WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:03.459
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.459 --> 00:00:08.460
بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها

00:00:08.460 --> 00:00:13.460
اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد

00:00:13.460 --> 00:00:15.460
انجمن مواضع

00:00:15.460 --> 00:00:17.460
پیشبرد

00:00:17.460 --> 00:00:21.530
تصاویری از زندگی فالوورها

00:00:21.530 --> 00:00:25.980
نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا

00:00:25.980 --> 00:00:27.980
خدا رحمتش کند

00:00:27.980 --> 00:00:33.090
الاحنف بن قیس

00:00:33.090 --> 00:00:35.380
خدا رحمتش کند

00:00:42.570 --> 00:00:46.570
دامشان به چشمه باز می خندید

00:00:46.570 --> 00:00:49.570
او با نگاه ظریف خود مغرور است

00:00:49.570 --> 00:00:52.570
به ریادهای معطرش افتخار می کنم

00:00:52.570 --> 00:00:54.890
قصر امیرالمومنین(ع) بود

00:00:54.890 --> 00:00:56.890
معاویه بن ابی سفیان

00:00:56.890 --> 00:01:00.890
او آماده پذیرایی از کسانی بود که به او می رسیدند

00:01:00.890 --> 00:01:04.920
همین که به شخص اول اجازه داد تا نزد خلیفه بیاید

00:01:04.920 --> 00:01:08.920
تا اینکه خواهرش ام الحکم دختر ابوسفیان پیشقدم شد

00:01:08.920 --> 00:01:11.920
پس جایش را پشت پرده گرفت

00:01:11.920 --> 00:01:14.920
گوش دادن به آنچه در مجلس خلافت نقل شده است

00:01:14.920 --> 00:01:19.920
از احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:01:19.920 --> 00:01:23.950
و پر شود از آنچه قوم امیرالمؤمنین علیه السلام پخش کردند

00:01:23.950 --> 00:01:25.950
حکایت هایی از اخبار

00:01:25.950 --> 00:01:28.950
شاهکارهای شعر و حکمت بزرگ

00:01:28.950 --> 00:01:33.950
او یک زن قوی فکر و پرانرژی بود

00:01:33.950 --> 00:01:36.950
شما آرزوی خواسته های محترمانه دارید

00:01:36.950 --> 00:01:41.980
او می دانست که برادرش به مردم اجازه ورود به او را می دهد

00:01:41.980 --> 00:01:43.980
با توجه به رتبه آنها

00:01:43.980 --> 00:01:48.980
اصحاب رسول اکرم صلی الله علیه و آله بر غیر آنان تقدم دارند.

00:01:48.980 --> 00:01:51.980
سپس توسط پیروان ارشد

00:01:51.980 --> 00:01:54.980
و اهل علم و صاحبان محاسبات

00:01:54.980 --> 00:01:56.980
اما مادر قضاوت

00:01:56.980 --> 00:02:00.980
او متوجه شد که برادرش از اولین بازدیدکننده خود استقبال می کند

00:02:00.980 --> 00:02:02.980
نوعی بی تفاوتی در آن وجود دارد

00:02:02.980 --> 00:02:04.980
و شنیدم که به او گفت

00:02:04.980 --> 00:02:09.979
به خدا سوگند، ای احنف، یک بار در روز صفین چنین ظاهر نشدی

00:02:09.979 --> 00:02:11.979
و من به یاد تعصب شما نسبت به ما افتادم

00:02:11.979 --> 00:02:15.979
و ایستادن تو در کنار اوری بن ابی طالب

00:02:15.979 --> 00:02:19.979
اما تا زمانی که بمیرم در قلب من خواهد بود

00:02:19.979 --> 00:02:22.979
پس مرد به او گفت:

00:02:22.979 --> 00:02:24.979
سوگند، معاویه

00:02:24.979 --> 00:02:29.979
قلب هایی که با آن از شما متنفریم هنوز در درون ماست

00:02:29.979 --> 00:02:35.979
شمشیرهایی که با شما جنگیدیم هنوز در دستان ماست

00:02:35.979 --> 00:02:39.979
اگر به جنگ نزدیک شود، می بینید که یک اینچ به آن نزدیک می شویم

00:02:39.979 --> 00:02:44.979
اگر به آن راه بروید، ما با دویدن به سمت آن می رویم

00:02:44.979 --> 00:02:48.979
به خدا سوگند ما را به آرزوی بخشش خود نزد خود نیاوردی

00:02:48.979 --> 00:02:50.979
یا در هیبت خشکی تو

00:02:50.979 --> 00:02:54.979
ما نزد شما آمده ایم تا شکاف را التیام بخشیم و دوباره متحد شویم

00:02:54.979 --> 00:02:56.979
و کارمای مسلمانان را جمع آوری کنید

00:02:56.979 --> 00:03:00.979
سپس برگشت و از راهی که آمده بود رفت

00:03:00.979 --> 00:03:02.979
ام حق حکومت نداشت

00:03:02.979 --> 00:03:04.979
مگر اینکه لبه پرده را بردارید

00:03:04.979 --> 00:03:09.979
تا ببینم این از جایی که آمده به خلیفه حجر بازگردانده می شود

00:03:09.979 --> 00:03:12.979
و ثواب در دو نوبت به او داده می شود

00:03:12.979 --> 00:03:17.080
مردی کوتاه قد با جثه کوچک را دید

00:03:17.080 --> 00:03:20.080
سر طاس با دندان های روی هم قرار گرفته است

00:03:20.080 --> 00:03:23.080
چانه و چشم های فرو رفته چیست؟

00:03:23.080 --> 00:03:25.080
پاهایم را خم می کنم

00:03:25.080 --> 00:03:28.080
هیچ عیبی برای انسان ندارد

00:03:28.080 --> 00:03:30.080
جز اینکه سهمی از آن دارد

00:03:30.080 --> 00:03:33.080
رو به برادرش کرد و گفت

00:03:33.080 --> 00:03:35.080
ای امیرالمومنین!

00:03:35.080 --> 00:03:40.080
این کیست که خلیفه را تهدید می کند و در عقربه او را تهدید می کند؟

00:03:40.080 --> 00:03:43.080
معاویه آهی کشید و گفت

00:03:43.080 --> 00:03:45.080
این همان کسی است که عصبانی می شود

00:03:45.080 --> 00:03:48.080
صد هزار بنی تمیم بر او خشمگین بودند

00:03:48.080 --> 00:03:50.080
آنها نمی دانند چرا او عصبانی بود

00:03:50.080 --> 00:03:52.080
او احنف بن قیس است

00:03:52.080 --> 00:03:54.080
سید بنی تمیم

00:03:54.080 --> 00:03:58.080
یکی از برجسته ترین اعراب و قهرمانان فاتح آنها

00:03:58.080 --> 00:04:04.400
اجازه دهید داستان زندگی احنف بن قیس را از ابتدا مرور کنیم

00:04:04.400 --> 00:04:08.969
در سال سوم قبل از مهاجرت

00:04:08.969 --> 00:04:11.969
قیس بن معاویه السعدی به دنیا آمد

00:04:11.969 --> 00:04:13.969
یک نوزاد تازه متولد شده الدهاک نام داشت

00:04:13.969 --> 00:04:17.029
اما مردم نماندند

00:04:17.029 --> 00:04:19.029
او را سرسخت ترین می نامیدند

00:04:19.029 --> 00:04:21.029
در پاهایش کجی وجود دارد

00:04:21.029 --> 00:04:24.060
سپس او عنوان قهرمانی را مقابل لسم به دست آورد

00:04:24.060 --> 00:04:28.060
قیس، پدر احنف، از افراد او در الذعبه نبود

00:04:28.060 --> 00:04:30.060
نه از پاورقی هایشان

00:04:30.060 --> 00:04:33.060
اما در بین مردم بود

00:04:33.060 --> 00:04:37.060
الاحنف در خانه های قوم خود به دنیا آمد

00:04:37.060 --> 00:04:40.060
غرب الیمامه در سرزمین نجد

00:04:40.060 --> 00:04:43.259
دختر به عنوان یک یتیم بزرگ شد

00:04:43.259 --> 00:04:47.259
جایی که پدرش در کودکی کشته شد، او هنوز در لیست نیست

00:04:47.259 --> 00:04:50.319
سپس نورهای اسلام بر دل او جاری شد

00:04:50.319 --> 00:04:53.319
او پسری است که سبیلش رشد نکرده است

00:04:53.319 --> 00:04:57.319
رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد

00:04:57.319 --> 00:05:00.319
چند سال قبل از مرگش

00:05:00.319 --> 00:05:04.319
منادی از اصحابش به راحت الاحنف بن قیس

00:05:04.319 --> 00:05:06.319
آنها را به اسلام دعوت می کند

00:05:06.319 --> 00:05:09.379
واعظ در مقابل مردم جمع شد

00:05:09.379 --> 00:05:12.379
و آنها را تشویق کرد که ایمان بیاورند

00:05:12.379 --> 00:05:14.379
اسلام را به آنها پیشنهاد می کند

00:05:14.379 --> 00:05:16.379
مردم ساکت ماندند

00:05:16.379 --> 00:05:19.379
و آنها را وادار به نگاه کردن به یکدیگر کنید

00:05:19.379 --> 00:05:23.379
احناف نزد آنان آمد و حاضر شد و گفت:

00:05:23.379 --> 00:05:24.379
آهای مردم

00:05:24.379 --> 00:05:27.379
چرا میبینم که مردد؟

00:05:27.379 --> 00:05:30.379
شما یک نفر را به پیش می برید و دیگری را به تاخیر می اندازید

00:05:30.379 --> 00:05:33.379
به خدا این تازه وارد بر شماست

00:05:33.379 --> 00:05:35.379
برای ورود خوب

00:05:35.379 --> 00:05:38.379
او شما را به اخلاق نیک دعوت می کند

00:05:38.379 --> 00:05:40.379
و شما را از راحتی آن باز می دارد

00:05:40.379 --> 00:05:44.379
به خدا سوگند ما از او جز حسنات چیزی نشنیدیم

00:05:44.379 --> 00:05:46.379
پس به هدايت طلب پاسخ دهيد

00:05:46.379 --> 00:05:49.379
خیر دنیا و آخرت را نصیب خواهی کرد

00:05:49.379 --> 00:05:51.379
خیلی زود به اسلام گرویدند

00:05:51.379 --> 00:05:54.379
فتا را با آنها تحویل داد

00:05:54.379 --> 00:05:59.379
سپس هیئتی از افراد ارشد نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند

00:05:59.379 --> 00:06:03.379
اما الاحنف به دلیل سن کم به آنها نپیوست

00:06:03.379 --> 00:06:06.379
از شرف همنشینی محروم شد

00:06:06.379 --> 00:06:11.379
اما از خشنودی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بی نصیب نبود

00:06:11.379 --> 00:06:13.379
و براش دعا کن

00:06:13.379 --> 00:06:15.480
الاحناف گفت

00:06:15.480 --> 00:06:21.480
در زمان عمر بن الخطاب رضی الله عنه در حال گردش در خانه قدیمی بودم.

00:06:21.480 --> 00:06:24.480
وقتی مردی که می شناسم با من ملاقات کرد

00:06:24.480 --> 00:06:26.480
پس دستم را گرفت و گفت

00:06:26.480 --> 00:06:28.480
مگه بهت مژده نمیدم؟

00:06:28.480 --> 00:06:30.480
گفتم بله

00:06:30.480 --> 00:06:31.480
او گفت

00:06:31.480 --> 00:06:39.480
آیا به یاد نمی آوری روزی را که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا نزد قوم تو فرستاد تا آنان را به اسلام دعوت کنم؟

00:06:39.480 --> 00:06:44.480
پس شروع کردم به دعوت آنها و پیشنهاد ورود به دین خدا

00:06:44.480 --> 00:06:47.480
بعد همون رو که گفتی گفتی

00:06:47.480 --> 00:06:48.480
گفتم بله

00:06:48.480 --> 00:06:49.480
او گفت

00:06:49.480 --> 00:06:53.480
نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برگشتم

00:06:53.480 --> 00:06:56.480
و من در مورد مقاله شما به او گفتم

00:06:56.480 --> 00:06:57.480
و او گفت

00:06:57.480 --> 00:07:00.480
خدایا لجبازها را ببخش

00:07:00.480 --> 00:07:02.610
احناف می گفت:

00:07:02.610 --> 00:07:06.610
هیچ یک از اعمال من در روز قیامت به درد پایم نمی خورد

00:07:06.610 --> 00:07:10.610
از دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:07:10.610 --> 00:07:18.689
هنگامی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به صحابی برتر پیوست.

00:07:18.689 --> 00:07:22.689
مسیرمه دروغگو با اعمال فریبکارانه خود بر مردم ظاهر شد

00:07:22.689 --> 00:07:25.689
و کسانی که به خاطر او از اسلام مرتد شدند

00:07:25.689 --> 00:07:28.689
احنف بن قیس نزد او رفت

00:07:28.689 --> 00:07:30.689
با عمویش که آفتاب میگیره

00:07:30.689 --> 00:07:33.689
تا او را ملاقات کنم و از او بشنویم

00:07:33.689 --> 00:07:37.779
الاحنف در آن زمان در اوایل جوانی بود

00:07:37.779 --> 00:07:41.779
وقتی او را ترک کردند، مشمسون به برادرزاده اش گفت

00:07:41.779 --> 00:07:44.779
احنف مرد را چگونه دیدی؟

00:07:44.779 --> 00:07:45.779
و او گفت

00:07:45.779 --> 00:07:50.779
من او را فردی باطل می دیدم که درباره خدا و مردم دروغ می گفت

00:07:50.779 --> 00:07:53.779
عمویش به شوخی به او گفت

00:07:53.779 --> 00:07:58.779
اگر به او بگویید دروغ می گویید برای خودتان نمی ترسید؟

00:07:58.779 --> 00:07:59.779
الاحناف گفت

00:07:59.779 --> 00:08:02.779
سپس شما را پیش او می برم

00:08:02.779 --> 00:08:06.779
آیا سوگند یاد می کنی که همان طور که به او دروغ گفتی به او دروغ نگفتی؟

00:08:06.779 --> 00:08:08.779
الفتا و عمویش می خندند

00:08:08.779 --> 00:08:11.779
بر اسلام خود ثابت قدم ماندند

00:08:11.779 --> 00:08:14.879
تعجب آور نیست اگر تعجب کنید

00:08:14.879 --> 00:08:19.879
شما از این مواضع قاطع و محکم متحیر شدید

00:08:19.879 --> 00:08:22.879
که سرسخت ترین افراد در مسائل بسیار مهم متوقف می شوند

00:08:22.879 --> 00:08:25.879
با وجود سن کمش

00:08:25.879 --> 00:08:27.879
اما شگفتی شما خواهد گذشت

00:08:27.879 --> 00:08:29.879
شگفتی شما ناپدید می شود

00:08:29.879 --> 00:08:32.879
اگر می دانید که فتای بنی تمیم

00:08:33.879 --> 00:08:37.879
او در تیزبینی ذهنی نادر بود

00:08:37.879 --> 00:08:39.879
و شعله ور شدن هوش

00:08:39.879 --> 00:08:42.879
صداقت نگاه و پاکی طبیعت

00:08:42.879 --> 00:08:45.879
و از دوران کودکی او بود

00:08:45.879 --> 00:08:47.879
او با سران قوم خود می نشیند

00:08:47.879 --> 00:08:51.879
او روح آنها را می پوشاند و شاهد کنفرانس های آنها است

00:08:51.879 --> 00:08:55.879
او را خردمندان و خردمندان آنها می آموزند

00:08:55.879 --> 00:08:58.940
درباره خودش گفت

00:08:58.940 --> 00:09:02.940
به مجالس قیس بن عاصم المنقری می رفتیم

00:09:02.940 --> 00:09:05.940
از او بیاموزیم که رویاپردازی کنیم

00:09:05.940 --> 00:09:08.940
به مجالس علما هم می رویم

00:09:08.940 --> 00:09:10.940
از آنها دانش دریافت کنیم

00:09:10.940 --> 00:09:13.009
بنابراین به او گفته شد

00:09:13.009 --> 00:09:15.009
و چه کسی به آرزویش رسیده است

00:09:15.009 --> 00:09:17.009
و او گفت

00:09:17.009 --> 00:09:21.009
یک بار نزد او آمدم و دیدم در حیاط خانه نشسته است

00:09:21.009 --> 00:09:24.009
پنهان شده توسط غلاف شمشیر

00:09:24.009 --> 00:09:26.009
به مردمش می گوید

00:09:26.009 --> 00:09:28.070
پس سلام کردم و نشستم

00:09:28.070 --> 00:09:30.070
و فقط تعداد کمی است

00:09:30.070 --> 00:09:33.070
تا اینکه صدایی شنیدیم و نگاه کردیم

00:09:33.070 --> 00:09:37.070
ناگهان جوانی را نزد او آوردند

00:09:37.070 --> 00:09:39.070
دیگری کشته شد

00:09:39.070 --> 00:09:40.070
و به او گفته شد

00:09:40.070 --> 00:09:44.100
این برادرزاده شماست. فلانی پسرت را کشت

00:09:44.100 --> 00:09:48.100
به خدا او عشق خود را از دست نداد و سخنش را متوقف نکرد

00:09:48.100 --> 00:09:51.100
سپس رو به برادرزاده اش کرد و گفت

00:09:51.100 --> 00:09:52.100
برادرزاده ام

00:09:52.100 --> 00:09:54.100
من پسر عمویت را کشتم

00:09:54.100 --> 00:09:56.100
پس رحمت را با دست خودت برید

00:09:56.100 --> 00:09:59.100
و با تیر خودت شلیک کردی

00:09:59.100 --> 00:10:02.100
سپس به پسر دیگرش گفت

00:10:02.100 --> 00:10:05.100
پسرم بلند شو و بند کتف پسر عمویت را در بیاور

00:10:05.100 --> 00:10:07.100
برادرت را ببین

00:10:07.100 --> 00:10:11.100
سپس صد شتر را نزد مادرش برد تا پسرش را دفن کند

00:10:11.100 --> 00:10:14.830
او عجیب است

00:10:14.830 --> 00:10:17.830
در ابن قیس در اختیار الاحن قرار گرفت

00:10:17.830 --> 00:10:20.830
شاگرد اصحاب بزرگوار باشد

00:10:20.830 --> 00:10:24.830
و از جمله آنها فاروق رضی الله عنه است

00:10:24.830 --> 00:10:27.830
مجالس او را می دید و خطبه هایش را می شنید

00:10:27.830 --> 00:10:30.830
از احکام و احکام او آگاه بود

00:10:30.830 --> 00:10:35.830
او یکی از شاگردان زبردست مدرسه عمریه بود

00:10:35.830 --> 00:10:39.830
عمیق ترین آنها تحت تأثیر معلم نابغه بی بدیل او بود

00:10:39.830 --> 00:10:43.120
یک بار به او گفته شد

00:10:43.120 --> 00:10:47.120
با عزت و درایتی که به شما داده شده است

00:10:47.120 --> 00:10:49.120
و او گفت

00:10:49.120 --> 00:10:53.120
به قولی از عمر بن خطاب شنیدم که فرمود:

00:10:54.120 --> 00:10:56.120
کسی که شوخی می کند تحقیر می شود

00:10:56.120 --> 00:10:59.120
او برای بیش از یک چیز شناخته شده است

00:10:59.120 --> 00:11:02.120
و هر که زیاد حرف بزند، بسیار سقوط خواهد کرد

00:11:02.120 --> 00:11:05.120
هر که مکرر زمین بخورد، حیاش کم می شود

00:11:05.120 --> 00:11:08.120
کسى که حیا ندارد تقوا کم دارد

00:11:08.120 --> 00:11:12.120
هر که کم تقوا باشد دلش می میرد

00:11:12.120 --> 00:11:17.580
الاحنف بن قیس قوم خود را رهبری کرد

00:11:17.580 --> 00:11:21.580
هر چند او در میان آنها در زمره عالی ترین ها نبود

00:11:21.580 --> 00:11:24.580
زمانی برای آنها به عنوان یک مادر یا پدر وجود ندارد

00:11:24.580 --> 00:11:27.580
اما سؤال كنندگان از او در مورد راز آن سؤال كردند

00:11:27.580 --> 00:11:29.580
یک نفر به او گفت

00:11:29.580 --> 00:11:33.580
ای ابوبهر، قومش بر کیست؟

00:11:33.580 --> 00:11:35.580
و او گفت

00:11:35.580 --> 00:11:37.580
هر که چهار خصلت دارد

00:11:37.580 --> 00:11:40.580
او مردم خود را بدون دفاع اداره کرد

00:11:40.580 --> 00:11:42.580
بنابراین به او گفته شد

00:11:42.580 --> 00:11:44.580
این خصوصیات چیست؟

00:11:44.580 --> 00:11:45.580
و او گفت

00:11:45.580 --> 00:11:48.580
هر که بدهی دارد آن را ذخیره می کند

00:11:48.580 --> 00:11:50.580
او فقط از آن محافظت می کند

00:11:50.580 --> 00:11:51.580
و عقل او را راهنمایی می کند

00:11:51.580 --> 00:11:53.580
و حیا مانع او می شود

00:11:53.580 --> 00:11:55.840
و سرسخت ترین بعد از آن

00:11:55.840 --> 00:11:57.840
یکی از رویاپردازان عرب

00:11:57.840 --> 00:12:00.840
که رویای او ضرب المثل شد

00:12:00.840 --> 00:12:02.840
او به آرزویش رسیده است

00:12:02.840 --> 00:12:05.840
عمر بن الاحطم مردی را اغوا کرد

00:12:05.840 --> 00:12:08.840
به خاطر لعنت او، نفرین ناپسندی است که باعث خجالت می شود

00:12:08.840 --> 00:12:12.840
اما احناف ساکت و مأیوس شد

00:12:12.840 --> 00:12:16.840
وقتی مرد دید که جواب او را نمی دهد و به او اهمیت نمی دهد

00:12:16.840 --> 00:12:19.840
شستش را در دهانش گرفت

00:12:19.840 --> 00:12:21.840
و در حالی که می گفت شروع به گاز گرفتن او کرد

00:12:21.840 --> 00:12:23.840
بدترش کردند

00:12:23.840 --> 00:12:26.840
خدا او را از پاسخ من بازنداشت

00:12:26.840 --> 00:12:28.840
جز تحقیر من از او

00:12:28.840 --> 00:12:30.970
توافق شد که او مهربان ترین است

00:12:30.970 --> 00:12:32.970
او در حومه بصره قدم می زند

00:12:32.970 --> 00:12:34.970
خودش خالیه

00:12:34.970 --> 00:12:36.970
مردی به او حمله کرد

00:12:36.970 --> 00:12:38.970
توهین کرد و به او فحش داد

00:12:38.970 --> 00:12:40.970
و سخنان بی زبان را می شنود

00:12:40.970 --> 00:12:43.970
در راهش ساکت و عصبانی بود

00:12:43.970 --> 00:12:46.970
وقتی به مردم نزدیک شدند

00:12:46.970 --> 00:12:48.970
رو به مرد کرد و گفت

00:12:48.970 --> 00:12:50.970
پسر برادرم

00:12:50.970 --> 00:12:53.970
اگر چیزی از حرفاتون باقی مونده

00:12:53.970 --> 00:12:55.970
پس الان بگو

00:12:55.970 --> 00:12:58.970
اگر مردم من بشنوند که شما چه می گویید

00:12:58.970 --> 00:13:00.970
شما از آنها آسیب دیدید

00:13:00.970 --> 00:13:05.700
او بیش از همه اینها مهربان ترین فرد بود

00:13:05.700 --> 00:13:08.700
نمازگزاران روزه دار و ثابت قدم

00:13:08.700 --> 00:13:11.700
زاهد با آنچه در دست مردم است

00:13:11.700 --> 00:13:14.700
و چون شب بر او فرود آمد

00:13:14.700 --> 00:13:18.700
چراغ قوه اش را زین کرد و نزدیک خودش گذاشت

00:13:18.700 --> 00:13:21.700
در طاق نمازش ایستاد و نماز خواند

00:13:21.700 --> 00:13:24.700
او مثل یک فرد بیمار بی قرار می شود

00:13:24.700 --> 00:13:26.700
مثل یک آدم داغدار گریه می کند

00:13:26.700 --> 00:13:29.700
از ترس عذاب خدا

00:13:29.700 --> 00:13:31.700
از عصبانیتش می ترسید

00:13:31.700 --> 00:13:34.860
و هرگاه یکی از گناهان خود را احساس کرد

00:13:34.860 --> 00:13:37.860
یا یکی از عیوب او ظاهر شد

00:13:37.860 --> 00:13:40.860
انگشتش را به لامپ نزدیک کرد و گفت

00:13:40.860 --> 00:13:42.860
احساس خوبی داشته باشید، شما ناسپاس ترین هستید

00:13:42.860 --> 00:13:46.860
چه شد که در روز فلان فلان کار را انجام دادی؟

00:13:46.860 --> 00:13:48.860
وای بر تو ای احنف

00:13:48.860 --> 00:13:50.860
اگه امروز نمیتونی تحمل کنی

00:13:50.860 --> 00:13:52.860
شعله لامپ

00:13:52.860 --> 00:13:54.860
و بر حرارت او شکیبا نباش

00:13:54.860 --> 00:13:57.860
فردا چگونه می توانی شعله های جهنم را تحمل کنی؟

00:13:57.860 --> 00:13:59.860
و بر ضرر او شکیبا باش

00:13:59.860 --> 00:14:01.919
خدایا منو ببخش

00:14:01.919 --> 00:14:03.919
شما لایق آن هستید

00:14:03.919 --> 00:14:05.919
حتی اگه عذابم بدی

00:14:05.919 --> 00:14:07.919
من لایق آن هستم

00:14:07.919 --> 00:14:11.899
خداوند از احناف راضی باشد

00:14:11.899 --> 00:14:13.899
ابن قیس و رضایت او

00:14:13.899 --> 00:14:17.899
شاهکار آن زمان بود

00:14:17.899 --> 00:14:20.899
یک نوع منحصر به فرد از مردم

00:14:20.899 --> 00:14:26.519
الاحنف ابن قیس است

00:14:26.519 --> 00:14:29.679
بسیار شریف و خوشحال بود

00:14:29.679 --> 00:14:31.679
چیزی که دولت از آن سود نمی برد

00:14:31.679 --> 00:14:34.870
انزوا به او آسیبی نمی رساند

00:14:34.870 --> 00:14:37.379
زیاد بن ابی

00:14:37.379 --> 00:14:42.409
موقعیت ها و مثال ها را تغییر دهید

00:14:42.409 --> 00:14:47.409
وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد

00:14:47.409 --> 00:14:52.409
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند

00:14:52.409 --> 00:14:54.409
آنها در ما هستند

00:14:54.409 --> 00:14:57.409
یادشان بزرگ است

00:14:57.409 --> 00:15:02.409
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:15:02.409 --> 00:15:07.409
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:15:07.409 --> 00:15:12.409
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:15:12.409 --> 00:15:17.409
و جهان نفس برای آنها آشکار شده است
