WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:04.019
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:04.019 --> 00:00:12.460
انجمن مواضع رویدادی را در ماه رمضان ارائه می دهد

00:00:12.460 --> 00:00:15.750
نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا

00:00:15.750 --> 00:00:18.980
مرگ ابوجهل

00:00:18.980 --> 00:00:21.489
در این ماه مبارک

00:00:21.489 --> 00:00:26.489
بزرگ ترین پرچم سیاه جاهلیت جاهلیت تاخت

00:00:26.489 --> 00:00:31.489
این بزرگترین بت شرک در شبه جزیره عربستان است

00:00:31.489 --> 00:00:34.490
در هفدهم ماه مبارک رمضان

00:00:34.490 --> 00:00:36.490
دو سال مهاجرت

00:00:36.490 --> 00:00:40.490
ابوجهل در بدر به دست مسلمانان کشته شد

00:00:40.490 --> 00:00:44.490
ریگ های قالیب در اعماق آن نهفته بود

00:00:44.490 --> 00:00:48.549
بزرگترین ظالمی که شبه جزیره عربستان تا به حال شناخته است

00:00:48.549 --> 00:00:54.579
ابوجهل داستانی دارد که تاریخ مبارزه حق و باطل هرگز فراموش نخواهد شد

00:00:54.579 --> 00:00:57.579
عمر بن هشام مخزومی القرشی بود

00:00:57.579 --> 00:01:01.579
استاد عرب در دوران جاهلیت

00:01:01.579 --> 00:01:04.579
او از معدود قهرمانان قریش بود

00:01:04.579 --> 00:01:07.579
او یکی از عقلای معروف اوست

00:01:07.579 --> 00:01:10.579
او را ابوالحکم صدا می کرد

00:01:10.579 --> 00:01:13.579
مسلمانان او را ابوجهل می نامیدند

00:01:13.579 --> 00:01:19.579
قریش ابوجهل را سیاه کردند و او چنان متواضع بود که سبیلش رویید

00:01:19.579 --> 00:01:22.579
او را با سالمندان به اتاق سمینار آوردم

00:01:22.579 --> 00:01:25.579
برای رسیدگی به امور و تصمیم گیری در مورد مسائل او

00:01:25.579 --> 00:01:29.680
او شایسته عقل و خرد ابوجهل بود

00:01:29.680 --> 00:01:33.680
تا او را به دعوت اسلام سوق دهد

00:01:33.680 --> 00:01:35.680
و تسلیم کلام حق

00:01:35.680 --> 00:01:39.680
و کسب سعادت دنیا و عظمت آخرت

00:01:39.680 --> 00:01:41.680
اما او لجباز است

00:01:41.680 --> 00:01:45.680
این لجاجت است که شیطان را از بهشت بیرون کرد

00:01:45.680 --> 00:01:47.680
و ابوجهل وارد جهنم شد

00:01:47.680 --> 00:01:51.680
همین لجاجت است که روزی ابوجهل را گوش فرا داد

00:01:51.680 --> 00:01:56.680
او و الاخناس الثقفی به رسول الله صلی الله علیه وسلم

00:01:56.680 --> 00:02:00.680
گروهی از آیات صریح خداوند را تلاوت می کند

00:02:00.680 --> 00:02:03.680
الاخناس به ابوجهل گفت

00:02:03.680 --> 00:02:07.680
ای ابوالحکم درباره آنچه از محمد شنیدی چه می اندیشی؟

00:02:07.680 --> 00:02:10.680
گفت: چه شنیدی؟

00:02:10.680 --> 00:02:14.680
ما و بن عبد منافن بر سر ناموس دعوا کردیم

00:02:14.680 --> 00:02:16.680
آنها به ما غذا دادند و ما به آنها غذا دادیم

00:02:16.680 --> 00:02:18.680
و آنها حمل کردند، پس ما حمل کردیم

00:02:18.680 --> 00:02:20.680
آنها دادند و ما دادیم

00:02:20.680 --> 00:02:23.680
حتی اگر روی زانو بایستیم

00:02:23.680 --> 00:02:25.680
ما کفر سیرهان بودیم

00:02:25.680 --> 00:02:30.680
گفتند در میان ما پیامبری است که از بهشت به او وحی می رسد

00:02:30.680 --> 00:02:32.680
کی متوجه خواهیم شد؟

00:02:32.680 --> 00:02:36.680
ما هرگز به خدا ایمان نداریم و او را باور نمی کنیم

00:02:36.680 --> 00:02:39.740
ابوجهل به لجاجت خود متوسل شد

00:02:39.740 --> 00:02:43.740
او از قدرت و نفوذ خود برای آسیب رساندن به مسلمانان استفاده کرد

00:02:43.740 --> 00:02:46.740
گاهی با دست و گاهی با زبان

00:02:46.740 --> 00:02:49.740
و سومی با طرح و ایده اش

00:02:49.740 --> 00:02:53.740
پس خداوند متعال مکر او را با ذبح او دفع می کرد

00:02:53.740 --> 00:02:56.740
و عواقب امور خود را بر او قرار می دهد

00:02:56.740 --> 00:03:00.740
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک بار آسیب دید

00:03:00.740 --> 00:03:06.740
همین امر سبب تبدیل عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم شد.

00:03:06.740 --> 00:03:08.740
حمزه بن عبدالمطلب

00:03:08.740 --> 00:03:10.740
این باعث افتخار اسلام شد

00:03:10.740 --> 00:03:12.740
و مسلمانان از آن خوشحال شدند

00:03:12.740 --> 00:03:16.740
حمزه رضی الله عنه را شیر خدا نامیدند

00:03:17.740 --> 00:03:19.740
او در برابر مشرکان شیر بود

00:03:19.740 --> 00:03:23.740
او و قومش در آزار و اذیت مسلمانان افراط کردند

00:03:23.740 --> 00:03:25.740
و شکنجه افراد آسیب پذیر

00:03:25.740 --> 00:03:28.740
پس احمقان را بر آنها مسلط کردند

00:03:28.740 --> 00:03:30.740
و احمقان را با خود فریب دادند

00:03:30.740 --> 00:03:33.740
این یک دلیل برای مهاجرت بود

00:03:33.740 --> 00:03:37.740
هجرت دلیل بر حذف دولت شرک بود

00:03:37.740 --> 00:03:40.740
و کلام خدا را در زمین بلند کن

00:03:40.740 --> 00:03:43.780
ابوجهل قوم خود را به یک روز هم اندیشی توصیه کرد

00:03:43.780 --> 00:03:47.780
با کشتن رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:03:47.780 --> 00:03:49.780
تا از دعوت او خلاص شود

00:03:49.780 --> 00:03:52.780
پس قریش نصیحت او را پذیرفتند

00:03:52.780 --> 00:03:55.780
شبی که جنایت انجام شد، ابوجهل ایستاد

00:03:55.780 --> 00:04:00.780
با کسانی که خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را احاطه کردند

00:04:00.780 --> 00:04:04.780
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت

00:04:04.780 --> 00:04:06.780
از خانه محصور شده

00:04:06.780 --> 00:04:09.780
زیر گوش مردم و قبل از دید آنها

00:04:09.780 --> 00:04:11.780
یک مشت خاک در دستش بود

00:04:11.780 --> 00:04:16.779
آن را بر سر ابوجهل و هر که با ابوجهل بود بپاشید

00:04:16.779 --> 00:04:19.779
کلام الله اکبر را می خواند

00:04:29.779 --> 00:04:32.870
ابوجهل عقلش را از دست داد و عقلش را از دست داد

00:04:32.870 --> 00:04:35.870
زمانی که قربانی از چنگال خود فرار کرد

00:04:35.870 --> 00:04:40.870
به دنبال رسول خدا صلی الله علیه و آله در خانه های مکه می گشت

00:04:40.870 --> 00:04:42.870
بیهوده

00:04:42.870 --> 00:04:46.870
اولین خانه ای که رفت خانه ابوبکر صدیق بود

00:04:46.870 --> 00:04:49.870
پس اسماء بنت ابی بکر نزد او بیرون آمد

00:04:49.870 --> 00:04:53.870
ابوجهل به او گفت: پدرت کجاست؟

00:04:53.870 --> 00:04:56.870
دختر گفت: نمی دانم.

00:04:56.870 --> 00:04:59.870
سپس دست گناهکارش را بالا برد

00:04:59.870 --> 00:05:02.870
ضربه محکمی به گونه اسماء وارد کرد

00:05:02.870 --> 00:05:05.870
از استرس گوشواره اش افتاد

00:05:05.870 --> 00:05:08.899
در حالی که ابوجهل و پیروانش

00:05:08.899 --> 00:05:11.899
دنبال محمد صلی الله علیه و آله می گردند

00:05:11.899 --> 00:05:14.899
همه جا آشفته و نفرین شده اند

00:05:14.899 --> 00:05:17.899
یثرب با موهای سفیدش بیرون می رفت

00:05:17.899 --> 00:05:20.899
و جوانان آن، پسران و دختران

00:05:20.899 --> 00:05:23.899
برای پذیرایی از مهمان بزرگش

00:05:23.899 --> 00:05:26.899
و پیامبر بزرگوارش صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:26.899 --> 00:05:29.899
با شادی و سرود

00:05:29.899 --> 00:05:32.899
در حالی که ابوجهل خودش را می خورد

00:05:32.899 --> 00:05:35.899
از روی حسد و کینه در مکه

00:05:35.899 --> 00:05:38.899
او پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:05:38.899 --> 00:05:41.899
پایه های حکومت اسلامی را در یثرب می گذارد

00:05:41.899 --> 00:05:44.899
تا زمان هجرت رسول خدا (ص) نبود

00:05:44.899 --> 00:05:47.899
درود خدا بر او باد

00:05:47.899 --> 00:05:50.899
فقط نوزده ماه

00:05:50.899 --> 00:05:53.899
تا اینکه برای مهاجران آسیب پذیر امکان پذیر شد

00:05:53.899 --> 00:05:56.899
برای تهدید تجارت قریش با شام

00:05:56.899 --> 00:05:59.899
و در مکه بخوابند

00:05:59.899 --> 00:06:02.899
و برای مقابله با ابوجهل و یارانش

00:06:02.899 --> 00:06:04.899
و شکست را به آنها تحمیل کند

00:06:04.899 --> 00:06:08.000
چهره تاریخ را تغییر داد

00:06:08.000 --> 00:06:11.000
رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانست

00:06:11.000 --> 00:06:14.000
که ابوسفیان از شام می آید

00:06:14.000 --> 00:06:17.000
در رأس یک کاروان تجاری بزرگ

00:06:17.000 --> 00:06:20.000
هزار شتر در آن است

00:06:20.000 --> 00:06:23.000
مورد احترام گرانبهاترین چیزهای شام

00:06:23.000 --> 00:06:26.060
چیزی که قریش آن را دوست دارد و آن را تحسین می کند

00:06:26.060 --> 00:06:29.060
مسلمانان آن را فرصت خوبی می دیدند

00:06:29.060 --> 00:06:32.060
برای انتقام از پول مسلمانان مهاجر

00:06:32.060 --> 00:06:35.060
توسط کفار قریش در مکه مصادره شد

00:06:35.060 --> 00:06:38.060
و برای به دست آوردن آنچه مطابق با ثروت است

00:06:38.060 --> 00:06:41.060
در هجرت آن را ترک کردند

00:06:41.060 --> 00:06:44.060
و لشکرکشی مشرکین در مکه را با ضربه ای ویرانگر بزند

00:06:44.060 --> 00:06:47.189
ابوسفیان می دانست که محمد

00:06:47.189 --> 00:06:50.189
یارانش به استقبال او رفته بودند

00:06:50.189 --> 00:06:53.189
پس هشدار دهنده ای به مکه فرستاد

00:06:53.189 --> 00:06:55.189
او را برای مبارزه احضار می کند

00:06:55.189 --> 00:06:58.189
او از او می خواهد که کاروان را نجات دهد

00:06:58.189 --> 00:07:01.189
و آن را از افتادن به دست مسلمانان حفظ کن

00:07:01.189 --> 00:07:04.319
پس ابوجهل پرید

00:07:04.319 --> 00:07:07.319
به انگیزه نفرت او از محمد و یاران محمد

00:07:07.319 --> 00:07:10.319
اتهام او نفرت از اسلام و مسلمانان است

00:07:10.319 --> 00:07:13.319
شمشیرها را تیز می کند

00:07:13.319 --> 00:07:16.319
روح ها را به هیجان می آورد

00:07:16.319 --> 00:07:19.319
آتش سینه ها را شعله ور می کند

00:07:19.319 --> 00:07:22.420
او مردم را علیه محمد و یارانش برمی انگیزد

00:07:22.420 --> 00:07:25.420
سپس لشکری بزرگ آماده کرد

00:07:25.420 --> 00:07:28.420
تمام قبایل قریش در آن شرکت داشتند

00:07:28.420 --> 00:07:31.769
و همه سران مکه از آن او هستند

00:07:31.769 --> 00:07:34.769
ابوجهل در روز خروج از مکه، لشکریان را ذبح کرد

00:07:34.769 --> 00:07:37.769
ده شتر

00:07:37.769 --> 00:07:40.769
سپس سران قریش به دنبال او رفتند

00:07:40.769 --> 00:07:43.769
برای تغذیه ارتش

00:07:43.769 --> 00:07:46.769
که تعداد آنها بیش از هزار و سیصد شوالیه بود

00:07:46.769 --> 00:07:49.769
در حالی که ارتش در حال تغذیه راهپیمایی بود

00:07:49.769 --> 00:07:52.769
در جهت بدر

00:07:52.769 --> 00:07:55.769
رسولی از طرف ابوسفیان نزد او آمد

00:07:55.769 --> 00:07:57.769
او به او می گوید که کاروان زنده مانده است

00:07:57.769 --> 00:08:00.769
از کجا آمده و به رهبرانش می گوید

00:08:00.769 --> 00:08:03.769
شما فقط برای جلوگیری از سرزنش خود بیرون آمدید

00:08:03.769 --> 00:08:06.769
و مردان و پول شما

00:08:06.769 --> 00:08:09.829
خدا نجاتش داد پس برگرد

00:08:09.829 --> 00:08:12.829
اما لجاجت و بغض ابوجهل

00:08:12.829 --> 00:08:15.829
غرور و غرور او

00:08:15.829 --> 00:08:18.829
او حاضر به بازگشت نشد، او را بردم

00:08:18.829 --> 00:08:21.829
غرور از گناه سرچشمه می گیرد

00:08:21.829 --> 00:08:24.829
پس به خدا و جلال سوگند

00:08:25.829 --> 00:08:28.829
مشروط بر اینکه به مکه برنگردد

00:08:28.829 --> 00:08:31.829
تا اینکه به بدر برمی گردد و سه روز در آنجا می ماند

00:08:31.829 --> 00:08:34.830
هویج بر روی آن ذبح می شود

00:08:34.830 --> 00:08:37.830
و سپس الکل می نوشد

00:08:37.830 --> 00:08:40.830
کیان روی آب او با آلات موسیقی برای او می نوازد

00:08:40.830 --> 00:08:43.830
بنابراین، اعراب از او و قومش صحبت می کنند

00:08:43.830 --> 00:08:46.929
آنها برای همیشه از آنها می ترسند

00:08:46.929 --> 00:08:49.929
با وجود شکافی که برای سپاه مکه پیش آمد

00:08:49.929 --> 00:08:52.929
با وجود ناامیدی الاخناس

00:08:52.929 --> 00:08:55.929
ثقفی درباره او و بازگشت او

00:08:55.929 --> 00:08:58.929
با سیصد نفر از قومش بنی زهرا

00:08:58.929 --> 00:09:02.090
ابوجهل به لجاجت خود ادامه داد

00:09:02.090 --> 00:09:05.090
ابوجهل با سپاه مشرکان لشکر کشید

00:09:05.090 --> 00:09:08.090
به سمت شمال

00:09:08.090 --> 00:09:11.090
او دم شوالیه ها را می کشد و لباس غرور می پوشد

00:09:11.090 --> 00:09:14.090
غرور خود را زیاد کرده است

00:09:14.090 --> 00:09:17.090
آنچه از محمد و یارانش می دانست

00:09:17.090 --> 00:09:20.090
تعداد آنها از سیصد مرد تجاوز نمی کند

00:09:20.090 --> 00:09:23.090
تعداد آنها از هفتاد شتر و دو اسب بیشتر نمی شود

00:09:23.090 --> 00:09:26.220
اما عمیر بن وهب

00:09:26.220 --> 00:09:29.220
یکی از زمان های جنگ در مکه

00:09:29.220 --> 00:09:32.220
پس از دیدن سپاه محمد به قوم خود گفت

00:09:32.220 --> 00:09:35.220
آهای مردم

00:09:35.220 --> 00:09:38.220
به خدا سوگند، اقیانوس ها را حامل بلاها دیدم

00:09:38.220 --> 00:09:41.220
من عده ای را دیدم که مصونیت نداشتند

00:09:41.220 --> 00:09:44.220
جز شمشیرهایشان

00:09:44.220 --> 00:09:47.220
پناهی جز اجسادشان نیست

00:09:47.220 --> 00:09:50.220
حتی یکی از آنها کشته می شود

00:09:50.220 --> 00:09:53.220
تا اینکه مردی از شما کشته شود

00:09:53.220 --> 00:09:56.309
پس ببین چیکار میکنی

00:09:56.309 --> 00:09:59.309
تأثیر سخنان عمیر بر مردم

00:09:59.309 --> 00:10:02.309
مخالفت جدیدی در چهره ابوجهل برخاست

00:10:02.309 --> 00:10:05.309
رهبری آن عتبه بن ربیعه بود

00:10:05.309 --> 00:10:08.309
سید بن عبدالشمس

00:10:08.309 --> 00:10:11.309
او همان چیزی را که گفت

00:10:11.309 --> 00:10:14.309
ای مردم قریش!

00:10:14.309 --> 00:10:17.309
اگر آنها درست متوجه شوند، این همان چیزی است که شما می خواستید

00:10:17.309 --> 00:10:20.309
حتی اگر از آنها جان سالم به در ببرد

00:10:20.309 --> 00:10:23.500
او آلفای شماست و با او صلح کرده اید

00:10:23.500 --> 00:10:26.500
سپس ابوجهل خشمگین شد

00:10:26.500 --> 00:10:29.500
سید بن عبدالشمس متهم به بزدلی بود

00:10:29.500 --> 00:10:32.500
شمشیر خود را از غلاف برداشت

00:10:32.500 --> 00:10:35.500
با آن اسبش را زد

00:10:35.500 --> 00:10:38.500
ارتش برای ورود به جنگ شتافت

00:10:38.500 --> 00:10:41.700
از ترس ظهور یک اپوزیسیون جدید

00:10:41.700 --> 00:10:44.700
لشکر مکه خود را در مقابل دید

00:10:44.700 --> 00:10:47.700
چهره به چهره در برابر محمد و یارانش

00:10:47.700 --> 00:10:50.700
خون نادان در رگها جوشید

00:10:50.700 --> 00:10:53.700
آتش نفرت در دنده هایش شعله ور شد

00:10:53.700 --> 00:10:56.700
ارواح پر از نفرت خشمگین شدند

00:10:56.700 --> 00:10:59.919
او خود را به جهنم نبرد انداخت

00:10:59.919 --> 00:11:02.919
این دو گروه در رمل های بدر به هم رسیدند

00:11:02.919 --> 00:11:05.919
مشرکان به مسلمانان حمله کردند

00:11:05.919 --> 00:11:08.919
یک مرد کشید

00:11:09.919 --> 00:11:12.919
رفت و برگشت بین دو تیم بیداد می کرد

00:11:12.919 --> 00:11:15.919
پیامبر اکرم ترسید

00:11:15.919 --> 00:11:18.919
خداوند او را بر یارانش درود فرستد

00:11:18.919 --> 00:11:21.919
پس به سوى پروردگارش متوسل شد

00:11:21.919 --> 00:11:24.919
در حالی که صدا می زد صدایش را بلند کرد

00:11:24.919 --> 00:11:27.919
خدایا از تو عهد و پیمانت را می خواهم

00:11:27.919 --> 00:11:31.210
رسول خدا بر او درود و درود فرستاد

00:11:31.210 --> 00:11:34.210
خودش در شعله های جنگ

00:11:34.210 --> 00:11:37.210
همین که یارانش او را در حال پیشروی دیدند

00:11:37.210 --> 00:11:40.210
تا اینکه روحشان از شوق ملتهب شد

00:11:40.210 --> 00:11:43.210
مثل سیل به دنبالش هجوم آوردند

00:11:43.210 --> 00:11:46.210
او تکرار می کند

00:11:46.210 --> 00:11:49.210
جمعیت شکست خواهند خورد و پشت خواهند کرد

00:11:49.210 --> 00:11:52.210
بلکه زمان، زمان آنهاست

00:11:52.210 --> 00:11:55.210
و ساعت بدتر و تلخ تر است

00:11:55.210 --> 00:11:58.210
وحشت در جان مشرکان بود

00:11:58.210 --> 00:12:01.210
و جمعیت آنها شروع به فرار کردند

00:12:01.210 --> 00:12:04.210
مسلمانان بر پشت خود سوار شدند

00:12:04.210 --> 00:12:07.210
برخی را می کشند و برخی را اسیر می کنند

00:12:07.210 --> 00:12:10.370
اما ابوجهل

00:12:10.370 --> 00:12:13.370
او به یک گاو نر خشمگین تبدیل شد

00:12:13.370 --> 00:12:16.370
پس در جنگ محکم ایستاد و شروع به صحبت کرد

00:12:16.370 --> 00:12:19.370
سوگند به لات و عزه ما برنمی گردیم

00:12:19.370 --> 00:12:22.370
تا اینکه بین محمد و یارانش تفرقه بیندازیم

00:12:22.370 --> 00:12:25.370
آنها را به کوه می بریم

00:12:25.370 --> 00:12:28.370
اما اللات و العزه از ابوجهل حمایت نکردند

00:12:28.370 --> 00:12:31.370
غرور سقوط کرده توسط شمشیرهای مسلمانان لمس شده است

00:12:31.370 --> 00:12:34.370
و نیزه های مظلوم جاه طلبی او را دستکاری می کنند

00:12:34.370 --> 00:12:37.370
کسانی که از ظلم و ستم او گریختند

00:12:37.370 --> 00:12:40.429
خداوند به وعده خود وفا کرد و بنده خود را پیروز کرد

00:12:40.429 --> 00:12:43.429
مشرکان روی برگرداندند

00:12:43.429 --> 00:12:46.429
و گفته شد: مردم ستمکار را بفرستید.
