1 00:00:00,000 --> 00:00:03,200 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:05,160 --> 00:00:08,039 نتیجه از تفسیر طبری 3 00:00:08,580 --> 00:00:12,740 دکتر عقیل بن سالم الشمر آن را خلاصه کرد 4 00:00:12,919 --> 00:00:16,140 سوره یوسف 5 00:00:17,839 --> 00:00:22,239 بسم الله الرحمن الرحیم 6 00:00:22,989 --> 00:00:25,870 و من خود را تبرئه نمی کنم 7 00:00:25,870 --> 00:00:33,270 روح مستعد شر است 8 00:00:33,310 --> 00:00:36,310 مگر آنچه پروردگارم به آن رحم کرده است 9 00:00:36,310 --> 00:00:41,429 همانا پروردگار من آمرزنده و مهربان است 10 00:00:42,810 --> 00:00:44,490 یوسف گفت 11 00:00:44,490 --> 00:00:49,250 من خود را از خطاها و خطاها مبرا نمی کنم و آنها را تطهیر می کنم 12 00:00:49,250 --> 00:00:54,969 روح بندگان تحت فرمانی است که آنها را به انجام آنچه می خواهند فرمان می دهد 13 00:00:54,969 --> 00:00:58,289 مگر اینکه پروردگارم هر کس را که از خلقش بخواهد رحمت کند 14 00:00:58,289 --> 00:01:01,689 او را از پیروی از خواسته های او نجات می دهد 15 00:01:01,729 --> 00:01:06,450 همانا پروردگار من آمرزنده و آمرزنده گناهان کسانی است که از گناهان خود توبه کنند. 16 00:01:06,450 --> 00:01:11,170 پس از توبه بر او مهربان است تا او را به خاطر آن مجازات کند 17 00:01:11,170 --> 00:01:17,859 پادشاه گفت: برای من بیاور تا برای خودم استخراج کنم. 18 00:01:17,859 --> 00:01:26,980 وقتی با او صحبت کرد، گفت: امروز یک شخص قابل اعتماد داریم. 19 00:01:26,980 --> 00:01:31,390 وقتی عذر یوسف روشن شد، پادشاه گفت 20 00:01:31,709 --> 00:01:35,310 او را نزد من بیاور تا او را نجات خود قرار دهم 21 00:01:35,310 --> 00:01:41,730 هنگامی که پادشاه با یوسف صحبت کرد و از بی گناهی و صداقت بسیار او آگاه شد 22 00:01:41,730 --> 00:01:47,760 او به او گفت که تو ای یوسف قادر به انجام آنچه میخواهی هستی 23 00:01:47,760 --> 00:01:52,129 آمین به هر چه آرزو دارید 24 00:01:52,129 --> 00:02:01,920 گفت: مرا سرپرست خزائن زمین قرار داد، همانا من ولی دانیم. 25 00:02:01,959 --> 00:02:06,840 یوسف به پادشاه گفت: «من را مسئول خزانه‌های سرزمینت قرار بده.» 26 00:02:06,840 --> 00:02:12,939 من ولى كسانى هستم كه علم آنچه را كه تو به من سپرده اى به من سپرده اند 27 00:02:12,939 --> 00:02:22,180 و اینچنین یوسف را در زمین قدرت دادیم تا در هر کجا که بخواهد ساکن شود 28 00:02:22,180 --> 00:02:27,939 رحمت خود را به هر که بخواهیم عطا می کنیم 29 00:02:27,939 --> 00:02:31,819 ثواب نیکوکاران را ضایع نمی کنیم 30 00:02:31,819 --> 00:02:39,580 و پاداش آخرت برای کسانی که ایمان آورده و می ترسند بهتر است 31 00:02:40,599 --> 00:02:44,080 و به این ترتیب برای یوسف در سرزمین مصر اقامت گزیدیم 32 00:02:44,080 --> 00:02:48,080 او هر کجا که بخواهد در سرزمین مصر اقامت می کند 33 00:02:48,080 --> 00:02:51,840 رحمت خود را به هر که آفریده ایم نازل می کنیم 34 00:02:51,840 --> 00:02:56,479 ما ثواب کار نیکوکار و اطاعت پروردگارش را باطل نمی کنیم 35 00:02:56,479 --> 00:03:02,280 و پاداش خداوند در آخرت برای کسانی که به خدا و رسولش ایمان دارند بهتر است 36 00:03:02,280 --> 00:03:05,400 آنچه در این دنیا به یوسف داده شد 37 00:03:05,400 --> 00:03:12,469 آنان از عذاب خداوند به خاطر سرپیچی از فرمان او و حلال بودن حرام او می ترسیدند 38 00:03:12,469 --> 00:03:26,349 برادران یوسف آمدند و بر او وارد شدند و او آنها را شناخت، اما آنها او را انکار کردند 39 00:03:26,349 --> 00:03:31,509 برادران یوسف آمدند و بر او وارد شدند و یوسف آنها را شناخت 40 00:03:31,550 --> 00:03:34,870 و یوسف را تکذیب کردند و او را نشناختند 41 00:03:34,870 --> 00:03:45,460 وقتی آنها را با وسایلشان آماده کرد، گفت: یک برادرتان از پدرتان برای من بیاورید. 42 00:03:45,460 --> 00:03:53,259 آیا نمی بینی که من پیمانه کامل می دهم و بهترین دو میزبان هستم؟ 43 00:03:53,259 --> 00:04:02,180 اگر آن را نزد من نیاورید، برای شما اندازه ای ندارم و به من نزدیک نمی شوید 44 00:04:03,270 --> 00:04:08,069 هنگامی که یوسف برادران خود را حمل می کرد، به آنها غذا می فروخت 45 00:04:08,069 --> 00:04:12,830 پس شتر خود را به هر کس داد و به آنها گفت 46 00:04:12,830 --> 00:04:19,069 برادرت را از پدرت برایم بیاور تا شتری دیگر برایت حمل کنم 47 00:04:19,069 --> 00:04:22,709 این کار باعث افزایش بار شتر دیگر می شود 48 00:04:22,709 --> 00:04:27,589 آیا ندیدی که اندازه را به جا می‌آورم و آن را برای کسی کوچک نمی‌شمارم؟ 49 00:04:27,589 --> 00:04:33,850 من بهترین کسی هستم که در بین مردم این شهر میزبان یک مهمان هستم 50 00:04:33,850 --> 00:04:37,410 اگر برادرت را از پدرت برایم نیاوردی 51 00:04:37,410 --> 00:04:44,620 من غذایی ندارم که به تو بدهم و به کشورم نزدیک نشو 52 00:04:44,620 --> 00:04:52,889 گفتند: پدرش را دفع می کنیم و چنین می کنیم 53 00:04:52,889 --> 00:04:56,889 برادران یوسف گفتند: دلتنگ پدرش خواهیم شد. 54 00:04:56,930 --> 00:05:01,850 از او می خواهیم تا زمانی که او را نزد شما نیاوریم او را نزد خود نگه دارد 55 00:05:01,850 --> 00:05:07,379 ما آنچه را که به شما گفته ایم انجام خواهیم داد و تلاش خواهیم کرد 56 00:05:07,379 --> 00:05:18,339 او به پسرانش گفت که اجناس خود را در کیف خود بگذارند تا آنها را بشناسند 57 00:05:18,339 --> 00:05:26,569 اگر به خانواده هایشان مراجعه کنند، شاید برگردند 58 00:05:26,569 --> 00:05:29,170 و یوسف به خادمان خود گفت 59 00:05:29,170 --> 00:05:36,209 قیمت غذایی را که از آنها گرفتید در چمدانشان بگذارید در حالی که نمی دانند 60 00:05:36,209 --> 00:05:38,810 اما یوسف این کار را کرد 61 00:05:38,810 --> 00:05:43,250 یا می ترسید که پدرش پول نداشته باشد 62 00:05:43,250 --> 00:05:48,490 از آنجایی که سال، سال خشکسالی بود، خواست به آن بازگردد 63 00:05:48,490 --> 00:05:54,009 یا می خواست پدر و برادرانش علی رغم نیازشان به او فضای بیشتری در آن داشته باشند 64 00:05:54,050 --> 00:05:58,939 با احترام و مهربانی به آنها پاسخ داد 65 00:05:58,939 --> 00:06:11,860 چون نزد پدرشان برگشتند گفتند: ای پدر، پیمانه را از ما بازدار. 66 00:06:11,860 --> 00:06:24,910 پس برادرمان نکتال را با ما بفرست تا ما سرپرست او باشیم 67 00:06:24,949 --> 00:06:28,670 هنگامی که برادران یوسف نزد پدر خود بازگشتند 68 00:06:28,670 --> 00:06:33,589 گفتند: اندازه‌ای که برای ما اندازه‌گیری شده است، از ما دریغ می‌شود. 69 00:06:33,589 --> 00:06:38,389 و به هر مردی از ما فقط یک پیمانه شتر داده شد 70 00:06:38,389 --> 00:06:44,430 پس برادرمان بن یمین را با ما فرستاد تا پیمانه شتری دیگر برای خود جمع کند 71 00:06:44,430 --> 00:06:50,930 ما او را از هر آسیبی که در سفر به او وارد شود محافظت می کنیم 72 00:06:50,930 --> 00:06:59,449 گفت: آیا به تو اعتماد کردم مگر همان طور که پیش از این بر برادرش به تو اعتماد کردم؟ 73 00:06:59,449 --> 00:07:08,699 خداوند بهترین حافظ و او مهربانترین است 74 00:07:08,699 --> 00:07:10,980 پدرشان یعقوب گفت 75 00:07:10,980 --> 00:07:17,540 آیا او در مورد برادرت به تو اعتماد کرد، مگر آن گونه که من به تو نسبت به برادرش یوسف قبل از او اعتماد کردم؟ 76 00:07:17,540 --> 00:07:20,019 خداوند بهترین حافظ شماست 77 00:07:20,019 --> 00:07:22,980 خداوند نسبت به خلق خود مهربان است 78 00:07:22,980 --> 00:07:29,579 بر ضعف من به دلیل کهولت سن و تنهایی من به دلیل از دست دادن پسرم رحم کن 79 00:07:29,579 --> 00:07:36,660 وقتی وسایلشان را باز کردند، متوجه شدند که اجناسشان به آنها بازگردانده شده است 80 00:07:36,660 --> 00:07:40,579 گفتند: پدر، ما نمی خواهیم 81 00:07:40,579 --> 00:07:45,220 اینها کالاهای ما هستند که به ما بازگردانده شده اند 82 00:07:45,259 --> 00:07:52,620 ما از مردم خود محافظت می کنیم، برادر خود را حفظ می کنیم و پیمانه شتر را زیاد می کنیم 83 00:07:52,620 --> 00:07:58,620 این به اندازه کافی آسان است 84 00:07:58,620 --> 00:08:04,019 وقتی وسایلشان را باز کردند، متوجه شدند که اجناسشان به آنها بازگردانده شده است 85 00:08:04,019 --> 00:08:07,459 به پدرشان گفتند ما چه می خواهیم 86 00:08:07,459 --> 00:08:10,579 اینها کالاهای ما هستند که به ما بازگردانده شده اند 87 00:08:10,579 --> 00:08:16,300 به عنوان یک نعمت برای خود به خاطر آنچه با آنها در بازگرداندن کالاهایشان به آنها انجام داد 88 00:08:16,300 --> 00:08:20,459 ما برای مردممان غذا می خواهیم و برایشان می خریم 89 00:08:20,459 --> 00:08:23,980 ما از برادر خود که شما با ما می فرستید محافظت خواهیم کرد 90 00:08:23,980 --> 00:08:28,220 به بارهای غذای خود یک بار شتر اضافه می کنیم 91 00:08:28,220 --> 00:08:31,579 برای ما اندازه گیری می شود که شتری دیگر چه حمل کرده است 92 00:08:31,579 --> 00:08:35,049 این یک بار آسان است 93 00:08:35,049 --> 00:08:41,289 گفت: او را با تو نمی فرستم تا از طرف خدا به تو بیعت کند. 94 00:08:41,289 --> 00:08:51,090 آن را برای من نیاورید مگر اینکه شما را احاطه کرده باشد 95 00:08:51,090 --> 00:09:01,250 چون عهد خود را به او دادند، گفت: «خداوند نگهبان آنچه می گوییم است». 96 00:09:01,250 --> 00:09:03,450 یعقوب به پسرانش گفت 97 00:09:03,490 --> 00:09:07,090 برادرت را با تو نزد پادشاه مصر نمی فرستم 98 00:09:07,090 --> 00:09:11,210 تا اینکه از خدا گواهی قسم و عهد به من بدهی 99 00:09:11,210 --> 00:09:13,730 برادرت را برای من بیاور 100 00:09:13,730 --> 00:09:20,330 مگر اینکه همه شما توسط چیزی احاطه شده باشید که نمی توانید برای من بیاورید 101 00:09:20,330 --> 00:09:24,490 یعقوب گفت: چون عهد خود را به او دادند 102 00:09:24,490 --> 00:09:33,120 خداوند بر آنچه می گوییم گواه است و من و تو شاهد بر تحقق آنچه همه می گوییم هستیم 103 00:09:33,120 --> 00:09:44,799 گفت: پسرم از یک در وارد نشو. 104 00:09:44,799 --> 00:09:49,399 از درهای مختلف وارد شدند 105 00:09:49,399 --> 00:09:56,299 و من در پیشگاه خدا برای شما فایده ای ندارم 106 00:09:56,299 --> 00:10:00,580 قضاوت فقط از آن خداست 107 00:10:00,580 --> 00:10:10,059 بر او توکل کردم و توکل کنندگان بر او توکل کنند 108 00:10:10,059 --> 00:10:12,340 و یعقوب به پسران خود گفت 109 00:10:12,340 --> 00:10:17,460 زمانی که می خواستند او را برای تهیه غذا به مصر بگذارند 110 00:10:17,460 --> 00:10:22,139 پسران من، از یک راه وارد مصر نشوید 111 00:10:22,139 --> 00:10:25,220 از درهای مختلف وارد شدند 112 00:10:25,220 --> 00:10:28,019 او اظهار داشت که این را به آنها گفته است 113 00:10:28,019 --> 00:10:31,460 چون زیبایی و اعتبار داشتند 114 00:10:31,460 --> 00:10:33,419 پس از چشم بد برای آنها ترسید 115 00:10:33,419 --> 00:10:36,340 اگر از یک طرف وارد شوند 116 00:10:36,340 --> 00:10:37,860 و به آنها گفت 117 00:10:37,860 --> 00:10:44,340 و من نمی توانم چیزی را از حکم خدا که بر شما مقرر داشته است باز دارم 118 00:10:44,340 --> 00:10:49,539 قضاوت و قضاوت فقط از آن خداست، به استثنای هر چیز دیگری 119 00:10:49,539 --> 00:10:52,149 و او نمی خواهد آن را جبران کند 120 00:10:52,149 --> 00:10:55,350 به خدا توکل کردم و بر او توکل کردم 121 00:10:55,350 --> 00:10:59,509 و به خدا، نمایندگان، امور خود را تفویض کنند 122 00:11:26,500 --> 00:11:31,179 وقتی پسر یعقوب از درهای مختلف وارد مصر شد 123 00:11:31,179 --> 00:11:38,710 ورود آنها به آن نیز از حکمی که خداوند برایشان مقرر داشته بود برایشان فایده ای نداشت. 124 00:11:38,710 --> 00:11:40,789 او را از چیزی منصرف کرد 125 00:11:40,789 --> 00:11:44,470 با این حال آنها زندگی یعقوب را تباه کردند 126 00:11:44,470 --> 00:11:49,110 پس به خود اطمینان داد که قبل از او به آنها داده شده بود 127 00:11:49,110 --> 00:11:52,110 و حکم آنها از جانب خداوند نیز چنین است 128 00:11:53,110 --> 00:11:58,110 پس به خودش اطمینان داد که قبلاً به آنها داده شده بود 129 00:11:58,110 --> 00:12:01,110 یا مجبور شدند به خاطر آن رنج بکشند 130 00:12:01,110 --> 00:12:05,110 همانا یعقوب دانشی دارد که باید به ما بیاموزد 131 00:12:05,110 --> 00:12:08,110 اما بسیاری از مردم یعقوب نیستند 132 00:12:08,110 --> 00:12:14,230 آنها نمی دانند او چه می آموزد زیرا ما او را نهی کرده ایم 133 00:12:14,230 --> 00:12:21,230 چون نزد یوسف آمدند، برادرش را نزد او بردند 134 00:12:21,230 --> 00:12:30,940 گفت: من برادر تو هستم، پس از آنچه انجام می‌دهند ناراحت مباش. 135 00:12:30,940 --> 00:12:33,940 وقتی پسر یعقوب نزد یوسف آمد 136 00:12:33,940 --> 00:12:37,940 او شامل برادر، پدر و مادرش بود 137 00:12:37,940 --> 00:12:41,940 گفت: من برادرت یوسف هستم. 138 00:12:41,940 --> 00:12:46,940 از کاری که قبل از امروز با شما کردند ناراحت نباشید 139 00:12:46,940 --> 00:13:00,019 وقتی آنها را به وسایلشان مجهز کرد، گارسون را روی کوله پشتی برادرش گذاشت 140 00:13:00,019 --> 00:13:07,019 سپس مؤذنى اعلام كرد: اى قافله، تو به راستى دزد هستى 141 00:13:07,019 --> 00:13:14,730 هنگامی که یوسف شتران برادران خود را حمل می کرد، هیچ غذائی را با خود نمی برد و حاجت آنها را برآورده می کرد 142 00:13:14,730 --> 00:13:19,730 ظرفی که با آن غذا را اندازه می گرفت روی کوله پشتی برادرش گذاشت 143 00:13:19,730 --> 00:13:24,730 آنگاه ندا دهنده ای ندا داد: ای قافله تو دزدی. 144 00:13:24,730 --> 00:13:32,370 گفتند و به آنها نزدیک شدند، چه چیزی را از دست می دهید؟ 145 00:13:32,370 --> 00:13:39,659 پسران یعقوب گفتند و نزد منادی رفتند و پرسیدند: دنبال چه می گردید؟ 146 00:13:39,659 --> 00:13:58,070 گفتند: کیسه شاه را گم می کنیم و هر که بیاورد بار شتر دارد و من با آن پیشوا هستم. 147 00:13:59,070 --> 00:14:13,710 گفتند: شراب خوار شاه. و هر کس پول پادشاه را بیاورد، یک بار غذای شتر به او خواهم داد. اگر پول شاه را برایم بیاورد ضامن می شوم. 148 00:14:13,710 --> 00:14:24,480 گفتند: به خدا سوگند شما می دانید که ما نیامده ایم که در زمین فساد کنیم و دزد نیستیم. 149 00:14:24,480 --> 00:14:39,120 برادران يوسف گفتند: به خدا سوگند، تو مي داني كه ما در سرزمين تو براي نافرماني خدا نيامده ايم و اگر دزد بوديم، اموالي را كه در سفر يافتيم به تو برنمي گردانيم. 150 00:14:39,120 --> 00:14:48,080 گفتند: اگر دروغگو باشید پاداش او چیست؟ 151 00:14:48,080 --> 00:15:00,080 گفتند: هر که در کوه او یافت شود، پاداش اوست. ستمکاران را این گونه پاداش می دهیم 152 00:15:00,080 --> 00:15:09,100 اصحاب یوسف برادران گفتند: اگر در گفتار خود دروغ می گویید دزدی چه پاداشی دارد؟ 153 00:15:09,100 --> 00:15:20,169 برادران یوسف گفتند: هر که مال دزدی را در مال خود بیابد، ثوابش این است که دزدی خود را به کسی که از او ربوده شده است بدهد تا او را بدزدد. 154 00:15:20,169 --> 00:15:28,230 این همان کاری است که ما با کسی انجام می دهیم که ظالم است و کارهایی را انجام می دهد که حق ندارد انجام دهد، مانند سرقت پول دیگران. 155 00:15:30,100 --> 00:15:42,100 پس ظروف آنها را قبل از ظرف برادرش شروع کرد، سپس آنها را از ظرف برادرش بیرون آورد 156 00:15:42,100 --> 00:15:54,100 به همین ترتیب، تقریباً تصمیم گرفتیم که یوسف برادرش را به دین پادشاه نبرد مگر اینکه خدا بخواهد. 157 00:15:54,100 --> 00:16:06,190 ما درجات هر کس را که بخواهیم بالا می بریم و بالاتر از همه دانشمند داناست 158 00:16:06,190 --> 00:16:14,220 یوسف ظروف و کیسه های آنها را بازرسی کرد و سپس ظروف برادرانش را جستجو کرد 159 00:16:14,220 --> 00:16:23,220 پس شروع کرد به جستجوی او یکی یکی قبل از دیگری و سپس آخرین کاسه برادرش را جستجو کرد. 160 00:16:23,220 --> 00:16:31,220 پس سکه را از کاسه برادرش بیرون آورد. این کاری بود که ما برای یوسف انجام دادیم تا برادرش نجات پیدا کند 161 00:16:31,220 --> 00:16:38,220 این وظیفه یوسف نبود که حکومت، قضاوت و اطاعت برادرش را از آنها بگیرد 162 00:16:38,220 --> 00:16:45,340 زیرا بخشی از فرمان و فرمان آن پادشاه نبود که کسی با دزدی برده شود. 163 00:16:45,340 --> 00:16:49,340 یوسف حق نداشت برادرش را به عنوان پادشاه سرزمینش تصاحب کند 164 00:16:49,340 --> 00:16:53,340 مگر اینکه خدا بخواهد با نقشه ای که بر علیه او طرح کرده است 165 00:16:53,340 --> 00:16:59,340 مقام و منزلت هر که را بخواهیم با علم بر دیگران برتری دهیم 166 00:16:59,340 --> 00:17:06,339 همچنین مقام یوسف را در این زمینه و مقام او را بر درجات و درجات برادرانش بالا بردیم. 167 00:17:06,339 --> 00:17:13,339 و بالاتر از هر عالمی داناتر از اوست، تا آن که به خدا تمام شود