1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,699 --> 00:00:17,699 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:17,699 --> 00:00:21,699 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:21,699 --> 00:00:24,699 نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا 5 00:00:25,739 --> 00:00:26,739 خدا رحمتش کند 6 00:00:26,739 --> 00:00:33,520 کعب بن مالک رضی الله عنه 7 00:00:46,960 --> 00:00:52,939 داستان امروز واقعاً خشن است 8 00:00:52,939 --> 00:00:54,939 صداقت عمیق 9 00:00:54,939 --> 00:00:59,939 از نظر خشونت، عمق و هیجان در داستان ها بسیار شدید است 10 00:00:59,939 --> 00:01:03,060 من نگران هستم، شنونده عزیز 11 00:01:03,060 --> 00:01:05,060 تا خودم بهت بگم 12 00:01:05,060 --> 00:01:13,060 وقتی شروع کردم، متوجه شدم که گفته من با ژست ظریف و شگفت انگیزش نمی تواند آن را به شما منتقل کند. 13 00:01:13,060 --> 00:01:16,060 و تصاویر فوق العاده و درخشان او 14 00:01:16,060 --> 00:01:19,060 و احساسات شدید و فراوان او 15 00:01:19,060 --> 00:01:23,060 بنابراین تصمیم گرفتم این موضوع را به نویسنده داستان بسپارم 16 00:01:23,060 --> 00:01:25,060 او از من خوش بیان تر است 17 00:01:25,060 --> 00:01:28,060 من از ابراز احساسات خودش قدردانی می کنم 18 00:01:28,060 --> 00:01:31,060 دقیق ترین تصویر زمزمه های وجدانش 19 00:01:31,060 --> 00:01:34,060 پس به کعب بن مارک الانصاری گوش کن 20 00:01:34,060 --> 00:01:38,060 رسول خدا صلی الله علیه و آله از او حمایت کرد 21 00:01:38,060 --> 00:01:41,060 او داستان خود را به شما خواهد گفت 22 00:01:41,060 --> 00:01:42,260 کعب گفت 23 00:01:42,260 --> 00:01:46,260 من از رسول خدا صلی الله علیه و آله عقب نماندم 24 00:01:46,260 --> 00:01:48,260 در یک یورش او پیروز شد 25 00:01:48,260 --> 00:01:50,260 مگر در روز تبوک 26 00:01:50,260 --> 00:01:54,290 من هرگز قوی تر و راحت تر از آن تسخیر نشده ام 27 00:01:54,290 --> 00:01:57,290 وقتی آن حمله را پشت سر گذاشتم 28 00:01:57,290 --> 00:02:01,290 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 29 00:02:01,290 --> 00:02:04,290 اگر او حمله می خواست، اخبار آن را حفظ می کرد 30 00:02:04,290 --> 00:02:06,290 دیگران را ببینید 31 00:02:06,290 --> 00:02:08,289 جز این تهاجم 32 00:02:08,289 --> 00:02:12,289 شاید همان که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را قرار داد 33 00:02:12,289 --> 00:02:14,289 او اخبار مربوط به او را حفظ نمی کند 34 00:02:14,289 --> 00:02:16,289 چون گرما شدید بود 35 00:02:16,289 --> 00:02:19,289 و سفر دور بود 36 00:02:19,289 --> 00:02:21,289 و میوه ها رسیده اند 37 00:02:21,289 --> 00:02:23,289 و گمراهی غالب شده است 38 00:02:23,289 --> 00:02:27,289 رسول خدا صلی الله علیه و آله آماده کرد 39 00:02:27,289 --> 00:02:30,289 مسلمانان با او آماده شدند 40 00:02:30,289 --> 00:02:34,289 بنابراین به بازار رفتم تا با آنها تهیه کنم 41 00:02:34,289 --> 00:02:37,289 اما هر بار برمی گشتم 42 00:02:37,289 --> 00:02:39,289 و من هیچ کاری نکردم 43 00:02:39,289 --> 00:02:41,289 پس با خودم می گویم 44 00:02:41,289 --> 00:02:45,289 من می توانم هر لحظه آماده شوم 45 00:02:45,289 --> 00:02:48,289 من هنوز باهاش ادامه میدم 46 00:02:48,289 --> 00:02:50,289 حتی پدربزرگ مسلمانان 47 00:02:50,289 --> 00:02:53,289 و من برای دستگاهم چیزی خرج نکردم 48 00:02:53,289 --> 00:02:55,349 و من هم همینطور 49 00:02:55,349 --> 00:02:58,349 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پیشقدم شد 50 00:02:58,349 --> 00:03:00,349 و چه کسی با او است که ترک کند 51 00:03:00,349 --> 00:03:03,349 تصمیم گرفتم آنها را دنبال کنم 52 00:03:03,349 --> 00:03:04,349 و برای تحقق آنها 53 00:03:04,349 --> 00:03:06,349 کاش این کار را می کردم 54 00:03:06,349 --> 00:03:09,349 اما او برای من قدردانی نکرد 55 00:03:09,349 --> 00:03:14,349 سپس نگران کاری که انجام داده بودم بر من غلبه کرد 56 00:03:14,349 --> 00:03:16,349 آنها بر اضطراب من افزودند 57 00:03:16,349 --> 00:03:20,349 اگر خانه ام را ترک می کردم و در میان مردم می گشتم 58 00:03:20,349 --> 00:03:24,349 من فقط مردی را می بینم که متهم به نفاق است 59 00:03:24,349 --> 00:03:27,349 یا فرد ناتوانی که خداوند او را به خاطر ناتوانی او معذور می کند 60 00:03:27,349 --> 00:03:30,349 رسول خدا صلی الله علیه و آله از من یادی نکرد 61 00:03:30,349 --> 00:03:32,349 تا اینکه به تبوک رسید 62 00:03:32,349 --> 00:03:34,349 به دوستانش گفت 63 00:03:34,349 --> 00:03:37,349 کعب بن مالک چه کرد؟ 64 00:03:37,349 --> 00:03:39,349 مردی از بنی سلمه گفت 65 00:03:39,349 --> 00:03:42,349 اما او را با لباس های درخشانش زندانی کرد 66 00:03:42,349 --> 00:03:44,349 و نگاه مهربانش 67 00:03:44,349 --> 00:03:46,419 معاذ بن جبل گفت: 68 00:03:46,419 --> 00:03:48,419 اینی که گفتی بد است 69 00:03:48,419 --> 00:03:50,419 به خدا، ای رسول خدا 70 00:03:50,419 --> 00:03:53,419 ما چیزی جز خوبی از او یاد نگرفتیم 71 00:03:53,419 --> 00:03:56,449 پیامبر صلی الله علیه و آله سکوت کرد 72 00:03:56,449 --> 00:03:58,449 او چیزی اضافه نکرد 73 00:03:58,449 --> 00:04:02,539 سپس به من خبر دادند که رسول الله صلی الله علیه وسلم 74 00:04:02,539 --> 00:04:04,539 با کاروان به شهر بروید 75 00:04:04,539 --> 00:04:06,539 بنابراین نگرانی من را هدایت کرد 76 00:04:06,539 --> 00:04:09,539 شروع کردم به یادآوری دروغ ها و گفتن آنها 77 00:04:09,539 --> 00:04:13,539 چگونه می توانم از او عذرخواهی کنم و فردا عصبانیتش را از بین ببرم؟ 78 00:04:13,539 --> 00:04:17,540 در این زمینه از همه اعضای خانواده ام کمک گرفتم 79 00:04:17,540 --> 00:04:19,540 من چیزی با آنها پیدا نکردم 80 00:04:19,540 --> 00:04:21,540 و وقتی به من گفتند 81 00:04:21,540 --> 00:04:24,540 رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 82 00:04:24,540 --> 00:04:26,540 او ممکن است بیاید 83 00:04:26,540 --> 00:04:28,540 اگر باطل از من حذف شود 84 00:04:28,540 --> 00:04:31,540 و می دانستم که هرگز از عصبانیت او خلاص نمی شوم 85 00:04:31,540 --> 00:04:33,540 چیزی که دروغ است 86 00:04:33,540 --> 00:04:35,540 بنابراین تصمیم گرفتم صادق باشم 87 00:04:35,540 --> 00:04:38,740 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله شد 88 00:04:38,740 --> 00:04:40,740 در شهر 89 00:04:40,740 --> 00:04:42,740 وقتی از سفر برگشت 90 00:04:42,740 --> 00:04:44,740 از مسجد شروع کرد 91 00:04:44,740 --> 00:04:46,740 در آن دو رکعت به جا می آورد 92 00:04:46,740 --> 00:04:49,740 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تمام شد 93 00:04:49,740 --> 00:04:52,740 پس از دو رکعت برای مردم نشست 94 00:04:52,740 --> 00:04:55,740 بعد آنهایی که عقب مانده بودند مثل من آمدند 95 00:04:55,740 --> 00:04:58,740 پس شروع کردند به عذرخواهی از او و قسم خوردن 96 00:04:58,740 --> 00:05:01,740 آنها هشتاد و چند مرد بودند 97 00:05:01,740 --> 00:05:05,740 رسول خدا صلی الله علیه و آله از آنان پذیرفت 98 00:05:05,740 --> 00:05:07,740 بر نیت آنها 99 00:05:07,740 --> 00:05:09,740 و برایشان طلب آمرزش کن 100 00:05:09,740 --> 00:05:11,740 و اسرار آنها را به خدا بسپار 101 00:05:11,740 --> 00:05:13,740 پس به سراغش آمدم 102 00:05:13,740 --> 00:05:15,740 وقتی به او سلام کردم 103 00:05:15,740 --> 00:05:18,740 با عصبانیت لبخند زد و بعد گفت 104 00:05:18,740 --> 00:05:20,740 بیا 105 00:05:20,740 --> 00:05:23,740 پس راه افتادم تا روبرویش نشستم 106 00:05:23,740 --> 00:05:25,740 او به من گفت 107 00:05:25,740 --> 00:05:27,740 پشت سرت چیه کعب؟ 108 00:05:27,740 --> 00:05:30,740 مگه شترتو نخریدی؟ 109 00:05:30,740 --> 00:05:31,740 پس گفتم 110 00:05:31,740 --> 00:05:34,740 به خدا سوگند یا رسول الله 111 00:05:34,740 --> 00:05:37,740 اگر با مردم دنیا نشستی 112 00:05:37,740 --> 00:05:40,740 با بهانه ای که برایش درست کنم از عصبانیتش خلاص می شدم 113 00:05:40,740 --> 00:05:44,740 به خدا به من حجت و توضیح داده شده است 114 00:05:44,740 --> 00:05:46,740 اما قسم می خورم 115 00:05:46,740 --> 00:05:50,740 میدونستی که امروز بهت دروغ گفتم 116 00:05:50,740 --> 00:05:52,740 تا از من راضی باشد 117 00:05:52,740 --> 00:05:55,740 خدا دارد تو را با من عصبانی کند 118 00:05:55,740 --> 00:05:59,740 و اگر حقیقتی به تو بگویم، تو را با من عصبانی می کند 119 00:05:59,740 --> 00:06:02,740 به آمرزش الهی امیدوارم 120 00:06:02,740 --> 00:06:04,740 به خدا، ای رسول خدا 121 00:06:04,740 --> 00:06:07,740 هیچ بهانه ای برای کاری که کردم نداشتم 122 00:06:08,740 --> 00:06:13,740 من هرگز قوی تر و آسان تر از زمانی نبودم که تو را ترک کردم 123 00:06:13,740 --> 00:06:16,740 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند 124 00:06:16,740 --> 00:06:19,740 اما این درست است 125 00:06:19,740 --> 00:06:21,740 بعد رو به من کرد و گفت 126 00:06:21,740 --> 00:06:24,740 بایست تا خدا برایت تصمیم بگیرد 127 00:06:24,740 --> 00:06:27,740 پس برخاستم و از مسجد خارج شدم 128 00:06:27,740 --> 00:06:29,769 کعب گفت 129 00:06:29,769 --> 00:06:32,769 به زودی مردانی از قوم من به دنبال من آمدند 130 00:06:32,769 --> 00:06:33,769 به من گفتند 131 00:06:33,769 --> 00:06:37,769 به خدا سوگند ما نمی دانستیم که شما قبل از این گناه کرده اید 132 00:06:37,769 --> 00:06:42,769 چه کسی باعث شد که نتوانی از رسول خدا صلی الله علیه و آله عذرخواهی کنی؟ 133 00:06:42,769 --> 00:06:45,769 او همچنین از دیگرانی که پشت سر گذاشتند عذرخواهی کرد 134 00:06:45,769 --> 00:06:48,769 به خدا هنوز مرا سرزنش می کنند 135 00:06:48,769 --> 00:06:52,769 تا اینکه تصمیم گرفتم به نزد پیامبر صلی الله علیه و آله برگردم 136 00:06:52,769 --> 00:06:54,769 پس به خودم دروغ می گویم 137 00:06:54,769 --> 00:06:57,769 اما خیلی زود به آنها گفتم 138 00:06:57,769 --> 00:07:00,769 آیا کسی چیزی را که من ساخته ام با من در میان می گذارد؟ 139 00:07:00,769 --> 00:07:02,769 و گفتند بله 140 00:07:02,769 --> 00:07:04,769 دو مرد همان را گفتند که من گفتم 141 00:07:04,769 --> 00:07:07,769 پس همانطور که به شما گفته شد به آنها گفته شد 142 00:07:07,769 --> 00:07:09,769 پس گفتم آنها چه کسانی هستند؟ 143 00:07:09,769 --> 00:07:10,769 گفتند 144 00:07:10,769 --> 00:07:14,769 مراره بن الربیع و هلال بن امیه 145 00:07:14,769 --> 00:07:16,769 آنها دو مرد خوب بودند 146 00:07:16,769 --> 00:07:18,769 من شاهد روزهای اول زندگی ام بودم 147 00:07:18,769 --> 00:07:21,769 بنابراین گفتم که من چیز بدتری در آن دارم 148 00:07:21,769 --> 00:07:23,769 سپس من حرکت کردم 149 00:07:23,769 --> 00:07:25,769 کعب بن مالک گفت 150 00:07:25,769 --> 00:07:30,769 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به زودی از ما سه نفر صحبت نکرد 151 00:07:30,769 --> 00:07:32,769 در میان بازمانده ها 152 00:07:32,769 --> 00:07:35,769 بنابراین مردم از ما دوری کردند و برای ما تغییر کردند 153 00:07:35,769 --> 00:07:38,769 تا اینکه در همان سرزمین خود را مبدل کرد 154 00:07:38,769 --> 00:07:41,769 آنچه می ماند همان سرزمینی است که من می شناسم 155 00:07:41,769 --> 00:07:45,829 پنجاه شب همینطور ماندیم 156 00:07:45,829 --> 00:07:47,829 در مورد دو دوستم 157 00:07:47,829 --> 00:07:51,829 پس مستقر شدند و در خانه های خود نشستند و گریه کردند 158 00:07:51,829 --> 00:07:52,829 همانطور که برای من 159 00:07:52,829 --> 00:07:55,829 من از این سه نفر کوچک‌ترین و شلاق‌ترین آنها بودم 160 00:07:55,829 --> 00:07:59,829 پس من بیرون می رفتم و با مسلمانان شاهد نماز بودم 161 00:07:59,829 --> 00:08:01,829 در بازارها پرسه می زنم 162 00:08:01,829 --> 00:08:03,829 اما کسی با من حرف نمی زند 163 00:08:03,829 --> 00:08:07,829 من پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله می آمدم 164 00:08:07,829 --> 00:08:11,829 پس در حالی که بعد از نماز نشسته بود به او سلام کردم 165 00:08:11,829 --> 00:08:13,829 بعد با خودم می گویم 166 00:08:13,829 --> 00:08:17,829 لب هایش را برای پاسخ دادن به سلام تکان داد یا نه؟ 167 00:08:17,829 --> 00:08:21,829 من مشتاق بودم نزدیک او نماز بخوانم 168 00:08:21,829 --> 00:08:23,829 تا نگاهش را بدزدم 169 00:08:23,829 --> 00:08:27,860 پس اگر برای نماز نزد من می آمدی، نزد من می آمد 170 00:08:27,860 --> 00:08:30,860 اگر به سوی او برگردم از من روی برمی گرداند 171 00:08:30,860 --> 00:08:33,990 وقتی مردم برای مدت طولانی با من عصبانی شدند 172 00:08:33,990 --> 00:08:35,990 مضطرب شدم 173 00:08:35,990 --> 00:08:38,990 دیوار باغ ابوقتاده پوشیده از شن بود 174 00:08:38,990 --> 00:08:41,990 او پسر عموی من و محبوب ترین فرد برای من است 175 00:08:41,990 --> 00:08:43,990 پس به او سلام کردم 176 00:08:43,990 --> 00:08:46,990 به خدا جواب سلام من را نداد 177 00:08:46,990 --> 00:08:49,990 پس گفتم ابوقتاده 178 00:08:49,990 --> 00:08:51,990 از تو می خواهم خدا 179 00:08:51,990 --> 00:08:56,990 آیا می دانستی که من خدا و رسولش را دوست دارم؟ 180 00:08:56,990 --> 00:08:58,990 پس ساکت ماند 181 00:08:58,990 --> 00:09:00,990 پس به او قول دادم و او ساکت ماند 182 00:09:00,990 --> 00:09:02,990 بنابراین با او قرار گذاشتم 183 00:09:02,990 --> 00:09:03,990 و او گفت 184 00:09:03,990 --> 00:09:05,990 خدا و رسولش بهتر می دانند 185 00:09:05,990 --> 00:09:07,990 در آن 186 00:09:07,990 --> 00:09:10,990 از راهی که اومدم برگشتم 187 00:09:10,990 --> 00:09:13,990 سپس اتفاق غیرقابل تصوری رخ داد 188 00:09:13,990 --> 00:09:18,990 وقتی در بازار شهر قدم می زدم، کسی با من صحبت نکرد 189 00:09:18,990 --> 00:09:22,990 اگر نبطی از نبطیان شام باشد می گوید 190 00:09:22,990 --> 00:09:25,990 چه کسی می تواند مرا به کعب بن مالک هدایت کند؟ 191 00:09:25,990 --> 00:09:27,990 بنابراین مردم به من اشاره کردند 192 00:09:27,990 --> 00:09:31,990 نزد من آمد و نامه ای از پادشاه قسام به من داد 193 00:09:31,990 --> 00:09:33,990 بنابراین وجود دارد 194 00:09:33,990 --> 00:09:34,990 در مورد بعد 195 00:09:34,990 --> 00:09:37,990 شنیده ام که دوستت تو را فریب داده است 196 00:09:37,990 --> 00:09:41,090 به عنوان تسلی دهنده خود به ما بپیوندید 197 00:09:41,090 --> 00:09:43,090 وقتی خوندمش گفتم 198 00:09:43,090 --> 00:09:45,090 این هم یک مصیبت است 199 00:09:45,090 --> 00:09:49,090 بنابراین من پیام را به سمت نور سوزان هدایت کردم 200 00:09:49,090 --> 00:09:51,090 بنابراین من پیام را در آن انداختم 201 00:09:51,090 --> 00:09:53,090 کعب گفت 202 00:09:53,090 --> 00:09:56,090 و هنگامی که چهل شب از پنجاه گذشت 203 00:09:56,090 --> 00:10:00,090 مردی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نزد من آمد 204 00:10:00,090 --> 00:10:04,090 گفت که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 205 00:10:04,090 --> 00:10:07,090 او به شما دستور می دهد که خود را از همسرتان جدا کنید 206 00:10:07,090 --> 00:10:10,090 پس گفتم: بگذار برود. چه کار کنم؟ 207 00:10:10,090 --> 00:10:14,090 فرمود: نه، بلکه از او دوری کن و به او نزدیک نشو 208 00:10:14,090 --> 00:10:17,090 برای دوستم همچین پیامی فرستادم 209 00:10:17,090 --> 00:10:19,090 پس به همسرم گفتم 210 00:10:19,090 --> 00:10:22,090 خانواده خود را دنبال کنید و با آنها بمانید 211 00:10:22,090 --> 00:10:25,090 تا زمانی که خداوند در این مورد تصمیم گیری کند 212 00:10:25,090 --> 00:10:27,090 پس نزد خانواده اش رفت 213 00:10:27,090 --> 00:10:30,090 مادر همسر هلال بن امیه 214 00:10:30,090 --> 00:10:33,090 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 215 00:10:33,090 --> 00:10:36,090 گفت یا رسول الله 216 00:10:36,090 --> 00:10:40,090 هلال شیخ فانی است و خدمتکار ندارد 217 00:10:40,090 --> 00:10:42,090 از اینکه من به او خدمت کنم متنفری؟ 218 00:10:42,090 --> 00:10:45,090 گفت: نه، اما به تو نزدیک نمی شود. 219 00:10:45,090 --> 00:10:49,090 گفت: به خدا سوگند یا رسول الله. 220 00:10:49,090 --> 00:10:52,090 از زمانی که در خانه مانده هنوز گریه می کند 221 00:10:52,090 --> 00:10:54,090 تا به امروز 222 00:10:54,090 --> 00:10:56,090 کعب گفت 223 00:10:56,090 --> 00:10:58,090 سپس برخی از خانواده ام به من گفتند 224 00:10:58,090 --> 00:11:02,090 اگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه می خواستم 225 00:11:02,090 --> 00:11:03,090 در همسرت 226 00:11:03,090 --> 00:11:07,090 همان گونه که به هلال بن امیه اجازه داد، ممکن است به شما اجازه دهد 227 00:11:07,090 --> 00:11:10,120 گفتم: به خدا این کار را نمی کنم. 228 00:11:10,120 --> 00:11:14,120 نمی دانم رسول اکرم صلی الله علیه و آله به من چه می گوید 229 00:11:14,120 --> 00:11:16,120 من یک جوان بینا هستم 230 00:11:16,120 --> 00:11:17,120 کعب گفت 231 00:11:17,120 --> 00:11:20,120 پس از آن ده شب اقامت داشت 232 00:11:20,120 --> 00:11:23,120 تا اینکه پنجاه شب برای ما تمام شد 233 00:11:23,120 --> 00:11:27,149 وقتی نماز سحر را در صبح پنجاه شب خواندم 234 00:11:27,149 --> 00:11:30,149 من پشت یکی از خانه هایمان هستم 235 00:11:30,149 --> 00:11:33,149 زمین به آنچه استقبال کرد تنگ شده است 236 00:11:33,149 --> 00:11:36,149 خیلی از خودم ناراحت شدم 237 00:11:36,149 --> 00:11:40,149 صدای جیغی از بالای کوه سیلا شنیدم 238 00:11:40,149 --> 00:11:42,149 با اوج صدا صدا می زند 239 00:11:42,149 --> 00:11:44,149 ای کعب بن مالک بشارت ده 240 00:11:44,149 --> 00:11:47,149 ای کعب بن مالک بشارت ده 241 00:11:47,149 --> 00:11:49,149 صدا فقط شنوایی من را لمس کرد 242 00:11:49,149 --> 00:11:52,149 تا اینکه به سجده خدا افتادم 243 00:11:52,149 --> 00:11:55,149 و می دانستم که آرامش به من رسیده است 244 00:11:55,149 --> 00:11:58,149 و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 245 00:11:58,149 --> 00:12:01,149 این را به دوستانش اعلام کرد 246 00:12:01,149 --> 00:12:03,149 مردم شروع به مژده دادن به من کردند 247 00:12:03,149 --> 00:12:07,149 اولین نفری که آمد شوالیه ای بود که سوار بر اسبش آمد 248 00:12:07,149 --> 00:12:11,149 مبلغان نیز نزد همراهان من رفتند 249 00:12:11,149 --> 00:12:14,149 وقتی آن که صدایش را شنیدم به سراغم آمد 250 00:12:14,149 --> 00:12:16,149 لباسم را برایش در آوردم 251 00:12:16,149 --> 00:12:19,149 پس آنها را با بشارت او پوشاندم 252 00:12:19,149 --> 00:12:22,149 به خدا سوگند من جز آنها چیزی ندارم 253 00:12:22,149 --> 00:12:25,149 بعد دو تا لباس قرض گرفتم و پوشیدم 254 00:12:25,149 --> 00:12:29,149 و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 255 00:12:29,149 --> 00:12:32,149 پس مسلمانان گروه به گروه با من ملاقات کردند 256 00:12:32,149 --> 00:12:35,149 توبه‌ام را به من تبریک می‌گویند و می‌گویند: 257 00:12:35,149 --> 00:12:39,149 توبه خدا بر تو باد ای ابن مالک 258 00:12:39,149 --> 00:12:41,149 تا اینکه وارد مسجد شدم 259 00:12:41,149 --> 00:12:45,149 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 260 00:12:45,149 --> 00:12:47,149 نشستن در محاصره مردم 261 00:12:47,149 --> 00:12:51,149 صورتش چنان نورانی شده بود که انگار تکه ای از ماه است 262 00:12:51,149 --> 00:12:53,149 وقتی به او سلام کردم 263 00:12:53,149 --> 00:12:56,149 گفت صورتش از خوشحالی می درخشید 264 00:12:56,149 --> 00:12:58,149 خبر خوب کعب 265 00:12:58,149 --> 00:13:01,149 مژده کعب، روز خوبی در پیش رو 266 00:13:01,149 --> 00:13:03,149 از زمانی که مادرت تو را به دنیا آورده است 267 00:13:03,149 --> 00:13:05,149 گفتم: ای رسول خدا نزد تو در امانم 268 00:13:05,149 --> 00:13:08,149 امنیت نزد خداوند متعال 269 00:13:08,149 --> 00:13:11,149 گفت: نه، اما از جانب خدا 270 00:13:11,149 --> 00:13:13,149 عرض کردم یا رسول الله 271 00:13:13,149 --> 00:13:17,149 بخشی از توبه من این است که از تمام دارایی خود صرف نظر کنم 272 00:13:17,149 --> 00:13:23,149 و آن را برای خدا و رسولش صدقه قرار دهد 273 00:13:23,149 --> 00:13:26,149 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند 274 00:13:26,149 --> 00:13:29,149 کمی از پولت را نگه دار، پاشنه 275 00:13:29,149 --> 00:13:31,149 برای شما بهتر است 276 00:13:31,149 --> 00:13:34,250 گفتم: تیر آن یکی را در خیبر نگه می دارم 277 00:13:34,250 --> 00:13:36,250 و هر چیز دیگری را صدقه می دهم 278 00:13:36,250 --> 00:13:39,250 سپس عرض کردم یا رسول الله 279 00:13:39,250 --> 00:13:42,250 خدا ما را با صداقت نجات داد 280 00:13:42,250 --> 00:13:44,250 و از توبه من 281 00:13:44,250 --> 00:13:47,250 من فقط تا زمانی که بمانم حقیقت را خواهم گفت 282 00:13:47,250 --> 00:13:51,340 خداوند از کعب بن مالک انصاری راضی باشد 283 00:13:51,340 --> 00:13:55,340 شاعر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 284 00:13:55,340 --> 00:13:59,340 او با سخنان و بیانات خود از اسلام دفاع کرد 285 00:13:59,340 --> 00:14:03,340 و خداوند درباره او و یارانش قرآنی نازل کرد 286 00:14:03,340 --> 00:14:07,340 هنوز هم آخر شب و آخر روز را می خواند 287 00:14:07,340 --> 00:14:13,340 تلاوت آن ادامه خواهد داشت تا زمانی که خداوند زمین و اهل آن را به ارث ببرد 288 00:14:13,340 --> 00:14:20,679 کعب بن مالک شاعر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 289 00:14:20,679 --> 00:14:24,679 و یکی از حامیان صادق 290 00:14:24,679 --> 00:14:26,840 کسانی که خداوند آنها را پذیرفته است 291 00:14:26,840 --> 00:14:29,840 و قرآن را بر آنان نازل کرد 292 00:14:36,100 --> 00:14:38,610 وای شعر من بهتره 293 00:14:38,610 --> 00:14:40,610 آیا در ستایش آنها جاودانه اند؟