WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:03.740
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.740 --> 00:00:13.220
محمد رسول خداست

00:00:13.220 --> 00:00:17.739
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:17.739 --> 00:00:22.929
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی

00:00:23.089 --> 00:00:25.089
خدا حفظش کنه

00:00:25.089 --> 00:00:34.460
قتل الیمان پدر حذیفه رضی الله عنه اشتباه بود.

00:00:34.460 --> 00:00:38.359
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است

00:00:38.359 --> 00:00:41.359
قال عایشه رضی الله عنها

00:00:41.359 --> 00:00:44.359
وقتی یکشنبه بود

00:00:44.359 --> 00:00:46.359
مشرکان شکست خوردند

00:00:46.359 --> 00:00:47.359
شیطان فریاد زد

00:00:47.359 --> 00:00:49.359
یعنی بندگان خدا

00:00:49.359 --> 00:00:50.359
آخرین شما

00:00:50.359 --> 00:00:55.390
یعنی مواظب کسانی باشید که پشت سر شما هستند و از شما عقب می مانند

00:00:55.390 --> 00:00:57.390
پس اول برگشتم

00:00:57.390 --> 00:00:59.390
بنابراین او و آخرین آنها با هم جنگیدند

00:00:59.390 --> 00:01:02.390
پس حذیفه رضی الله عنه نگاه کرد

00:01:02.390 --> 00:01:04.390
سپس پدرش را با ایمان یافت

00:01:04.390 --> 00:01:06.390
فرمود: ای بندگان خدا.

00:01:06.390 --> 00:01:08.390
پدرم پدرم

00:01:08.390 --> 00:01:11.390
به خدا قسم او را بازداشت کردند تا اینکه او را کشتند

00:01:11.390 --> 00:01:14.390
حذیفه رضی الله عنه گفت

00:01:14.390 --> 00:01:16.390
خداوند شما را ببخشد

00:01:16.390 --> 00:01:20.420
امام احمد و حکیم آن را با سند حسنه نقل کرده اند

00:01:20.420 --> 00:01:24.420
از محمود بن لبید رضی الله عنه گفت

00:01:24.420 --> 00:01:29.420
شمشیرهای مسلمانان بر الیمن ابوحذیفه در روز احد اختلاف کردند.

00:01:29.420 --> 00:01:31.420
و او را نمی شناسند

00:01:31.420 --> 00:01:32.420
پس او را کشتند

00:01:32.420 --> 00:01:37.420
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست دست او را بگیرد

00:01:37.420 --> 00:01:41.420
پس حذیفه دیه خود را به مسلمانان صدقه داد

00:01:41.420 --> 00:01:48.250
شهادت حمزه بن عبدالمطلب رضی الله عنه

00:01:48.250 --> 00:01:54.790
وحشی بن حرب از این هرج و مرج که مسلمانان در آن افتادند استفاده کرد

00:01:54.790 --> 00:01:57.790
حمزه رضی الله عنه کشته شد

00:01:57.790 --> 00:02:00.859
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است

00:02:00.859 --> 00:02:02.859
در مورد هیولای من گفت

00:02:02.859 --> 00:02:05.859
حمزه در زیر سنگی کمین کرد

00:02:05.859 --> 00:02:09.860
وقتی به من نزدیک شد با نیزه به او شلیک کردم

00:02:09.860 --> 00:02:11.860
بنابراین آن را در دامان او گذاشتم

00:02:11.860 --> 00:02:16.860
یعنی آنچه بین ناف و شرمگاه او در پایین شکم است

00:02:16.860 --> 00:02:19.860
تا اینکه از بین باسنش بیرون آمد

00:02:19.860 --> 00:02:22.860
عهدش این بود

00:02:22.860 --> 00:02:24.949
و در روایت ابن اسحاق

00:02:24.949 --> 00:02:25.949
وحشیانه گفت

00:02:25.949 --> 00:02:27.949
نیزه ام را تکان دادم

00:02:27.949 --> 00:02:29.949
حتی اگر از آن راضی باشید

00:02:29.949 --> 00:02:31.949
فشارش دادم رویش

00:02:31.949 --> 00:02:36.949
افتادم تو بغلش تا از بین پاهاش بیرون اومدم

00:02:36.949 --> 00:02:38.949
نوح به سمت من رفت

00:02:38.949 --> 00:02:40.949
یعنی برخاستن

00:02:40.949 --> 00:02:41.949
بنابراین او شکست خورد

00:02:41.949 --> 00:02:44.949
او و او را ترک کرد تا اینکه مرد

00:02:44.949 --> 00:02:47.949
سپس نزد او آمدم و نیزه ام را گرفتم

00:02:47.949 --> 00:02:50.949
بعد به سربازی برگشتم و آنجا نشستم

00:02:50.949 --> 00:02:53.949
من به هیچ چیز دیگری نیاز نداشتم

00:02:53.949 --> 00:02:56.949
اما من او را کشتم تا آزادش کنم

00:02:56.949 --> 00:03:02.969
شهادت حنظله رضی الله عنه

00:03:02.969 --> 00:03:05.969
فرشتگان در حال شستشو

00:03:05.969 --> 00:03:10.479
حنظله بن ابی عامر رضی الله عنه به شهادت رسید

00:03:10.479 --> 00:03:12.479
در این تهاجم

00:03:12.479 --> 00:03:15.479
شداد بن الاسود او را کشت

00:03:15.479 --> 00:03:18.479
ابن حبان در صحیح خود روایت کرده است

00:03:18.479 --> 00:03:21.479
الحکیم در المستدرک با سند حسنه

00:03:21.479 --> 00:03:24.479
عن الزبیر بن العوام رضی الله عنه

00:03:24.479 --> 00:03:25.479
او گفت

00:03:25.479 --> 00:03:30.479
مردم از رسول خدا صلی الله علیه و آله شکست خوردند

00:03:30.479 --> 00:03:33.479
تا اینکه برخی از آنها بدون علامت بودند

00:03:33.479 --> 00:03:36.479
به کوهی در منطقه شهر

00:03:36.479 --> 00:03:39.509
علائم آن روستاهای شهر است

00:03:39.509 --> 00:03:43.509
سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشتند

00:03:43.509 --> 00:03:46.509
حنظله بن ابی عامر بود

00:03:46.509 --> 00:03:49.509
او و ابوسفیان بن حرب با او ملاقات کردند

00:03:49.509 --> 00:03:52.509
چرا هانزاله برتر شد؟

00:03:52.509 --> 00:03:54.509
شداد بن الاسود او را دید

00:03:54.509 --> 00:03:58.509
او را با شمشیر تیز کرد تا او را کشت

00:03:58.509 --> 00:04:01.509
نزدیک بود ابوسفیان را بکشد

00:04:01.509 --> 00:04:05.509
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:04:05.509 --> 00:04:07.509
دوست شما هانزالا است

00:04:07.509 --> 00:04:09.509
فرشتگان او را شستشو می دهند

00:04:09.509 --> 00:04:11.509
پس از دوستش پرسیدند

00:04:11.509 --> 00:04:12.509
و او گفت

00:04:12.509 --> 00:04:14.509
کنار هم اومد بیرون

00:04:14.509 --> 00:04:16.509
وقتی صدای رعد و برق را شنید

00:04:16.509 --> 00:04:20.509
یعنی صدای فریادش را که شنید ترسید

00:04:20.509 --> 00:04:24.509
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:04:24.509 --> 00:04:29.240
که توسط فرشتگان شسته شد

00:04:29.240 --> 00:04:33.240
پایداری رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:33.240 --> 00:04:37.069
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:04:37.069 --> 00:04:39.069
در جمعی از دوستانش

00:04:39.069 --> 00:04:41.069
نظارت بر وضعیت

00:04:41.069 --> 00:04:43.069
بعد از تغییر شرایط

00:04:43.069 --> 00:04:46.139
نسائی در السنن الکبری روایت کرده است

00:04:46.139 --> 00:04:49.139
بیهقی در ادله نبوت

00:04:49.139 --> 00:04:51.139
با پشتیبانی خوب

00:04:51.139 --> 00:04:55.139
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت

00:04:55.139 --> 00:04:58.139
یکشنبه که شد، مردم رفتند

00:04:58.139 --> 00:05:01.139
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:05:01.139 --> 00:05:05.139
در یک طرف 12 مرد انصار بودند

00:05:05.139 --> 00:05:08.139
از جمله طلحه بن عبیدالله است

00:05:08.139 --> 00:05:10.139
پس مشرکان بر او پیشی گرفتند

00:05:10.139 --> 00:05:14.139
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روی آورد

00:05:14.139 --> 00:05:16.139
گفت: برای مردم کیست؟

00:05:16.139 --> 00:05:19.139
طلحه رضی الله عنه گفت

00:05:19.139 --> 00:05:20.139
من

00:05:20.139 --> 00:05:24.139
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:05:24.139 --> 00:05:25.139
همانطور که هستی

00:05:25.139 --> 00:05:27.139
مردی از انصار گفت

00:05:27.139 --> 00:05:35.500
انصار: من هستم یا رسول الله. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: شما، پس بجنگید

00:05:35.500 --> 00:05:44.060
تا کشته شد، پس برگشت و مشرکان را دید. گفت: مردم چه کسانی هستند؟ طلحه گفت: خداوند از تو راضی باشد.

00:05:44.060 --> 00:05:51.980
خدا رحمتش کند و درود فرستد. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «همانطور که تو می کنی» و مردی گفت:

00:05:51.980 --> 00:05:59.980
من از انصار هستم، پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: شما، پس بجنگید تا

00:05:59.980 --> 00:06:07.459
او کشته شد و آن گاه این را تکرار کرد و مردی از انصار به سوی آنان رفت و جنگید

00:06:07.459 --> 00:06:14.180
با او جنگید تا کشته شد تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله باقی ماند.

00:06:14.180 --> 00:06:21.300
طلحه بن عبیدالله و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند برای مردم کیست؟

00:06:21.300 --> 00:06:28.540
طلحه رضی الله عنه گفت: من هستم. او در جنگ با طلحه رضی الله عنه جنگید

00:06:28.540 --> 00:06:36.019
یازده تا اینکه دستش زده شد و انگشتانش قطع شد. امام بخاری روایت کرده است

00:06:36.019 --> 00:06:43.939
صحیح از قیس بن ابی حازم که می گوید: دست طلحه را دیدم که معلول است و پیامبر آن را لمس کرد.

00:06:43.939 --> 00:06:52.379
درود خدا بر او در روز احد که خلاصه ای از سیره پیامبر است

00:06:52.379 --> 00:07:08.180
اگر جهانیان مدت زیادی به همدیگر علاقه دارند، پس به آرزوی تو نمی توان رسید. درود و برکات خداوند بر شما باد

00:07:08.180 --> 00:07:21.600
خدا صدا را بلند نکرد و لب هایش با بقیه تکان خورد
