WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.720
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.720 --> 00:00:13.230
محمد رسول خداست

00:00:13.230 --> 00:00:17.750
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:17.750 --> 00:00:23.100
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی

00:00:23.100 --> 00:00:30.960
خدا حفظش کنه

00:00:30.960 --> 00:00:36.960
ورود پیامبر صلی الله علیه و آله به مکه مورد کرامت خداوند قرار گرفت

00:00:36.960 --> 00:00:43.530
رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مکه شد و خداوند آن را گرامی داشت.

00:00:43.530 --> 00:00:47.530
از کاداء که در بالای مکه است

00:00:47.530 --> 00:00:50.530
روز عالی و خاطره انگیزی بود

00:00:50.530 --> 00:00:57.530
و در مقابل او رضی الله عنه یارانش از مهاجرین و انصار رضی الله عنهم بودند.

00:00:57.530 --> 00:01:01.530
او بر شتر خود سوار است و المغفر بر سر دارد

00:01:01.530 --> 00:01:05.530
سرش تقریباً جلوی کوله پشتی را لمس می کند

00:01:05.530 --> 00:01:08.530
از خضوع او در برابر پروردگار متعالش

00:01:08.530 --> 00:01:13.530
سوره فتح را می خواند و صدایش برمی گردد

00:01:13.530 --> 00:01:16.530
پس بر کعبه طواف کرد، طواف ورود

00:01:16.530 --> 00:01:19.689
عمره نخواست و انجام نداد

00:01:19.689 --> 00:01:22.689
آن دو شیخ در صحیح یحمه روایت کرده اند

00:01:22.689 --> 00:01:25.689
قال عایشه رضی الله عنها

00:01:25.689 --> 00:01:32.689
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از کادعه در بالای مکه وارد سال فتح شد.

00:01:32.689 --> 00:01:36.010
آن دو شیخ در صحیح یحمه روایت کرده اند

00:01:36.010 --> 00:01:40.040
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت

00:01:40.040 --> 00:01:47.040
پیامبر صلی الله علیه و آله در روز فتح در حالی که المغفر را بر سر داشت وارد مکه شد.

00:01:47.040 --> 00:01:50.040
و به عبارت دیگر در صحیح مسلم

00:01:50.040 --> 00:01:55.040
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت

00:01:55.040 --> 00:02:00.040
پیامبر صلی الله علیه و آله در روز فتح مکه وارد شد

00:02:00.040 --> 00:02:03.230
عمامه مشکی بر سر دارد

00:02:03.230 --> 00:02:05.230
قاضی ایاد گفت

00:02:05.230 --> 00:02:07.230
صورت ترکیب آنها

00:02:07.230 --> 00:02:11.229
اولین ورودش المغفر بر سر بود

00:02:11.229 --> 00:02:15.229
بعد از آن عمامه بر سر داشت

00:02:15.229 --> 00:02:17.229
پس از حذف آمرزنده

00:02:17.229 --> 00:02:19.229
به گواه آنچه او گفت

00:02:19.229 --> 00:02:23.229
او مردمی را که عمامه سیاه بر سر داشتند خطاب کرد

00:02:23.229 --> 00:02:29.460
زیرا خطبه بعد از اتمام فتح مکه در درب کعبه بود

00:02:29.460 --> 00:02:32.460
حکیم در المستدرک با سند ضعیف روایت کرده است

00:02:32.460 --> 00:02:35.460
او شاهدی بر ترس دارد

00:02:35.460 --> 00:02:39.460
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت

00:02:39.460 --> 00:02:44.460
رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز فتح وارد مکه شد.

00:02:44.460 --> 00:02:48.460
و چانه اش تحقیر شده در سفر است

00:02:48.460 --> 00:02:51.780
آن دو شیخ در صحیح یحمه روایت کرده اند

00:02:51.780 --> 00:02:55.780
از عبدالله بن مغفر رضی الله عنه گفت

00:02:55.780 --> 00:03:01.870
رسول خدا صلی الله علیه و آله را در روز فتح مکه دیدم که بر شتر خود سوار بود.

00:03:01.870 --> 00:03:05.870
با خواندن سوره فتح برمی گردد

00:03:13.039 --> 00:03:16.039
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است

00:03:16.039 --> 00:03:19.039
از ابوهریره رضی الله عنه گفت

00:03:19.039 --> 00:03:23.039
رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد

00:03:23.039 --> 00:03:26.039
تا سنگ را ببوسم

00:03:26.039 --> 00:03:29.039
پس آن را دریافت کرد و سپس در اطراف خانه قدم زد

00:03:29.039 --> 00:03:34.039
به بتی در کنار خانه ای رسید که در حال عبادت بودند

00:03:34.039 --> 00:03:38.039
در دست رسول خدا صلی الله علیه و آله کمان بود

00:03:38.039 --> 00:03:41.039
کمان را گرفت

00:03:41.039 --> 00:03:44.039
این خمیدگی از هر دو انتهای قوس است

00:03:44.039 --> 00:03:47.099
وقتی بر بت رسید

00:03:47.099 --> 00:03:50.099
چاقو به چشمش زد و گفت:

00:03:50.099 --> 00:03:54.099
حق آمد و باطل از بین رفت

00:03:54.099 --> 00:03:57.139
وقتی طوافش تمام شد

00:03:57.139 --> 00:04:00.139
در واقع الصفا بر او وارد شد

00:04:00.139 --> 00:04:02.139
تا اینکه به خانه نگاه کرد

00:04:02.139 --> 00:04:05.139
دستانش را بلند کرد و خدا را شکر کرد

00:04:05.139 --> 00:04:08.139
هر چه می خواهد التماس کند

00:04:08.139 --> 00:04:11.259
امام نووی فرمودند

00:04:11.259 --> 00:04:12.259
و در حدیث

00:04:12.259 --> 00:04:16.259
شروع با طواف در اولین ورود به مکه

00:04:16.259 --> 00:04:19.259
خواه در حج احرام باشد یا عمره

00:04:19.259 --> 00:04:21.329
یا ممنوع نیست

00:04:21.329 --> 00:04:24.329
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:24.329 --> 00:04:26.329
در این روز وارد آن شد

00:04:26.329 --> 00:04:28.329
روز فتح است

00:04:28.329 --> 00:04:31.329
با اجماع مسلمانان حرام نیست

00:04:31.329 --> 00:04:34.329
و بر سر او بخشش بود

00:04:34.329 --> 00:04:37.329
احادیث این را نشان می دهد

00:04:37.329 --> 00:04:40.680
اجماع به اتفاق آرا مورد توافق است

00:04:40.680 --> 00:04:43.680
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند

00:04:43.680 --> 00:04:47.779
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت

00:04:47.779 --> 00:04:50.779
پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد

00:04:50.779 --> 00:04:52.779
در این روز افتتاحیه

00:04:52.779 --> 00:04:56.779
در اطراف خانه شصت و سیصد بنای تاریخی وجود دارد

00:04:56.779 --> 00:05:00.779
پس با چوبی که در دست داشت شروع به زدن او کرد و گفت:

00:05:00.779 --> 00:05:03.779
حق آمد و باطل از بین رفت

00:05:03.779 --> 00:05:07.810
باطل در حال محو شدن بود

00:05:07.810 --> 00:05:15.180
حق آمد و باطل شروع و تکرار نمی شود

00:05:15.180 --> 00:05:19.180
ورود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:19.180 --> 00:05:21.180
کعبه

00:05:22.180 --> 00:05:26.819
رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد

00:05:26.819 --> 00:05:28.819
با کلید کعبه

00:05:28.819 --> 00:05:32.819
یکی از ابروی او عثمان بن طلحه رضی الله عنه بود

00:05:32.819 --> 00:05:34.819
پس وارد خانه شد

00:05:34.819 --> 00:05:36.819
دستور داد دکل ها را پاک کنند

00:05:36.819 --> 00:05:39.819
بلال رضی الله عنه در آن روز اذن داد

00:05:39.819 --> 00:05:41.819
پشت کعبه

00:05:41.819 --> 00:05:44.819
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ داد

00:05:44.819 --> 00:05:48.819
کلید عثمان بن طلحه رضی الله عنه

00:05:48.819 --> 00:05:51.819
و آنها را برای سادانا تأیید کرد

00:05:51.819 --> 00:05:55.230
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است

00:05:55.230 --> 00:05:58.230
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت

00:05:58.230 --> 00:06:02.230
پیامبر صلی الله علیه و آله به سال فتح نزدیک شد

00:06:02.230 --> 00:06:06.230
این مترادف با اسامه در افراطی است

00:06:06.230 --> 00:06:09.230
بلال و عثمان بن طلحه همراه او بودند

00:06:09.230 --> 00:06:12.230
تا اینکه در خانه بخوابم

00:06:12.230 --> 00:06:14.329
سپس به عثمان گفت

00:06:14.329 --> 00:06:16.329
کلید را برای ما بیاور

00:06:16.329 --> 00:06:18.389
پس کلید را آورد

00:06:18.389 --> 00:06:20.389
در را برایش باز کرد

00:06:20.389 --> 00:06:23.389
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد

00:06:23.389 --> 00:06:26.389
و اسامه و بلال و عثمان

00:06:26.389 --> 00:06:29.389
سپس در را به روی آنها بستند

00:06:29.389 --> 00:06:31.389
بنابراین او یک روز طولانی ماند

00:06:31.389 --> 00:06:33.389
بعد رفت بیرون

00:06:33.389 --> 00:06:35.389
مردم شروع به ورود کردند

00:06:35.389 --> 00:06:37.389
بنابراین آنها را شکست دادم

00:06:37.389 --> 00:06:41.389
بلال را دیدم که پشت در ایستاده بود

00:06:41.389 --> 00:06:43.389
پس به او گفتم

00:06:43.389 --> 00:06:46.389
پیامبر صلی الله علیه و آله کجا نماز می خواند؟

00:06:46.389 --> 00:06:48.389
و او گفت

00:06:48.389 --> 00:06:52.389
بین آن دو ستون جلو نماز خواند

00:06:52.389 --> 00:06:56.389
خانه روی شش ستون، دو خط بود

00:06:56.389 --> 00:07:00.389
بین دو ستون خط ارائه شده دعا کنید

00:07:00.389 --> 00:07:03.389
در خانه را پشت سر گذاشت

00:07:03.389 --> 00:07:10.579
با همان چهره ای که وقتی وارد خانه ای بین او و دیوار می شوی سلام می کند

00:07:10.579 --> 00:07:11.579
او گفت

00:07:11.579 --> 00:07:15.939
یادم رفت ازش بپرسم چقدر نماز میخونی؟

00:07:15.939 --> 00:07:18.939
امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است

00:07:18.939 --> 00:07:21.939
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت

00:07:21.939 --> 00:07:26.970
رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد سال فتح شد

00:07:26.970 --> 00:07:31.970
بر شتر اسامه بن زید رضی الله عنه

00:07:31.970 --> 00:07:34.970
تا اینکه وارد صحن کعبه می شوم

00:07:34.970 --> 00:07:37.970
سپس عثمان ابن طلحه را صدا زد

00:07:37.970 --> 00:07:38.970
او گفت

00:07:38.970 --> 00:07:40.970
کلید را برای من بیاور

00:07:40.970 --> 00:07:43.000
پس نزد مادرش رفت

00:07:43.000 --> 00:07:45.000
او از دادن آن به او خودداری کرد

00:07:45.000 --> 00:07:47.000
و او گفت

00:07:47.000 --> 00:07:49.000
به خدا آن را به من می دهی

00:07:49.000 --> 00:07:52.000
یا این شمشیر را از کمر من بردارند

00:07:52.000 --> 00:07:53.000
او گفت

00:07:53.000 --> 00:07:55.000
پس آن را به او داد

00:07:55.000 --> 00:07:59.000
پس آن را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد

00:07:59.000 --> 00:08:01.000
پس آن را به او داد

00:08:01.000 --> 00:08:03.160
پس در را باز کرد

00:08:03.160 --> 00:08:08.160
ابن ماجه در سنن خود و ابو داود در سنن خود به سند خوب روایت کرده اند.

00:08:08.160 --> 00:08:11.160
تلفظ ابن ماجه است

00:08:11.160 --> 00:08:15.160
از صفیه بنت شیبه رضی الله عنه گفت

00:08:15.160 --> 00:08:20.160
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در سال فتح اطمینان یافت.

00:08:20.160 --> 00:08:22.160
سوار بر شتری شد

00:08:22.160 --> 00:08:25.160
مهجین در دست گوشه را دریافت می کند

00:08:25.160 --> 00:08:27.160
سپس وارد کعبه شد

00:08:27.160 --> 00:08:30.160
آنجا یک کبوتر عیدم پیدا کرد

00:08:30.160 --> 00:08:32.159
بنابراین او آن را شکست

00:08:32.159 --> 00:08:35.159
سپس بر در کعبه ایستاد و آن را به سوی آن پرتاب کرد

00:08:35.159 --> 00:08:37.159
و من نگاه می کنم

00:08:37.159 --> 00:08:40.509
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است

00:08:40.509 --> 00:08:44.509
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت

00:08:44.509 --> 00:08:49.509
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به مکه آمد

00:08:49.509 --> 00:08:53.509
او از ورود به خانه ای که خدایان بودند خودداری کرد

00:08:53.509 --> 00:08:56.509
پس دستور داد و بیرون آوردند

00:08:56.509 --> 00:09:01.509
پس عکسی از ابراهیم و اسماعیل را که در دستانشان بود از تیز کن بیرون آورد

00:09:01.509 --> 00:09:05.580
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:09:05.580 --> 00:09:07.580
خدا با آنها جنگید

00:09:07.580 --> 00:09:10.580
آنها می دانستند که هرگز به آن سوگند یاد نکرده بودند

00:09:10.580 --> 00:09:13.830
سپس وارد خانه شد

00:09:13.830 --> 00:09:18.830
امام احمد در مسند خود و ابوداود با سند صحیح نقل کرده اند.

00:09:18.830 --> 00:09:22.830
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت

00:09:22.830 --> 00:09:25.830
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:25.830 --> 00:09:31.830
عمر بن خطاب رضي الله عنه در حالي كه در بطح بود امر به وقت فتح كرد.

00:09:31.830 --> 00:09:35.830
آمدن به کعبه و محو هر تصویری در آن

00:09:35.830 --> 00:09:39.860
پیامبر صلی الله علیه و آله وارد آن نشد

00:09:39.860 --> 00:09:42.860
تا اینکه هر تصویری را که در آن بود پاک کردم

00:09:42.860 --> 00:09:46.179
حافظ در الفتح گفته است

00:09:46.179 --> 00:09:52.179
چیزی که به نظر می رسد این است که او هر عکسی را که مثلاً نقاشی شده بود پاک کرد

00:09:52.179 --> 00:09:55.179
چیزی که مخروط بود را بیرون آورد

00:09:55.179 --> 00:09:58.340
و اما حدیث اسامه رضی الله عنه

00:09:58.340 --> 00:10:02.340
پیامبر صلی الله علیه و آله وارد کعبه شد

00:10:02.340 --> 00:10:04.340
عکسی از ابراهیم دید

00:10:04.340 --> 00:10:08.340
پس آب خواست و شروع به پاک کردن آن کرد

00:10:08.340 --> 00:10:12.340
تعبیر به باقی ماندن می شود

00:10:12.340 --> 00:10:15.340
از اینکه چه کسی اول آن را پاک کرده است پنهان است

00:10:15.340 --> 00:10:20.269
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:10:21.269 --> 00:10:27.269
حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است

00:10:27.269 --> 00:10:34.879
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد

00:10:34.879 --> 00:10:40.879
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد

00:10:40.879 --> 00:10:49.809
و حرکت شما با بقیه لب است
