1 00:00:01,330 --> 00:00:12,210 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 2 00:00:12,210 --> 00:00:16,210 یک چالش جدید از طرف من 3 00:00:16,210 --> 00:00:24,250 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از قریش هستم 4 00:00:24,250 --> 00:00:29,250 یکی از قهرمانان و یکی از قوی ترین مردان آن 5 00:00:29,250 --> 00:00:34,250 من قوی ساخته شده بودم و به قدرت و شدت شهرت داشتم 6 00:00:34,250 --> 00:00:39,250 هیچ کس مرا نمی کشد و هیچ کس مرا نمی کشد 7 00:00:39,250 --> 00:00:43,280 کسی پشتم را روی زمین نگذارد 8 00:00:43,280 --> 00:00:47,280 اسلام آوردن من به تأخیر افتاد، بنابراین در روز فتح اسلام آوردم 9 00:00:47,280 --> 00:00:54,240 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را روزی تنها دیدم 10 00:00:54,240 --> 00:00:59,240 در بعضی از مناطق مکه این قبل از هجری بود 11 00:00:59,240 --> 00:01:04,239 او به من گفت از خدا نترس و آنچه تو را به آن فرا می خوانم بپذیر 12 00:01:04,239 --> 00:01:10,239 گفتم اگر بدانم آنچه شما می گویید درست است از شما پیروی نمی کنم 13 00:01:10,239 --> 00:01:16,239 فرمود: آیا دیده ای که اگر تو را زمین بزنم، می دانی که آنچه می گویم درست است؟ 14 00:01:16,239 --> 00:01:21,239 گفتم بله. گفت بلند شو تا من با تو کشتی بگیرم 15 00:01:21,239 --> 00:01:27,269 پس نزد او برخاستم و با او کشتی گرفتم، اما او مرا به زمین زد و مرا دراز کشید. 16 00:01:27,269 --> 00:01:31,269 تا اینکه دیگر چیزی از خودم نداشتم 17 00:01:31,269 --> 00:01:37,299 بعد گفتم محمد برگرد و دوباره مرا زد 18 00:01:37,299 --> 00:01:41,370 بنابراین شروع کردم به نگاه کردن به اطراف تا ببینم آیا کسی می تواند مرا ببیند 19 00:01:41,370 --> 00:01:48,370 گفت: تو را چه شده؟ گفتم: بعضی از چوپان ها مرا نمی بینند و جرأت می کنند به من حمله کنند 20 00:01:48,370 --> 00:01:51,370 در میان مردم خود من یکی از قوی ترین آنها هستم 21 00:01:51,370 --> 00:01:55,370 فرمود: آیا اجازه دارید برای بار سوم بجنگید؟ 22 00:01:55,370 --> 00:01:59,370 گفتم بله، پس با او کشتی گرفتم و او با من کشتی گرفت 23 00:01:59,370 --> 00:02:04,500 پس من افسرده و غمگین نشستم، و او گفت: «تو چه شده؟» 24 00:02:04,500 --> 00:02:08,500 گفتم: فکر می کردم از قریش سرسخت ترم. 25 00:02:08,500 --> 00:02:14,560 رضی الله عنه می فرماید: اگر از خدا می ترسید و از فرمان من پیروی می کنید. 26 00:02:14,560 --> 00:02:17,560 بیشتر از این بهت نشون دادم 27 00:02:17,560 --> 00:02:23,560 گفتم: چیه؟ گفت: برای این درختی که می بینی از تو دعا می کنم. 28 00:02:24,560 --> 00:02:28,560 بعد اومد پیشم گفتم بذارش 29 00:02:28,560 --> 00:02:32,560 پس او را صدا زد و او آمد و در برابر او ایستاد 30 00:02:32,560 --> 00:02:36,560 بنابراین گفتم آن را به جای خود برگردانید 31 00:02:36,560 --> 00:02:40,560 به او گفت: به جای خود برگرد. 32 00:02:40,560 --> 00:02:42,560 بنابراین او به جای خود بازگشت 33 00:02:42,560 --> 00:02:47,750 پس نزد قوم خود رفتم و گفتم: ای بنی عبد مناف 34 00:02:47,750 --> 00:02:50,750 همنشین خود، اهل زمین را جادو کن 35 00:02:50,750 --> 00:02:54,750 به خدا هیچ کس را جذاب تر از او ندیده ام 36 00:02:54,750 --> 00:03:00,129 سه بار از همسرم سهیمه المزنیه طلاق گرفتم 37 00:03:00,129 --> 00:03:04,129 پس پشیمان شدم و نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم 38 00:03:04,129 --> 00:03:07,129 پس گفتم یا رسول الله 39 00:03:07,129 --> 00:03:10,129 من همسرم را به طور کامل طلاق دادم 40 00:03:10,129 --> 00:03:13,129 او آنچه را که من می خواستم با آن گفت 41 00:03:13,129 --> 00:03:16,129 گفتم یکی 42 00:03:16,129 --> 00:03:18,129 گفت: خدایا 43 00:03:18,129 --> 00:03:21,129 گفتم خدایا 44 00:03:21,129 --> 00:03:24,159 ایشان رضی الله عنه فرمودند 45 00:03:24,159 --> 00:03:28,159 همانطور که من می خواستم است، پس او آن را به من پس داد 46 00:03:28,159 --> 00:03:32,319 و از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود 47 00:03:32,319 --> 00:03:35,319 هر دینی شخصیتی دارد 48 00:03:35,319 --> 00:03:39,610 این دین زندگی را آفرید 49 00:03:39,610 --> 00:03:45,479 من کی هستم؟ 50 00:03:45,479 --> 00:03:50,479 جواب رکنة بن عبد یزید رضی الله عنه است 51 00:03:50,479 --> 00:03:57,659 توقف کنید 52 00:03:57,659 --> 00:04:07,090 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 53 00:04:07,090 --> 00:04:11,090 یک چالش جدید از طرف من 54 00:04:11,090 --> 00:04:17,389 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 55 00:04:17,389 --> 00:04:20,389 سیدالاوص انصار است 56 00:04:20,389 --> 00:04:23,550 او از اعیان شهر است 57 00:04:23,550 --> 00:04:26,550 من در سی و یک سالگی مسلمان شدم 58 00:04:26,550 --> 00:04:31,550 این پس از آن بود که قرآن را از مصعب بن عمیر رضی الله عنه شنیدم 59 00:04:31,550 --> 00:04:36,550 رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما در مدینه 60 00:04:36,550 --> 00:04:42,550 با تشرف من به اسلام، قومی بن عبدالأشهل اسلام آورد، همه در یک روز 61 00:04:42,550 --> 00:04:46,680 سپس من و اسيد بن حضير رضي الله عنه زمام امور را به دست گرفتيم 62 00:04:46,680 --> 00:04:49,680 شکستن بت های بنی عبد الشهل 63 00:04:49,680 --> 00:04:56,680 خانه ام را مقر مصعب بن عمیر و اسد بن زراره قرار دادم که خدا از آن دو راضی باشد. 64 00:04:56,680 --> 00:05:00,680 مردم یثرب را به اسلام دعوت می کنند 65 00:05:00,680 --> 00:05:05,670 من با پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ بدر شرکت کردم 66 00:05:05,670 --> 00:05:11,670 هنگامی که برای بردن کاروان قریش بیرون رفت و قصد جنگ نداشت 67 00:05:11,670 --> 00:05:16,670 هنگامی که شتر از دست ما فرار کرد و قریش برای جنگ با ما بیرون آمدند 68 00:05:16,670 --> 00:05:22,670 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای مردم مرا نصیحت کنید. 69 00:05:22,670 --> 00:05:28,670 در میان مهاجران، ابوبکر، عمر و مقداد رضی الله عنه صحبت کردند. 70 00:05:28,670 --> 00:05:34,670 آنها خوب عمل کردند، پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنها را ستود و برایشان دعا کرد. 71 00:05:34,670 --> 00:05:39,670 سپس فرمود: ای مردم به من اشاره کنید 72 00:05:39,670 --> 00:05:44,670 گفتم: به خدا سوگند ما را می خواهی یا رسول الله. 73 00:05:44,670 --> 00:05:50,670 گفت بله، من گفتم: ما به تو ایمان داریم و به تو ایمان داریم. 74 00:05:50,670 --> 00:05:54,670 شهادت می دهیم که آنچه آورده ای حق است 75 00:05:54,670 --> 00:05:59,670 و عهد و پیمان خود را به شما دادیم که بشنوید و اطاعت کنید 76 00:05:59,670 --> 00:06:04,670 پس ای رسول خدا هر طور که می خواهی پیش برو که ما با تو هستیم 77 00:06:04,670 --> 00:06:09,670 سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد، اگر با ما از این دریا عبور کنی، آن را می گیری 78 00:06:09,670 --> 00:06:14,670 تا زمانی که یکی از ما پشت سر نمی گذاشتیم، با تو از آن عبور می کردیم 79 00:06:14,670 --> 00:06:18,670 ما از اینکه فردا دشمنمان با ما ملاقات کند متنفر نیستیم 80 00:06:18,670 --> 00:06:22,670 در جنگ صبوریم و در برخوردها صداقت 81 00:06:22,670 --> 00:06:27,670 شاید خداوند چیزی را به شما نشان دهد که چشمان شما را خوشایند کند 82 00:06:27,670 --> 00:06:30,800 لطفا با برکت خداوند ما را راهنمایی کنید 83 00:06:30,800 --> 00:06:36,800 رسول خدا صلی الله علیه و آله از گفته من خشنود شد و از آن دلگرم شد. 84 00:06:36,800 --> 00:06:44,800 سپس فرمود: برو بشارت ده که خداوند متعال یکی از آن دو گروه را به من وعده داده است. 85 00:06:44,800 --> 00:06:50,629 به خدا الان دارم به کشتی گیر مردم نگاه می کنم 86 00:06:50,629 --> 00:06:56,629 قبل از شروع جنگ بدر به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مراجعه کردم. 87 00:06:56,629 --> 00:07:01,629 برای او انباری بسازد که در آن بتواند نبرد را انجام دهد 88 00:07:01,629 --> 00:07:06,629 ما برای او رکاب تهیه می کنیم، پس اگر مسلمانان شکست بخورند 89 00:07:06,629 --> 00:07:10,629 رحمت الله علیه به مدینه بازگشت 90 00:07:10,629 --> 00:07:14,629 مردانی هستند که او را به همان اندازه دوست دارند که ما او را دوست داریم 91 00:07:14,629 --> 00:07:17,629 از او دفاع و حمایت می کنند 92 00:07:17,629 --> 00:07:22,730 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و صحابه آن را تأیید کردند 93 00:07:22,730 --> 00:07:29,529 من نگهبان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در العریش بودم. 94 00:07:29,529 --> 00:07:34,529 در جریان نبرد خندق، یک تیر به من اصابت کرد و مچ پایم را قطع کرد 95 00:07:34,529 --> 00:07:37,529 این مرگ من بود 96 00:07:37,529 --> 00:07:41,529 هنگامی که مسلمانان تابوت مرا حمل کردند و به سوی تشییع جنازه من حرکت کردند 97 00:07:41,529 --> 00:07:45,529 متوجه سبکی آن شدند، پس منافقان گفتند 98 00:07:45,529 --> 00:07:51,529 تشییع جنازه او چقدر پنهان بود و این تنها به دلیل حکومت او در بنی قریده بود 99 00:07:51,529 --> 00:07:55,529 این به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید 100 00:07:55,529 --> 00:08:00,529 گفت فرشتگان او را حمل می کنند 101 00:08:00,529 --> 00:08:06,529 پیغمبر صلی الله علیه و آله بر روی نوک پا در بقیع راه می رفت 102 00:08:06,529 --> 00:08:11,529 به خاطر تعداد زیاد فرشتگانی که هنگام تشییع جنازه من نازل شدند 103 00:08:11,529 --> 00:08:14,560 اصحاب در حال کندن قبر من بودند 104 00:08:14,560 --> 00:08:19,560 بوی مشک را می یابند تا به قبر می رسند 105 00:08:19,560 --> 00:08:22,560 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 106 00:08:22,560 --> 00:08:27,560 عرش رحمان با مرگش از عشق و اندوه متزلزل شد 107 00:08:27,560 --> 00:08:34,620 مردم از ردای ابریشمی که به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داده شده بود شگفت زده شدند 108 00:08:34,620 --> 00:08:36,620 و شروع به لمس کردن او کردند 109 00:08:36,620 --> 00:08:40,620 پس پیامبر صلی الله علیه و آله به آنان خبر داد 110 00:08:41,620 --> 00:08:46,620 نماز من در بهشت بهتر از این لباس است 111 00:08:46,620 --> 00:08:49,039 من کی هستم؟ 112 00:08:52,940 --> 00:09:05,909 جواب سعد بن معد رضی الله عنه است 113 00:09:05,909 --> 00:09:14,820 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 114 00:09:14,820 --> 00:09:18,820 یک چالش جدید از طرف من 115 00:09:18,820 --> 00:09:27,190 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از انصار هستم 116 00:09:27,190 --> 00:09:30,190 من از کسانی هستم که نظر و نصیحت دارم 117 00:09:30,190 --> 00:09:34,320 و همچنین کسانی که قدرت و شجاعت دارند 118 00:09:34,320 --> 00:09:40,320 من با پیامبر صلی الله علیه و آله بدر و همه صحنه ها را شاهد بودم 119 00:09:40,320 --> 00:09:46,320 او رضی الله عنه در بسیاری از مواقع نظر می گرفت 120 00:09:46,320 --> 00:09:49,220 تا اینکه از نظرم مطلع شدم 121 00:09:49,220 --> 00:09:54,220 من در سی و سه سالگی شاهد جنگ بدر بودم 122 00:09:54,220 --> 00:09:59,220 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله در میدان جنگ فرود آمد 123 00:09:59,220 --> 00:10:03,220 پس نزد او رفتم و عرض کردم یا رسول الله 124 00:10:03,220 --> 00:10:08,220 آیا این خانه را خانه ای دانسته ای که خداوند بر تو نازل کرده است؟ 125 00:10:08,220 --> 00:10:12,220 ما نه از آن جلو می رویم و نه از آن عقب می مانیم 126 00:10:12,220 --> 00:10:15,220 یا نظر، جنگ و دسیسه است؟ 127 00:10:15,220 --> 00:10:19,220 گفت: بلکه عقیده و جنگ و دسیسه است. 128 00:10:19,220 --> 00:10:22,220 پس گفتم یا رسول الله 129 00:10:22,220 --> 00:10:25,220 اینجا خونه نیست 130 00:10:25,220 --> 00:10:29,220 پس با مردم برخیز تا به نزدیکترین آب به مردم برسیم 131 00:10:29,220 --> 00:10:31,220 بنابراین ما آن را دانلود می کنیم 132 00:10:31,220 --> 00:10:34,220 سپس به آنچه در پشت آن در قلب است می پردازیم 133 00:10:34,220 --> 00:10:36,220 سپس روی آن حوض می سازیم 134 00:10:36,220 --> 00:10:38,220 بنابراین آن را با آب پر می کنیم 135 00:10:38,220 --> 00:10:40,220 بعد با مردم می جنگیم 136 00:10:40,220 --> 00:10:43,220 ما می نوشیم و آنها نمی نوشند 137 00:10:43,220 --> 00:10:47,220 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 138 00:10:47,220 --> 00:10:49,220 من نظری را بیان کردم 139 00:10:49,220 --> 00:10:52,250 پس او رضی الله عنه برخاست 140 00:10:52,250 --> 00:10:54,250 و مردم با او 141 00:10:54,250 --> 00:10:58,250 پس راه افتاد تا به نزدیکترین نقطه آبی به مردم رسید 142 00:10:58,250 --> 00:11:00,250 پس بر او نازل شد 143 00:11:00,250 --> 00:11:02,250 سپس دستور داد دل را برگردانند و ویران شد 144 00:11:02,250 --> 00:11:06,250 بر صخره ای که بر آن فرود آمد، حوضی ساخت 145 00:11:06,250 --> 00:11:08,250 پس پر از آب شد 146 00:11:08,250 --> 00:11:10,250 و اکنون تهمت بی اهمیت است 147 00:11:10,250 --> 00:11:13,049 و در جنگ احد 148 00:11:13,049 --> 00:11:15,049 و بعد از اینکه مردم لو رفتند 149 00:11:15,049 --> 00:11:18,049 من یکی از هفت انصار بودم 150 00:11:18,049 --> 00:11:22,049 کسانی که در اطراف پیامبر صلی الله علیه و آله ثابت قدم ماندند 151 00:11:22,049 --> 00:11:26,049 و هفت نفر دیگر از برادران مهاجرمان 152 00:11:26,049 --> 00:11:30,049 پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با ما بیعت کرد 153 00:11:30,049 --> 00:11:32,049 ما از او دفاع کردیم 154 00:11:32,049 --> 00:11:34,049 ما مشرکان را بیرون کردیم 155 00:11:34,049 --> 00:11:39,370 تا اینکه خداوند پیامبرش صلی الله علیه و آله را حفظ کرد 156 00:11:39,370 --> 00:11:45,820 من کی هستم؟ 157 00:11:45,820 --> 00:11:46,820 پاسخ 158 00:11:46,820 --> 00:11:50,820 حباب بن المندیر رضی الله عنه 159 00:11:50,820 --> 00:11:58,389 توقف کنید 160 00:11:58,389 --> 00:12:06,240 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 161 00:12:06,240 --> 00:12:10,240 یک چالش جدید از طرف من 162 00:12:10,240 --> 00:12:15,960 من از اصحاب زن انصاری هستم 163 00:12:15,960 --> 00:12:17,960 از بن النجار 164 00:12:17,960 --> 00:12:20,960 من از اولین کسانی بودم که اسلام آوردم 165 00:12:20,960 --> 00:12:25,960 من عمه مادری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 166 00:12:25,960 --> 00:12:29,059 شوهر من یک همراه عالی است 167 00:12:29,059 --> 00:12:32,059 عباده بن السامط رضی الله عنه 168 00:12:32,059 --> 00:12:38,220 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زیاد به ما سر می زد 169 00:12:38,220 --> 00:12:41,220 یک بار وارد خانه ما شد 170 00:12:41,220 --> 00:12:46,220 جز من و خواهرم ام سلیم و دخترش انس کسی در آن نیست 171 00:12:46,220 --> 00:12:49,220 ایشان رضی الله عنه فرمودند 172 00:12:49,220 --> 00:12:52,220 برخیز و من به تو می پیوندم 173 00:12:52,220 --> 00:12:55,220 او ما را در نماز خارج از وقت نماز رهبری کرد 174 00:12:57,370 --> 00:13:01,370 رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی مرا زیارت کرد 175 00:13:01,370 --> 00:13:05,399 پس به او غذا دادم و سرش را خیس کردم 176 00:13:05,399 --> 00:13:09,399 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به خواب رفت 177 00:13:09,399 --> 00:13:12,429 بعد با خنده از خواب بیدار شد 178 00:13:12,429 --> 00:13:16,429 گفتم: ای رسول خدا چه چیزی تو را می خنداند؟ 179 00:13:16,429 --> 00:13:22,429 مردمی از امت من برای رضای خدا به من پیشنهاد کردند 180 00:13:22,429 --> 00:13:25,429 بر این دریا سوار می شوند 181 00:13:25,429 --> 00:13:28,429 مانند سلطنت بر خانواده 182 00:13:28,429 --> 00:13:31,529 پس گفتم یا رسول الله 183 00:13:31,529 --> 00:13:34,529 از خدا می خواهم که من را یکی از آنها قرار دهد 184 00:13:34,529 --> 00:13:38,529 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بر من دعا کرد 185 00:13:38,529 --> 00:13:41,529 سپس سرش را پایین انداخت و به خواب رفت 186 00:13:41,529 --> 00:13:44,529 بعد با خنده از خواب بیدار شد 187 00:13:44,529 --> 00:13:48,529 گفتم: ای رسول خدا چه چیزی تو را می خنداند؟ 188 00:13:48,529 --> 00:13:54,529 مردمی از امت من برای رضای خدا به من پیشنهاد کردند 189 00:13:54,529 --> 00:13:57,529 بر این دریا سوار می شوند 190 00:13:57,529 --> 00:14:00,529 مانند سلطنت بر خانواده 191 00:14:00,529 --> 00:14:03,529 پس گفتم یا رسول الله 192 00:14:03,529 --> 00:14:06,529 از خدا می خواهم که من را یکی از آنها قرار دهد 193 00:14:06,529 --> 00:14:10,529 گفت: تو از اولین ها هستی. 194 00:14:10,529 --> 00:14:13,820 پس سوار دریا شد و در راه خدا جنگید 195 00:14:13,820 --> 00:14:17,820 با شوهرم عباده بن السامط رضی الله عنه 196 00:14:17,820 --> 00:14:20,850 وقتی به جزیره قبرس رسیدیم 197 00:14:20,850 --> 00:14:23,850 از دریا بیرون آمدم 198 00:14:23,850 --> 00:14:26,850 حیوانی را برایم آوردند تا سوار آن شوم 199 00:14:26,850 --> 00:14:29,850 حیوان مرا زمین زد و افتادم 200 00:14:29,850 --> 00:14:32,850 پس گردنم شکست و روحم لبریز شد 201 00:14:32,850 --> 00:14:35,850 و من به جای خودم دفن شدم 202 00:14:35,850 --> 00:14:38,850 این در امارت معاویه بود 203 00:14:38,850 --> 00:14:41,850 و جانشینی عثمان رضی الله عنه هر دو 204 00:14:41,850 --> 00:14:45,909 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 205 00:14:45,909 --> 00:14:48,909 اولین لشکر ملت من که به دریا رفت 206 00:14:48,909 --> 00:14:51,909 مکلف کرده اند 207 00:14:51,909 --> 00:14:54,909 یعنی آنچه را که مکلف بودند انجام دادند 208 00:14:54,909 --> 00:14:58,169 با ورود به بهشت من کیستم؟ 209 00:14:58,169 --> 00:15:05,940 جواب ممنوع است 210 00:15:05,940 --> 00:15:08,940 دختر ملحان انصاریه رضی الله عنه 211 00:15:08,940 --> 00:15:14,980 توقف کنید 212 00:15:14,980 --> 00:15:17,980 و صحابه را بشناسید 213 00:15:17,980 --> 00:15:20,980 دانشمندان و چهره ها 214 00:15:20,980 --> 00:15:26,889 چالش جدید 215 00:15:26,889 --> 00:15:32,509 من کی هستم؟ 216 00:15:32,509 --> 00:15:35,509 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 217 00:15:35,509 --> 00:15:38,509 من هم پیمان اهل مکه بودم 218 00:15:38,509 --> 00:15:41,509 وقتی از اسلام شنیدم 219 00:15:41,509 --> 00:15:44,580 من از اولین کسانی بودم که اسلام آوردم 220 00:15:44,580 --> 00:15:47,580 جایی که من ششمین نفر روی زمین بودم 221 00:15:47,580 --> 00:15:50,639 مسلمان غیر ما 222 00:15:50,639 --> 00:15:53,639 من به ابن ام عبد معروف بودم 223 00:15:53,639 --> 00:15:56,639 روایات فراوان من از احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 224 00:15:56,639 --> 00:15:59,639 من اولین کسی بودم که قرآن را با صدای بلند تلاوت کردم 225 00:15:59,639 --> 00:16:02,639 در مکه بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله 226 00:16:02,639 --> 00:16:05,639 و به خاطر آن به نام خدا آسیب دیدم 227 00:16:05,639 --> 00:16:08,639 هر دو مهاجرت کردند 228 00:16:08,639 --> 00:16:11,769 به طرف دو قبله نماز خواندم 229 00:16:11,769 --> 00:16:14,769 من شاهد همه صحنه ها بودم 230 00:16:14,769 --> 00:16:17,769 با پیامبر صلی الله علیه و آله 231 00:16:17,769 --> 00:16:21,730 خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسیدم 232 00:16:22,730 --> 00:16:25,730 و من بیشتر با او ماندم 233 00:16:25,730 --> 00:16:28,759 و من صاحب راز او بودم 234 00:16:28,759 --> 00:16:31,759 حتی برخی از اصحاب فکر می کردند که من از خانواده ایشان هستم 235 00:16:31,759 --> 00:16:34,820 از دهان او رضی الله عنه برداشته شد 236 00:16:34,820 --> 00:16:37,820 مستقیم بیش از هفتاد سوره 237 00:16:37,820 --> 00:16:40,820 هیچ کس با من در مورد آن بحث نکرد 238 00:16:40,820 --> 00:16:43,889 من مشتاق یادگیری قرآن بودم 239 00:16:43,889 --> 00:16:46,889 و به او آموزش دهید 240 00:16:46,889 --> 00:16:49,889 به خدایی که جز او معبودی نیست 241 00:16:49,889 --> 00:16:52,889 آیه ای از کتاب خدا نازل شده است 242 00:16:52,889 --> 00:16:55,889 جز اینکه من می دانم کجا فرود آمده است 243 00:16:55,889 --> 00:16:58,889 و همانطور که فرود آمدم 244 00:16:58,889 --> 00:17:01,889 اگر کسی را می شناسم که کتاب خدا را بیشتر از من می داند 245 00:17:01,889 --> 00:17:04,890 شتر به او می رسد 246 00:17:04,890 --> 00:17:07,890 من برای او سوار می شدم 247 00:17:07,890 --> 00:17:10,890 به خدا سوگند اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می دانستند 248 00:17:10,890 --> 00:17:13,890 من کسی هستم که کتاب خدا را به آنها می آموزم 249 00:17:13,890 --> 00:17:16,950 و من با آنها خوب نیستم 250 00:17:17,950 --> 00:17:20,950 قرآن را از چهار بگیرید 251 00:17:20,950 --> 00:17:23,950 از ابن ام عبد 252 00:17:23,950 --> 00:17:26,950 پس پدرم و معاذ بن جبل شروع کردند 253 00:17:26,950 --> 00:17:29,950 و ابی بن کعب و سالم 254 00:17:29,950 --> 00:17:33,240 مولا ابوحذیفه 255 00:17:33,240 --> 00:17:36,240 پیامبر صلی الله علیه و آله به من گفت 256 00:17:36,240 --> 00:17:39,240 یه روز برام بخون 257 00:17:39,240 --> 00:17:42,299 گفتم برای شما و شما خواندم 258 00:17:42,299 --> 00:17:45,299 اومد پایین و گفت آره 259 00:17:45,299 --> 00:17:48,299 من دوست دارم آن را از دیگران بشنوم 260 00:17:48,299 --> 00:17:51,299 پس سوره نساء را بر او خواندم 261 00:17:51,299 --> 00:17:54,299 تا اینکه به آنچه خداوند متعال فرموده رسیدم 262 00:17:54,299 --> 00:17:57,299 پس چه می شود اگر از همه بیاییم 263 00:17:57,299 --> 00:18:00,299 ملتی با شهید 264 00:18:00,299 --> 00:18:03,299 ما شما را به این مسائل رساندیم 265 00:18:03,299 --> 00:18:06,299 یک شهید به من گفت 266 00:18:06,299 --> 00:18:09,299 همین برای تو کافی است، پس به سمت او برگشتم 267 00:18:09,299 --> 00:18:12,299 سپس چشمانش پر از اشک شد 268 00:18:12,299 --> 00:18:16,299 پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد 269 00:18:16,299 --> 00:18:19,299 یک شب در مسجد 270 00:18:19,299 --> 00:18:22,299 ابوبکر و عمر رضی الله عنه با او بودند 271 00:18:22,299 --> 00:18:25,299 مرا در حال دعا و نیایش یافت 272 00:18:25,299 --> 00:18:28,299 ایشان رضی الله عنه فرمودند 273 00:18:28,299 --> 00:18:31,299 بخواهید به شما داده می شود 274 00:18:31,299 --> 00:18:34,299 بخواهید به شما داده می شود 275 00:18:34,299 --> 00:18:37,299 سپس فرمود: چه کسی از خواندن قرآن راضی است؟ 276 00:18:37,299 --> 00:18:40,299 همان گونه که آشکار شد نازل شد 277 00:18:41,299 --> 00:18:44,390 پس وقتی شدم 278 00:18:44,390 --> 00:18:47,390 فردا نزد ابوبکر رضی الله عنه می روم 279 00:18:47,390 --> 00:18:50,390 تا یه خبر خوب بهم بدی 280 00:18:50,390 --> 00:18:53,390 او آنچه را که دیروز از خدا خواسته بودم به من گفت 281 00:18:53,390 --> 00:18:56,420 پس گفتم از خدا خواستم 282 00:18:56,420 --> 00:18:59,420 ایمانی که تزلزل نمی کند 283 00:18:59,420 --> 00:19:02,420 و سعادت بی پایان 284 00:19:02,420 --> 00:19:05,680 و محمد را تا برترین بهشت ابدیت همراهی کن 285 00:19:05,680 --> 00:19:08,680 سپس عمر آمد تا به من مژده دهد 286 00:19:08,680 --> 00:19:11,680 متوجه شد که ابوبکر از او پیشی گرفته است 287 00:19:11,680 --> 00:19:15,740 روزی با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 288 00:19:15,740 --> 00:19:18,740 و دوستانش 289 00:19:18,740 --> 00:19:21,740 پس از درختی بالا رفتم و سیواک گرفتم 290 00:19:21,740 --> 00:19:24,769 از اراک 291 00:19:24,769 --> 00:19:27,769 پس باد پاهایم را آشکار کرد 292 00:19:27,769 --> 00:19:30,769 مردم به من خندیدند 293 00:19:30,769 --> 00:19:33,769 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 294 00:19:33,769 --> 00:19:36,769 به چی میخندی 295 00:19:36,769 --> 00:19:39,829 از دقت پاهایم 296 00:19:39,829 --> 00:19:42,829 ایشان رضی الله عنه فرمودند 297 00:19:42,829 --> 00:19:45,829 سوگند به کسی که جان من در دست اوست 298 00:19:45,829 --> 00:19:48,829 آنها در مقیاس از کوه احد سنگین ترند 299 00:19:48,829 --> 00:19:57,049 من کی هستم؟ 300 00:19:57,049 --> 00:20:00,049 پاسخ عبدالله بن مسعود است 301 00:20:00,049 --> 00:20:08,009 خداوند از او راضی باشد 302 00:20:08,009 --> 00:20:11,009 توقف کن و بفهم 303 00:20:11,009 --> 00:20:16,950 بر صحابه و علما و بزرگان 304 00:20:16,950 --> 00:20:19,950 یک چالش جدید از طرف من 305 00:20:19,950 --> 00:20:25,259 من یکی از اصحاب هستم 306 00:20:25,259 --> 00:20:28,289 یکی از اساتید انصار 307 00:20:28,289 --> 00:20:31,289 من پیش از اسلام رهبر الاوصاف در یثرب بودم 308 00:20:31,289 --> 00:20:34,289 و کسانی که در مورد آنها نظر دارند 309 00:20:34,289 --> 00:20:37,289 من از شیوخ ارشد عرب بودم 310 00:20:37,289 --> 00:20:40,289 در دوران جاهليت و در ميان مبارزان آنها 311 00:20:40,289 --> 00:20:43,289 سختی ها و تو مالک بودی 312 00:20:43,289 --> 00:20:46,289 فکر روشن و شخصیت قوی 313 00:20:47,289 --> 00:20:50,380 من یکی از قبایل بودم 314 00:20:50,380 --> 00:20:53,380 شب 12 عقبه 315 00:20:53,380 --> 00:20:56,380 از ماندن در بدر پشیمان شدم 316 00:20:56,380 --> 00:20:59,380 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله برگشت 317 00:20:59,380 --> 00:21:02,380 از جنگ به او گفتم 318 00:21:02,380 --> 00:21:05,380 ای رسول خدا، الحمدلله 319 00:21:05,380 --> 00:21:08,420 که تو را بافته و به زمین زد 320 00:21:08,420 --> 00:21:11,420 به خدا، ای رسول خدا 321 00:21:11,420 --> 00:21:14,420 فکر می کنم بدر را از دست نمی دادم 322 00:21:14,420 --> 00:21:17,420 او یک دشمن است 323 00:21:17,420 --> 00:21:20,420 اما فکر کردم کاروان است 324 00:21:20,420 --> 00:21:23,420 اگر فکر می کردم او دشمن است، عقب نمی ماندم 325 00:21:23,420 --> 00:21:26,420 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود 326 00:21:26,420 --> 00:21:29,420 حق با شماست 327 00:21:29,420 --> 00:21:32,420 بعد با او شاهد تمام صحنه ها بودم 328 00:21:32,420 --> 00:21:36,339 روز یکشنبه، او هفت عمل جراحی داشت 329 00:21:36,339 --> 00:21:39,339 وقتی مصعب بن عمیر رضی الله عنه آمد 330 00:21:39,339 --> 00:21:42,339 به شهر 331 00:21:42,339 --> 00:21:45,339 برو پیش این پسر باهوش 332 00:21:45,339 --> 00:21:48,339 و از ابری شدن مجالس ما نهی کنید 333 00:21:48,339 --> 00:21:51,339 پس نیزه ام را برداشتم و نزد او رفتم 334 00:21:51,339 --> 00:21:54,339 بهش گفتم اگه مال تو بود 335 00:21:54,339 --> 00:21:57,339 شما به چیزی نیاز دارید، پس به ما نگویید 336 00:21:57,339 --> 00:22:00,339 مصعب به من گفت: یا می نشینی؟ 337 00:22:00,339 --> 00:22:03,339 پس شما گوش می دهید و اگر خوب باشد قبول می کنید 338 00:22:03,339 --> 00:22:06,339 حتی اگر غیر از این باشد 339 00:22:06,339 --> 00:22:09,339 از تو روی گردان شدم و به او گفتم 340 00:22:09,339 --> 00:22:12,339 من عدالت را رعایت کردم 341 00:22:12,339 --> 00:22:15,339 پس نیزه ام را متمرکز کردم و نشستم 342 00:22:15,339 --> 00:22:18,339 پس از قرآن بر من تلاوت کرد 343 00:22:18,339 --> 00:22:21,339 حرف هایش به گوشم رسید 344 00:22:21,339 --> 00:22:24,339 تا اینکه سینه ام را باز کنم 345 00:22:24,339 --> 00:22:28,180 صورتم عوض شد 346 00:22:28,180 --> 00:22:31,180 و وارد اسلام شدم 347 00:22:31,180 --> 00:22:34,180 از زمان اسلام من 348 00:22:34,180 --> 00:22:37,180 دلم به محبت قرآن است 349 00:22:37,180 --> 00:22:40,180 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد. یه روز خوندمش 350 00:22:40,180 --> 00:22:43,180 گفت: به تو داده شده است 351 00:22:43,180 --> 00:22:46,180 فلوت از خاندان داوود 352 00:22:46,180 --> 00:22:49,400 و یک شب خواندم 353 00:22:49,400 --> 00:22:52,400 سوره بقره و اسبم بسته 354 00:22:52,400 --> 00:22:55,400 در حیاط خانه و کنار آن 355 00:22:55,400 --> 00:22:58,400 پسرم خواب بود و مادیان عصبانی شد 356 00:22:58,400 --> 00:23:01,400 پس او ساکت ماند و پارسیان نیز ساکت ماندند 357 00:23:01,400 --> 00:23:04,400 بنابراین خواندن را از سر گرفتم 358 00:23:04,400 --> 00:23:07,400 سپس به آسمان نگاه کردم 359 00:23:07,400 --> 00:23:10,400 بعد مثل ابر شد 360 00:23:10,400 --> 00:23:13,400 در وسط لامپ ها قرار دارد 361 00:23:13,400 --> 00:23:16,460 به آسمان بلند می شود 362 00:23:16,460 --> 00:23:19,460 تا اینکه دلم براش تنگ شد 363 00:23:19,460 --> 00:23:22,460 پس وقتی شدم 364 00:23:22,460 --> 00:23:25,460 به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتم 365 00:23:25,460 --> 00:23:28,460 و او گفت 366 00:23:28,460 --> 00:23:31,460 آن فرشتگان فرود آمدند 367 00:23:31,460 --> 00:23:34,460 آن فرشتگان فرود آمدند 368 00:23:34,460 --> 00:23:37,460 حتی اگر بخوانی هم می شنوی 369 00:23:37,460 --> 00:23:40,460 بنابراین مردم به او نگاه می کردند 370 00:23:40,460 --> 00:23:44,420 از آنها پنهان نشوید 371 00:23:44,420 --> 00:23:47,420 به دنبال خدمت به مسلمانان نیازمند بودم 372 00:23:47,420 --> 00:23:50,420 یک بار نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم 373 00:23:50,420 --> 00:23:53,420 به او اشاره کردم 374 00:23:53,420 --> 00:23:56,420 نیاز خانواده ای که اکثرا زن هستند 375 00:23:56,420 --> 00:23:59,420 او به من گفت 376 00:23:59,420 --> 00:24:02,420 به ما غذا تعارف کرد و آنها را به من یادآوری کرد 377 00:24:02,420 --> 00:24:05,460 به او غذا پیشنهاد شد 378 00:24:05,460 --> 00:24:08,460 پس به او یادآوری کردم 379 00:24:08,460 --> 00:24:11,460 بنابراین من به آنها پاداش می دهم 380 00:24:11,460 --> 00:24:14,460 به او گفتم ای پیامبر خدا به تو اجر دهد 381 00:24:14,460 --> 00:24:17,460 بهترین پاداش 382 00:24:17,460 --> 00:24:20,460 گفت: و شما انصار هستید 383 00:24:20,460 --> 00:24:23,460 خداوند به شما بهترین پاداش را بدهد 384 00:24:23,460 --> 00:24:26,460 زیرا عفت و بردباری را نیاموخته ای 385 00:24:26,460 --> 00:24:29,460 توقف کنید 386 00:24:29,460 --> 00:24:33,029 توقف کنید 387 00:24:33,029 --> 00:24:40,509 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 388 00:24:40,509 --> 00:24:43,509 چالش جدید 389 00:24:43,509 --> 00:24:51,440 من کی هستم؟ 390 00:24:51,440 --> 00:24:54,440 من یکی از اصحابی هستم که در مکه بزرگ شدم 391 00:24:54,440 --> 00:25:00,319 من اصالتاً اهل حبشه هستم 392 00:25:00,319 --> 00:25:03,319 من یکی از اصحاب هستم 393 00:25:03,319 --> 00:25:08,400 من یکی از اصحاب هستم 394 00:25:08,400 --> 00:25:11,400 من در مکه بزرگ شدم و اصالتاً حبشه ای هستم 395 00:25:11,400 --> 00:25:14,559 من به سمت اتیوپیایی ها نیزه پرتاب می کردم 396 00:25:14,559 --> 00:25:17,589 بگو چرا اشتباه کردم 397 00:25:17,589 --> 00:25:20,589 اسلام تا بعد از فتح مکه به تأخیر افتاد 398 00:25:20,589 --> 00:25:23,720 شما بهترین مردم را در زمان جاهلیت کشتید 399 00:25:23,720 --> 00:25:26,720 بدترین مردم اسلام 400 00:25:26,720 --> 00:25:30,869 بنده جبیر بن مطیم بودم 401 00:25:30,869 --> 00:25:33,869 عمویش طویمه بن عدی بود 402 00:25:33,869 --> 00:25:36,869 او در روز بدر کشته شد 403 00:25:36,869 --> 00:25:39,940 هنگامی که قریش به سوی احد لشکر کشید 404 00:25:39,940 --> 00:25:42,940 جبیر به من گفت 405 00:25:42,940 --> 00:25:45,940 اگر حمزه عموی محمد را بکشی عمویم 406 00:25:45,940 --> 00:25:49,099 تو پیر شدی 407 00:25:49,099 --> 00:25:52,099 پس با مردم بیرون رفتم و چون دو لشکر به هم رسیدند 408 00:25:52,099 --> 00:25:55,099 به حمزه نگاه کردم و متوجه او شدم 409 00:25:55,099 --> 00:25:58,099 تا این که او را مثل شتر برگی دیدم 410 00:25:58,099 --> 00:26:01,099 در نشان دادن مردم 411 00:26:01,099 --> 00:26:04,099 او مردم را با شمشیر خود هدایت می کند 412 00:26:04,099 --> 00:26:07,160 گفتم برایش کاری انجام دهند 413 00:26:07,160 --> 00:26:10,220 با یک درخت یا سنگ از او محافظت می کردم 414 00:26:10,220 --> 00:26:13,220 وقتی به من نزدیک شد 415 00:26:13,220 --> 00:26:16,220 نیزه ام را تکان دادم تا از آن راضی شدم 416 00:26:16,220 --> 00:26:19,220 فشارش دادم رویش 417 00:26:19,220 --> 00:26:22,220 در زیر شکمش افتاد 418 00:26:22,220 --> 00:26:25,220 تا اینکه از بین پاهایم بیرون آمد 419 00:26:25,220 --> 00:26:28,319 پس افتاد 420 00:26:28,319 --> 00:26:31,380 سپس رفت تا بلند شود اما نتوانست 421 00:26:31,380 --> 00:26:34,380 تا اینکه فوت کرد 422 00:26:34,380 --> 00:26:37,380 سپس نزد او آمدم و نیزه ام را گرفتم 423 00:26:37,380 --> 00:26:40,380 سپس به سربازی برگشتم 424 00:26:40,380 --> 00:26:43,509 من به هیچ چیز دیگری نیاز نداشتم 425 00:26:43,509 --> 00:26:47,440 وقتی به مکه آمد، آزاد شد 426 00:26:47,440 --> 00:26:50,440 من در مکه زندگی کردم تا اینکه مکه فتح شد 427 00:26:50,440 --> 00:26:53,440 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 428 00:26:53,440 --> 00:26:56,440 پس به طائف گریخت 429 00:26:56,440 --> 00:26:59,440 بنابراین من در آن بودم 430 00:27:00,440 --> 00:27:03,440 و من گفتم 431 00:27:03,440 --> 00:27:06,440 او به شام یا یمن وابسته بود 432 00:27:06,440 --> 00:27:09,440 یا در برخی کشورها 433 00:27:09,440 --> 00:27:12,440 من در آن هستم 434 00:27:12,440 --> 00:27:15,440 وقتی مردی به من گفت 435 00:27:15,440 --> 00:27:18,440 وای بر تو ای محمد سوگند به خدا 436 00:27:18,440 --> 00:27:21,440 هر چه کسی را می کشد که وارد دین او شده است 437 00:27:21,440 --> 00:27:24,599 وقتی این را به من گفت 438 00:27:24,599 --> 00:27:27,599 بیرون رفتم تا نزد رسول خدا رسیدم 439 00:27:27,599 --> 00:27:30,599 خداوند او را در مدینه رحمت کند 440 00:27:30,599 --> 00:27:33,599 تا من ایستاده بودم تمامش نکرد 441 00:27:33,599 --> 00:27:36,599 بر سر او شهادت می دهم 442 00:27:36,599 --> 00:27:39,599 شهادت حق وقتی مرا دید 443 00:27:39,599 --> 00:27:42,599 گفت: بشین با من حرف بزن. 444 00:27:42,599 --> 00:27:45,599 چگونه حمزه را کشتى؟ پس به او گفتم 445 00:27:45,599 --> 00:27:48,630 گفت: وای بر تو! 446 00:27:48,630 --> 00:27:51,630 صورت تو از من ناپدید شده است، بنابراین نمی توانم تو را ببینم 447 00:27:51,630 --> 00:27:54,819 من هم از آن اجتناب می کردم 448 00:27:54,819 --> 00:27:57,819 و پشت سر او در کنیسه ها می نشینم 449 00:27:57,819 --> 00:28:00,819 تا اینکه خداوند متعال او را گرفت 450 00:28:00,819 --> 00:28:04,720 پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 451 00:28:04,720 --> 00:28:07,720 مسلمانان رفتند 452 00:28:07,720 --> 00:28:10,720 به مسلمه دروغگو 453 00:28:10,720 --> 00:28:13,720 صاحب الیمامه برای جنگ با مرتدین 454 00:28:13,720 --> 00:28:16,720 با او نیزه ام را گرفتم 455 00:28:16,720 --> 00:28:19,720 او در حالی که نیزه را حمل می کرد با آنها بیرون رفت 456 00:28:19,720 --> 00:28:22,980 که با آن حمزه کشته شد 457 00:28:22,980 --> 00:28:25,980 وقتی مردم ملاقات کردند، مصلیمه را دیدم 458 00:28:25,980 --> 00:28:28,980 ایستاده با شمشیر در دست 459 00:28:28,980 --> 00:28:31,980 پس برای او آماده شد و برای او آماده شد 460 00:28:31,980 --> 00:28:34,980 مردی از انصار، هر دوی ما او را می خواهیم 461 00:28:34,980 --> 00:28:38,009 وقتی به او نزدیک شدیم 462 00:28:38,009 --> 00:28:41,009 نیزه ام را تکان دادم و به طرفش زدم 463 00:28:41,009 --> 00:28:44,009 در ناحیه شرمگاه او افتاد 464 00:28:44,009 --> 00:28:47,009 الانصاری به او حمله کرد و او را کتک زد 465 00:28:47,009 --> 00:28:50,009 به شمشیر، پروردگارت داناتر است 466 00:28:50,009 --> 00:28:53,140 سپس شنیدم که یکی در روز یومامه فریاد می زد و می گفت 467 00:28:53,140 --> 00:28:56,140 مسیلمه غلام سیاه را کشت 468 00:28:56,140 --> 00:28:59,140 مسیلمه غلام سیاه را کشت 469 00:28:59,140 --> 00:29:02,140 من کی هستم؟ 470 00:29:02,140 --> 00:29:10,220 پاسخ وحشی بن حرب است 471 00:29:10,220 --> 00:29:13,220 خداوند از او راضی باشد 472 00:29:13,220 --> 00:29:21,059 توقف کنید 473 00:29:21,059 --> 00:29:24,059 با صحابه و علما آشنا شد 474 00:29:24,059 --> 00:29:29,900 و پرچم ها 475 00:29:30,900 --> 00:29:33,900 تعریف جدیدی از اینکه من کی هستم 476 00:29:33,900 --> 00:29:39,400 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 477 00:29:39,400 --> 00:29:42,400 در میان مهاجران سابق 478 00:29:42,400 --> 00:29:45,430 به اسلام 479 00:29:45,430 --> 00:29:48,430 او به حبشه و سپس به مدینه مهاجرت کرد 480 00:29:48,430 --> 00:29:51,430 او به خاطر شجاعتش در جنگ معروف بود 481 00:29:51,430 --> 00:29:54,430 و صبر در مصیبت 482 00:29:54,430 --> 00:29:57,430 من فرستاده پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 483 00:29:57,430 --> 00:30:00,430 به خسرو، پادشاه ایرانیان 484 00:30:01,430 --> 00:30:04,430 او را به اسلام دعوت کردند 485 00:30:04,430 --> 00:30:07,430 پس در ایوانش به دیدن خسرو رفتم 486 00:30:07,430 --> 00:30:10,430 نامه رسول خدا صلی الله علیه و آله را به او دادم 487 00:30:10,430 --> 00:30:13,430 وقتی خواند 488 00:30:13,430 --> 00:30:16,430 عصبانی شد و کتاب را پاره کرد 489 00:30:16,430 --> 00:30:19,430 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 490 00:30:19,430 --> 00:30:23,519 خداوند پادشاهی او را پاره کرد 491 00:30:23,519 --> 00:30:26,519 پیامبر صلی الله علیه و آله مبعوث شد 492 00:30:26,519 --> 00:30:29,519 راز یک بار او مرا به آنها دستور داد 493 00:30:29,519 --> 00:30:32,519 پس در راه پیاده شدیم 494 00:30:32,519 --> 00:30:35,519 برای گرم شدن آتش روشن کردیم 495 00:30:35,519 --> 00:30:38,519 غذایمان را روی آن درست می کنیم 496 00:30:38,519 --> 00:30:41,519 من مردی بودم که عاشق شوخی بودم 497 00:30:41,519 --> 00:30:44,519 پس به دوستانم گفتم 498 00:30:44,519 --> 00:30:47,519 آیا من مجبور نیستم به شما گوش کنم و اطاعت کنم؟ 499 00:30:47,519 --> 00:30:50,519 گفتند بله 500 00:30:50,519 --> 00:30:53,519 گفتم: مصمم هستم که این کار را برای شما انجام دهم. 501 00:30:53,519 --> 00:30:56,519 مگر اینکه در این آتش پافشاری کنی 502 00:30:56,519 --> 00:30:59,519 وقتی دیدم دارند در آن می افتند 503 00:30:59,519 --> 00:31:02,519 به آنها گفتم دست نگه دارند 504 00:31:02,519 --> 00:31:05,519 فقط داشتم باهات میخندیدم 505 00:31:05,519 --> 00:31:08,519 وقتی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند 506 00:31:08,519 --> 00:31:11,519 به او اشاره کردند 507 00:31:11,519 --> 00:31:14,519 گفت: فرمان تو کیست؟ 508 00:31:14,519 --> 00:31:17,519 با نافرمانی از او اطاعت مکن 509 00:31:17,519 --> 00:31:21,539 اطاعت فقط در خیر است 510 00:31:21,539 --> 00:31:24,539 با لشکری که امیرالمؤمنین فرستاده بود بیرون رفتم 511 00:31:24,539 --> 00:31:27,539 عمر بن خطاب رضی الله عنه به خاطر جنگ با رومیان 512 00:31:27,539 --> 00:31:30,539 رومی ها مرا اسیر کردند 513 00:31:30,539 --> 00:31:33,539 و مرا نزد پادشاه خود بردند 514 00:31:33,539 --> 00:31:36,539 گفتند این یکی از اصحاب محمد است 515 00:31:36,539 --> 00:31:39,539 پادشاه آنها سزار به من گفت 516 00:31:39,539 --> 00:31:42,539 آیا می توانید مسیحی شوید؟ 517 00:31:42,539 --> 00:31:45,539 و نصف اموالم را به تو می دهم 518 00:31:45,539 --> 00:31:48,539 گفتم اگر هر چه داری به من بدهی 519 00:31:48,539 --> 00:31:51,539 و همه پادشاه عرب 520 00:31:52,539 --> 00:31:55,539 این و آن را گفتی 521 00:31:55,539 --> 00:31:58,539 پس به من دستور داد 522 00:31:58,539 --> 00:32:01,539 پس مرا به صلیب کشیدند 523 00:32:01,539 --> 00:32:04,539 به تیرانداز گفت 524 00:32:04,539 --> 00:32:07,539 او را به بدنش نزدیک کنید 525 00:32:07,539 --> 00:32:10,539 او به من پیشنهاد می کند که از دین خود دست بکشم 526 00:32:10,539 --> 00:32:13,539 من پرهیز میکنم 527 00:32:13,539 --> 00:32:16,539 پس مرا زیر پا گذاشتند 528 00:32:16,539 --> 00:32:19,539 بعد مرا در خانه ای بدون غذا گذاشتند 529 00:32:19,539 --> 00:32:22,539 سه روز بدون خوردن و آشامیدن ماندم 530 00:32:22,539 --> 00:32:25,539 تا اینکه گردنم را خم کردم 531 00:32:25,539 --> 00:32:28,539 پس مرا بیرون آوردند 532 00:32:28,539 --> 00:32:31,539 سزار به من گفت 533 00:32:31,539 --> 00:32:34,539 چه چیزی شما را از خوردن و آشامیدن باز داشت؟ 534 00:32:34,539 --> 00:32:37,539 گفتم: می دانم که خوردن برای من جایز است. 535 00:32:37,539 --> 00:32:40,539 از این بدی ها در مواقع لزوم 536 00:32:40,539 --> 00:32:43,539 اما من بدم می آمد که از اسلام برای شما غرور کنم 537 00:32:43,539 --> 00:32:46,640 سپس سزار را صدا زد 538 00:32:46,640 --> 00:32:49,640 یک قابلمه بزرگ و داخل آن روغن بریزید 539 00:32:49,640 --> 00:32:52,640 تا اینکه به جوش آمد 540 00:32:52,640 --> 00:32:55,640 مردی را از زندان صدا کرد و دستور داد بیاید 541 00:32:55,640 --> 00:32:58,640 سپس آن را داخل روغن در حال جوش بریزید 542 00:32:58,640 --> 00:33:01,640 او مرد و استخوان هایش نمایان شد 543 00:33:01,640 --> 00:33:04,640 او به من مسیحیت را پیشنهاد می کند و من قبول نمی کنم 544 00:33:04,640 --> 00:33:07,640 سزار به آنها گفت 545 00:33:07,640 --> 00:33:10,640 آن را در قابلمه بیندازید 546 00:33:10,640 --> 00:33:13,640 پس گریه کردم و به پادشاه گفته شد 547 00:33:13,640 --> 00:33:16,640 او فکر کرد که من نگران شدم 548 00:33:16,640 --> 00:33:19,640 گفت: آن را به من برگردان. 549 00:33:19,640 --> 00:33:22,640 از من پرسید چه چیزی تو را به گریه انداخت 550 00:33:22,640 --> 00:33:25,640 گفتم همین است 551 00:33:25,640 --> 00:33:28,640 حالا آن را در این قابلمه بیندازید و بروید 552 00:33:28,640 --> 00:33:31,640 آرزو داشتم که بشه 553 00:33:31,640 --> 00:33:34,640 به اندازه مردمی که زندگی کرده ام در آتش انداخته خواهند شد 554 00:33:34,640 --> 00:33:37,859 به خاطر خدا 555 00:33:37,859 --> 00:33:40,859 سزار به من گفت قبول می کنی؟ 556 00:33:40,859 --> 00:33:43,859 سرم و ترکت کنم 557 00:33:43,859 --> 00:33:46,859 درباره همه زندانیان به او گفتم 558 00:33:46,859 --> 00:33:49,859 از مسلمانان گفتند بله 559 00:33:49,859 --> 00:33:52,859 پس سرش را بوسیدم و او مرا رها کرد 560 00:33:52,859 --> 00:33:55,900 و همه اسرا معرفی شدند 561 00:33:55,900 --> 00:33:58,900 عمر رضی الله عنه به او گفتم 562 00:33:58,900 --> 00:34:01,900 خبر من عمر گفت 563 00:34:01,900 --> 00:34:04,900 این حقی است که هر مسلمانی باید آن را بپذیرد 564 00:34:04,900 --> 00:34:07,900 من و سر تو شروع می کنیم 565 00:34:07,900 --> 00:34:15,380 من کی هستم؟ 566 00:34:15,380 --> 00:34:18,380 پاسخ عبدالله بن حذفة السهمی است 567 00:34:18,380 --> 00:34:24,829 خداوند از او راضی باشد 568 00:34:24,829 --> 00:34:28,340 توقف کن و بفهم 569 00:34:28,340 --> 00:34:31,340 بر صحابه و علما و بزرگان 570 00:34:31,340 --> 00:34:37,260 چالش جدید 571 00:34:37,260 --> 00:34:43,420 من کی هستم؟ 572 00:34:43,420 --> 00:34:46,519 من از اصحاب مکه هستم 573 00:34:46,519 --> 00:34:49,519 من از بزرگان قریش بودم 574 00:34:49,519 --> 00:34:52,519 و یکی از اربابانش 575 00:34:52,519 --> 00:34:55,550 و صاحب الرفضه در آن 576 00:34:55,550 --> 00:34:58,550 من هم اهل نظر و راه حل هستم 577 00:34:58,550 --> 00:35:01,650 و قرارداد در آن 578 00:35:01,650 --> 00:35:04,650 من یک سال پیش در کعبه به دنیا آمدم 579 00:35:04,650 --> 00:35:07,809 فیل سیزده ساله است 580 00:35:07,809 --> 00:35:10,809 عمه ام مادر مؤمنان است 581 00:35:10,809 --> 00:35:14,099 خدیجه بنت خویلد رضی الله عنه 582 00:35:14,099 --> 00:35:17,099 من با پیامبر صلی الله علیه و آله دوست بودم 583 00:35:18,099 --> 00:35:21,289 قبل از ماموریت 584 00:35:21,289 --> 00:35:24,289 من در روز فتح مکه اسلام آوردم 585 00:35:24,289 --> 00:35:27,289 من شاهد جنگ حنین با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 586 00:35:27,289 --> 00:35:31,409 نبرد اول 587 00:35:31,409 --> 00:35:34,409 من بعد از مسلمان شدن شاهد آن بودم 588 00:35:34,409 --> 00:35:37,539 جنگ حنین بود 589 00:35:37,539 --> 00:35:40,539 پس از پایان تهاجم 590 00:35:40,539 --> 00:35:43,539 از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواستم 591 00:35:43,539 --> 00:35:46,539 این به من غنیمت می دهد 592 00:35:46,539 --> 00:35:49,599 حدیث عصر اسلام 593 00:35:49,599 --> 00:35:52,599 سپس از او خواستم و او به من داد 594 00:35:52,599 --> 00:35:55,599 سپس از او خواستم و او به من داد 595 00:35:55,599 --> 00:35:58,599 سپس او به من گفت که این پول 596 00:35:58,599 --> 00:36:01,630 سبز شیرین 597 00:36:01,630 --> 00:36:04,630 هر که آن را با سخاوت نفس بگیرد 598 00:36:04,630 --> 00:36:07,630 او را در آن برکت دهید 599 00:36:07,630 --> 00:36:10,630 و هر که آن را زیر نظر همان شخص بگیرد 600 00:36:10,630 --> 00:36:13,630 او را به خاطر آن برکت نداد 601 00:36:13,630 --> 00:36:16,630 غذا نمی خورد و سیر نمی شود 602 00:36:16,630 --> 00:36:19,630 و دست بالا 603 00:36:19,630 --> 00:36:22,920 بهتر از دست پایین 604 00:36:22,920 --> 00:36:25,920 وقتی این را از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم 605 00:36:25,920 --> 00:36:28,920 عرض کردم یا رسول الله 606 00:36:28,920 --> 00:36:31,920 سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد 607 00:36:31,920 --> 00:36:34,920 بعد از تو از هیچ کس چیزی نخواهم خواست 608 00:36:34,920 --> 00:36:37,920 بعد از تو از هیچکس چیزی نخواهم گرفت 609 00:36:37,920 --> 00:36:41,019 تا اینکه دنیا را ترک کنم 610 00:36:41,019 --> 00:36:44,019 و من به سوگند خود عادل شدم 611 00:36:44,019 --> 00:36:47,019 در زمان حکومت من ابوبکر صدیق رضی الله عنه 612 00:36:47,019 --> 00:36:50,019 او بیش از یک بار مرا دعوت کرد 613 00:36:50,019 --> 00:36:53,019 کمک هایم را از بیت المال مسلمین بگیرم 614 00:36:53,019 --> 00:36:56,179 من از گرفتن آن امتناع کردم 615 00:36:56,179 --> 00:36:59,179 وقتی خلافت به فاروق رضی الله عنه رسید 616 00:36:59,179 --> 00:37:02,179 او همچنین از من دعوت کرد که هدیه را بگیرم 617 00:37:02,179 --> 00:37:05,179 من از گرفتن آن امتناع کردم 618 00:37:05,179 --> 00:37:08,300 سپس عمر رضی الله عنه برخاست 619 00:37:08,300 --> 00:37:11,300 در مردم گفت 620 00:37:11,300 --> 00:37:14,300 ای امت مسلمین به شما شهادت می دهم 621 00:37:14,300 --> 00:37:17,300 من این را دعوت می کنم تا هدیه او را بگیرم 622 00:37:17,300 --> 00:37:20,340 او نپذیرفت و من به این کار ادامه دادم 623 00:37:20,340 --> 00:37:23,340 من از کسی چیزی نگرفتم 624 00:37:23,340 --> 00:37:27,650 تا اینکه مرد 625 00:37:27,650 --> 00:37:30,650 شما در زمان جاهلیت کارهای خیر زیادی کردید 626 00:37:30,650 --> 00:37:33,650 وقتی اسلام آوردم 627 00:37:33,650 --> 00:37:36,650 روزی به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتم 628 00:37:37,809 --> 00:37:40,809 چیزهایی دیدی که دلم میشکست؟ 629 00:37:40,809 --> 00:37:43,809 در دوران جاهلیت انفاق 630 00:37:43,809 --> 00:37:46,809 یا رهایی و پیوندهای خانوادگی 631 00:37:46,809 --> 00:37:49,869 آیا من برای آن پاداشی دارم؟ 632 00:37:49,869 --> 00:37:52,869 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 633 00:37:52,869 --> 00:37:55,869 خوبی های گذشته را پذیرفتم 634 00:37:55,869 --> 00:37:59,099 پس گفتم یا رسول الله 635 00:37:59,099 --> 00:38:02,099 به خدا من برای هیچ چیزی دعا نمی کنم 636 00:38:02,099 --> 00:38:05,099 من آن را در زمان جاهلیت ساختم 637 00:38:05,099 --> 00:38:08,380 پس او نیز مانند او در اسلام آزاد شد 638 00:38:08,380 --> 00:38:11,380 در زمان جاهلیت صد برده آزاد کردم 639 00:38:11,380 --> 00:38:14,380 بر صد شتر حمل شد 640 00:38:14,380 --> 00:38:17,380 او در اسلام صد برده آزاد کرد 641 00:38:17,380 --> 00:38:20,380 بر صد شتر حمل شد 642 00:38:20,380 --> 00:38:28,309 من کی هستم؟ 643 00:38:28,309 --> 00:38:31,309 پاسخ حکیم بن حزام است 644 00:38:31,309 --> 00:38:38,980 خدا رحمتش کند 645 00:38:38,980 --> 00:38:42,500 توقف کن و بفهم 646 00:38:43,500 --> 00:38:49,409 چالش جدید: من کی هستم؟ 647 00:38:49,409 --> 00:38:52,409 من یکی از اصحاب هستم 648 00:38:52,409 --> 00:38:57,360 از جوانان انصار 649 00:38:57,360 --> 00:39:00,360 من با پدرم شاهد عهد دوم عقبه بودم 650 00:39:00,360 --> 00:39:03,360 من جوانترین کسی بودم که شاهد آن بودم 651 00:39:03,360 --> 00:39:06,360 و آخرین آنها درگذشت 652 00:39:06,360 --> 00:39:09,360 نه من و نه هیچ کس دیگری شاهد جنگ بدر نبودیم 653 00:39:09,360 --> 00:39:12,360 پدرم من را از شرکت در آنها منع کرد 654 00:39:12,360 --> 00:39:15,360 به منظور مراقبت از نه خواهر 655 00:39:15,360 --> 00:39:18,360 اما پس از کشته شدن پدرم در احد 656 00:39:18,360 --> 00:39:21,360 من فتح خود را از دست ندادم 657 00:39:21,360 --> 00:39:24,360 یکی از فتوحات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 658 00:39:24,360 --> 00:39:27,360 من خیلی به پیامبر ارادت داشتم 659 00:39:27,360 --> 00:39:30,360 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 660 00:39:30,360 --> 00:39:33,360 من چیزهای زیادی در مورد او یاد گرفتم 661 00:39:33,360 --> 00:39:36,360 من یک قسمت در مسجد النبی داشتم 662 00:39:36,360 --> 00:39:39,360 او به مردم در مورد آن آموزش داد و آنها را درک کرد 663 00:39:39,360 --> 00:39:43,260 در دینشان 664 00:39:43,260 --> 00:39:46,260 در حفر سنگر 665 00:39:46,260 --> 00:39:49,260 روزی پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم 666 00:39:49,260 --> 00:39:52,260 خیلی گرسنه 667 00:39:52,260 --> 00:39:55,260 از گرسنگی دو تا سنگ به شکمش بست 668 00:39:55,260 --> 00:39:58,260 پس نزد همسرم برگشتم و به او گفتم 669 00:39:58,260 --> 00:40:01,260 آیا غذایی دارید؟ 670 00:40:01,260 --> 00:40:04,260 پس کیسه ای برایم آورد که حاوی یک صاع جو بود 671 00:40:04,260 --> 00:40:07,260 ما کس دیگه ای نداریم 672 00:40:07,260 --> 00:40:10,260 ما یک گوسفند کوچک داشتیم 673 00:40:10,260 --> 00:40:13,260 گوسفندها را ذبح کردند و زن جو را آسیاب کردند 674 00:40:13,260 --> 00:40:16,260 پس کمی غذا درست کردیم 675 00:40:16,260 --> 00:40:19,260 سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم 676 00:40:19,260 --> 00:40:22,260 پس به سمتش رفتم و گفتم 677 00:40:22,260 --> 00:40:25,260 ای رسول خدا 678 00:40:25,260 --> 00:40:28,260 ما برای شما غذا درست کردیم 679 00:40:28,260 --> 00:40:31,320 بیا تو و یکی دو تا با تو 680 00:40:31,320 --> 00:40:34,320 پیامبر صلی الله علیه و آله فریاد زد 681 00:40:34,320 --> 00:40:37,320 گفت: ای اهل خندق! 682 00:40:37,320 --> 00:40:40,320 به غذا خوش آمدید 683 00:40:40,320 --> 00:40:43,320 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود 684 00:40:43,320 --> 00:40:46,320 اصلا پایین نیومد 685 00:40:46,320 --> 00:40:49,320 خمیر خود را نپزید 686 00:40:49,320 --> 00:40:52,380 حتی یک دست مزدور 687 00:40:52,380 --> 00:40:55,380 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه من آمد 688 00:40:55,380 --> 00:40:58,380 خمیر را برایش بیرون آوردم 689 00:40:58,380 --> 00:41:01,380 در آن تف کرد و برکت داد 690 00:41:01,380 --> 00:41:04,380 سپس همه ما را غسل تعمید داد 691 00:41:04,380 --> 00:41:07,380 مردم با رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند 692 00:41:07,380 --> 00:41:10,380 آنها هزار مرد بودند 693 00:41:10,380 --> 00:41:13,380 به خدا قسم 694 00:41:13,380 --> 00:41:16,380 تا سیر شدند خوردند 695 00:41:16,380 --> 00:41:19,380 سپس آنها رفتند 696 00:41:19,380 --> 00:41:22,380 و همه چیز ما همان طور که هست پر شده است 697 00:41:22,380 --> 00:41:26,630 خمیر ما باید همانطور که هست پخته شود 698 00:41:26,630 --> 00:41:29,630 از جنگ ذات الرقاع برگشتیم. 699 00:41:29,630 --> 00:41:32,630 به مدینه با رسول خدا صلی الله علیه و آله 700 00:41:32,630 --> 00:41:35,630 روی یک شتر لاغر راه می رفتم 701 00:41:35,630 --> 00:41:38,630 شاید از راه رفتن خسته بشم 702 00:41:38,630 --> 00:41:41,630 و من عقب افتادم 703 00:41:41,630 --> 00:41:44,630 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به من رسید 704 00:41:44,630 --> 00:41:47,630 مالک گفت 705 00:41:47,630 --> 00:41:50,630 عرض کردم یا رسول الله 706 00:41:50,630 --> 00:41:53,630 کل این کار را کم کن 707 00:41:53,630 --> 00:41:56,630 گفت عنک و من او را آنخ کردم 708 00:41:56,630 --> 00:41:59,630 و رسول خدا صلی الله علیه و آله لعنت کرد 709 00:41:59,630 --> 00:42:02,630 بعد گفت به من بده 710 00:42:02,630 --> 00:42:05,630 این چوب از دست توست 711 00:42:05,630 --> 00:42:08,630 پس چنین کرد و رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را گرفت 712 00:42:08,630 --> 00:42:11,630 شتر را با آن می کوبیم 713 00:42:11,630 --> 00:42:14,630 نخسات و ادعیه 714 00:42:14,630 --> 00:42:17,630 بعد گفت سوار شو 715 00:42:17,630 --> 00:42:20,630 پس سوار شدم و شترم راه افتاد 716 00:42:20,630 --> 00:42:23,889 او هرگز اینقدر راضی نبوده بود 717 00:42:23,889 --> 00:42:26,889 سپس او رضی الله عنه به من گفت 718 00:42:27,889 --> 00:42:30,889 گفتم: نه، بلکه مال توست یا رسول الله. 719 00:42:30,889 --> 00:42:33,889 گفت: نه، بلکه فروخت. 720 00:42:33,889 --> 00:42:36,889 گفتم نه مال شماست 721 00:42:36,889 --> 00:42:39,889 گفت: نه، بلکه فروخت. 722 00:42:39,889 --> 00:42:42,889 با یک اونس طلا 723 00:42:42,889 --> 00:42:45,889 پس شتر را به او فروختم به شرط اینکه او را تسلیم کنم 724 00:42:45,889 --> 00:42:48,920 وقتی ما رسیدیم او در شهر است 725 00:42:48,920 --> 00:42:51,920 وقتی به شهر رسیدیم 726 00:42:51,920 --> 00:42:54,920 شتر را برای او آوردم و او قیمت آن را به من داد 727 00:42:54,920 --> 00:42:57,920 سپس گفت: می بینی که شتر تو را می گیرم؟ 728 00:42:57,920 --> 00:43:00,920 شتران و درهمهایت را بگیر 729 00:43:00,920 --> 00:43:04,179 آنها مال شما هستند 730 00:43:04,179 --> 00:43:07,179 شتر در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله نزد من ماند 731 00:43:07,179 --> 00:43:10,179 و ابوبکر و عمر 732 00:43:10,179 --> 00:43:13,179 او نتوانست، پس او را نزد عمر آوردم 733 00:43:13,179 --> 00:43:16,179 بنابراین او داستان خود را می دانست 734 00:43:16,179 --> 00:43:19,179 گفت: آن را در شترهای صدقه بگذار. 735 00:43:19,179 --> 00:43:22,179 و در بهترین مراتع 736 00:43:22,179 --> 00:43:25,179 به او گفتم تا شتر مرد 737 00:43:25,179 --> 00:43:28,300 رسول خدا صلی الله علیه و آله برای من استغفار کرد 738 00:43:28,300 --> 00:43:31,300 در این شب شتر 739 00:43:31,300 --> 00:43:34,300 بیست و پنج بار 740 00:43:34,300 --> 00:43:42,139 من کی هستم؟ 741 00:43:42,139 --> 00:43:45,139 جواب جابر بن عبدالله است 742 00:43:45,139 --> 00:43:48,139 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد