بسم الله الرحمن الرحیم با قلم های حسرت و جوهر عشق ما ثروتی گرانبهاتر از طلا خلق می کنیم در وصف استاد خلقت خدا رحمتش کند و درود فرستد شمایل محمدیه باب آنچه در نام رسول خدا صلی الله علیه و آله ذکر شد. از جبیر بن معتم رضی الله عنه گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند من اسامی دارم من محمد هستم و من احمد هستم من پاک کن هستم که خداوند کفر را از من پاک می کند و من جمع کننده هستم که مردم را زیر پای من ازدحام می کند و من مجازات کننده هستم و آخرین کسی که بعد از او پیامبری نیست در این حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید که چند نام دارد از جمله محمد این نام اوست که درود خدا بر او باد که جدش عبدالمطلب او را صدا می زد با الهام از خداوند متعال مورد ستایش دنیا و آخرت باشد و معنای محمد که دارای صفات نیکو است و فضائل شریفی که مورد ستایش است یکی از نام های او احمد است او مردمی هستند که خدا را ستایش می کنند بزرگترین آنها حمد خداوند متعال است به همین دلیل است که هنگام شفاعت، رحمت الله علیه برای اولین و آخرین در قیامت خداوند به او بیاموزد که محمد کیست و او را نیکو ستایش کند چیزی که هیچ کس در دنیا ندارد یکی از نام های او الماهی است وی در توضیح این موضوع گفت: که خداوند کفر را از من پاک می کند یعنی خداوند متعال او را برای محو کفر فرستاد و گمراهی را از بین می برد و چشمان نابینا و دلهای ختنه نشده را می گشاید و گوش های کر یکی از نام های او الحشیر است او در توضیح آن گفت: که مردم را زیر پای من ازدحام می کند یعنی او رضی الله عنه مردم در شلوغی جلو می روند او اولین کسی است که قبرش را باز می کند سپس مردم به دنبال او رفتند یکی از نام های او العاقب است یعنی خداوند متعال آن را ساخته است مهری برای پیامبران بعد از او پیامبری نیست اوست که بعد از همه پیامبران می آید و او گفت و آخرین کسی که بعد از او پیامبری نیست این جمله را الزهری گفته است در گفتگو گنجانده خواهد شد از حذیفه رضی الله عنه می فرماید: با پیامبر صلی الله علیه و آله ملاقات کردم در برخی جاده های شهر و او گفت من محمد هستم و من احمد هستم من پیامبر رحمت هستم و پیامبر توبه و قافیه زدم و من جمع کننده هستم و پیامبر حماسه در این حدیث نام پیامبر صلی الله علیه و آله را ذکر کنید علاوه بر آنچه در حدیث قبل ذکر شد از جمله پیامبر رحمت یعنی خداوند متعال او را فرستاد تا رحمت جهانیان باشد همه رحمت در پیروی از او است که درود خدا بر او باد از جمله پیامبر توبه است پس فرستاد رضی الله عنه برای دعوت از مردم برای توبه به درگاه خداوند متعال و تفویض به او پس رحمت خدا بر او باد امام توبه از جمله قافیه یا قافیه یک راکتور است پس یعنی که قافیه کرد یعنی دنبال تأثیر پیامبران بر آنها دعا و آرامش و قول حق تعالی از جانب اوست کسانی که خدا هدایتشان کرده است پس از راهنمایی او پیروی کرد و m یک اسم فعال است پس یعنی که با ردپای پیامبران هم قافیه بود یعنی به دنبال آنها آمد و قول حق تعالی از جانب اوست سپس با فرستادگان خود به دنبال آنها رفتیم معنای دو کلمه یکی است یکی از نام های او پیامبر حماسه است حماسه جمع حماسه است جنگ است جنگ را حماسه نامیدند چون گوشت و بدن آنها با هم ترکیب می شوند و به یکدیگر می چسبند هر چه به او می رسد به او می رسد که کتک خورد و چاقو خورد بهره مند شوند آیا برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است؟ نام های دیگر علما مجموعه اسامی پیامبر را طبقه بندی کردند خدا رحمتش کند و درود فرستد بسیاری از آثار آنها در نام های بسیاری با هم تفاوت داشتند آیا انتساب آن به پیامبر صلی الله علیه و آله صحیح است یا خیر؟ یکی از مهم ترین دلایل اختلاف نظر بود برخی از آنها هر توصیفی را در نظر گرفتند آن را پیامبر صلی الله علیه و آله توصیف کرده است در قرآن کریم از نام های او او مثلاً در میان اسامی خود می شمرد شاهد و مبشر هشدار دهنده و واعظ و سراج روشنگر برخی از کسانی که به این موضوع اهمیت می دادند اغراق کردند پس اسامی پیامبر صلی الله علیه و آله را ابلاغ کرد به سیصد نام برخی از آنها آن را با هزار نام آورده اند و درسته آنچه منشأ آن در متون است من اسمم و کم است یا توضیحات و بیشتر است هر چیزی غیر از این هیچ مبنایی ندارد برای رجوع به پیامبر صلی الله علیه و آله به کار نمی رود مراقب افراط و تفریط باشید باب آنچه در مورد زندگانی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ذکر شد از سمک بن حرب می‌گوید: شنیدم که نعمان بن بشیر رضی الله عنه چه گفت آیا شما آزاد نیستید که هر چه می خواهید بخورید و بیاشامید؟ من پیامبر شما صلی الله علیه و آله را دیده ام سرگین کافی برای پر کردن شکمش پیدا نمی کند در این حدیث نعمان بن بشیر رضی الله عنه می فرماید: برای پیروانش در اطرافش آیا شما آزاد نیستید که هر چه می خواهید بخورید و بیاشامید؟ یعنی به حالتی از زندگی رسیده اید هر چه می خواهید و میل دارید، از جمله غذا و نوشیدنی آن را در دسترس خود خواهید یافت بعد اضافه می کند و می گوید من پیامبر شما صلی الله علیه و آله را دیده ام سرگین کافی برای پر کردن شکمش پیدا نمی کند دقال خرمای بد است یعنی او رضی الله عنه خرمای بدی پیدا نکرد که شکمش را پر کند چقدر خوبه و همچنین غذاهای خوب دیگر قال عایشه رضی الله عنها اگر ما آل محمد هستیم یک ماه می مانیم تا آتش روشن کنیم چیزی جز خرما و آب نیست در این حدیث عایشه را یاد کن که خدا از او راضی باشد اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شاید یک ماه بدون آتش روشن ماندند یعنی نان پخته بودند در این مدت چیزی نمی پزند گفت این چیزی جز خرما و آب نیست یعنی غذای آنها چیزی جز خرما و آب نبود از ابوقلحه رضی الله عنه گفت از گرسنگی خود به رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت کردیم و شکممان را سنگ به سنگ دیگر بالا آوردیم سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله صدای خود را بلند کرد از شکمش حدود دو تا سنگ در این حدیث صحابه که خداوند از آنها راضی باشد از گرسنگی خود نزد پیامبر صلی الله علیه و آله شکایت کردند سنگ به سنگ شکمشان را بالا آوردند یعنی هر کدام شکمش را با سنگ بستند برای رفع گرسنگی اگر فردی به شدت گرسنه شود دستش را روی شکمش فشار می دهد او احساس می کند که گرسنگی اش فروکش کرده است صحابه رضی الله عنه بودند گاهی اوقات برای مدت طولانی گرسنه هستند فشار دادن با دست به شکم کافی نیست یکی از آنها سنگ کوچکی برداشت روی شکمش سفت می کند و گفت: سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد از شکمش حدود دو تا سنگ یعنی از گرسنگی شدید این حدیث ضعیف است اما معنای آن صحیح است روایات صحیح دیگری نیز گواه بر این امر است این همان چیزی است که در صحیح البخاری آمده است عن جابر رضی الله عنه گفت روز خندق ما را کنده خواهند کرد بنابراین او یک رستگاری شدید ارائه کرد سپس پیامبر صلی الله علیه و آله آمد گفتند: این قربانی خونی است که در خندق تقدیم شد گفت: من پایین می آیم. سپس در حالی که شکمش را به سنگ بسته بود، بلند شد سه روز ماندیم بدون اینکه چیزی بچشیم از ابوهریره رضی الله عنه گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت در ساعتی که بیرون نمی رود هیچ کس او را در آنجا ملاقات نخواهد کرد ابوبکر نزد او آمد گفت: ای ابوبکر چه چیزی تو را می آورد؟ گفت: بیرون رفتم و رسول خدا صلی الله علیه و آله را ملاقات کردم به صورتش نگاه کن و سلام کن طولی نکشید که عمر آمد گفت: ای عمر تو را چه می آورد؟ گرسنگی گفت یا رسول الله ایشان رضی الله عنه فرمودند و من بخشی از آن را یافته ام پس به خانه ابوالهیثم بن الطیهان انصاری رفتند او مردی بود که در درختان خرما و علف های هرز فراوان بود او هیچ خدمتکاری نداشت او را پیدا نکردند به همسرش گفتند دوستت کجاست؟ و او گفت رفت تا برای ما آب بیاورد دیری نگذشت که ابوالهیثم با پوست آب آمد تا تکان بخورد بنابراین آن را زمین گذاشت سپس آمد تا به پیامبر صلی الله علیه و آله تمسک کند او را با پدر و مادرش باج خواهد داد سپس آنها را به باغ خود برد پس برای آنها فرش پهن کرد سپس به سراغ نخل هایش رفت پس قنو را آورد و گذاشت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند آیا ما را از رطوبت آن پاک نمی کنی؟ گفت یا رسول الله می خواستم از بین تازه و شیرین انتخاب کنید یا انتخاب کنید پس خوردند و از آن آب نوشیدند ایشان رضی الله عنه فرمودند این توسط کسی که جان من در دست اوست از سعادتی که در روز قیامت از شما سؤال می شود سایه سرد و مرطوب خوب و آب سرد پس ابوالهیثم رفت تا برایشان غذا درست کند پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند حیوان ماده را فدای ما نکنید بنابراین حیوان یا بچه ای جوان را برای آنها ذبح کرد پس برایشان آورد پس خوردند ایشان رضی الله عنه فرمودند آیا شما خدمتکار دارید؟ گفت نه او گفت اگر اسپین به سمت ما آمد، به سراغ ما بیایید پیغمبر صلی الله علیه و آله را با دو سر بی سر آوردند ابوالهیثم نزد او آمد پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند از بین آنها انتخاب کنید و او گفت ای رسول خدا برای من انتخاب کن پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند مشاور قابل اعتماد است اینو بگیر دیدم داره نماز میخونه و با مهربانی با او رفتار کرد پس ابوالهیثم نزد همسرش رفت پس آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده بود به او گفت همسرش گفت شما لایق آن چیزی نیستید که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود مگر اینکه آزادش کنی او گفت او پیر است ایشان رضی الله عنه فرمودند خداوند پیامبر و خلیفه نفرستاد با این تفاوت که دو آستر دارد آستری که امر به معروف و نهی از منکر می کند و آستری که فکر نمی کنید خراب است هر که خود را از حجاب بد حفظ کند، محفوظ است در این حدیث داستان عجیبی وجود دارد توضیح دهید که پیامبر صلی الله علیه و آله چگونه بود؟ و یاران ارشدش از کوچک شمردن دنیا پرهیز می کنند او گاهی گرفتار گرسنگی و سختی می شود او رضی الله عنه رفت در ساعتی که بیرون نمی رود این ساعت و خدا بهتر می داند در روز بود ابوبکر رضی الله عنه نزد او آمد او از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود اقامت کامل در شهر و سفر گفت: ای ابوبکر چه چیزی تو را می آورد؟ گفت: قرجیت رسول خدا صلی الله علیه و آله را تحویل داد یعنی می خواهد پیامبر صلی الله علیه و آله را ملاقات کند و به او نگاه کنید و صحبت های او را بشنوید این چیزی است که او در این ساعت بیرون آورد صبر نکردند تا عمر آمد ایشان رضی الله عنه فرمودند چه چیزی تو را به ارمغان می آورد، عمر؟ گرسنگی گفت یا رسول الله ایشان رضی الله عنه فرمودند و من بخشی از آن را یافته ام یعنی از گرسنگی پس به خانه ابوالهیثم بن التیحان انصاری رضی الله عنه رفتند. او مردی بود که در درختان خرما و علف های هرز فراوان بود خداوند متعال به او مال عنایت کرده است دیواری از درختان نخل و گوسفند دارد او هیچ خدمتکاری نداشت او را در خانه اش نیافتند پس از همسرش درباره او پرسیدند و او گفت رفت تا برای ما آب بیاورد یعنی یک پوست آب به دوش گرفت و رفت برای ما آب شیرین بیاورد دیری نگذشت که ابوالهیثم با پوست آب آمد تا تکان بخورد یعنی حمل می کند وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و کسانی که با او بودند دیدند کیف را روی دوشش گذاشت سپس آمد تا به پیامبر صلی الله علیه و آله تمسک کند یعنی او را با خوشحالی از آمدنش به سوی خود در آغوش گرفت او را با پدر و مادرش باج خواهد داد یعنی به او می گوید: ای رسول خدا پدر و مادرم را فدای تو می کنم. سپس آنها را به باغ خود برد هر باغی پس برای آنها فرش پهن کرد یعنی تشکی روی زمین گذاشت تا بنشینند سپس به سوی نخله به راه افتاد پس قنو را آورد و گذاشت منظورم این است که با کلی خرما و خرما آمد پس آن را در مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله قرار داد پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند آیا ما را از رطوبت آن پاک نمی کنی؟ یعنی نیازی به قطع کامل قنوا از درخت خرما نبود اگر بتوانید برای ما خرمای تازه انتخاب کنید، کافی است گفت یا رسول الله می خواستم از بین خیس و راز انتخاب کنی یعنی اگر قنو در دست انسان کامل باشد من آنچه را دوست دارم انتخاب می کنم لذیذتر و لذیذتر از این است که مقداری از آن چیده شده باشد پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دو یارانش غذا خوردند از آن آب شیرین نوشیدند که او در نزدیکی آورد ایشان رضی الله عنه فرمودند این توسط کسی که جان من در دست اوست از سعادتی که در روز قیامت از شما سؤال می شود سایه خنک و مرطوب خوب و آب خنک سپس خواند سپس در آن روز از شما درباره سعادت سؤال می شود سعادت هر چیزی است که انسان از آن لذت می برد او در این دنیا با او برکت دارد سپس ابوالهیثم رضی الله عنه به راه افتاد تا برایشان غذا درست کنم چون خرمایی که می خوردند میوه بود پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند حیوان ماده را ذبح نکنید یعنی نباید گوسفند شیری را ذبح کنید تا از شیر او بهره مند شود بنابراین حیوان یا بچه ای جوان را برای آنها ذبح کرد آناک یک بز کوچک ماده است برج جدی بز نر جوان است بعد از پختن غذا برایشان آورد و مخلوط کرد و آماده کرد پس خوردند او رضی الله عنه به او گفت آیا کسی این سوال را دارید؟ تا ثواب این عمل را به او بدهد و او گفت نه ایشان رضی الله عنه فرمودند اگر اسیران به سراغ ما آمدند، پیش ما بیایید سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد با دو سر و بدون سوم یعنی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد با دو نفر اسیر دشمن هیچ شخص ثالثی با آنها وجود ندارد ابوالهیثمی به موقع نزد او آمد پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود از بین آنها انتخاب کنید و او گفت ای رسول خدا برای من انتخاب کن پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند مشاور قابل اعتماد است یعنی کسی که با او مشورت کرده است او آرزو کرد که او مشاور او باشد ایشان رضی الله عنه فرمودند این را بگیر، زیرا دیدم او در حال نماز است در این میان اهمیت نماز بسیار است و این اولین چیزی است که او باید در هنگام سؤال از مردم به آن توجه کند چه در ازدواج، چه در شغل یا هر چیز دیگری سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از روی مهربانی او را به این امر توصیه کرد پس ابوالهیثم او را نزد همسرش برد پس آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده بود به او گفت و وصیتش به این بنده همسرش گفت شما لایق آن چیزی نیستید که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود مگر اینکه آزادش کنی ابو الهيثم رضي الله عنه بدون تعلل گفت او پیر است توجه داشته باشید که ابوالهیثم رضی الله عنه او مزرعه ای با درختان نخل و درختان دارد و نیاز به کار دارد او هم چیزی دارد نیاز به مراقبت دارد او برای خانواده اش نیز وظیفه دارد برای آنها آب می‌جوید و کسی را ندارد که به او خدمت کند وقتی این خادم نزد او آمد او به وصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آزاد شد ایشان رضی الله عنه فرمودند خداوند پیامبر و خلیفه نفرستاد با این تفاوت که دو آستر دارد آستری که امر به معروف و نهی از منکر می کند و آستری که فکر نمی کنید خراب است آستر منظور از آن چیست؟ وزیر و فیلد مارشال مشاوری که به شخص نزدیک است اگر استانداری آستر خوبی داشته باشد این از لطف خداوند متعال است و اگر آستر بدی داشته باشد بگذارید مراقب آن باشد زیرا او فکر نمی کند که او احمق است یعنی کاری نداشته باشید که او را به شرارت و فساد بکشانید سپس حضرت رضی الله عنه فرمودند هر که خود را از حجاب بد حفظ کند، محفوظ است یعنی اگر خداوند استاندار را عزت دهد برای محافظت از او از آستر شر از شر، بد اخلاقی و فساد محافظت می کند بقیه صحبت ها انشاالله و خدا داناتر است خداوند بر پیامبر ما محمد صلوات بفرستد و بر همه خانواده و یارانش