توقف کنید با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد یک چالش جدید از طرف من من از اصحاب انصار هستم من به محض ورود اسلام به شهر اسلام آوردم من با پیامبر صلی الله علیه و آله بدر و احد را شاهد بودم او به شجاعت و شجاعت معروف بود و عشق به ساختن و فداکاری در راه دفاع از دین و مسلمین من زیاد زندگی نکردم من فقط سه سال در اسلام زندگی کردم مأموریت من در جنگ احد بود هنگامی که جنگ در احد شدت گرفت دشمنان به رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک شدند تنها چند مسلمان در اطراف او بودند مصعب بن عمیر رضی الله عنه از او دفاع کرد تا کشته شد ابودجانه رضی الله عنه در دفاع از او به خوبی عمل کرد تا اینکه زخم ها زیاد شد رسول خدا صلی الله علیه و آله مجروح شد چهارضلعی آن بریده بریده بود و لبش بریده شد گونه اش زخمی شده بود بر رسول خدا صلی الله علیه و آله تکلیف شد زیرا بین دو سپر قابل مشاهده است ایشان رضی الله عنه فرمودند چه کسی خود را به ما می فروشد؟ پس گروهی از انصار با من به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ایستادند. تا جایی که می توانستیم با دشمن جنگیدیم و مشرکان را از او دور کردیم ما از رسول خدا صلی الله علیه و آله محافظت کردیم با تمام اراده و قدرتمان سینه هایمان را جلوی تیرها و نیزه ها می گذاریم تا اینکه یکی یکی به دستش افتادیم پس یارانم کشته شدند و من آخرین آنها ماندم افتادم و زخم ها مرا درست کردند سپس اصحاب به جایگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند پس با کفار جنگید و کاری را که شروع کردیم با دفاع از او به پایان برسانیم تا اینکه آنها را از او دور کردند به رسول خدا صلی الله علیه و آله نگاه کرد و من نفسی از زندگی دارم و شادی چهره ام را پر می کند موفقیت ما در رسالت حفظ آن او رضی الله عنه به یارانش گفت او را به من نزدیک کن وقتی مرا به او نزدیک کردند سرم را گذاشت روی پایش و این فقط چند لحظه است تا اینکه روحم لبریز شد گونه ام روی پایش بود که خدا رحمتش کند من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشالله