توقف کنید با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد یک چالش جدید از طرف من من از اصحاب بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم داماد و وزیرش در سال ششم بعثت اسلام آوردم من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم من در بسیاری از مسائل مشاور او بودم قرآن بیش از یک بار با نظر من نازل شده است در تمام عمر و پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را همراهی می کرد قبر من در کنار قبر او رضی الله عنه است وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت انصار در سقیفه بنی صیدا جمع شدند برای انتخاب خلیفه پس گفتم ابوبکر ما را نزد برادرانمان از انصار ببر بنابراین به سراغ آنها رفتیم پس در حالی که در سقیفه بنی ساعده بودند به سراغشان آمدیم بعد نامزدشان بلند شد پس خدا را به خاطر آنچه سزاوارش بود ستایش کردیم سپس درباره آنچه در ادامه می آید گفت ما گردان انصار و ایمان هستیم شما مهاجرین گروهی از ما هستید در میان ما شاهزاده است وقتی سکوت کرد می خواستم مقاله ای را به اشتراک بگذارم که دوست داشتم ابوبکر رضی الله عنه به من گفت در پیام رسان های شما پدربزرگش را می شناختم از عصبانی کردنش متنفر بودم او بهتر از من، موافق تر و محترم تر بود سپس صحبت کرد به خدا او کلمه ای را که من دوست داشتم از قلم نینداخت جز اینکه بهتر گفته بود تا اینکه ساکت شد سپس درباره آنچه در ادامه می آید گفت هر خیری که ذکر کردی در میان توست ای انصار و شما اهل بیت او و بهتر از او هستید اعراب این را نمی دانند جز این محله قریش از نظر نسب و تحصیلات عرب متوسطی هستند من یکی از این دو مرد را برای شما پذیرفته ام پس با هر که خواهی بیعت کن دست من و ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه را گرفت. من از حرف دیگری خوشم نمی آمد سپس مردی از انصار برخاست و گفت از ما یک شاهزاده و از شما یک شاهزاده ای جامعه مهاجرین سردرگمی زیاد بود و صداها بلند شد خیلی ترسیدم مخالفت کنم پس بلند شدم و گفتم دستت را دراز کن ابوبکر پس دست خود را دراز کرد و من با او بیعت کردم پس مهاجران برخاستند و با او بیعت کردند سپس انصار رضی الله عنه با او بیعت کردند خداوند مؤمنان را پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به نزاع بسنده کرد. مسلمانان بحمدالله متحد شدند من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشالله