WEBVTT

00:00:00.400 --> 00:00:03.399
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.399 --> 00:00:08.400
بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها

00:00:08.400 --> 00:00:13.400
اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد

00:00:13.400 --> 00:00:15.400
جمهوری موادده

00:00:15.400 --> 00:00:17.399
پیشبرد

00:00:17.399 --> 00:00:21.399
تصاویری از زندگی فالوورها

00:00:21.399 --> 00:00:26.429
نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا

00:00:26.429 --> 00:00:28.429
خدا رحمتش کند

00:00:31.019 --> 00:00:33.020
اسلاید برای قاضی

00:00:33.020 --> 00:00:35.310
خدا رحمتش کند

00:00:41.310 --> 00:00:46.310
امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه را خرید

00:00:46.310 --> 00:00:50.310
اسبی از یک مرد بادیه نشین و پولش

00:00:50.310 --> 00:00:53.310
سپس بر اسب و كوه خود سوار شد

00:00:53.310 --> 00:00:57.310
اما او برای مدت طولانی در تاخت و تاز دور نشد

00:00:57.310 --> 00:01:02.310
تا اینکه نقصی در او پدیدار شد که او را از ادامه دویدن باز داشت

00:01:02.310 --> 00:01:05.310
پس به جایی که از آنجا شروع کرده بود بازگشت

00:01:05.310 --> 00:01:07.310
به مرد گفت

00:01:07.310 --> 00:01:10.310
اسبت را ببر، شکسته است

00:01:10.310 --> 00:01:12.310
مرد گفت

00:01:12.310 --> 00:01:15.310
من آن را نمی گیرم یا امیرالمؤمنین

00:01:15.310 --> 00:01:18.310
سالم به تو فروختم

00:01:18.310 --> 00:01:20.340
عمر گفت

00:01:20.340 --> 00:01:23.340
بین من و خودت داوری کن

00:01:23.340 --> 00:01:24.340
مرد گفت

00:01:24.340 --> 00:01:28.340
شوریح بن الحارث الکندی در میان ما حکومت می کند

00:01:28.340 --> 00:01:31.340
عمر گفت: من از او راضی هستم

00:01:31.340 --> 00:01:34.340
امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب حکومت کرد

00:01:34.340 --> 00:01:37.340
صاحب اسب به شوریح رفت

00:01:37.340 --> 00:01:41.340
هنگامی که شریح سخنان بادیه نشینان را شنید

00:01:41.340 --> 00:01:44.340
رو به عمر بن خطاب کرد و گفت

00:01:44.340 --> 00:01:48.340
ای امیرالمؤمنین اسب را سالم گرفتی؟

00:01:48.340 --> 00:01:50.340
عمر گفت بله

00:01:50.340 --> 00:01:52.340
شوریح گفت

00:01:52.340 --> 00:01:55.340
ای امیرالمؤمنین آنچه خریدی نگه دار

00:01:55.340 --> 00:01:58.469
یا آنچه را که گرفتی پس بده

00:01:58.469 --> 00:02:01.469
عمر با تعجب به شوریح نگاه کرد

00:02:01.469 --> 00:02:02.469
و او گفت

00:02:02.469 --> 00:02:05.469
آیا قوه قضاییه چیزی جز این است؟

00:02:05.469 --> 00:02:08.469
بیانی قاطع و حکمی عادلانه

00:02:08.469 --> 00:02:10.500
راهپیمایی به سوی کوفه

00:02:10.500 --> 00:02:14.460
من تو را به انجام آن گماشتم

00:02:14.460 --> 00:02:18.460
شریح بن الحارث در آنجا نبود که عمر او را به قضاوت گماشت

00:02:18.460 --> 00:02:22.460
مردی با جایگاه ناشناخته در جامعه مدنی

00:02:22.460 --> 00:02:26.460
یا کسی که جایگاهش در میان علما و صاحب نظران مبهم است

00:02:26.460 --> 00:02:30.460
به خاطر صحابه و پیروان ارشد

00:02:30.460 --> 00:02:34.460
اهل لیاقت و اهل تقدم بودند

00:02:34.460 --> 00:02:37.460
آنها از هوش تیز او قدردانی می کنند

00:02:37.460 --> 00:02:39.460
و هوش فوق العاده اش

00:02:39.460 --> 00:02:41.460
و خلقت بلند او

00:02:41.460 --> 00:02:44.460
و طول و عمق تجربه او در زندگی

00:02:44.460 --> 00:02:47.530
او یک مرد یمنی است

00:02:47.530 --> 00:02:49.530
قبیله کانادایی

00:02:49.530 --> 00:02:53.530
او بخش قابل توجهی از عمر خود را در دوران جاهلیت سپری کرد

00:02:53.530 --> 00:02:58.590
زمانی که جزیرة العرب به نور هدایت درخشید

00:02:58.590 --> 00:03:02.590
پرتوهای اسلام به سرزمین یمن سرایت کرد

00:03:02.590 --> 00:03:08.590
شریح از نخستین مؤمنان به خدا و رسول او صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:03:08.590 --> 00:03:12.750
کسانی که دعوت به هدایت و حقیقت را اجابت می کنند

00:03:12.750 --> 00:03:17.750
فضیلت او را می دانستند و قدردان فضایل و امتیازات او بودند

00:03:17.750 --> 00:03:20.750
آنها برای او بسیار ناراحت هستند

00:03:20.750 --> 00:03:25.750
آنها آرزو می کنند که به او فرصت داده می شد تا زودتر به شهر بیاید

00:03:25.750 --> 00:03:29.750
برای ملاقات با رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:03:29.750 --> 00:03:32.750
قبل از اینکه به رفیق ارشد بپیوندد

00:03:32.750 --> 00:03:38.750
بهره مندی مستقیم از منابع ناب آن نه از طریق میانجیگری

00:03:38.750 --> 00:03:41.750
و افتخار همنشینی را داشته باشد

00:03:41.750 --> 00:03:44.750
پس از برخورداری از نعمت ایمان

00:03:44.750 --> 00:03:47.750
این خوبی های احزاب خود را گرد هم می آورد

00:03:47.750 --> 00:03:52.129
اما همان طور که بود بود

00:03:52.129 --> 00:03:55.129
فاروق رضی الله عنه نبود

00:03:55.129 --> 00:04:02.129
هنگامي كه يك مقام قضايي بزرگ را به مردي از ميان پيروان سپرد، عجله داشت

00:04:02.129 --> 00:04:06.129
هر چند آسمان اسلام در آن زمان بود

00:04:06.129 --> 00:04:13.159
همچنان با شکوفه ستارگان یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله می درخشد.

00:04:13.159 --> 00:04:16.160
زمان صداقت بصیرت عمر را ثابت کرده است

00:04:16.160 --> 00:04:18.160
و مدیریت آن صحیح است

00:04:18.160 --> 00:04:23.160
شریح حدود شصت سال در میان مسلمانان ماند

00:04:23.160 --> 00:04:26.160
پیوسته بدون وقفه

00:04:26.160 --> 00:04:34.160
عمر، عثمان، علی و معاویه موفق شدند او را در مقام خود تأیید کنند

00:04:34.160 --> 00:04:37.160
خداوند از همه آنها راضی باشد

00:04:37.160 --> 00:04:43.220
خلفای اموی که بعد از معاویه آمدند نیز این امر را تأیید کردند

00:04:43.220 --> 00:04:49.220
تا این که آن مرد درخواست کرد که در دوره حجاج از سمت خود برکنار شود

00:04:49.220 --> 00:04:55.220
او به یکصد و هفتمین درجه عمر طولانی و منطقی خود رسیده بود

00:04:55.220 --> 00:04:58.220
پر از غرور و عمل

00:04:58.220 --> 00:05:04.220
تاریخ قوه قضائیه در اسلام مملو از شاهکارهایی از مناصب شریح بوده است

00:05:04.220 --> 00:05:10.220
او به شاهکارهای اطاعت مسلمانان به ویژه مسلمانان و عموم مردم از شریعت الهی می بالید.

00:05:10.220 --> 00:05:15.220
که نمایندگی آن شورا و نزول آنها بر اساس احکام آن است

00:05:15.220 --> 00:05:23.220
کتاب ها مملو از حکایات این مرد برجسته، اخبار، گفته ها و اعمالش بود.

00:05:23.220 --> 00:05:28.220
از این وری بن ابی طالب رضی الله عنه

00:05:28.220 --> 00:05:33.220
دلش برای زرهش تنگ شده بود که برایش عزیز بود

00:05:33.220 --> 00:05:40.220
سپس به زودی آن را در دست مردی از اهل ذمه یافت و در بازار کوفه می فروخت.

00:05:40.220 --> 00:05:43.220
وقتی او را دید او را شناخت و گفت:

00:05:43.220 --> 00:05:50.220
این زره من است که در فلان شب و در فلان مکان از شتر من افتاد

00:05:50.220 --> 00:05:56.220
ذمی گفت: بلکه سپر من و در دست من است یا امیرالمؤمنین.

00:05:56.220 --> 00:06:01.220
علی گفت: این سپر من است، آن را به کسی نفروختم.

00:06:01.220 --> 00:06:05.220
من آن را به کسی ندادم تا زمانی که مال تو شد

00:06:05.220 --> 00:06:10.220
ذمی گفت: بین من و تو قاضی مسلمان است.

00:06:10.220 --> 00:06:14.290
علی گفت: عدالت کردی، نزد او بیا

00:06:14.290 --> 00:06:18.290
سپس به دفتر قاضی رفتند

00:06:18.290 --> 00:06:22.290
زمانی که در شورای قضایی با او بود

00:06:23.290 --> 00:06:27.290
خدا از او راضی باشد، ای امیرالمؤمنین چه می گویی؟

00:06:27.290 --> 00:06:32.290
گفت: من این زره را نزد این مرد پیدا کردم.

00:06:32.290 --> 00:06:36.290
فلان شب و فلان جا خوابم برد

00:06:36.290 --> 00:06:40.290
نه با فروش و نه هدیه به دستش نرسید

00:06:40.290 --> 00:06:43.290
شوریح به ذمی گفت

00:06:43.290 --> 00:06:46.290
و چه می گویید مرد؟

00:06:46.290 --> 00:06:50.290
گفت: سپر سپر من است و در دست من است.

00:06:50.290 --> 00:06:54.290
من امیرالمؤمنین علیه السلام را به دروغگویی متهم نمی کنم

00:06:54.290 --> 00:06:57.290
شوریح رو به علی کرد و گفت:

00:06:57.290 --> 00:07:03.290
ای امیرالمؤمنین در این که می گویید شک ندارم

00:07:03.290 --> 00:07:05.290
و سپر سپر توست

00:07:05.290 --> 00:07:10.290
اما شما باید دو شاهد داشته باشید تا صحت ادعای خود را تأیید کنند

00:07:10.290 --> 00:07:14.290
علی گفت: آری پروردگار قمبر

00:07:14.290 --> 00:07:17.290
فرزند حسن برای من شهادت می دهد

00:07:17.290 --> 00:07:19.290
شوریح گفت

00:07:19.290 --> 00:07:24.290
ولی شهادت پسر به پدرش جایز نیست یا امیرالمؤمنین.

00:07:24.290 --> 00:07:27.290
علی گفت: سبحان الله

00:07:27.290 --> 00:07:31.290
مردی از اهل بهشت که شهادتش جایز نیست

00:07:31.290 --> 00:07:36.290
آیا نشنیده ای که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند؟

00:07:36.290 --> 00:07:40.290
الحسن و الحسین سرور جوانان اهل بهشت هستند

00:07:40.290 --> 00:07:42.480
شوریح گفت

00:07:42.480 --> 00:07:45.480
آری یا امیرالمؤمنین

00:07:45.480 --> 00:07:49.480
اما من اجازه شهادت فرزند به پدرش را نمی دهم

00:07:49.480 --> 00:07:51.579
در آن

00:07:51.579 --> 00:07:54.579
علی رو به ذمی کرد و گفت

00:07:54.579 --> 00:07:58.579
بگیر، من شاهد دیگری ندارم

00:07:58.579 --> 00:08:00.579
ذمی گفت

00:08:00.579 --> 00:08:04.579
اما شهادت می دهم که سپر مال توست یا امیرالمؤمنین

00:08:04.579 --> 00:08:06.579
سپس افزود:

00:08:06.579 --> 00:08:08.579
خدایا

00:08:08.579 --> 00:08:12.579
امیرالمؤمنین علیه السلام از من نزد قاضی خود شکایت می کند

00:08:12.579 --> 00:08:14.579
و قاضی او برای من تصمیم می گیرد

00:08:14.579 --> 00:08:18.579
من شهادت می دهم که دینی که به این امر دستور می دهد حق است

00:08:18.579 --> 00:08:21.800
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست

00:08:21.800 --> 00:08:25.800
و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست

00:08:25.800 --> 00:08:27.829
میدونم قضاوت کن

00:08:27.829 --> 00:08:30.829
سپر، سپر امیرالمؤمنین علیه السلام است

00:08:30.829 --> 00:08:34.830
و من به دنبال لشکر رفتم که به سمت صفین حرکت کرد

00:08:34.830 --> 00:08:37.830
سپر از شتر پربرگ او افتاد

00:08:37.830 --> 00:08:39.830
بنابراین آن را گرفتم

00:08:39.830 --> 00:08:42.860
علی رضی الله عنه به او فرمود

00:08:42.860 --> 00:08:45.860
اما شما مسلمان شده اید

00:08:45.860 --> 00:08:47.860
به تو دادم

00:08:47.860 --> 00:08:51.929
و او این اسب را نیز به شما داد

00:08:51.929 --> 00:08:54.929
این حادثه چندی پیش اتفاق نیفتاده است

00:08:54.929 --> 00:08:59.929
این مرد حتی در حال جنگ با خوارج زیر پرچم علی (ع) دیده شد

00:08:59.929 --> 00:09:01.929
در روز نهروان

00:09:01.929 --> 00:09:03.929
و سخت مبارزه می کند

00:09:03.929 --> 00:09:08.019
تا اینکه برایش گواهی نامه نوشتم

00:09:08.019 --> 00:09:10.019
همچنین یکی از شاهکارهای شوریح است

00:09:10.019 --> 00:09:13.019
که یک روز پسرش به او گفت

00:09:13.019 --> 00:09:14.019
پدر

00:09:14.019 --> 00:09:17.019
بین من و مردمم اختلاف است

00:09:17.019 --> 00:09:19.019
پس به آن نگاه کنید

00:09:19.019 --> 00:09:22.019
اگر حق با من باشد از آنها شکایت خواهم کرد

00:09:22.019 --> 00:09:25.019
حتی اگر خیر خودشان را داشته باشند

00:09:25.019 --> 00:09:27.019
سپس داستان خود را به او گفت

00:09:27.019 --> 00:09:31.019
به او گفت: برو و از آنها شکایت کن.

00:09:31.019 --> 00:09:35.019
او نزد مخالفان خود رفت و آنها را به دادگاه فراخواند

00:09:35.019 --> 00:09:37.019
پس به او پاسخ دادند

00:09:37.019 --> 00:09:39.019
و چون در دست شوریح ظاهر شدند

00:09:39.019 --> 00:09:42.019
آنها را علیه پسرش قضاوت کرد

00:09:42.019 --> 00:09:45.019
هنگامی که شوریح و پسرش به خانه بازگشتند

00:09:45.019 --> 00:09:47.019
پسر به پدرش گفت

00:09:47.019 --> 00:09:49.019
تو منو لو دادی پدر

00:09:49.019 --> 00:09:52.019
قسم می خورم، اگر قبلاً با شما مشورت نکرده بودم

00:09:52.019 --> 00:09:53.019
چرا شما را سرزنش کردم؟

00:09:53.019 --> 00:09:55.019
شوریح گفت

00:09:55.019 --> 00:09:56.019
پسرم

00:09:56.019 --> 00:10:01.019
به خدا سوگند تو نزد من محبوبتر از امثال آنها که زمین را پر می کنند

00:10:01.019 --> 00:10:03.019
اما خداوند متعال

00:10:03.019 --> 00:10:05.019
برای من از تو عزیزتر

00:10:05.019 --> 00:10:09.049
ترسیدم به شما بگویم که حقیقت از آن آنهاست

00:10:09.049 --> 00:10:13.049
پس با آنها آشتی کنید، برخی از حقوق خود را از دست خواهند داد

00:10:13.049 --> 00:10:17.139
پس بهت گفتم چی گفتم

00:10:17.139 --> 00:10:20.139
او پسری را برای شریح، مردی، حمایت کرد

00:10:20.139 --> 00:10:22.139
وثیقه اش را پذیرفت

00:10:22.139 --> 00:10:24.139
مرد چی بود؟

00:10:24.139 --> 00:10:27.139
اما او از دست قوه قضائیه گریخت

00:10:27.139 --> 00:10:31.139
شوریح پسرش را با مرد فراری زندانی کرد

00:10:31.139 --> 00:10:37.379
او هر روز غذای خود را با دست به زندان می برد

00:10:37.379 --> 00:10:40.379
تردیدها بیداد می کرد

00:10:40.379 --> 00:10:42.379
گاهی برخی شاهدان

00:10:42.379 --> 00:10:46.379
با این حال، او هیچ راهی برای حمایت از شهادت آنها پیدا نمی کند

00:10:46.379 --> 00:10:49.379
به خاطر شرایطی که عدالت در اختیارشان است

00:10:49.379 --> 00:10:53.379
قبل از شهادت به آنها می گفت

00:10:53.379 --> 00:10:56.379
به من گوش کن، خدا تو را هدایت کند

00:10:56.379 --> 00:11:00.379
این شما هستید که این مرد را نابود خواهید کرد

00:11:00.379 --> 00:11:03.379
و من به خاطر تو از آتش می ترسم

00:11:03.379 --> 00:11:06.379
اول باید ازش بترسی

00:11:06.379 --> 00:11:10.379
اکنون می توانید ادعای شهادت کنید و ادامه دهید

00:11:10.379 --> 00:11:13.379
اگر اصرار به شهادت دارند

00:11:13.379 --> 00:11:16.379
رو به کسانی کرد که بر او شهادت دادند و گفت

00:11:16.379 --> 00:11:18.379
میدونم هدا

00:11:18.379 --> 00:11:21.379
من شهادت آنها را به شما می دهم

00:11:21.379 --> 00:11:24.379
و به نظر من تو بی انصافی

00:11:24.379 --> 00:11:27.379
اما من حدس نمیزنم

00:11:27.379 --> 00:11:30.379
من بر اساس شهادت شهود قضاوت خواهم کرد

00:11:30.379 --> 00:11:35.379
اگر چیزی را برایت حلال کنم که خداوند آن را بر تو حرام کرده است

00:11:35.379 --> 00:11:40.700
شعاری که شورا در مجالس قضایی خود تکرار کرد، یک ضرب المثل بود

00:11:40.700 --> 00:11:43.700
فردا ظالم خواهد فهمید که بازنده کیست

00:11:43.700 --> 00:11:46.700
ستمگر در انتظار مجازات است

00:11:46.700 --> 00:11:49.700
مظلوم منتظر عدالت است

00:11:49.700 --> 00:11:52.700
و به خدا سوگند

00:11:52.700 --> 00:11:56.700
هیچکس چیزی را به خدای متعال واگذار نمی کند

00:11:56.700 --> 00:11:59.700
سپس فقدان خود را احساس کرد

00:11:59.700 --> 00:12:03.820
شوریح نصیحت خدا نبود

00:12:03.820 --> 00:12:06.820
و فقط برای رسولش و کتابش

00:12:06.820 --> 00:12:11.820
بلکه مشاور عموم مسلمانان و خاصان آنها بود

00:12:11.820 --> 00:12:14.820
شخصی آن را نقل کرده است

00:12:14.820 --> 00:12:19.820
شریح شنید که من از برخی ناراحتی هایم نزد یکی از دوستانم شکایت کردم

00:12:19.820 --> 00:12:24.820
پس دستم را گرفت و کنار رفت و گفت

00:12:24.820 --> 00:12:26.820
برادرزاده ام

00:12:26.820 --> 00:12:29.820
از شکایت به غیر از خداوند متعال بپرهیزید

00:12:29.820 --> 00:12:31.820
به کی شکایت می کنی؟

00:12:31.820 --> 00:12:35.820
بدون دوست یا دشمن بودن نیست

00:12:35.820 --> 00:12:37.820
در مورد دوست، او را ناراحت می کند

00:12:37.820 --> 00:12:40.820
و اما دشمن از شما غرور می‌کند

00:12:40.820 --> 00:12:42.820
سپس گفت

00:12:42.820 --> 00:12:44.820
به این چشم های من نگاه کن

00:12:44.820 --> 00:12:47.820
به یکی از چشمام اشاره کرد

00:12:47.820 --> 00:12:53.820
به خدا پانزده سال است که در آنجا یک نفر و جاده ای ندیده ام

00:12:53.820 --> 00:12:56.820
اما من به کسی این را نگفتم

00:12:56.820 --> 00:12:59.820
به جز تو در این ساعت

00:12:59.820 --> 00:13:02.820
آیا نشنیدی که بنده صالح چه گفت؟

00:13:02.820 --> 00:13:06.889
من از غم و اندوهم فقط به خدا شکایت می کنم

00:13:06.889 --> 00:13:12.889
پس در هر مصیبتی که به تو می رسد خداوند متعال را مایه سختی و اندوه خود قرار ده

00:13:12.889 --> 00:13:16.889
او ارجمندترین مسئولین و نزدیکترین مدعوین است

00:13:16.889 --> 00:13:20.889
روزی مردی را دید که از مرد دیگری چیزی می پرسد

00:13:20.889 --> 00:13:21.889
و به او گفت

00:13:21.889 --> 00:13:23.889
برادرزاده ام

00:13:23.889 --> 00:13:25.889
هر که از کسی چیزی بخواهد

00:13:25.889 --> 00:13:28.889
خود را به بردگی تقدیم کرد

00:13:28.889 --> 00:13:31.889
اگر عمل کند، مسئول است

00:13:31.889 --> 00:13:33.889
با آن او را به بردگی گرفت

00:13:33.889 --> 00:13:35.889
حتی اگر آن را به او برگرداند

00:13:35.889 --> 00:13:37.889
هر دو تحقیر شده برگشتند

00:13:37.889 --> 00:13:39.889
این بخل است

00:13:39.889 --> 00:13:42.889
و این پاسخ را داد

00:13:42.889 --> 00:13:44.919
اگر می خواهی از خدا بخواه

00:13:44.919 --> 00:13:47.919
اگر کمک می خواهی از خدا کمک بگیر

00:13:47.919 --> 00:13:53.919
و بدان که هیچ نیروی و نیرو و یاری جز به خدا نیست

00:13:53.919 --> 00:13:58.259
طاعون در کوفه رخ داد

00:13:58.259 --> 00:14:01.259
یکی از دوستان خانواده شریح عازم نجف شد

00:14:01.259 --> 00:14:04.259
او می خواهد از اپیدمی فرار کند

00:14:04.259 --> 00:14:06.299
شوریح به او نوشت

00:14:06.299 --> 00:14:08.299
در مورد بعد

00:14:08.299 --> 00:14:12.299
جایی که شما رفتید نزدیک دستشویی شما نیست

00:14:12.299 --> 00:14:14.299
روزهایت را نمی گیرد

00:14:14.299 --> 00:14:17.389
و آن جایی است که به آن رسیده اید

00:14:17.389 --> 00:14:20.389
در چنگ کسی که نمی تواند بپرسد

00:14:20.389 --> 00:14:22.389
و فرار را از دست نمی دهد

00:14:22.389 --> 00:14:26.389
من و تو ممکن است روی فرش یک پادشاهی باشیم

00:14:26.389 --> 00:14:30.389
به راستی که نجف به یک صاحب قدرت نزدیک است

00:14:30.389 --> 00:14:34.580
او با همه اینها راحت بود

00:14:34.580 --> 00:14:36.580
شاعری نزدیک

00:14:36.580 --> 00:14:40.580
اجرای زیبا، موضوعات خنده دار

00:14:40.580 --> 00:14:45.580
می گفتند پسری حدود ده ساله دارد

00:14:45.580 --> 00:14:49.580
پسر روی او تأثیر گذاشت و به بازی علاقه داشت

00:14:49.580 --> 00:14:52.580
یه روز دلم براش تنگ شده بود

00:14:52.580 --> 00:14:54.580
بنابراین کتاب را ترک کرد

00:14:54.580 --> 00:14:57.580
او به تماشای سگ ها رفت

00:14:57.580 --> 00:15:01.580
وقتی به خانه برگشت از او پرسید: نماز خواندم.

00:15:01.580 --> 00:15:02.580
و او گفت نه

00:15:02.580 --> 00:15:05.610
بنابراین او خواستار کاغذ و خودکار شد

00:15:05.610 --> 00:15:08.610
او به معاید نوشت:

00:15:08.610 --> 00:15:11.799
نماز را برای اکلوب گذاشت که طلب کند

00:15:11.799 --> 00:15:15.799
او دردسر با هوس های ناپسند را می خواهد

00:15:15.799 --> 00:15:18.799
بگذارید فردا با یک روزنامه پیش شما بیاید

00:15:18.799 --> 00:15:22.799
به عنوان یک روزنامه برایش نوشتم

00:15:22.799 --> 00:15:26.799
اگر نزد شما آمد، او را سرزنش کنید

00:15:26.799 --> 00:15:30.799
او را موعظه نویسندۀ حکیم بشارت ده

00:15:30.799 --> 00:15:33.830
اگر می خواهید به او ضربه بزنید، به او حمله کنید

00:15:33.830 --> 00:15:37.830
اگر به سه نفر رسید زندانی می شوید

00:15:37.830 --> 00:15:41.830
و بدان که برای خودت نیامده ای

00:15:41.830 --> 00:15:44.830
با چیزی که جان عزیزترینم را می آزارد

00:15:44.830 --> 00:15:49.110
خداوند از فاروق راضی باشد

00:15:49.110 --> 00:15:52.110
تقاطع قضایی در اسلام تقلب شده است

00:15:52.110 --> 00:15:55.110
با مروارید چند قومیتی گرانبها

00:15:55.110 --> 00:15:58.110
جوهر ناب

00:15:58.110 --> 00:16:01.179
کاملا فوق العاده است

00:16:01.179 --> 00:16:04.179
محبت مسلمانان چراغی درخشان است

00:16:04.179 --> 00:16:07.179
آنها هنوز هم تا به امروز می درخشند

00:16:07.179 --> 00:16:10.179
ما نسبت به قانون خدا منافق هستیم

00:16:10.179 --> 00:16:13.179
آنها با نور فهم خود از سنت رسول خدا هدایت می شوند

00:16:13.179 --> 00:16:16.179
و امتها در روز قیامت به آن فخر می گویند

00:16:16.179 --> 00:16:19.210
خداوند شوریحه القادی را بیامرزد

00:16:19.210 --> 00:16:22.210
شصت سال در میان مردم عدالت برقرار کرد

00:16:22.210 --> 00:16:25.210
او به کسی آسیبی نزد

00:16:25.210 --> 00:16:28.210
و از حق منحرف نشوید

00:16:28.210 --> 00:16:31.210
هیچ تمایزی بین یک پادشاه و بازار او وجود ندارد

00:16:31.210 --> 00:16:36.929
به شوریح گفته شد

00:16:36.929 --> 00:16:40.149
با هر چیزی این دانش را به دست آوردم

00:16:40.149 --> 00:16:43.179
فرمود: با مطالعه علما.

00:16:43.179 --> 00:16:46.539
از آنها می گیرم و به آنها می دهم

00:16:46.539 --> 00:16:51.100
سفیان الاوسی

00:16:54.100 --> 00:16:57.100
کجا اگر می خواست یا می گفت

00:16:57.100 --> 00:17:00.100
آنها اینجا بودند

00:17:00.100 --> 00:17:03.100
ابرهای زندگی ما را سیراب می کنند

00:17:03.100 --> 00:17:06.099
دهان او و در ما

00:17:06.099 --> 00:17:09.099
یادشان گرامی باد

00:17:09.099 --> 00:17:12.099
رفتند و سوالی در وجدانم انداختند

00:17:12.099 --> 00:17:15.099
آیا آنها را دوست دارید؟

00:17:15.099 --> 00:17:18.099
آسمان ستاره و تپه ها

00:17:18.099 --> 00:17:21.099
زندگی را پر از غرور کردند

00:17:21.099 --> 00:17:24.099
با خانواده هایشان

00:17:24.099 --> 00:17:27.839
و نفس آنها به باد رفت
