WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:04.360
توقف کنید

00:00:04.360 --> 00:00:12.179
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:00:12.179 --> 00:00:16.179
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.179 --> 00:00:21.579
من یکی از همراهان مهاجر هستم

00:00:21.579 --> 00:00:25.579
وی از اساتید مکه در زمان جاهلیت و اسلام بود

00:00:25.579 --> 00:00:29.579
آنجا که نگهبان کعبه و بیت الحرام بودم

00:00:29.579 --> 00:00:32.609
او به رهبری و شجاعتش معروف بود

00:00:32.609 --> 00:00:35.770
جوانمردی و جوانمردی

00:00:35.770 --> 00:00:38.770
او با خالد بن ولید به مدینه مهاجرت کرد

00:00:38.770 --> 00:00:40.770
و عمر بن العاص

00:00:40.770 --> 00:00:43.770
در دوران آتش بس پس از عهدنامه حدیبیه

00:00:43.770 --> 00:00:47.799
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله ما را دید

00:00:47.799 --> 00:00:48.799
او گفت

00:00:48.799 --> 00:00:52.799
مکه تکه های جگرش را به سوی تو پرتاب کرد

00:00:52.799 --> 00:00:54.799
پس ما در برابر او تسلیم شدیم

00:00:54.799 --> 00:01:00.950
هنگامی که ام سلمه رضی الله عنه از مکه خارج شد

00:01:00.950 --> 00:01:02.950
او می خواهد شوهرش در شهر باشد

00:01:02.950 --> 00:01:05.950
او فقط پسر شیرخوارش را همراه داشت

00:01:05.950 --> 00:01:08.950
من او را سرگردان یافتم

00:01:08.950 --> 00:01:10.950
پس بهش گفتم

00:01:10.950 --> 00:01:13.950
پدرم مادرم را کجا می برد؟

00:01:13.950 --> 00:01:14.950
او گفت

00:01:14.950 --> 00:01:17.950
من شوهرم را در شهر می خواهم

00:01:17.950 --> 00:01:18.950
گفتم

00:01:18.950 --> 00:01:20.950
یا کسی همراهت نیست

00:01:20.950 --> 00:01:21.950
او گفت

00:01:21.950 --> 00:01:25.950
هیچکس جز خدا و این پسرم با من نیست

00:01:25.950 --> 00:01:27.079
پس گفتم

00:01:27.079 --> 00:01:30.079
به خدا چاره ای نداری

00:01:30.079 --> 00:01:34.140
پس افسار شتر خود را گرفت و با آن به راه افتاد

00:01:34.140 --> 00:01:36.140
تا اینکه شهر را معرفی کردیم

00:01:36.140 --> 00:01:38.140
پس بهش گفتم

00:01:38.140 --> 00:01:40.140
شوهرت تو این روستا هست

00:01:40.140 --> 00:01:43.140
با برکت خدا وارد آن شوید

00:01:43.140 --> 00:01:46.140
سپس رفتم و به مکه برگشتم

00:01:46.140 --> 00:01:49.140
این قبل از مسلمان شدنم بود

00:01:49.140 --> 00:01:54.209
مادر مؤمنان ام سلمه رضی الله عنه از من تعریف و تمجید کرد

00:01:54.209 --> 00:01:55.209
و او گفت

00:01:55.209 --> 00:01:58.209
من مرد عرب را ندیده ام

00:01:58.209 --> 00:02:00.209
سخاوتمندتر از او

00:02:00.209 --> 00:02:06.420
ما در زمان جاهلیت روزهای دوشنبه و پنج شنبه کعبه را باز می کردیم

00:02:06.420 --> 00:02:09.419
هرکی خواست واردش بشه

00:02:09.419 --> 00:02:15.419
روزی پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و خواست وارد کعبه شود

00:02:15.419 --> 00:02:18.419
پس با او سخت صحبت کردم و با او قهر کردم

00:02:18.419 --> 00:02:21.419
او مرا در خواب دید و سپس گفت

00:02:21.419 --> 00:02:25.419
شاید روزی این کلید را در دست من ببینی

00:02:25.419 --> 00:02:27.419
آن را در هر کجا که می خواهید قرار دهید

00:02:27.419 --> 00:02:28.419
پس گفتم

00:02:28.419 --> 00:02:32.419
قریش در آن روز هلاک و ذلیل شدند

00:02:32.419 --> 00:02:33.419
و او گفت

00:02:33.419 --> 00:02:37.550
بلکه در آن روز زنده شد و سرفراز شد

00:02:37.550 --> 00:02:41.550
هنگامی که مکه در سال هشتم هجری فتح شد

00:02:41.550 --> 00:02:45.550
رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد آن شد

00:02:45.550 --> 00:02:46.550
او به من گفت

00:02:46.550 --> 00:02:49.550
کلید کعبه را برای من بیاور

00:02:49.550 --> 00:02:51.550
پس برایش آوردم

00:02:51.550 --> 00:02:54.620
پس آن را از من گرفت و وارد کعبه شد

00:02:54.620 --> 00:02:58.620
سپس علی بن ابی طالب رضی الله عنه به سوی او قیام کرد

00:02:58.620 --> 00:02:59.620
و او گفت

00:02:59.620 --> 00:03:01.620
ای رسول خدا

00:03:01.620 --> 00:03:04.620
حجاب و آبیاری را برای ما ترکیب کنید

00:03:04.620 --> 00:03:07.620
پس خداوند متعال سخن او را بر او نازل کرد

00:03:07.620 --> 00:03:13.620
خداوند به شما دستور می دهد که امانت ها را به صاحبانشان برگردانید

00:03:13.620 --> 00:03:18.740
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا صدا کرد و فرمود

00:03:18.740 --> 00:03:20.740
اینجا کلید شماست

00:03:20.740 --> 00:03:23.740
امروز روز عدالت و وفاداری است

00:03:23.740 --> 00:03:26.740
برای ابد آن را بگیرید

00:03:26.740 --> 00:03:29.740
هیچ کس جز ظالم آن را از شما نخواهد گرفت

00:03:29.740 --> 00:03:31.810
پس وقتی رفتم

00:03:31.810 --> 00:03:34.810
مرا صدا زد که درود خدا بر او باد

00:03:34.810 --> 00:03:36.810
پس نزد او برگشتم

00:03:36.810 --> 00:03:37.810
و او گفت

00:03:37.810 --> 00:03:40.969
این چیزی نبود که بهت گفتم؟

00:03:40.969 --> 00:03:45.969
پس به یاد آوردم که او قبل از هجرت در مکه به من گفت.

00:03:45.969 --> 00:03:51.969
شاید روزی این کلید را در دست من ببینی و هر کجا که بخواهی بگذار

00:03:51.969 --> 00:03:52.969
پس گفتم

00:03:52.969 --> 00:03:57.219
آری شهادت می دهم که تو رسول خدا هستی

00:03:57.219 --> 00:04:03.189
من کی هستم؟

00:04:03.189 --> 00:04:07.189
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:04:07.189 --> 00:04:11.419
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:04:11.419 --> 00:04:16.420
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
