1 00:00:00,460 --> 00:00:08,460 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 2 00:00:12,460 --> 00:00:16,460 یک چالش جدی برای اینکه من هستم 3 00:00:16,460 --> 00:00:25,660 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از کشور طی هستم. 4 00:00:25,660 --> 00:00:29,760 من یکی از پرچم های دوران پیش از اسلام هستم 5 00:00:29,760 --> 00:00:34,759 تو یک شوالیه بزرگ و یک تیرانداز درجه یک بودی 6 00:00:34,759 --> 00:00:38,759 او به جوانمردی، شجاعت و سخاوت مشهور بود 7 00:00:38,759 --> 00:00:43,659 از تجربه من در دوران جاهلیت قبل از اسلام 8 00:00:43,659 --> 00:00:49,659 مردی از بنی شیبانه با دخترانش در سال نازا بیرون رفت 9 00:00:49,659 --> 00:00:56,659 پس حیره آنان را به پادشاهی خود نزدیک کرد تا از خیر او بهره مند شوند 10 00:00:56,659 --> 00:01:02,780 سوگند یاد کرد که به سوی آنها برنگردد تا اینکه به آنها خیری نرساند وگرنه خواهد مرد 11 00:01:02,780 --> 00:01:10,780 او آذوقه خود را فراهم کرد و سپس هفت روز پیاده روی کرد تا به خیمه بزرگ ما رسید 12 00:01:10,780 --> 00:01:18,879 با خود گفت: در این چادر صبر کن شاید چیزی از آنها بگیرم. 13 00:01:18,879 --> 00:01:24,939 پس وقتی آفتاب نزدیک بود پشت خیمه نشست 14 00:01:24,939 --> 00:01:30,939 مرا دید که سوار بر اسبی با صد شتر و نریانشان آمدم 15 00:01:30,939 --> 00:01:34,980 اسب نر برکت یافت و شتران گرداگرد او بودند 16 00:01:34,980 --> 00:01:40,010 پس منتظر ماندیم تا خوردیم و نوشیدیم، سپس خوابیدیم 17 00:01:40,010 --> 00:01:46,099 پس مرد به سمت اسب نر برخاست، آن را باز کرد و سوار شد 18 00:01:46,099 --> 00:01:49,099 با او شتافت و شتران نیز به دنبال او رفتند 19 00:01:49,099 --> 00:01:52,140 پس تمام شب را تا صبح پیاده روی کرد 20 00:01:53,140 --> 00:01:57,230 روزی که رسید متوجه شدم 21 00:01:57,230 --> 00:02:03,230 پس آن مرد از شتر خود پیاده شد و به خود آمد و با صدای بلند به من گفت 22 00:02:03,230 --> 00:02:09,229 من دخترانی را به جا گذاشتم که قسم خوردم دیگر به آنها برنگردم 23 00:02:09,229 --> 00:02:13,229 تا زمانی که آنها را خوب ببرم یا بمیرم 24 00:02:13,229 --> 00:02:16,229 به او گفتم که تو مرده ای 25 00:02:16,229 --> 00:02:22,229 سپس از دور با تیر به سر شتر زدم و زدم 26 00:02:22,229 --> 00:02:27,360 وقتی آن مرد این را از من دید، به من اعتماد کرد 27 00:02:27,360 --> 00:02:33,550 پس شمشیر و کمان او را از او گرفتم، سپس او را پشت سر گذاشتم 28 00:02:33,550 --> 00:02:39,550 سپس به او گفتم: اگر این شترها مال من بودند، آنها را به تو می سپارم 29 00:02:39,550 --> 00:02:42,550 اما او دختر شیخ است 30 00:02:42,550 --> 00:02:47,550 پس با من بمان، زیرا نزدیک است که به من حمله شود 31 00:02:47,550 --> 00:02:54,680 چند روزی ماند، سپس به جمعی حمله کرد و صد شتر را از آنان گرفت 32 00:02:54,680 --> 00:02:59,680 پس همه را به او دادم و او نزد خانواده اش رفت 33 00:02:59,680 --> 00:03:05,580 با شنیدن اسلام به مدینه سفر کرد 34 00:03:05,580 --> 00:03:10,580 پیامبر صلی الله علیه و آله را در حال ایراد خطبه بر منبر ملاقات کردم 35 00:03:10,580 --> 00:03:14,580 پس وارد مسجد شدم و دو شهادت را بیان کردم 36 00:03:14,580 --> 00:03:19,580 او رضی الله عنه گفت: تو کیستی؟ 37 00:03:19,580 --> 00:03:24,580 گفتم: من به خوبی معروفم. 38 00:03:24,580 --> 00:03:30,580 رضی الله عنه فرمود: بلكه به نیکی معروف شده ای. 39 00:03:30,580 --> 00:03:35,639 ستایش خدایی را که تو را از دشت ها و کوه هایت آورد 40 00:03:35,639 --> 00:03:38,639 دلت را برای اسلام نرم کن 41 00:03:38,639 --> 00:03:42,860 سپس رضی الله عنه مرا به خانه خود برد 42 00:03:42,860 --> 00:03:45,860 او مرا به سمت تکیه گاه هل داد 43 00:03:45,860 --> 00:03:49,020 پس خجالت میکشیدم جلویش تکیه کنم 44 00:03:49,020 --> 00:03:53,020 من آن را به او پس دادم و او به من برگرداند 45 00:03:53,020 --> 00:03:58,020 پس من آن را به او برگرداندم و او سه بار به من برگرداند 46 00:03:58,020 --> 00:04:04,020 سپس فرمود: هیچ مردی آن را برای من توصیف نکرده است و من او را دیدم 47 00:04:04,020 --> 00:04:07,020 با این تفاوت که کمتر از آن چیزی بود که شرح داده شد 48 00:04:07,020 --> 00:04:12,020 جز تو، زیرا تو برتر از آنچه درباره تو گفته شد 49 00:04:12,020 --> 00:04:15,150 پس گفتم یا رسول الله 50 00:04:15,150 --> 00:04:18,149 سیصد شوالیه به من بده 51 00:04:18,149 --> 00:04:23,149 من به شما تضمین می دهم که با آنها به سرزمین روم حمله خواهم کرد 52 00:04:23,149 --> 00:04:25,149 و من یکی از آنها هستم 53 00:04:25,149 --> 00:04:30,220 پیامبر صلی الله علیه و آله نگرانی من را بزرگ کرد 54 00:04:30,220 --> 00:04:35,220 و گفت: خدا می داند که تو چه جور آدمی هستی. 55 00:04:35,220 --> 00:04:40,079 پس از اسلام آوردن هفت روز در مدینه ماندم 56 00:04:40,079 --> 00:04:43,079 من تب داشتم 57 00:04:43,079 --> 00:04:46,139 بنابراین آرزو کردم که با مردمم ملاقات کنم 58 00:04:46,139 --> 00:04:50,139 و خداوند به دست من برای آنها اسلام بنویسد 59 00:04:50,139 --> 00:04:52,240 پس به سراغ آنها رفتم 60 00:04:52,240 --> 00:04:56,240 اما من به سرنوشتم پی بردم 61 00:04:56,240 --> 00:05:00,240 در راه روحم لبریز شده بود 62 00:05:00,240 --> 00:05:02,779 من کی هستم؟ 63 00:05:08,319 --> 00:05:12,579 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد 64 00:05:12,579 --> 00:05:17,579 وقتی قسمت بعدی میاد انشالله 65 00:05:17,579 --> 00:05:22,579 بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها 66 00:05:22,579 --> 00:05:27,579 اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد 67 00:05:27,579 --> 00:05:32,579 آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند 68 00:05:32,579 --> 00:05:37,579 تا زمانی که در میان ما هستند، یادشان بلند است 69 00:05:37,579 --> 00:05:42,579 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند 70 00:05:42,579 --> 00:05:47,579 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 71 00:05:47,579 --> 00:05:52,579 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 72 00:05:52,579 --> 00:05:57,579 و دنیای رویاها برایشان زیبا شد