1 00:00:00,020 --> 00:00:03,740 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,740 --> 00:00:13,250 محمد رسول خداست 3 00:00:13,250 --> 00:00:17,769 خلاصه ای از سیره پیامبر 4 00:00:17,769 --> 00:00:23,120 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی 5 00:00:23,120 --> 00:00:25,120 خدا حفظش کنه 6 00:00:25,120 --> 00:00:33,960 سعدین را نزد بنی قریده فرستاد 7 00:00:33,960 --> 00:00:38,950 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 8 00:00:38,950 --> 00:00:41,950 سعد بن معاذ و سعد بن عباده 9 00:00:41,950 --> 00:00:47,950 عبدالله بن رواحه و خوات بن جبیر رضی الله عنهم با آنان بودند 10 00:00:47,950 --> 00:00:49,950 به بانو گریدا 11 00:00:49,950 --> 00:00:54,950 برای تایید خبر تعهدشان به عهد و پیمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بسته بودند. 12 00:00:54,950 --> 00:00:58,950 یا عهدشکنی می کنند؟ 13 00:00:58,950 --> 00:01:02,950 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود 14 00:01:02,950 --> 00:01:23,950 بروید و ببینید آنچه ما در مورد این افراد گزارش کرده ایم درست است یا خیر؟ اگر درست است برای من آهنگی بساز که من می دانم و در میان مردم فتوا نده. اگر به آنچه میان ما و آنهاست وفادارند، آن را علناً به مردم اعلام کن. 15 00:01:23,950 --> 00:01:44,950 پس بیرون رفتند تا نزد آنان آمدند و آنان را در حال انجام بدترین چیزهایی که درباره آنان به آنان گزارش شده بود یافتند و آشکارا به آنان دشنام دادند و حمله کردند و به رسول خدا صلی الله علیه و آله دشنام دادند و گفتند: میان ما و محمد عهد و پیمانی نیست، پس از آنان جدا شدند. 16 00:01:44,950 --> 00:01:59,950 سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: أذل و القراء، یعنی مانند خیانت عدل و القره با اصحاب رجعت، پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند. 17 00:01:59,950 --> 00:02:04,950 خدا بزرگ است. ای جماعت مسلمین شاد باشید 18 00:02:04,950 --> 00:02:11,479 ترس زیاد می شود و ریا نمایان می شود 19 00:02:11,479 --> 00:02:26,860 این خبر با وجود کتمان این که بنی قریظه عهدشکنی کردند، در میان مردم پیچید، سخنان بسیار شد و اوضاع سخت شد، و ترس بر کودکان و زنان شدت گرفت و ترسید. 20 00:02:26,860 --> 00:02:33,860 هیچ چیزی بین مسلمانان و بنی قریده نبود که مانع حمله آنها شود 21 00:02:34,860 --> 00:02:41,860 احزاب با لشکر انبوه خود در مقابل آنها قرار گرفتند و وضع آنها به فرموده خداوند متعال شد 22 00:02:41,860 --> 00:02:50,860 و هنگامى كه چشمها منحرف شد و دلها به حلق رسيد و به خدا شبهه كردى 23 00:02:50,860 --> 00:02:57,860 در اینجا مؤمنان دچار زلزله شدیدی می شوند و می لرزند 24 00:02:57,860 --> 00:03:03,860 امام احمد در مسند خود و ابن اسحاق در شرح حال خود به سند حسنه نقل کرده اند. 25 00:03:03,860 --> 00:03:07,860 قال حذیفه بن الیمان رضی الله عنه 26 00:03:07,860 --> 00:03:13,860 رسول خدا ما را با رسول خدا صلی الله علیه و آله در سنگر دیدی. 27 00:03:13,860 --> 00:03:22,860 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: مردی کیست که بایستد و ببیند مردم چه کردند و سپس برگردد؟ 28 00:03:22,860 --> 00:03:27,860 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شرط کرد که برگردد 29 00:03:27,860 --> 00:03:31,860 از خدا می خواهم در بهشت همنشین من باشد 30 00:03:31,860 --> 00:03:38,860 از ترس شدید و گرسنگی شدید و باد شدید یکی از مردم بلند نشد 31 00:03:38,860 --> 00:03:46,860 و ستاره نفاق ظاهر شد و کسانی که در دلهایشان بیماری بود آنچه را که در جانشان بود به زبان آوردند 32 00:03:46,860 --> 00:03:48,860 خداوند متعال فرمود 33 00:04:02,860 --> 00:04:06,860 ای اهل یثرب جایی برای شما نیست پس برگردید 34 00:04:06,860 --> 00:04:14,860 گروهی از آنها پیامبر را استثنا می کنند که می گوید خانه های ما برهنه است 35 00:04:14,860 --> 00:04:19,860 اگر فقط بخواهند فرار کنند، ناهمواری نیست 36 00:04:19,860 --> 00:04:25,899 حافظ بن کثیر می گوید: منافق، نفاق او آشکار است 37 00:04:25,899 --> 00:04:30,899 کسی که در دلش سوء ظن یا کینه دارد، یعنی دشمنی و کینه 38 00:04:30,899 --> 00:04:37,899 حالش ضعیف شد، به خاطر ضعف ایمانش افکار وسواسی را در خود دمید. 39 00:04:37,899 --> 00:04:41,899 و شدت پریشانی که در آن است 40 00:04:41,899 --> 00:04:51,329 پیامبر صلی الله علیه و آله در صدد مصالحه با غطافان برآمد 41 00:04:51,329 --> 00:04:58,540 زمانی که مصیبت بر مسلمانان سخت شد و این وضعیت بر آنان طولانی شد 42 00:04:58,540 --> 00:05:04,540 رسول خدا صلی الله علیه و آله به عیونه بن حصن پیام داد. 43 00:05:04,540 --> 00:05:07,540 و به الحارث بن عوفان المری 44 00:05:07,540 --> 00:05:09,540 آنها رهبران غطفان هستند 45 00:05:09,540 --> 00:05:13,540 او در مورد یک سوم میوه های شهر با آنها موافقت کرد 46 00:05:13,540 --> 00:05:17,540 مشروط بر اینکه با کسانی که با آنها هستند از طرف او و از طرف یارانش برگردد. 47 00:05:17,540 --> 00:05:21,540 پذیرفتند و بر سر آن مذاکره کردند 48 00:05:21,540 --> 00:05:26,540 ابهام زمانی است که شما یک مرد را کالایی توصیف می کنید که ندارید 49 00:05:26,540 --> 00:05:31,579 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با السعدین مشورت کرد 50 00:05:31,579 --> 00:05:36,579 سعد بن معاذ و سعد بن عباده رضی الله عنهم در این زمینه 51 00:05:36,579 --> 00:05:39,579 گفتند یا رسول الله 52 00:05:39,579 --> 00:05:42,579 اگر خدا به شما دستور داد که این کار را انجام دهید 53 00:05:42,579 --> 00:05:44,579 پس گوش کردند و اطاعت کردند 54 00:05:44,579 --> 00:05:47,579 حتی اگر چیزی باشد که شما برای ما می سازید 55 00:05:47,579 --> 00:05:49,579 ما به آن نیاز نداریم 56 00:05:49,579 --> 00:05:52,579 ما و این مردم بودیم 57 00:05:53,579 --> 00:05:56,579 در مورد شرک و پرستش بتها 58 00:05:56,579 --> 00:06:00,579 آنها آرزوی خوردن میوه آن را ندارند 59 00:06:00,579 --> 00:06:02,579 جز قرائت یا بیعت 60 00:06:02,579 --> 00:06:06,579 خداوند ما را به اسلام عزت دهد و ما را به آن هدایت کند 61 00:06:06,579 --> 00:06:09,579 ما به شما و او افتخار می کنیم 62 00:06:09,579 --> 00:06:11,579 پولمان را به آنها می دهیم 63 00:06:11,579 --> 00:06:14,579 به خدا سوگند جز شمشیر به آنها نمی دهیم 64 00:06:14,579 --> 00:06:18,579 تا خدا بین ما و آنها قضاوت کند 65 00:06:18,579 --> 00:06:21,579 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 66 00:06:21,579 --> 00:06:23,579 تو و اون 67 00:06:23,579 --> 00:06:25,579 و این اتفاق نیفتاد 68 00:06:25,579 --> 00:06:27,670 حافظ بن کثیر گفت 69 00:06:27,670 --> 00:06:33,670 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نظر آنان را تایید کرد که خدا از هر دو راضی باشد. 70 00:06:33,670 --> 00:06:36,670 او هیچ کاری از این کار انجام نداد 71 00:06:36,670 --> 00:06:42,790 خلاصه ای از سیره پیامبر 72 00:06:53,050 --> 00:06:56,050 محدوده آن محصور نیست 73 00:06:56,050 --> 00:07:02,660 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد 74 00:07:02,660 --> 00:07:11,839 بقیه با لب هایش حرکت کرد