1 00:00:00,400 --> 00:00:03,399 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,399 --> 00:00:08,400 بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها 3 00:00:08,400 --> 00:00:13,400 اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد 4 00:00:13,400 --> 00:00:15,400 جمهوری موادده 5 00:00:15,400 --> 00:00:17,399 پیشبرد 6 00:00:17,399 --> 00:00:21,399 تصاویری از زندگی فالوورها 7 00:00:21,399 --> 00:00:26,429 نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا 8 00:00:26,429 --> 00:00:28,429 خدا رحمتش کند 9 00:00:31,019 --> 00:00:33,020 اسلاید برای قاضی 10 00:00:33,020 --> 00:00:35,310 خدا رحمتش کند 11 00:00:41,310 --> 00:00:46,310 امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه را خرید 12 00:00:46,310 --> 00:00:50,310 اسبی از یک مرد بادیه نشین و پولش 13 00:00:50,310 --> 00:00:53,310 سپس بر اسب و كوه خود سوار شد 14 00:00:53,310 --> 00:00:57,310 اما او برای مدت طولانی در تاخت و تاز دور نشد 15 00:00:57,310 --> 00:01:02,310 تا اینکه نقصی در او پدیدار شد که او را از ادامه دویدن باز داشت 16 00:01:02,310 --> 00:01:05,310 پس به جایی که از آنجا شروع کرده بود بازگشت 17 00:01:05,310 --> 00:01:07,310 به مرد گفت 18 00:01:07,310 --> 00:01:10,310 اسبت را ببر، شکسته است 19 00:01:10,310 --> 00:01:12,310 مرد گفت 20 00:01:12,310 --> 00:01:15,310 من آن را نمی گیرم یا امیرالمؤمنین 21 00:01:15,310 --> 00:01:18,310 سالم به تو فروختم 22 00:01:18,310 --> 00:01:20,340 عمر گفت 23 00:01:20,340 --> 00:01:23,340 بین من و خودت داوری کن 24 00:01:23,340 --> 00:01:24,340 مرد گفت 25 00:01:24,340 --> 00:01:28,340 شوریح بن الحارث الکندی در میان ما حکومت می کند 26 00:01:28,340 --> 00:01:31,340 عمر گفت: من از او راضی هستم 27 00:01:31,340 --> 00:01:34,340 امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب حکومت کرد 28 00:01:34,340 --> 00:01:37,340 صاحب اسب به شوریح رفت 29 00:01:37,340 --> 00:01:41,340 هنگامی که شریح سخنان بادیه نشینان را شنید 30 00:01:41,340 --> 00:01:44,340 رو به عمر بن خطاب کرد و گفت 31 00:01:44,340 --> 00:01:48,340 ای امیرالمؤمنین اسب را سالم گرفتی؟ 32 00:01:48,340 --> 00:01:50,340 عمر گفت بله 33 00:01:50,340 --> 00:01:52,340 شوریح گفت 34 00:01:52,340 --> 00:01:55,340 ای امیرالمؤمنین آنچه خریدی نگه دار 35 00:01:55,340 --> 00:01:58,469 یا آنچه را که گرفتی پس بده 36 00:01:58,469 --> 00:02:01,469 عمر با تعجب به شوریح نگاه کرد 37 00:02:01,469 --> 00:02:02,469 و او گفت 38 00:02:02,469 --> 00:02:05,469 آیا قوه قضاییه چیزی جز این است؟ 39 00:02:05,469 --> 00:02:08,469 بیانی قاطع و حکمی عادلانه 40 00:02:08,469 --> 00:02:10,500 راهپیمایی به سوی کوفه 41 00:02:10,500 --> 00:02:14,460 من تو را به انجام آن گماشتم 42 00:02:14,460 --> 00:02:18,460 شریح بن الحارث در آنجا نبود که عمر او را به قضاوت گماشت 43 00:02:18,460 --> 00:02:22,460 مردی با جایگاه ناشناخته در جامعه مدنی 44 00:02:22,460 --> 00:02:26,460 یا کسی که جایگاهش در میان علما و صاحب نظران مبهم است 45 00:02:26,460 --> 00:02:30,460 به خاطر صحابه و پیروان ارشد 46 00:02:30,460 --> 00:02:34,460 اهل لیاقت و اهل تقدم بودند 47 00:02:34,460 --> 00:02:37,460 آنها از هوش تیز او قدردانی می کنند 48 00:02:37,460 --> 00:02:39,460 و هوش فوق العاده اش 49 00:02:39,460 --> 00:02:41,460 و خلقت بلند او 50 00:02:41,460 --> 00:02:44,460 و طول و عمق تجربه او در زندگی 51 00:02:44,460 --> 00:02:47,530 او یک مرد یمنی است 52 00:02:47,530 --> 00:02:49,530 قبیله کانادایی 53 00:02:49,530 --> 00:02:53,530 او بخش قابل توجهی از عمر خود را در دوران جاهلیت سپری کرد 54 00:02:53,530 --> 00:02:58,590 زمانی که جزیرة العرب به نور هدایت درخشید 55 00:02:58,590 --> 00:03:02,590 پرتوهای اسلام به سرزمین یمن سرایت کرد 56 00:03:02,590 --> 00:03:08,590 شریح از نخستین مؤمنان به خدا و رسول او صلی الله علیه و آله و سلم بود 57 00:03:08,590 --> 00:03:12,750 کسانی که دعوت به هدایت و حقیقت را اجابت می کنند 58 00:03:12,750 --> 00:03:17,750 فضیلت او را می دانستند و قدردان فضایل و امتیازات او بودند 59 00:03:17,750 --> 00:03:20,750 آنها برای او بسیار ناراحت هستند 60 00:03:20,750 --> 00:03:25,750 آنها آرزو می کنند که به او فرصت داده می شد تا زودتر به شهر بیاید 61 00:03:25,750 --> 00:03:29,750 برای ملاقات با رسول خدا صلی الله علیه و آله 62 00:03:29,750 --> 00:03:32,750 قبل از اینکه به رفیق ارشد بپیوندد 63 00:03:32,750 --> 00:03:38,750 بهره مندی مستقیم از منابع ناب آن نه از طریق میانجیگری 64 00:03:38,750 --> 00:03:41,750 و افتخار همنشینی را داشته باشد 65 00:03:41,750 --> 00:03:44,750 پس از برخورداری از نعمت ایمان 66 00:03:44,750 --> 00:03:47,750 این خوبی های احزاب خود را گرد هم می آورد 67 00:03:47,750 --> 00:03:52,129 اما همان طور که بود بود 68 00:03:52,129 --> 00:03:55,129 فاروق رضی الله عنه نبود 69 00:03:55,129 --> 00:04:02,129 هنگامي كه يك مقام قضايي بزرگ را به مردي از ميان پيروان سپرد، عجله داشت 70 00:04:02,129 --> 00:04:06,129 هر چند آسمان اسلام در آن زمان بود 71 00:04:06,129 --> 00:04:13,159 همچنان با شکوفه ستارگان یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله می درخشد. 72 00:04:13,159 --> 00:04:16,160 زمان صداقت بصیرت عمر را ثابت کرده است 73 00:04:16,160 --> 00:04:18,160 و مدیریت آن صحیح است 74 00:04:18,160 --> 00:04:23,160 شریح حدود شصت سال در میان مسلمانان ماند 75 00:04:23,160 --> 00:04:26,160 پیوسته بدون وقفه 76 00:04:26,160 --> 00:04:34,160 عمر، عثمان، علی و معاویه موفق شدند او را در مقام خود تأیید کنند 77 00:04:34,160 --> 00:04:37,160 خداوند از همه آنها راضی باشد 78 00:04:37,160 --> 00:04:43,220 خلفای اموی که بعد از معاویه آمدند نیز این امر را تأیید کردند 79 00:04:43,220 --> 00:04:49,220 تا این که آن مرد درخواست کرد که در دوره حجاج از سمت خود برکنار شود 80 00:04:49,220 --> 00:04:55,220 او به یکصد و هفتمین درجه عمر طولانی و منطقی خود رسیده بود 81 00:04:55,220 --> 00:04:58,220 پر از غرور و عمل 82 00:04:58,220 --> 00:05:04,220 تاریخ قوه قضائیه در اسلام مملو از شاهکارهایی از مناصب شریح بوده است 83 00:05:04,220 --> 00:05:10,220 او به شاهکارهای اطاعت مسلمانان به ویژه مسلمانان و عموم مردم از شریعت الهی می بالید. 84 00:05:10,220 --> 00:05:15,220 که نمایندگی آن شورا و نزول آنها بر اساس احکام آن است 85 00:05:15,220 --> 00:05:23,220 کتاب ها مملو از حکایات این مرد برجسته، اخبار، گفته ها و اعمالش بود. 86 00:05:23,220 --> 00:05:28,220 از این وری بن ابی طالب رضی الله عنه 87 00:05:28,220 --> 00:05:33,220 دلش برای زرهش تنگ شده بود که برایش عزیز بود 88 00:05:33,220 --> 00:05:40,220 سپس به زودی آن را در دست مردی از اهل ذمه یافت و در بازار کوفه می فروخت. 89 00:05:40,220 --> 00:05:43,220 وقتی او را دید او را شناخت و گفت: 90 00:05:43,220 --> 00:05:50,220 این زره من است که در فلان شب و در فلان مکان از شتر من افتاد 91 00:05:50,220 --> 00:05:56,220 ذمی گفت: بلکه سپر من و در دست من است یا امیرالمؤمنین. 92 00:05:56,220 --> 00:06:01,220 علی گفت: این سپر من است، آن را به کسی نفروختم. 93 00:06:01,220 --> 00:06:05,220 من آن را به کسی ندادم تا زمانی که مال تو شد 94 00:06:05,220 --> 00:06:10,220 ذمی گفت: بین من و تو قاضی مسلمان است. 95 00:06:10,220 --> 00:06:14,290 علی گفت: عدالت کردی، نزد او بیا 96 00:06:14,290 --> 00:06:18,290 سپس به دفتر قاضی رفتند 97 00:06:18,290 --> 00:06:22,290 زمانی که در شورای قضایی با او بود 98 00:06:23,290 --> 00:06:27,290 خدا از او راضی باشد، ای امیرالمؤمنین چه می گویی؟ 99 00:06:27,290 --> 00:06:32,290 گفت: من این زره را نزد این مرد پیدا کردم. 100 00:06:32,290 --> 00:06:36,290 فلان شب و فلان جا خوابم برد 101 00:06:36,290 --> 00:06:40,290 نه با فروش و نه هدیه به دستش نرسید 102 00:06:40,290 --> 00:06:43,290 شوریح به ذمی گفت 103 00:06:43,290 --> 00:06:46,290 و چه می گویید مرد؟ 104 00:06:46,290 --> 00:06:50,290 گفت: سپر سپر من است و در دست من است. 105 00:06:50,290 --> 00:06:54,290 من امیرالمؤمنین علیه السلام را به دروغگویی متهم نمی کنم 106 00:06:54,290 --> 00:06:57,290 شوریح رو به علی کرد و گفت: 107 00:06:57,290 --> 00:07:03,290 ای امیرالمؤمنین در این که می گویید شک ندارم 108 00:07:03,290 --> 00:07:05,290 و سپر سپر توست 109 00:07:05,290 --> 00:07:10,290 اما شما باید دو شاهد داشته باشید تا صحت ادعای خود را تأیید کنند 110 00:07:10,290 --> 00:07:14,290 علی گفت: آری پروردگار قمبر 111 00:07:14,290 --> 00:07:17,290 فرزند حسن برای من شهادت می دهد 112 00:07:17,290 --> 00:07:19,290 شوریح گفت 113 00:07:19,290 --> 00:07:24,290 ولی شهادت پسر به پدرش جایز نیست یا امیرالمؤمنین. 114 00:07:24,290 --> 00:07:27,290 علی گفت: سبحان الله 115 00:07:27,290 --> 00:07:31,290 مردی از اهل بهشت که شهادتش جایز نیست 116 00:07:31,290 --> 00:07:36,290 آیا نشنیده ای که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند؟ 117 00:07:36,290 --> 00:07:40,290 الحسن و الحسین سرور جوانان اهل بهشت هستند 118 00:07:40,290 --> 00:07:42,480 شوریح گفت 119 00:07:42,480 --> 00:07:45,480 آری یا امیرالمؤمنین 120 00:07:45,480 --> 00:07:49,480 اما من اجازه شهادت فرزند به پدرش را نمی دهم 121 00:07:49,480 --> 00:07:51,579 در آن 122 00:07:51,579 --> 00:07:54,579 علی رو به ذمی کرد و گفت 123 00:07:54,579 --> 00:07:58,579 بگیر، من شاهد دیگری ندارم 124 00:07:58,579 --> 00:08:00,579 ذمی گفت 125 00:08:00,579 --> 00:08:04,579 اما شهادت می دهم که سپر مال توست یا امیرالمؤمنین 126 00:08:04,579 --> 00:08:06,579 سپس افزود: 127 00:08:06,579 --> 00:08:08,579 خدایا 128 00:08:08,579 --> 00:08:12,579 امیرالمؤمنین علیه السلام از من نزد قاضی خود شکایت می کند 129 00:08:12,579 --> 00:08:14,579 و قاضی او برای من تصمیم می گیرد 130 00:08:14,579 --> 00:08:18,579 من شهادت می دهم که دینی که به این امر دستور می دهد حق است 131 00:08:18,579 --> 00:08:21,800 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست 132 00:08:21,800 --> 00:08:25,800 و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست 133 00:08:25,800 --> 00:08:27,829 میدونم قضاوت کن 134 00:08:27,829 --> 00:08:30,829 سپر، سپر امیرالمؤمنین علیه السلام است 135 00:08:30,829 --> 00:08:34,830 و من به دنبال لشکر رفتم که به سمت صفین حرکت کرد 136 00:08:34,830 --> 00:08:37,830 سپر از شتر پربرگ او افتاد 137 00:08:37,830 --> 00:08:39,830 بنابراین آن را گرفتم 138 00:08:39,830 --> 00:08:42,860 علی رضی الله عنه به او فرمود 139 00:08:42,860 --> 00:08:45,860 اما شما مسلمان شده اید 140 00:08:45,860 --> 00:08:47,860 به تو دادم 141 00:08:47,860 --> 00:08:51,929 و او این اسب را نیز به شما داد 142 00:08:51,929 --> 00:08:54,929 این حادثه چندی پیش اتفاق نیفتاده است 143 00:08:54,929 --> 00:08:59,929 این مرد حتی در حال جنگ با خوارج زیر پرچم علی (ع) دیده شد 144 00:08:59,929 --> 00:09:01,929 در روز نهروان 145 00:09:01,929 --> 00:09:03,929 و سخت مبارزه می کند 146 00:09:03,929 --> 00:09:08,019 تا اینکه برایش گواهی نامه نوشتم 147 00:09:08,019 --> 00:09:10,019 همچنین یکی از شاهکارهای شوریح است 148 00:09:10,019 --> 00:09:13,019 که یک روز پسرش به او گفت 149 00:09:13,019 --> 00:09:14,019 پدر 150 00:09:14,019 --> 00:09:17,019 بین من و مردمم اختلاف است 151 00:09:17,019 --> 00:09:19,019 پس به آن نگاه کنید 152 00:09:19,019 --> 00:09:22,019 اگر حق با من باشد از آنها شکایت خواهم کرد 153 00:09:22,019 --> 00:09:25,019 حتی اگر خیر خودشان را داشته باشند 154 00:09:25,019 --> 00:09:27,019 سپس داستان خود را به او گفت 155 00:09:27,019 --> 00:09:31,019 به او گفت: برو و از آنها شکایت کن. 156 00:09:31,019 --> 00:09:35,019 او نزد مخالفان خود رفت و آنها را به دادگاه فراخواند 157 00:09:35,019 --> 00:09:37,019 پس به او پاسخ دادند 158 00:09:37,019 --> 00:09:39,019 و چون در دست شوریح ظاهر شدند 159 00:09:39,019 --> 00:09:42,019 آنها را علیه پسرش قضاوت کرد 160 00:09:42,019 --> 00:09:45,019 هنگامی که شوریح و پسرش به خانه بازگشتند 161 00:09:45,019 --> 00:09:47,019 پسر به پدرش گفت 162 00:09:47,019 --> 00:09:49,019 تو منو لو دادی پدر 163 00:09:49,019 --> 00:09:52,019 قسم می خورم، اگر قبلاً با شما مشورت نکرده بودم 164 00:09:52,019 --> 00:09:53,019 چرا شما را سرزنش کردم؟ 165 00:09:53,019 --> 00:09:55,019 شوریح گفت 166 00:09:55,019 --> 00:09:56,019 پسرم 167 00:09:56,019 --> 00:10:01,019 به خدا سوگند تو نزد من محبوبتر از امثال آنها که زمین را پر می کنند 168 00:10:01,019 --> 00:10:03,019 اما خداوند متعال 169 00:10:03,019 --> 00:10:05,019 برای من از تو عزیزتر 170 00:10:05,019 --> 00:10:09,049 ترسیدم به شما بگویم که حقیقت از آن آنهاست 171 00:10:09,049 --> 00:10:13,049 پس با آنها آشتی کنید، برخی از حقوق خود را از دست خواهند داد 172 00:10:13,049 --> 00:10:17,139 پس بهت گفتم چی گفتم 173 00:10:17,139 --> 00:10:20,139 او پسری را برای شریح، مردی، حمایت کرد 174 00:10:20,139 --> 00:10:22,139 وثیقه اش را پذیرفت 175 00:10:22,139 --> 00:10:24,139 مرد چی بود؟ 176 00:10:24,139 --> 00:10:27,139 اما او از دست قوه قضائیه گریخت 177 00:10:27,139 --> 00:10:31,139 شوریح پسرش را با مرد فراری زندانی کرد 178 00:10:31,139 --> 00:10:37,379 او هر روز غذای خود را با دست به زندان می برد 179 00:10:37,379 --> 00:10:40,379 تردیدها بیداد می کرد 180 00:10:40,379 --> 00:10:42,379 گاهی برخی شاهدان 181 00:10:42,379 --> 00:10:46,379 با این حال، او هیچ راهی برای حمایت از شهادت آنها پیدا نمی کند 182 00:10:46,379 --> 00:10:49,379 به خاطر شرایطی که عدالت در اختیارشان است 183 00:10:49,379 --> 00:10:53,379 قبل از شهادت به آنها می گفت 184 00:10:53,379 --> 00:10:56,379 به من گوش کن، خدا تو را هدایت کند 185 00:10:56,379 --> 00:11:00,379 این شما هستید که این مرد را نابود خواهید کرد 186 00:11:00,379 --> 00:11:03,379 و من به خاطر تو از آتش می ترسم 187 00:11:03,379 --> 00:11:06,379 اول باید ازش بترسی 188 00:11:06,379 --> 00:11:10,379 اکنون می توانید ادعای شهادت کنید و ادامه دهید 189 00:11:10,379 --> 00:11:13,379 اگر اصرار به شهادت دارند 190 00:11:13,379 --> 00:11:16,379 رو به کسانی کرد که بر او شهادت دادند و گفت 191 00:11:16,379 --> 00:11:18,379 میدونم هدا 192 00:11:18,379 --> 00:11:21,379 من شهادت آنها را به شما می دهم 193 00:11:21,379 --> 00:11:24,379 و به نظر من تو بی انصافی 194 00:11:24,379 --> 00:11:27,379 اما من حدس نمیزنم 195 00:11:27,379 --> 00:11:30,379 من بر اساس شهادت شهود قضاوت خواهم کرد 196 00:11:30,379 --> 00:11:35,379 اگر چیزی را برایت حلال کنم که خداوند آن را بر تو حرام کرده است 197 00:11:35,379 --> 00:11:40,700 شعاری که شورا در مجالس قضایی خود تکرار کرد، یک ضرب المثل بود 198 00:11:40,700 --> 00:11:43,700 فردا ظالم خواهد فهمید که بازنده کیست 199 00:11:43,700 --> 00:11:46,700 ستمگر در انتظار مجازات است 200 00:11:46,700 --> 00:11:49,700 مظلوم منتظر عدالت است 201 00:11:49,700 --> 00:11:52,700 و به خدا سوگند 202 00:11:52,700 --> 00:11:56,700 هیچکس چیزی را به خدای متعال واگذار نمی کند 203 00:11:56,700 --> 00:11:59,700 سپس فقدان خود را احساس کرد 204 00:11:59,700 --> 00:12:03,820 شوریح نصیحت خدا نبود 205 00:12:03,820 --> 00:12:06,820 و فقط برای رسولش و کتابش 206 00:12:06,820 --> 00:12:11,820 بلکه مشاور عموم مسلمانان و خاصان آنها بود 207 00:12:11,820 --> 00:12:14,820 شخصی آن را نقل کرده است 208 00:12:14,820 --> 00:12:19,820 شریح شنید که من از برخی ناراحتی هایم نزد یکی از دوستانم شکایت کردم 209 00:12:19,820 --> 00:12:24,820 پس دستم را گرفت و کنار رفت و گفت 210 00:12:24,820 --> 00:12:26,820 برادرزاده ام 211 00:12:26,820 --> 00:12:29,820 از شکایت به غیر از خداوند متعال بپرهیزید 212 00:12:29,820 --> 00:12:31,820 به کی شکایت می کنی؟ 213 00:12:31,820 --> 00:12:35,820 بدون دوست یا دشمن بودن نیست 214 00:12:35,820 --> 00:12:37,820 در مورد دوست، او را ناراحت می کند 215 00:12:37,820 --> 00:12:40,820 و اما دشمن از شما غرور می‌کند 216 00:12:40,820 --> 00:12:42,820 سپس گفت 217 00:12:42,820 --> 00:12:44,820 به این چشم های من نگاه کن 218 00:12:44,820 --> 00:12:47,820 به یکی از چشمام اشاره کرد 219 00:12:47,820 --> 00:12:53,820 به خدا پانزده سال است که در آنجا یک نفر و جاده ای ندیده ام 220 00:12:53,820 --> 00:12:56,820 اما من به کسی این را نگفتم 221 00:12:56,820 --> 00:12:59,820 به جز تو در این ساعت 222 00:12:59,820 --> 00:13:02,820 آیا نشنیدی که بنده صالح چه گفت؟ 223 00:13:02,820 --> 00:13:06,889 من از غم و اندوهم فقط به خدا شکایت می کنم 224 00:13:06,889 --> 00:13:12,889 پس در هر مصیبتی که به تو می رسد خداوند متعال را مایه سختی و اندوه خود قرار ده 225 00:13:12,889 --> 00:13:16,889 او ارجمندترین مسئولین و نزدیکترین مدعوین است 226 00:13:16,889 --> 00:13:20,889 روزی مردی را دید که از مرد دیگری چیزی می پرسد 227 00:13:20,889 --> 00:13:21,889 و به او گفت 228 00:13:21,889 --> 00:13:23,889 برادرزاده ام 229 00:13:23,889 --> 00:13:25,889 هر که از کسی چیزی بخواهد 230 00:13:25,889 --> 00:13:28,889 خود را به بردگی تقدیم کرد 231 00:13:28,889 --> 00:13:31,889 اگر عمل کند، مسئول است 232 00:13:31,889 --> 00:13:33,889 با آن او را به بردگی گرفت 233 00:13:33,889 --> 00:13:35,889 حتی اگر آن را به او برگرداند 234 00:13:35,889 --> 00:13:37,889 هر دو تحقیر شده برگشتند 235 00:13:37,889 --> 00:13:39,889 این بخل است 236 00:13:39,889 --> 00:13:42,889 و این پاسخ را داد 237 00:13:42,889 --> 00:13:44,919 اگر می خواهی از خدا بخواه 238 00:13:44,919 --> 00:13:47,919 اگر کمک می خواهی از خدا کمک بگیر 239 00:13:47,919 --> 00:13:53,919 و بدان که هیچ نیروی و نیرو و یاری جز به خدا نیست 240 00:13:53,919 --> 00:13:58,259 طاعون در کوفه رخ داد 241 00:13:58,259 --> 00:14:01,259 یکی از دوستان خانواده شریح عازم نجف شد 242 00:14:01,259 --> 00:14:04,259 او می خواهد از اپیدمی فرار کند 243 00:14:04,259 --> 00:14:06,299 شوریح به او نوشت 244 00:14:06,299 --> 00:14:08,299 در مورد بعد 245 00:14:08,299 --> 00:14:12,299 جایی که شما رفتید نزدیک دستشویی شما نیست 246 00:14:12,299 --> 00:14:14,299 روزهایت را نمی گیرد 247 00:14:14,299 --> 00:14:17,389 و آن جایی است که به آن رسیده اید 248 00:14:17,389 --> 00:14:20,389 در چنگ کسی که نمی تواند بپرسد 249 00:14:20,389 --> 00:14:22,389 و فرار را از دست نمی دهد 250 00:14:22,389 --> 00:14:26,389 من و تو ممکن است روی فرش یک پادشاهی باشیم 251 00:14:26,389 --> 00:14:30,389 به راستی که نجف به یک صاحب قدرت نزدیک است 252 00:14:30,389 --> 00:14:34,580 او با همه اینها راحت بود 253 00:14:34,580 --> 00:14:36,580 شاعری نزدیک 254 00:14:36,580 --> 00:14:40,580 اجرای زیبا، موضوعات خنده دار 255 00:14:40,580 --> 00:14:45,580 می گفتند پسری حدود ده ساله دارد 256 00:14:45,580 --> 00:14:49,580 پسر روی او تأثیر گذاشت و به بازی علاقه داشت 257 00:14:49,580 --> 00:14:52,580 یه روز دلم براش تنگ شده بود 258 00:14:52,580 --> 00:14:54,580 بنابراین کتاب را ترک کرد 259 00:14:54,580 --> 00:14:57,580 او به تماشای سگ ها رفت 260 00:14:57,580 --> 00:15:01,580 وقتی به خانه برگشت از او پرسید: نماز خواندم. 261 00:15:01,580 --> 00:15:02,580 و او گفت نه 262 00:15:02,580 --> 00:15:05,610 بنابراین او خواستار کاغذ و خودکار شد 263 00:15:05,610 --> 00:15:08,610 او به معاید نوشت: 264 00:15:08,610 --> 00:15:11,799 نماز را برای اکلوب گذاشت که طلب کند 265 00:15:11,799 --> 00:15:15,799 او دردسر با هوس های ناپسند را می خواهد 266 00:15:15,799 --> 00:15:18,799 بگذارید فردا با یک روزنامه پیش شما بیاید 267 00:15:18,799 --> 00:15:22,799 به عنوان یک روزنامه برایش نوشتم 268 00:15:22,799 --> 00:15:26,799 اگر نزد شما آمد، او را سرزنش کنید 269 00:15:26,799 --> 00:15:30,799 او را موعظه نویسندۀ حکیم بشارت ده 270 00:15:30,799 --> 00:15:33,830 اگر می خواهید به او ضربه بزنید، به او حمله کنید 271 00:15:33,830 --> 00:15:37,830 اگر به سه نفر رسید زندانی می شوید 272 00:15:37,830 --> 00:15:41,830 و بدان که برای خودت نیامده ای 273 00:15:41,830 --> 00:15:44,830 با چیزی که جان عزیزترینم را می آزارد 274 00:15:44,830 --> 00:15:49,110 خداوند از فاروق راضی باشد 275 00:15:49,110 --> 00:15:52,110 تقاطع قضایی در اسلام تقلب شده است 276 00:15:52,110 --> 00:15:55,110 با مروارید چند قومیتی گرانبها 277 00:15:55,110 --> 00:15:58,110 جوهر ناب 278 00:15:58,110 --> 00:16:01,179 کاملا فوق العاده است 279 00:16:01,179 --> 00:16:04,179 محبت مسلمانان چراغی درخشان است 280 00:16:04,179 --> 00:16:07,179 آنها هنوز هم تا به امروز می درخشند 281 00:16:07,179 --> 00:16:10,179 ما نسبت به قانون خدا منافق هستیم 282 00:16:10,179 --> 00:16:13,179 آنها با نور فهم خود از سنت رسول خدا هدایت می شوند 283 00:16:13,179 --> 00:16:16,179 و امتها در روز قیامت به آن فخر می گویند 284 00:16:16,179 --> 00:16:19,210 خداوند شوریحه القادی را بیامرزد 285 00:16:19,210 --> 00:16:22,210 شصت سال در میان مردم عدالت برقرار کرد 286 00:16:22,210 --> 00:16:25,210 او به کسی آسیبی نزد 287 00:16:25,210 --> 00:16:28,210 و از حق منحرف نشوید 288 00:16:28,210 --> 00:16:31,210 هیچ تمایزی بین یک پادشاه و بازار او وجود ندارد 289 00:16:31,210 --> 00:16:36,929 به شوریح گفته شد 290 00:16:36,929 --> 00:16:40,149 با هر چیزی این دانش را به دست آوردم 291 00:16:40,149 --> 00:16:43,179 فرمود: با مطالعه علما. 292 00:16:43,179 --> 00:16:46,539 از آنها می گیرم و به آنها می دهم 293 00:16:46,539 --> 00:16:51,100 سفیان الاوسی 294 00:16:54,100 --> 00:16:57,100 کجا اگر می خواست یا می گفت 295 00:16:57,100 --> 00:17:00,100 آنها اینجا بودند 296 00:17:00,100 --> 00:17:03,100 ابرهای زندگی ما را سیراب می کنند 297 00:17:03,100 --> 00:17:06,099 دهان او و در ما 298 00:17:06,099 --> 00:17:09,099 یادشان گرامی باد 299 00:17:09,099 --> 00:17:12,099 رفتند و سوالی در وجدانم انداختند 300 00:17:12,099 --> 00:17:15,099 آیا آنها را دوست دارید؟ 301 00:17:15,099 --> 00:17:18,099 آسمان ستاره و تپه ها 302 00:17:18,099 --> 00:17:21,099 زندگی را پر از غرور کردند 303 00:17:21,099 --> 00:17:24,099 با خانواده هایشان 304 00:17:24,099 --> 00:17:27,839 و نفس آنها به باد رفت