1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,539 --> 00:00:17,539 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:17,539 --> 00:00:22,539 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:22,539 --> 00:00:25,539 اید الرحمن رفاه الپاشا 5 00:00:25,539 --> 00:00:30,070 خدا رحمتش کند 6 00:00:30,070 --> 00:00:34,299 سعد بن معاذ رضی الله عنه 7 00:00:49,659 --> 00:00:53,659 سعد بن معاذ از اهل نور نبوت بود 8 00:00:53,659 --> 00:00:56,659 یکی از برجسته ترین شوالیه های یثرب 9 00:00:56,659 --> 00:01:00,659 بالاترین آنها در مقام و والاترین آنها در اعتبار 10 00:01:00,659 --> 00:01:03,659 او در اوج بنی عبد الشهل بود 11 00:01:03,659 --> 00:01:07,659 ابن عبد الاشل در اوج اوس بود 12 00:01:07,659 --> 00:01:10,659 او پسر و استاد اوس بود 13 00:01:10,659 --> 00:01:14,659 او به اخبار واعظ مکه مصعب بن عمیر گوش می دهد 14 00:01:14,659 --> 00:01:17,659 او زیاد به او توجه نمی کند 15 00:01:17,659 --> 00:01:22,659 او می دانست که میزبان پسر عمویش اسعد بن زراره است 16 00:01:22,659 --> 00:01:28,659 آنها در گسترش دعوت به دین جدید در سراسر یثرب همکاری می کنند 17 00:01:28,659 --> 00:01:33,659 هیچ چیزی در راه آنها برای مراقبت از حق پسر عمه مادری او نسبت به او وجود ندارد 18 00:01:33,659 --> 00:01:39,849 در حالی که سیدالاوص در حومه دیار بن عبد الاشهال سرگردان بود 19 00:01:39,849 --> 00:01:42,849 و با او اسيد بن الحضير بود 20 00:01:42,849 --> 00:01:48,849 هنگامی که واعظ مکی و میزبانش را در باغی نزدیک خانه های قومش دید 21 00:01:48,849 --> 00:01:51,849 در سایه نخل های او آرام می گیرند 22 00:01:51,849 --> 00:01:54,849 از چاه او آب می کشند 23 00:01:54,849 --> 00:01:59,849 گروهی از معتقدان به دین جدید گرد آنها جمع شدند 24 00:01:59,849 --> 00:02:03,849 از مصعب خواستند تا دین خدا را به آنها بیاموزد 25 00:02:03,849 --> 00:02:06,849 و چیزی از کتاب خدا برایشان بخواند 26 00:02:06,849 --> 00:02:09,879 این برای استاد اوس خیلی عالی بود 27 00:02:09,879 --> 00:02:14,879 شرم آور است که با پسر عمویش و مهمانش اینقدر جسور باشد 28 00:02:14,879 --> 00:02:18,879 او آنها را وادار کرد که دین محمد را با صدای بلند در خانه اش اعلام کنند 29 00:02:18,879 --> 00:02:21,879 به آسید بن الحضر گفت 30 00:02:21,879 --> 00:02:23,879 من برای شما مهم نیست اسید 31 00:02:23,879 --> 00:02:27,879 نزد آنها برو و به این مرد مکی نگاه کن 32 00:02:27,879 --> 00:02:30,879 که آمدند دین ما را شرمنده کنند 33 00:02:30,879 --> 00:02:34,879 او خدایان ما را کوچک می کند و ضعیفان ما را وسوسه می کند 34 00:02:34,879 --> 00:02:38,879 پس از آمدن او به خانه های ما بعد از امروز جلوگیری کنید 35 00:02:38,879 --> 00:02:40,879 بعد جواب می دهم و می گوید 36 00:02:40,879 --> 00:02:43,879 اگر پسر زورارا پسر عموی من نبود 37 00:02:43,879 --> 00:02:45,879 و او همان جایی است که آموخته است 38 00:02:45,879 --> 00:02:47,879 با شما هم همینطور 39 00:02:47,879 --> 00:02:50,879 من با آنها کار دیگری داشتم 40 00:02:50,879 --> 00:02:53,909 اسيد بن الحضير نيزه خود را گرفت 41 00:02:53,909 --> 00:02:55,909 به سوی اسعد بن زراره حرکت کرد 42 00:02:55,909 --> 00:02:58,909 صحابی او مصعب بن عمیر بود 43 00:02:58,909 --> 00:03:00,909 تا اینکه روی آنها توقف کرد 44 00:03:00,909 --> 00:03:03,909 پس مصعب با روی گشاده به دیدار او پرداخت 45 00:03:03,909 --> 00:03:05,909 و کلام نرمش 46 00:03:05,909 --> 00:03:07,909 و شروع به دعوت او به اسلام کرد 47 00:03:07,909 --> 00:03:10,909 شروع کرد به تلاوت آیاتی از قرآن برای او 48 00:03:10,909 --> 00:03:13,909 آنچه دلهای سخت را نرم می کند 49 00:03:13,909 --> 00:03:15,909 او به ارواح سرکش متوسل می شود 50 00:03:15,909 --> 00:03:19,909 تا اینکه صورتش درخشید و رازهایش روشن شد 51 00:03:19,909 --> 00:03:21,909 به مصعب گفت 52 00:03:21,909 --> 00:03:24,909 چقدر این کلمات شیرین و زیباست 53 00:03:24,909 --> 00:03:27,909 اگه بخوای وارد بشی چیکار میکنی؟ 54 00:03:27,909 --> 00:03:29,909 در این دین جدید 55 00:03:29,909 --> 00:03:32,909 فرمود: لباسهایت را بشوی و پاک کنی 56 00:03:32,909 --> 00:03:35,909 پس به حق گواه باش 57 00:03:35,909 --> 00:03:37,909 و دو رکعت برای خدا زانو بزنید 58 00:03:37,909 --> 00:03:40,909 این آب به شما نزدیک است 59 00:03:40,909 --> 00:03:43,909 پس اوسید از توحی به آب برخاست و خود را شست 60 00:03:43,909 --> 00:03:46,909 او به حقیقت شهادت داد 61 00:03:46,909 --> 00:03:48,909 دو رکعت به درگاه خدا زانو زد 62 00:03:48,909 --> 00:03:50,909 سپس به مصعب فرمود: 63 00:03:50,909 --> 00:03:52,909 مردی پشت سر من است 64 00:03:52,909 --> 00:03:56,909 اگر او از شما پیروی کند، هیچ یک از افراد او پشت سر او نمی مانند 65 00:03:56,909 --> 00:03:58,909 الان برات میفرستم 66 00:03:58,909 --> 00:04:00,909 بهتر است پیش او بیایید 67 00:04:00,909 --> 00:04:04,069 اوسید به باشگاه مردمی بازگشت 68 00:04:04,069 --> 00:04:07,069 وقتی سعد بن معاذ او را دید که می آید 69 00:04:07,069 --> 00:04:10,069 به او نگاه کرد و به همراهانش گفت 70 00:04:10,069 --> 00:04:13,069 به خدا قسم که اوسیدا نزد تو آمد 71 00:04:13,069 --> 00:04:16,069 غیر از راهی که رفت 72 00:04:16,069 --> 00:04:18,069 سپس رو به او کرد و گفت 73 00:04:18,069 --> 00:04:20,069 چیکار کردی اوسید؟ 74 00:04:20,069 --> 00:04:21,069 او گفت 75 00:04:21,069 --> 00:04:23,069 با آن دو مرد صحبت کردم 76 00:04:23,069 --> 00:04:26,069 به خدا من عیبی در آنها ندیدم 77 00:04:26,069 --> 00:04:29,069 سعد بن معاذ با عصبانیت برخاست 78 00:04:29,069 --> 00:04:32,069 نیزه را از دست اوسید گرفت و گفت 79 00:04:32,069 --> 00:04:35,069 قسم می خورم که تو را در حال خواندن چیزی نمی بینم 80 00:04:35,069 --> 00:04:38,069 حتی اگر اوضاع به همین شکل باقی بماند 81 00:04:38,069 --> 00:04:41,069 فردا در خانه ام پیداشان خواهم کرد 82 00:04:41,069 --> 00:04:43,069 شوهر و فرزندانم را دعوت می کنند 83 00:04:43,069 --> 00:04:47,230 از دین خود و دین پدران و اجدادم خارج شوم 84 00:04:47,230 --> 00:04:50,230 سعد بن معاذ به جایی که نشسته بود رفت 85 00:04:50,230 --> 00:04:52,259 مصعب و دوستش 86 00:04:52,259 --> 00:04:54,259 وقتی پسر عمویش او را دید 87 00:04:54,259 --> 00:04:56,259 اسعد بن زراره می آید 88 00:04:56,259 --> 00:04:58,259 به مصعب گفت 89 00:04:58,259 --> 00:04:59,259 بله سخت است 90 00:04:59,259 --> 00:05:02,259 او نزد شما آمده است و خدا سرور قوم خود است 91 00:05:02,259 --> 00:05:04,259 و اگر او شما را دنبال کند 92 00:05:04,259 --> 00:05:07,259 هیچ کدام از آنها شما را پشت سر نمی گذارند 93 00:05:07,259 --> 00:05:09,259 پس ببینید به چه واکنشی نشان می دهد 94 00:05:09,259 --> 00:05:13,259 به محض اینکه سعد به آنها رسید، جلوی آنها ایستاد 95 00:05:13,259 --> 00:05:15,259 سعد رو به پسر عمویش می کند 96 00:05:15,259 --> 00:05:17,259 و شروع کرد به گفتن 97 00:05:17,259 --> 00:05:19,259 ای پدر پیش او 98 00:05:19,259 --> 00:05:20,259 اما قسم می خورم 99 00:05:20,259 --> 00:05:23,259 اگر خویشاوندی بین من و تو نبود 100 00:05:23,259 --> 00:05:25,259 تو این انتظار را از من نداشتی 101 00:05:25,259 --> 00:05:28,259 آیا ما را در خانه هایمان با آنچه از آن نفرت داریم فریب می دهی؟ 102 00:05:28,259 --> 00:05:31,360 پس مصعب بن عمیر پیشقدم شد 103 00:05:31,360 --> 00:05:34,360 با چهره ی برون گرا و سخنان شیرینش 104 00:05:34,360 --> 00:05:37,360 گفت ننشین و گوش نکن 105 00:05:37,360 --> 00:05:40,360 اگر از گفته های ما راضی هستید و آرزویش را دارید 106 00:05:40,360 --> 00:05:42,360 شما دعوت ما را پذیرفتید 107 00:05:42,360 --> 00:05:46,360 اگر از آن کراهت دارید، قیامت را از شما دور می کنیم 108 00:05:46,360 --> 00:05:49,360 این سخنان دل سعد را گرم کرد و گفت: 109 00:05:49,360 --> 00:05:51,360 قسم می خورم که عدالت را رعایت کردم 110 00:05:51,360 --> 00:05:53,360 آنچه داری بیاور 111 00:05:53,360 --> 00:05:55,459 پس مصعب به راه افتاد 112 00:05:55,459 --> 00:05:57,459 او اسلام را به سعد بن معاذ عرضه کرد 113 00:05:57,459 --> 00:06:00,550 بهترین پیشنهاد 114 00:06:00,550 --> 00:06:02,550 برایش از قرآن خواند 115 00:06:02,550 --> 00:06:04,550 چیزی که قلبش را خاشع کرد 116 00:06:04,550 --> 00:06:06,550 احساساتش آرام شد 117 00:06:06,550 --> 00:06:08,550 و روحش با او شنا کرد 118 00:06:08,550 --> 00:06:11,550 به زودی به مصعب گفت: 119 00:06:11,550 --> 00:06:15,550 کسی که می خواهد در این کار خیر شرکت کند چگونه عمل می کند؟ 120 00:06:15,550 --> 00:06:18,550 به خدا سوگند تا به حال سخن شایسته ای نشنیده ام 121 00:06:18,550 --> 00:06:20,550 هیچ چیز سخاوتمندانه تر از این نیست 122 00:06:20,550 --> 00:06:23,680 ارباب اوس جای خود را ترک نکرد 123 00:06:23,680 --> 00:06:26,680 تنها پس از آنكه كلام حق را اعلام كرد 124 00:06:26,680 --> 00:06:28,680 و به صفوف ایمان بپیوندید 125 00:06:28,680 --> 00:06:32,060 سعد بن معاذ نیزه خود را گرفت 126 00:06:32,060 --> 00:06:35,060 او به باشگاه مردمش بازگشت 127 00:06:35,060 --> 00:06:38,060 چون آمدنش را دیدند گفتند: 128 00:06:38,060 --> 00:06:40,060 به خدا سوگند 129 00:06:40,060 --> 00:06:44,060 سعد با چهره ای متفاوت از آنچه رفته بود به سوی تو بازگشت 130 00:06:44,060 --> 00:06:47,060 وقتی به باشگاه رسید گفت: 131 00:06:47,060 --> 00:06:49,060 ای فرزندان عبدالعاشهل 132 00:06:49,060 --> 00:06:52,060 از کجا از من خبر داری؟ 133 00:06:52,060 --> 00:06:54,060 گفتند آقا ما درست می گوید 134 00:06:54,060 --> 00:06:56,060 ما بهترین نظر را داریم 135 00:06:56,060 --> 00:06:58,100 ما ذهن خود را کامل کرده ایم 136 00:06:58,100 --> 00:07:03,100 گفت: گفتار مردان و زنان شما بر من حرام است. 137 00:07:03,100 --> 00:07:08,319 تا اینکه به خدا و رسولش صلی الله علیه و آله ایمان بیاورید 138 00:07:08,319 --> 00:07:12,319 حتی یک زن و مرد در خانه های بنی عبد الشهل از دنیا نرفت 139 00:07:12,319 --> 00:07:15,579 مگر مرد یا زن مسلمان 140 00:07:15,579 --> 00:07:17,579 از آن روز 141 00:07:17,579 --> 00:07:19,579 مصعب بن عمیر حرکت کرد 142 00:07:19,579 --> 00:07:21,579 اولین مبلغ اسلام 143 00:07:21,579 --> 00:07:25,579 به خانه سیدالاوص سعد بن معاذ نقل مکان کرد 144 00:07:25,579 --> 00:07:28,610 او خانه خود را خانه موعظه کرد 145 00:07:28,610 --> 00:07:31,610 تا اینکه خانه انصار باقی نماند 146 00:07:31,610 --> 00:07:36,610 جز اینکه شامل مردان مسلمان و زنان مسلمان می شود 147 00:07:36,610 --> 00:07:41,610 بدین ترتیب درهای یثرب به روی مهاجران مکه گشوده شد 148 00:07:41,610 --> 00:07:45,610 آنها به صورت گروهی و جداگانه شروع به هجوم به آنجا کردند 149 00:07:45,610 --> 00:07:49,610 آنها حفاظت و امنیت را در آن می یابند 150 00:07:49,610 --> 00:07:53,959 اسلام آوردن سعد بن معاذ برای اسلام خوب بود 151 00:07:53,959 --> 00:07:56,959 و مایه خیر و برکت برای مسلمانان 152 00:07:56,959 --> 00:08:00,959 او در حمایت از این فراخوان جایگاه برجسته ای داشت 153 00:08:00,959 --> 00:08:03,959 آنچه روح پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را آکنده کرد 154 00:08:04,959 --> 00:08:06,959 برای عشق و تحسین برای او 155 00:08:07,149 --> 00:08:12,149 در روز بدر که رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون آمد 156 00:08:12,149 --> 00:08:14,149 رهگیری کاروان قریش 157 00:08:14,149 --> 00:08:18,149 او به زودی خود را در وضعیت نامناسبی یافت 158 00:08:18,149 --> 00:08:23,149 این به خاطر این است که مسلمانان با پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون نشدند 159 00:08:23,149 --> 00:08:26,149 جز برای تصرف یک کاروان 160 00:08:26,149 --> 00:08:30,149 تعداد مادرشوهرش از چهل مرد بیشتر نیست 161 00:08:30,149 --> 00:08:34,149 اتفاقی که ناگهان به درگیری با ارتش لجاب تبدیل شد 162 00:08:34,149 --> 00:08:40,149 او را سرسختی هدایت می‌کند، کینه‌ها به او دامن می‌زند و چالش‌ها را هدایت می‌کند 163 00:08:40,149 --> 00:08:44,149 با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نبود 164 00:08:44,149 --> 00:08:48,149 به جز سیصد و هفده مرد 165 00:08:48,149 --> 00:08:51,149 او باید تصمیم قاطع را می گرفت 166 00:08:51,149 --> 00:08:54,179 یا به شهر برمی گردد 167 00:08:54,179 --> 00:08:58,179 ترک لشکر مشرکان که در سرزمین ها پرسه می زنند 168 00:08:58,179 --> 00:09:03,179 او در مقابل قبایلی که بین مکه و مدینه حمله می کنند به قدرت خود می بالد 169 00:09:03,179 --> 00:09:08,179 یا لشکر کثیر مشرکان با سپاه اندک او می جنگند 170 00:09:08,179 --> 00:09:13,440 این تصمیم به موضع انصار بستگی داشت 171 00:09:13,440 --> 00:09:16,440 دلیلش این است که بیشتر لشکر او از آنهاست 172 00:09:16,440 --> 00:09:20,440 آنها کسانی هستند که بار جنگ را بر دوش خود خواهند برد 173 00:09:20,440 --> 00:09:26,600 سپس هنگامى كه با رسول صلى الله عليه و آله و سلم در مانع دوم بيعت كرد. 174 00:09:26,600 --> 00:09:32,600 آنها متعهد شدند که از او در برابر آنچه از خود، فرزندان و خانواده هایشان محافظت می کنند محافظت کنند 175 00:09:32,600 --> 00:09:36,600 قول ندادند بیرون از خانه با او دعوا کنند 176 00:09:36,600 --> 00:09:39,659 سپس سعد بن معاذ ایستاد 177 00:09:39,659 --> 00:09:43,659 او با کلمات قاطع و محکم اعلام کرد 178 00:09:43,659 --> 00:09:48,659 انصار تصمیم گرفتند با رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد جنگ شوند 179 00:09:48,659 --> 00:09:51,659 گفت یا رسول الله 180 00:09:51,659 --> 00:09:54,659 ما به تو ایمان آوردیم و به تو ایمان آوردیم 181 00:09:54,659 --> 00:09:59,659 ما عهد و پیمان خود را به شما دادیم که بشنوید و اطاعت کنید 182 00:09:59,659 --> 00:10:02,659 پس ای رسول خدا هر طور که می خواهی پیش برو 183 00:10:02,659 --> 00:10:04,659 سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد 184 00:10:04,659 --> 00:10:07,659 اگر این دریا را به ما نشان دهید 185 00:10:07,659 --> 00:10:09,659 ما با شما از آن عبور می کردیم 186 00:10:09,659 --> 00:10:11,659 ما هستیم یا رسول الله 187 00:10:11,659 --> 00:10:12,659 در جنگ صبور بودن 188 00:10:12,659 --> 00:10:14,659 هنگام ملاقات صادق باشید 189 00:10:14,659 --> 00:10:18,659 شاید خداوند چیزی را به شما نشان دهد که چشمان شما را خوشایند کند 190 00:10:18,659 --> 00:10:21,700 رسول خدا صلی الله علیه و آله توضیح داد 191 00:10:21,700 --> 00:10:24,700 این بزرگترین و بزرگترین لذت است 192 00:10:24,700 --> 00:10:27,700 او پرچم انصار را برای سعد بن معاذ در دست داشت 193 00:10:27,700 --> 00:10:31,700 و پرچم مهاجرین علی بن ابی طالب 194 00:10:31,700 --> 00:10:33,820 در روز خندق 195 00:10:33,820 --> 00:10:36,820 سعد جایگاه قابل توجهی داشت 196 00:10:36,820 --> 00:10:39,820 دلیلش این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 197 00:10:39,820 --> 00:10:43,820 وقتی شدت نفوذ احزاب را بر مردم مدینه دید 198 00:10:43,820 --> 00:10:46,820 می خواست آنها را راحت کند 199 00:10:46,820 --> 00:10:48,820 او با سران غطافان مذاکره کرد 200 00:10:48,820 --> 00:10:51,820 تا یک سوم میوه های شهر را به آنها بدهم 201 00:10:51,820 --> 00:10:54,820 اگر با مسلمانان جنگیدند 202 00:10:54,820 --> 00:10:56,820 مجبور به این کار شدند 203 00:10:56,820 --> 00:10:58,820 وقتی سعد بن معاذ دانست 204 00:10:58,820 --> 00:11:02,820 بین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چه می گذشت 205 00:11:02,820 --> 00:11:03,820 و دو جلد 206 00:11:03,820 --> 00:11:06,820 به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزدیک می شوم 207 00:11:06,820 --> 00:11:09,820 گفت: این چیزی است که دوست داری؟ 208 00:11:09,820 --> 00:11:11,820 ما آن را برای شما درست می کنیم 209 00:11:11,820 --> 00:11:13,820 یا چیزی که خداوند به شما دستور داده است؟ 210 00:11:13,820 --> 00:11:15,820 پس ما گوش می دهیم و اطاعت می کنیم 211 00:11:15,820 --> 00:11:19,820 یا کاری است که شما برای تسکین ما انجام می دهید؟ 212 00:11:19,820 --> 00:11:21,820 فرمود صلی الله علیه و آله و سلم 213 00:11:21,820 --> 00:11:24,820 بلکه کاری است که من برای شما انجام می دهم 214 00:11:24,820 --> 00:11:26,820 قسم می خورم که این کار را نکردم 215 00:11:26,820 --> 00:11:30,820 جز اینکه دیدم اعراب با یک دست تو را دور انداختند 216 00:11:30,820 --> 00:11:33,820 سعد بن معاذ به او گفت 217 00:11:33,820 --> 00:11:35,820 ای رسول خدا 218 00:11:35,820 --> 00:11:41,820 به خدا سوگند ما و این مردم در خدا مشرک بودیم و بت ها را می پرستیدیم 219 00:11:41,820 --> 00:11:46,820 آنها آرزو نداشتند که از ما میوه ای بگیرند مگر از طریق خرید یا روستا 220 00:11:46,820 --> 00:11:49,919 و زمانی که خداوند ما را به اسلام گرامی داشت 221 00:11:49,919 --> 00:11:51,919 ما به شما افتخار می کنیم 222 00:11:51,919 --> 00:11:53,919 پولمان را به آنها می دهیم 223 00:11:53,919 --> 00:11:55,919 به خدا، ای رسول خدا 224 00:11:55,919 --> 00:11:57,919 ما چیزی جز شمشیر به آنها نمی دهیم 225 00:11:57,919 --> 00:12:00,919 تا خدا بین ما و آنها قضاوت کند 226 00:12:00,919 --> 00:12:04,019 او بهترین حاکمان است 227 00:12:04,019 --> 00:12:07,019 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم توضیح داد 228 00:12:07,019 --> 00:12:09,019 با مقاله ای از سعد 229 00:12:09,019 --> 00:12:11,110 و موضوع را رد کنید 230 00:12:11,110 --> 00:12:13,110 و در این روز از خندق 231 00:12:13,110 --> 00:12:16,110 سعد با تیری مجروح شد که مچ پایش را قطع کرد 232 00:12:16,110 --> 00:12:19,110 وی منابع مرگ را ذکر کرد 233 00:12:19,110 --> 00:12:23,110 در حالی که پسر اسلام سعد بن معاذ در حال مرگ بود 234 00:12:23,110 --> 00:12:29,110 رسول خدا صلی الله علیه و آله سر خود را در دامان خود قرار می داد. 235 00:12:29,110 --> 00:12:32,110 او را با ردای سفید می پوشاند 236 00:12:32,110 --> 00:12:36,210 با درد و اندوه به او نگاه می کند و می گوید: 237 00:12:36,210 --> 00:12:39,210 خدایا سعد به خاطر تو تلاش می کند 238 00:12:39,210 --> 00:12:41,210 و رسول تو راست گفت 239 00:12:41,210 --> 00:12:43,210 و او را قضاوت کرد 240 00:12:43,210 --> 00:12:47,210 روحش مقبول و روحش مقبول باد 241 00:12:47,210 --> 00:12:50,210 احساس سعد آرام شد 242 00:12:50,210 --> 00:12:52,210 دردهای مرگ را درمان می کند 243 00:12:52,210 --> 00:12:55,210 چشمانش را باز کرد و گفت 244 00:12:55,210 --> 00:12:58,210 سلام بر تو ای رسول خدا 245 00:12:58,210 --> 00:13:01,210 و اما من شهادت می دهم که تو رسول خدا هستی 246 00:13:01,210 --> 00:13:07,799 آنگاه روح پاکش جاری شد 247 00:13:07,799 --> 00:13:09,830 سعد بن معاذ 248 00:13:09,830 --> 00:13:12,830 صاحب پرچم انصار در بدنه