1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,609 --> 00:00:17,609 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:17,609 --> 00:00:19,609 به شما ارائه شود 4 00:00:19,609 --> 00:00:22,609 تصاویری از زندگی همراهان زن 5 00:00:22,609 --> 00:00:26,739 نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا 6 00:00:26,739 --> 00:00:28,739 خدا رحمتش کند 7 00:00:28,739 --> 00:00:31,820 ام سلمه 8 00:00:31,820 --> 00:00:33,820 خداوند از او راضی باشد 9 00:00:46,960 --> 00:00:47,960 ام سلمه 10 00:00:47,960 --> 00:00:50,960 از کجا می دانی ام سلمه چیست؟ 11 00:00:50,960 --> 00:00:55,439 پدرش از اساتید برجسته مخزوم بود 12 00:00:55,439 --> 00:00:59,439 و جواد از معدود اعراب جواد است 13 00:00:59,439 --> 00:01:01,439 حتی به او گفته شد 14 00:01:01,439 --> 00:01:03,439 مسافر زیاد شد 15 00:01:03,439 --> 00:01:05,439 چون رکاب ها مجهز نبودند 16 00:01:05,439 --> 00:01:07,439 اگر به خانه های او بروید 17 00:01:07,439 --> 00:01:09,439 یا در شرکت او راه می رفت 18 00:01:09,439 --> 00:01:12,439 و اما شوهرش عبدالله بن عبدالاسد 19 00:01:12,439 --> 00:01:15,439 یکی از ده نفری که اسلام آوردند 20 00:01:15,439 --> 00:01:19,439 پیش از او کسی جز ابوبکر صدیق اسلام نیاورد 21 00:01:19,439 --> 00:01:23,439 یک گروه کوچک، نه به اندازه انگشتان یک دست 22 00:01:23,439 --> 00:01:26,439 نام او هند است 23 00:01:26,439 --> 00:01:28,439 اما او را ام سلمه می نامیدند 24 00:01:28,439 --> 00:01:30,439 سپس نام مستعار را به خود اختصاص داد 25 00:01:30,439 --> 00:01:33,439 ام سلمه با شوهرش اسلام آورد 26 00:01:33,439 --> 00:01:37,439 او همچنین از اولین کسانی بود که به اسلام گروید 27 00:01:37,439 --> 00:01:41,439 به محض اینکه خبر اسلام آوردن ام سلمه و شوهرش منتشر شد 28 00:01:41,439 --> 00:01:44,439 تا اینکه قریش حمله کردند و حمله نکردند 29 00:01:44,439 --> 00:01:47,439 و ریختن بر آنها را یکی از عذابهای او قرار داد 30 00:01:47,439 --> 00:01:49,439 آنچه کر و استوار را می لرزاند 31 00:01:49,439 --> 00:01:53,439 او نه ضعیف شد، نه ضعیف شد و نه تردید کرد 32 00:01:53,439 --> 00:01:55,439 آسیب بر آنها تشدید نشد 33 00:01:55,439 --> 00:01:59,439 رسول خدا صلی الله علیه و آله اذن داد 34 00:01:59,439 --> 00:02:01,439 یارانش به حبشه مهاجرت کردند 35 00:02:01,439 --> 00:02:04,439 او در خط مقدم مهاجران قرار داشت 36 00:02:04,439 --> 00:02:08,439 ام سلمه و شوهرش به تبعید رفتند 37 00:02:08,439 --> 00:02:12,439 او خانه مجلل خود را در مکه پشت سر گذاشت 38 00:02:12,439 --> 00:02:15,439 غرور بلند و نسب دیرینه آن 39 00:02:15,439 --> 00:02:18,439 سزاوار همه اینها از خداست 40 00:02:18,439 --> 00:02:21,439 مستقل، در کنار بیماری هایش 41 00:02:21,439 --> 00:02:27,439 با وجود محافظتی که ام سلمه و یارانش از نغوس دریافت کردند 42 00:02:27,439 --> 00:02:29,439 خداوند چهره اش را در بهشت ببیند 43 00:02:29,439 --> 00:02:33,439 آرزوی مکه، محل فرود وحی بود 44 00:02:33,439 --> 00:02:36,439 دلتنگی برای رسول خدا مایه هدایت است 45 00:02:36,439 --> 00:02:40,439 جگر او و همسرش فریا را برید 46 00:02:40,439 --> 00:02:44,629 سپس اخبار در مورد مهاجران به سرزمین حبشه ادامه یافت 47 00:02:44,629 --> 00:02:48,629 که تعداد مسلمانان مکه زیاد شده است 48 00:02:48,629 --> 00:02:51,629 و اینکه حمزه بن عبدالمطلب اسلام آورد 49 00:02:51,629 --> 00:02:54,629 عمر بن خطاب حمایت آنها را تقویت کرد 50 00:02:54,629 --> 00:02:57,629 او از آسیب رساندن به قریش از جانب آنان خودداری کرد 51 00:02:57,629 --> 00:03:00,629 گروهی از آنان تصمیم گرفتند به مکه بازگردند 52 00:03:00,629 --> 00:03:04,629 آنها پر از حسرت هستند و نوستالژی آنها را فرا می خواند 53 00:03:04,629 --> 00:03:08,629 ام سلمه و شوهرش در صف مقدم بازگشت کنندگان بودند 54 00:03:08,629 --> 00:03:11,629 اما بازگشت کنندگان به زودی متوجه شدند 55 00:03:11,629 --> 00:03:15,629 اخباری که دریافت کردند اغراق آمیز بود 56 00:03:15,629 --> 00:03:20,629 و جهشی که مسلمانان پس از اسلام آوردن حمزه و عمر انجام دادند 57 00:03:20,629 --> 00:03:23,629 با حمله بیشتر قریش مواجه شد 58 00:03:23,629 --> 00:03:27,629 مشرکان سعی کردند مسلمانان را شکنجه و به وحشت بیاندازند 59 00:03:27,629 --> 00:03:32,629 و آنان را از عذابی که قبلاً تجربه نکرده بودند بچشانند 60 00:03:32,629 --> 00:03:37,699 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله اذن فرمود 61 00:03:37,699 --> 00:03:40,699 یارانش به مدینه مهاجرت کردند 62 00:03:40,699 --> 00:03:44,699 ام سلمه و شوهرش تصمیم گرفتند که او اولین کسی باشد که هجرت می کند 63 00:03:44,699 --> 00:03:48,699 فرار از دین و رهایی از ذائقه قریش 64 00:03:49,699 --> 00:03:55,699 اما هجرت ام سلمه و شوهرش آنطور که آنها تصور می کردند آسان نبود 65 00:03:55,699 --> 00:03:58,699 اما گاهی سخت بود 66 00:03:58,699 --> 00:04:03,699 او تراژدی را پشت سر گذاشت که بدون آن هر تراژدی کم می شد 67 00:04:03,699 --> 00:04:08,699 این سخن را به ام سلمه بسپاریم تا ماجرای مصیبت او را برای ما بازگو کند 68 00:04:08,699 --> 00:04:11,699 احساس او نسبت به آن قوی تر و عمیق تر است 69 00:04:11,699 --> 00:04:14,699 تصویر او از او دقیق تر و شیواتر است 70 00:04:14,699 --> 00:04:19,889 ام سلمه گفت وقتی ابوسلمه تصمیم گرفت به مدینه برود 71 00:04:19,889 --> 00:04:23,889 برای من شتری آماده کن و مرا بر آن سوار کن 72 00:04:23,889 --> 00:04:25,889 او فرزندمان سلامه را در دامان من گذاشت 73 00:04:25,889 --> 00:04:30,889 بدون تردید به راندن شتر ادامه داد 74 00:04:30,889 --> 00:04:35,889 قبل از اینکه از مکه جدا شویم، مردانی از قوم من، بنی مخزوم، ما را دیدند 75 00:04:35,889 --> 00:04:38,889 آنها با ما روبرو شدند و به ابوسلمه گفتند 76 00:04:38,889 --> 00:04:43,889 اگر ما را شکست دادی پس این همسرت چطور؟ 77 00:04:43,889 --> 00:04:49,889 او دختر ماست، پس چرا باید بگذاریم او را از ما بگیرید و به سراسر کشور ببرید؟ 78 00:04:49,889 --> 00:04:53,889 سپس بر او پریدند و مرا از او ربودند 79 00:04:53,889 --> 00:04:56,889 همین که قوم شوهرم بن عبدالاسد آنها را دیدند 80 00:04:56,889 --> 00:05:00,889 من و بچه ام را بردند تا اینکه خیلی عصبانی شدند 81 00:05:00,889 --> 00:05:05,889 گفتند: نه، به خدا بچه را پیش دوستت نمی گذاریم. 82 00:05:05,889 --> 00:05:08,889 بعد از اینکه آن را از دوست ما ربودی 83 00:05:08,889 --> 00:05:11,889 او پسر ماست و ما شایسته او هستیم 84 00:05:11,889 --> 00:05:16,889 سپس در مقابل من شروع به کشیدن دو فرزند سلامه بین خود کردند 85 00:05:16,889 --> 00:05:19,889 تا اینکه دستش را برداشتند و بردند 86 00:05:19,889 --> 00:05:25,889 در لحظاتی خودم را تکه تکه و تنها دیدم 87 00:05:25,889 --> 00:05:29,889 پس شوهر راهی مدینه شد تا برای دین و روح خود بگریزد 88 00:05:29,889 --> 00:05:35,889 پسری شکسته و بدبخت توسط ابن عبدالاسد از دست من ربود. 89 00:05:35,889 --> 00:05:40,949 و اما قومی بن مخزوم بر من مسلط شد 90 00:05:40,949 --> 00:05:42,949 و مرا به آنجا رساندند 91 00:05:42,949 --> 00:05:46,949 او در یک ساعت مرا از شوهرم و پسرم جدا کرد 92 00:05:46,949 --> 00:05:53,110 از آن روز به بعد هر روز صبح به الابطح می رفتم 93 00:05:53,110 --> 00:05:56,110 پس در جایی می نشینم که شاهد مصیبت من بود 94 00:05:56,110 --> 00:06:03,110 لحظاتی را به یاد می آورم که بین من، پسرم و شوهرم سدی وجود داشت 95 00:06:03,110 --> 00:06:07,240 تا شب می گریم 96 00:06:07,240 --> 00:06:11,240 یک سال یا نزدیک به یک سال همینطور ماندم 97 00:06:11,240 --> 00:06:17,240 تا اینکه مردی از پسرعموهایم از کنارم گذشت و به من دلداری داد و به من رحم کرد 98 00:06:17,240 --> 00:06:21,240 او به قوم من گفت: این زن بیچاره را آزاد نکنید. 99 00:06:21,240 --> 00:06:25,240 او را از شوهر و فرزندش جدا کردی 100 00:06:25,240 --> 00:06:32,240 و همچنان دلهایشان را نرم می کرد و مهربانی هایشان را دور می کرد تا اینکه به من گفتند 101 00:06:32,240 --> 00:06:35,370 اگر می خواهید به شوهرتان بپیوندید 102 00:06:35,370 --> 00:06:39,370 اما چگونه می توانم به شوهرم در شهر بپیوندم؟ 103 00:06:39,370 --> 00:06:44,370 من پسرم و فرزند عزیزم را در مکه نزد بنی عبدالاسد می گذارم 104 00:06:44,370 --> 00:06:49,430 چگونه می توان ناراحتی من را آرام کرد یا چشمانم می توانند از طریق آن زندگی کنند؟ 105 00:06:49,430 --> 00:06:51,430 من در اداره مهاجرت هستم 106 00:06:51,430 --> 00:06:55,430 پسر کوچولو در مکه به دنیا آمد، اما من چیزی در مورد او نمی دانم 107 00:06:55,430 --> 00:07:00,459 عده ای دیدند که من با غم و اندوهم چگونه رفتار کردم 108 00:07:00,459 --> 00:07:02,459 دلشان برای من شکست 109 00:07:02,459 --> 00:07:05,459 در مورد موضوع من با بنی عبدالاسد صحبت کنید 110 00:07:05,459 --> 00:07:09,459 از من همدردی کردند و پسرم سلامه را به من بازگرداندند 111 00:07:09,459 --> 00:07:14,660 نمی خواستم در مکه منتظر بمانم تا کسی را پیدا کنم که با او سفر کنم 112 00:07:14,660 --> 00:07:18,660 می ترسیدم اتفاقی غیر منتظره بیفتد 113 00:07:18,660 --> 00:07:21,660 یک مانع مانع از پیروی شوهرم می شود 114 00:07:21,660 --> 00:07:24,660 پس من پیشقدم شدم و شترهایم را آماده کردم 115 00:07:24,660 --> 00:07:26,660 و پسرم را روی بغلم گذاشتم 116 00:07:26,660 --> 00:07:29,660 او رفت و به سمت شهر رفت 117 00:07:29,660 --> 00:07:31,660 من شوهرمو میخوام 118 00:07:31,660 --> 00:07:34,660 و هیچ یک از مخلوقات خدا با من نیست 119 00:07:34,660 --> 00:07:38,660 همین که به تنیم رسیدم با عثمان بن طلحه ملاقات کردم 120 00:07:38,660 --> 00:07:42,660 گفت: دختر زاد مسافر کجا می روی؟ 121 00:07:42,660 --> 00:07:45,660 پس گفتم شوهرم را در شهر می خواهم 122 00:07:45,660 --> 00:07:48,660 گفت: کسی با تو نیست. 123 00:07:48,660 --> 00:07:51,660 گفتم نه به خدا 124 00:07:51,660 --> 00:07:54,660 جز خدا، پس این را بساز 125 00:07:54,660 --> 00:07:57,660 گفت: به خدا سوگند هرگز تو را رها نمی کنم. 126 00:07:58,660 --> 00:08:01,660 سپس افسار شتر مرا به دست گرفت 127 00:08:01,660 --> 00:08:03,660 یهوبی راه افتاد 128 00:08:03,660 --> 00:08:06,660 به خدا من تا به حال با یک مرد عرب نبودم 129 00:08:06,660 --> 00:08:09,660 ارجمندتر از او نیست 130 00:08:09,660 --> 00:08:12,660 وقتی به یکی از خانه ها می رسید، شتر مرا دفن می کرد 131 00:08:12,660 --> 00:08:14,660 آن وقت او برای من دیر خواهد آمد 132 00:08:14,660 --> 00:08:16,660 حتی اگر از پشت او پیاده شوید 133 00:08:16,660 --> 00:08:18,660 و روی زمین نشستم 134 00:08:18,660 --> 00:08:20,660 نزد او رفت و برایش سفری کرد 135 00:08:20,660 --> 00:08:24,660 او را به درختی برد و در آنجا بست 136 00:08:24,660 --> 00:08:27,660 سپس از من فاصله گرفت و به درخت دیگری رسید 137 00:08:27,660 --> 00:08:29,660 در سایه آن دراز می کشد 138 00:08:29,660 --> 00:08:31,660 وقتی ارواح می آیند 139 00:08:31,660 --> 00:08:33,659 او به سمت من آمد 140 00:08:33,659 --> 00:08:35,659 پس آن را پس آوردم و به من تقدیم کردم 141 00:08:35,659 --> 00:08:37,659 بعد پشت سرم می گذارد و می گوید 142 00:08:37,659 --> 00:08:39,659 سوار شو 143 00:08:39,659 --> 00:08:42,659 اگر سوار شوی و بر شتر بنشینی 144 00:08:42,659 --> 00:08:45,659 آمد، افسارش را گرفت و او را رهبری کرد 145 00:08:45,659 --> 00:08:48,659 و او همچنان هر روز این کار را انجام می دهد 146 00:08:48,659 --> 00:08:50,659 تا اینکه به شهر رسیدیم 147 00:08:50,659 --> 00:08:52,659 وقتی به روستای بقبه نگاه کرد 148 00:08:52,659 --> 00:08:54,659 لبنا عمر بن عوف 149 00:08:54,659 --> 00:08:57,659 شوهرت در این روستا گفت 150 00:08:57,659 --> 00:09:00,659 با برکت خدا وارد آن شوید 151 00:09:00,659 --> 00:09:03,750 سپس رفت و به مکه بازگشت 152 00:09:03,750 --> 00:09:05,750 دیاسپورا دوباره متحد شد 153 00:09:05,750 --> 00:09:07,750 بعد از یه جدایی طولانی 154 00:09:07,750 --> 00:09:10,750 چشمان ام سلمه از شوهرش خشنود شد 155 00:09:10,750 --> 00:09:13,750 ابوسلمه از همراه و پسرش خوشحال شد 156 00:09:13,750 --> 00:09:15,750 سپس وقایع آشکار شد 157 00:09:15,750 --> 00:09:18,779 در یک چشم به هم زدن سریع می گذرد 158 00:09:18,779 --> 00:09:20,779 این بدر است 159 00:09:20,779 --> 00:09:24,779 ابوسلمه شاهد آن است و با مسلمانان از آن باز می گردد 160 00:09:24,779 --> 00:09:27,779 آنها یک پیروزی قاطع به دست آوردند 161 00:09:27,779 --> 00:09:29,779 و این یکی است 162 00:09:29,779 --> 00:09:31,779 بعد از بدر در آن غوطه ور می شود 163 00:09:31,779 --> 00:09:34,779 او بهترین و سخاوتمندانه ترین آزمایش ها را در آن انجام می دهد 164 00:09:34,779 --> 00:09:37,779 اما او از آن خارج می شود 165 00:09:37,779 --> 00:09:39,779 او به شدت مجروح شد 166 00:09:39,779 --> 00:09:41,779 او هنوز دارد او را درمان می کند 167 00:09:41,779 --> 00:09:44,779 تا اینکه به نظرش رسید که شفا یافته است 168 00:09:44,779 --> 00:09:47,779 اما زخم ناشی از فساد بود 169 00:09:47,779 --> 00:09:49,779 خیلی زود دراز کشید 170 00:09:49,779 --> 00:09:52,779 ابوسلمه در بستر بود 171 00:09:52,779 --> 00:09:55,779 در حالی که ابوسلمه در حال مداوای زخمش بود 172 00:09:55,779 --> 00:09:57,779 به همسرش گفت 173 00:09:57,779 --> 00:09:59,779 ای ام سلمه 174 00:09:59,779 --> 00:10:02,779 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم 175 00:10:02,779 --> 00:10:05,779 او می گوید هیچ بدبختی به کسی نمی رسد 176 00:10:05,779 --> 00:10:08,779 بعد برمی گردد و می گوید 177 00:10:08,779 --> 00:10:11,779 خدایا این بلا را با تو شمردم 178 00:10:11,779 --> 00:10:14,779 خدایا چیزی بهتر از او به من بده 179 00:10:14,779 --> 00:10:17,779 مگر اینکه خداوند متعال به او عطا کرده باشد 180 00:10:17,779 --> 00:10:21,850 ابوسلمه روزها بر بستر بيماري خود ماند 181 00:10:21,850 --> 00:10:23,850 و یک روز صبح 182 00:10:23,850 --> 00:10:26,850 رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد او آمد 183 00:10:26,850 --> 00:10:27,850 تا او را برگرداند 184 00:10:27,850 --> 00:10:30,850 دیدارش را به سختی تمام کرده بود 185 00:10:30,850 --> 00:10:32,850 از درب خانه اش فراتر می رود 186 00:10:32,850 --> 00:10:35,980 تا اینکه ابوسلمه از دنیا رفت 187 00:10:35,980 --> 00:10:38,980 پس پیامبر صلی الله علیه و آله چشمان خود را بست 188 00:10:38,980 --> 00:10:41,980 در دست شریفش چشم صاحبش است 189 00:10:41,980 --> 00:10:45,039 چشمانش را به آسمان گرفت و گفت 190 00:10:45,039 --> 00:10:48,039 خدایا ابوسلمه را ببخش 191 00:10:48,039 --> 00:10:51,039 و مقامش را در میان نزدیکانش بالا ببرد 192 00:10:51,039 --> 00:10:54,039 و کسانی را که پشت سر گذاشتند، پشت سر گذاشت 193 00:10:54,039 --> 00:10:58,039 و ما و او را ببخش ای پروردگار جهانیان 194 00:10:58,039 --> 00:11:00,039 و برای او در قبرش جا باز کن 195 00:11:00,039 --> 00:11:02,039 و نور برای او در آن است 196 00:11:02,039 --> 00:11:04,230 در مورد ام سلمه 197 00:11:04,230 --> 00:11:07,230 پس آنچه را که ابوسلمه به او گفته بود به یاد آورد 198 00:11:07,230 --> 00:11:10,230 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 199 00:11:10,230 --> 00:11:11,230 و او گفت 200 00:11:11,230 --> 00:11:14,230 خدایا برای این مصیبت به تو پناه می برم 201 00:11:14,230 --> 00:11:17,230 اما او نمی خواست آن را بگوید 202 00:11:17,230 --> 00:11:20,230 خدایا جای بهتری به من بده 203 00:11:20,230 --> 00:11:23,230 چون او تعجب می کرد 204 00:11:23,230 --> 00:11:27,230 محال است که او بهتر از ابوسلمه باشد 205 00:11:27,230 --> 00:11:30,230 اما به زودی نماز را تمام کرد 206 00:11:30,230 --> 00:11:33,259 مسلمانان از فقدان ام سلمه اندوهگین شدند 207 00:11:33,259 --> 00:11:36,259 آنها قبلاً از مجروحیت کسی ناراحت نشده بودند 208 00:11:36,259 --> 00:11:39,259 آن را به نام هر یک از اعراب نامیدند 209 00:11:39,259 --> 00:11:43,259 چون هیچ عضوی از خانواده در شهر نداشت 210 00:11:43,259 --> 00:11:46,259 غیر از پسرهای کوچک، کرک قطار را دوست دارند 211 00:11:46,259 --> 00:11:49,259 شعر مهاجرین و انصار 212 00:11:49,259 --> 00:11:52,259 با هم به خاطر ام سلمه بر آنها 213 00:11:52,259 --> 00:11:55,259 به سختی عزاداری ابوسلمه را تمام کرده بود 214 00:11:55,259 --> 00:11:58,259 تا اینکه ابوبکر صدیق جلو آمد 215 00:11:58,259 --> 00:12:01,259 از خودش خواستگاری می کند 216 00:12:01,259 --> 00:12:04,259 او از پاسخ به درخواست او خودداری کرد 217 00:12:04,259 --> 00:12:07,259 سپس عمر بن خطاب جلو آمد 218 00:12:07,259 --> 00:12:10,259 همانطور که به صاحبش پاسخ داد آن را پس داد 219 00:12:10,259 --> 00:12:14,259 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جلو آمد 220 00:12:14,259 --> 00:12:17,259 به او گفت 221 00:12:17,259 --> 00:12:20,259 ای رسول خدا سه عیب در من وجود دارد 222 00:12:20,259 --> 00:12:23,259 من یک زن بسیار حسود هستم 223 00:12:23,259 --> 00:12:26,259 می ترسم چیزی از من ببینی که تو را عصبانی کند 224 00:12:26,259 --> 00:12:29,259 پس خداوند مرا با آن مجازات خواهد کرد 225 00:12:29,259 --> 00:12:32,259 من یک پیرزن هستم 226 00:12:32,259 --> 00:12:35,360 من یک زن با بچه هستم 227 00:12:35,360 --> 00:12:38,360 فرمود صلی الله علیه و آله و سلم 228 00:12:39,360 --> 00:12:42,360 از خداوند متعال می خواهم که آن را از شما بگیرد 229 00:12:42,360 --> 00:12:45,360 در مورد آنچه که در مورد سن ذکر کردید 230 00:12:45,360 --> 00:12:48,360 برای من هم اتفاق افتاد مثل اتفاقی که برای تو افتاد 231 00:12:48,360 --> 00:12:51,360 در مورد آنچه در مورد بچه ها اشاره کردید 232 00:12:51,360 --> 00:12:54,360 فرزندان شما فرزندان من هستند 233 00:12:54,360 --> 00:12:57,360 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله ازدواج کرد 234 00:12:57,360 --> 00:13:00,360 از ام سلمه 235 00:13:00,360 --> 00:13:03,360 پس خداوند دعای او را مستجاب کرد 236 00:13:03,360 --> 00:13:06,360 و جانشین او بهتر از ابوسلمه است 237 00:13:07,360 --> 00:13:10,360 هند المخزومیه تنها برای سلامه مادر نماند 238 00:13:10,360 --> 00:13:13,360 بلکه برای همه مؤمنین مادر شد 239 00:13:13,360 --> 00:13:16,360 خداوند چهره ام سلمه را در بهشت برکت دهد 240 00:13:16,360 --> 00:13:19,360 از او راضی بود و او را راضی کرد 241 00:13:19,360 --> 00:13:22,740 ام سلمه 242 00:13:22,740 --> 00:13:26,159 خداوند از او راضی باشد