1 00:00:00,000 --> 00:00:03,399 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,399 --> 00:00:06,889 گنجینه های زندگی نامه 3 00:00:06,889 --> 00:00:12,779 نبرد آغاز می شود 4 00:00:12,779 --> 00:00:18,829 مسلمانان صف کشیدند و مشرکان صف کشیدند 5 00:00:18,829 --> 00:00:21,629 سیصد و دوازده 6 00:00:21,629 --> 00:00:24,629 در مقابل هزار مشرک 7 00:00:24,629 --> 00:00:27,699 سه نفر از مردم مکه رفتند 8 00:00:27,699 --> 00:00:30,699 عتبه و شیبه پسران رابعه 9 00:00:30,699 --> 00:00:32,700 و الولید بن عتبه 10 00:00:32,700 --> 00:00:35,500 پس از صف مشرکان جدا شدند 11 00:00:35,500 --> 00:00:37,500 آنها خواستار دوئل شدند 12 00:00:37,500 --> 00:00:39,500 گفتند کی با ما دوئل می کند؟ 13 00:00:39,500 --> 00:00:43,500 این یک نوع گرم کردن برای مبارزه است 14 00:00:43,500 --> 00:00:45,500 اعراب از آن استفاده می کردند 15 00:00:45,500 --> 00:00:49,500 سپس سه انصار به سوی آنان بیرون رفتند 16 00:00:49,500 --> 00:00:52,500 عوف و معاوض بن الحارث 17 00:00:52,500 --> 00:00:54,500 و عبدالله بن رواحه 18 00:00:54,500 --> 00:00:58,500 وقتی مشرکان ملاقات کردند، به مسلمانان گفتند 19 00:00:58,500 --> 00:01:00,500 تو کی هستی؟ 20 00:01:00,500 --> 00:01:02,500 گفتند: گروهی از انصار 21 00:01:02,500 --> 00:01:04,500 و به آنها گفتند 22 00:01:04,500 --> 00:01:06,500 افراد شایسته 23 00:01:06,500 --> 00:01:08,500 ما به تو نیاز نداریم 24 00:01:08,500 --> 00:01:11,620 ما فقط پسرعموهایمان را می خواهیم 25 00:01:11,620 --> 00:01:13,620 سپس منادی آنها صدا زد 26 00:01:13,620 --> 00:01:18,659 ای محمد، شایسته ترین قوم ما را برای ما بیرون آور 27 00:01:18,659 --> 00:01:22,659 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 28 00:01:22,659 --> 00:01:25,659 برخیز ای عبیده بن الحارث 29 00:01:25,659 --> 00:01:28,659 او پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله است 30 00:01:28,659 --> 00:01:31,659 در عبد مناف با او ملاقات می کند 31 00:01:31,659 --> 00:01:34,659 او از فرزندان المطلب بن عبد مناف است 32 00:01:34,659 --> 00:01:38,659 پیامبر از فرزندان هاشم بن عبد مناف است 33 00:01:38,659 --> 00:01:41,659 گفت: حمزه برخیز. 34 00:01:41,659 --> 00:01:43,659 و علی 35 00:01:43,659 --> 00:01:47,659 پس خویشاوندان خود را برگزید که درود خدا بر او باد 36 00:01:47,659 --> 00:01:50,750 وقتی بلند شدند و به آنها نزدیک شدند 37 00:01:50,750 --> 00:01:53,750 می گفتند اهل لیاقت و شرافت هستند 38 00:01:53,750 --> 00:01:57,750 عبیده بن الحارث با عتبه بن ربیعه دوئل کرد 39 00:01:57,750 --> 00:02:00,750 و حمزه با شیبه 40 00:02:00,750 --> 00:02:03,750 علی با ولید بن عتبه 41 00:02:03,750 --> 00:02:06,750 اما حمزه دوستش را کشت 42 00:02:06,750 --> 00:02:09,750 و اما علی، دوستش را کشت 43 00:02:09,750 --> 00:02:14,750 در مورد عبیده، او و شاخش در دو ضربه با هم اختلاف داشتند 44 00:02:14,750 --> 00:02:17,750 هر کدام ضربه ای به دیگری زد 45 00:02:17,750 --> 00:02:20,750 سپس علی و حمزه به عتبه آمدند 46 00:02:20,750 --> 00:02:25,750 او را کشت و عبیده بن حارث را در حالی که مجروح شده بود حمل کرد 47 00:02:25,750 --> 00:02:27,750 پایش قطع شد 48 00:02:27,750 --> 00:02:32,819 سه روز بعد رضی الله عنه فوت کرد 49 00:02:32,819 --> 00:02:34,819 این دوئل تمام شد 50 00:02:34,819 --> 00:02:37,819 قریش از این امر خشمگین شدند 51 00:02:37,819 --> 00:02:41,819 آنها به اندازه یک نفر به مسلمانان حمله کردند 52 00:02:41,819 --> 00:02:46,819 پس پیامبر صلی الله علیه و آله برخاست و به پروردگارش متوسل شد. 53 00:02:46,819 --> 00:02:48,819 و او گفت 54 00:02:48,819 --> 00:02:52,819 خدایا اگر امروز این باند از بین برود تو را پرستش نمی کنند 55 00:02:53,819 --> 00:02:57,819 خدایا اگر بخواهی بعد از امروز دیگر هرگز عبادت نخواهی شد 56 00:02:57,819 --> 00:02:59,819 و در دعا زیاده روی کرد 57 00:02:59,819 --> 00:03:04,819 دستانش را بالا برد تا ردایش از روی دوشش افتاد 58 00:03:04,819 --> 00:03:08,819 ابوبکر صدیق به او پاسخ داد و گفت 59 00:03:08,819 --> 00:03:10,819 تو را بس است یا رسول الله 60 00:03:10,819 --> 00:03:13,909 پروردگارت را اصرار کردی 61 00:03:13,909 --> 00:03:17,909 سپس خداوند متعال به فرشتگان وحی کرد 62 00:03:17,909 --> 00:03:21,909 من با شما هستم پس از کسانی که ایمان آورده اند حمایت کنید 63 00:03:21,909 --> 00:03:24,909 و در دلهای کافران وحشت می افکنم 64 00:03:24,909 --> 00:03:28,909 خداوند متعال به رسولش وحی کرد 65 00:03:28,909 --> 00:03:33,909 هزار فرشته پشت سر هم به تو عنایت می کنم 66 00:03:33,909 --> 00:03:37,909 یعنی طرف شما هستند و به شما کمک می کنند 67 00:03:37,909 --> 00:03:40,909 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به خواب رفت 68 00:03:40,909 --> 00:03:42,909 یک چرت 69 00:03:42,909 --> 00:03:44,909 سپس گفت 70 00:03:44,909 --> 00:03:46,909 مژده ابوبکر 71 00:03:46,909 --> 00:03:50,909 این جبرئیل است که چین هایش خیس است 72 00:03:50,909 --> 00:03:53,979 و در میان آنها قول خداوند متعال نازل شد 73 00:03:53,979 --> 00:03:59,979 خداوند تو را در بدر پیروز کرد در حالی که ذلیل بودی 74 00:03:59,979 --> 00:04:03,979 پس از خدا بترسید شاید سپاسگزار باشید 75 00:04:03,979 --> 00:04:06,979 وقتی به مؤمنان می گویید 76 00:04:06,979 --> 00:04:10,979 آیا برای تو کافی نیست که پروردگارت به تو روزی دهد؟ 77 00:04:10,979 --> 00:04:22,980 با سه هزار فرشته در دو خانه 78 00:04:22,980 --> 00:04:25,980 بله اگر صبور و پرهیزکار باشید 79 00:04:25,980 --> 00:04:29,980 و بلافاصله به سراغ شما می آیند 80 00:04:29,980 --> 00:04:33,980 پروردگارت تو را گسترش می دهد 81 00:04:33,980 --> 00:04:39,980 با پنج هزار فرشته 82 00:04:40,980 --> 00:04:44,980 خداوند او را فقط به شما مژده داده است 83 00:04:44,980 --> 00:04:48,980 و دلهای شما نزد او آرام گیرد 84 00:04:48,980 --> 00:04:55,980 پیروزی تنها از جانب خدای توانا و حکیم است 85 00:04:55,980 --> 00:05:00,069 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 86 00:05:00,069 --> 00:05:01,069 از دروازه العریش 87 00:05:01,069 --> 00:05:04,069 می پرد توی زره و می گوید 88 00:05:04,069 --> 00:05:08,069 جمعیت شکست خواهند خورد و پشت خواهند کرد 89 00:05:08,069 --> 00:05:11,069 سپس یک مشت شن بردارید 90 00:05:11,069 --> 00:05:14,069 پس به قریش سلام کرد و گفت: 91 00:05:14,069 --> 00:05:16,069 چهره ها به بالا نگاه کردند 92 00:05:16,069 --> 00:05:19,069 پرتاب کرد رضی الله عنه 93 00:05:19,069 --> 00:05:22,069 کسی نبود که او را نزند 94 00:05:22,069 --> 00:05:26,069 آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انداخت 95 00:05:26,069 --> 00:05:30,069 و در این است قول خداوند متعال 96 00:05:30,069 --> 00:05:32,069 و موقع پرتاب پرتاب نکردم 97 00:05:32,069 --> 00:05:35,100 اما خدا انداخت 98 00:05:35,100 --> 00:05:37,100 مسلمانان به کفار حمله کردند 99 00:05:37,100 --> 00:05:39,100 پس این پیروزی بود 100 00:05:39,100 --> 00:05:42,810 گنجینه های بیوگرافی 101 00:05:42,810 --> 00:05:49,170 پارکینگ های متقابل 102 00:05:49,170 --> 00:05:53,740 عمیر بن الحمام رضی الله عنه 103 00:05:53,740 --> 00:05:57,740 از پیامبر صلی الله علیه و آله شنید که می فرمود 104 00:05:57,740 --> 00:06:00,740 سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست 105 00:06:00,740 --> 00:06:03,740 امروز یک مرد با آنها مبارزه نمی کند 106 00:06:03,740 --> 00:06:07,740 او با صبر و شکیبایی کشته می شود، پاداش می خواهد، پیشروی می کند و عقب نشینی نمی کند 107 00:06:07,740 --> 00:06:10,740 مگر اینکه خداوند او را وارد بهشت کند 108 00:06:10,740 --> 00:06:12,740 و او می گفت 109 00:06:12,740 --> 00:06:16,740 به بهشتی به وسعت آسمان ها و زمین برخیز 110 00:06:16,740 --> 00:06:19,860 سپس عمیر بن الحمام برخاست و گفت 111 00:06:19,860 --> 00:06:22,860 یا رسول اللّه بلاه بلا 112 00:06:22,860 --> 00:06:25,860 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 113 00:06:25,860 --> 00:06:29,860 چه چیزی شما را وادار می کند که بلابله بگویید؟ 114 00:06:29,860 --> 00:06:33,860 گفت: نه، به خدا سوگند یا رسول الله. 115 00:06:33,860 --> 00:06:36,860 جز امید که یکی از مردم آن باشم 116 00:06:36,860 --> 00:06:39,860 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 117 00:06:39,860 --> 00:06:42,860 او را بشارت ده، زیرا تو از اهل آن هستی 118 00:06:42,860 --> 00:06:46,860 پس مقداری خرما بیرون آورد و شروع به خوردن کرد 119 00:06:46,860 --> 00:06:49,860 بعد گفت چون زندگی کردم 120 00:06:49,860 --> 00:06:52,860 تا این خرماهایم را بخورم 121 00:06:52,860 --> 00:06:55,860 برای عمر طولانی است 122 00:06:55,860 --> 00:06:58,860 طمرت پاره کرد و وارد شد و جنگید 123 00:06:58,860 --> 00:07:01,860 تا اینکه کشته شد، خدا از او راضی باشد 124 00:07:01,860 --> 00:07:05,819 ابن عباس رضی الله عنه گفت 125 00:07:05,819 --> 00:07:08,819 در حالی که یک مرد مسلمان 126 00:07:08,819 --> 00:07:11,819 تعقیب مردی از مشرکان قوی می شود 127 00:07:11,819 --> 00:07:14,819 در مقابل او صدای تق تق در بازار شنید 128 00:07:14,819 --> 00:07:17,819 بالاتر از او و صدای شوالیه 129 00:07:17,819 --> 00:07:20,819 جلو آمد و به مشرک نگاه کرد 130 00:07:20,819 --> 00:07:23,819 فداکاری در مقابلش بود، آمد 131 00:07:23,819 --> 00:07:26,819 انصاری به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت 132 00:07:26,819 --> 00:07:29,819 گفت حق با شماست 133 00:07:29,819 --> 00:07:32,819 این یکی از امتدادهای بهشت سوم است 134 00:07:32,819 --> 00:07:37,170 ابوداود المزنی گفت 135 00:07:37,170 --> 00:07:39,170 خداوند از او راضی باشد 136 00:07:39,170 --> 00:07:42,170 من از مردی از مشرکان پیروی می کنم 137 00:07:42,170 --> 00:07:45,170 اگر سرش می افتاد می زدمش 138 00:07:45,170 --> 00:07:48,170 قبل از اینکه شمشیر من به او برسد 139 00:07:48,170 --> 00:07:51,620 بنابراین می دانستم که شخص دیگری او را کشته است 140 00:07:51,620 --> 00:07:54,620 مردی از انصاری آمد 141 00:07:54,620 --> 00:07:57,620 عباس بن عبدالمطلب اسیر است 142 00:07:57,620 --> 00:08:00,620 عباس با مشرکان بیرون رفت 143 00:08:00,620 --> 00:08:03,620 او متنفر بود و اسیر بود 144 00:08:03,620 --> 00:08:06,620 گفت: ای رسول خدا، تو عباس را اسیر کردی. 145 00:08:06,620 --> 00:08:09,620 نه به خدا این من را اسیر نمی کند 146 00:08:09,620 --> 00:08:12,620 من اسیر یک مرد خوش تیپ شدم 147 00:08:12,620 --> 00:08:15,620 یکی از بهترین افراد 148 00:08:15,620 --> 00:08:18,620 روی مادیان سیاه 149 00:08:18,620 --> 00:08:21,620 و آنچه در مردم می بینم 150 00:08:21,620 --> 00:08:24,620 انصاری گفت: من اهل بیت او هستم یا رسول الله 151 00:08:24,620 --> 00:08:27,620 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 152 00:08:27,620 --> 00:08:30,620 ساکت باش خدا ازت حمایت کرده 153 00:08:30,620 --> 00:08:33,870 با یک پادشاه سخاوتمند 154 00:08:34,870 --> 00:08:37,870 خداوند از او راضی باشد 155 00:08:37,870 --> 00:08:40,870 روز بدر در صف بودم که برگشتم 156 00:08:40,870 --> 00:08:43,870 بنابراین در سمت راست و در سمت چپ من 157 00:08:43,870 --> 00:08:46,870 پسران جوان 158 00:08:46,870 --> 00:08:49,870 وقتی به من گفت عمو 159 00:08:49,870 --> 00:08:52,870 ابوجهل را به ما نشان بده 160 00:08:52,870 --> 00:08:55,870 گفتم: با آن چه کار می کنی؟ 161 00:08:55,870 --> 00:08:58,870 گفت: به ما بگو که به رسول خدا دشنام می دهد. 162 00:08:58,870 --> 00:09:01,870 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 163 00:09:01,870 --> 00:09:04,870 اگه دیدمش بهت میگم 164 00:09:04,870 --> 00:09:07,870 یکی از آنها گفت: سوگند به کسی که جان من است. 165 00:09:07,870 --> 00:09:10,870 در دستش، چون دیدم که نمی رود 166 00:09:10,870 --> 00:09:13,870 سیاهی من تا زمانی که بمیرد تیره تر می شود 167 00:09:13,870 --> 00:09:16,870 سریعترین در میان ما، بنابراین من شگفت زده شدم 168 00:09:16,870 --> 00:09:19,870 پس من برای دیدن بزرگ نشدم 169 00:09:19,870 --> 00:09:22,870 ابوجهل در میان مردم می چرخد 170 00:09:22,870 --> 00:09:25,870 گفتم این را نمی بینی؟ 171 00:09:25,870 --> 00:09:28,870 دوستت که در موردش می پرسی 172 00:09:29,870 --> 00:09:32,870 کتک زدند تا او را کشت 173 00:09:32,870 --> 00:09:35,870 سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتند 174 00:09:35,870 --> 00:09:38,870 گفت کدومتون؟ 175 00:09:38,870 --> 00:09:41,870 او را کشت، پس همه گفتند 176 00:09:41,870 --> 00:09:44,870 از میان آنها من او را کشتم 177 00:09:44,870 --> 00:09:47,870 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 178 00:09:47,870 --> 00:09:50,870 شمشیرهایت را پاک کردی؟ 179 00:09:50,870 --> 00:09:53,870 گفت نه، پس رسول نگاه کرد 180 00:09:53,870 --> 00:09:56,870 خداوند او را بر دو شمشیر درود فرستد 181 00:09:56,870 --> 00:09:59,870 چه چیزی او را کشت؟ 182 00:09:59,870 --> 00:10:02,870 وقتی ابوجهل افتاد 183 00:10:02,870 --> 00:10:05,870 عبدالله بن مسعود رضی الله عنه نزد او آمد 184 00:10:05,870 --> 00:10:08,870 به او گفت: خداوند تو را رسوا کند. 185 00:10:08,870 --> 00:10:11,870 ای دشمن خدا! 186 00:10:11,870 --> 00:10:14,940 ابوجهل گفت: آیا بالای سر او مردی را کشتی؟ 187 00:10:14,940 --> 00:10:17,940 با وجود ناباوری و لجاجت 188 00:10:17,940 --> 00:10:21,000 با این حال او از شجاع ترین اعراب بود 189 00:10:21,000 --> 00:10:24,000 سپس ابوجهل گفت 190 00:10:24,000 --> 00:10:27,000 به من بگو امروز حلقه کیست 191 00:10:27,000 --> 00:10:30,000 به خدا و رسولش گفت 192 00:10:30,000 --> 00:10:33,000 سپس عبدالله بن مسعود برخاست 193 00:10:33,000 --> 00:10:36,000 پایش را بر گردن ابوجهل گذاشت 194 00:10:36,000 --> 00:10:39,000 ابوجهل گفت 195 00:10:39,000 --> 00:10:42,000 تو از راه سختی برخاستی، گوسفند شگفت انگیز من 196 00:10:42,000 --> 00:10:45,000 ابن مسعود گفت 197 00:10:45,000 --> 00:10:48,000 بعد سرش را تکان دادم 198 00:10:48,000 --> 00:10:51,000 سپس او را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بردم 199 00:10:52,000 --> 00:10:55,000 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله او را دید 200 00:10:55,000 --> 00:10:58,000 این همان چیزی است که فرعون گفت 201 00:10:58,000 --> 00:11:01,450 این ملت 202 00:11:01,450 --> 00:11:04,450 عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه بود 203 00:11:04,450 --> 00:11:07,450 یکی از دوستان اموی بن خلف در مکه 204 00:11:07,450 --> 00:11:10,450 وقتی روز بدر بود 205 00:11:10,450 --> 00:11:13,450 عبدالرحمن بن عوف از امیه بن خلف گذشت 206 00:11:13,450 --> 00:11:16,450 او با پسرش ایستاده و دستش را گرفته است 207 00:11:16,450 --> 00:11:19,450 و با عبدالرحمن بن عوف 208 00:11:19,450 --> 00:11:22,450 در حالی که آن را حمل می کرد آن را گرفت 209 00:11:22,450 --> 00:11:25,450 وقتی او را دید گفت: 210 00:11:25,450 --> 00:11:28,450 آیا چیزی بهتر از این سپرها دارید؟ 211 00:11:28,450 --> 00:11:31,580 که با شماست 212 00:11:31,580 --> 00:11:34,580 گفت: امروز تو را ندیدم 213 00:11:34,580 --> 00:11:37,580 آیا به شیر نیاز دارید؟ 214 00:11:37,580 --> 00:11:40,580 عبدالرحمن بن عوف سپرها را زمین گذاشت 215 00:11:40,580 --> 00:11:43,580 و آنها را با خود به پیاده روی برد 216 00:11:43,580 --> 00:11:46,580 امیه به عبدالرحمن گفت 217 00:11:46,580 --> 00:11:49,580 گفتم معلم پر شترمرغ در سینه دارد 218 00:11:49,580 --> 00:11:52,580 گفتم حمزه بن عبدالمطلب 219 00:11:52,580 --> 00:11:55,580 گفت که کرد 220 00:11:55,580 --> 00:11:58,580 بن الافائیل 221 00:11:58,580 --> 00:12:01,740 عبدالرحمن گفت 222 00:12:01,740 --> 00:12:04,740 به خدا سوگند من آنها را رهبری خواهم کرد 223 00:12:04,740 --> 00:12:07,740 وقتی بلال او را با من دید 224 00:12:07,740 --> 00:12:10,740 امیه کسی بود که بلال را در مکه شکنجه کرد 225 00:12:10,740 --> 00:12:13,740 بلال گفت: سر الکفر. 226 00:12:13,740 --> 00:12:16,740 امیه بن خلف، اگر او زنده می ماند، زنده نمی ماندم 227 00:12:16,740 --> 00:12:19,740 عبدالرحمن بن عوف گفت 228 00:12:19,740 --> 00:12:22,740 بله بلال اسیر من است 229 00:12:22,740 --> 00:12:25,740 گفت اگر زنده می ماندم 230 00:12:25,740 --> 00:12:28,740 سپس با تمام وجود فریاد زد 231 00:12:28,740 --> 00:12:31,740 ای انصار الله سر الکفر 232 00:12:31,740 --> 00:12:34,740 امیه بن خلف، اگر او زنده می ماند، زنده نمی ماندم 233 00:12:34,740 --> 00:12:37,740 عبدالرحمن بن عوف گفت 234 00:12:37,740 --> 00:12:40,740 پس ما را محاصره کردند تا اینکه ما را کشتند 235 00:12:41,740 --> 00:12:44,740 و من او را نادیده میگیرم 236 00:12:44,740 --> 00:12:47,740 پس مرد شمشیر را پشت سر گذاشت 237 00:12:47,740 --> 00:12:50,740 مردی پسرش را زد و او افتاد 238 00:12:50,740 --> 00:12:53,830 امیه فریاد زد که مانند آن را نشنیده بودم 239 00:12:53,830 --> 00:12:56,830 پس گفتم: "خودت را نجات بده." 240 00:12:56,830 --> 00:12:59,830 هیچ نجاتی برای شما وجود ندارد 241 00:12:59,830 --> 00:13:02,830 به خدا سوگند من برای شما فایده ای ندارم 242 00:13:02,830 --> 00:13:05,830 گفت: آنها با شمشیرهای خود به آنها حمله کردند تا اینکه... 243 00:13:05,830 --> 00:13:08,830 آنها را تمام کردند 244 00:13:08,830 --> 00:13:11,830 می گوید خدا بلال را بیامرزد 245 00:13:11,830 --> 00:13:14,830 آغوشم رفته 246 00:13:14,830 --> 00:13:18,379 و من از اسارت غمگین شدم 247 00:13:18,379 --> 00:13:25,149 گنجینه های بیوگرافی 248 00:13:25,149 --> 00:13:29,879 نتیجه نبرد 249 00:13:29,879 --> 00:13:32,879 بسیاری از مسلمانان در این جنگ به شهادت رسیدند 250 00:13:32,879 --> 00:13:35,879 چهارده مرد 251 00:13:35,879 --> 00:13:38,879 شش مهاجر 252 00:13:38,879 --> 00:13:41,879 و هشت تن از انصار 253 00:13:41,879 --> 00:13:44,879 و خانواده هایی مثل آنها 254 00:13:44,879 --> 00:13:47,879 و رهبران و فرماندهان عمومی آنها 255 00:13:47,879 --> 00:13:50,879 از ابوطلحه 256 00:13:50,879 --> 00:13:53,879 که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم 257 00:13:53,879 --> 00:13:56,879 در روز بدر دستور داد بیست و چهار 258 00:13:56,879 --> 00:13:59,879 مردی از قبایل قریش 259 00:13:59,879 --> 00:14:02,879 آنها را در چاهی به نام بدر انداختند 260 00:14:02,879 --> 00:14:05,879 سپس ایشان رضی الله عنه راه افتادند 261 00:14:05,879 --> 00:14:08,879 در روز سوم 262 00:14:09,879 --> 00:14:12,879 یعنی روی چاه 263 00:14:12,879 --> 00:14:15,879 پس شروع کرد به نام آنها و نام پدرانشان 264 00:14:15,879 --> 00:14:18,879 ای فلانی پسر فلانی 265 00:14:18,879 --> 00:14:21,879 ای فلانی پسر فلانی 266 00:14:21,879 --> 00:14:24,879 یعنی راز تو در این است که خدا و رسولش را اطاعت کردی 267 00:14:24,879 --> 00:14:27,879 زیرا آنچه را که پروردگارمان به ما وعده داده بود، حقیقت یافتیم 268 00:14:27,879 --> 00:14:30,879 آیا آنچه را که پروردگارت وعده داده حق یافتی؟ 269 00:14:30,879 --> 00:14:33,879 عمر گفت 270 00:14:33,879 --> 00:14:36,879 ای رسول خدا 271 00:14:36,879 --> 00:14:39,879 آنها از بدن هایی ساخته شده اند که روح ندارند 272 00:14:39,879 --> 00:14:42,879 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 273 00:14:42,879 --> 00:14:45,879 سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست 274 00:14:45,879 --> 00:14:48,879 شما در شنیدن آنچه من می گویم بهتر از آنها نیستید 275 00:14:48,879 --> 00:14:51,879 اما جواب نمی دهند 276 00:14:51,879 --> 00:14:54,940 در بین علما مشهور است 277 00:14:54,940 --> 00:14:57,940 مردگان حرف زندگان را نمی شنوند 278 00:14:57,940 --> 00:15:00,940 مگر اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 279 00:15:00,940 --> 00:15:03,940 در گفتارش که صدای در زدن صندل هایشان را می شنود 280 00:15:03,940 --> 00:15:06,940 در مورد بعد از آن 281 00:15:06,940 --> 00:15:09,940 با خودش مشغول است 282 00:15:09,940 --> 00:15:12,940 شنیدن آنها در اینجا خصوصی است 283 00:15:12,940 --> 00:15:15,940 به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 284 00:15:15,940 --> 00:15:18,940 ابن اسحاق گفت 285 00:15:18,940 --> 00:15:21,940 او اولین کسی بود که قیچی پر را معرفی کرد 286 00:15:21,940 --> 00:15:24,940 مردی به نام الحیمن 287 00:15:24,940 --> 00:15:27,940 ابن عبدالله خزاعی 288 00:15:27,940 --> 00:15:30,940 به او گفتند: پشت سرت چیست؟ 289 00:15:31,940 --> 00:15:34,940 شیبه بن ربیعه 290 00:15:34,940 --> 00:15:37,940 و ابوالحکم بن هشام 291 00:15:37,940 --> 00:15:40,940 و امیه بن خلف 292 00:15:40,940 --> 00:15:43,940 از جمله رهبرانی که نام برد 293 00:15:43,940 --> 00:15:46,940 وقتی شروع به شمارش اشراف قریش کرد 294 00:15:46,940 --> 00:15:49,940 صفوان بن امیه در حالی که بر سنگ بود گفت 295 00:15:49,940 --> 00:15:52,940 به خدا این منطقی است 296 00:15:52,940 --> 00:15:55,940 پس در مورد من از او بپرسید 297 00:15:55,940 --> 00:15:58,940 گفتند صفوان بن امیه چه کرد 298 00:15:58,940 --> 00:16:01,940 روی سنگ نشسته 299 00:16:01,940 --> 00:16:04,940 به خدا قسم پدر و برادرش را هنگام کشته شدن دیدم 300 00:16:04,940 --> 00:16:07,940 و بدین ترتیب قریش آن را دریافت کردند 301 00:16:07,940 --> 00:16:10,940 خبر شکست شکست در میدان بدر 302 00:16:10,940 --> 00:16:13,940 خنده دار است 303 00:16:13,940 --> 00:16:16,940 که مردی اسود بن المطلب را نامید 304 00:16:16,940 --> 00:16:19,940 سه تن از پسرانش در بدر مجروح شدند 305 00:16:19,940 --> 00:16:22,940 او دوست داشت برای آنها گریه کند 306 00:16:22,940 --> 00:16:25,940 قریش گریه را نهی کردند 307 00:16:25,940 --> 00:16:28,940 او نابینا بود 308 00:16:28,940 --> 00:16:31,940 شبانه صدای ناله زنی را شنید 309 00:16:31,940 --> 00:16:34,940 پس غلام خود را فرستاد و گفت: 310 00:16:34,940 --> 00:16:37,940 ببین ناله درسته 311 00:16:37,940 --> 00:16:40,940 چون می خواهد گریه کند 312 00:16:40,940 --> 00:16:43,940 گریه حرام است تا این بلا به مردم یادآوری نشود 313 00:16:43,940 --> 00:16:46,940 گفت: شاید برای پدرم حکیمه گریه کنم. 314 00:16:46,940 --> 00:16:49,940 منظورم پسرش است 315 00:16:49,940 --> 00:16:53,009 معده ام سوخته بود 316 00:16:53,009 --> 00:16:56,009 گفت: زن است. 317 00:16:56,009 --> 00:16:59,009 بر شتر خود که گمراه شده گریه می کند 318 00:16:59,009 --> 00:17:02,169 اسود بن المطلب گفت 319 00:17:02,169 --> 00:17:05,170 گریه می کند که شترش گمراه شده است 320 00:17:05,170 --> 00:17:08,170 مانع از خواب آرام او می شود 321 00:17:08,170 --> 00:17:11,170 اما برای باکره گریه نکنید 322 00:17:11,170 --> 00:17:14,170 بدر باید پدربزرگش را از دست بدهد 323 00:17:14,170 --> 00:17:17,170 در بدر صراط بنیات سایس 324 00:17:17,170 --> 00:17:20,170 مخزوم و راحت ابوالولید 325 00:17:20,170 --> 00:17:23,170 و گريه كردم اگر بر عقيل گريه كردم 326 00:17:23,170 --> 00:17:26,170 حارثه شیر شیرها گریست 327 00:17:26,170 --> 00:17:29,170 و گریه کن و نام همه را نبر 328 00:17:29,170 --> 00:17:32,170 ابوحکیمه همتا ندارد 329 00:17:32,170 --> 00:17:35,170 آیا بعد از آنها غالب نمی شد؟ 330 00:17:35,170 --> 00:17:38,170 آقایان اگر روز بدر نبود 331 00:17:38,170 --> 00:17:41,170 غالب نشد 332 00:17:41,170 --> 00:17:44,839 گنجینه های بیوگرافی 333 00:17:44,839 --> 00:17:51,779 رقیه دختر پیامبر درگذشت 334 00:17:51,779 --> 00:17:54,779 اسامه بن زید گفت 335 00:17:54,779 --> 00:17:59,470 این خبر زمانی رسید که ما تسویه حساب کردیم 336 00:17:59,470 --> 00:18:02,470 خاک بر رقیه دختر 337 00:18:02,470 --> 00:18:05,470 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 338 00:18:05,470 --> 00:18:08,470 پس از مرگ او 339 00:18:08,470 --> 00:18:11,470 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 340 00:18:11,470 --> 00:18:14,470 او مرا با عثمان پشت سر گذاشت 341 00:18:14,470 --> 00:18:17,470 او زمانی که بیمار بود 342 00:18:17,470 --> 00:18:20,470 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفت 343 00:18:20,470 --> 00:18:23,470 به عثمان دستور داد که نزد او بماند 344 00:18:23,470 --> 00:18:27,079 گنجینه های بیوگرافی