1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,220 --> 00:00:18,219 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:18,219 --> 00:00:22,219 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:22,219 --> 00:00:25,219 اید الرحمن رفاه الپاشا 5 00:00:25,219 --> 00:00:27,260 خدا رحمتش کند 6 00:00:27,260 --> 00:00:33,250 طفیل بن عمرالدوسی رضی الله عنه 7 00:00:46,640 --> 00:00:48,640 الطفیل بن عمرالدوسی 8 00:00:48,640 --> 00:00:51,640 ارباب قبیله دوس در دوران پیش از اسلام 9 00:00:51,640 --> 00:00:54,640 شریف یکی از اشراف ممتاز عرب است 10 00:00:54,640 --> 00:00:58,640 و یکی از معدود رویاپردازان 11 00:00:58,640 --> 00:01:00,640 دیگ آتش را برای او پایین نیاورید 12 00:01:00,640 --> 00:01:03,640 هیچ دری جلوی طارق بسته نیست 13 00:01:03,640 --> 00:01:05,640 به گرسنگان غذا بدهید 14 00:01:05,640 --> 00:01:07,640 و هراسان ایمان می آورد 15 00:01:07,640 --> 00:01:09,640 ویجیر المستجیر 16 00:01:09,640 --> 00:01:13,640 علاوه بر این، او مردی باهوش و آگاه است 17 00:01:13,640 --> 00:01:15,640 و شاعری حساس 18 00:01:15,640 --> 00:01:17,640 حس ظریف 19 00:01:17,640 --> 00:01:20,640 این جمله شیرین و تلخ خواهد بود 20 00:01:20,640 --> 00:01:23,640 جایی که کلمه جادو می کند 21 00:01:23,640 --> 00:01:28,900 الطفیل خانه های مردم خود را در تیهاما ترک کرد و به سمت مکه رفت 22 00:01:28,900 --> 00:01:34,900 درگیری بین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ادامه یافت 23 00:01:34,900 --> 00:01:36,900 و کفار قریش 24 00:01:36,900 --> 00:01:39,900 هرکسی می خواهد برای خودش طرفدارانی پیدا کند 25 00:01:39,900 --> 00:01:42,900 او طرفدارانی را به حزب خود جذب می کند 26 00:01:42,900 --> 00:01:47,900 رسول خدا صلی الله علیه و آله از پروردگارش مناجات می کند 27 00:01:47,900 --> 00:01:49,900 سلاح او ایمان و حقیقت است 28 00:01:49,900 --> 00:01:51,900 و کفار قریش 29 00:01:51,900 --> 00:01:54,900 آنها با هر سلاحی در برابر ندای او مقاومت می کنند 30 00:01:54,900 --> 00:01:57,900 آنها به هر وسیله ممکن مردم را از او دور می کنند 31 00:01:57,900 --> 00:02:02,900 الطفیل خود را ناآماده وارد این جنگ دید 32 00:02:02,900 --> 00:02:05,900 او ناخواسته وارد آن می شود 33 00:02:05,900 --> 00:02:08,960 او را به این منظور به مکه نیاوردند 34 00:02:08,960 --> 00:02:13,960 پیش از آن موضوع محمد و قریش به ذهنش خطور نکرده بود 35 00:02:13,960 --> 00:02:17,960 از این رو توسط التفیل بن عمرالدوسی بود 36 00:02:17,960 --> 00:02:20,960 با این درگیری یک داستان فراموش نشدنی وجود دارد 37 00:02:20,960 --> 00:02:22,960 به آن گوش کنیم 38 00:02:22,960 --> 00:02:25,960 یکی از عجیب ترین داستان هاست 39 00:02:25,960 --> 00:02:28,150 رویداد انگل او گفت 40 00:02:28,150 --> 00:02:30,150 من به مکه آمدم 41 00:02:30,150 --> 00:02:34,180 سران قریش به محض دیدن من به من نزدیک شدند 42 00:02:34,180 --> 00:02:37,180 آنها با مهربانی از من استقبال کردند 43 00:02:37,180 --> 00:02:40,340 و مرا در عزیزترین خانه گذاشتند 44 00:02:40,340 --> 00:02:44,340 سپس اربابان و بزرگان آنها نزد من جمع شدند و گفتند: 45 00:02:44,340 --> 00:02:48,340 ای طفیل، کشور ما را عرضه کردی 46 00:02:48,340 --> 00:02:51,340 این مردی است که ادعای پیامبری می کند 47 00:02:51,340 --> 00:02:54,340 او کار ما را تباه کرده و ما را از هم جدا کرده است 48 00:02:54,340 --> 00:02:56,340 گروه ما پراکنده است 49 00:02:56,340 --> 00:03:00,340 ما فقط می ترسیم که این اتفاق برای شما و رهبری شما در میان مردمتان بیفتد 50 00:03:00,340 --> 00:03:02,340 چه بر سر ما آمده است؟ 51 00:03:02,340 --> 00:03:04,340 با مرد حرف نزن 52 00:03:04,340 --> 00:03:06,340 و از او چیزی نمی شنوید 53 00:03:06,340 --> 00:03:09,340 او کلماتی مانند جادو دارد 54 00:03:09,340 --> 00:03:11,340 بین پسر و پدرش فرق می گذارد 55 00:03:11,340 --> 00:03:13,340 و بین برادر و برادر 56 00:03:13,340 --> 00:03:16,340 و بین زن و شوهرش 57 00:03:16,340 --> 00:03:18,340 طفیل گفت 58 00:03:18,340 --> 00:03:22,340 به خدا هنوز از او خبرهای عجیبی به من می دهند 59 00:03:22,340 --> 00:03:27,340 آنها مرا به خاطر خود و انجام شگفتی های اعمال او ترساندند 60 00:03:27,340 --> 00:03:31,340 تا اینکه تصمیم گرفتم به او نزدیک نشوم 61 00:03:31,340 --> 00:03:35,340 من با او صحبت نمی کنم و چیزی از او نمی شنوم 62 00:03:35,340 --> 00:03:39,340 وقتی برای طواف کعبه به مسجد رفتم 63 00:03:39,340 --> 00:03:44,340 و طلب برکت از بتهایش که زیارت می کردیم و آنها را می پرستیدیم 64 00:03:44,340 --> 00:03:46,340 پنبه را در گوشم فرو کردم 65 00:03:46,340 --> 00:03:50,340 از ترس اینکه مبادا شنیدن من تحت تأثیر حرف محمد قرار بگیرد 66 00:03:50,340 --> 00:03:53,340 اما همین که وارد مسجد شدم 67 00:03:53,340 --> 00:03:57,340 تا اینکه او را دیدم که در کعبه ایستاده و مشغول نماز است 68 00:03:57,340 --> 00:03:59,340 دعایی غیر از دعای ما 69 00:03:59,340 --> 00:04:03,340 او عبادتی غیر از عبادت ما را می پرستد 70 00:04:03,340 --> 00:04:05,379 دیدن او مرا مجذوب خود کرد 71 00:04:05,379 --> 00:04:07,379 عبادت او مرا تکان داد 72 00:04:07,379 --> 00:04:13,379 دیدم کم کم و ناخواسته به او نزدیکتر می شوم 73 00:04:13,379 --> 00:04:16,379 تا اینکه به او نزدیک شدم 74 00:04:16,379 --> 00:04:20,379 خدا نپذیرفت که برخی از سخنان او به گوش من برسد 75 00:04:20,379 --> 00:04:23,379 بنابراین من کلمات خوبی شنیدم 76 00:04:23,379 --> 00:04:25,410 و با خودم گفتم 77 00:04:25,410 --> 00:04:27,410 مادرت تو را داغدار کرد طفیل 78 00:04:27,410 --> 00:04:30,439 تو مردی باهوش و شاعری 79 00:04:30,439 --> 00:04:33,439 آنچه از شما پنهان است نیک و بد است 80 00:04:33,439 --> 00:04:37,569 چه چیزی شما را از شنیدن صحبت های مرد باز می دارد؟ 81 00:04:37,569 --> 00:04:40,569 اگر آنچه می آورد خوب باشد، قبول می کنم 82 00:04:40,569 --> 00:04:43,569 حتی اگر زشت بود، آن را ترک کردم 83 00:04:43,569 --> 00:04:45,569 طفیل گفت 84 00:04:45,569 --> 00:04:50,569 سپس ماندم تا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به خانه اش رفت 85 00:04:50,569 --> 00:04:54,569 پس از او پیروی کردم تا وقتی وارد خانه اش شد، بر او وارد شدم 86 00:04:54,569 --> 00:04:57,569 پس گفتم ای محمد 87 00:04:57,569 --> 00:05:01,569 مردم شما در مورد شما چنین و چنان به من گفته اند 88 00:05:01,569 --> 00:05:05,600 به خدا هنوزم از تو میترسن 89 00:05:05,600 --> 00:05:09,600 تا اینکه گوشم را پنبه پوشاندم که نشنوم چه گفتی 90 00:05:09,600 --> 00:05:13,889 سپس خدا اجازه نداد چیزی از او بشنوم 91 00:05:13,889 --> 00:05:15,889 من آن را خوب یافتم 92 00:05:15,889 --> 00:05:18,050 بنابراین او موضوع شما را به من ارائه کرد 93 00:05:18,050 --> 00:05:20,050 پس موضوع خود را به من عرضه کرد 94 00:05:20,050 --> 00:05:23,050 سوره اخلاص و فلق را بر من خواند 95 00:05:23,050 --> 00:05:27,079 به خدا سوگند تا به حال سخنی بهتر از او نشنیده ام 96 00:05:27,079 --> 00:05:30,079 من عادلانه تر از او ندیده ام 97 00:05:30,079 --> 00:05:33,079 سپس دستش را به سمت من دراز کرد 98 00:05:33,079 --> 00:05:36,079 شهادت دادم که معبودی جز خدا نیست 99 00:05:36,079 --> 00:05:39,079 و اینکه محمد رسول خداست 100 00:05:39,079 --> 00:05:41,079 و وارد اسلام شدم 101 00:05:41,079 --> 00:05:43,209 طفیل گفت 102 00:05:43,209 --> 00:05:45,209 سپس مدتی در مکه ماندم 103 00:05:45,209 --> 00:05:47,209 اسلام را در آن آموختم 104 00:05:47,209 --> 00:05:51,209 من آنچه را که در توانم از قرآن بود حفظ کردم 105 00:05:51,209 --> 00:05:54,209 وقتی تصمیم گرفتم به سوی مردمم برگردم 106 00:05:54,209 --> 00:05:56,209 عرض کردم یا رسول الله 107 00:05:56,209 --> 00:05:59,209 یک نفر در طایفه من اطاعت می شود 108 00:05:59,209 --> 00:06:03,209 من به سوی آنها باز می گردم و آنها را به اسلام دعوت می کنم 109 00:06:03,209 --> 00:06:05,209 پس از خدا بخواه که برای من نشانه ای قرار دهد 110 00:06:05,209 --> 00:06:08,209 در کاری که آنها را به آن فرا می خوانم به من کمک کنید 111 00:06:08,209 --> 00:06:09,370 و او گفت 112 00:06:09,370 --> 00:06:12,370 خدایا یه نشونه براش بزار 113 00:06:12,370 --> 00:06:14,430 پس نزد مردمم رفتم 114 00:06:14,430 --> 00:06:18,430 حتی اگر در موقعیتی هستید که بر خانه های آنها نظارت می کنید 115 00:06:18,430 --> 00:06:21,430 نوری بین چشمانم افتاد 116 00:06:21,430 --> 00:06:23,660 مثل لامپ 117 00:06:23,660 --> 00:06:24,660 پس گفتم 118 00:06:24,660 --> 00:06:27,660 خدایا تو صورتم درست کن 119 00:06:27,660 --> 00:06:30,660 می ترسم فکر کند این یک مجازات است 120 00:06:30,660 --> 00:06:33,660 من گرفتار تناقض دینشان شدم 121 00:06:33,660 --> 00:06:35,660 بنابراین نور روشن شد 122 00:06:35,660 --> 00:06:37,660 روی سر تازیانه ام افتاد 123 00:06:37,660 --> 00:06:41,660 بنابراین او باعث شد مردم آن نور را در شلاق من ببینند 124 00:06:41,660 --> 00:06:43,660 مثل یک چراغ آویزان 125 00:06:43,660 --> 00:06:46,660 و من از چین به سمت آنها پایین می روم 126 00:06:46,660 --> 00:06:48,660 وقتی پیاده شدم 127 00:06:48,660 --> 00:06:49,660 پدرم پیش من آمد 128 00:06:49,660 --> 00:06:51,660 او یک پیرمرد بزرگ بود 129 00:06:51,660 --> 00:06:52,660 پس گفتم 130 00:06:52,660 --> 00:06:55,660 پدرم از من دور شو 131 00:06:55,660 --> 00:06:57,660 من از تو نیستم و تو از من نیستی 132 00:06:57,660 --> 00:06:58,660 او گفت 133 00:06:58,660 --> 00:07:00,660 چرا پسر 134 00:07:00,660 --> 00:07:01,660 گفتم 135 00:07:01,660 --> 00:07:04,660 من اسلام آوردم و از دین محمد پیروی کردم 136 00:07:04,660 --> 00:07:06,660 خدا رحمتش کند و درود فرستد 137 00:07:06,660 --> 00:07:07,660 او گفت 138 00:07:07,660 --> 00:07:08,660 یعنی قهوه ای 139 00:07:08,660 --> 00:07:10,660 دین من دین شماست 140 00:07:10,660 --> 00:07:11,660 پس گفتم 141 00:07:11,660 --> 00:07:14,660 برو لباست را بشور و پاک کن 142 00:07:14,660 --> 00:07:17,660 پس بیا تا آنچه آموخته ام به تو بیاموزم 143 00:07:17,660 --> 00:07:20,660 پس رفت و لباسهایش را شست و تمیز کرد 144 00:07:20,660 --> 00:07:23,660 بعد آمد و من اسلام آوردم به او 145 00:07:23,660 --> 00:07:25,660 پس اسلام آورد 146 00:07:25,660 --> 00:07:27,660 بعد همسرم آمد 147 00:07:27,660 --> 00:07:29,660 بنابراین من به شما در مورد من گفتم 148 00:07:29,660 --> 00:07:31,660 من از تو نیستم و تو از من نیستی 149 00:07:31,660 --> 00:07:32,660 او گفت 150 00:07:32,660 --> 00:07:35,660 من به شما و مادرم اهمیتی ندادم 151 00:07:35,660 --> 00:07:36,660 پس گفتم 152 00:07:36,660 --> 00:07:39,660 فرق من و تو اسلام است 153 00:07:39,660 --> 00:07:42,660 او به اسلام گروید و از دین محمد پیروی کرد 154 00:07:42,660 --> 00:07:44,660 خدا رحمتش کند و درود فرستد 155 00:07:44,660 --> 00:07:45,660 او گفت 156 00:07:45,660 --> 00:07:47,660 دینت را به من بده 157 00:07:47,660 --> 00:07:48,660 گفتم 158 00:07:48,660 --> 00:07:51,660 پس برو خودت را با آب داشهرا تطهیر کن 159 00:07:51,660 --> 00:07:56,660 و بتى آفريدند كه آب از كوه اطراف آن روان بود 160 00:07:56,660 --> 00:07:57,660 و او گفت 161 00:07:57,660 --> 00:07:59,660 پدر و مادرم فدای تو باد 162 00:07:59,660 --> 00:08:02,660 آیا از بدی برای دختر می ترسی؟ 163 00:08:02,660 --> 00:08:03,660 پس گفتم 164 00:08:03,660 --> 00:08:05,660 توبه کن و بدی را دفع کن 165 00:08:05,660 --> 00:08:09,660 گفتم برو اونجا بشور، دور از مردم 166 00:08:09,660 --> 00:08:14,660 من به شما تضمین می کنم که این سنگ کر هیچ کاری نمی کند 167 00:08:14,660 --> 00:08:17,660 پس رفت، غسل کرد و بعد آمد 168 00:08:17,660 --> 00:08:19,660 پس اسلام را به او تقدیم کردم 169 00:08:19,660 --> 00:08:20,660 پس اسلام آوردم 170 00:08:20,660 --> 00:08:22,660 بعد زنگ زدم دوسا 171 00:08:22,660 --> 00:08:25,660 به جز پدرش ریرا به من دیر آمدند 172 00:08:25,660 --> 00:08:28,660 او سریعترین کسی بود که مسلمان شد 173 00:08:28,660 --> 00:08:30,750 التفین گفت 174 00:08:30,750 --> 00:08:32,750 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم 175 00:08:32,750 --> 00:08:34,750 در مکه 176 00:08:34,750 --> 00:08:36,750 و با من ابوهریره است 177 00:08:36,750 --> 00:08:39,750 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود 178 00:08:39,750 --> 00:08:41,750 پشت سرت چیه طفیل؟ 179 00:08:41,750 --> 00:08:43,750 پس گفتم 180 00:08:43,750 --> 00:08:46,750 دلهای پر از پنهان و کفر شدید 181 00:08:46,750 --> 00:08:50,750 داوسون با بداخلاقی و نافرمانی غلبه کرد 182 00:08:50,750 --> 00:08:54,750 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست 183 00:08:54,750 --> 00:08:56,750 پس وضو گرفت و نماز خواند 184 00:08:56,750 --> 00:08:58,750 دستش را به سوی آسمان بلند کرد 185 00:08:58,750 --> 00:09:00,750 ابوهریره گفت 186 00:09:00,750 --> 00:09:02,750 وقتی او را اینطور دیدم 187 00:09:02,750 --> 00:09:05,750 ترسیدم بر قوم من نماز بخواند و هلاک شوند 188 00:09:05,750 --> 00:09:07,750 پس گفتم: «وای مردم». 189 00:09:07,750 --> 00:09:11,750 اما رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 190 00:09:11,750 --> 00:09:12,750 بگو 191 00:09:12,750 --> 00:09:14,750 خدایا دوسا رو راهنمایی کن 192 00:09:14,750 --> 00:09:16,750 خدایا دوسا رو راهنمایی کن 193 00:09:16,750 --> 00:09:19,750 خدایا دوسا رو راهنمایی کن 194 00:09:19,750 --> 00:09:21,850 سپس به انگل روی آورد 195 00:09:21,850 --> 00:09:22,850 و او گفت 196 00:09:22,850 --> 00:09:24,850 به سوی مردم خود برگرد و با آنها مهربان باش 197 00:09:24,850 --> 00:09:26,850 و آنها را به اسلام دعوت کنید 198 00:09:26,850 --> 00:09:28,850 طفیل گفت 199 00:09:28,850 --> 00:09:30,850 من هنوز در سرزمین دوس بودم 200 00:09:30,850 --> 00:09:32,850 من آنها را به اسلام دعوت می کنم 201 00:09:32,850 --> 00:09:35,850 تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله هجرت کرد 202 00:09:35,850 --> 00:09:37,850 به شهر 203 00:09:37,850 --> 00:09:40,850 بدر و احد و خندق گذشت 204 00:09:40,850 --> 00:09:43,850 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم 205 00:09:43,850 --> 00:09:46,850 و من هشتاد بیت دوس دارم 206 00:09:46,850 --> 00:09:49,850 اسلام آوردند و مسلمان خوبی شدند 207 00:09:49,850 --> 00:09:53,850 رسول خدا صلی الله علیه و آله از ما راضی بود 208 00:09:53,850 --> 00:09:56,850 و از غنائم خیبر با مسلمانان نصیب ما کرد 209 00:09:56,850 --> 00:09:57,850 پس گفتیم 210 00:09:57,850 --> 00:09:59,850 ای رسول خدا 211 00:09:59,850 --> 00:10:02,850 در هر سفری که انجام می دهید ما را به سمت راست خود قرار دهید 212 00:10:02,850 --> 00:10:05,850 و شعارمان را موجه جلوه دهیم 213 00:10:05,850 --> 00:10:08,039 طفیل گفت 214 00:10:08,039 --> 00:10:12,039 سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله ماندم 215 00:10:12,039 --> 00:10:15,039 تا اینکه خداوند مکه را برای او فتح کرد 216 00:10:15,039 --> 00:10:17,039 پس گفتم یا رسول الله 217 00:10:17,039 --> 00:10:19,039 مرا به آن مکان بفرست 218 00:10:19,039 --> 00:10:21,039 بت عمر بن حمه 219 00:10:21,039 --> 00:10:23,039 تا من آن را بسوزانم 220 00:10:23,039 --> 00:10:26,039 پس پیامبر صلی الله علیه و آله به او اجازه داد 221 00:10:26,039 --> 00:10:29,039 پس در خفا از قوم خود به سوی معبود رفت 222 00:10:29,039 --> 00:10:32,039 وقتی به او رسید، خواستند او را بسوزانند 223 00:10:32,039 --> 00:10:35,039 زنان و مردان و کودکان دور او جمع شدند 224 00:10:35,039 --> 00:10:37,039 شر در آن نهفته است 225 00:10:37,039 --> 00:10:40,039 منتظرند صاعقه او را بزند 226 00:10:40,039 --> 00:10:43,039 اگر این کار را انجام دهد آسیب می بیند 227 00:10:43,039 --> 00:10:45,039 اما انگل 228 00:10:45,039 --> 00:10:48,039 در برابر دیدگان نمازگزاران خود به بت نزدیک شد 229 00:10:48,039 --> 00:10:50,039 و دلش را آتش زد 230 00:10:50,039 --> 00:10:52,039 او می لرزد 231 00:10:52,039 --> 00:10:55,039 وای اون یکی من از بندگان تو نیستم 232 00:10:55,039 --> 00:10:58,039 تولد ما از شما بزرگتر است 233 00:10:58,039 --> 00:11:01,039 آتش در سینه ات انداختم 234 00:11:01,039 --> 00:11:04,070 همین که آتش بت را فرو برد 235 00:11:04,070 --> 00:11:07,070 تا اینکه با آن آنچه از شرک باقی مانده بود بلعید 236 00:11:07,070 --> 00:11:09,070 در قبیله دوس 237 00:11:09,070 --> 00:11:11,070 پس همه مردم اسلام آوردند 238 00:11:11,070 --> 00:11:13,070 و اسلامشان خوب است 239 00:11:13,070 --> 00:11:16,070 ظل الطفیل بن عمرالدوسی 240 00:11:16,070 --> 00:11:19,070 پس از آن نزد رسول خدا ماند 241 00:11:19,070 --> 00:11:21,070 درود خدا بر او باد 242 00:11:21,070 --> 00:11:23,070 تا اینکه پیامبر را دستگیر کردند 243 00:11:23,070 --> 00:11:25,070 در کنار پروردگارش 244 00:11:25,070 --> 00:11:28,070 هنگامی که خلافت پس از او آمد 245 00:11:28,070 --> 00:11:30,070 به دوستش 246 00:11:30,070 --> 00:11:33,070 انگل خودش، شمشیر و پسرش را گذاشت 247 00:11:33,070 --> 00:11:36,070 در اطاعت از بنده رسول خدا 248 00:11:36,070 --> 00:11:38,070 زمانی که جنگ های ارتداد آغاز شد 249 00:11:38,070 --> 00:11:41,070 گروه طفیل در صف مقدم لشکر مسلمانان قرار داشت 250 00:11:41,070 --> 00:11:44,070 برای جنگ مسیلمه دروغگو 251 00:11:44,070 --> 00:11:46,070 با او پسرش عمر است 252 00:11:46,070 --> 00:11:49,070 در راه الیمامه 253 00:11:49,070 --> 00:11:50,070 او رؤیایی دید 254 00:11:50,070 --> 00:11:52,070 به دوستانش گفت 255 00:11:52,070 --> 00:11:54,070 من رؤیایی دیدم 256 00:11:54,070 --> 00:11:55,070 بنابراین آنها آن را به من منتقل کردند 257 00:11:55,070 --> 00:11:57,070 گفتند: چه دیدی؟ 258 00:11:57,070 --> 00:11:58,070 او گفت 259 00:11:58,070 --> 00:12:00,070 دیدم سرم تراشیده است 260 00:12:00,070 --> 00:12:03,070 و پرنده ای از دهانم بیرون آمد 261 00:12:03,070 --> 00:12:06,070 و زنی مرا به شکم خود آورد 262 00:12:06,070 --> 00:12:10,070 و ابن عمر به جستجوی من پرداخت 263 00:12:10,070 --> 00:12:13,139 اما او بین من و او قرار گرفت 264 00:12:13,139 --> 00:12:15,139 خوب گفتند 265 00:12:15,139 --> 00:12:16,139 و او گفت 266 00:12:16,139 --> 00:12:19,139 در مورد من، قسم می خورم که آن را تفسیر کرده ام 267 00:12:19,139 --> 00:12:21,139 در مورد تراشیدن سرم 268 00:12:21,139 --> 00:12:23,139 به این دلیل است که قطع می کند 269 00:12:23,139 --> 00:12:26,139 در مورد پرنده ای که از دهانم بیرون آمد 270 00:12:26,139 --> 00:12:28,139 او روحانی است 271 00:12:28,139 --> 00:12:31,139 و اما زنی که مرا در شکم خود آورد 272 00:12:31,139 --> 00:12:32,139 زمین است 273 00:12:32,139 --> 00:12:34,139 مرا حفر کن 274 00:12:34,139 --> 00:12:36,139 بنابراین من در درون او دفن شدم 275 00:12:36,139 --> 00:12:39,139 امیدوارم شهید شوم 276 00:12:39,139 --> 00:12:41,139 در مورد درخواست پسرم از من 277 00:12:41,139 --> 00:12:45,139 یعنی شهادتی را می خواهد که من می گیرم 278 00:12:45,139 --> 00:12:47,139 اگر خدا اجازه دهد 279 00:12:47,139 --> 00:12:50,139 اما بعدا متوجه می شود 280 00:12:50,139 --> 00:12:52,139 و در جنگ الیمامه 281 00:12:52,139 --> 00:12:54,139 اپل، همراه بزرگ 282 00:12:54,139 --> 00:12:56,139 الطفیل بن عمرالدوسی 283 00:12:56,139 --> 00:12:58,139 بزرگترین مصیبت 284 00:12:58,139 --> 00:13:02,139 تا اینکه در جبهه به شهادت رسید 285 00:13:02,139 --> 00:13:04,139 و اما پسرش عمر 286 00:13:04,139 --> 00:13:06,139 او هنوز در حال مبارزه است 287 00:13:06,139 --> 00:13:08,139 تا اینکه زخم ها بر او سنگینی کردند 288 00:13:08,139 --> 00:13:10,139 کف دست راستش قطع شد 289 00:13:10,139 --> 00:13:12,139 پس به شهر بازگشت 290 00:13:12,139 --> 00:13:16,139 پشت سر گذاشتن پدر و دستش در سرزمین الیمامه 291 00:13:16,139 --> 00:13:19,230 و در جانشینی عمر بن الخطاب 292 00:13:19,230 --> 00:13:21,230 عمر بن طفیل وارد او شد 293 00:13:21,230 --> 00:13:24,230 برای فاروق غذا آورد 294 00:13:24,230 --> 00:13:26,230 مردم با او نشسته اند 295 00:13:26,230 --> 00:13:28,230 پس مردم را به غذای خود دعوت کرد 296 00:13:28,230 --> 00:13:30,230 عمر از او کنار رفت 297 00:13:30,230 --> 00:13:32,230 فاروق به او گفت 298 00:13:32,230 --> 00:13:36,230 چه بلایی سرت اومده؟ شاید از شرم دستتان برای خوردن غذا دیر کرده اید 299 00:13:36,230 --> 00:13:39,230 گفت: آری امیرالمؤمنین 300 00:13:39,230 --> 00:13:43,230 گفت: به خدا سوگند من این غذا را نمی‌چشم. 301 00:13:43,230 --> 00:13:46,230 تا زمانی که آن را با دست بریده خود مخلوط کنید 302 00:13:46,230 --> 00:13:48,230 به خدا در میان مردم هیچ کس نیست 303 00:13:48,230 --> 00:13:51,230 بعضی از آنها جز تو در بهشت هستند 304 00:13:51,230 --> 00:13:53,230 دستش را می خواهد 305 00:13:53,230 --> 00:13:56,230 رؤیای شهادت برای عمر مدام پیش می آمد 306 00:13:56,230 --> 00:13:58,230 از وقتی پدرش رفت 307 00:13:58,230 --> 00:14:01,230 هنگامی که جنگ یرموک رخ داد 308 00:14:01,230 --> 00:14:04,230 عمر آن را با آغازگران آغاز کرد 309 00:14:04,230 --> 00:14:06,230 و او همچنان در حال مبارزه است 310 00:14:06,230 --> 00:14:10,230 تا اینکه متوجه شهادتی شد که پدرش به او داده بود 311 00:14:10,230 --> 00:14:14,259 خداوند طفیل بن عمرالدوسی را رحمت کند 312 00:14:14,259 --> 00:14:16,259 او شهید است 313 00:14:16,259 --> 00:14:18,259 و پدر شهید 314 00:14:18,259 --> 00:14:25,289 خدایا، او را نشانه ای قرار ده که او را در انجام آن خیری که می خواهد یاری کند 315 00:14:25,289 --> 00:14:27,289 از دعای رسول 316 00:14:27,289 --> 00:14:30,700 با محمد و یارانش 317 00:14:30,700 --> 00:14:33,700 گوت ها یک بنای ساخته شده داشتند 318 00:14:33,700 --> 00:14:35,700 آه شعار، حالم را بهتر کن 319 00:14:35,700 --> 00:14:38,700 آیا در ستایش آنها بزرگترند؟