WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:02.020
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:16.339 --> 00:00:18.339
انجمن مواضع خشنود است

00:00:18.339 --> 00:00:20.339
به شما ارائه شود

00:00:20.339 --> 00:00:22.339
تصاویری از زندگی صحابه

00:00:22.339 --> 00:00:24.339
نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا

00:00:26.339 --> 00:00:29.839
خدا رحمتش کند

00:00:29.839 --> 00:00:31.839
سلمان فارسی

00:00:31.839 --> 00:00:33.869
خداوند از او راضی باشد

00:00:45.229 --> 00:00:48.320
این داستان ماست

00:00:48.320 --> 00:00:50.320
این داستان جستجوی حقیقت است

00:00:50.320 --> 00:00:52.320
خداجو

00:00:52.320 --> 00:00:54.320
داستان سلمان فارسی

00:00:54.320 --> 00:00:56.320
خداوند از او راضی و خشنود باشد

00:00:56.320 --> 00:00:58.350
برویم

00:00:58.350 --> 00:01:00.350
سلمان خودش میدان دارد

00:01:00.350 --> 00:01:02.350
تا وقایع داستانش را برایمان تعریف کند

00:01:02.350 --> 00:01:04.349
بنابراین او آن را احساس کرد

00:01:04.349 --> 00:01:06.349
عمیق تر و روایت شده

00:01:06.349 --> 00:01:08.349
دقیق تر و صادقانه تر است

00:01:08.349 --> 00:01:10.349
سلمان گفت

00:01:10.349 --> 00:01:12.349
من یک پسر ایرانی از خانواده بودم

00:01:12.349 --> 00:01:14.349
اصفهان از روستا

00:01:14.349 --> 00:01:16.349
او را ژیان می نامند

00:01:16.349 --> 00:01:18.349
پدرم دهقان بود

00:01:18.349 --> 00:01:20.349
روستا ثروتمندتر است

00:01:20.349 --> 00:01:22.349
مردم آن ثروتمند و برتر هستند

00:01:22.349 --> 00:01:24.349
وضعیت و من آن را دوست داشتم

00:01:24.349 --> 00:01:26.349
از آن زمان خدا او را آفرید

00:01:26.349 --> 00:01:28.349
او متولد شده و هنوز هم هست

00:01:28.349 --> 00:01:30.349
عشق او به من قوی تر و قوی تر می شود

00:01:30.349 --> 00:01:32.349
حتی برای روزها

00:01:32.349 --> 00:01:34.349
از ترس مرا در خانه حبس کرد

00:01:34.349 --> 00:01:36.349
علی که تو زندانی

00:01:36.349 --> 00:01:38.349
دختران سخت کار کرده اند

00:01:38.349 --> 00:01:40.349
حتی در مجوس

00:01:40.349 --> 00:01:42.349
من شدم ارزش های آتش که

00:01:42.349 --> 00:01:44.349
ما او را پرستش کردیم

00:01:44.349 --> 00:01:46.349
آتش زدن آن به من سپرده شد

00:01:46.349 --> 00:01:48.349
تا یک ساعت کمرنگ نشود

00:01:48.349 --> 00:01:50.379
روز یا شب

00:01:50.379 --> 00:01:52.379
پدرم ملکی داشت

00:01:52.379 --> 00:01:54.379
مزایای زیادی برای ما به ارمغان می آورد

00:01:54.379 --> 00:01:56.379
بازدهی عالی بود

00:01:56.379 --> 00:01:58.379
پدرم روی آن می ایستد و درو می کند

00:01:59.379 --> 00:02:01.379
و در یک زمان

00:02:01.379 --> 00:02:03.379
مشغول رفتن به روستا بود

00:02:03.379 --> 00:02:05.379
و او گفت

00:02:05.379 --> 00:02:07.379
پسرم

00:02:07.379 --> 00:02:09.379
با آنچه می بینی حواس من را از این املاک پرت کرده است

00:02:09.379 --> 00:02:11.379
پس برو پیشش

00:02:11.379 --> 00:02:13.379
امروز او از من مراقبت کرد

00:02:13.379 --> 00:02:15.379
پس به روستای خودمان رفتم

00:02:15.379 --> 00:02:17.379
در حالی که من به نوعی هستم

00:02:17.379 --> 00:02:19.379
از کنار یک کلیسا گذشتم

00:02:19.379 --> 00:02:21.379
از کلیساهای مسیحی

00:02:21.379 --> 00:02:23.379
بنابراین من صدای آنها را در آنجا شنیدم

00:02:23.379 --> 00:02:25.379
و نماز می خوانند

00:02:25.379 --> 00:02:27.379
که توجه من را جلب کرد

00:02:27.379 --> 00:02:29.379
من چیزی در مورد آن نمی دانستم

00:02:29.379 --> 00:02:31.379
موضوع پیروزی یا فرمان

00:02:31.379 --> 00:02:33.379
سایر اهل دین

00:02:33.379 --> 00:02:35.379
چون پدرم مدت زیادی مرا بلاک کرده بود

00:02:35.379 --> 00:02:37.379
درباره مردم خانه ما

00:02:37.379 --> 00:02:39.379
وقتی صدایشان را شنیدم

00:02:39.379 --> 00:02:41.379
وارد آنها شدم تا ببینم چه می کنند

00:02:41.379 --> 00:02:43.379
وقتی به آنها نگاه کردم

00:02:43.379 --> 00:02:45.379
از دعاهایشان خوشم آمد

00:02:45.379 --> 00:02:47.379
و من دین آنها را می خواستم

00:02:47.379 --> 00:02:49.379
و من گفتم

00:02:49.379 --> 00:02:51.379
به خدا این بهتر از آن است

00:02:51.379 --> 00:02:53.379
ما بر آن هستیم، به خدا

00:02:53.379 --> 00:02:55.379
تا غروب آفتاب آنها را ترک نکردم

00:02:55.379 --> 00:02:57.379
و من نرفتم

00:02:57.379 --> 00:02:59.379
املاک پدرم

00:02:59.379 --> 00:03:01.379
بعد از آنها پرسیدم

00:03:01.379 --> 00:03:03.379
خاستگاه این دین کجاست؟

00:03:03.379 --> 00:03:05.379
در شام گفتند

00:03:05.379 --> 00:03:07.419
و من شب را قبول نکردم

00:03:07.419 --> 00:03:09.419
به خانه مان برگشتم

00:03:09.419 --> 00:03:11.419
سپس پدرم مرا ملاقات کرد و از من پرسید

00:03:11.419 --> 00:03:13.419
در مورد چیزی که من ساختم

00:03:13.419 --> 00:03:15.419
پس گفتم پدر

00:03:15.419 --> 00:03:17.419
از کنار مردم گذشتم

00:03:17.419 --> 00:03:19.419
آنها در کلیسای خود دعا می کنند

00:03:19.419 --> 00:03:21.419
من از آنچه از دین آنها دیدم خوشم آمد

00:03:21.419 --> 00:03:23.419
من هنوز آنها را دارم

00:03:23.419 --> 00:03:25.419
تا اینکه خورشید غروب کرد

00:03:25.419 --> 00:03:27.419
پدرم از کاری که من کرده بودم وحشت داشت

00:03:27.419 --> 00:03:29.419
چی گفت پسر؟

00:03:29.419 --> 00:03:31.419
نه در آن دین

00:03:31.419 --> 00:03:33.419
بهترین دین شماست

00:03:33.419 --> 00:03:35.419
دین پدران شما بهتر از آن است

00:03:35.419 --> 00:03:37.419
گفتم نه

00:03:37.419 --> 00:03:39.419
به خدا سوگند که دین آنهاست

00:03:39.419 --> 00:03:41.419
برای صلاح دینمان

00:03:41.419 --> 00:03:43.419
پدرم از حرف من می ترسید

00:03:43.419 --> 00:03:45.419
ترسیدم که دینم را ترک کنم

00:03:45.419 --> 00:03:47.419
مرا در خانه حبس کرد

00:03:47.419 --> 00:03:49.419
دستبند روی پایم گذاشت

00:03:49.419 --> 00:03:51.419
وقتی فرصت پیدا کردم

00:03:51.419 --> 00:03:53.419
فرصت

00:03:53.419 --> 00:03:55.419
من برای مسیحیان پیام فرستادم تا به آنها بگویم

00:03:55.419 --> 00:03:57.419
اگر نزد شما آمد، سوار شوید

00:03:57.419 --> 00:03:59.419
او می خواهد به شام برود

00:03:59.419 --> 00:04:01.419
پس به من خبر بده

00:04:01.419 --> 00:04:03.419
فقط کمی است

00:04:03.419 --> 00:04:05.419
تا اینکه به سراغشان آمد

00:04:05.419 --> 00:04:07.419
به سمت شام

00:04:07.419 --> 00:04:09.419
پس در مورد آن به من بگویید

00:04:09.419 --> 00:04:11.419
بنابراین او دستبندهای من را نگه داشت تا اینکه من او را باز کردم

00:04:11.419 --> 00:04:13.419
ناشناس با آنها بیرون رفتم

00:04:13.419 --> 00:04:15.419
تا اینکه به آن رسیدیم

00:04:15.419 --> 00:04:17.420
شام

00:04:17.420 --> 00:04:19.420
وقتی به آنجا فرود آمدیم

00:04:19.420 --> 00:04:21.420
گفتم بهترین مرد کیست

00:04:21.420 --> 00:04:23.420
از اهل این دین

00:04:23.420 --> 00:04:25.420
گفتند اسقف

00:04:25.420 --> 00:04:27.420
کشیش کلیسا

00:04:27.420 --> 00:04:29.420
پس نزد او آمدم و گفتم

00:04:29.420 --> 00:04:31.420
من مسیحیت را می خواستم

00:04:31.420 --> 00:04:33.420
و من دوست داشتم به تو بچسبم

00:04:33.420 --> 00:04:35.420
من در خدمت شما هستم و از شما می آموزم

00:04:35.420 --> 00:04:37.420
من با شما ادامه می دهم

00:04:37.420 --> 00:04:39.420
گفت: بیا داخل.

00:04:39.420 --> 00:04:41.420
پس با او وارد شدم و خدمتش کردم

00:04:41.420 --> 00:04:43.420
بعد خیلی دوام نیاورد

00:04:43.420 --> 00:04:45.420
اگر آن مرد را می شناختم

00:04:45.420 --> 00:04:47.420
مرد بد

00:04:47.420 --> 00:04:49.420
و آن را با دوستی دنبال کنید

00:04:49.420 --> 00:04:51.420
و پاداش آنها را می خواهد

00:04:51.420 --> 00:04:53.420
اگر مقداری از آن را به او بدهند

00:04:53.420 --> 00:04:55.420
چیزی که برای رضای خدا خرج کنیم

00:04:55.420 --> 00:04:57.420
برای خودش احتکار کرد

00:04:57.420 --> 00:04:59.420
به فقرا و نیازمندان نمی داد

00:04:59.420 --> 00:05:01.420
چیزی از او نیست

00:05:01.420 --> 00:05:03.420
تا اینکه هفت سکه جمع کرد

00:05:03.420 --> 00:05:05.420
از طلا

00:05:05.420 --> 00:05:07.420
با نفرت شدید از او متنفر بودم

00:05:07.420 --> 00:05:09.420
وقتی او را دیدم

00:05:09.420 --> 00:05:11.420
سپس او به زودی درگذشت

00:05:11.420 --> 00:05:13.420
هواداران برای دفن او جمع شدند

00:05:13.420 --> 00:05:15.420
بنابراین به آنها گفتم

00:05:15.420 --> 00:05:17.420
تو مرد بدی بودی

00:05:17.420 --> 00:05:19.420
او به شما دستور می دهد که دوست باشید و شما را آرزو می کند

00:05:19.420 --> 00:05:21.420
در آنجا، هنگامی که شما به او می آیید

00:05:21.420 --> 00:05:23.420
با آن آن را برای خودش احتکار کرد

00:05:23.420 --> 00:05:25.420
به فقرا نمی داد

00:05:25.420 --> 00:05:27.420
هیچ چیز از آن

00:05:27.420 --> 00:05:29.420
گفتند از کجا فهمیدی؟

00:05:29.420 --> 00:05:31.420
گفتم من هستم

00:05:31.420 --> 00:05:33.420
گنج او را به تو نشان خواهم داد

00:05:33.420 --> 00:05:35.420
گفتند بله

00:05:35.420 --> 00:05:37.420
ما به او نشان دادیم و من به آنها نشان دادم

00:05:37.420 --> 00:05:39.420
مکان آن، پس آن را استخراج کردند

00:05:39.420 --> 00:05:41.420
هفت دیگ پر از آن بود

00:05:41.420 --> 00:05:43.420
طلا و نقره

00:05:43.420 --> 00:05:45.420
وقتی او را دیدند گفتند:

00:05:45.420 --> 00:05:47.420
به خدا قسم او را دفن نمی کنیم

00:05:47.420 --> 00:05:49.420
سپس او را مصلوب کردند و سنگسار کردند

00:05:49.420 --> 00:05:51.420
با سنگ پس او

00:05:51.420 --> 00:05:53.420
فقط اندکی گذشت

00:05:53.420 --> 00:05:55.420
تا اینکه مرد دیگری را تعیین کردند

00:05:55.420 --> 00:05:57.420
من به جای او به او چسبیدم

00:05:57.420 --> 00:05:59.420
من مردی را ندیدم

00:05:59.420 --> 00:06:01.420
در این دنیا از او دوری کن

00:06:01.420 --> 00:06:03.420
من او را در آخرت آرزو نمی کنم

00:06:03.420 --> 00:06:05.420
و من به او اهمیت نمی دهم

00:06:05.420 --> 00:06:07.420
شبانه روز عبادت کنید

00:06:07.420 --> 00:06:09.420
پس من او را صمیمانه دوست داشتم

00:06:09.420 --> 00:06:11.420
من با او ماندم

00:06:11.420 --> 00:06:13.420
وقتی مرگ به سراغش آمد

00:06:13.420 --> 00:06:15.420
به او گفتم

00:06:15.420 --> 00:06:17.420
آه فلانی

00:06:17.420 --> 00:06:19.420
چه کسی را توصیه می کنید؟

00:06:19.420 --> 00:06:21.420
پس از تو به من توصیه می کنی که با کی باشم؟

00:06:21.420 --> 00:06:23.420
و او گفت

00:06:23.420 --> 00:06:25.420
بله پسر

00:06:25.420 --> 00:06:27.420
من کسی را نمی شناسم که بودم

00:06:27.420 --> 00:06:29.420
به جز مردی در موصل

00:06:29.420 --> 00:06:31.420
او فلانی است

00:06:31.420 --> 00:06:33.420
تحریف نشده و تغییری نکرده است

00:06:33.420 --> 00:06:35.420
حق آن

00:06:35.420 --> 00:06:37.420
وقتی دوستم فوت کرد

00:06:37.420 --> 00:06:39.420
من با آن مرد در موصل تماس گرفتم

00:06:39.420 --> 00:06:41.420
برای چیزی که درخواست کردم

00:06:41.420 --> 00:06:43.420
این خبر را به او گفتم

00:06:43.420 --> 00:06:45.420
و من به او گفتم فلانی

00:06:45.420 --> 00:06:47.420
وقتی فوت کرد به من توصیه کرد که ...

00:06:47.420 --> 00:06:49.420
بگیر و به من بگو

00:06:49.420 --> 00:06:51.420
نگه داشتن آنچه بود

00:06:51.420 --> 00:06:53.420
گفت درست است

00:06:53.420 --> 00:06:55.420
با من بمان

00:06:55.420 --> 00:06:57.420
من پیش او ماندم و او را پیدا کردم

00:06:57.420 --> 00:06:59.420
خوب

00:06:59.420 --> 00:07:01.420
سپس او به زودی درگذشت

00:07:01.420 --> 00:07:03.420
وقتی مرگ به سراغش آمد

00:07:03.420 --> 00:07:05.420
به او گفتم

00:07:05.420 --> 00:07:07.420
ای فلانی او به سوی تو آمده است

00:07:07.420 --> 00:07:09.420
از فرمان خدا آن چیزی است که می بینید

00:07:09.420 --> 00:07:11.420
و تو می دانی که درباره من چه می دانی

00:07:11.420 --> 00:07:13.420
فایل از

00:07:13.420 --> 00:07:15.420
به من توصیه کن و او گفت

00:07:15.420 --> 00:07:17.420
بله پسر

00:07:17.420 --> 00:07:19.420
قسم می خورم که نمی دانم مردی در ...

00:07:19.420 --> 00:07:21.420
مثل چیزی که قبلا بودیم

00:07:21.420 --> 00:07:23.420
جز مردی از دو شهر

00:07:23.420 --> 00:07:25.420
او فلانی است، پس به او بپیوندید

00:07:25.420 --> 00:07:27.420
وقتی مرد ناپدید شد

00:07:27.420 --> 00:07:29.420
یک دفعه بهم رسیدم

00:07:29.420 --> 00:07:31.420
با یک همراه از دو شهر

00:07:31.420 --> 00:07:33.420
و من خبرم را به او گفتم و چه

00:07:33.420 --> 00:07:35.420
دوستم به من دستور داد این کار را انجام دهم

00:07:35.420 --> 00:07:37.420
او به من گفت: پیش ما بمان.

00:07:37.420 --> 00:07:39.420
من پیش او ماندم و او را پیدا کردم

00:07:39.420 --> 00:07:41.420
همانطور که بود

00:07:41.420 --> 00:07:43.420
دو دوستش خوبن

00:07:43.420 --> 00:07:45.420
به خدا سوگند دیری نگذشت که با آن نازل شد

00:07:45.420 --> 00:07:47.420
مرگ وقتی در آن شرکت کردم

00:07:47.420 --> 00:07:49.420
مرگ را به او گفتم

00:07:49.420 --> 00:07:51.420
میدونستم مشکلی با من پیش اومده

00:07:51.420 --> 00:07:53.420
فیلی می دانست کیست

00:07:53.420 --> 00:07:55.420
به من توصیه کن و او گفت

00:07:55.420 --> 00:07:57.420
بله پسر

00:07:57.420 --> 00:07:59.420
قسم می خورم که کسی را نمی شناسم

00:07:59.420 --> 00:08:01.420
تنها چیزی که می ماند برای ماست

00:08:01.420 --> 00:08:03.420
مردی در آموریا

00:08:03.420 --> 00:08:05.420
پس او را دنبال کرد

00:08:05.420 --> 00:08:07.420
بنابراین من او را دنبال کردم

00:08:07.420 --> 00:08:09.420
و من خبرم را به او گفتم

00:08:09.420 --> 00:08:11.420
و او گفت: بمان

00:08:11.420 --> 00:08:13.420
من با یک مرد ماندم

00:08:13.420 --> 00:08:15.420
به خدا او در راه بود

00:08:15.420 --> 00:08:17.420
دوستانش به دست آورده اند

00:08:17.420 --> 00:08:19.420
و من گاو و غنیمت دارم

00:08:19.420 --> 00:08:21.420
بعد خیلی طول نکشید که پایین آمد

00:08:21.420 --> 00:08:23.420
برای یارانش چه شد؟

00:08:23.420 --> 00:08:25.420
هر کی خدا دستور بده پس چرا

00:08:25.420 --> 00:08:27.420
من در مرگش شرکت کردم، به او گفتم

00:08:27.420 --> 00:08:29.420
تو از من خبر داری

00:08:29.420 --> 00:08:31.420
از فیلی چه می دانید؟

00:08:31.420 --> 00:08:33.419
مرا نصیحت کن و امر نکن

00:08:33.419 --> 00:08:35.419
انجام دادن

00:08:35.419 --> 00:08:37.419
گفت: بله پسرم

00:08:37.419 --> 00:08:39.419
قسم می خورم که نمی دانم وجود دارد

00:08:39.419 --> 00:08:41.419
هیچکدام از مردم روی آن نماندند

00:08:41.419 --> 00:08:43.419
پشت زمین نگه داشته است

00:08:43.419 --> 00:08:45.419
با چیزی که بودیم

00:08:45.419 --> 00:08:47.419
اما مدتی است

00:08:47.419 --> 00:08:49.419
با زمین بیرون می آید

00:08:49.419 --> 00:08:51.419
اعراب پیامبری هستند که مبعوث خواهند شد

00:08:51.419 --> 00:08:53.419
ابراهیم چاق می شود و سپس هجرت می کند

00:08:53.419 --> 00:08:55.419
از سرزمینش به سرزمینش

00:08:55.419 --> 00:08:57.419
درخت خرمایی بین دو درخت

00:08:57.419 --> 00:08:59.419
و او هیچ نشانه ای ندارد

00:09:00.419 --> 00:09:02.419
هدیه را می خورد

00:09:02.419 --> 00:09:04.419
صدقه نمی خورد

00:09:04.419 --> 00:09:06.419
و بین شانه هایش مهر نبوت است

00:09:06.419 --> 00:09:08.419
اگه می تونی برسی

00:09:08.419 --> 00:09:10.419
در آن کشور، این کار را انجام دهید

00:09:10.419 --> 00:09:12.419
سپس درگذشت

00:09:12.419 --> 00:09:14.419
پس من به دنبال او ماندم

00:09:14.419 --> 00:09:16.419
در آموریا در زمان

00:09:16.419 --> 00:09:18.419
تا اینکه یک نفر از آنجا گذشت

00:09:18.419 --> 00:09:20.419
از تجار عرب قبیله

00:09:20.419 --> 00:09:22.419
یک سگ، بنابراین به آنها گفتم

00:09:22.419 --> 00:09:24.419
اگه منو با خودت ببری

00:09:24.419 --> 00:09:26.419
به سرزمین اعراب

00:09:26.419 --> 00:09:28.419
من این گاوها و غنیمت هایم را به تو می دهم

00:09:28.419 --> 00:09:30.419
و گفتند بله

00:09:30.419 --> 00:09:32.419
ما شما را حمل می کنیم

00:09:32.419 --> 00:09:34.419
بنابراین آن را به آنها دادم

00:09:34.419 --> 00:09:36.419
و مرا با خود بردند

00:09:36.419 --> 00:09:38.419
حتی اگر به وادی القری برسیم

00:09:38.419 --> 00:09:40.419
به من خیانت کردند و مرا فروختند

00:09:40.419 --> 00:09:42.419
به یک مرد یهودی

00:09:42.419 --> 00:09:44.419
پس به خدمت ایشان پیوستم

00:09:44.419 --> 00:09:46.419
سپس پسر عمویش به سرعت از او حمایت کرد

00:09:46.419 --> 00:09:48.419
او از بنی قریده است

00:09:48.419 --> 00:09:50.419
پس مرا از او خرید

00:09:50.419 --> 00:09:52.419
مرا با خود به یثرب برد

00:09:52.419 --> 00:09:54.419
نخل هایی را که نام برد دیدم

00:09:54.419 --> 00:09:56.419
به دوستم در آموریا

00:09:56.419 --> 00:09:58.419
شهر با شرح شناخته شده بود

00:09:58.419 --> 00:10:00.419
کسانی که به او توهین کردند

00:10:00.419 --> 00:10:02.419
باهاش درست کردم

00:10:02.419 --> 00:10:04.419
و پیامبر درد می کرد

00:10:04.419 --> 00:10:06.419
او مردم خود را در مکه فرا می خواند

00:10:06.419 --> 00:10:08.419
اما من نشنیدم که به آن اشاره کند

00:10:08.419 --> 00:10:10.419
چون مشغول چیزهایی هستم که لازمه

00:10:10.419 --> 00:10:12.580
در مورد برده داری

00:10:12.580 --> 00:10:14.580
آنگاه دیری نگذشت که رسول هجرت کرد

00:10:14.580 --> 00:10:16.580
به یثرب

00:10:16.580 --> 00:10:18.580
به خدا قسم بالای درخت خرما هستم

00:10:18.580 --> 00:10:20.580
آقا من یه سری کار میکنم

00:10:20.580 --> 00:10:22.580
و سر جارز

00:10:22.580 --> 00:10:24.580
وقتی میام زیرش

00:10:24.580 --> 00:10:26.580
پسر عمویش به او گفت

00:10:26.580 --> 00:10:28.580
خداوند بانو قیله را بکشد

00:10:28.580 --> 00:10:30.580
قسم می خورم که الان هستند

00:10:30.580 --> 00:10:32.580
در قبا جمع شدند

00:10:32.580 --> 00:10:34.580
بر مردی که نزد آنها آمد

00:10:34.580 --> 00:10:36.580
امروز از مکه

00:10:36.580 --> 00:10:38.580
او ادعا می کند که پیامبر است

00:10:38.580 --> 00:10:40.580
همین که شنیدی چی گفت

00:10:40.580 --> 00:10:42.580
چیزی شبیه تب مرا لمس کرد

00:10:42.580 --> 00:10:44.580
و من خیلی ناراحت شدم

00:10:44.580 --> 00:10:46.580
من حتی از این می ترسیدم

00:10:46.580 --> 00:10:48.580
بر من بیفتی آقا

00:10:48.580 --> 00:10:50.580
به سرعت از درخت خرما پایین آمد

00:10:50.580 --> 00:10:52.580
و شروع کردم به گفتن آن مرد

00:10:52.580 --> 00:10:54.580
چی میگی؟

00:10:54.580 --> 00:10:56.580
به من خبر بده

00:10:56.580 --> 00:10:58.580
اربابم عصبانی شد و به من مشت زد

00:10:58.580 --> 00:11:00.580
شدید به من گفت

00:11:00.580 --> 00:11:02.580
چه ربطی به این داری؟

00:11:02.580 --> 00:11:04.580
به جایی که در محل کار بودید برگردید

00:11:04.580 --> 00:11:06.580
و وقتی عصر شد

00:11:06.580 --> 00:11:08.580
مقداری خرما گرفتم

00:11:08.580 --> 00:11:10.580
من آن را جمع آوری کردم

00:11:10.580 --> 00:11:12.580
او را به جایی که در آنجا اقامت داشت بردم

00:11:12.580 --> 00:11:14.580
من و رسول وارد شدیم

00:11:14.580 --> 00:11:16.580
روی او و من گفتم او

00:11:16.580 --> 00:11:18.580
شنیده ام که تو مردی

00:11:18.580 --> 00:11:20.580
صالح و شما دوستانی دارید

00:11:20.580 --> 00:11:22.580
خدا نیازمند است

00:11:22.580 --> 00:11:24.580
این چیزی است که من داشتم

00:11:24.580 --> 00:11:26.580
برای خیریه دیدمت

00:11:26.580 --> 00:11:28.580
من بیش از هر کس دیگری حق آن را دارم

00:11:28.580 --> 00:11:30.580
سپس او را به من نزدیک کرد

00:11:30.580 --> 00:11:32.580
به دوستانش گفت

00:11:32.580 --> 00:11:34.580
بخور و دستش را بگیر

00:11:34.580 --> 00:11:36.580
نخورد، گفتم

00:11:36.580 --> 00:11:38.580
من این را در خودم دارم

00:11:38.580 --> 00:11:40.580
یک بار و سپس او رفت

00:11:40.580 --> 00:11:42.580
شروع به جمع آوری خرما کردم

00:11:42.580 --> 00:11:44.580
هنگامی که رسول تبدیل شد

00:11:44.580 --> 00:11:46.580
از قبا تا مدینه

00:11:46.580 --> 00:11:48.580
اومدم پیشش و گفتم

00:11:48.580 --> 00:11:50.580
دیدم غذا نمیخوری

00:11:50.580 --> 00:11:52.580
صدقه یک هدیه است

00:11:52.580 --> 00:11:54.580
من شما را با آن افتخار کردم

00:11:54.580 --> 00:11:56.580
پس از آن خورد

00:11:56.580 --> 00:11:58.580
به یارانش دستور داد که با او غذا بخورند

00:11:58.580 --> 00:12:00.580
پس با خودم گفتم

00:12:00.580 --> 00:12:02.580
این ثانیه

00:12:02.580 --> 00:12:04.580
سپس نزد رسول خدا آمدم

00:12:04.580 --> 00:12:06.580
در بقیع الغرقاد است

00:12:06.580 --> 00:12:08.580
جایی که یکی از دوستانش را پنهان کرده بود

00:12:08.580 --> 00:12:10.580
دیدم نشسته

00:12:10.580 --> 00:12:12.580
بنابراین، دو شمول وجود دارد

00:12:12.580 --> 00:12:14.580
پس به او سلام کردم

00:12:14.580 --> 00:12:16.580
بعد برگشتم و به پشتش نگاه کردم

00:12:16.580 --> 00:12:18.580
شاید من حلقه را ببینم

00:12:18.580 --> 00:12:20.580
که دوستم در آموریا برایم تعریف کرد

00:12:20.580 --> 00:12:22.580
وقتی پیامبر مرا دید

00:12:22.580 --> 00:12:24.580
به پشتش نگاه کن

00:12:24.580 --> 00:12:26.580
او هدف من را می دانست، والقر

00:12:26.580 --> 00:12:28.580
پشتش را برگرداند

00:12:28.580 --> 00:12:30.580
پس نگاه کردم و حلقه را دیدم

00:12:30.580 --> 00:12:32.580
پس او را شناختم و به او تکیه دادم

00:12:32.580 --> 00:12:34.580
قبول کن و گریه کن

00:12:34.580 --> 00:12:36.580
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:12:36.580 --> 00:12:38.580
چه خبر؟

00:12:38.580 --> 00:12:40.580
پس داستانم را به او گفتم

00:12:40.580 --> 00:12:42.580
او را تحسین کرد

00:12:42.580 --> 00:12:44.580
او از شنیدنش خوشحال شد

00:12:44.580 --> 00:12:46.580
دوستانش از من هستند

00:12:46.580 --> 00:12:48.580
بنابراین من آنها را مجبور به شنیدن آن کردم

00:12:48.580 --> 00:12:50.580
آنها از آن بسیار شگفت زده شدند

00:12:50.580 --> 00:12:52.580
آنها بسیار از آن راضی بودند

00:12:52.580 --> 00:12:54.580
درود بر من

00:12:54.580 --> 00:12:56.580
سلمان فارسی

00:12:56.580 --> 00:12:58.580
روزی که در جستجوی حقیقت برخاست

00:12:58.580 --> 00:13:00.580
همه جا

00:13:00.580 --> 00:13:02.580
درود بر سلمان فارسی

00:13:02.580 --> 00:13:04.580
روزی که حقیقت را دانست

00:13:04.580 --> 00:13:06.580
پس استوارتر به او ایمان بیاورید

00:13:06.580 --> 00:13:08.580
ایمان و صلح

00:13:08.580 --> 00:13:10.580
روزی که مرد

00:13:10.580 --> 00:13:14.500
و روزی که زنده برانگیخته شود

00:13:14.500 --> 00:13:16.500
سلمان از اهل بیت است

00:13:16.500 --> 00:13:19.389
محمد رسول خداست
