WEBVTT

00:00:01.330 --> 00:00:12.210
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:00:12.210 --> 00:00:16.210
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.210 --> 00:00:24.250
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از قریش هستم

00:00:24.250 --> 00:00:29.250
یکی از قهرمانان و یکی از قوی ترین مردان آن

00:00:29.250 --> 00:00:34.250
من قوی ساخته شده بودم و به قدرت و شدت شهرت داشتم

00:00:34.250 --> 00:00:39.250
هیچ کس مرا نمی کشد و هیچ کس مرا نمی کشد

00:00:39.250 --> 00:00:43.280
کسی پشتم را روی زمین نگذارد

00:00:43.280 --> 00:00:47.280
اسلام آوردن من به تأخیر افتاد، بنابراین در روز فتح اسلام آوردم

00:00:47.280 --> 00:00:54.240
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را روزی تنها دیدم

00:00:54.240 --> 00:00:59.240
در بعضی از مناطق مکه این قبل از هجری بود

00:00:59.240 --> 00:01:04.239
او به من گفت از خدا نترس و آنچه تو را به آن فرا می خوانم بپذیر

00:01:04.239 --> 00:01:10.239
گفتم اگر بدانم آنچه شما می گویید درست است از شما پیروی نمی کنم

00:01:10.239 --> 00:01:16.239
فرمود: آیا دیده ای که اگر تو را زمین بزنم، می دانی که آنچه می گویم درست است؟

00:01:16.239 --> 00:01:21.239
گفتم بله. گفت بلند شو تا من با تو کشتی بگیرم

00:01:21.239 --> 00:01:27.269
پس نزد او برخاستم و با او کشتی گرفتم، اما او مرا به زمین زد و مرا دراز کشید.

00:01:27.269 --> 00:01:31.269
تا اینکه دیگر چیزی از خودم نداشتم

00:01:31.269 --> 00:01:37.299
بعد گفتم محمد برگرد و دوباره مرا زد

00:01:37.299 --> 00:01:41.370
بنابراین شروع کردم به نگاه کردن به اطراف تا ببینم آیا کسی می تواند مرا ببیند

00:01:41.370 --> 00:01:48.370
گفت: تو را چه شده؟ گفتم: بعضی از چوپان ها مرا نمی بینند و جرأت می کنند به من حمله کنند

00:01:48.370 --> 00:01:51.370
در میان مردم خود من یکی از قوی ترین آنها هستم

00:01:51.370 --> 00:01:55.370
فرمود: آیا اجازه دارید برای بار سوم بجنگید؟

00:01:55.370 --> 00:01:59.370
گفتم بله، پس با او کشتی گرفتم و او با من کشتی گرفت

00:01:59.370 --> 00:02:04.500
پس من افسرده و غمگین نشستم، و او گفت: «تو چه شده؟»

00:02:04.500 --> 00:02:08.500
گفتم: فکر می کردم از قریش سرسخت ترم.

00:02:08.500 --> 00:02:14.560
رضی الله عنه می فرماید: اگر از خدا می ترسید و از فرمان من پیروی می کنید.

00:02:14.560 --> 00:02:17.560
بیشتر از این بهت نشون دادم

00:02:17.560 --> 00:02:23.560
گفتم: چیه؟ گفت: برای این درختی که می بینی از تو دعا می کنم.

00:02:24.560 --> 00:02:28.560
بعد اومد پیشم گفتم بذارش

00:02:28.560 --> 00:02:32.560
پس او را صدا زد و او آمد و در برابر او ایستاد

00:02:32.560 --> 00:02:36.560
بنابراین گفتم آن را به جای خود برگردانید

00:02:36.560 --> 00:02:40.560
به او گفت: به جای خود برگرد.

00:02:40.560 --> 00:02:42.560
بنابراین او به جای خود بازگشت

00:02:42.560 --> 00:02:47.750
پس نزد قوم خود رفتم و گفتم: ای بنی عبد مناف

00:02:47.750 --> 00:02:50.750
همنشین خود، اهل زمین را جادو کن

00:02:50.750 --> 00:02:54.750
به خدا هیچ کس را جذاب تر از او ندیده ام

00:02:54.750 --> 00:03:00.129
سه بار از همسرم سهیمه المزنیه طلاق گرفتم

00:03:00.129 --> 00:03:04.129
پس پشیمان شدم و نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم

00:03:04.129 --> 00:03:07.129
پس گفتم یا رسول الله

00:03:07.129 --> 00:03:10.129
من همسرم را به طور کامل طلاق دادم

00:03:10.129 --> 00:03:13.129
او آنچه را که من می خواستم با آن گفت

00:03:13.129 --> 00:03:16.129
گفتم یکی

00:03:16.129 --> 00:03:18.129
گفت: خدایا

00:03:18.129 --> 00:03:21.129
گفتم خدایا

00:03:21.129 --> 00:03:24.159
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:03:24.159 --> 00:03:28.159
همانطور که من می خواستم است، پس او آن را به من پس داد

00:03:28.159 --> 00:03:32.319
و از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود

00:03:32.319 --> 00:03:35.319
هر دینی شخصیتی دارد

00:03:35.319 --> 00:03:39.610
این دین زندگی را آفرید

00:03:39.610 --> 00:03:45.479
من کی هستم؟

00:03:45.479 --> 00:03:50.479
جواب رکنة بن عبد یزید رضی الله عنه است

00:03:50.479 --> 00:03:57.659
توقف کنید

00:03:57.659 --> 00:04:07.090
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:04:07.090 --> 00:04:11.090
یک چالش جدید از طرف من

00:04:11.090 --> 00:04:17.389
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:04:17.389 --> 00:04:20.389
سیدالاوص انصار است

00:04:20.389 --> 00:04:23.550
او از اعیان شهر است

00:04:23.550 --> 00:04:26.550
من در سی و یک سالگی مسلمان شدم

00:04:26.550 --> 00:04:31.550
این پس از آن بود که قرآن را از مصعب بن عمیر رضی الله عنه شنیدم

00:04:31.550 --> 00:04:36.550
رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما در مدینه

00:04:36.550 --> 00:04:42.550
با تشرف من به اسلام، قومی بن عبدالأشهل اسلام آورد، همه در یک روز

00:04:42.550 --> 00:04:46.680
سپس من و اسيد بن حضير رضي الله عنه زمام امور را به دست گرفتيم

00:04:46.680 --> 00:04:49.680
شکستن بت های بنی عبد الشهل

00:04:49.680 --> 00:04:56.680
خانه ام را مقر مصعب بن عمیر و اسد بن زراره قرار دادم که خدا از آن دو راضی باشد.

00:04:56.680 --> 00:05:00.680
مردم یثرب را به اسلام دعوت می کنند

00:05:00.680 --> 00:05:05.670
من با پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ بدر شرکت کردم

00:05:05.670 --> 00:05:11.670
هنگامی که برای بردن کاروان قریش بیرون رفت و قصد جنگ نداشت

00:05:11.670 --> 00:05:16.670
هنگامی که شتر از دست ما فرار کرد و قریش برای جنگ با ما بیرون آمدند

00:05:16.670 --> 00:05:22.670
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای مردم مرا نصیحت کنید.

00:05:22.670 --> 00:05:28.670
در میان مهاجران، ابوبکر، عمر و مقداد رضی الله عنه صحبت کردند.

00:05:28.670 --> 00:05:34.670
آنها خوب عمل کردند، پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنها را ستود و برایشان دعا کرد.

00:05:34.670 --> 00:05:39.670
سپس فرمود: ای مردم به من اشاره کنید

00:05:39.670 --> 00:05:44.670
گفتم: به خدا سوگند ما را می خواهی یا رسول الله.

00:05:44.670 --> 00:05:50.670
گفت بله، من گفتم: ما به تو ایمان داریم و به تو ایمان داریم.

00:05:50.670 --> 00:05:54.670
شهادت می دهیم که آنچه آورده ای حق است

00:05:54.670 --> 00:05:59.670
و عهد و پیمان خود را به شما دادیم که بشنوید و اطاعت کنید

00:05:59.670 --> 00:06:04.670
پس ای رسول خدا هر طور که می خواهی پیش برو که ما با تو هستیم

00:06:04.670 --> 00:06:09.670
سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد، اگر با ما از این دریا عبور کنی، آن را می گیری

00:06:09.670 --> 00:06:14.670
تا زمانی که یکی از ما پشت سر نمی گذاشتیم، با تو از آن عبور می کردیم

00:06:14.670 --> 00:06:18.670
ما از اینکه فردا دشمنمان با ما ملاقات کند متنفر نیستیم

00:06:18.670 --> 00:06:22.670
در جنگ صبوریم و در برخوردها صداقت

00:06:22.670 --> 00:06:27.670
شاید خداوند چیزی را به شما نشان دهد که چشمان شما را خوشایند کند

00:06:27.670 --> 00:06:30.800
لطفا با برکت خداوند ما را راهنمایی کنید

00:06:30.800 --> 00:06:36.800
رسول خدا صلی الله علیه و آله از گفته من خشنود شد و از آن دلگرم شد.

00:06:36.800 --> 00:06:44.800
سپس فرمود: برو بشارت ده که خداوند متعال یکی از آن دو گروه را به من وعده داده است.

00:06:44.800 --> 00:06:50.629
به خدا الان دارم به کشتی گیر مردم نگاه می کنم

00:06:50.629 --> 00:06:56.629
قبل از شروع جنگ بدر به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مراجعه کردم.

00:06:56.629 --> 00:07:01.629
برای او انباری بسازد که در آن بتواند نبرد را انجام دهد

00:07:01.629 --> 00:07:06.629
ما برای او رکاب تهیه می کنیم، پس اگر مسلمانان شکست بخورند

00:07:06.629 --> 00:07:10.629
رحمت الله علیه به مدینه بازگشت

00:07:10.629 --> 00:07:14.629
مردانی هستند که او را به همان اندازه دوست دارند که ما او را دوست داریم

00:07:14.629 --> 00:07:17.629
از او دفاع و حمایت می کنند

00:07:17.629 --> 00:07:22.730
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و صحابه آن را تأیید کردند

00:07:22.730 --> 00:07:29.529
من نگهبان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در العریش بودم.

00:07:29.529 --> 00:07:34.529
در جریان نبرد خندق، یک تیر به من اصابت کرد و مچ پایم را قطع کرد

00:07:34.529 --> 00:07:37.529
این مرگ من بود

00:07:37.529 --> 00:07:41.529
هنگامی که مسلمانان تابوت مرا حمل کردند و به سوی تشییع جنازه من حرکت کردند

00:07:41.529 --> 00:07:45.529
متوجه سبکی آن شدند، پس منافقان گفتند

00:07:45.529 --> 00:07:51.529
تشییع جنازه او چقدر پنهان بود و این تنها به دلیل حکومت او در بنی قریده بود

00:07:51.529 --> 00:07:55.529
این به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید

00:07:55.529 --> 00:08:00.529
گفت فرشتگان او را حمل می کنند

00:08:00.529 --> 00:08:06.529
پیغمبر صلی الله علیه و آله بر روی نوک پا در بقیع راه می رفت

00:08:06.529 --> 00:08:11.529
به خاطر تعداد زیاد فرشتگانی که هنگام تشییع جنازه من نازل شدند

00:08:11.529 --> 00:08:14.560
اصحاب در حال کندن قبر من بودند

00:08:14.560 --> 00:08:19.560
بوی مشک را می یابند تا به قبر می رسند

00:08:19.560 --> 00:08:22.560
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:08:22.560 --> 00:08:27.560
عرش رحمان با مرگش از عشق و اندوه متزلزل شد

00:08:27.560 --> 00:08:34.620
مردم از ردای ابریشمی که به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داده شده بود شگفت زده شدند

00:08:34.620 --> 00:08:36.620
و شروع به لمس کردن او کردند

00:08:36.620 --> 00:08:40.620
پس پیامبر صلی الله علیه و آله به آنان خبر داد

00:08:41.620 --> 00:08:46.620
نماز من در بهشت بهتر از این لباس است

00:08:46.620 --> 00:08:49.039
من کی هستم؟

00:08:52.940 --> 00:09:05.909
جواب سعد بن معد رضی الله عنه است

00:09:05.909 --> 00:09:14.820
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:09:14.820 --> 00:09:18.820
یک چالش جدید از طرف من

00:09:18.820 --> 00:09:27.190
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از انصار هستم

00:09:27.190 --> 00:09:30.190
من از کسانی هستم که نظر و نصیحت دارم

00:09:30.190 --> 00:09:34.320
و همچنین کسانی که قدرت و شجاعت دارند

00:09:34.320 --> 00:09:40.320
من با پیامبر صلی الله علیه و آله بدر و همه صحنه ها را شاهد بودم

00:09:40.320 --> 00:09:46.320
او رضی الله عنه در بسیاری از مواقع نظر می گرفت

00:09:46.320 --> 00:09:49.220
تا اینکه از نظرم مطلع شدم

00:09:49.220 --> 00:09:54.220
من در سی و سه سالگی شاهد جنگ بدر بودم

00:09:54.220 --> 00:09:59.220
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله در میدان جنگ فرود آمد

00:09:59.220 --> 00:10:03.220
پس نزد او رفتم و عرض کردم یا رسول الله

00:10:03.220 --> 00:10:08.220
آیا این خانه را خانه ای دانسته ای که خداوند بر تو نازل کرده است؟

00:10:08.220 --> 00:10:12.220
ما نه از آن جلو می رویم و نه از آن عقب می مانیم

00:10:12.220 --> 00:10:15.220
یا نظر، جنگ و دسیسه است؟

00:10:15.220 --> 00:10:19.220
گفت: بلکه عقیده و جنگ و دسیسه است.

00:10:19.220 --> 00:10:22.220
پس گفتم یا رسول الله

00:10:22.220 --> 00:10:25.220
اینجا خونه نیست

00:10:25.220 --> 00:10:29.220
پس با مردم برخیز تا به نزدیکترین آب به مردم برسیم

00:10:29.220 --> 00:10:31.220
بنابراین ما آن را دانلود می کنیم

00:10:31.220 --> 00:10:34.220
سپس به آنچه در پشت آن در قلب است می پردازیم

00:10:34.220 --> 00:10:36.220
سپس روی آن حوض می سازیم

00:10:36.220 --> 00:10:38.220
بنابراین آن را با آب پر می کنیم

00:10:38.220 --> 00:10:40.220
بعد با مردم می جنگیم

00:10:40.220 --> 00:10:43.220
ما می نوشیم و آنها نمی نوشند

00:10:43.220 --> 00:10:47.220
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:10:47.220 --> 00:10:49.220
من نظری را بیان کردم

00:10:49.220 --> 00:10:52.250
پس او رضی الله عنه برخاست

00:10:52.250 --> 00:10:54.250
و مردم با او

00:10:54.250 --> 00:10:58.250
پس راه افتاد تا به نزدیکترین نقطه آبی به مردم رسید

00:10:58.250 --> 00:11:00.250
پس بر او نازل شد

00:11:00.250 --> 00:11:02.250
سپس دستور داد دل را برگردانند و ویران شد

00:11:02.250 --> 00:11:06.250
بر صخره ای که بر آن فرود آمد، حوضی ساخت

00:11:06.250 --> 00:11:08.250
پس پر از آب شد

00:11:08.250 --> 00:11:10.250
و اکنون تهمت بی اهمیت است

00:11:10.250 --> 00:11:13.049
و در جنگ احد

00:11:13.049 --> 00:11:15.049
و بعد از اینکه مردم لو رفتند

00:11:15.049 --> 00:11:18.049
من یکی از هفت انصار بودم

00:11:18.049 --> 00:11:22.049
کسانی که در اطراف پیامبر صلی الله علیه و آله ثابت قدم ماندند

00:11:22.049 --> 00:11:26.049
و هفت نفر دیگر از برادران مهاجرمان

00:11:26.049 --> 00:11:30.049
پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با ما بیعت کرد

00:11:30.049 --> 00:11:32.049
ما از او دفاع کردیم

00:11:32.049 --> 00:11:34.049
ما مشرکان را بیرون کردیم

00:11:34.049 --> 00:11:39.370
تا اینکه خداوند پیامبرش صلی الله علیه و آله را حفظ کرد

00:11:39.370 --> 00:11:45.820
من کی هستم؟

00:11:45.820 --> 00:11:46.820
پاسخ

00:11:46.820 --> 00:11:50.820
حباب بن المندیر رضی الله عنه

00:11:50.820 --> 00:11:58.389
توقف کنید

00:11:58.389 --> 00:12:06.240
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:12:06.240 --> 00:12:10.240
یک چالش جدید از طرف من

00:12:10.240 --> 00:12:15.960
من از اصحاب زن انصاری هستم

00:12:15.960 --> 00:12:17.960
از بن النجار

00:12:17.960 --> 00:12:20.960
من از اولین کسانی بودم که اسلام آوردم

00:12:20.960 --> 00:12:25.960
من عمه مادری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:12:25.960 --> 00:12:29.059
شوهر من یک همراه عالی است

00:12:29.059 --> 00:12:32.059
عباده بن السامط رضی الله عنه

00:12:32.059 --> 00:12:38.220
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زیاد به ما سر می زد

00:12:38.220 --> 00:12:41.220
یک بار وارد خانه ما شد

00:12:41.220 --> 00:12:46.220
جز من و خواهرم ام سلیم و دخترش انس کسی در آن نیست

00:12:46.220 --> 00:12:49.220
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:12:49.220 --> 00:12:52.220
برخیز و من به تو می پیوندم

00:12:52.220 --> 00:12:55.220
او ما را در نماز خارج از وقت نماز رهبری کرد

00:12:57.370 --> 00:13:01.370
رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی مرا زیارت کرد

00:13:01.370 --> 00:13:05.399
پس به او غذا دادم و سرش را خیس کردم

00:13:05.399 --> 00:13:09.399
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به خواب رفت

00:13:09.399 --> 00:13:12.429
بعد با خنده از خواب بیدار شد

00:13:12.429 --> 00:13:16.429
گفتم: ای رسول خدا چه چیزی تو را می خنداند؟

00:13:16.429 --> 00:13:22.429
مردمی از امت من برای رضای خدا به من پیشنهاد کردند

00:13:22.429 --> 00:13:25.429
بر این دریا سوار می شوند

00:13:25.429 --> 00:13:28.429
مانند سلطنت بر خانواده

00:13:28.429 --> 00:13:31.529
پس گفتم یا رسول الله

00:13:31.529 --> 00:13:34.529
از خدا می خواهم که من را یکی از آنها قرار دهد

00:13:34.529 --> 00:13:38.529
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بر من دعا کرد

00:13:38.529 --> 00:13:41.529
سپس سرش را پایین انداخت و به خواب رفت

00:13:41.529 --> 00:13:44.529
بعد با خنده از خواب بیدار شد

00:13:44.529 --> 00:13:48.529
گفتم: ای رسول خدا چه چیزی تو را می خنداند؟

00:13:48.529 --> 00:13:54.529
مردمی از امت من برای رضای خدا به من پیشنهاد کردند

00:13:54.529 --> 00:13:57.529
بر این دریا سوار می شوند

00:13:57.529 --> 00:14:00.529
مانند سلطنت بر خانواده

00:14:00.529 --> 00:14:03.529
پس گفتم یا رسول الله

00:14:03.529 --> 00:14:06.529
از خدا می خواهم که من را یکی از آنها قرار دهد

00:14:06.529 --> 00:14:10.529
گفت: تو از اولین ها هستی.

00:14:10.529 --> 00:14:13.820
پس سوار دریا شد و در راه خدا جنگید

00:14:13.820 --> 00:14:17.820
با شوهرم عباده بن السامط رضی الله عنه

00:14:17.820 --> 00:14:20.850
وقتی به جزیره قبرس رسیدیم

00:14:20.850 --> 00:14:23.850
از دریا بیرون آمدم

00:14:23.850 --> 00:14:26.850
حیوانی را برایم آوردند تا سوار آن شوم

00:14:26.850 --> 00:14:29.850
حیوان مرا زمین زد و افتادم

00:14:29.850 --> 00:14:32.850
پس گردنم شکست و روحم لبریز شد

00:14:32.850 --> 00:14:35.850
و من به جای خودم دفن شدم

00:14:35.850 --> 00:14:38.850
این در امارت معاویه بود

00:14:38.850 --> 00:14:41.850
و جانشینی عثمان رضی الله عنه هر دو

00:14:41.850 --> 00:14:45.909
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:14:45.909 --> 00:14:48.909
اولین لشکر ملت من که به دریا رفت

00:14:48.909 --> 00:14:51.909
مکلف کرده اند

00:14:51.909 --> 00:14:54.909
یعنی آنچه را که مکلف بودند انجام دادند

00:14:54.909 --> 00:14:58.169
با ورود به بهشت من کیستم؟

00:14:58.169 --> 00:15:05.940
جواب ممنوع است

00:15:05.940 --> 00:15:08.940
دختر ملحان انصاریه رضی الله عنه

00:15:08.940 --> 00:15:14.980
توقف کنید

00:15:14.980 --> 00:15:17.980
و صحابه را بشناسید

00:15:17.980 --> 00:15:20.980
دانشمندان و چهره ها

00:15:20.980 --> 00:15:26.889
چالش جدید

00:15:26.889 --> 00:15:32.509
من کی هستم؟

00:15:32.509 --> 00:15:35.509
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:15:35.509 --> 00:15:38.509
من هم پیمان اهل مکه بودم

00:15:38.509 --> 00:15:41.509
وقتی از اسلام شنیدم

00:15:41.509 --> 00:15:44.580
من از اولین کسانی بودم که اسلام آوردم

00:15:44.580 --> 00:15:47.580
جایی که من ششمین نفر روی زمین بودم

00:15:47.580 --> 00:15:50.639
مسلمان غیر ما

00:15:50.639 --> 00:15:53.639
من به ابن ام عبد معروف بودم

00:15:53.639 --> 00:15:56.639
روایات فراوان من از احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:15:56.639 --> 00:15:59.639
من اولین کسی بودم که قرآن را با صدای بلند تلاوت کردم

00:15:59.639 --> 00:16:02.639
در مکه بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:16:02.639 --> 00:16:05.639
و به خاطر آن به نام خدا آسیب دیدم

00:16:05.639 --> 00:16:08.639
هر دو مهاجرت کردند

00:16:08.639 --> 00:16:11.769
به طرف دو قبله نماز خواندم

00:16:11.769 --> 00:16:14.769
من شاهد همه صحنه ها بودم

00:16:14.769 --> 00:16:17.769
با پیامبر صلی الله علیه و آله

00:16:17.769 --> 00:16:21.730
خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسیدم

00:16:22.730 --> 00:16:25.730
و من بیشتر با او ماندم

00:16:25.730 --> 00:16:28.759
و من صاحب راز او بودم

00:16:28.759 --> 00:16:31.759
حتی برخی از اصحاب فکر می کردند که من از خانواده ایشان هستم

00:16:31.759 --> 00:16:34.820
از دهان او رضی الله عنه برداشته شد

00:16:34.820 --> 00:16:37.820
مستقیم بیش از هفتاد سوره

00:16:37.820 --> 00:16:40.820
هیچ کس با من در مورد آن بحث نکرد

00:16:40.820 --> 00:16:43.889
من مشتاق یادگیری قرآن بودم

00:16:43.889 --> 00:16:46.889
و به او آموزش دهید

00:16:46.889 --> 00:16:49.889
به خدایی که جز او معبودی نیست

00:16:49.889 --> 00:16:52.889
آیه ای از کتاب خدا نازل شده است

00:16:52.889 --> 00:16:55.889
جز اینکه من می دانم کجا فرود آمده است

00:16:55.889 --> 00:16:58.889
و همانطور که فرود آمدم

00:16:58.889 --> 00:17:01.889
اگر کسی را می شناسم که کتاب خدا را بیشتر از من می داند

00:17:01.889 --> 00:17:04.890
شتر به او می رسد

00:17:04.890 --> 00:17:07.890
من برای او سوار می شدم

00:17:07.890 --> 00:17:10.890
به خدا سوگند اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می دانستند

00:17:10.890 --> 00:17:13.890
من کسی هستم که کتاب خدا را به آنها می آموزم

00:17:13.890 --> 00:17:16.950
و من با آنها خوب نیستم

00:17:17.950 --> 00:17:20.950
قرآن را از چهار بگیرید

00:17:20.950 --> 00:17:23.950
از ابن ام عبد

00:17:23.950 --> 00:17:26.950
پس پدرم و معاذ بن جبل شروع کردند

00:17:26.950 --> 00:17:29.950
و ابی بن کعب و سالم

00:17:29.950 --> 00:17:33.240
مولا ابوحذیفه

00:17:33.240 --> 00:17:36.240
پیامبر صلی الله علیه و آله به من گفت

00:17:36.240 --> 00:17:39.240
یه روز برام بخون

00:17:39.240 --> 00:17:42.299
گفتم برای شما و شما خواندم

00:17:42.299 --> 00:17:45.299
اومد پایین و گفت آره

00:17:45.299 --> 00:17:48.299
من دوست دارم آن را از دیگران بشنوم

00:17:48.299 --> 00:17:51.299
پس سوره نساء را بر او خواندم

00:17:51.299 --> 00:17:54.299
تا اینکه به آنچه خداوند متعال فرموده رسیدم

00:17:54.299 --> 00:17:57.299
پس چه می شود اگر از همه بیاییم

00:17:57.299 --> 00:18:00.299
ملتی با شهید

00:18:00.299 --> 00:18:03.299
ما شما را به این مسائل رساندیم

00:18:03.299 --> 00:18:06.299
یک شهید به من گفت

00:18:06.299 --> 00:18:09.299
همین برای تو کافی است، پس به سمت او برگشتم

00:18:09.299 --> 00:18:12.299
سپس چشمانش پر از اشک شد

00:18:12.299 --> 00:18:16.299
پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد

00:18:16.299 --> 00:18:19.299
یک شب در مسجد

00:18:19.299 --> 00:18:22.299
ابوبکر و عمر رضی الله عنه با او بودند

00:18:22.299 --> 00:18:25.299
مرا در حال دعا و نیایش یافت

00:18:25.299 --> 00:18:28.299
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:18:28.299 --> 00:18:31.299
بخواهید به شما داده می شود

00:18:31.299 --> 00:18:34.299
بخواهید به شما داده می شود

00:18:34.299 --> 00:18:37.299
سپس فرمود: چه کسی از خواندن قرآن راضی است؟

00:18:37.299 --> 00:18:40.299
همان گونه که آشکار شد نازل شد

00:18:41.299 --> 00:18:44.390
پس وقتی شدم

00:18:44.390 --> 00:18:47.390
فردا نزد ابوبکر رضی الله عنه می روم

00:18:47.390 --> 00:18:50.390
تا یه خبر خوب بهم بدی

00:18:50.390 --> 00:18:53.390
او آنچه را که دیروز از خدا خواسته بودم به من گفت

00:18:53.390 --> 00:18:56.420
پس گفتم از خدا خواستم

00:18:56.420 --> 00:18:59.420
ایمانی که تزلزل نمی کند

00:18:59.420 --> 00:19:02.420
و سعادت بی پایان

00:19:02.420 --> 00:19:05.680
و محمد را تا برترین بهشت ابدیت همراهی کن

00:19:05.680 --> 00:19:08.680
سپس عمر آمد تا به من مژده دهد

00:19:08.680 --> 00:19:11.680
متوجه شد که ابوبکر از او پیشی گرفته است

00:19:11.680 --> 00:19:15.740
روزی با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:19:15.740 --> 00:19:18.740
و دوستانش

00:19:18.740 --> 00:19:21.740
پس از درختی بالا رفتم و سیواک گرفتم

00:19:21.740 --> 00:19:24.769
از اراک

00:19:24.769 --> 00:19:27.769
پس باد پاهایم را آشکار کرد

00:19:27.769 --> 00:19:30.769
مردم به من خندیدند

00:19:30.769 --> 00:19:33.769
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:19:33.769 --> 00:19:36.769
به چی میخندی

00:19:36.769 --> 00:19:39.829
از دقت پاهایم

00:19:39.829 --> 00:19:42.829
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:19:42.829 --> 00:19:45.829
سوگند به کسی که جان من در دست اوست

00:19:45.829 --> 00:19:48.829
آنها در مقیاس از کوه احد سنگین ترند

00:19:48.829 --> 00:19:57.049
من کی هستم؟

00:19:57.049 --> 00:20:00.049
پاسخ عبدالله بن مسعود است

00:20:00.049 --> 00:20:08.009
خداوند از او راضی باشد

00:20:08.009 --> 00:20:11.009
توقف کن و بفهم

00:20:11.009 --> 00:20:16.950
بر صحابه و علما و بزرگان

00:20:16.950 --> 00:20:19.950
یک چالش جدید از طرف من

00:20:19.950 --> 00:20:25.259
من یکی از اصحاب هستم

00:20:25.259 --> 00:20:28.289
یکی از اساتید انصار

00:20:28.289 --> 00:20:31.289
من پیش از اسلام رهبر الاوصاف در یثرب بودم

00:20:31.289 --> 00:20:34.289
و کسانی که در مورد آنها نظر دارند

00:20:34.289 --> 00:20:37.289
من از شیوخ ارشد عرب بودم

00:20:37.289 --> 00:20:40.289
در دوران جاهليت و در ميان مبارزان آنها

00:20:40.289 --> 00:20:43.289
سختی ها و تو مالک بودی

00:20:43.289 --> 00:20:46.289
فکر روشن و شخصیت قوی

00:20:47.289 --> 00:20:50.380
من یکی از قبایل بودم

00:20:50.380 --> 00:20:53.380
شب 12 عقبه

00:20:53.380 --> 00:20:56.380
از ماندن در بدر پشیمان شدم

00:20:56.380 --> 00:20:59.380
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله برگشت

00:20:59.380 --> 00:21:02.380
از جنگ به او گفتم

00:21:02.380 --> 00:21:05.380
ای رسول خدا، الحمدلله

00:21:05.380 --> 00:21:08.420
که تو را بافته و به زمین زد

00:21:08.420 --> 00:21:11.420
به خدا، ای رسول خدا

00:21:11.420 --> 00:21:14.420
فکر می کنم بدر را از دست نمی دادم

00:21:14.420 --> 00:21:17.420
او یک دشمن است

00:21:17.420 --> 00:21:20.420
اما فکر کردم کاروان است

00:21:20.420 --> 00:21:23.420
اگر فکر می کردم او دشمن است، عقب نمی ماندم

00:21:23.420 --> 00:21:26.420
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود

00:21:26.420 --> 00:21:29.420
حق با شماست

00:21:29.420 --> 00:21:32.420
بعد با او شاهد تمام صحنه ها بودم

00:21:32.420 --> 00:21:36.339
روز یکشنبه، او هفت عمل جراحی داشت

00:21:36.339 --> 00:21:39.339
وقتی مصعب بن عمیر رضی الله عنه آمد

00:21:39.339 --> 00:21:42.339
به شهر

00:21:42.339 --> 00:21:45.339
برو پیش این پسر باهوش

00:21:45.339 --> 00:21:48.339
و از ابری شدن مجالس ما نهی کنید

00:21:48.339 --> 00:21:51.339
پس نیزه ام را برداشتم و نزد او رفتم

00:21:51.339 --> 00:21:54.339
بهش گفتم اگه مال تو بود

00:21:54.339 --> 00:21:57.339
شما به چیزی نیاز دارید، پس به ما نگویید

00:21:57.339 --> 00:22:00.339
مصعب به من گفت: یا می نشینی؟

00:22:00.339 --> 00:22:03.339
پس شما گوش می دهید و اگر خوب باشد قبول می کنید

00:22:03.339 --> 00:22:06.339
حتی اگر غیر از این باشد

00:22:06.339 --> 00:22:09.339
از تو روی گردان شدم و به او گفتم

00:22:09.339 --> 00:22:12.339
من عدالت را رعایت کردم

00:22:12.339 --> 00:22:15.339
پس نیزه ام را متمرکز کردم و نشستم

00:22:15.339 --> 00:22:18.339
پس از قرآن بر من تلاوت کرد

00:22:18.339 --> 00:22:21.339
حرف هایش به گوشم رسید

00:22:21.339 --> 00:22:24.339
تا اینکه سینه ام را باز کنم

00:22:24.339 --> 00:22:28.180
صورتم عوض شد

00:22:28.180 --> 00:22:31.180
و وارد اسلام شدم

00:22:31.180 --> 00:22:34.180
از زمان اسلام من

00:22:34.180 --> 00:22:37.180
دلم به محبت قرآن است

00:22:37.180 --> 00:22:40.180
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد. یه روز خوندمش

00:22:40.180 --> 00:22:43.180
گفت: به تو داده شده است

00:22:43.180 --> 00:22:46.180
فلوت از خاندان داوود

00:22:46.180 --> 00:22:49.400
و یک شب خواندم

00:22:49.400 --> 00:22:52.400
سوره بقره و اسبم بسته

00:22:52.400 --> 00:22:55.400
در حیاط خانه و کنار آن

00:22:55.400 --> 00:22:58.400
پسرم خواب بود و مادیان عصبانی شد

00:22:58.400 --> 00:23:01.400
پس او ساکت ماند و پارسیان نیز ساکت ماندند

00:23:01.400 --> 00:23:04.400
بنابراین خواندن را از سر گرفتم

00:23:04.400 --> 00:23:07.400
سپس به آسمان نگاه کردم

00:23:07.400 --> 00:23:10.400
بعد مثل ابر شد

00:23:10.400 --> 00:23:13.400
در وسط لامپ ها قرار دارد

00:23:13.400 --> 00:23:16.460
به آسمان بلند می شود

00:23:16.460 --> 00:23:19.460
تا اینکه دلم براش تنگ شد

00:23:19.460 --> 00:23:22.460
پس وقتی شدم

00:23:22.460 --> 00:23:25.460
به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتم

00:23:25.460 --> 00:23:28.460
و او گفت

00:23:28.460 --> 00:23:31.460
آن فرشتگان فرود آمدند

00:23:31.460 --> 00:23:34.460
آن فرشتگان فرود آمدند

00:23:34.460 --> 00:23:37.460
حتی اگر بخوانی هم می شنوی

00:23:37.460 --> 00:23:40.460
بنابراین مردم به او نگاه می کردند

00:23:40.460 --> 00:23:44.420
از آنها پنهان نشوید

00:23:44.420 --> 00:23:47.420
به دنبال خدمت به مسلمانان نیازمند بودم

00:23:47.420 --> 00:23:50.420
یک بار نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم

00:23:50.420 --> 00:23:53.420
به او اشاره کردم

00:23:53.420 --> 00:23:56.420
نیاز خانواده ای که اکثرا زن هستند

00:23:56.420 --> 00:23:59.420
او به من گفت

00:23:59.420 --> 00:24:02.420
به ما غذا تعارف کرد و آنها را به من یادآوری کرد

00:24:02.420 --> 00:24:05.460
به او غذا پیشنهاد شد

00:24:05.460 --> 00:24:08.460
پس به او یادآوری کردم

00:24:08.460 --> 00:24:11.460
بنابراین من به آنها پاداش می دهم

00:24:11.460 --> 00:24:14.460
به او گفتم ای پیامبر خدا به تو اجر دهد

00:24:14.460 --> 00:24:17.460
بهترین پاداش

00:24:17.460 --> 00:24:20.460
گفت: و شما انصار هستید

00:24:20.460 --> 00:24:23.460
خداوند به شما بهترین پاداش را بدهد

00:24:23.460 --> 00:24:26.460
زیرا عفت و بردباری را نیاموخته ای

00:24:26.460 --> 00:24:29.460
توقف کنید

00:24:29.460 --> 00:24:33.029
توقف کنید

00:24:33.029 --> 00:24:40.509
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:24:40.509 --> 00:24:43.509
چالش جدید

00:24:43.509 --> 00:24:51.440
من کی هستم؟

00:24:51.440 --> 00:24:54.440
من یکی از اصحابی هستم که در مکه بزرگ شدم

00:24:54.440 --> 00:25:00.319
من اصالتاً اهل حبشه هستم

00:25:00.319 --> 00:25:03.319
من یکی از اصحاب هستم

00:25:03.319 --> 00:25:08.400
من یکی از اصحاب هستم

00:25:08.400 --> 00:25:11.400
من در مکه بزرگ شدم و اصالتاً حبشه ای هستم

00:25:11.400 --> 00:25:14.559
من به سمت اتیوپیایی ها نیزه پرتاب می کردم

00:25:14.559 --> 00:25:17.589
بگو چرا اشتباه کردم

00:25:17.589 --> 00:25:20.589
اسلام تا بعد از فتح مکه به تأخیر افتاد

00:25:20.589 --> 00:25:23.720
شما بهترین مردم را در زمان جاهلیت کشتید

00:25:23.720 --> 00:25:26.720
بدترین مردم اسلام

00:25:26.720 --> 00:25:30.869
بنده جبیر بن مطیم بودم

00:25:30.869 --> 00:25:33.869
عمویش طویمه بن عدی بود

00:25:33.869 --> 00:25:36.869
او در روز بدر کشته شد

00:25:36.869 --> 00:25:39.940
هنگامی که قریش به سوی احد لشکر کشید

00:25:39.940 --> 00:25:42.940
جبیر به من گفت

00:25:42.940 --> 00:25:45.940
اگر حمزه عموی محمد را بکشی عمویم

00:25:45.940 --> 00:25:49.099
تو پیر شدی

00:25:49.099 --> 00:25:52.099
پس با مردم بیرون رفتم و چون دو لشکر به هم رسیدند

00:25:52.099 --> 00:25:55.099
به حمزه نگاه کردم و متوجه او شدم

00:25:55.099 --> 00:25:58.099
تا این که او را مثل شتر برگی دیدم

00:25:58.099 --> 00:26:01.099
در نشان دادن مردم

00:26:01.099 --> 00:26:04.099
او مردم را با شمشیر خود هدایت می کند

00:26:04.099 --> 00:26:07.160
گفتم برایش کاری انجام دهند

00:26:07.160 --> 00:26:10.220
با یک درخت یا سنگ از او محافظت می کردم

00:26:10.220 --> 00:26:13.220
وقتی به من نزدیک شد

00:26:13.220 --> 00:26:16.220
نیزه ام را تکان دادم تا از آن راضی شدم

00:26:16.220 --> 00:26:19.220
فشارش دادم رویش

00:26:19.220 --> 00:26:22.220
در زیر شکمش افتاد

00:26:22.220 --> 00:26:25.220
تا اینکه از بین پاهایم بیرون آمد

00:26:25.220 --> 00:26:28.319
پس افتاد

00:26:28.319 --> 00:26:31.380
سپس رفت تا بلند شود اما نتوانست

00:26:31.380 --> 00:26:34.380
تا اینکه فوت کرد

00:26:34.380 --> 00:26:37.380
سپس نزد او آمدم و نیزه ام را گرفتم

00:26:37.380 --> 00:26:40.380
سپس به سربازی برگشتم

00:26:40.380 --> 00:26:43.509
من به هیچ چیز دیگری نیاز نداشتم

00:26:43.509 --> 00:26:47.440
وقتی به مکه آمد، آزاد شد

00:26:47.440 --> 00:26:50.440
من در مکه زندگی کردم تا اینکه مکه فتح شد

00:26:50.440 --> 00:26:53.440
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:26:53.440 --> 00:26:56.440
پس به طائف گریخت

00:26:56.440 --> 00:26:59.440
بنابراین من در آن بودم

00:27:00.440 --> 00:27:03.440
و من گفتم

00:27:03.440 --> 00:27:06.440
او به شام یا یمن وابسته بود

00:27:06.440 --> 00:27:09.440
یا در برخی کشورها

00:27:09.440 --> 00:27:12.440
من در آن هستم

00:27:12.440 --> 00:27:15.440
وقتی مردی به من گفت

00:27:15.440 --> 00:27:18.440
وای بر تو ای محمد سوگند به خدا

00:27:18.440 --> 00:27:21.440
هر چه کسی را می کشد که وارد دین او شده است

00:27:21.440 --> 00:27:24.599
وقتی این را به من گفت

00:27:24.599 --> 00:27:27.599
بیرون رفتم تا نزد رسول خدا رسیدم

00:27:27.599 --> 00:27:30.599
خداوند او را در مدینه رحمت کند

00:27:30.599 --> 00:27:33.599
تا من ایستاده بودم تمامش نکرد

00:27:33.599 --> 00:27:36.599
بر سر او شهادت می دهم

00:27:36.599 --> 00:27:39.599
شهادت حق وقتی مرا دید

00:27:39.599 --> 00:27:42.599
گفت: بشین با من حرف بزن.

00:27:42.599 --> 00:27:45.599
چگونه حمزه را کشتى؟ پس به او گفتم

00:27:45.599 --> 00:27:48.630
گفت: وای بر تو!

00:27:48.630 --> 00:27:51.630
صورت تو از من ناپدید شده است، بنابراین نمی توانم تو را ببینم

00:27:51.630 --> 00:27:54.819
من هم از آن اجتناب می کردم

00:27:54.819 --> 00:27:57.819
و پشت سر او در کنیسه ها می نشینم

00:27:57.819 --> 00:28:00.819
تا اینکه خداوند متعال او را گرفت

00:28:00.819 --> 00:28:04.720
پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:28:04.720 --> 00:28:07.720
مسلمانان رفتند

00:28:07.720 --> 00:28:10.720
به مسلمه دروغگو

00:28:10.720 --> 00:28:13.720
صاحب الیمامه برای جنگ با مرتدین

00:28:13.720 --> 00:28:16.720
با او نیزه ام را گرفتم

00:28:16.720 --> 00:28:19.720
او در حالی که نیزه را حمل می کرد با آنها بیرون رفت

00:28:19.720 --> 00:28:22.980
که با آن حمزه کشته شد

00:28:22.980 --> 00:28:25.980
وقتی مردم ملاقات کردند، مصلیمه را دیدم

00:28:25.980 --> 00:28:28.980
ایستاده با شمشیر در دست

00:28:28.980 --> 00:28:31.980
پس برای او آماده شد و برای او آماده شد

00:28:31.980 --> 00:28:34.980
مردی از انصار، هر دوی ما او را می خواهیم

00:28:34.980 --> 00:28:38.009
وقتی به او نزدیک شدیم

00:28:38.009 --> 00:28:41.009
نیزه ام را تکان دادم و به طرفش زدم

00:28:41.009 --> 00:28:44.009
در ناحیه شرمگاه او افتاد

00:28:44.009 --> 00:28:47.009
الانصاری به او حمله کرد و او را کتک زد

00:28:47.009 --> 00:28:50.009
به شمشیر، پروردگارت داناتر است

00:28:50.009 --> 00:28:53.140
سپس شنیدم که یکی در روز یومامه فریاد می زد و می گفت

00:28:53.140 --> 00:28:56.140
مسیلمه غلام سیاه را کشت

00:28:56.140 --> 00:28:59.140
مسیلمه غلام سیاه را کشت

00:28:59.140 --> 00:29:02.140
من کی هستم؟

00:29:02.140 --> 00:29:10.220
پاسخ وحشی بن حرب است

00:29:10.220 --> 00:29:13.220
خداوند از او راضی باشد

00:29:13.220 --> 00:29:21.059
توقف کنید

00:29:21.059 --> 00:29:24.059
با صحابه و علما آشنا شد

00:29:24.059 --> 00:29:29.900
و پرچم ها

00:29:30.900 --> 00:29:33.900
تعریف جدیدی از اینکه من کی هستم

00:29:33.900 --> 00:29:39.400
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:29:39.400 --> 00:29:42.400
در میان مهاجران سابق

00:29:42.400 --> 00:29:45.430
به اسلام

00:29:45.430 --> 00:29:48.430
او به حبشه و سپس به مدینه مهاجرت کرد

00:29:48.430 --> 00:29:51.430
او به خاطر شجاعتش در جنگ معروف بود

00:29:51.430 --> 00:29:54.430
و صبر در مصیبت

00:29:54.430 --> 00:29:57.430
من فرستاده پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:29:57.430 --> 00:30:00.430
به خسرو، پادشاه ایرانیان

00:30:01.430 --> 00:30:04.430
او را به اسلام دعوت کردند

00:30:04.430 --> 00:30:07.430
پس در ایوانش به دیدن خسرو رفتم

00:30:07.430 --> 00:30:10.430
نامه رسول خدا صلی الله علیه و آله را به او دادم

00:30:10.430 --> 00:30:13.430
وقتی خواند

00:30:13.430 --> 00:30:16.430
عصبانی شد و کتاب را پاره کرد

00:30:16.430 --> 00:30:19.430
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:30:19.430 --> 00:30:23.519
خداوند پادشاهی او را پاره کرد

00:30:23.519 --> 00:30:26.519
پیامبر صلی الله علیه و آله مبعوث شد

00:30:26.519 --> 00:30:29.519
راز یک بار او مرا به آنها دستور داد

00:30:29.519 --> 00:30:32.519
پس در راه پیاده شدیم

00:30:32.519 --> 00:30:35.519
برای گرم شدن آتش روشن کردیم

00:30:35.519 --> 00:30:38.519
غذایمان را روی آن درست می کنیم

00:30:38.519 --> 00:30:41.519
من مردی بودم که عاشق شوخی بودم

00:30:41.519 --> 00:30:44.519
پس به دوستانم گفتم

00:30:44.519 --> 00:30:47.519
آیا من مجبور نیستم به شما گوش کنم و اطاعت کنم؟

00:30:47.519 --> 00:30:50.519
گفتند بله

00:30:50.519 --> 00:30:53.519
گفتم: مصمم هستم که این کار را برای شما انجام دهم.

00:30:53.519 --> 00:30:56.519
مگر اینکه در این آتش پافشاری کنی

00:30:56.519 --> 00:30:59.519
وقتی دیدم دارند در آن می افتند

00:30:59.519 --> 00:31:02.519
به آنها گفتم دست نگه دارند

00:31:02.519 --> 00:31:05.519
فقط داشتم باهات میخندیدم

00:31:05.519 --> 00:31:08.519
وقتی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند

00:31:08.519 --> 00:31:11.519
به او اشاره کردند

00:31:11.519 --> 00:31:14.519
گفت: فرمان تو کیست؟

00:31:14.519 --> 00:31:17.519
با نافرمانی از او اطاعت مکن

00:31:17.519 --> 00:31:21.539
اطاعت فقط در خیر است

00:31:21.539 --> 00:31:24.539
با لشکری که امیرالمؤمنین فرستاده بود بیرون رفتم

00:31:24.539 --> 00:31:27.539
عمر بن خطاب رضی الله عنه به خاطر جنگ با رومیان

00:31:27.539 --> 00:31:30.539
رومی ها مرا اسیر کردند

00:31:30.539 --> 00:31:33.539
و مرا نزد پادشاه خود بردند

00:31:33.539 --> 00:31:36.539
گفتند این یکی از اصحاب محمد است

00:31:36.539 --> 00:31:39.539
پادشاه آنها سزار به من گفت

00:31:39.539 --> 00:31:42.539
آیا می توانید مسیحی شوید؟

00:31:42.539 --> 00:31:45.539
و نصف اموالم را به تو می دهم

00:31:45.539 --> 00:31:48.539
گفتم اگر هر چه داری به من بدهی

00:31:48.539 --> 00:31:51.539
و همه پادشاه عرب

00:31:52.539 --> 00:31:55.539
این و آن را گفتی

00:31:55.539 --> 00:31:58.539
پس به من دستور داد

00:31:58.539 --> 00:32:01.539
پس مرا به صلیب کشیدند

00:32:01.539 --> 00:32:04.539
به تیرانداز گفت

00:32:04.539 --> 00:32:07.539
او را به بدنش نزدیک کنید

00:32:07.539 --> 00:32:10.539
او به من پیشنهاد می کند که از دین خود دست بکشم

00:32:10.539 --> 00:32:13.539
من پرهیز میکنم

00:32:13.539 --> 00:32:16.539
پس مرا زیر پا گذاشتند

00:32:16.539 --> 00:32:19.539
بعد مرا در خانه ای بدون غذا گذاشتند

00:32:19.539 --> 00:32:22.539
سه روز بدون خوردن و آشامیدن ماندم

00:32:22.539 --> 00:32:25.539
تا اینکه گردنم را خم کردم

00:32:25.539 --> 00:32:28.539
پس مرا بیرون آوردند

00:32:28.539 --> 00:32:31.539
سزار به من گفت

00:32:31.539 --> 00:32:34.539
چه چیزی شما را از خوردن و آشامیدن باز داشت؟

00:32:34.539 --> 00:32:37.539
گفتم: می دانم که خوردن برای من جایز است.

00:32:37.539 --> 00:32:40.539
از این بدی ها در مواقع لزوم

00:32:40.539 --> 00:32:43.539
اما من بدم می آمد که از اسلام برای شما غرور کنم

00:32:43.539 --> 00:32:46.640
سپس سزار را صدا زد

00:32:46.640 --> 00:32:49.640
یک قابلمه بزرگ و داخل آن روغن بریزید

00:32:49.640 --> 00:32:52.640
تا اینکه به جوش آمد

00:32:52.640 --> 00:32:55.640
مردی را از زندان صدا کرد و دستور داد بیاید

00:32:55.640 --> 00:32:58.640
سپس آن را داخل روغن در حال جوش بریزید

00:32:58.640 --> 00:33:01.640
او مرد و استخوان هایش نمایان شد

00:33:01.640 --> 00:33:04.640
او به من مسیحیت را پیشنهاد می کند و من قبول نمی کنم

00:33:04.640 --> 00:33:07.640
سزار به آنها گفت

00:33:07.640 --> 00:33:10.640
آن را در قابلمه بیندازید

00:33:10.640 --> 00:33:13.640
پس گریه کردم و به پادشاه گفته شد

00:33:13.640 --> 00:33:16.640
او فکر کرد که من نگران شدم

00:33:16.640 --> 00:33:19.640
گفت: آن را به من برگردان.

00:33:19.640 --> 00:33:22.640
از من پرسید چه چیزی تو را به گریه انداخت

00:33:22.640 --> 00:33:25.640
گفتم همین است

00:33:25.640 --> 00:33:28.640
حالا آن را در این قابلمه بیندازید و بروید

00:33:28.640 --> 00:33:31.640
آرزو داشتم که بشه

00:33:31.640 --> 00:33:34.640
به اندازه مردمی که زندگی کرده ام در آتش انداخته خواهند شد

00:33:34.640 --> 00:33:37.859
به خاطر خدا

00:33:37.859 --> 00:33:40.859
سزار به من گفت قبول می کنی؟

00:33:40.859 --> 00:33:43.859
سرم و ترکت کنم

00:33:43.859 --> 00:33:46.859
درباره همه زندانیان به او گفتم

00:33:46.859 --> 00:33:49.859
از مسلمانان گفتند بله

00:33:49.859 --> 00:33:52.859
پس سرش را بوسیدم و او مرا رها کرد

00:33:52.859 --> 00:33:55.900
و همه اسرا معرفی شدند

00:33:55.900 --> 00:33:58.900
عمر رضی الله عنه به او گفتم

00:33:58.900 --> 00:34:01.900
خبر من عمر گفت

00:34:01.900 --> 00:34:04.900
این حقی است که هر مسلمانی باید آن را بپذیرد

00:34:04.900 --> 00:34:07.900
من و سر تو شروع می کنیم

00:34:07.900 --> 00:34:15.380
من کی هستم؟

00:34:15.380 --> 00:34:18.380
پاسخ عبدالله بن حذفة السهمی است

00:34:18.380 --> 00:34:24.829
خداوند از او راضی باشد

00:34:24.829 --> 00:34:28.340
توقف کن و بفهم

00:34:28.340 --> 00:34:31.340
بر صحابه و علما و بزرگان

00:34:31.340 --> 00:34:37.260
چالش جدید

00:34:37.260 --> 00:34:43.420
من کی هستم؟

00:34:43.420 --> 00:34:46.519
من از اصحاب مکه هستم

00:34:46.519 --> 00:34:49.519
من از بزرگان قریش بودم

00:34:49.519 --> 00:34:52.519
و یکی از اربابانش

00:34:52.519 --> 00:34:55.550
و صاحب الرفضه در آن

00:34:55.550 --> 00:34:58.550
من هم اهل نظر و راه حل هستم

00:34:58.550 --> 00:35:01.650
و قرارداد در آن

00:35:01.650 --> 00:35:04.650
من یک سال پیش در کعبه به دنیا آمدم

00:35:04.650 --> 00:35:07.809
فیل سیزده ساله است

00:35:07.809 --> 00:35:10.809
عمه ام مادر مؤمنان است

00:35:10.809 --> 00:35:14.099
خدیجه بنت خویلد رضی الله عنه

00:35:14.099 --> 00:35:17.099
من با پیامبر صلی الله علیه و آله دوست بودم

00:35:18.099 --> 00:35:21.289
قبل از ماموریت

00:35:21.289 --> 00:35:24.289
من در روز فتح مکه اسلام آوردم

00:35:24.289 --> 00:35:27.289
من شاهد جنگ حنین با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:35:27.289 --> 00:35:31.409
نبرد اول

00:35:31.409 --> 00:35:34.409
من بعد از مسلمان شدن شاهد آن بودم

00:35:34.409 --> 00:35:37.539
جنگ حنین بود

00:35:37.539 --> 00:35:40.539
پس از پایان تهاجم

00:35:40.539 --> 00:35:43.539
از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواستم

00:35:43.539 --> 00:35:46.539
این به من غنیمت می دهد

00:35:46.539 --> 00:35:49.599
حدیث عصر اسلام

00:35:49.599 --> 00:35:52.599
سپس از او خواستم و او به من داد

00:35:52.599 --> 00:35:55.599
سپس از او خواستم و او به من داد

00:35:55.599 --> 00:35:58.599
سپس او به من گفت که این پول

00:35:58.599 --> 00:36:01.630
سبز شیرین

00:36:01.630 --> 00:36:04.630
هر که آن را با سخاوت نفس بگیرد

00:36:04.630 --> 00:36:07.630
او را در آن برکت دهید

00:36:07.630 --> 00:36:10.630
و هر که آن را زیر نظر همان شخص بگیرد

00:36:10.630 --> 00:36:13.630
او را به خاطر آن برکت نداد

00:36:13.630 --> 00:36:16.630
غذا نمی خورد و سیر نمی شود

00:36:16.630 --> 00:36:19.630
و دست بالا

00:36:19.630 --> 00:36:22.920
بهتر از دست پایین

00:36:22.920 --> 00:36:25.920
وقتی این را از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم

00:36:25.920 --> 00:36:28.920
عرض کردم یا رسول الله

00:36:28.920 --> 00:36:31.920
سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد

00:36:31.920 --> 00:36:34.920
بعد از تو از هیچ کس چیزی نخواهم خواست

00:36:34.920 --> 00:36:37.920
بعد از تو از هیچکس چیزی نخواهم گرفت

00:36:37.920 --> 00:36:41.019
تا اینکه دنیا را ترک کنم

00:36:41.019 --> 00:36:44.019
و من به سوگند خود عادل شدم

00:36:44.019 --> 00:36:47.019
در زمان حکومت من ابوبکر صدیق رضی الله عنه

00:36:47.019 --> 00:36:50.019
او بیش از یک بار مرا دعوت کرد

00:36:50.019 --> 00:36:53.019
کمک هایم را از بیت المال مسلمین بگیرم

00:36:53.019 --> 00:36:56.179
من از گرفتن آن امتناع کردم

00:36:56.179 --> 00:36:59.179
وقتی خلافت به فاروق رضی الله عنه رسید

00:36:59.179 --> 00:37:02.179
او همچنین از من دعوت کرد که هدیه را بگیرم

00:37:02.179 --> 00:37:05.179
من از گرفتن آن امتناع کردم

00:37:05.179 --> 00:37:08.300
سپس عمر رضی الله عنه برخاست

00:37:08.300 --> 00:37:11.300
در مردم گفت

00:37:11.300 --> 00:37:14.300
ای امت مسلمین به شما شهادت می دهم

00:37:14.300 --> 00:37:17.300
من این را دعوت می کنم تا هدیه او را بگیرم

00:37:17.300 --> 00:37:20.340
او نپذیرفت و من به این کار ادامه دادم

00:37:20.340 --> 00:37:23.340
من از کسی چیزی نگرفتم

00:37:23.340 --> 00:37:27.650
تا اینکه مرد

00:37:27.650 --> 00:37:30.650
شما در زمان جاهلیت کارهای خیر زیادی کردید

00:37:30.650 --> 00:37:33.650
وقتی اسلام آوردم

00:37:33.650 --> 00:37:36.650
روزی به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتم

00:37:37.809 --> 00:37:40.809
چیزهایی دیدی که دلم میشکست؟

00:37:40.809 --> 00:37:43.809
در دوران جاهلیت انفاق

00:37:43.809 --> 00:37:46.809
یا رهایی و پیوندهای خانوادگی

00:37:46.809 --> 00:37:49.869
آیا من برای آن پاداشی دارم؟

00:37:49.869 --> 00:37:52.869
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:37:52.869 --> 00:37:55.869
خوبی های گذشته را پذیرفتم

00:37:55.869 --> 00:37:59.099
پس گفتم یا رسول الله

00:37:59.099 --> 00:38:02.099
به خدا من برای هیچ چیزی دعا نمی کنم

00:38:02.099 --> 00:38:05.099
من آن را در زمان جاهلیت ساختم

00:38:05.099 --> 00:38:08.380
پس او نیز مانند او در اسلام آزاد شد

00:38:08.380 --> 00:38:11.380
در زمان جاهلیت صد برده آزاد کردم

00:38:11.380 --> 00:38:14.380
بر صد شتر حمل شد

00:38:14.380 --> 00:38:17.380
او در اسلام صد برده آزاد کرد

00:38:17.380 --> 00:38:20.380
بر صد شتر حمل شد

00:38:20.380 --> 00:38:28.309
من کی هستم؟

00:38:28.309 --> 00:38:31.309
پاسخ حکیم بن حزام است

00:38:31.309 --> 00:38:38.980
خدا رحمتش کند

00:38:38.980 --> 00:38:42.500
توقف کن و بفهم

00:38:43.500 --> 00:38:49.409
چالش جدید: من کی هستم؟

00:38:49.409 --> 00:38:52.409
من یکی از اصحاب هستم

00:38:52.409 --> 00:38:57.360
از جوانان انصار

00:38:57.360 --> 00:39:00.360
من با پدرم شاهد عهد دوم عقبه بودم

00:39:00.360 --> 00:39:03.360
من جوانترین کسی بودم که شاهد آن بودم

00:39:03.360 --> 00:39:06.360
و آخرین آنها درگذشت

00:39:06.360 --> 00:39:09.360
نه من و نه هیچ کس دیگری شاهد جنگ بدر نبودیم

00:39:09.360 --> 00:39:12.360
پدرم من را از شرکت در آنها منع کرد

00:39:12.360 --> 00:39:15.360
به منظور مراقبت از نه خواهر

00:39:15.360 --> 00:39:18.360
اما پس از کشته شدن پدرم در احد

00:39:18.360 --> 00:39:21.360
من فتح خود را از دست ندادم

00:39:21.360 --> 00:39:24.360
یکی از فتوحات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:39:24.360 --> 00:39:27.360
من خیلی به پیامبر ارادت داشتم

00:39:27.360 --> 00:39:30.360
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:39:30.360 --> 00:39:33.360
من چیزهای زیادی در مورد او یاد گرفتم

00:39:33.360 --> 00:39:36.360
من یک قسمت در مسجد النبی داشتم

00:39:36.360 --> 00:39:39.360
او به مردم در مورد آن آموزش داد و آنها را درک کرد

00:39:39.360 --> 00:39:43.260
در دینشان

00:39:43.260 --> 00:39:46.260
در حفر سنگر

00:39:46.260 --> 00:39:49.260
روزی پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم

00:39:49.260 --> 00:39:52.260
خیلی گرسنه

00:39:52.260 --> 00:39:55.260
از گرسنگی دو تا سنگ به شکمش بست

00:39:55.260 --> 00:39:58.260
پس نزد همسرم برگشتم و به او گفتم

00:39:58.260 --> 00:40:01.260
آیا غذایی دارید؟

00:40:01.260 --> 00:40:04.260
پس کیسه ای برایم آورد که حاوی یک صاع جو بود

00:40:04.260 --> 00:40:07.260
ما کس دیگه ای نداریم

00:40:07.260 --> 00:40:10.260
ما یک گوسفند کوچک داشتیم

00:40:10.260 --> 00:40:13.260
گوسفندها را ذبح کردند و زن جو را آسیاب کردند

00:40:13.260 --> 00:40:16.260
پس کمی غذا درست کردیم

00:40:16.260 --> 00:40:19.260
سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم

00:40:19.260 --> 00:40:22.260
پس به سمتش رفتم و گفتم

00:40:22.260 --> 00:40:25.260
ای رسول خدا

00:40:25.260 --> 00:40:28.260
ما برای شما غذا درست کردیم

00:40:28.260 --> 00:40:31.320
بیا تو و یکی دو تا با تو

00:40:31.320 --> 00:40:34.320
پیامبر صلی الله علیه و آله فریاد زد

00:40:34.320 --> 00:40:37.320
گفت: ای اهل خندق!

00:40:37.320 --> 00:40:40.320
به غذا خوش آمدید

00:40:40.320 --> 00:40:43.320
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود

00:40:43.320 --> 00:40:46.320
اصلا پایین نیومد

00:40:46.320 --> 00:40:49.320
خمیر خود را نپزید

00:40:49.320 --> 00:40:52.380
حتی یک دست مزدور

00:40:52.380 --> 00:40:55.380
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه من آمد

00:40:55.380 --> 00:40:58.380
خمیر را برایش بیرون آوردم

00:40:58.380 --> 00:41:01.380
در آن تف کرد و برکت داد

00:41:01.380 --> 00:41:04.380
سپس همه ما را غسل تعمید داد

00:41:04.380 --> 00:41:07.380
مردم با رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند

00:41:07.380 --> 00:41:10.380
آنها هزار مرد بودند

00:41:10.380 --> 00:41:13.380
به خدا قسم

00:41:13.380 --> 00:41:16.380
تا سیر شدند خوردند

00:41:16.380 --> 00:41:19.380
سپس آنها رفتند

00:41:19.380 --> 00:41:22.380
و همه چیز ما همان طور که هست پر شده است

00:41:22.380 --> 00:41:26.630
خمیر ما باید همانطور که هست پخته شود

00:41:26.630 --> 00:41:29.630
از جنگ ذات الرقاع برگشتیم.

00:41:29.630 --> 00:41:32.630
به مدینه با رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:41:32.630 --> 00:41:35.630
روی یک شتر لاغر راه می رفتم

00:41:35.630 --> 00:41:38.630
شاید از راه رفتن خسته بشم

00:41:38.630 --> 00:41:41.630
و من عقب افتادم

00:41:41.630 --> 00:41:44.630
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به من رسید

00:41:44.630 --> 00:41:47.630
مالک گفت

00:41:47.630 --> 00:41:50.630
عرض کردم یا رسول الله

00:41:50.630 --> 00:41:53.630
کل این کار را کم کن

00:41:53.630 --> 00:41:56.630
گفت عنک و من او را آنخ کردم

00:41:56.630 --> 00:41:59.630
و رسول خدا صلی الله علیه و آله لعنت کرد

00:41:59.630 --> 00:42:02.630
بعد گفت به من بده

00:42:02.630 --> 00:42:05.630
این چوب از دست توست

00:42:05.630 --> 00:42:08.630
پس چنین کرد و رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را گرفت

00:42:08.630 --> 00:42:11.630
شتر را با آن می کوبیم

00:42:11.630 --> 00:42:14.630
نخسات و ادعیه

00:42:14.630 --> 00:42:17.630
بعد گفت سوار شو

00:42:17.630 --> 00:42:20.630
پس سوار شدم و شترم راه افتاد

00:42:20.630 --> 00:42:23.889
او هرگز اینقدر راضی نبوده بود

00:42:23.889 --> 00:42:26.889
سپس او رضی الله عنه به من گفت

00:42:27.889 --> 00:42:30.889
گفتم: نه، بلکه مال توست یا رسول الله.

00:42:30.889 --> 00:42:33.889
گفت: نه، بلکه فروخت.

00:42:33.889 --> 00:42:36.889
گفتم نه مال شماست

00:42:36.889 --> 00:42:39.889
گفت: نه، بلکه فروخت.

00:42:39.889 --> 00:42:42.889
با یک اونس طلا

00:42:42.889 --> 00:42:45.889
پس شتر را به او فروختم به شرط اینکه او را تسلیم کنم

00:42:45.889 --> 00:42:48.920
وقتی ما رسیدیم او در شهر است

00:42:48.920 --> 00:42:51.920
وقتی به شهر رسیدیم

00:42:51.920 --> 00:42:54.920
شتر را برای او آوردم و او قیمت آن را به من داد

00:42:54.920 --> 00:42:57.920
سپس گفت: می بینی که شتر تو را می گیرم؟

00:42:57.920 --> 00:43:00.920
شتران و درهمهایت را بگیر

00:43:00.920 --> 00:43:04.179
آنها مال شما هستند

00:43:04.179 --> 00:43:07.179
شتر در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله نزد من ماند

00:43:07.179 --> 00:43:10.179
و ابوبکر و عمر

00:43:10.179 --> 00:43:13.179
او نتوانست، پس او را نزد عمر آوردم

00:43:13.179 --> 00:43:16.179
بنابراین او داستان خود را می دانست

00:43:16.179 --> 00:43:19.179
گفت: آن را در شترهای صدقه بگذار.

00:43:19.179 --> 00:43:22.179
و در بهترین مراتع

00:43:22.179 --> 00:43:25.179
به او گفتم تا شتر مرد

00:43:25.179 --> 00:43:28.300
رسول خدا صلی الله علیه و آله برای من استغفار کرد

00:43:28.300 --> 00:43:31.300
در این شب شتر

00:43:31.300 --> 00:43:34.300
بیست و پنج بار

00:43:34.300 --> 00:43:42.139
من کی هستم؟

00:43:42.139 --> 00:43:45.139
جواب جابر بن عبدالله است

00:43:45.139 --> 00:43:48.139
خداوند از هر دوی آنها راضی باشد
