WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:04.360
توقف کنید

00:00:04.360 --> 00:00:12.140
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:00:12.140 --> 00:00:16.140
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.140 --> 00:00:21.289
من از مادران مؤمنان هستم

00:00:21.289 --> 00:00:27.289
آخرین همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:00:27.289 --> 00:00:29.289
اسم من بارا بود

00:00:29.289 --> 00:00:33.320
رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را تغییر داد

00:00:33.320 --> 00:00:36.320
من عمه عبدالله بن عباس هستم

00:00:36.320 --> 00:00:40.509
و خالد بن الولد رضی الله عنهم

00:00:40.509 --> 00:00:48.509
پیامبر صلی الله علیه و آله جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه را به خواستگاری من فرستاد.

00:00:48.509 --> 00:00:52.509
این خبر در حالی به من رسید که بر شتر خود بودم

00:00:52.509 --> 00:00:57.509
پس شتر را صدا زدم و آنچه مدیون است از آن خدا و رسولش است

00:00:57.509 --> 00:01:00.509
پس خداوند متعال قول او را نازل کرد

00:01:00.509 --> 00:01:05.510
و زن با ایمان اگر خود را به پیامبر سپرد

00:01:05.510 --> 00:01:11.730
رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا در عمره قضائیه نامزد کرد.

00:01:11.730 --> 00:01:16.730
وقتی عمره را تمام کرد، سه روز در مکه ماند

00:01:16.730 --> 00:01:20.730
سهیل بن عمر با گروهی از مکه نزد او آمد

00:01:20.730 --> 00:01:24.730
گفتند: ای محمد ما را رها کن

00:01:24.730 --> 00:01:27.730
امروز آخرین شرط شماست

00:01:27.730 --> 00:01:30.730
یکی از شروط عهدنامه حدیبیه بود

00:01:30.730 --> 00:01:36.730
اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و مسلمانان با او عمره را در سال آینده بجا آورند.

00:01:36.730 --> 00:01:39.730
سه روز در مکه می مانند

00:01:39.730 --> 00:01:42.760
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:01:42.760 --> 00:01:47.760
بگذار با خانواده ام برایت غذا درست کنم

00:01:47.760 --> 00:01:53.790
گفتند: «ما به غذای شما نیاز نداریم» پس ما را ترک کرد

00:01:53.790 --> 00:01:58.790
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله از مکه خارج شد

00:01:58.790 --> 00:02:02.790
در بین راه، علی رضی الله عنه وارد شد

00:02:02.790 --> 00:02:07.790
در مکانی نزدیک مکه جایز است

00:02:07.790 --> 00:02:11.789
او از شاه داناتر به مردم بود

00:02:11.789 --> 00:02:14.789
مهریه من چهارصد درهم بود

00:02:14.789 --> 00:02:20.689
او پسر خواهرم عبدالله بن عباس رضی الله عنه بود

00:02:20.689 --> 00:02:25.689
او گاهی شب را با من در خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله می گذراند.

00:02:25.689 --> 00:02:29.689
دانش و آداب و منش را کسب می کند

00:02:29.689 --> 00:02:32.689
و آن را در بین مسلمانان گسترش دهد

00:02:32.689 --> 00:02:34.689
و این همان چیزی است که او گفت

00:02:34.689 --> 00:02:37.689
شب پیش عمه من

00:02:37.689 --> 00:02:43.689
رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن شب با او بود

00:02:43.689 --> 00:02:48.689
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله در شب برخاست و نماز خواند.

00:02:48.689 --> 00:02:50.689
بنابراین من در سمت چپ او ایستادم

00:02:50.689 --> 00:02:52.689
پس موهایم را گرفت

00:02:52.689 --> 00:02:54.689
پس مرا در سمت راست خود قرار داد

00:02:54.689 --> 00:02:56.719
پس خوابم برد

00:02:56.719 --> 00:02:59.719
لاله گوشم را می گیرد

00:02:59.719 --> 00:03:02.780
یازده رکعت نماز خواند

00:03:02.780 --> 00:03:03.780
سپس پنهان شد

00:03:03.780 --> 00:03:07.780
حتی می شنوم که دروغ می گوید

00:03:07.780 --> 00:03:10.780
وقتی سحر بر او ظاهر شد

00:03:10.780 --> 00:03:13.780
دو رکعت نماز سبک خواند

00:03:13.780 --> 00:03:17.620
در سال 51 هـ

00:03:17.620 --> 00:03:19.620
برای حج رفتم بیرون

00:03:19.620 --> 00:03:21.620
در راه بازگشت

00:03:21.620 --> 00:03:24.620
مرگم مرا گرفت در حالی که اسراف می کردم

00:03:24.620 --> 00:03:30.620
در جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله با من ازدواج کرد

00:03:30.620 --> 00:03:35.620
من را در جایی که علی وارد شد دفن کردند

00:03:35.620 --> 00:03:41.620
پسر خواهرم عبدالله بن عباس رضی الله عنه برایم دعا کرد

00:03:41.620 --> 00:03:45.710
عایشه رضی الله عنها گفت: تو مرا توصیف کن.

00:03:45.710 --> 00:03:49.740
اما او از کسانی بود که از خدا می ترسید

00:03:49.740 --> 00:03:52.740
و ما را به رحم بیاور

00:03:52.740 --> 00:03:55.129
من کی هستم؟

00:03:55.129 --> 00:04:03.099
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو به اشتراک بگذارید

00:04:03.099 --> 00:04:07.349
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:04:07.349 --> 00:04:12.349
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
