم از قبیله خزرج بنی النجار من برادر انس بن مالک، خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم. همه صحنه ها را با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به جز بدر دیدم پیامبر صلی الله علیه و آله درباره من فرمود پروردگاری ژولیده و خاک آلود که به او اهمیت نمی دهد اگر به خدا سوگند یاد می کرد به آن وفا می کرد از آنها این است پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در جنگ های ارتداد شرکت کرد تو یکی از کلیدهای پیروزی مسلمین در روز الیامه بودی پس از آنکه مسیلمه دروغگو و همراهانش در باغی بزرگ مستحکم شدند دیوار بزرگی دارد که به آن باغ می گویند پس از مدتی که محاصره به طول انجامید به دوستانم گفتم مرا بر سپری بر نوک نیزه هایت حمل کن بعد مرا انداختند پارک بنابراین آنها انجام دادند بنابراین او به باغ حمله کرد من به تنهایی با سپاه مسیلمه دروغگو جنگیدم با مدافعان دروازه باغ جنگیدم تا اینکه تونستم بازش کنم پس مسلمانان در حال رشد وارد آن شدند خدا بزرگ است، خدا بزرگ است ما در نبرد پیروز شدیم من آن روز آسیب دیدم هشتاد و چند زخم پس خالد بن ولید رضی الله عنه ماند علی شهرا مرهم زخم هایم است او قبل از جنگ به شمشیربازی معروف بود صد دلیر در دوئل کشته شدند این علاوه بر کسانی است که در طول نبردها کشته اید به خاطر جسارت، شجاعت و عدم ترس از مرگ نوشته خلیفه عمر بن الخطاب رضی الله عنه خطاب به فرماندهان ارتش او به آنها توصیه می کند که از من در ارتش یا گروهان استفاده نکنند توضیح این موضوع که من در خطر مرگ هستم و در یکی از نبردها فرصت ها را محاصره می کنیم به احتمال زیاد کلالیبا را به زنجیر می انداختند در بدن مرد نفوذ می کند تا زمانی که بمیرد یکی از آنها برادرم انس رضی الله عنه را زد پس با عجله به سمتش رفتم با دستم زنجیر را گرفتم تا او را از آن رها کنم تا اینکه موفق به انجام این کار شدم بعد به دستم نگاه کردم سپس گوشت او از گرمای شدید افتاد به استخوان نگاه کردم بعد از آن گواهی را گرفتم در نبرد بزرگ من، تو پنهان خواهی شد من کی هستم؟ امیدوارم در نظرات موفق باشید وقتی قسمت بعدی میاد انشالله