WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.220 --> 00:00:18.219
انجمن مواضع خشنود است

00:00:18.219 --> 00:00:22.219
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:22.219 --> 00:00:25.219
اید الرحمن رفاه الپاشا

00:00:25.219 --> 00:00:27.260
خدا رحمتش کند

00:00:27.260 --> 00:00:33.250
طفیل بن عمرالدوسی رضی الله عنه

00:00:46.640 --> 00:00:48.640
الطفیل بن عمرالدوسی

00:00:48.640 --> 00:00:51.640
ارباب قبیله دوس در دوران پیش از اسلام

00:00:51.640 --> 00:00:54.640
شریف یکی از اشراف ممتاز عرب است

00:00:54.640 --> 00:00:58.640
و یکی از معدود رویاپردازان

00:00:58.640 --> 00:01:00.640
دیگ آتش را برای او پایین نیاورید

00:01:00.640 --> 00:01:03.640
هیچ دری جلوی طارق بسته نیست

00:01:03.640 --> 00:01:05.640
به گرسنگان غذا بدهید

00:01:05.640 --> 00:01:07.640
و هراسان ایمان می آورد

00:01:07.640 --> 00:01:09.640
ویجیر المستجیر

00:01:09.640 --> 00:01:13.640
علاوه بر این، او مردی باهوش و آگاه است

00:01:13.640 --> 00:01:15.640
و شاعری حساس

00:01:15.640 --> 00:01:17.640
حس ظریف

00:01:17.640 --> 00:01:20.640
این جمله شیرین و تلخ خواهد بود

00:01:20.640 --> 00:01:23.640
جایی که کلمه جادو می کند

00:01:23.640 --> 00:01:28.900
الطفیل خانه های مردم خود را در تیهاما ترک کرد و به سمت مکه رفت

00:01:28.900 --> 00:01:34.900
درگیری بین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ادامه یافت

00:01:34.900 --> 00:01:36.900
و کفار قریش

00:01:36.900 --> 00:01:39.900
هرکسی می خواهد برای خودش طرفدارانی پیدا کند

00:01:39.900 --> 00:01:42.900
او طرفدارانی را به حزب خود جذب می کند

00:01:42.900 --> 00:01:47.900
رسول خدا صلی الله علیه و آله از پروردگارش مناجات می کند

00:01:47.900 --> 00:01:49.900
سلاح او ایمان و حقیقت است

00:01:49.900 --> 00:01:51.900
و کفار قریش

00:01:51.900 --> 00:01:54.900
آنها با هر سلاحی در برابر ندای او مقاومت می کنند

00:01:54.900 --> 00:01:57.900
آنها به هر وسیله ممکن مردم را از او دور می کنند

00:01:57.900 --> 00:02:02.900
الطفیل خود را ناآماده وارد این جنگ دید

00:02:02.900 --> 00:02:05.900
او ناخواسته وارد آن می شود

00:02:05.900 --> 00:02:08.960
او را به این منظور به مکه نیاوردند

00:02:08.960 --> 00:02:13.960
پیش از آن موضوع محمد و قریش به ذهنش خطور نکرده بود

00:02:13.960 --> 00:02:17.960
از این رو توسط التفیل بن عمرالدوسی بود

00:02:17.960 --> 00:02:20.960
با این درگیری یک داستان فراموش نشدنی وجود دارد

00:02:20.960 --> 00:02:22.960
به آن گوش کنیم

00:02:22.960 --> 00:02:25.960
یکی از عجیب ترین داستان هاست

00:02:25.960 --> 00:02:28.150
رویداد انگل او گفت

00:02:28.150 --> 00:02:30.150
من به مکه آمدم

00:02:30.150 --> 00:02:34.180
سران قریش به محض دیدن من به من نزدیک شدند

00:02:34.180 --> 00:02:37.180
آنها با مهربانی از من استقبال کردند

00:02:37.180 --> 00:02:40.340
و مرا در عزیزترین خانه گذاشتند

00:02:40.340 --> 00:02:44.340
سپس اربابان و بزرگان آنها نزد من جمع شدند و گفتند:

00:02:44.340 --> 00:02:48.340
ای طفیل، کشور ما را عرضه کردی

00:02:48.340 --> 00:02:51.340
این مردی است که ادعای پیامبری می کند

00:02:51.340 --> 00:02:54.340
او کار ما را تباه کرده و ما را از هم جدا کرده است

00:02:54.340 --> 00:02:56.340
گروه ما پراکنده است

00:02:56.340 --> 00:03:00.340
ما فقط می ترسیم که این اتفاق برای شما و رهبری شما در میان مردمتان بیفتد

00:03:00.340 --> 00:03:02.340
چه بر سر ما آمده است؟

00:03:02.340 --> 00:03:04.340
با مرد حرف نزن

00:03:04.340 --> 00:03:06.340
و از او چیزی نمی شنوید

00:03:06.340 --> 00:03:09.340
او کلماتی مانند جادو دارد

00:03:09.340 --> 00:03:11.340
بین پسر و پدرش فرق می گذارد

00:03:11.340 --> 00:03:13.340
و بین برادر و برادر

00:03:13.340 --> 00:03:16.340
و بین زن و شوهرش

00:03:16.340 --> 00:03:18.340
طفیل گفت

00:03:18.340 --> 00:03:22.340
به خدا هنوز از او خبرهای عجیبی به من می دهند

00:03:22.340 --> 00:03:27.340
آنها مرا به خاطر خود و انجام شگفتی های اعمال او ترساندند

00:03:27.340 --> 00:03:31.340
تا اینکه تصمیم گرفتم به او نزدیک نشوم

00:03:31.340 --> 00:03:35.340
من با او صحبت نمی کنم و چیزی از او نمی شنوم

00:03:35.340 --> 00:03:39.340
وقتی برای طواف کعبه به مسجد رفتم

00:03:39.340 --> 00:03:44.340
و طلب برکت از بتهایش که زیارت می کردیم و آنها را می پرستیدیم

00:03:44.340 --> 00:03:46.340
پنبه را در گوشم فرو کردم

00:03:46.340 --> 00:03:50.340
از ترس اینکه مبادا شنیدن من تحت تأثیر حرف محمد قرار بگیرد

00:03:50.340 --> 00:03:53.340
اما همین که وارد مسجد شدم

00:03:53.340 --> 00:03:57.340
تا اینکه او را دیدم که در کعبه ایستاده و مشغول نماز است

00:03:57.340 --> 00:03:59.340
دعایی غیر از دعای ما

00:03:59.340 --> 00:04:03.340
او عبادتی غیر از عبادت ما را می پرستد

00:04:03.340 --> 00:04:05.379
دیدن او مرا مجذوب خود کرد

00:04:05.379 --> 00:04:07.379
عبادت او مرا تکان داد

00:04:07.379 --> 00:04:13.379
دیدم کم کم و ناخواسته به او نزدیکتر می شوم

00:04:13.379 --> 00:04:16.379
تا اینکه به او نزدیک شدم

00:04:16.379 --> 00:04:20.379
خدا نپذیرفت که برخی از سخنان او به گوش من برسد

00:04:20.379 --> 00:04:23.379
بنابراین من کلمات خوبی شنیدم

00:04:23.379 --> 00:04:25.410
و با خودم گفتم

00:04:25.410 --> 00:04:27.410
مادرت تو را داغدار کرد طفیل

00:04:27.410 --> 00:04:30.439
تو مردی باهوش و شاعری

00:04:30.439 --> 00:04:33.439
آنچه از شما پنهان است نیک و بد است

00:04:33.439 --> 00:04:37.569
چه چیزی شما را از شنیدن صحبت های مرد باز می دارد؟

00:04:37.569 --> 00:04:40.569
اگر آنچه می آورد خوب باشد، قبول می کنم

00:04:40.569 --> 00:04:43.569
حتی اگر زشت بود، آن را ترک کردم

00:04:43.569 --> 00:04:45.569
طفیل گفت

00:04:45.569 --> 00:04:50.569
سپس ماندم تا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به خانه اش رفت

00:04:50.569 --> 00:04:54.569
پس از او پیروی کردم تا وقتی وارد خانه اش شد، بر او وارد شدم

00:04:54.569 --> 00:04:57.569
پس گفتم ای محمد

00:04:57.569 --> 00:05:01.569
مردم شما در مورد شما چنین و چنان به من گفته اند

00:05:01.569 --> 00:05:05.600
به خدا هنوزم از تو میترسن

00:05:05.600 --> 00:05:09.600
تا اینکه گوشم را پنبه پوشاندم که نشنوم چه گفتی

00:05:09.600 --> 00:05:13.889
سپس خدا اجازه نداد چیزی از او بشنوم

00:05:13.889 --> 00:05:15.889
من آن را خوب یافتم

00:05:15.889 --> 00:05:18.050
بنابراین او موضوع شما را به من ارائه کرد

00:05:18.050 --> 00:05:20.050
پس موضوع خود را به من عرضه کرد

00:05:20.050 --> 00:05:23.050
سوره اخلاص و فلق را بر من خواند

00:05:23.050 --> 00:05:27.079
به خدا سوگند تا به حال سخنی بهتر از او نشنیده ام

00:05:27.079 --> 00:05:30.079
من عادلانه تر از او ندیده ام

00:05:30.079 --> 00:05:33.079
سپس دستش را به سمت من دراز کرد

00:05:33.079 --> 00:05:36.079
شهادت دادم که معبودی جز خدا نیست

00:05:36.079 --> 00:05:39.079
و اینکه محمد رسول خداست

00:05:39.079 --> 00:05:41.079
و وارد اسلام شدم

00:05:41.079 --> 00:05:43.209
طفیل گفت

00:05:43.209 --> 00:05:45.209
سپس مدتی در مکه ماندم

00:05:45.209 --> 00:05:47.209
اسلام را در آن آموختم

00:05:47.209 --> 00:05:51.209
من آنچه را که در توانم از قرآن بود حفظ کردم

00:05:51.209 --> 00:05:54.209
وقتی تصمیم گرفتم به سوی مردمم برگردم

00:05:54.209 --> 00:05:56.209
عرض کردم یا رسول الله

00:05:56.209 --> 00:05:59.209
یک نفر در طایفه من اطاعت می شود

00:05:59.209 --> 00:06:03.209
من به سوی آنها باز می گردم و آنها را به اسلام دعوت می کنم

00:06:03.209 --> 00:06:05.209
پس از خدا بخواه که برای من نشانه ای قرار دهد

00:06:05.209 --> 00:06:08.209
در کاری که آنها را به آن فرا می خوانم به من کمک کنید

00:06:08.209 --> 00:06:09.370
و او گفت

00:06:09.370 --> 00:06:12.370
خدایا یه نشونه براش بزار

00:06:12.370 --> 00:06:14.430
پس نزد مردمم رفتم

00:06:14.430 --> 00:06:18.430
حتی اگر در موقعیتی هستید که بر خانه های آنها نظارت می کنید

00:06:18.430 --> 00:06:21.430
نوری بین چشمانم افتاد

00:06:21.430 --> 00:06:23.660
مثل لامپ

00:06:23.660 --> 00:06:24.660
پس گفتم

00:06:24.660 --> 00:06:27.660
خدایا تو صورتم درست کن

00:06:27.660 --> 00:06:30.660
می ترسم فکر کند این یک مجازات است

00:06:30.660 --> 00:06:33.660
من گرفتار تناقض دینشان شدم

00:06:33.660 --> 00:06:35.660
بنابراین نور روشن شد

00:06:35.660 --> 00:06:37.660
روی سر تازیانه ام افتاد

00:06:37.660 --> 00:06:41.660
بنابراین او باعث شد مردم آن نور را در شلاق من ببینند

00:06:41.660 --> 00:06:43.660
مثل یک چراغ آویزان

00:06:43.660 --> 00:06:46.660
و من از چین به سمت آنها پایین می روم

00:06:46.660 --> 00:06:48.660
وقتی پیاده شدم

00:06:48.660 --> 00:06:49.660
پدرم پیش من آمد

00:06:49.660 --> 00:06:51.660
او یک پیرمرد بزرگ بود

00:06:51.660 --> 00:06:52.660
پس گفتم

00:06:52.660 --> 00:06:55.660
پدرم از من دور شو

00:06:55.660 --> 00:06:57.660
من از تو نیستم و تو از من نیستی

00:06:57.660 --> 00:06:58.660
او گفت

00:06:58.660 --> 00:07:00.660
چرا پسر

00:07:00.660 --> 00:07:01.660
گفتم

00:07:01.660 --> 00:07:04.660
من اسلام آوردم و از دین محمد پیروی کردم

00:07:04.660 --> 00:07:06.660
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:07:06.660 --> 00:07:07.660
او گفت

00:07:07.660 --> 00:07:08.660
یعنی قهوه ای

00:07:08.660 --> 00:07:10.660
دین من دین شماست

00:07:10.660 --> 00:07:11.660
پس گفتم

00:07:11.660 --> 00:07:14.660
برو لباست را بشور و پاک کن

00:07:14.660 --> 00:07:17.660
پس بیا تا آنچه آموخته ام به تو بیاموزم

00:07:17.660 --> 00:07:20.660
پس رفت و لباسهایش را شست و تمیز کرد

00:07:20.660 --> 00:07:23.660
بعد آمد و من اسلام آوردم به او

00:07:23.660 --> 00:07:25.660
پس اسلام آورد

00:07:25.660 --> 00:07:27.660
بعد همسرم آمد

00:07:27.660 --> 00:07:29.660
بنابراین من به شما در مورد من گفتم

00:07:29.660 --> 00:07:31.660
من از تو نیستم و تو از من نیستی

00:07:31.660 --> 00:07:32.660
او گفت

00:07:32.660 --> 00:07:35.660
من به شما و مادرم اهمیتی ندادم

00:07:35.660 --> 00:07:36.660
پس گفتم

00:07:36.660 --> 00:07:39.660
فرق من و تو اسلام است

00:07:39.660 --> 00:07:42.660
او به اسلام گروید و از دین محمد پیروی کرد

00:07:42.660 --> 00:07:44.660
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:07:44.660 --> 00:07:45.660
او گفت

00:07:45.660 --> 00:07:47.660
دینت را به من بده

00:07:47.660 --> 00:07:48.660
گفتم

00:07:48.660 --> 00:07:51.660
پس برو خودت را با آب داشهرا تطهیر کن

00:07:51.660 --> 00:07:56.660
و بتى آفريدند كه آب از كوه اطراف آن روان بود

00:07:56.660 --> 00:07:57.660
و او گفت

00:07:57.660 --> 00:07:59.660
پدر و مادرم فدای تو باد

00:07:59.660 --> 00:08:02.660
آیا از بدی برای دختر می ترسی؟

00:08:02.660 --> 00:08:03.660
پس گفتم

00:08:03.660 --> 00:08:05.660
توبه کن و بدی را دفع کن

00:08:05.660 --> 00:08:09.660
گفتم برو اونجا بشور، دور از مردم

00:08:09.660 --> 00:08:14.660
من به شما تضمین می کنم که این سنگ کر هیچ کاری نمی کند

00:08:14.660 --> 00:08:17.660
پس رفت، غسل کرد و بعد آمد

00:08:17.660 --> 00:08:19.660
پس اسلام را به او تقدیم کردم

00:08:19.660 --> 00:08:20.660
پس اسلام آوردم

00:08:20.660 --> 00:08:22.660
بعد زنگ زدم دوسا

00:08:22.660 --> 00:08:25.660
به جز پدرش ریرا به من دیر آمدند

00:08:25.660 --> 00:08:28.660
او سریعترین کسی بود که مسلمان شد

00:08:28.660 --> 00:08:30.750
التفین گفت

00:08:30.750 --> 00:08:32.750
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم

00:08:32.750 --> 00:08:34.750
در مکه

00:08:34.750 --> 00:08:36.750
و با من ابوهریره است

00:08:36.750 --> 00:08:39.750
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود

00:08:39.750 --> 00:08:41.750
پشت سرت چیه طفیل؟

00:08:41.750 --> 00:08:43.750
پس گفتم

00:08:43.750 --> 00:08:46.750
دلهای پر از پنهان و کفر شدید

00:08:46.750 --> 00:08:50.750
داوسون با بداخلاقی و نافرمانی غلبه کرد

00:08:50.750 --> 00:08:54.750
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست

00:08:54.750 --> 00:08:56.750
پس وضو گرفت و نماز خواند

00:08:56.750 --> 00:08:58.750
دستش را به سوی آسمان بلند کرد

00:08:58.750 --> 00:09:00.750
ابوهریره گفت

00:09:00.750 --> 00:09:02.750
وقتی او را اینطور دیدم

00:09:02.750 --> 00:09:05.750
ترسیدم بر قوم من نماز بخواند و هلاک شوند

00:09:05.750 --> 00:09:07.750
پس گفتم: «وای مردم».

00:09:07.750 --> 00:09:11.750
اما رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:11.750 --> 00:09:12.750
بگو

00:09:12.750 --> 00:09:14.750
خدایا دوسا رو راهنمایی کن

00:09:14.750 --> 00:09:16.750
خدایا دوسا رو راهنمایی کن

00:09:16.750 --> 00:09:19.750
خدایا دوسا رو راهنمایی کن

00:09:19.750 --> 00:09:21.850
سپس به انگل روی آورد

00:09:21.850 --> 00:09:22.850
و او گفت

00:09:22.850 --> 00:09:24.850
به سوی مردم خود برگرد و با آنها مهربان باش

00:09:24.850 --> 00:09:26.850
و آنها را به اسلام دعوت کنید

00:09:26.850 --> 00:09:28.850
طفیل گفت

00:09:28.850 --> 00:09:30.850
من هنوز در سرزمین دوس بودم

00:09:30.850 --> 00:09:32.850
من آنها را به اسلام دعوت می کنم

00:09:32.850 --> 00:09:35.850
تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله هجرت کرد

00:09:35.850 --> 00:09:37.850
به شهر

00:09:37.850 --> 00:09:40.850
بدر و احد و خندق گذشت

00:09:40.850 --> 00:09:43.850
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم

00:09:43.850 --> 00:09:46.850
و من هشتاد بیت دوس دارم

00:09:46.850 --> 00:09:49.850
اسلام آوردند و مسلمان خوبی شدند

00:09:49.850 --> 00:09:53.850
رسول خدا صلی الله علیه و آله از ما راضی بود

00:09:53.850 --> 00:09:56.850
و از غنائم خیبر با مسلمانان نصیب ما کرد

00:09:56.850 --> 00:09:57.850
پس گفتیم

00:09:57.850 --> 00:09:59.850
ای رسول خدا

00:09:59.850 --> 00:10:02.850
در هر سفری که انجام می دهید ما را به سمت راست خود قرار دهید

00:10:02.850 --> 00:10:05.850
و شعارمان را موجه جلوه دهیم

00:10:05.850 --> 00:10:08.039
طفیل گفت

00:10:08.039 --> 00:10:12.039
سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله ماندم

00:10:12.039 --> 00:10:15.039
تا اینکه خداوند مکه را برای او فتح کرد

00:10:15.039 --> 00:10:17.039
پس گفتم یا رسول الله

00:10:17.039 --> 00:10:19.039
مرا به آن مکان بفرست

00:10:19.039 --> 00:10:21.039
بت عمر بن حمه

00:10:21.039 --> 00:10:23.039
تا من آن را بسوزانم

00:10:23.039 --> 00:10:26.039
پس پیامبر صلی الله علیه و آله به او اجازه داد

00:10:26.039 --> 00:10:29.039
پس در خفا از قوم خود به سوی معبود رفت

00:10:29.039 --> 00:10:32.039
وقتی به او رسید، خواستند او را بسوزانند

00:10:32.039 --> 00:10:35.039
زنان و مردان و کودکان دور او جمع شدند

00:10:35.039 --> 00:10:37.039
شر در آن نهفته است

00:10:37.039 --> 00:10:40.039
منتظرند صاعقه او را بزند

00:10:40.039 --> 00:10:43.039
اگر این کار را انجام دهد آسیب می بیند

00:10:43.039 --> 00:10:45.039
اما انگل

00:10:45.039 --> 00:10:48.039
در برابر دیدگان نمازگزاران خود به بت نزدیک شد

00:10:48.039 --> 00:10:50.039
و دلش را آتش زد

00:10:50.039 --> 00:10:52.039
او می لرزد

00:10:52.039 --> 00:10:55.039
وای اون یکی من از بندگان تو نیستم

00:10:55.039 --> 00:10:58.039
تولد ما از شما بزرگتر است

00:10:58.039 --> 00:11:01.039
آتش در سینه ات انداختم

00:11:01.039 --> 00:11:04.070
همین که آتش بت را فرو برد

00:11:04.070 --> 00:11:07.070
تا اینکه با آن آنچه از شرک باقی مانده بود بلعید

00:11:07.070 --> 00:11:09.070
در قبیله دوس

00:11:09.070 --> 00:11:11.070
پس همه مردم اسلام آوردند

00:11:11.070 --> 00:11:13.070
و اسلامشان خوب است

00:11:13.070 --> 00:11:16.070
ظل الطفیل بن عمرالدوسی

00:11:16.070 --> 00:11:19.070
پس از آن نزد رسول خدا ماند

00:11:19.070 --> 00:11:21.070
درود خدا بر او باد

00:11:21.070 --> 00:11:23.070
تا اینکه پیامبر را دستگیر کردند

00:11:23.070 --> 00:11:25.070
در کنار پروردگارش

00:11:25.070 --> 00:11:28.070
هنگامی که خلافت پس از او آمد

00:11:28.070 --> 00:11:30.070
به دوستش

00:11:30.070 --> 00:11:33.070
انگل خودش، شمشیر و پسرش را گذاشت

00:11:33.070 --> 00:11:36.070
در اطاعت از بنده رسول خدا

00:11:36.070 --> 00:11:38.070
زمانی که جنگ های ارتداد آغاز شد

00:11:38.070 --> 00:11:41.070
گروه طفیل در صف مقدم لشکر مسلمانان قرار داشت

00:11:41.070 --> 00:11:44.070
برای جنگ مسیلمه دروغگو

00:11:44.070 --> 00:11:46.070
با او پسرش عمر است

00:11:46.070 --> 00:11:49.070
در راه الیمامه

00:11:49.070 --> 00:11:50.070
او رؤیایی دید

00:11:50.070 --> 00:11:52.070
به دوستانش گفت

00:11:52.070 --> 00:11:54.070
من رؤیایی دیدم

00:11:54.070 --> 00:11:55.070
بنابراین آنها آن را به من منتقل کردند

00:11:55.070 --> 00:11:57.070
گفتند: چه دیدی؟

00:11:57.070 --> 00:11:58.070
او گفت

00:11:58.070 --> 00:12:00.070
دیدم سرم تراشیده است

00:12:00.070 --> 00:12:03.070
و پرنده ای از دهانم بیرون آمد

00:12:03.070 --> 00:12:06.070
و زنی مرا به شکم خود آورد

00:12:06.070 --> 00:12:10.070
و ابن عمر به جستجوی من پرداخت

00:12:10.070 --> 00:12:13.139
اما او بین من و او قرار گرفت

00:12:13.139 --> 00:12:15.139
خوب گفتند

00:12:15.139 --> 00:12:16.139
و او گفت

00:12:16.139 --> 00:12:19.139
در مورد من، قسم می خورم که آن را تفسیر کرده ام

00:12:19.139 --> 00:12:21.139
در مورد تراشیدن سرم

00:12:21.139 --> 00:12:23.139
به این دلیل است که قطع می کند

00:12:23.139 --> 00:12:26.139
در مورد پرنده ای که از دهانم بیرون آمد

00:12:26.139 --> 00:12:28.139
او روحانی است

00:12:28.139 --> 00:12:31.139
و اما زنی که مرا در شکم خود آورد

00:12:31.139 --> 00:12:32.139
زمین است

00:12:32.139 --> 00:12:34.139
مرا حفر کن

00:12:34.139 --> 00:12:36.139
بنابراین من در درون او دفن شدم

00:12:36.139 --> 00:12:39.139
امیدوارم شهید شوم

00:12:39.139 --> 00:12:41.139
در مورد درخواست پسرم از من

00:12:41.139 --> 00:12:45.139
یعنی شهادتی را می خواهد که من می گیرم

00:12:45.139 --> 00:12:47.139
اگر خدا اجازه دهد

00:12:47.139 --> 00:12:50.139
اما بعدا متوجه می شود

00:12:50.139 --> 00:12:52.139
و در جنگ الیمامه

00:12:52.139 --> 00:12:54.139
اپل، همراه بزرگ

00:12:54.139 --> 00:12:56.139
الطفیل بن عمرالدوسی

00:12:56.139 --> 00:12:58.139
بزرگترین مصیبت

00:12:58.139 --> 00:13:02.139
تا اینکه در جبهه به شهادت رسید

00:13:02.139 --> 00:13:04.139
و اما پسرش عمر

00:13:04.139 --> 00:13:06.139
او هنوز در حال مبارزه است

00:13:06.139 --> 00:13:08.139
تا اینکه زخم ها بر او سنگینی کردند

00:13:08.139 --> 00:13:10.139
کف دست راستش قطع شد

00:13:10.139 --> 00:13:12.139
پس به شهر بازگشت

00:13:12.139 --> 00:13:16.139
پشت سر گذاشتن پدر و دستش در سرزمین الیمامه

00:13:16.139 --> 00:13:19.230
و در جانشینی عمر بن الخطاب

00:13:19.230 --> 00:13:21.230
عمر بن طفیل وارد او شد

00:13:21.230 --> 00:13:24.230
برای فاروق غذا آورد

00:13:24.230 --> 00:13:26.230
مردم با او نشسته اند

00:13:26.230 --> 00:13:28.230
پس مردم را به غذای خود دعوت کرد

00:13:28.230 --> 00:13:30.230
عمر از او کنار رفت

00:13:30.230 --> 00:13:32.230
فاروق به او گفت

00:13:32.230 --> 00:13:36.230
چه بلایی سرت اومده؟ شاید از شرم دستتان برای خوردن غذا دیر کرده اید

00:13:36.230 --> 00:13:39.230
گفت: آری امیرالمؤمنین

00:13:39.230 --> 00:13:43.230
گفت: به خدا سوگند من این غذا را نمی‌چشم.

00:13:43.230 --> 00:13:46.230
تا زمانی که آن را با دست بریده خود مخلوط کنید

00:13:46.230 --> 00:13:48.230
به خدا در میان مردم هیچ کس نیست

00:13:48.230 --> 00:13:51.230
بعضی از آنها جز تو در بهشت هستند

00:13:51.230 --> 00:13:53.230
دستش را می خواهد

00:13:53.230 --> 00:13:56.230
رؤیای شهادت برای عمر مدام پیش می آمد

00:13:56.230 --> 00:13:58.230
از وقتی پدرش رفت

00:13:58.230 --> 00:14:01.230
هنگامی که جنگ یرموک رخ داد

00:14:01.230 --> 00:14:04.230
عمر آن را با آغازگران آغاز کرد

00:14:04.230 --> 00:14:06.230
و او همچنان در حال مبارزه است

00:14:06.230 --> 00:14:10.230
تا اینکه متوجه شهادتی شد که پدرش به او داده بود

00:14:10.230 --> 00:14:14.259
خداوند طفیل بن عمرالدوسی را رحمت کند

00:14:14.259 --> 00:14:16.259
او شهید است

00:14:16.259 --> 00:14:18.259
و پدر شهید

00:14:18.259 --> 00:14:25.289
خدایا، او را نشانه ای قرار ده که او را در انجام آن خیری که می خواهد یاری کند

00:14:25.289 --> 00:14:27.289
از دعای رسول

00:14:27.289 --> 00:14:30.700
با محمد و یارانش

00:14:30.700 --> 00:14:33.700
گوت ها یک بنای ساخته شده داشتند

00:14:33.700 --> 00:14:35.700
آه شعار، حالم را بهتر کن

00:14:35.700 --> 00:14:38.700
آیا در ستایش آنها بزرگترند؟
