WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.399
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.399 --> 00:00:06.860
گنجینه های زندگی نامه

00:00:06.860 --> 00:00:11.779
رستاخیز بازگشت

00:00:11.779 --> 00:00:16.170
در سال چهارم هجری

00:00:16.170 --> 00:00:19.570
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد

00:00:19.570 --> 00:00:21.769
مردمی عضلانی و با وقار

00:00:21.769 --> 00:00:24.170
اشاره کردند که اسلام در میان آنها هست

00:00:24.170 --> 00:00:27.969
آنها درخواست کردند که یک نفر با آنها فرستاده شود تا به آنها دین بیاموزد

00:00:27.969 --> 00:00:29.969
و بر آنها قرآن می خواند

00:00:29.969 --> 00:00:33.170
پس پیامبر صلی الله علیه و آله را فرستاد

00:00:33.170 --> 00:00:35.770
ده تن از اصحابش با آنان بودند

00:00:35.770 --> 00:00:38.570
عاصم بن ثابت به آنها فرمان داد

00:00:38.570 --> 00:00:42.570
درباره مرثد بن ابی مرثد گفته شد

00:00:42.570 --> 00:00:46.770
هنگامی که به محلی به نام الرجاء رسیدند.

00:00:46.770 --> 00:00:49.770
از حذیل زنده بر سرشان فریاد زدند

00:00:49.770 --> 00:00:52.369
به آنها بانو لهیان می گویند

00:00:52.369 --> 00:00:55.170
آنها را حدود صد تیرانداز تعقیب کردند

00:00:55.170 --> 00:00:56.770
از بنی لاهیان

00:00:56.770 --> 00:00:59.570
آنها را تعقیب کردند و آنها را محاصره کردند

00:00:59.570 --> 00:01:03.570
سپس به مکانی پناه بردند که آنها را از شر دشمنان حفظ کند

00:01:03.570 --> 00:01:05.969
و دشمنان به آنها گفتند

00:01:05.969 --> 00:01:08.170
شما عهد و پیمان دارید

00:01:08.170 --> 00:01:12.370
اگر نزد ما فرود آیی، آیا مردی از شما را نمی کشیم؟

00:01:12.370 --> 00:01:14.769
عاصم از پایین آمدن امتناع کرد

00:01:14.769 --> 00:01:16.969
با یارانش با آنها جنگید

00:01:16.969 --> 00:01:18.969
تنها هفت نفر از آنها کشته شدند

00:01:18.969 --> 00:01:20.969
و اما خبیب بن عدی

00:01:20.969 --> 00:01:22.769
و زید بن الدثنا

00:01:22.769 --> 00:01:24.569
و یک مرد دیگر

00:01:24.569 --> 00:01:27.170
پس به آنها عهد و پیمان دادند

00:01:27.170 --> 00:01:28.969
پس نزد آنها فرود آمدند

00:01:28.969 --> 00:01:30.969
زیرا آنها بیش از صد نفر هستند

00:01:30.969 --> 00:01:32.769
برای پنج

00:01:32.769 --> 00:01:34.969
اسلحه ندارند

00:01:34.969 --> 00:01:37.170
اما آنها به آنها خیانت کردند

00:01:37.170 --> 00:01:40.370
دو تا از آنها را به ریسمان کمان بستند

00:01:40.370 --> 00:01:42.370
مرد سوم گفت

00:01:42.370 --> 00:01:44.569
این اولین خیانت است

00:01:44.569 --> 00:01:47.569
شما صلح می کنید و سپس ما را به هم می بندید

00:01:47.569 --> 00:01:49.969
او حاضر نشد تسلیم آنها شود

00:01:49.969 --> 00:01:52.569
با آنها جنگید تا کشته شد

00:01:52.569 --> 00:01:54.569
خوبیب بن عدی را گرفتند

00:01:54.569 --> 00:01:56.370
و زید بن الدثنا

00:01:56.370 --> 00:01:58.569
پس آنها را در مکه فروختند

00:01:58.569 --> 00:02:02.170
هر دو در روز بدر سر بریده شدند

00:02:02.170 --> 00:02:03.769
در مورد خبیب

00:02:03.769 --> 00:02:06.170
او نزد آنها زندانی ماند

00:02:06.170 --> 00:02:08.969
دو حادثه برای او اتفاق افتاد

00:02:08.969 --> 00:02:10.969
اولین حادثه

00:02:10.969 --> 00:02:13.969
با او غذا پیدا کردند

00:02:13.969 --> 00:02:16.569
هیچ کس چیزی به او نداد

00:02:16.569 --> 00:02:21.199
بلکه کرامتی از جانب خداوند متعال است

00:02:21.199 --> 00:02:23.400
حادثه دوم

00:02:23.400 --> 00:02:25.000
تیغ را خواست

00:02:25.000 --> 00:02:28.000
تا اینکه موهای بدنش را تراشید

00:02:28.000 --> 00:02:32.800
پس زنی که او در خانه اش بود، تیغ را با پسرش فرستاد

00:02:32.800 --> 00:02:35.599
وقتی پسر برایش تیغ آورد

00:02:35.599 --> 00:02:39.800
زن به یاد آورد که چگونه با پسرش تیغ بفرستد

00:02:39.800 --> 00:02:42.000
این مرد کشته شد

00:02:42.000 --> 00:02:46.000
او ممکن است در ازای خود پسرش را بکشد تا انتقام بگیرد

00:02:46.000 --> 00:02:48.000
او به سرعت آمد

00:02:48.000 --> 00:02:51.400
خبیب وقتی زن را دید وحشت کرد

00:02:51.400 --> 00:02:54.000
بچه با اوست و تیغ هم با اوست

00:02:54.000 --> 00:02:55.400
او به او گفت

00:02:55.400 --> 00:02:57.400
می ترسیدم او را بکشم

00:02:57.400 --> 00:02:59.400
او را ترک کرد و به او آسیبی نرساند

00:02:59.400 --> 00:03:02.400
سپس خبیب رضی الله عنه گرفت

00:03:02.400 --> 00:03:04.400
به تنیم خارج از مکه

00:03:04.400 --> 00:03:06.400
یعنی به راه حل

00:03:06.400 --> 00:03:10.400
زیرا کشتن در داخل حرم را ممنوع می دانستند

00:03:10.400 --> 00:03:12.400
و در اینجا خیانت را مجاز می دانند

00:03:12.400 --> 00:03:15.400
پس نهی و حلال آنها اشتباه است

00:03:15.400 --> 00:03:17.400
نه پیروان یک دین

00:03:17.400 --> 00:03:20.400
وقتی موافقت کردند که او را به صلیب بکشند

00:03:20.400 --> 00:03:21.400
او گفت

00:03:21.400 --> 00:03:24.400
دو رکعت زانو بزنم

00:03:24.400 --> 00:03:26.400
پس او را ترک کردند و او آنها را جدا کرد

00:03:26.400 --> 00:03:28.400
وقتی جبران کرد

00:03:28.400 --> 00:03:29.400
او گفت

00:03:29.400 --> 00:03:32.400
به خدا اگر نگفتی من فقط می ترسم

00:03:32.400 --> 00:03:34.400
LZD

00:03:34.400 --> 00:03:36.400
دو سوره کوتاه دعا

00:03:36.400 --> 00:03:38.400
دو رکعت است

00:03:38.400 --> 00:03:40.400
علما گفتند

00:03:40.400 --> 00:03:42.400
سال قتل دو رکعت است

00:03:42.400 --> 00:03:45.400
سنت خوبیب رضی الله عنه

00:03:45.400 --> 00:03:47.430
بعد خبیب گفت

00:03:47.430 --> 00:03:49.430
خدایا تعدادشونو بشمار

00:03:49.430 --> 00:03:51.430
و آنها را به صورت بیهوده کشت

00:03:51.430 --> 00:03:54.430
و هیچ کدام را پشت سر نگذارید

00:03:54.430 --> 00:03:57.430
سپس چند بیت شعر گفت

00:03:57.430 --> 00:04:00.430
طرفین دور من جمع شدند و جواب دادند

00:04:00.430 --> 00:04:04.430
قبایل آنها و تمام جماعت من را جمع کردند

00:04:04.430 --> 00:04:08.430
آنها پسران و همسران خود را به هم نزدیک کردند

00:04:08.430 --> 00:04:12.430
او به یک تنه دراز و ممنوع نزدیک شد

00:04:12.430 --> 00:04:16.430
به خدا از بیگانگی ام پس از ناراحتی شکایت می کنم

00:04:16.430 --> 00:04:20.430
و چه چیزی هنگام خواب، مهمانی ها را برای من گرد هم می آورد

00:04:20.430 --> 00:04:24.430
آن که بر عرش است، بر آنچه از من می خواهد، به من صبر داده است

00:04:24.430 --> 00:04:28.430
آنها گوشت مرا قطع کردند و جاه طلبی من بدبخت شده است

00:04:28.430 --> 00:04:32.430
به جای آن کفر و مرگ را برگزیدند

00:04:32.430 --> 00:04:36.430
چشمانم بدون اشک اشک ریخت

00:04:36.430 --> 00:04:39.430
وقتی یک مسلمان را می کشم کاری ندارم

00:04:39.430 --> 00:04:43.430
در هر صورت انشالله من میمیرم

00:04:43.430 --> 00:04:47.430
این در ذات خداست اگر بخواهد

00:04:47.430 --> 00:04:51.430
درود بر شالو مزازی

00:04:51.430 --> 00:04:54.430
ابوسفیان رو به او کرد و به او گفت

00:04:54.430 --> 00:04:56.430
آهای خبیب

00:04:56.430 --> 00:05:00.430
آیا خوشحال می شوی که با ما بتوانی سر محمد را ببری؟

00:05:00.430 --> 00:05:02.430
و تو جزو خانواده ات هستی

00:05:02.430 --> 00:05:05.430
پاسخ مؤمن عاشق چه بود؟

00:05:05.430 --> 00:05:08.430
به رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:05:08.430 --> 00:05:11.430
گفت نه به خدا

00:05:11.430 --> 00:05:13.430
چیزی که من را خوشحال می کند این است که در کنار خانواده ام هستم

00:05:13.430 --> 00:05:16.430
و اینکه محمد صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:16.430 --> 00:05:18.430
در مکانی که او در آن است

00:05:18.430 --> 00:05:21.430
خاری به او اصابت می کند که آزارش می دهد

00:05:21.430 --> 00:05:24.430
سپس او را به صلیب کشیدند که خدا از او راضی باشد

00:05:24.430 --> 00:05:27.430
شخصی را برای نگهبانی از جنازه او تعیین کردند

00:05:27.430 --> 00:05:30.430
سپس عمر بن امیه الضمری آمد

00:05:30.430 --> 00:05:32.430
پس شبانه از روی نیرنگ تحمل کرد

00:05:32.430 --> 00:05:34.430
بدون اینکه کسی ببینه

00:05:34.430 --> 00:05:36.430
پس او را گرفت و دفن کرد

00:05:36.430 --> 00:05:40.430
گفته می شود که او عامل کشتن خبیب بن عدی بود

00:05:40.430 --> 00:05:42.430
او عقبه بن الحارث است

00:05:42.430 --> 00:05:45.500
معاویه رضی الله عنه گفت

00:05:45.500 --> 00:05:48.500
من از جمله کسانی بودم که در قتل حبیب شرکت کردم

00:05:48.500 --> 00:05:50.500
ابوسفیان را دیدم

00:05:50.500 --> 00:05:54.500
او مرا بر خلاف ندای حبیب روی زمین می اندازد

00:05:54.500 --> 00:05:56.500
و می گفتند

00:05:56.500 --> 00:05:59.500
اگر مردی خوانده شود، برمی گردد

00:05:59.500 --> 00:06:01.500
دعوت نامه از او حذف شد

00:06:01.500 --> 00:06:04.560
فکر کردند به او ظلم شده است

00:06:04.560 --> 00:06:06.560
و ندای او صادق است

00:06:06.560 --> 00:06:08.560
و این بود

00:06:08.560 --> 00:06:11.560
از جمله کسانی که در کشتن خبیب بن عدی شرکت کردند

00:06:11.560 --> 00:06:13.560
سعید بن عامر

00:06:13.560 --> 00:06:15.560
و او داستانی با خود دارد

00:06:15.560 --> 00:06:18.560
زیرا عمر در خلافت اوست

00:06:18.560 --> 00:06:21.560
او را فرماندار شام کرد

00:06:21.560 --> 00:06:24.560
عمر رضی الله عنه از مردم شام پرسید

00:06:24.560 --> 00:06:27.560
گفت: حال والی شما چطور است؟

00:06:27.560 --> 00:06:30.560
گفتند: از او انتقام نخواهیم گرفت.

00:06:30.560 --> 00:06:32.560
جز سه چیز

00:06:32.560 --> 00:06:35.560
عمر گفت: چیست؟

00:06:35.560 --> 00:06:38.560
گفتند در یک روز هفته

00:06:38.560 --> 00:06:40.560
به ما نمی رسد

00:06:40.560 --> 00:06:44.560
دوم این که شب ها نزد ما بیرون نمی آید

00:06:44.560 --> 00:06:48.560
و سومی گاهی در حالی که با ما نشسته بود

00:06:48.560 --> 00:06:51.560
او به حالت خلسه می افتد و می افتد

00:06:51.560 --> 00:06:54.560
عمر او را صدا زد و گفت:

00:06:54.560 --> 00:06:58.560
ای سعید چه بلایی سر مردم میاد؟

00:06:58.560 --> 00:07:02.560
گفت: امیرالمؤمنین تو چیست؟

00:07:02.560 --> 00:07:08.560
گفت می گویند یک روز از هفته پیش آنها بیرون نمی روی

00:07:08.560 --> 00:07:11.560
گفت یا امیرالمؤمنین

00:07:11.560 --> 00:07:14.560
این روز لباسامو میشورم

00:07:14.560 --> 00:07:16.560
من لباس دیگه ای ندارم

00:07:16.560 --> 00:07:19.560
آیا باید بدون لباس بیرون بروم پیش آنها؟

00:07:19.560 --> 00:07:22.560
می مانم تا لباس خشک شود

00:07:22.560 --> 00:07:24.560
بعد میرم بیرون پیششون

00:07:24.560 --> 00:07:30.620
می گویند شب پیش آنها نمی روی، گفت

00:07:30.620 --> 00:07:33.620
گفت یا امیرالمؤمنین

00:07:33.620 --> 00:07:37.620
روز برای آنها و شب برای پروردگار من است

00:07:37.620 --> 00:07:41.620
گفت: این خلسه چیست که به تو مبتلا شده است؟

00:07:41.620 --> 00:07:43.660
گریه کرد و گفت

00:07:43.660 --> 00:07:45.660
ای امیرالمومنین!

00:07:45.660 --> 00:07:48.660
من در قتل خوبب بن عدی شرکت کردم

00:07:48.660 --> 00:07:52.660
هر وقت یادم می آید صداش می کنم و می کشمش

00:07:52.660 --> 00:07:57.660
از خوف خداوند متعال بیهوش شدم

00:07:57.660 --> 00:07:59.660
این قضیه خبیب است

00:07:59.660 --> 00:08:03.660
و اما عاصم بن ثابت رضی الله عنه

00:08:03.660 --> 00:08:06.660
از نزول به سوی آنها خودداری می کنند

00:08:06.660 --> 00:08:08.660
و او تسلیم نشد

00:08:08.660 --> 00:08:10.660
پس با آنها جنگید تا اینکه او را کشتند

00:08:10.660 --> 00:08:15.660
اما بغض و بغض در دل مشرکان زیاد است

00:08:15.660 --> 00:08:20.660
بیانگر این بود که قریش شخصی را فرستاد تا جنازه عاصم را برایشان بیاورد

00:08:20.660 --> 00:08:24.660
تا اینکه مطمئن شدند عاصم کشته شده است

00:08:24.660 --> 00:08:28.660
و دلهایشان از کینه ای که در آنهاست شفا می یابد

00:08:28.660 --> 00:08:33.659
پس خداوند تبارک و تعالی چیزی شبیه سایبان از پشت فرستاد

00:08:34.659 --> 00:08:37.779
نتوانستند به او برسند

00:08:37.779 --> 00:08:41.779
عاصم به خدای متعال عهد داده بود

00:08:41.779 --> 00:08:43.779
در شرک تأثیری ندارد

00:08:43.779 --> 00:08:45.779
و هیچ مشرکی به او دست نمی‌زند

00:08:45.779 --> 00:08:48.779
این به دلیل نفرت او از مشرکان است

00:08:48.779 --> 00:08:53.779
خداوند متعال حتی پس از مرگش به عهد خود وفا کرد

00:08:53.779 --> 00:08:57.850
از این رو وقتی به عمر چنین گفته شد

00:08:57.850 --> 00:08:58.850
او گفت

00:08:58.850 --> 00:09:01.850
خداوند این بنده مؤمن را بعد از مرگش حفظ کند

00:09:01.850 --> 00:09:04.850
او همچنین در طول زندگی از او محافظت می کند

00:09:13.879 --> 00:09:18.799
ابو البراء عامر بن مالک را معرفی کرد

00:09:18.799 --> 00:09:20.799
زمین های بازی آفتاب

00:09:20.799 --> 00:09:24.799
بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مدینه

00:09:24.799 --> 00:09:29.860
پیامبر صلی الله علیه و آله او را به اسلام دعوت کرد

00:09:29.860 --> 00:09:35.860
پس به ما نشان داد و نوعی پاسخ به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشان داد

00:09:35.860 --> 00:09:37.860
اما او تحویل نداد

00:09:37.860 --> 00:09:41.860
به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت

00:09:41.860 --> 00:09:43.860
ای رسول خدا

00:09:43.860 --> 00:09:47.860
اگر اصحاب خود را نزد مردم نجد فرستادی تا آنان را به دین خود دعوت کنی

00:09:47.860 --> 00:09:50.860
امیدوارم جوابشون رو بدن

00:09:50.860 --> 00:09:53.860
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:09:53.860 --> 00:09:56.860
من بر آنان اهل نجد می ترسم

00:09:56.860 --> 00:09:58.860
ابو البراء گفت

00:09:58.860 --> 00:10:00.860
من همسایه آنها هستم

00:10:00.860 --> 00:10:05.860
پس پیامبر صلی الله علیه و آله هفتاد نفر را همراه خود فرستاد

00:10:05.860 --> 00:10:08.860
منذر بن عمر به آنها فرمان داد

00:10:08.860 --> 00:10:10.860
یکی از بنی ساعده

00:10:10.860 --> 00:10:14.860
این هفتاد نفر از بهترین مسلمانان بودند

00:10:14.860 --> 00:10:19.860
رفتند تا دین خدای تعالی را در میان مردم نجد منتشر کنند

00:10:19.860 --> 00:10:23.860
پس به خواندن قرآن و خواندن نماز شب رفتند

00:10:23.860 --> 00:10:27.860
تا اینکه در محلی به نام بیر مائونه ساکن شدند

00:10:27.860 --> 00:10:30.860
سپس حرام بن میلهان را فرستادند

00:10:30.860 --> 00:10:33.860
انس بن مالک رضی الله عنه گفت

00:10:33.860 --> 00:10:36.860
در کتاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:10:36.860 --> 00:10:40.860
به دشمن خدا عامر بن طفیل

00:10:40.860 --> 00:10:42.860
و به او گفت

00:10:42.860 --> 00:10:46.860
این کتاب رسول خدا صلی الله علیه و آله است

00:10:46.860 --> 00:10:49.860
قبل از خواندن کتاب را دور انداخت

00:10:49.860 --> 00:10:51.860
سپس به مردی دستور داد

00:10:51.860 --> 00:10:55.860
حرم از پشت به ابن میلهان رضی الله عنه خنجر زد

00:10:55.860 --> 00:10:58.860
چون نیزه به پشتش نفوذ کرد، گفت:

00:10:58.860 --> 00:11:02.860
خدا بزرگ است، من پیروزم، پروردگار کعبه

00:11:02.860 --> 00:11:06.860
آنها این را یک پیروزی و پیروزی می دانند

00:11:06.860 --> 00:11:09.860
چون در راه خدا به شهادت رسید

00:11:09.860 --> 00:11:12.860
سپس عامر بن الطفیل برخاست

00:11:12.860 --> 00:11:15.860
مردم را بسیج کرد و گفت:

00:11:15.860 --> 00:11:17.860
مبارزه با جنگ

00:11:17.860 --> 00:11:20.860
بسیاری از مردم از آن خودداری کردند

00:11:20.860 --> 00:11:23.860
در کنار ابن البراء، زمین های بازی الاسنه قرار دارد

00:11:23.860 --> 00:11:25.860
چون گفت

00:11:25.860 --> 00:11:27.860
آنها در کنار من هستند

00:11:27.860 --> 00:11:29.860
اما این مخرب است

00:11:29.860 --> 00:11:31.860
عامر بن الطفیل

00:11:31.860 --> 00:11:33.860
جوار بن البراء پاسخ داد

00:11:33.860 --> 00:11:36.860
شروع به بسیج مردم کرد و گفت:

00:11:36.860 --> 00:11:38.860
برخیز، بیا آنها را بکشیم

00:11:38.860 --> 00:11:42.860
فرصت عالی و غنیمت عالی

00:11:42.860 --> 00:11:46.860
مردانی از آسیه، رعل و ذکوان با او برخاستند

00:11:46.860 --> 00:11:49.860
آنها قبایل عرب هستند

00:11:49.860 --> 00:11:52.860
پس آمدند و اصحاب رسول خدا را محاصره کردند

00:11:52.860 --> 00:11:54.860
درود بر او باد

00:11:54.860 --> 00:11:57.860
آنها جنگیدند تا آخرین آنها کشته شدند

00:11:57.860 --> 00:12:00.860
فقط سه نفر از آنها زنده ماندند

00:12:00.860 --> 00:12:02.860
کعب بن زید

00:12:02.860 --> 00:12:05.860
او با قتل سقوط کرد اما نمرد

00:12:05.860 --> 00:12:07.860
و روح در او باقی ماند

00:12:07.860 --> 00:12:11.860
آنها او را ترک کردند و به خیال اینکه مرده است، رفتند

00:12:11.860 --> 00:12:13.860
سپس فرار کرد که خدا از او راضی باشد

00:12:13.860 --> 00:12:16.860
عمربن امیه الضمری

00:12:16.860 --> 00:12:18.860
المنذر بن عقبه

00:12:18.860 --> 00:12:21.860
آنها از جنگ دور بودند

00:12:21.860 --> 00:12:24.860
چون با اسب مسلمانان بودند

00:12:24.860 --> 00:12:26.860
با آنها نبودند

00:12:26.860 --> 00:12:30.860
اما آنها پرندگانی را دیدند که از دور معلق بودند

00:12:30.860 --> 00:12:32.860
وقتی نزدیک شد

00:12:32.860 --> 00:12:35.860
دریافت که مشرکان یاران خود را کشته اند

00:12:35.860 --> 00:12:37.860
سپس المندیر برخاست

00:12:37.860 --> 00:12:39.860
و شروع به مبارزه با مشرکان کرد

00:12:39.860 --> 00:12:42.860
پس او را کشتند، خدا از او راضی باشد

00:12:42.860 --> 00:12:45.860
و اما عمر بن امیه اسیر شد

00:12:45.860 --> 00:12:47.860
سپس عامر بن طفیل او را ترک کرد

00:12:47.860 --> 00:12:50.860
چون مادرش باید برده ای را آزاد کند

00:12:50.860 --> 00:12:53.860
این گردن من آزاد است

00:12:53.860 --> 00:12:57.860
پس عمر نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بازگشت

00:12:57.860 --> 00:12:59.860
از این مصیبت به او می گوید

00:12:59.860 --> 00:13:05.860
و با کشتن این هفتاد نفر از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:13:05.860 --> 00:13:08.600
گنجینه های بیوگرافی

00:13:08.600 --> 00:13:15.309
باید تایید شود

00:13:15.309 --> 00:13:18.100
و در راه

00:13:18.100 --> 00:13:23.100
حادثه ای برای عمر بن امیه رضی الله عنه پیش آمد

00:13:23.100 --> 00:13:26.100
دلیلش این است که زیر سایه درختی فرود آمد

00:13:26.100 --> 00:13:29.100
سپس دو مرد از بنی‌کلاب نزد او آمدند

00:13:29.100 --> 00:13:31.100
پس با او رفتند

00:13:31.100 --> 00:13:32.100
وقتی خوابشان برد

00:13:32.100 --> 00:13:35.100
شمشیر را گرفت و آنها را کشت

00:13:35.100 --> 00:13:40.100
او گمان می کرد که آنها از جمله کسانی هستند که در کشتن یارانش -رضی الله عنه- شرکت داشتند

00:13:40.100 --> 00:13:42.100
وقتی آنها را کشت

00:13:42.100 --> 00:13:48.100
با آنان کتابی یافت که حاوی عهد و پیمانی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود.

00:13:48.100 --> 00:13:53.100
پس آمد و به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت که چه کرده است

00:13:53.100 --> 00:13:57.100
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:13:57.100 --> 00:13:59.100
من دو نفر را کشتم

00:13:59.100 --> 00:14:01.100
برای قضاوت آنها

00:14:01.100 --> 00:14:06.100
مشغول جمع آوری دیه آنان رضی الله عنه بود

00:14:06.100 --> 00:14:08.100
عده ای از یارانش را جمع کرد

00:14:08.100 --> 00:14:10.100
از بنی نضیر پرسید

00:14:10.100 --> 00:14:16.100
این در قلب عهدنامه بین آنها و پیامبر صلی الله علیه و آله است

00:14:16.100 --> 00:14:19.100
در دیه شرکت می کنند

00:14:19.100 --> 00:14:23.100
آن وقت دلیلی برای جنگ بنی النضیر بود

00:14:23.100 --> 00:14:27.100
در اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شکی نیست

00:14:27.100 --> 00:14:30.100
از این فاجعه بسیار آسیب دیده است

00:14:30.100 --> 00:14:32.100
و قبل از آن بازگشت

00:14:32.100 --> 00:14:37.100
او شروع کرد به دعوت از آن مردم برای یک ماه کامل

00:14:37.100 --> 00:14:39.100
ناامید می شود و برایشان دعا می کند

00:14:39.100 --> 00:14:43.100
خدایا به ما عدالت و نجابت و نافرمانی عطا کن

00:14:43.100 --> 00:14:46.100
او از پروردگارش نافرمانی کرد

00:14:46.100 --> 00:14:50.100
او رضی الله عنه در نمازش آنها را لعنت کرد

00:14:50.100 --> 00:14:54.100
تا اینکه خداوند تبارک و تعالی نازل کرد

00:14:54.100 --> 00:15:03.100
شما کاری به آن ندارید، چه توبه کند و چه عذابشان کند، زیرا آنها ستمگرند

00:15:03.100 --> 00:15:08.299
پس پیامبر صلی الله علیه و آله ناامیدی آنان را رها کرد

00:15:08.299 --> 00:15:11.299
از مرده ها خبر دادند که گفتند

00:15:11.299 --> 00:15:15.299
به قوم ما بگو که پروردگارمان را ملاقات خواهیم کرد

00:15:15.299 --> 00:15:18.299
به ما تحمیل شد و از آن راضی بودیم

00:15:18.299 --> 00:15:21.299
و دعا را برای مشرکان بگذار

00:15:21.299 --> 00:15:23.809
گنجینه های بیوگرافی

00:15:23.809 --> 00:15:30.419
جنگ ابن النضیر

00:15:30.419 --> 00:15:37.250
یهود اگر چه بین آنها و پیامبر صلی الله علیه و آله باشد

00:15:37.250 --> 00:15:39.250
صلح و معاهدات

00:15:39.250 --> 00:15:43.250
با این حال، همانطور که مشخص است، آنها افراد خیانتکار هستند

00:15:43.250 --> 00:15:46.250
همانطور که در مورد خیانت بنی قینوقع اشاره کردیم

00:15:46.250 --> 00:15:49.250
اکنون به خیانت ابن النضیر اشاره می کنیم

00:15:49.250 --> 00:15:52.250
پس از آنان خیانت بنی قریده را به یاد می آوریم

00:15:52.250 --> 00:15:55.250
تا زمانی که بداند آنها به خیانت عادت دارند

00:15:55.250 --> 00:15:58.409
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفت

00:15:58.409 --> 00:16:01.409
گروهی از یارانش به یهودیان پیوستند

00:16:01.409 --> 00:16:05.409
گفت که در دیه کلابیه به او کمک کنند

00:16:05.409 --> 00:16:08.409
که توسط عمر بن امیه کشته شدند

00:16:08.409 --> 00:16:11.409
گفتند: ما این کار را می کنیم یا ابوالقاسم.

00:16:11.409 --> 00:16:15.409
همین جا بنشین تا خیالت را راحت کنیم

00:16:15.409 --> 00:16:18.409
پس او رضی الله عنه نشست

00:16:18.409 --> 00:16:21.409
کنار دیوار خانه هایشان

00:16:21.409 --> 00:16:24.409
او به همراه برخی از همراهانش منتظر وفاداری آنهاست

00:16:24.409 --> 00:16:27.409
از جمله ابوبکر و عمر هستند

00:16:27.409 --> 00:16:30.409
پس یهودیان جمع شدند و گفتند:

00:16:30.409 --> 00:16:33.409
او را بکش، این شانس توست

00:16:33.409 --> 00:16:36.409
توافق کردند که یکی از آنها بالا برود

00:16:36.409 --> 00:16:40.409
به بالای خانه نزدیک رسول الله صلی الله علیه وسلم

00:16:40.409 --> 00:16:43.470
سنگی به سوی او پرتاب می کند و او را می کشد

00:16:43.470 --> 00:16:46.470
سپس مردی به نام عمر بن جحش برخاست

00:16:46.470 --> 00:16:49.470
گفت من این کار را می کنم

00:16:49.470 --> 00:16:52.470
سلام بن مشكم گفت

00:16:52.470 --> 00:16:55.470
به خدا سوگند تو را از آنچه قصد داری آگاه می کنند

00:16:55.470 --> 00:16:58.470
این نقض عهد ما و اوست

00:16:58.470 --> 00:17:01.470
گفتند: بگذار تنهات بگذاریم.

00:17:01.470 --> 00:17:04.470
سپس جبرئیل از پروردگار جهانیان نازل شد

00:17:04.470 --> 00:17:07.470
بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:17:07.470 --> 00:17:10.470
تا به او بفهمانند که نگران چه چیزی هستند

00:17:11.470 --> 00:17:14.470
پس او رضی الله عنه برخاست

00:17:14.470 --> 00:17:17.470
با عجله از جای خود دور شد

00:17:17.470 --> 00:17:20.470
و به شهر رفت

00:17:20.470 --> 00:17:23.470
یارانش از او پیروی کردند

00:17:23.470 --> 00:17:26.470
و به او گفتند: ای رسول خدا

00:17:26.470 --> 00:17:29.470
بدون اینکه دلیلش را به ما بگوید بلند شد

00:17:29.470 --> 00:17:32.470
پس به آنها گفت که یهودیان تصمیم گرفته اند

00:17:32.470 --> 00:17:35.470
در قتل او، رحمت الله علیه

00:17:35.470 --> 00:17:38.470
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را فرستاد

00:17:38.470 --> 00:17:41.470
از شهر خارج شوید

00:17:41.470 --> 00:17:44.470
و با من در آنجا زندگی نکنید

00:17:44.470 --> 00:17:47.470
من شما را ده روز به تعویق انداختم

00:17:47.470 --> 00:17:50.470
یعنی ده روز

00:17:50.470 --> 00:17:53.500
هر که بعد از آن با آن پیدا شود، گردنش را می زنم

00:17:53.500 --> 00:17:56.500
یهودیان چاره ای جز خروج نداشتند

00:17:56.500 --> 00:17:59.500
آنها چندین روز را صرف آماده سازی برای رفتن کردند

00:17:59.500 --> 00:18:02.500
اما عبدالله بن ابی بن سلول

00:18:02.500 --> 00:18:05.500
نزد آنها فرستاد و گفت

00:18:05.500 --> 00:18:08.500
اثبات و پیشگیری کنید

00:18:08.500 --> 00:18:11.500
و خانه های خود را ترک نکنید

00:18:11.500 --> 00:18:14.500
دو هزار نفر با خود دارم که با تو وارد قلعه تو می شوند

00:18:14.500 --> 00:18:17.500
آنها بدون تو خواهند مرد

00:18:17.500 --> 00:18:20.500
و قریده از تو حمایت خواهد کرد

00:18:20.500 --> 00:18:23.500
متحدان شما از غطافان از شما حمایت خواهند کرد

00:18:23.500 --> 00:18:26.500
چرا از محمد می ترسی؟

00:18:26.500 --> 00:18:29.500
ثابت کن

00:18:29.500 --> 00:18:32.500
اعتماد به نفس آنها را بازگرداند

00:18:32.500 --> 00:18:35.500
ما بیرون نمی رویم، پس هر کاری می خواهی بکن

00:18:35.500 --> 00:18:38.500
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به خبر رسید

00:18:38.500 --> 00:18:41.500
پاسخ استادشان حي بن احطب

00:18:41.500 --> 00:18:44.500
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:18:44.500 --> 00:18:47.500
و یارانش بزرگ شدند

00:18:47.500 --> 00:18:50.500
سپس قیام کرد، درود خدا بر او باد

00:18:50.500 --> 00:18:53.500
برای ملاقات با مردم

00:18:53.500 --> 00:18:56.500
عبدالله بن ام مکتوم به فرمانداری این شهر منصوب شد

00:18:56.500 --> 00:18:59.500
بنر را نزد علی بن ابی طالب گذاشت

00:19:00.500 --> 00:19:03.500
سپس دستور داد درختان خرما را قطع کنند

00:19:03.500 --> 00:19:06.500
گفتند: محمد در زمین فساد می کند

00:19:06.500 --> 00:19:09.630
خداوند متعال فرمود

00:19:09.630 --> 00:19:12.630
چیزی که از نرم بریدی

00:19:12.630 --> 00:19:15.630
یا آن را روی اصل خود رها کردید

00:19:15.630 --> 00:19:18.630
انشاالله

00:19:18.630 --> 00:19:21.630
وقتی محاصره پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدند

00:19:21.630 --> 00:19:24.630
گریدا آنها را منزوی کرد

00:19:24.630 --> 00:19:27.630
گفتند به ما ربطی ندارد

00:19:28.630 --> 00:19:31.630
عبدالله بن ابی بن سلول از آنان بازنشسته شد

00:19:31.630 --> 00:19:34.630
غطفان به آنها خیانت کرد

00:19:34.630 --> 00:19:37.630
و تنها ماندند

00:19:37.630 --> 00:19:40.630
خداوند متعال فرمود

00:19:57.630 --> 00:20:00.630
خدایا از جایی که انتظار نداشتند

00:20:00.630 --> 00:20:03.630
وحشت را در دل آنها انداخت

00:20:03.630 --> 00:20:06.630
خانه هایشان را خراب می کنند

00:20:06.630 --> 00:20:09.630
به دست آنها و به دست مؤمنان

00:20:09.630 --> 00:20:12.630
پس انديشيد اي اهل بصيرت

00:20:12.630 --> 00:20:15.630
اگر نبود که خدا نوشته بود

00:20:15.630 --> 00:20:18.630
آنها باید تخلیه شوند تا شکنجه شوند

00:20:18.630 --> 00:20:21.630
در این دنیا و برای آنها

00:20:21.630 --> 00:20:24.630
در الافرا عذاب آتش جهنم است

00:20:24.630 --> 00:20:27.630
چون زحمت کشیدند

00:20:27.630 --> 00:20:30.630
خدا و رسولش

00:20:30.630 --> 00:20:33.630
سخت است

00:20:33.630 --> 00:20:36.630
خدا خداست

00:20:36.630 --> 00:20:39.630
مجازات شدید

00:20:39.630 --> 00:20:42.630
چیزی که از نرم بریدی

00:20:42.630 --> 00:20:45.630
یا آن را ایستاده رها کردید

00:20:45.630 --> 00:20:48.630
به خواست خدا در اصل آن

00:20:48.630 --> 00:20:51.630
و گناهکاران شرمنده شوند

00:20:52.630 --> 00:20:55.630
عبدالله بن عباس گفت

00:20:55.630 --> 00:20:58.630
سوره حشر درباره آنها نازل شد

00:20:58.630 --> 00:21:01.630
شامل داستان عبدالله بن ابی بن سلول است

00:21:01.630 --> 00:21:04.630
آیا منافقان را ندیده ای؟

00:21:04.630 --> 00:21:07.630
به برادرانشان می گویند

00:21:07.630 --> 00:21:10.630
کسانی که از اهل کتاب کافر شدند

00:21:10.630 --> 00:21:13.630
چون اومدی بیرون

00:21:13.630 --> 00:21:16.630
بیا با تو بریم بیرون

00:21:16.630 --> 00:21:19.630
ما هرگز از هیچ یک از شما اطاعت نخواهیم کرد

00:21:19.630 --> 00:21:22.630
و اگر با شما بجنگند، حتما از شما حمایت خواهیم کرد

00:21:22.630 --> 00:21:25.630
و خداوند شهادت می دهد

00:21:25.630 --> 00:21:28.630
آنها دروغگو هستند

00:21:28.630 --> 00:21:31.630
چون اگر بیرون بروند بیرون نمی روند

00:21:31.630 --> 00:21:34.630
با آنها حتی اگر کشته شوند

00:21:34.630 --> 00:21:37.630
از آنها حمایت نمی کنند

00:21:37.630 --> 00:21:40.630
و اگر از آنها حمایت کنیم

00:21:40.630 --> 00:21:43.630
پشت خواهند کرد

00:21:43.630 --> 00:21:46.920
آن وقت به آنها کمکی نمی شود

00:21:46.920 --> 00:21:49.920
بنابراین از حمایت از آنها خودداری کردند

00:21:49.920 --> 00:21:52.920
آنها را ناامید کردند و غطفان آنها را ناامید کردند

00:21:52.920 --> 00:21:55.920
خداوند متعال فرمود

00:21:56.920 --> 00:21:59.920
وقتی به انسان گفت ناسپاس است

00:21:59.920 --> 00:22:02.920
چون کافر شد گفت:

00:22:02.920 --> 00:22:05.920
من از شما بی گناهم

00:22:05.920 --> 00:22:08.920
گفت من از تو بی گناهم

00:22:08.920 --> 00:22:12.589
من از خدا می ترسم

00:22:12.589 --> 00:22:15.589
رب العالمین

00:22:15.589 --> 00:22:18.589
محاصره زیاد طول نکشید

00:22:18.589 --> 00:22:21.589
فقط شش شب و بیشتر گفته شد

00:22:21.589 --> 00:22:24.589
خداوند متعال به او رحمت فرمود

00:22:24.589 --> 00:22:26.589
وحشت در دل آنها موج می زند

00:22:26.589 --> 00:22:28.589
گفتند: ای محمد!

00:22:28.589 --> 00:22:30.589
شهر را ترک می کنیم

00:22:30.589 --> 00:22:32.589
به شرطی که با ما بیرون بیاید

00:22:32.589 --> 00:22:34.589
نسل ما و چه چیز دیگری

00:22:34.589 --> 00:22:36.589
شتران ما اسلحه حمل می کردند

00:22:36.589 --> 00:22:38.660
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:22:38.660 --> 00:22:40.660
خیر

00:22:40.660 --> 00:22:42.660
به جز اسلحه

00:22:42.660 --> 00:22:44.660
شما آنچه را که شترها حمل می کردند دارید

00:22:44.660 --> 00:22:46.660
به جز اسلحه

00:22:46.660 --> 00:22:48.660
پس طبق نظر پیامبر نازل شدند

00:22:48.660 --> 00:22:50.660
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:22:50.660 --> 00:22:52.660
شروع به تخریب خانه هایشان کردند

00:22:52.660 --> 00:22:54.660
تا مسلمانان در آن ساکن نشوند

00:22:54.660 --> 00:22:56.660
و تعدادی از آنها را گرفت

00:22:56.660 --> 00:22:58.660
پنجره و گیره

00:22:58.660 --> 00:23:00.660
و دیگران با آنها

00:23:00.660 --> 00:23:02.660
زنان و پسران را حمل کردند

00:23:02.660 --> 00:23:04.660
بر ششصد شتر

00:23:04.660 --> 00:23:06.660
اکثر آنها رفتند

00:23:06.660 --> 00:23:08.660
مانند حی و سلام بن ابی الحقیق

00:23:08.660 --> 00:23:10.660
به خیبر

00:23:10.660 --> 00:23:12.660
پیامبر صلی الله علیه و آله دستگیر شد

00:23:12.660 --> 00:23:14.660
سلاح آنها

00:23:14.660 --> 00:23:16.660
و زمین آنها را تصرف کرد

00:23:16.660 --> 00:23:18.660
او یک سلاح پیدا کرد

00:23:18.660 --> 00:23:20.660
پنجاه سپر

00:23:20.660 --> 00:23:22.660
و چهل شمشیر

00:23:22.660 --> 00:23:24.660
گنجینه های بیوگرافی
