توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید یک چالش جدید از طرف من من از کوچکترین اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم بنده نافع بن عبدالحارث رضی الله عنه بودم بنابراین او مرا آزاد کرد و من یکی از پیروان من شدم من قرآن و علم را دوست داشتم و از آنها یاد گرفتم زمانی که عمر بن خطاب رضی الله عنه خلافت را به دست گرفت نافع بن عبدالحارث از آن در مکه استفاده کرد نافع به عصفان بیرون رفت او مرا به جانشینی خود در مکه منصوب کرد امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه در عصفان با او ملاقات کرد. به او گفت: چه کسی را جانشین اهل وادی یعنی مکه قرار دادی؟ گفت: من مردی از وفاداران ما را جانشین آنها قرار دادم. عمر گفت: بر آنها استادی گماشتم گفت من قاری کتاب الله تعالی و آگاه به فرایض دینی هستم عمر رضی الله عنه گفت و اما پیامبر شما صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند مردم را با این کتاب بزرگ می کند و دیگران را در آن قرار می دهد عمر رضی الله عنه درباره من گفت این مولا از کسانی است که خداوند در قرآن او را برتری داده است سپس به سوی کوفه حرکت کردم من به مردم قرآن و علم آموختم من به جوانان توصیه می کردم که ازدواج کنند و برای این کار پیشقدم شوند و من به آنها می گویم مثل یک زن خوب برای یک مرد مثل تاج طلایی بر سر شاه سپس علی بن ابی طالب رضی الله عنه مرا استخدام کرد در خراسان بنابراین من به سمت او حرکت کردم تا زمان مرگم آنجا ماندم من کی هستم؟