1 00:00:01,330 --> 00:00:04,330 توقف کنید 2 00:00:04,330 --> 00:00:12,210 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 3 00:00:12,210 --> 00:00:16,210 یک چالش جدید از طرف من 4 00:00:16,210 --> 00:00:24,019 من از اصحاب بنی ختم از انصار هستم 5 00:00:24,019 --> 00:00:32,380 من و عمیر بن عدی در ابتدای اسلام در مدینه بت های قوم خود را می شکستیم 6 00:00:32,380 --> 00:00:39,439 من با پیامبر صلی الله علیه و آله بدر و احد و همه صحنه ها را دیدم. 7 00:00:39,439 --> 00:00:43,469 پرچم بنی ختم در روز فتح در دست من بود 8 00:00:43,469 --> 00:00:46,500 من از این دو مدرک اطلاع داشتم 9 00:00:46,500 --> 00:00:51,500 اوس و خزرج روزی لاف زدند و اوس گفتند 10 00:00:51,500 --> 00:00:58,500 در میان ما کسانی هستند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را بر شهادت دو مرد شهادت دادند. 11 00:00:58,500 --> 00:01:03,179 بادیه نشینی برای فروش اسب خود به شهر آمد 12 00:01:03,179 --> 00:01:07,180 پس پیامبر صلی الله علیه و آله آن را از او خرید 13 00:01:07,180 --> 00:01:13,180 از او خواست که به دنبال او به خانه اش برود تا قیمت اسب را به او بدهد 14 00:01:13,180 --> 00:01:19,209 پیامبر صلی الله علیه و آله جلو آمد و بادیه نشینان عقب افتادند 15 00:01:19,209 --> 00:01:25,269 پس مردم نزد بادیه نشینان آمدند تا در مورد خرید اسب با او معامله کنند 16 00:01:25,269 --> 00:01:31,269 نمی دانند که پیامبر صلی الله علیه و آله آن را از او خریده است 17 00:01:31,269 --> 00:01:33,269 قیمت را افزایش دادند 18 00:01:33,269 --> 00:01:35,269 بادیه نشینان حریص شدند 19 00:01:35,269 --> 00:01:40,269 رسول خدا صلی الله علیه و آله ندا داد و فرمود: 20 00:01:40,269 --> 00:01:46,459 اگر می خواهید اسب را بخرید، در غیر این صورت آن را به دیگری بفروشید 21 00:01:46,459 --> 00:01:49,459 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 22 00:01:49,459 --> 00:01:51,459 از شما نخریدم؟ 23 00:01:51,459 --> 00:01:53,500 بادیه نشینان گفتند 24 00:01:53,500 --> 00:01:55,500 نه، قسم می خورم 25 00:01:55,500 --> 00:01:57,689 من به تو نفروختم 26 00:01:57,689 --> 00:02:00,689 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 27 00:02:00,689 --> 00:02:03,719 آره به من فروختی 28 00:02:03,719 --> 00:02:05,719 بادیه نشینان گفتند 29 00:02:05,719 --> 00:02:07,909 و چه کسی بر تو شهادت می دهد؟ 30 00:02:07,909 --> 00:02:12,069 پیامبر صلی الله علیه و آله سکوت کرد 31 00:02:12,069 --> 00:02:14,069 پس اومدم جلو و گفتم 32 00:02:14,069 --> 00:02:20,069 شهادت می دهم که آن را به رسول خدا صلی الله علیه و آله فروختی 33 00:02:20,069 --> 00:02:23,300 پس به پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک شد 34 00:02:23,300 --> 00:02:25,300 و او گفت 35 00:02:25,300 --> 00:02:27,300 آنچه شما به آن شهادت می دهید 36 00:02:27,300 --> 00:02:30,300 و شما در فروش با ما حضور نداشتید 37 00:02:30,300 --> 00:02:32,330 پس گفتم 38 00:02:32,330 --> 00:02:35,330 شهادت می دهم که به من ایمان آوردی ای رسول خدا 39 00:02:35,330 --> 00:02:39,419 پس پیامبر صلی الله علیه و آله مرا تأیید کرد 40 00:02:39,419 --> 00:02:44,419 او شهادت من را بر شهادت دو مرد مسلمان بنا نهاد 41 00:02:44,419 --> 00:02:46,550 از من تعریف کرد و گفت 42 00:02:46,550 --> 00:02:50,550 به هر کس شهادت بدهی یا بر او، برای او کافی است 43 00:02:50,550 --> 00:02:54,620 این ویژگی او را از سایر افراد متمایز می کرد 44 00:02:54,620 --> 00:02:57,650 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پاسخ داد 45 00:02:57,650 --> 00:03:00,650 سپس ایرانیان بادیه نشینان را شکست دادند 46 00:03:00,650 --> 00:03:04,650 اسب در شبی که با او بود مرد 47 00:03:04,650 --> 00:03:10,580 زمانی که زید بن ثابت رضی الله عنه می خواست قرآن را جمع کند 48 00:03:10,580 --> 00:03:15,580 به دستور خلیفه ابوبکر صدیق رضی الله عنه 49 00:03:15,580 --> 00:03:19,580 از مردم خواست آنچه را که از قرآن نوشته اند برایش بیاورند 50 00:03:19,580 --> 00:03:26,580 با دو شاهد که به آنها شهادت دادند از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 51 00:03:26,580 --> 00:03:28,639 پس قرآن را جمع کردند 52 00:03:28,639 --> 00:03:31,639 جز آیه ای از سوره احزاب 53 00:03:31,639 --> 00:03:33,639 همان است که خداوند متعال می فرماید 54 00:03:33,639 --> 00:03:41,639 در میان مؤمنان مردانی هستند که به آنچه به خدا وعده داده بودند، وفادارند 55 00:03:41,639 --> 00:03:49,639 برخی از آنها مردند و برخی از آنها در انتظار هستند 56 00:03:49,639 --> 00:03:54,120 و چیزی را تغییر ندادند 57 00:03:54,120 --> 00:03:56,120 داشتند حفظش می کردند 58 00:03:56,120 --> 00:04:00,120 آن را جز با من مکتوب نیافتند 59 00:04:00,120 --> 00:04:03,120 پس آن را از من پذیرفتند و در قرآن قرار دادند 60 00:04:03,120 --> 00:04:06,120 بدون نیاز به دو شاهد 61 00:04:06,120 --> 00:04:12,120 چون می دانستند شهادت من با شهادت مردم برابر است 62 00:04:12,120 --> 00:04:14,569 من کی هستم؟ 63 00:04:14,569 --> 00:04:22,899 پاسخ 64 00:04:22,899 --> 00:04:25,899 شکست ابن ثابت الانصار 65 00:04:25,899 --> 00:04:27,899 خداوند از او راضی باشد 66 00:04:27,899 --> 00:04:37,430 توقف کنید 67 00:04:37,430 --> 00:04:41,430 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 68 00:04:41,430 --> 00:04:47,379 چالش جدید 69 00:04:47,379 --> 00:04:49,379 من کی هستم؟ 70 00:04:49,379 --> 00:04:55,029 من یکی از برجسته ترین اصحاب هستم 71 00:04:55,029 --> 00:04:58,029 از خلفای راشدین 72 00:04:58,029 --> 00:05:03,029 من از نزدیکان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 73 00:05:03,029 --> 00:05:06,160 و داماد وفادارش 74 00:05:06,160 --> 00:05:10,160 من در خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بزرگ شدم 75 00:05:10,160 --> 00:05:14,160 من اولین پسری بودم که به او ایمان آوردم 76 00:05:14,160 --> 00:05:17,160 در روز حجر شب را در بستر خود سپری کرد 77 00:05:17,160 --> 00:05:22,160 سپس امانت ها از طرف او به صاحبانشان در مکه بازگردانده شد 78 00:05:22,160 --> 00:05:25,160 سپس به شهر مهاجرت کرد 79 00:05:25,160 --> 00:05:29,319 او به فصاحت، هوش و شجاعت معروف بود 80 00:05:29,319 --> 00:05:34,319 و او رضی الله عنه تلاطم همه جنگها را با خود برد 81 00:05:34,319 --> 00:05:38,319 بنر روز خیبر را به من داد 82 00:05:38,319 --> 00:05:41,319 او مرا در روز تبوک به جانشینی خود در مدینه قرار داد 83 00:05:41,319 --> 00:05:43,319 او به من گفت 84 00:05:43,319 --> 00:05:48,319 آیا راضی نیستی که برای من همانی باشی که هارون برای موسی بود؟ 85 00:05:48,319 --> 00:05:52,319 با این حال، هنوز پیامبری وجود ندارد 86 00:05:52,319 --> 00:05:58,420 مرا فرستاد تا در روز حج اکبر او را از انکار مشرکان آگاه کنم 87 00:05:58,420 --> 00:06:03,420 پیامبر صلی الله علیه و آله مرا به بهشت مژده داد 88 00:06:03,420 --> 00:06:05,540 من فضیلت های زیادی دارم 89 00:06:05,540 --> 00:06:09,540 او هرگز به هیچ یک از دوستانش چنین چیزی نگفته بود 90 00:06:09,540 --> 00:06:13,740 کنیه من ابوالحسن و ابوالسبطین است 91 00:06:13,740 --> 00:06:18,740 اما من عاشق نام مستعارم ابوتراب هستم 92 00:06:18,740 --> 00:06:25,079 روزی پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه من آمد 93 00:06:25,079 --> 00:06:27,079 او مرا پیدا نکرد 94 00:06:27,079 --> 00:06:30,079 به دخترش فاطمه گفت 95 00:06:30,079 --> 00:06:32,139 پسر عمویت کجاست؟ 96 00:06:32,139 --> 00:06:33,139 او گفت 97 00:06:33,139 --> 00:06:36,139 شاید چیزی بین من و او بوده است 98 00:06:36,139 --> 00:06:37,139 بنابراین او مرا عصبانی کرد 99 00:06:37,139 --> 00:06:40,139 رفت و به من چیزی نگفت 100 00:06:40,139 --> 00:06:42,240 به مردی با او گفت 101 00:06:42,240 --> 00:06:45,240 برو ببین کجاست 102 00:06:45,240 --> 00:06:48,269 او مرا در مسجد پیدا کرد 103 00:06:48,269 --> 00:06:52,399 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بازگشت و گفت 104 00:06:52,399 --> 00:06:54,399 ای رسول خدا 105 00:06:54,399 --> 00:06:56,399 او در مسجد دراز کشیده است 106 00:06:56,399 --> 00:07:00,620 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد من آمد 107 00:07:00,620 --> 00:07:02,620 و من خوابم 108 00:07:02,620 --> 00:07:05,620 عبام از پهلوم افتاده 109 00:07:05,620 --> 00:07:07,620 و خاک به من خورد 110 00:07:07,620 --> 00:07:09,620 به بدنم چسبیده بود 111 00:07:09,620 --> 00:07:16,689 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شروع به پاک کردن خاک از من کرد و فرمود: 112 00:07:16,689 --> 00:07:18,689 قم ابا تراب 113 00:07:18,689 --> 00:07:20,689 قم ابا تراب 114 00:07:20,689 --> 00:07:25,720 این نام مستعار برای من از اسمم محبوب تر شد 115 00:07:25,720 --> 00:07:28,620 در روز خیبر 116 00:07:28,620 --> 00:07:31,620 فتح قلعه برای مسلمانان سخت بود 117 00:07:31,620 --> 00:07:35,620 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 118 00:07:35,620 --> 00:07:38,680 فردا این پرچم را می دهم 119 00:07:38,680 --> 00:07:41,680 مردی که خدا دست مرا به رویش باز می کند 120 00:07:41,680 --> 00:07:43,680 خدا و رسولش را دوست دارد 121 00:07:43,680 --> 00:07:46,680 خدا و رسولش او را دوست دارند 122 00:07:46,680 --> 00:07:50,970 بنابراین مردم شب را به تعجب سپری کردند 123 00:07:50,970 --> 00:07:52,970 کدومش میده؟ 124 00:07:52,970 --> 00:07:55,029 وقتی شدند 125 00:07:55,029 --> 00:07:59,029 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتند 126 00:07:59,029 --> 00:08:02,029 همه آنها امیدوارند که آن را به او بدهند 127 00:08:02,029 --> 00:08:06,060 از پیامبر صلی الله علیه و آله درباره من پرسید 128 00:08:06,060 --> 00:08:08,060 بنابراین به او گفته شد 129 00:08:08,060 --> 00:08:11,060 از درد چشمم شاکیم 130 00:08:11,060 --> 00:08:13,129 و او گفت 131 00:08:13,129 --> 00:08:15,129 برای من بیاور 132 00:08:15,129 --> 00:08:17,129 پس مرا نزد خود آورد 133 00:08:17,129 --> 00:08:23,189 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در چشمان من آب دهان انداخت و برایم دعا کرد. 134 00:08:23,189 --> 00:08:27,189 پس طوری شفا یافتم که انگار دردی نداشتم 135 00:08:27,189 --> 00:08:30,189 پس پرچم را به من داد و گفت 136 00:08:30,189 --> 00:08:35,190 از رسولان خود پیروی کنید تا در صحن آنها فرود بیایید 137 00:08:35,190 --> 00:08:38,190 سپس آنها را به اسلام دعوت کنید 138 00:08:38,190 --> 00:08:42,190 و به آنان بگو آنچه را که به حق خدا بر آنها واجب است 139 00:08:42,190 --> 00:08:47,379 به خدا سوگند خداوند یک نفر را به وسیله تو هدایت می کند 140 00:08:47,379 --> 00:08:51,379 برای شما بهتر از داشتن مو قرمز است، بله 141 00:08:51,379 --> 00:08:53,960 من کی هستم؟ 142 00:08:53,960 --> 00:09:03,000 پاسخ 143 00:09:03,000 --> 00:09:07,000 علی بن ابی طالب رضی الله عنه 144 00:09:07,000 --> 00:09:17,330 توقف کنید 145 00:09:17,330 --> 00:09:25,210 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 146 00:09:25,210 --> 00:09:29,210 یک چالش جدید از طرف من 147 00:09:29,210 --> 00:09:37,669 من از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از خزاعه هستم. 148 00:09:37,669 --> 00:09:40,860 من در سال هفتم هجری اسلام آوردم 149 00:09:40,860 --> 00:09:44,860 با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کردم 150 00:09:44,860 --> 00:09:53,090 از زمانی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیعت کردم با دست راستم به عورتم نرسیدم. 151 00:09:53,090 --> 00:09:59,220 من در غزوه هایی که با او انجام دادم شرکت کردم 152 00:09:59,220 --> 00:10:02,220 او به عبادت و زهد در این دنیا معروف بود 153 00:10:02,220 --> 00:10:06,220 امر به معروف و نهی از منکر 154 00:10:06,220 --> 00:10:08,220 و فتنه حذف شد 155 00:10:08,220 --> 00:10:10,220 برای عبادت زحمت کشیدم 156 00:10:10,220 --> 00:10:15,500 تا اینکه فرشتگان شروع کردند به سلام کردن 157 00:10:15,500 --> 00:10:18,500 پدرم یک روز با من به شهر آمد 158 00:10:18,500 --> 00:10:21,659 هنوز در شرک بود 159 00:10:21,659 --> 00:10:24,659 پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود 160 00:10:24,659 --> 00:10:26,659 ای هیپوکامپ 161 00:10:26,659 --> 00:10:29,659 امروز چند خدا را می پرستید؟ 162 00:10:29,659 --> 00:10:31,720 پدرم گفت 163 00:10:31,720 --> 00:10:32,720 هفت 164 00:10:32,720 --> 00:10:34,720 شش روی زمین 165 00:10:34,720 --> 00:10:36,720 و یکی در آسمان 166 00:10:36,720 --> 00:10:39,879 ایشان رضی الله عنه فرمودند 167 00:10:39,879 --> 00:10:43,980 آرزو و هیبت شما کدام است؟ 168 00:10:43,980 --> 00:10:44,980 او گفت 169 00:10:44,980 --> 00:10:47,259 اونی که تو بهشته 170 00:10:47,259 --> 00:10:48,259 او گفت 171 00:10:48,259 --> 00:10:50,259 ای هیپوکامپ 172 00:10:50,259 --> 00:10:52,259 و اما شما اگر اسلام بیاورید 173 00:10:52,259 --> 00:10:55,259 من دو کلمه به شما یاد دادم که به درد شما بخورد 174 00:10:55,259 --> 00:10:57,460 پس پدرم اسلام آورد 175 00:10:57,460 --> 00:10:58,460 و او گفت 176 00:10:58,460 --> 00:11:00,460 ای رسول خدا 177 00:11:00,460 --> 00:11:04,620 دو کلمه ای که به من قول داده بودی را به من بیاموز 178 00:11:04,620 --> 00:11:07,649 ایشان رضی الله عنه فرمودند 179 00:11:07,649 --> 00:11:08,649 بگو 180 00:11:08,649 --> 00:11:11,649 خدایا به من الهام کن تا مرا راهنمایی کنم 181 00:11:11,649 --> 00:11:14,649 و مرا از شر خودم حفظ کن 182 00:11:14,649 --> 00:11:19,580 بعد در بدنم بیماری پیدا کردم 183 00:11:19,580 --> 00:11:22,580 پس سی سال با او صبور بودم 184 00:11:22,580 --> 00:11:26,580 مانع از ادامه عبادت من نشد 185 00:11:26,580 --> 00:11:30,610 ایستاده، نشسته و دراز کشیده 186 00:11:30,610 --> 00:11:34,610 و اگر برادرانم مرا زیارت کنند و مرا در مصیبت تسلی دهند 187 00:11:34,610 --> 00:11:36,610 من به آنها گفتم 188 00:11:36,610 --> 00:11:39,610 اگر چیزهایی را برای خودم دوست دارم 189 00:11:39,610 --> 00:11:41,610 من او را به خدا دوست دارم 190 00:11:41,610 --> 00:11:44,669 فرشتگان به من سلام کردند 191 00:11:44,669 --> 00:11:47,700 من در این حالت هستم 192 00:11:47,700 --> 00:11:51,700 وقتی مریض شدم برای بهبودی از بیماری 193 00:11:51,700 --> 00:11:54,700 فرشتگان درود بر من گذاشتند 194 00:11:54,700 --> 00:11:57,769 بعد از تنهایی رفتم 195 00:11:57,769 --> 00:12:00,769 سپس فرشتگان دوباره به من سلام کردند 196 00:12:00,769 --> 00:12:07,470 امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه مرا گرامی می داشت. 197 00:12:07,470 --> 00:12:10,470 او مرا از دیگران مقدم می دارد 198 00:12:10,470 --> 00:12:13,500 سپس مرا نزد مردم بصره فرستاد 199 00:12:13,500 --> 00:12:17,500 به آنها بیاموزد و در مسائل دینی آنها را درک کند 200 00:12:17,500 --> 00:12:20,500 پس مردم فضیلت مرا شناختند 201 00:12:20,500 --> 00:12:24,500 گروهی از آنها این را برای من بیان کردند و گفتند: 202 00:12:24,500 --> 00:12:31,500 هیچ یک از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بهتر از شما به بصره نیامدند. 203 00:12:31,500 --> 00:12:33,659 با این حال 204 00:12:33,659 --> 00:12:38,659 من خیلی گریه می کردم و از خدای متعال می ترسیدم 205 00:12:38,659 --> 00:12:40,659 و من همیشه می گویم 206 00:12:40,659 --> 00:12:45,659 کاش خاکستری بودم که باد می برد 207 00:12:45,659 --> 00:12:48,179 من کی هستم؟ 208 00:12:48,179 --> 00:13:00,929 جواب عمران بن حسین است که خدا از هر دو راضی باشد 209 00:13:00,929 --> 00:13:16,320 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 210 00:13:16,320 --> 00:13:26,250 یک چالش جدید از طرف من 211 00:13:26,250 --> 00:13:30,250 من یکی از اصحاب از قبیله اسلم هستم 212 00:13:30,250 --> 00:13:34,250 او به اسب سواری، تیراندازی با کمان و شجاعت معروف بود 213 00:13:34,250 --> 00:13:37,250 من سریع ترین اسب دوانی بودم 214 00:13:37,250 --> 00:13:43,250 صحنه های معروفی در زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و بعد از او وجود دارد 215 00:13:43,250 --> 00:13:50,440 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سه بار بیعت کردم که زیر درخت بمیرم. 216 00:13:50,440 --> 00:13:55,529 من هفت جنگ با او انجام دادم 217 00:13:55,529 --> 00:14:02,529 رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز حدیبیه در ریشه درخت به بیعت دعوت کرد. 218 00:14:02,529 --> 00:14:05,529 پس اولین افراد با او بیعت کردند 219 00:14:05,529 --> 00:14:07,529 سپس بیعت کرد و بیعت کرد 220 00:14:07,529 --> 00:14:10,529 حتی اگر در میان مردم باشد 221 00:14:10,529 --> 00:14:13,529 او به من گفت که بیعت کرده است 222 00:14:13,529 --> 00:14:18,529 گفتم: ای رسول خدا از اولوالعزم با تو بیعت کردم. 223 00:14:18,529 --> 00:14:21,529 او همچنین گفت 224 00:14:21,529 --> 00:14:23,529 پس بار دوم با او بیعت کردم 225 00:14:23,529 --> 00:14:25,529 سپس بیعت کرد و بیعت کرد 226 00:14:25,529 --> 00:14:28,529 حتی اگر جزو آخرین افراد باشد 227 00:14:28,529 --> 00:14:31,529 او رضی الله عنه به من گفت 228 00:14:31,529 --> 00:14:33,529 آیا با من بیعت نمی کنی؟ 229 00:14:33,529 --> 00:14:40,529 گفتم: ای رسول خدا در میان اولیاء و مردم با تو بیعت کردم. 230 00:14:40,529 --> 00:14:43,529 او همچنین گفت 231 00:14:43,529 --> 00:14:45,529 پس برای بار سوم با او بیعت کردم 232 00:14:45,529 --> 00:14:48,850 از من درباره آن بیعت پرسیدند 233 00:14:48,850 --> 00:14:52,850 برای چه در آن روز بیعت کردید؟ 234 00:14:52,850 --> 00:14:55,850 پس در مورد مرگ گفتم 235 00:14:55,850 --> 00:14:59,009 و خداوند متعال آن را بر ما نازل کرد 236 00:14:59,009 --> 00:15:02,009 خداوند از مؤمنان راضی بوده است 237 00:15:02,009 --> 00:15:08,009 وقتی زیر درخت با تو بیعت کنند 238 00:15:08,009 --> 00:15:11,009 او می دانست که در دل آنها چه می گذرد 239 00:15:11,009 --> 00:15:18,009 پس آرامش را بر آنان فرستاد 240 00:15:18,009 --> 00:15:22,009 او به زودی آنها را با پیروزی پاداش داد 241 00:15:22,009 --> 00:15:26,120 در روز خیبر 242 00:15:26,120 --> 00:15:29,120 ضربه خوردم و پایم شکست 243 00:15:29,120 --> 00:15:33,120 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم 244 00:15:33,120 --> 00:15:36,120 سه پفک در آن دمید 245 00:15:36,120 --> 00:15:38,120 و آن را پاک کرد 246 00:15:38,120 --> 00:15:42,120 بعد از آن ساعت از پاهایم شاکی شدم 247 00:15:42,120 --> 00:15:44,309 و در جنگ حواز 248 00:15:44,309 --> 00:15:48,309 با رسول خدا صلی الله علیه و آله ماندیم 249 00:15:48,309 --> 00:15:50,309 به نوعی 250 00:15:50,309 --> 00:15:53,309 سپس جاسوس دشمن آمد 251 00:15:53,309 --> 00:15:55,309 شترش گم شده است 252 00:15:55,309 --> 00:15:58,309 بعد جلو رفت تا با مردم ناهار بخورد 253 00:15:58,309 --> 00:16:00,309 و او نگاه کرد 254 00:16:00,309 --> 00:16:03,309 ما یک کاغذ ضعیف در پشت داریم 255 00:16:03,309 --> 00:16:05,309 بعد سریع رفت 256 00:16:05,309 --> 00:16:08,309 شترش را گرفت و فرار کرد 257 00:16:08,309 --> 00:16:11,379 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 258 00:16:11,379 --> 00:16:13,379 به دنبال او رفتند و او را کشتند 259 00:16:13,379 --> 00:16:16,379 برای دشمن تعیین شده است 260 00:16:16,379 --> 00:16:19,379 پس با پایم به دنبالش دویدم 261 00:16:19,379 --> 00:16:23,379 تا اینکه پوزه شتری را گرفتم و گاز گرفتم 262 00:16:23,379 --> 00:16:26,379 وقتی زانویش را روی زمین گذاشت 263 00:16:26,379 --> 00:16:29,379 شمشیرم را برداشتم و به سرش زدم 264 00:16:29,379 --> 00:16:33,379 پس شتر او و آنچه بر آن بود آوردم تا آن را برانم 265 00:16:33,379 --> 00:16:38,379 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله از من پذیرایی کرد 266 00:16:38,379 --> 00:16:41,379 و تمام غارتش را به من داد 267 00:16:41,379 --> 00:16:47,179 رسول خدا صلی الله علیه و آله بارها مرا برگرداند 268 00:16:47,179 --> 00:16:50,179 بارها صورتم را پاک کرد 269 00:16:50,179 --> 00:16:52,179 او بارها از من طلب بخشش کرد 270 00:16:52,179 --> 00:16:56,179 تعداد انگشتان دستم 271 00:16:56,179 --> 00:16:58,529 من کی هستم؟ 272 00:16:58,529 --> 00:17:10,660 جواب سلامه بن الاکوا رضی الله عنه است 273 00:17:10,660 --> 00:17:22,269 توقف کنید 274 00:17:22,269 --> 00:17:26,269 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 275 00:17:26,269 --> 00:17:34,220 یک چالش جدید از طرف من 276 00:17:34,220 --> 00:17:38,549 من یکی از اصحاب هستم 277 00:17:38,549 --> 00:17:42,549 پشتیبان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 278 00:17:42,549 --> 00:17:46,549 من با او احد و صحنه های بعد از آن را شاهد بودم 279 00:17:46,549 --> 00:17:50,549 من به شجاعت و شجاعت معروف بودم 280 00:17:50,549 --> 00:17:56,549 لقب من شوالیه رسول خدا صلی الله علیه و آله بود 281 00:17:56,549 --> 00:18:02,549 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا بهترین شوالیه معرفی کرد 282 00:18:02,549 --> 00:18:05,650 در دوران خلافت راشدین 283 00:18:05,650 --> 00:18:08,650 من پادشاه ایران را با دستان خود کشتم 284 00:18:08,650 --> 00:18:13,650 کت و شلواری به ارزش پانزده هزار درهم پوشیده بود 285 00:18:13,650 --> 00:18:16,650 پس عمر رضی الله عنه آن را به من داد 286 00:18:16,650 --> 00:18:22,799 من با رسول خدا صلی الله علیه و آله به غزوه بیرون رفتم 287 00:18:22,799 --> 00:18:25,799 وقتی با دشمن روبرو شدیم 288 00:18:25,799 --> 00:18:28,799 مسلمانان سیاحت داشتند 289 00:18:28,799 --> 00:18:34,799 مردی از مشرکان را دیدم که به مردی از مسلمانان حمله کرد که می خواستند او را بکشند 290 00:18:34,799 --> 00:18:38,799 پس برگشتم تا از پشت سرش به او رسیدم 291 00:18:38,799 --> 00:18:41,799 پس با شمشیر بر شانه اش زدم 292 00:18:41,799 --> 00:18:44,799 سپس زره او از او آشکار شد 293 00:18:44,799 --> 00:18:46,799 پس قبولش میکنم 294 00:18:46,799 --> 00:18:50,799 بعد مرا در آغوش گرفت و من بوی مرگ را حس کردم 295 00:18:50,799 --> 00:18:52,799 سپس مرگ او را فرا گرفت 296 00:18:52,799 --> 00:18:54,799 پس مرا ترک کرد و مرد 297 00:18:54,799 --> 00:18:56,990 سپس مردم برگشتند 298 00:18:56,990 --> 00:19:00,990 پیامبر صلی الله علیه و آله نشست و فرمود 299 00:19:00,990 --> 00:19:04,990 هر کس کسی را بکشد برایش روشن می کنیم 300 00:19:04,990 --> 00:19:06,990 او غارت خود را دارد 301 00:19:06,990 --> 00:19:12,119 پس به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از وضعیت خود با آن مرد یاد کردم 302 00:19:12,119 --> 00:19:14,119 مردی در این باره به من شهادت داد 303 00:19:14,119 --> 00:19:19,150 پس پیامبر صلی الله علیه و آله زره خود را به من داد 304 00:19:19,150 --> 00:19:20,150 پس فروختمش 305 00:19:20,150 --> 00:19:24,150 با آن باغی در بنی سلمه خریدم 306 00:19:24,150 --> 00:19:28,180 این اولین پولی بود که در اسلام داشتم 307 00:19:28,180 --> 00:19:34,420 یک روز داشتم دوش می گرفتم 308 00:19:34,420 --> 00:19:37,420 بنابراین یکی از آپارتمان های سرم را شستم 309 00:19:37,420 --> 00:19:39,420 سپس صدای ناله اسبم را شنیدم 310 00:19:39,420 --> 00:19:42,420 با سم آن را به زمین زد 311 00:19:42,420 --> 00:19:46,420 گفتم: این جنگی است که آمده است 312 00:19:46,420 --> 00:19:50,420 پس بلند شدم و ترک های سر دیگرم را نشوییم 313 00:19:50,420 --> 00:19:53,519 پس سوار اسب شدم و راه افتادم 314 00:19:53,519 --> 00:19:58,519 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فریاد زد 315 00:19:58,519 --> 00:20:00,549 هراس هراس 316 00:20:00,549 --> 00:20:03,549 سپس با مقداد رضی الله عنه ملاقات کردم 317 00:20:03,549 --> 00:20:05,549 بنابراین او به من گفت که خوشحال است 318 00:20:05,549 --> 00:20:09,549 محرز یکی از دوستان ما کشته شد 319 00:20:09,549 --> 00:20:10,549 پس به او گفتم 320 00:20:10,549 --> 00:20:12,549 من جلوترم 321 00:20:12,549 --> 00:20:14,549 یا میمیرم 322 00:20:14,549 --> 00:20:17,680 یا قاتل محرز را بکش 323 00:20:17,680 --> 00:20:20,680 پس به راه افتادم تا به مسعده رسیدم 324 00:20:20,680 --> 00:20:23,809 پس او را کشتم و غارتش را گرفتم 325 00:20:23,809 --> 00:20:27,809 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 326 00:20:27,809 --> 00:20:30,809 وقتی مرا دید گفت: 327 00:20:30,809 --> 00:20:34,809 خداوند به مو و پوستش برکت دهد 328 00:20:34,809 --> 00:20:36,809 صورتت کار کرد 329 00:20:36,809 --> 00:20:38,869 من ماسادا را کشتم 330 00:20:38,869 --> 00:20:41,970 گفتم بله یا رسول الله 331 00:20:41,970 --> 00:20:43,099 او گفت 332 00:20:43,099 --> 00:20:46,099 این چیه روی صورتت؟ 333 00:20:46,099 --> 00:20:47,099 گفتم 334 00:20:47,099 --> 00:20:49,099 یک تیر پرتاب کردم 335 00:20:49,099 --> 00:20:50,160 او گفت 336 00:20:50,160 --> 00:20:52,160 یک هکتار از من 337 00:20:52,160 --> 00:20:54,160 پس به او تف انداخت 338 00:20:54,160 --> 00:20:55,160 بنابراین اثر او از بین رفت 339 00:20:55,160 --> 00:20:59,160 او یک اسب ماسادا و یک اسلحه به من داد 340 00:20:59,160 --> 00:21:01,380 بعد از آن زندگی کردم 341 00:21:01,380 --> 00:21:04,380 تا اینکه هفتاد ساله شدم 342 00:21:04,380 --> 00:21:08,380 اما من پانزده ساله بودم 343 00:21:08,380 --> 00:21:13,380 به برکت دعای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 344 00:21:13,380 --> 00:21:18,339 پیامبر صلی الله علیه و آله برای من دعا کرد 345 00:21:18,339 --> 00:21:20,380 خداوند شما را حفظ کند 346 00:21:20,380 --> 00:21:24,380 آن وقت بود که با پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون رفتیم 347 00:21:24,380 --> 00:21:26,380 در راه 348 00:21:26,380 --> 00:21:29,380 ایشان رضی الله عنه فرمودند 349 00:21:29,380 --> 00:21:33,380 شما شب و شب خود را پیاده روی می کنید 350 00:21:33,380 --> 00:21:37,380 انشاءالله فردا آب می آوری 351 00:21:37,380 --> 00:21:39,470 پس مردم به طرف آب رفتند 352 00:21:39,470 --> 00:21:42,470 هیچ کس نباید کسی را سرزنش کند 353 00:21:42,470 --> 00:21:47,470 دختری نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله اسیر شد 354 00:21:47,470 --> 00:21:51,470 در حالی که نیمه های شب راه می رفتیم 355 00:21:51,470 --> 00:21:55,470 رسول خدا صلی الله علیه و آله به خواب رفت 356 00:21:55,470 --> 00:21:57,470 پس از شتر خود روی گردانید 357 00:21:57,470 --> 00:22:01,539 پس نزد او آمدم و بدون اینکه بیدارش کنم از او حمایت کردم 358 00:22:01,539 --> 00:22:04,539 تا اینکه روی کوهش نشست 359 00:22:04,539 --> 00:22:08,630 بعد راه افتادیم تا شب گذشت 360 00:22:08,630 --> 00:22:10,630 پس از شتر خود روی گردانید 361 00:22:10,630 --> 00:22:13,700 بنابراین بدون اینکه بیدارش کنم از او حمایت کردم 362 00:22:13,700 --> 00:22:16,700 تا اینکه روی کوهش نشست 363 00:22:16,700 --> 00:22:20,920 سپس راه افتادیم تا اینکه جزو آخرین جادوگران بودیم 364 00:22:20,920 --> 00:22:25,920 مال میلا شدیدتر از دو مایل اول است 365 00:22:25,920 --> 00:22:28,920 تا اینکه نزدیک بود بیفتد 366 00:22:28,920 --> 00:22:31,920 پس نزد او آمدم و از او حمایت کردم 367 00:22:31,920 --> 00:22:33,920 سرش را بلند کرد و گفت 368 00:22:33,920 --> 00:22:37,920 چه زمانی این مسیر شما به سمت من بود؟ 369 00:22:37,920 --> 00:22:42,920 گفتم هنوز از شب تا حالا از تو راه دارم 370 00:22:42,920 --> 00:22:46,140 ایشان رضی الله عنه فرمودند 371 00:22:46,140 --> 00:22:51,210 خدایا از او محافظت کن همانطور که از امشب مرا حفظ کرده است 372 00:22:51,210 --> 00:22:55,240 من فقط می بینم که ما برای شما تفاوت ایجاد کرده ایم 373 00:22:55,240 --> 00:22:57,589 من کی هستم؟ 374 00:22:57,589 --> 00:22:58,589 پاسخ 375 00:22:58,589 --> 00:23:09,430 ابوقتاده الانصاری 376 00:23:09,430 --> 00:23:13,430 الحارث بن ربیع رضی الله عنه 377 00:23:13,430 --> 00:23:19,529 توقف کنید 378 00:23:19,529 --> 00:23:20,529 توقف کنید 379 00:23:20,529 --> 00:23:25,589 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 380 00:23:26,589 --> 00:23:33,470 یک چالش جدید از طرف من 381 00:23:33,470 --> 00:23:38,710 من از صحابه جوان هستم 382 00:23:38,710 --> 00:23:40,710 من در گذشته مسلمان شدم 383 00:23:40,710 --> 00:23:42,710 او به شهر مهاجرت کرد 384 00:23:42,710 --> 00:23:47,710 من شاهد جنگ بدر با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 385 00:23:47,710 --> 00:23:51,809 برادرم سعد بن ابی وقاصر رضی الله عنه 386 00:23:51,809 --> 00:23:53,809 یکی از اصحاب بزرگ 387 00:23:53,809 --> 00:23:57,809 از جمله ده بهشت موعود 388 00:23:57,809 --> 00:24:04,900 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله اصحاب را به بیرون رفتن به سوی بدر دعوت کرد 389 00:24:04,900 --> 00:24:07,900 آماده شدم و باهاشون رفتم بیرون 390 00:24:07,900 --> 00:24:10,900 در میان صفوف ارتش پنهان شده بودم 391 00:24:10,900 --> 00:24:13,900 تا کسی متوجه من نشود 392 00:24:13,900 --> 00:24:15,930 برادرم سعد مرا دید 393 00:24:15,930 --> 00:24:16,930 و او گفت 394 00:24:16,930 --> 00:24:20,930 برادر من چرا بین صفوف پنهان شده ای؟ 395 00:24:20,930 --> 00:24:22,930 پس گفتم 396 00:24:22,930 --> 00:24:27,930 می ترسم رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا ببیند 397 00:24:27,930 --> 00:24:30,930 او به من نگاه می کند و مرا طرد می کند 398 00:24:30,930 --> 00:24:32,930 و من عاشق بیرون رفتن هستم 399 00:24:32,930 --> 00:24:37,339 شاید خداوند شهادت را نصیب من کند 400 00:24:37,339 --> 00:24:42,339 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم لشکر را مرور کرد 401 00:24:42,339 --> 00:24:43,339 او مرا دید 402 00:24:43,339 --> 00:24:46,339 بنابراین او من را تحقیر کرد و من را منحصر به فرد کرد 403 00:24:46,339 --> 00:24:48,339 پس گریه کردم 404 00:24:48,339 --> 00:24:52,339 وقتی او رضی الله عنه گریه مرا دید 405 00:24:52,339 --> 00:24:54,339 من مشتاق شرکت بودم 406 00:24:54,339 --> 00:24:56,339 او به من اجازه داد 407 00:24:56,339 --> 00:25:01,339 برادرم سعد بند شمشیر مرا در دستم می گرفت 408 00:25:01,339 --> 00:25:06,109 این به خاطر بلندی شمشیر و کوتاهی قد من است 409 00:25:06,109 --> 00:25:09,109 و هنگامی که دو ردیف به هم می رسند 410 00:25:09,109 --> 00:25:11,109 به سمت دشمن حرکت کردم 411 00:25:11,109 --> 00:25:13,109 من می خواهم با درد بمیرم 412 00:25:13,109 --> 00:25:19,109 پس شروع کردم به شمشیر زدن هر مشرکی را که مرا ملاقات می کرد 413 00:25:19,109 --> 00:25:23,109 تا اینکه ضربه ای از عمر بن واد خوردم 414 00:25:23,109 --> 00:25:25,109 یکی از شنزارهای قریش 415 00:25:25,109 --> 00:25:28,210 من روحم را به بهشت وعده دادم 416 00:25:28,210 --> 00:25:33,210 من جزو اولین کسانی بودم که در جبهه به شهادت رسیدم 417 00:25:33,210 --> 00:25:36,210 من شانزده ساله هستم 418 00:25:36,210 --> 00:25:39,210 به عنوان کوچکترین شهید اسلام 419 00:25:39,210 --> 00:25:41,339 من کی هستم؟ 420 00:25:41,339 --> 00:26:01,670 جواب عمیر بن ابی وقاص رضی الله عنه است 421 00:26:01,670 --> 00:26:04,220 توقف کنید 422 00:26:04,220 --> 00:26:12,059 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 423 00:26:12,059 --> 00:26:16,059 یک چالش جدید از طرف من 424 00:26:16,059 --> 00:26:21,660 من یکی از اصحاب بزرگ هستم 425 00:26:21,660 --> 00:26:25,750 من اولین کسی بودم که مسلمان شدم 426 00:26:25,750 --> 00:26:27,750 من به خاطر ذهن سالمم معروف بودم 427 00:26:27,750 --> 00:26:30,750 آنها به کمال معروف هستند 428 00:26:30,750 --> 00:26:35,980 من هم بانوی زنان عالم هستم 429 00:26:35,980 --> 00:26:39,980 من مردانی را برای تجارت در مالی استخدام می کردم 430 00:26:39,980 --> 00:26:43,980 وقتی از صداقت پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم 431 00:26:43,980 --> 00:26:46,980 و مهارت او در تجارت 432 00:26:46,980 --> 00:26:50,980 به او پیشنهاد دادم که برای تجارت من به شام برود 433 00:26:50,980 --> 00:26:52,980 و این قبل از اعزام بود 434 00:26:52,980 --> 00:26:55,069 پس با آن بیرون رفت 435 00:26:55,069 --> 00:26:58,069 سپس با سود مضاعف برگشت 436 00:26:58,069 --> 00:27:00,069 پس من آن را می خواستم 437 00:27:00,069 --> 00:27:03,069 بنابراین برای او پیشنهاد ازدواج فرستادم 438 00:27:03,069 --> 00:27:07,069 پس او رضی الله عنه با من ازدواج کرد 439 00:27:07,069 --> 00:27:09,069 او اولین همسر او شد 440 00:27:09,069 --> 00:27:12,069 و مادر تمام فرزندانش 441 00:27:12,069 --> 00:27:14,069 به جز ابراهیم 442 00:27:14,069 --> 00:27:18,140 ایشان رضی الله عنه من را بسیار دوست داشتند 443 00:27:18,140 --> 00:27:22,140 علی تا وقتی که مرد ازدواج نکرد 444 00:27:22,140 --> 00:27:26,130 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 445 00:27:26,130 --> 00:27:29,130 او خود را در یک غار آزاد خلوت می کند 446 00:27:29,130 --> 00:27:32,130 جبرئیل علیه السلام نزد او آمد 447 00:27:32,130 --> 00:27:36,130 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از او به وحشت افتاد 448 00:27:36,130 --> 00:27:38,130 جبرئیل به او گفت 449 00:27:38,130 --> 00:27:40,130 بخوانید 450 00:27:40,130 --> 00:27:43,190 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 451 00:27:43,190 --> 00:27:46,190 من گاو نیستم 452 00:27:46,190 --> 00:27:49,190 یعنی من اهل خواندن نیستم 453 00:27:49,190 --> 00:27:52,319 سه بار برایش تکرار کرد 454 00:27:52,319 --> 00:27:56,319 و پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: 455 00:27:56,319 --> 00:27:58,319 من گاو نیستم 456 00:27:58,319 --> 00:28:00,480 سپس به او گفت 457 00:28:00,480 --> 00:28:04,640 بخوان به نام پروردگارت که آفرید 458 00:28:04,640 --> 00:28:08,640 انسان از لخته آفریده شده است 459 00:28:08,640 --> 00:28:11,640 بخوان که پروردگارت کریم ترین است 460 00:28:11,640 --> 00:28:14,640 که با قلم درس می داد 461 00:28:14,640 --> 00:28:19,640 آنچه را که نمی دانست به انسان آموخت 462 00:28:19,640 --> 00:28:23,180 پس پیامبر صلی الله علیه و آله آن را برگرداند 463 00:28:23,180 --> 00:28:25,180 دلش می لرزد 464 00:28:25,180 --> 00:28:28,180 پس نزد من آمد و گفت 465 00:28:28,180 --> 00:28:31,180 به من پیوستند، به من پیوستند 466 00:28:31,180 --> 00:28:35,180 من او را تا جایی همراهی کردم که ترسش از بین رفت 467 00:28:35,180 --> 00:28:37,180 بعد خبر را به من گفت 468 00:28:37,180 --> 00:28:39,180 و او گفت 469 00:28:39,180 --> 00:28:41,180 برای خودم ترسیدم 470 00:28:41,180 --> 00:28:43,220 پس به او گفتم 471 00:28:43,220 --> 00:28:44,220 نه 472 00:28:44,220 --> 00:28:46,220 موعظه کن 473 00:28:46,220 --> 00:28:49,220 به خدا سوگند خداوند هرگز شما را رسوا نخواهد کرد 474 00:28:49,220 --> 00:28:51,220 به رحم خواهی رسید 475 00:28:51,220 --> 00:28:53,220 و صحبت را باور کنید 476 00:28:53,220 --> 00:28:55,220 و همه رو تحمل کن 477 00:28:55,220 --> 00:28:58,220 به معاونین راست منصوب شد 478 00:28:58,220 --> 00:29:03,630 سپس آن را نزد پسر عمویم ورقه بن نوفل بردم 479 00:29:03,630 --> 00:29:06,630 او مردی بود که در دوران پیش از اسلام به مسیحیت گروید 480 00:29:06,630 --> 00:29:08,630 و در کتاب بخوانید 481 00:29:08,630 --> 00:29:10,630 پس به او گفتم 482 00:29:10,630 --> 00:29:13,660 بشنوید که برادرزاده شما چه می گوید 483 00:29:13,660 --> 00:29:15,660 ورقه گفت 484 00:29:15,660 --> 00:29:17,660 برادرزاده ام، چه می بینی؟ 485 00:29:17,660 --> 00:29:20,700 پس پیامبر صلی الله علیه و آله به او خبر داد 486 00:29:20,700 --> 00:29:23,759 در غار چه بر او گذشت 487 00:29:23,759 --> 00:29:25,789 ورقه گفت 488 00:29:25,789 --> 00:29:29,789 این شریعت است که بر موسی نازل شد 489 00:29:29,789 --> 00:29:34,619 هنگام مبعوث، صلوات الله علیه 490 00:29:34,619 --> 00:29:37,619 من اولین کسی بودم که به او ایمان آوردم و او را باور کردم 491 00:29:37,619 --> 00:29:42,619 من نقش مهمی در تثبیت و حمایت از او داشتم 492 00:29:42,619 --> 00:29:45,619 و او را در رساندن تماس یاری کنید 493 00:29:45,619 --> 00:29:50,619 که در آغاز اسلام تأثیر بسزایی داشت 494 00:29:50,619 --> 00:29:54,619 و در روح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 495 00:29:54,619 --> 00:29:58,720 این بزرگترین افتخاری بود که تا به حال در دنیا دریافت کرده بودم 496 00:29:58,720 --> 00:30:03,720 روزی که خداوند مرا با جبرئیل درود فرستاد 497 00:30:03,720 --> 00:30:07,720 او مرا به خانه ای در بهشت مژده داد که از نی ساخته شده بود 498 00:30:07,720 --> 00:30:11,740 هیچ صدا و تقلبی وجود ندارد 499 00:30:11,740 --> 00:30:15,740 سه سال قبل از هجرت از دنیا رفتم 500 00:30:15,740 --> 00:30:21,779 پیامبر صلی الله علیه و آله بسیار اندوهگین شد 501 00:30:21,779 --> 00:30:24,940 سپس کمی بعد از من درگذشت 502 00:30:24,940 --> 00:30:28,940 عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ابوطالب 503 00:30:28,940 --> 00:30:33,970 اندوه بر او رضی الله عنه زیاد شد 504 00:30:33,970 --> 00:30:39,579 آن سال را حتی سال غم و اندوه نامیدند 505 00:30:39,579 --> 00:30:47,880 من کی هستم؟ 506 00:30:47,880 --> 00:30:53,880 جواب خدیجه بنت خوارد رضی الله عنه است 507 00:30:53,880 --> 00:31:12,470 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 508 00:31:12,470 --> 00:31:16,470 چالش جدید من کی هستم؟ 509 00:31:16,470 --> 00:31:23,099 من از یاران بزرگوار بنی تمیم هستم 510 00:31:23,099 --> 00:31:25,099 و صورت های بنی مجاشی 511 00:31:25,099 --> 00:31:29,420 در زمان جاهلیت به زنانی که دوست می داشتند باج می دادم 512 00:31:29,420 --> 00:31:35,420 اینها دخترانی هستند که والدینشان قصد دارند آنها را زنده به گور کنند 513 00:31:35,420 --> 00:31:38,420 از ترس شرم و فقر 514 00:31:38,420 --> 00:31:41,640 من جد الفرزدق شاعرم 515 00:31:41,640 --> 00:31:44,640 که به من افتخار کرد و گفت 516 00:31:44,640 --> 00:31:50,640 کسى را یافت که از حسنات باز داشت و نیکى ها را زنده کرد، ولى محقق نشد. 517 00:31:50,640 --> 00:31:55,730 نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم 518 00:31:55,730 --> 00:31:57,730 پس اسلام را به من پیشنهاد داد 519 00:31:57,730 --> 00:31:59,730 پس اسلام آوردم 520 00:31:59,730 --> 00:32:02,789 آیاتی از قرآن را به من آموخت 521 00:32:02,789 --> 00:32:04,789 و من شنیدم که او می خواند 522 00:32:04,789 --> 00:32:10,819 هر کس به وزن ذره ای نیکی کند آن را می بیند 523 00:32:10,819 --> 00:32:14,019 پس گفتم: برای من کافی است. 524 00:32:14,019 --> 00:32:17,079 سپس عرض کردم یا رسول الله 525 00:32:17,079 --> 00:32:20,079 من در زمان جاهلیت کار می کردم 526 00:32:20,079 --> 00:32:23,079 آیا من برای آن پاداشی دارم؟ 527 00:32:23,079 --> 00:32:26,079 او گفت که من چه کردم 528 00:32:26,079 --> 00:32:27,079 گفتم 529 00:32:27,079 --> 00:32:30,079 من دو شتر را از دست دادم 530 00:32:30,079 --> 00:32:34,079 پس بر شتری خود بیرون رفتم و آنها را جستجو کردم 531 00:32:34,079 --> 00:32:38,079 من دو چادر را در محوطه ای از زمین دیدم 532 00:32:38,079 --> 00:32:40,079 پس به سراغ آنها رفتم 533 00:32:40,079 --> 00:32:44,079 در یکی از آنها پیرمردی پیدا کردم 534 00:32:44,079 --> 00:32:45,079 پس گفتم 535 00:32:45,079 --> 00:32:48,079 دو شتر دیده ای؟ 536 00:32:48,079 --> 00:32:50,079 گفت بله 537 00:32:50,079 --> 00:32:52,079 ما شتر تو را زده ایم 538 00:32:52,079 --> 00:32:56,299 در حالی که او به من خطاب می کرد و من او را خطاب می کردم 539 00:32:56,299 --> 00:32:59,299 وقتی زنی از خانه دیگر او را صدا زد 540 00:32:59,299 --> 00:33:02,299 من متولد شدم من متولد شدم 541 00:33:02,299 --> 00:33:03,299 او گفت 542 00:33:03,299 --> 00:33:05,299 و آنچه من به دنیا آوردم 543 00:33:05,299 --> 00:33:08,299 کنیز گفت 544 00:33:08,299 --> 00:33:09,430 او گفت 545 00:33:09,430 --> 00:33:11,430 پس دفنش کن 546 00:33:11,430 --> 00:33:14,529 گفتم او را دفن نکن 547 00:33:14,529 --> 00:33:17,529 روحش را از تو میخرم 548 00:33:17,529 --> 00:33:19,529 او را نکش 549 00:33:19,529 --> 00:33:20,750 او گفت 550 00:33:20,750 --> 00:33:22,750 با چیزی که میخری 551 00:33:22,750 --> 00:33:23,819 گفتم 552 00:33:23,819 --> 00:33:28,819 من آن را برای این دو شتر و دو پسرشان از شما می خرم 553 00:33:28,819 --> 00:33:29,940 او گفت 554 00:33:29,940 --> 00:33:33,940 و بر من شرم خودت که هستی بیفزا 555 00:33:33,940 --> 00:33:35,980 گفتم بله 556 00:33:35,980 --> 00:33:39,980 اما شما باید یک پیام رسان با من بفرستید 557 00:33:39,980 --> 00:33:41,980 وقتی به خانواده ام رسیدم 558 00:33:41,980 --> 00:33:44,980 من شتر را با رسول به تو برگرداندم 559 00:33:44,980 --> 00:33:46,980 بنابراین او انجام داد 560 00:33:46,980 --> 00:33:49,069 وقتی به خانواده ام رسیدم 561 00:33:49,069 --> 00:33:52,069 شتر را به او برگرداندم 562 00:33:52,069 --> 00:33:54,230 وقتی شب شد 563 00:33:54,230 --> 00:33:57,230 با خودم فکر کردم و گفتم 564 00:33:57,230 --> 00:33:59,230 این یک نعمت است 565 00:33:59,230 --> 00:34:03,230 هیچ عربی در آنجا پیشی من نبود 566 00:34:03,230 --> 00:34:06,230 من دیگه نشنیده بودم بچه ای به دنیا بیاد 567 00:34:06,230 --> 00:34:09,230 مگر اینکه قبل از پرداخت آن را باج بدهید 568 00:34:09,230 --> 00:34:11,329 تا اینکه اسلام ظهور کرد 569 00:34:11,329 --> 00:34:16,329 سیصد و شصت برده زن زنده شدند 570 00:34:16,329 --> 00:34:22,619 هر کدام را به دو شتر و یک شتر می خرم 571 00:34:22,619 --> 00:34:25,840 آیا من برای آن پاداشی دارم؟ 572 00:34:25,840 --> 00:34:28,840 ایشان رضی الله عنه فرمودند 573 00:34:28,840 --> 00:34:31,840 این باب حق است 574 00:34:31,840 --> 00:34:37,769 اگر خداوند اسلام را به شما عنایت کرده باشد، اجر خواهید داشت 575 00:34:37,769 --> 00:34:41,769 روزی از پیامبر صلی الله علیه و آله خواستم 576 00:34:41,769 --> 00:34:43,769 پس گفتم 577 00:34:43,769 --> 00:34:45,769 ای رسول خدا 578 00:34:45,769 --> 00:34:48,769 شاید او به من غذای باقی مانده داده است 579 00:34:48,769 --> 00:34:52,769 پس آن را برای مردم و در راه ما پنهان کن 580 00:34:52,769 --> 00:34:55,090 از چه کسی شروع کنم؟ 581 00:34:55,090 --> 00:34:58,090 ایشان رضی الله عنه فرمودند 582 00:34:58,090 --> 00:35:02,090 مادر، پدر، خواهر و برادرت 583 00:35:02,090 --> 00:35:04,090 زیر شما، زیر شما 584 00:35:04,090 --> 00:35:06,699 من کی هستم؟ 585 00:35:06,699 --> 00:35:14,420 پاسخ 586 00:35:14,420 --> 00:35:18,420 صعاصه بن ناجیه رضی الله عنه 587 00:35:18,420 --> 00:35:24,300 توقف کنید 588 00:35:24,300 --> 00:35:29,300 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 589 00:35:29,300 --> 00:35:36,179 یک چالش جدید از طرف من 590 00:35:36,179 --> 00:35:41,800 من یکی از همراهان قابل توجه هستم 591 00:35:41,800 --> 00:35:46,800 و هر که آنها را دوست بدارد نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 592 00:35:46,800 --> 00:35:48,800 من ارباب مردمم هستم 593 00:35:48,800 --> 00:35:53,800 او یکی از افرادی است که زیباترین چهره و بهترین تصویر را دارد 594 00:35:53,800 --> 00:35:57,829 تا اینکه عمر بن خطاب رضی الله عنه مرا دعوت کرد 595 00:35:57,829 --> 00:36:00,829 یوسف این قوم 596 00:36:00,829 --> 00:36:04,860 در سال دهم هجری اسلام آوردم 597 00:36:04,860 --> 00:36:08,860 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم 598 00:36:08,860 --> 00:36:12,860 با صد و پنجاه مرد از قوم من 599 00:36:12,860 --> 00:36:14,860 وقتی به شهر رسیدیم 600 00:36:14,860 --> 00:36:16,860 مرگم باعث شد بخوابم 601 00:36:16,860 --> 00:36:18,860 بعد کت و شلوارم را پوشیدم 602 00:36:18,860 --> 00:36:21,860 سپس وارد مسجد شدم 603 00:36:21,860 --> 00:36:25,860 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله خطبه می گفت 604 00:36:25,860 --> 00:36:28,889 سلب بینایی مردم 605 00:36:28,889 --> 00:36:31,920 به نفری که کنارم بود گفتم 606 00:36:31,920 --> 00:36:33,920 ای عبدالله 607 00:36:33,920 --> 00:36:37,920 آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چیزی را به من یادآوری کرد؟ 608 00:36:37,920 --> 00:36:39,920 گفت بله 609 00:36:39,920 --> 00:36:43,019 بهترین ذکر را به شما یادآوری کرد 610 00:36:43,019 --> 00:36:45,019 در حالی که او در حال موعظه است 611 00:36:45,019 --> 00:36:47,019 در خطبه بر او عرضه شد 612 00:36:47,019 --> 00:36:49,019 و او گفت 613 00:36:49,019 --> 00:36:52,050 او از این نقطه بر شما وارد می شود 614 00:36:52,050 --> 00:36:55,050 بهترین یمن کیست؟ 615 00:36:55,050 --> 00:36:59,239 به راستی که در چهره او رنگ پادشاهی وجود دارد 616 00:36:59,239 --> 00:37:01,239 پس وارد شدی 617 00:37:01,239 --> 00:37:03,340 وقتی اینو شنیدم 618 00:37:03,340 --> 00:37:06,340 خدای متعال را شکر کردم 619 00:37:06,340 --> 00:37:10,530 سپس با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کردم 620 00:37:10,530 --> 00:37:12,530 در مورد نماز و زکات 621 00:37:12,530 --> 00:37:15,590 نصیحت برای هر مسلمانی 622 00:37:15,590 --> 00:37:19,590 رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا حجاب نکرد 623 00:37:19,590 --> 00:37:21,619 از زمانی که مسلمان شدم 624 00:37:21,619 --> 00:37:25,739 او مرا جز لبخند ندید 625 00:37:25,739 --> 00:37:30,739 رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی به من فرمود 626 00:37:30,739 --> 00:37:33,780 آیا از آخر به من دلداری نمی دهی؟ 627 00:37:33,780 --> 00:37:36,780 خانه ای بود که در زمان جاهلیت عبادت می شد 628 00:37:36,780 --> 00:37:39,780 به آن کعبه یمانی می گویند 629 00:37:39,780 --> 00:37:43,869 پس با صد و پنجاه شوالیه نزد او فرستادم 630 00:37:43,869 --> 00:37:48,869 تخریب آن و آسودگی خاطر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 631 00:37:48,869 --> 00:37:51,000 و مسلمانان در میان آنها 632 00:37:51,000 --> 00:37:56,000 اما من به رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت کردم 633 00:37:56,000 --> 00:38:00,000 به او اشاره کردم که من سوار اسب نمی شوم 634 00:38:00,000 --> 00:38:04,059 دستش را به سینه ام زد و گفت 635 00:38:04,059 --> 00:38:07,059 خدایا او را ثابت قدم بدار 636 00:38:07,059 --> 00:38:10,059 و او را راهنما و راهنما قرار ده 637 00:38:10,059 --> 00:38:14,190 پس نزد او رفتم و او را با آتش سوزاندم 638 00:38:14,190 --> 00:38:19,019 بنده را فرستادم تا برایم اسب بخرد 639 00:38:19,019 --> 00:38:22,019 او اسبی را پیدا کرد که دوستش داشت 640 00:38:22,019 --> 00:38:24,019 پس با صاحبش چانه زد 641 00:38:24,019 --> 00:38:27,019 تا اینکه به 300 درهم رسید 642 00:38:27,019 --> 00:38:31,019 مادیان بیش از این ارزش داشت 643 00:38:31,019 --> 00:38:36,019 وقتی پسر اسب و صاحبش را نزد من آورد تا قیمت را بگیرم 644 00:38:36,019 --> 00:38:38,019 به او گفتم 645 00:38:38,019 --> 00:38:40,019 اسب را چند خریدی؟ 646 00:38:40,019 --> 00:38:42,019 او گفت 647 00:38:42,019 --> 00:38:44,019 به مبلغ 300 درهم 648 00:38:44,019 --> 00:38:46,059 پس به صاحب اسب گفتم 649 00:38:46,059 --> 00:38:49,059 اسب شما 500 می ارزد 650 00:38:49,059 --> 00:38:52,150 پسر از دست من ناراحت بود 651 00:38:52,150 --> 00:38:54,150 مرد گفت 652 00:38:54,150 --> 00:38:56,150 من راضی بودم 653 00:38:56,150 --> 00:38:57,250 پس گفتم 654 00:38:57,250 --> 00:39:00,250 بلکه 800 درهم می ارزد 655 00:39:00,250 --> 00:39:01,250 و او گفت 656 00:39:01,250 --> 00:39:03,250 من راضی بودم 657 00:39:03,250 --> 00:39:06,280 پس 800 درهم به او دادم 658 00:39:06,280 --> 00:39:08,280 و مادیان را گرفتم 659 00:39:08,280 --> 00:39:10,309 پسر گفت 660 00:39:10,309 --> 00:39:12,309 این چیه؟ 661 00:39:12,309 --> 00:39:13,309 پس به او گفتم 662 00:39:13,309 --> 00:39:18,409 رسول خدا صلی الله علیه و آله را فروختم 663 00:39:18,409 --> 00:39:21,409 نصیحت برای هر مسلمانی 664 00:39:21,409 --> 00:39:23,889 من کی هستم؟ 665 00:39:23,889 --> 00:39:32,539 پاسخ 666 00:39:32,539 --> 00:39:35,539 جریر بن عبدالله البجلی 667 00:39:35,539 --> 00:39:37,539 خداوند از او راضی باشد 668 00:39:37,539 --> 00:39:43,989 توقف کنید 669 00:39:43,989 --> 00:39:48,989 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 670 00:39:48,989 --> 00:39:53,869 چالش جدید 671 00:39:53,869 --> 00:39:55,869 من کی هستم؟ 672 00:39:55,869 --> 00:40:02,429 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 673 00:40:02,429 --> 00:40:04,429 و پسری که دوستانش را دوست داشت 674 00:40:04,429 --> 00:40:07,429 و برادری برای محبوب ترین همسرانم 675 00:40:07,429 --> 00:40:10,590 من در گذشته در مکه مسلمان شدم 676 00:40:10,590 --> 00:40:15,590 من علایق پدرم را در چرا و تجارت انجام می دادم 677 00:40:15,590 --> 00:40:21,590 من در زمان هجرت در مکه چشم پیامبر صلی الله علیه و آله بودم. 678 00:40:21,590 --> 00:40:25,590 من در طول روز از او اخبار گوش می کردم 679 00:40:25,590 --> 00:40:30,590 پس هنگام تاریکی برای او و همراهش غذا بیاورید 680 00:40:30,590 --> 00:40:33,590 و اخبار قریش را به او بگو 681 00:40:33,590 --> 00:40:36,590 شب را تا سحر با آنها گذراندم 682 00:40:36,590 --> 00:40:40,590 بعد صبح در مکه انگار آنجا را فروختم 683 00:40:40,590 --> 00:40:45,590 این اتفاق در مدت سه روز اقامت آنها در غار رخ داد 684 00:40:45,590 --> 00:40:50,579 او با اتیکا بنت زید رضی الله عنه ازدواج کرد 685 00:40:50,579 --> 00:40:53,579 او یکی از زیباترین زنان بود 686 00:40:53,579 --> 00:40:56,579 از نظر عقل و خرد کامل ترند 687 00:40:56,579 --> 00:40:59,579 حواسم به چیزهای خوب زیاد بود 688 00:40:59,579 --> 00:41:05,579 دلم برای شرکت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در غزواتش تنگ شده بود 689 00:41:05,579 --> 00:41:08,619 پدرم مرا به خاطر آن سرزنش کرد 690 00:41:08,619 --> 00:41:10,619 او به من دستور داد که او را طلاق دهم 691 00:41:10,619 --> 00:41:14,619 بنابراین به دلیل علاقه شدید به او از او جدا شدم 692 00:41:14,619 --> 00:41:17,739 وقتی پدرم غم مرا برای او دید 693 00:41:17,739 --> 00:41:21,739 و من از اتفاقی که به خاطر او برایم افتاد پشیمانم 694 00:41:21,739 --> 00:41:23,739 دستور داد آن را برگردانم 695 00:41:23,739 --> 00:41:25,739 پس آن را پس دادم 696 00:41:25,739 --> 00:41:28,739 من با او ماندم تا زمانی که او مرد 697 00:41:28,739 --> 00:41:33,809 من با پیامبر صلی الله علیه و آله در فتح مکه شرکت کردم 698 00:41:33,809 --> 00:41:36,809 و صحنه های بعدی 699 00:41:36,809 --> 00:41:44,579 جامه ای برای پیامبر صلی الله علیه و آله خریده بودم که در آن کفن شود. 700 00:41:44,579 --> 00:41:46,579 سپس این کت و شلوار را ترک کردم 701 00:41:46,579 --> 00:41:51,579 رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن کفن نشد 702 00:41:51,579 --> 00:41:57,579 پس گرفتم و گفتم قفلش کنم تا خودم را در آن کفن کنم 703 00:41:57,579 --> 00:41:59,699 بعد گفتم 704 00:41:59,699 --> 00:42:04,699 رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن کفن نشد 705 00:42:04,699 --> 00:42:06,699 و من در آن کفن شده بودم 706 00:42:06,699 --> 00:42:10,699 پس آن را فروختم و بهای آن را صدقه دادم 707 00:42:10,699 --> 00:42:14,440 در روز طائف به شدت مجروح شدم 708 00:42:14,440 --> 00:42:17,440 جایی که یک نفر با تیر به من شلیک کرد 709 00:42:17,440 --> 00:42:20,440 من به شدت زخمی شده بودم 710 00:42:20,440 --> 00:42:22,440 بنابراین من او را درمان کردم 711 00:42:22,440 --> 00:42:26,440 اما هنوز درد آن زخم را پیدا کردم 712 00:42:26,440 --> 00:42:30,599 پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 713 00:42:30,599 --> 00:42:33,599 زخم دوباره خوب شد 714 00:42:33,599 --> 00:42:37,599 چهل شب پس از او درگذشت 715 00:42:37,599 --> 00:42:41,599 این در زمان خلافت اول پدرم رضی الله عنه اتفاق افتاد 716 00:42:41,599 --> 00:42:43,599 او برای من دعا کرد 717 00:42:43,599 --> 00:42:46,599 و در قبر عمر بن الخطاب فرود آمد 718 00:42:46,599 --> 00:42:49,599 و طلحه بن عبیدالله 719 00:42:49,599 --> 00:42:53,599 و برادرم عبدالرحمن رضی الله عنهم 720 00:42:53,599 --> 00:42:56,139 من کی هستم؟ 721 00:42:56,139 --> 00:43:04,989 پاسخ 722 00:43:04,989 --> 00:43:09,989 عبدالله بن ابی بکر صدیق رضی الله عنهم