بسم الله الرحمن الرحیم یک مرکز سود برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه او ارائه می دهد خلاصه صحیح البخاری فصل فروش تصاویری که روح ندارند و آنچه در آن ناپسند است عن سعید بن ابی الحسن گفت من با ابن عباس بودم که خدا از هر دو راضی باشد وقتی مردی نزد او آمد و گفت: یا ابو عباس من یک انسانم ولی امرار معاش دست خودم است من این عکسها را میسازم ابن عباس گفت من فقط آنچه را از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم به شما می گویم شنیدم که گفت چه کسی تصویری را در یک رمان به تصویر کشیده است در این دنیا یک روح وجود دارد خداوند او را عذاب می دهد تا زمانی که روح در او دمیده شود در یک رمان در روز قیامت همه به باد می روند. و هرگز روی آن باد نمی کند آن مرد هزاران بار فریاد زد و صورتش زرد شد و او گفت وای بر تو! اگر از انجام کار دیگری امتناع می ورزی شما باید این درخت را داشته باشید هر چیزی روح ندارد نظر در حدیث او آمد معیشت من یعنی درآمدی که از آن زندگی می کنم از کار دستان من، یعنی کار دستان من من این عکسها را میسازم یعنی با دستم می کشم تصویر هر موجود زنده ای را به تصویر بکشید تا زمانی که باد کند یعنی روح در تصویری که کشیده است بنابراین مرد بارها مطرح شد پروردگار تنگی سینه و تزلزل روح است و صورتش زرد شد یعنی از شدت ترس وای بر تو! این سخنی است که به کسی گفته می شود که به هلاکتی افتاده که سزاوار آن نیست برای ساختن یعنی این عمل را انجام دهید در حال طراحی است یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید ممنوعیت عکاسی از روح خداوند متعال عکاسش را به مجازات شدید تهدید کرد در آن ثواب از نوع کار است اجازه فروش تنه درختان را می دهد دلالت بر این دارد که پیوند بدی به کیفر آن در نهی فصیحتر است تشریح و تفصیل حکم در مواقع لزوم بر عهده محقق است باب گناه کسی که آزاد را بفروشد ابوهریره رضی الله عنه بود از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود خدا گفت سه نفر هستند که من در روز قیامت حریف من خواهم بود مردی مرا داد و سپس به من خیانت کرد مردی آزاد را فروخت و قیمتش را مصرف کرد و مردی کارگری را استخدام کرد پس تمام اجرت را از او گرفت و ثوابش را نداد نظر در حدیث حریفشون و کسانی که به آنها اعتراض می کنند و از آنها می خواهند که کاری را که کردند انجام دهند او به من داد یعنی بسم الله عهد داد و به آن سوگند یاد کرد بعد خیانت کرد یعنی بعد عهدشکنی کرد و به آن وفا نکرد پس پولش را خورد او غذا را مشخص کرد زیرا این بزرگترین هدف است پس آن را برآورده کرد یعنی کارگر اجیر کاری را که به او محول شده بود به طور کامل انجام می داد یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید نهی از ظلم بی انصافی است که یک آزاده به بردگی گرفته شود یا او را در معرض آن قرار دهید بی عدالتی و خیانت است تضییع حقوق کارگران ناعادلانه است وفای به وعده ها و قراردادها را تشویق می کند درب فروش نرم از ابوسعید خدری رضی الله عنه اینکه در حالی که با پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بود او گفت ای رسول خدا ما سهم اسارت هستیم ما قیمت ها را دوست داریم انزوا را چگونه می بینید؟ در یک رمان با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفتیم در جنگ بنی مصطلق پس تعدادی از اعراب را به اسارت گرفتیم پس ما به زنها هوس کردیم بنابراین انزوا برای ما سخت شد ما عایق را دوست داشتیم و در یک رمان آنها می خواستند از اینجا لذت ببرند و باردار نشوند و او گفت یا شما انجام می دهید نه، شما نباید این کار را انجام دهید زیرا این نفسی نیست که خداوند مقرر کرده است که بیرون بیاید مگر آن که چنین کند در یک رمان تا روز قیامت نفسی نیست جز اینکه اون وجود داره و در یک رمان زیرا خداوند مقدر کرده که خالق تا روز قیامت کیست نظر در حدیث سهم اسارت یعنی با غلامان اسیر رابطه داریم ما قیمت ها را دوست داریم یعنی می خواهیم آنها را بفروشیم پس چگونه می بینی؟ یعنی حکمش چیست؟ عایق یعنی انزال خارج از واژن برای بدست آوردن پسر نه، شما نباید این کار را انجام دهید یعنی در انزوا هیچ اشکالی ندارد نسما یعنی همان او نوشت یعنی خرج کرد بیرون رفتن یعنی بودن یکی از فواید صحبت کردن او از گفتگو سود برد اجازه انزوا حديث دلالت دارد بر جايز نبودن فروش مادر فرزندان حدیث حاکی از آن بود که پسر ممکن است منزوی شود باید باور داشت که آنچه خدا خواست اتفاق افتاد چیزی که نمی خواستیم اتفاق نیفتاد فصل فروش حیوانات مرده و بتها از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید که در سال فتح در حالی که در مکه بود می فرمود. خدا و رسولش فروش مشروبات الکلی و گوشت مرده و خوک و بت را حرام کردند گفته شد یا رسول الله چربی بدن مرده را دیدی؟ برای رنگ آمیزی کشتی ها استفاده می شود پوست ها را با آن رنگ می کند و مردم از آن الهام می گیرند گفت: نه حرام است سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن جا فرمود خداوند یهودیان را کشت خداوند چربی آن را حرام نکرده است جمع کردند و بعد فروختند پس قیمتش را خوردند نظر در حدیث بت چیزی است که به عنوان خدایی غیر از خدا گرفته می شود می گفتند بت بدن و تصویر ندارد اگر بدن و فرم نداشته باشد یک بت است سال فتح یعنی سال هشتم هجری چربی مرده یعنی چربی بدن مرده نقاشی شده یا نقاشی شده و زیبا می شود یعنی چراغ را روشن می کند خداوند یهودیان را کشت یعنی نفرینشون کن و گفته شد آنها را بکشید و نابودشان کنید او را زیبا کردند یعنی آن را آب کردند و چربی آن را استخراج کردند یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید انتفاع از حیوان مرده جایز نیست مگر آنچه در قراین تصریح شده است مانند چرم اگر دباغی شود این شامل هشداری در برابر ترفندهای یهودیان است درب به قیمت سگ از ابو مسعود الانصاری رضی الله عنه که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قیمت سگ را حرام کرد و مهریه فاحشه و حلوان کشیش نظر در حدیث و مهریه فاحشه منظور چیست؟ آنچه او برای زنای خود می گیرد و حلوان کشیش یعنی آنچه از نظر پول و چیزهای دیگر به کشیش داده می شود و کشیش که ادعای علم غیب دارد او ادعا می کند که اسرار را می داند یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید نهی از زنا کسب منکر را نهی می کند دلالت بر این دارد که جز خداوند متعال کسى از غیب خبر ندارد کتاب صلح سلف و سلام یک معنی دارد این یک فروش است که به عنوان یک تعهد برای رسیدگی فوری توصیف می شود بیعی است که با توافق مجاز است باب صلح به اندازه ای معلوم از ابن عباس رضی الله عنهم گفت پیامبر صلی الله علیه و آله مدینه را عرضه داشت دو سه سال تاریخ را پیش پرداخت می کنند در یک رمان سال و دو سال و او گفت هر که در کاری پیشرفت کند در یک رمان پیشرفت در میوه ها به اندازه ای شناخته شده و وزن معلوم برای یک دوره مشخص نظر در حدیث پیش می روند برای برخورد مسالمت آمیز سلف و سلام به یک معنا هستند یک پیمانه و یک وزن معلوم وجود دارد منظور چیست؟ با در نظر گرفتن آنچه اندازه گیری می شود در نظر گرفتن وزن در آنچه سنجیده می شود برای یک دوره مشخص یعنی زمان دستگیری باید تعیین شود یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید الزام به تعیین اندازه در آنچه از اقدامات ارائه شده است و مقتضای وزن در آنچه ترازو می شود به دلیل تفاوت در اندازه ها و وزن ها در آن است که همه چیز را می توان از نظر کیفیت و کمیت آن تعیین کرد درود بر او باد درب نردبان وزن معلوم است از محمد بن ابی المجلد می فرماید: عبدالله بن شداد و ابوبرده مرا فرستادند به عبدالله بن ابی عوفه رضی الله عنهم و او گفت از او بپرس که آیا از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده اند؟ در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای گندم خرج می کنند عبدالله گفت غنایم را با رسول خدا صلی الله علیه و آله تقسیم کردیم سپس نبطیان از شام نزد ما آمدند از مردم شام گندم و جو و روغن قرض می گرفتیم در یک رمان ما در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله پیشرفت می کردیم و ابوبکر و عمر در گندم و جو و کشمش و خرما در یک اندازه گیری مشخص برای یک دوره مشخص گفتم به هر کسی که در اصل از آن بود او گفت ما از آنها در این مورد سوال نمی کنیم سپس مرا نزد عبدالرحمن بن ابزا فرستاد پس از او پرسیدم و او گفت اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وام می دادند. ما از آنها نپرسیدیم الهام گرفته شخم زدن یا نه نظر در حدیث او مرا فرستاد یعنی مرا فرستاد در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یعنی در زمان خودش و ایام عمرش رضی الله عنه گندم یعنی گندم نبیت اهل شام یعنی مردم کشاورزی از شام آنها را نبطیان می نامیدند تا آنها را به استحصال آب از چشمه ها و چاه ها راهنمایی کند به هر کسی که در اصل از آن بود منظور از اصل چیست؟ مبدأ چیزی که در آن تحویل شده است ریشه عشق از طریق بذر است خاستگاه میوه ها درختان است هر محصولی را شخم بزنید یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید عهد و پیمان پیامبر صلی الله علیه و آله معیار هدایت در معاملات و سایر امور است. این خبر حاوی رهنمودهایی در اقتباس از سنت خلفای راشدین است در آن اجماع صحابه دلیل است در آن پرسش کلید دانش است مشروعیت پرسش از علما در مورد هر حادثه ای که پیش می آید بحث در مورد موضوع در پی آنچه صحیح است جایز است تأیید فتوا جایز است ارائه آن به بیش از یک جهان در حدیث به لزوم نفی جهل در معاملات مالی اشاره شده است درهای صلح به سوی کسانی می رود که ریشه ندارند از ابوالبختری گفته است: از ابن عمر رضی الله عنه در مورد نردبان های نخل پرسیدم و او گفت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فروش میوه را تا زمانی که خوب نشده است منع کرد او زنان را از استفاده از کاغذ طلا در بانجیز منع کرد در یک رمان و در مورد فروش کاغذ به زنان در بانجیز از ابن عباس پرسیدم و او گفت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از فروش درختان خرما تا خوردن آن نهی کرد. یا خورده و حتی وزن کرد گفتم: وزن چیست؟ او گفت مردی که حتی گل هم زده است نظر در حدیث در درختان خرما، یعنی در میوه درختان خرما تا زمانی که جا بیفتد یعنی تا زمانی که حقانیت در او ظاهر شود کاغذ یعنی نقره زنان، یعنی اخیراً بناجیز یعنی حاضر منظور چیست؟ ممنوعیت فروش طلا به نقره یکی از دو منتقد در شورای قرارداد غایب است تا اینکه بخورد یا خورده شود استعاره ای از ظهور عدالت تا زمانی که گل بزند یعنی تا زمانی که حفظ شود و حفظ شود گفته شد که شاید حدس بزند معرفی زاء به رع یعنی زمزمه می کند یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید صلح در چیزی که در دست مردم نیست جایز است در صورتی که در اکثر موارد زمانی که ضرب الاجل فرا می رسد وجود آن ایمن است به او بگویید چه گفته تا حدس بزند در نظر گرفتن حق فقرا بر مالی که زکات آن تعلق می گیرد کتاب حق تقدم حق تقدم درخواست گنجاندن یک مکان خریداری شده در ملک الشفیع به خاطر شرکت یا محله باب تقدیم حق شفعه به صاحب آن قبل از بیع از عمر بن الشرید می گوید: بر سعد بن ابی وقاص توقف کردم سپس المسوار بن مخرمه آمد دستش را روی یکی از شانه هایم گذاشت هنگامی که ابو رافع، خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و او گفت ای سعد خانه ام را در خانه ات از من بخر سعد گفت قسم می خورم که نخریدم المسوار گفت به خدا آنها را خواهید خرید سعد گفت به خدا بیش از چهار هزار قطعه نجومی و بریده به تو نمی دهم ابو رافع گفت با آن پانصد دینار به من دادند آیا از پیامبر صلی الله علیه و آله نشنیده بودم که می فرمود همسایه حق بیشتری دارد که او را تنبیه کند در یک رمان با تفش چهار هزار به تو ندادم در یک رمان چهارصد در هر دو مکان پانصد دینار به او دادم پس آن را به او داد نظر در حدیث از من بخر یعنی از من خرید کن خانه من در خانه شماست یعنی دو خانه در خانه شما من آنها را نمی خرم یعنی چیزی که خریدم من بیشتر از این به شما نمی دهم یعنی افزایشی به شما نمی دهم ستاره شناس یعنی در زمان های مشخص و متوالی قیمت را به او می دهد یا خرد شده یعنی به تعویق افتاد کم کم می دهد همسایه حق بیشتری دارد که او را تنبیه کند السقاب یعنی نزدیکی و منظور چیست همسایه حق خرید ملک شریک خود را دارد یا همسایه نزدیک ملکش یا آنچه رایج بود یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید اثبات حق شفعه برای همسایه مطلوب است که شریک پیشنهاد فروش شریک خود را بدهد برای شفعه او قبل از صدور بیع در حدیث، فروش اقساطی جایز است حدیث دلالت بر مدارا در خرید و فروش دارد این یکی از اصیل ترین اخلاق است زیرا ابو رافعی رضی الله عنه آن را به سعد رضی الله عنه فروخت کمتر از آنچه دیگران به او دادند امر خیرخواهی و سخاوت است دربرگیرنده رهنمودهایی برای قطع اسباب درگیری و دشمنی بین مردم است درب که نزدیک ترین محله است قال عایشه رضی الله عنها عرض کردم یا رسول الله من دو همسایه دارم به کدام یک هدیه بدهم؟ او گفت به نزدیک ترین فرد، بابا نظر در حدیث محله یعنی همسایه ها به نزدیک ترین فرد، بابا دستور داد هدیه را به هر که نزدیک در خانه او بود بدهند چون به آنچه وارد خانه همسایه می شود و از آن بیرون می آید نگاه می کند اگر او آن را ببیند من دوست دارم در آن شرکت کنم یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید همسایه به دلیل نزدیکی به همسایه، سزاوارتر به نیکی و یاری است توصیه می شود با ارسال چیزی همسایه ها را بررسی کنید این پیشدستی یک همسایه نزدیک را ثابت می کند و آن زمانی است که حقوق با هم رقابت می کنند ارائه اولین ها کتاب اجاره اجاره قراردادی برای منفعت معلوم یا یک عمل شناخته شده پشه شناخته شده درب یه مرد خوب استخدام کن از ابوموسی رضی الله عنه گفت بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم من و دو مرد از مردمم یکی از آن دو مرد گفت فرمان ما ای رسول خدا دیگری گفت مثلا در یک رمان پس گفتم من نمی دانستم که آنها درخواست کار می کنند و او گفت ما این را به کسی که از او خواسته است نمی دهیم و نه کسی که به آن اهمیت می دهد در یک رمان من نمی خواهم یا کسی را که بخواهد کار ما را انجام دهد استخدام نمی کنیم نظر در حدیث از مردم من هر یک از اشعریان فرمان ما هرگونه درخواست دستوری ما به این مهم نیستیم یعنی ما این کار را نمی کنیم چه کسی از او پرسید؟ هر کس که آن را درخواست کرد و نه کسی که به آن اهمیت می دهد از آنجایی که تقاضا برای نیروی کار نشان دهنده اشتیاق است آدم باید مواظب باشه که مراقبش نباشه یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید هر که مشتاق ولایت باشد به او داده نمی شود اشتیاق، دستاویز طمع و فساد است این شامل پرسشگر دقیق می شود امارت به او سپرده شده و در آن یاری نمی شود ولايت دادن به هر كه بخواهد جايز است صلاحیت و حسن نیت ارائه شده است با وضعیت صاف باب چرای گوسفندان در قرائت از ابوهریره رضی الله عنه از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود خداوند پیامبری را نفرستاد مگر برای گله گوسفندان و یارانش گفتند و تو و او گفت بله من او را با قیراط برای مردم مکه کفالت می کردم نظر در حدیث روی قیراط قیراط یک بیست و چهارم دینار است و گفته شد القرائت در مکه قرار دارد یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید قانونی بودن چرای پرداختی این حدیث حاوی انذار به فروتنی و دوری از تکبر است حتی اگر به بالاترین مراتب دنیوی برسد در آن حکمت در گله داری گوسفندان نهفته است خود را به صبر و مدیریت امور عادت دهید فصل کارگر اجیر در تهاجم از یعل بن امیه رضی الله عنه می فرماید: من با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در جنگ تبوک جنگیدم. پس از بکر حامله شد این کار من است که به من نزدیک است بنابراین من یک کارگر استخدام کردم پس با مردی جنگید یکی از آنها دیگری را گاز گرفت دستش را از دهانش بیرون کشید در روایت انگشت او در دو جا تاشو برداشت او در رمان، چین خود را کمیاب کرد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد پس هدر داد و او گفت آیا او دستش را به سمت شما هل می دهد و شما مثل نیش اسب نر آن را گاز می گیرید؟ نظر در حدیث باکره باکره پسر جوانی از شتر است من کارم را در درون خودم مستند می کنم یعنی اعمال من عاقلانه ترین و قوی ترین در درون خودم است پس دستش را گرفت یعنی جذبش کن دهان دارد تاشو برداشت یعنی جلوی دندان هایش را از دست داده است پس هدر داد یعنی ولش کن بنابراین او آن را گاز می گیرد گاز گرفتن یعنی خوردن با لبه دندان اسب نر نر شتر و دامهای دیگر است یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید اگر مردی در آن شک و شبهه نداشته باشد، ذکر حسناتش جایز است بیان می کند که استخدام کارگر برای خدمت و کفایت لوازم کار در تهاجم و موارد دیگر یکی است. در مورد جنگیدن، او پاداش آن را ندارد زیرا هر مسلمانی باید بجنگد تا کلام خداوند متعال باشد باب آنچه در رقیه برای اعراب زنده بر اساس فاتحه کتاب آمده است از ابوسعید رضی الله عنه گفت گروهی از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله عازم سفر شدند تا اینکه در محله ای عرب نشین فرود آمدند بنابراین آنها را میزبانی کردند آنها از اضافه کردن آنها خودداری کردند و ارباب آن محله نیش خورد آنها همه چیز را برای او امتحان کردند، اما هیچ سودی برای او نداشت برخی از آنها گفتند اگر به سراغ این افراد که فرود آمدند شاید برخی از آنها چیزی داشته باشند نزد آنها آمدند و گفتند ای هور! استاد ما گزیده شده است ما هر کاری را برای او انجام دادیم که به نفعش نبود آیا کسی از شما چیزی دارید؟ در یک رمان سپس خدمتکاری آمد و گفت: ارباب محله سالم است و اگر او را بیگانه کنیم غیب می شود آیا هیچ کدام از شما با کلاس هستید؟ برخی از آنها گفتند بله به خدا من ترفیع می گیرم اما به خدا ما میزبان شما بودیم اما شما میزبان ما نشدید من برای تو نمی درخشم تا بتوانید به ما کمک کنید با آنها بر سر گله گوسفندان صلح کردند در یک رمان سپس مردی که ما او را نمی شناختیم با او آمد او را جدا کرد و شفا یافت پس برای او سی گوسفند سفارش داد به ما شیر داد تا بنوشیم بنابراین شروع به تف کردن روی او کرد و او می خواند الحمدلله پروردگار جهانیان است انگار از سر بند فعال است بنابراین او بدون هیچ چیز در دل شروع به راه رفتن کرد او گفت پس آنچه را که توافق کردند به آنها پرداخت کردند برخی از آنها گفتند قسم بخور اونی که رفت گفت تا پیامبر صلی الله علیه و آله را نیاوردیم این کار را نکنید بنابراین ما آنچه را که اتفاق افتاده است به او یادآوری می کنیم پس خواهیم دید که او به ما چه دستور می دهد پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و آن را ذکر کردند و او گفت و نمی دانی که آن رقیه است سپس گفت شما مجروح شده اید قسم بخور در یک رمان آن را بگیرید و با خودت تیری به من بزن رسول خدا صلی الله علیه و آله خندید نظر در حدیث رقیه این هر کلمه ای است که می تواند برای التیام درد، ترس، شیطان یا جادو استفاده شود فرار کن آنها گروهی از مردان بین سه تا ده هستند بنابراین آنها را میزبانی کردند یعنی از آنها پذیرایی خواستند آنها امتناع کردند یعنی خودداری کنید نیش زد یعنی نیش عقرب پس از او پرسیدند یعنی برایش معالجه کردند هیچ فایده ای برای او ندارد هیچ کدام از داروها و او درمان نشد راحت یعنی گروهی از مردان ساختن هزینه ای برای این کار وجود ندارد با آنها آشتی کردند یعنی با آنها هم عقیده بودند و هم عقیده بودند روی گله گوسفند هر گروه گوسفند آنها بر سر سی گوسفند توافق کردند تف می کند پاشیدن کمی تف با آن باد کنید فعال از هدبند هر راه حلی را فعال کنید و سربند طنابی است که بازوی حیوان را با آن می بندند منظور بهبودی سریع است قلب یعنی می گویند پس بهشون پس بده یعنی دستمزدشان را کامل دادند قسم بخور یعنی به هر کدام یک سهم بدهید اونی که رفت گفت او ابوسعید خدری رضی الله عنه است شما مجروح شده اید یعنی در رقیه و با خودت تیری به من بزن یعنی سهمی از آن به من بدهید یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید رقیه با چیزی از کتاب خدای متعال جایز است با برخی از دعاهای معروف همراه است خواندن سوره فاتحه مستحب است برای افراد خسیس و بیمار و ناتوان چون در سوره فاتحه شفا هست در آن استفاده از رقیه برای تف کردن و دمیدن در هنگام خواندن تجویز شده است ثواب رقیه با فاتحه جایز است اختلاف نظر وجود دارد گرفتن اجرت برای کار معین جایز است پذیرایی از اهل بیابان جایز است و نزد آنان فرود آمد و آنچه را که دارند به عنوان مهمان نوازی طلب کرد ملاقات با کسى که در مقابل حسناتش از کار نیک خوددارى مى کند، جایز است چنان که صحابه آن را از ترک رقیه ساخت در پاسخ، کسانی که از مهمان نوازی خودداری می کنند شرکت در هبه در صورت معلوم بودن اصل آن جایز است تصرف در چیزی که به ظاهر مباح است جایز است و اگر در آن شبهه ای وجود دارد از دفع آن خودداری کنید عظمت قرآن را در دل اصحاب رضی الله عنه بیان می کند. شامل این اعتقاد است که رزق و روزی که به کسی اختصاص داده شده از قلم نخواهد افتاد و کسى که توان دارد او را از این کار بازدارد، ناامید نشود مشروعیت اجتهاد را در مواقعی که متن مفقود است در بر دارد شامل مشروعیت مصرف دارو و درخواست دارو می شود