توقف کنید با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد یک چالش جدید از طرف من من از مادران مؤمنان هستم و همسر دوم رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تو برای او بانویی بزرگ و پیامبر بودی او ابتدا با السکران بن عمر رضی الله عنه ازدواج کرد من با او به حبشه هجرت کردم تا از دین ما فرار کنم او پنج فرزند دارد زمانی که مهاجران در حبشه ضرورت بازگشت به مکه را احساس کردند من با شوهرم با آنها برگشتم در حالی که در مکه هستم وقتی در خواب دیدم ماهي مرا از آسمان فرود آورد و غمگين شدم پس به شوهرم گفتم گفت: به خدا سوگند، زیرا رؤیت تو محقق شد. من فقط برای مدت کوتاهی می مانم تا بمیرم و بعد از من ازدواج خواهی کرد شوهرم از آن روز شاکی بود بیماری بر او سنگینی می کرد تا اینکه مرگ او را فرا گرفت سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله با من نامزد کرد بعد از تموم شدن پریودم پس پس از وفات خدیجه رضی الله عنه با من ازدواج کرد حدود سه سال یا بیشتر با او تنها بود تا اینکه با عایشه رضی الله عنها ازدواج کرد من شوخ طبعی واضحی داشتم من رسول خدا صلی الله علیه و آله را می خنداندم و از آن یک بار پشت سر پیامبر صلی الله علیه و آله در تهجدش نماز خواندم دعا برایم سخت شد پس وقتی شدم به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتم دیروز پشت سرت نماز خواندم تا دماغم را گرفت روی من زانو زد از ترس چکیدن خون رسول خدا صلی الله علیه و آله خندید همسران پیامبر صلی الله علیه و آله این حس را داشتند با من رفتار می کنند او به دنبال فرصتی برای شوخی با من است حتی حفصه و عایشه رضی الله عنها او می خواست به من فکر کند که دجال بیرون آمده است من از این وحشت داشتم او به سرعت در گوشه ای از خانه پنهان شد در آن آتش می زدیم حفصه و عایشه به من خندیدند و چون رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد آنها را در حال خندیدن دید به آنها گفت چه خبر؟ پس به او گفتم چه بلایی سرم آمده است بنابراین او به سمت من آمد به محض اینکه دیدمش تشویقش کردم ای رسول خدا شارلاتان را بیرون بیاور و او گفت خیر اما نزدیک است خیالم راحت شد و جایم را ترک کردم و من شروع به تکان دادن رشته های ناامیدی خود کردم وقتی بزرگتر و سنگین تر شدم ترسیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم طلاقم دهد پس شب و روزم را به عایشه رضی الله عنها سپردم برای رضای روح رسول خدا صلی الله علیه و آله و عشق به آنچه دوست دارد و آرزوی مبعوث شدن به گروه همسرانش علیهم السلام خداوند متعال در این زمینه قول خود را نازل کرد زن از نافرمانی یا دوری از شوهرش می ترسد اگر بین خود صلح کنند گناهی بر آنها نیست سخاوتمندتر از صدقه بودم حتی عمر بن الخطاب رضی الله عنه کاسه ای پر از درهم برایم فرستاد پس گفتم این چیست؟ درهم گفتند یه جورایی گفتم خرما پس آن را در بین فقرا پراکنده کردم من بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه ماندم من نه برای حج رفتم و نه برای هیچ هدفی به وصیت او رضی الله عنه من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشالله