WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.609 --> 00:00:17.609
انجمن مواضع خشنود است

00:00:17.609 --> 00:00:21.609
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:21.609 --> 00:00:25.640
اید الرحمن رفاه الپاشا

00:00:25.640 --> 00:00:26.640
خدا رحمتش کند

00:00:26.640 --> 00:00:35.100
عبدالله بن عمر بن الخطاب رضی الله عنهم

00:00:52.070 --> 00:00:54.070
عبدالله بن عمر

00:00:54.070 --> 00:00:56.070
از کجا می دانی عبدالله بن عمر چیست؟

00:00:56.070 --> 00:00:58.070
در مورد پدرش

00:00:58.070 --> 00:01:00.070
او امیرالمؤمنین است

00:01:00.070 --> 00:01:02.070
دومین خلفای راشدین

00:01:02.070 --> 00:01:04.069
عمر بن الخطاب

00:01:04.069 --> 00:01:06.069
در مورد مادرش

00:01:06.069 --> 00:01:08.069
او بانوی هوشیار و هوشیار است

00:01:08.069 --> 00:01:10.069
زینب بنت مادون

00:01:10.069 --> 00:01:12.069
در مورد خواهرش

00:01:12.069 --> 00:01:14.069
او حفصه است

00:01:14.069 --> 00:01:16.069
یکی از مادران مؤمنان

00:01:16.069 --> 00:01:18.260
عبدالله بن عمر به دنیا آمد

00:01:18.260 --> 00:01:20.260
در مکه

00:01:20.260 --> 00:01:22.260
در جوانی مسلمان شد

00:01:22.260 --> 00:01:24.260
او در مکتب نبوی پرورش یافت

00:01:24.260 --> 00:01:26.260
درود خدا بر او باد

00:01:26.260 --> 00:01:28.260
او در دامان اسلام بزرگ شد

00:01:28.260 --> 00:01:30.260
او از جهل آلوده نشد

00:01:30.260 --> 00:01:32.260
بت پرستی توصیه نمی شد

00:01:32.260 --> 00:01:34.260
سپس همراه پدرش به مدینه هجرت کرد

00:01:34.260 --> 00:01:36.489
قبل از اینکه رویا محقق شود

00:01:36.489 --> 00:01:38.489
روز ماه کامل بود

00:01:38.489 --> 00:01:40.519
12 سال

00:01:40.519 --> 00:01:42.519
و چند ماه

00:01:42.519 --> 00:01:44.519
او با گروهی آمد

00:01:44.519 --> 00:01:46.519
از همسالان جوانش

00:01:46.519 --> 00:01:48.519
از پیامبر اکرم امید دارند

00:01:48.519 --> 00:01:50.519
بهترین صلوات بر او باد

00:01:50.519 --> 00:01:52.519
و هوشمندانه ترین تحویل

00:01:52.519 --> 00:01:54.519
تا اجازه بدهند با او بیرون بروند

00:01:54.519 --> 00:01:56.519
پس به برخی از آنها اجازه داد

00:01:56.519 --> 00:01:58.519
دیگران پاسخ دادند

00:01:58.519 --> 00:02:00.519
برای سن کمشون

00:02:00.519 --> 00:02:02.519
عبدالله بن عمر بود

00:02:02.519 --> 00:02:04.519
در یک جمله از پاسخ آنها

00:02:04.519 --> 00:02:06.519
پس بچه های خوب برگشتند

00:02:06.519 --> 00:02:08.520
صالحان گریه می کنند

00:02:08.520 --> 00:02:10.520
زیرا از آنچه آرزو داشتند محروم بودند

00:02:10.520 --> 00:02:12.520
به روح بزرگشان

00:02:12.520 --> 00:02:14.520
جهاد کردن با آن مایه افتخار است

00:02:14.520 --> 00:02:16.520
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:02:16.520 --> 00:02:18.520
روی آن

00:02:18.520 --> 00:02:20.520
و در یک روز یکشنبه

00:02:20.520 --> 00:02:22.520
مال عبدالله بن عمر شد

00:02:22.520 --> 00:02:24.520
13 سال و چند ماه

00:02:24.520 --> 00:02:26.520
پس نزد رسول آمد

00:02:26.520 --> 00:02:28.520
رسول خدا و صلی الله علیه و آله

00:02:28.520 --> 00:02:30.520
و با او همسالانش

00:02:30.520 --> 00:02:32.520
از او اجازه می گیرند تا با او بیرون بروند

00:02:32.520 --> 00:02:34.520
به جهاد

00:02:34.520 --> 00:02:36.520
او به آنها نگاه کرد

00:02:36.520 --> 00:02:38.520
با دقت، سپس آنها را آزمایش کنید

00:02:38.520 --> 00:02:40.520
یکی یکی

00:02:40.520 --> 00:02:42.520
قبلا از آنها پذیرفت

00:02:42.520 --> 00:02:44.520
برخی از آنها پاسخ دادند

00:02:44.520 --> 00:02:46.520
او جزو رد شدگان بود

00:02:46.520 --> 00:02:48.520
عبدالله بن عمر

00:02:48.520 --> 00:02:50.520
با گریه برگشتند

00:02:50.520 --> 00:02:52.520
چون جوان هستند

00:02:52.520 --> 00:02:54.520
آنها را از جهاد باز داشت

00:02:54.520 --> 00:02:56.650
در روز خندق

00:02:56.650 --> 00:02:58.650
مال عبدالله بن عمر شد

00:02:58.650 --> 00:03:00.650
15 سال

00:03:00.650 --> 00:03:02.650
سپس او و گروهی آمدند

00:03:02.650 --> 00:03:04.650
از همسالانش

00:03:04.650 --> 00:03:06.650
شمشیرهایشان را روی زمین می کشند

00:03:06.650 --> 00:03:08.650
و قامت خود را دراز می کنند

00:03:08.650 --> 00:03:10.650
بالا

00:03:10.650 --> 00:03:12.650
و از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می پرسند

00:03:12.650 --> 00:03:14.650
به آنها اجازه جهاد بدهد

00:03:14.650 --> 00:03:16.650
بنابراین او این بار به آنها اجازه داد

00:03:16.650 --> 00:03:18.650
سپس آنها را غرق کردم

00:03:18.650 --> 00:03:20.650
شادی

00:03:20.650 --> 00:03:22.650
شادی بر چهره‌شان سرازیر شد

00:03:22.650 --> 00:03:24.680
و مردم از آن لبریز شدند

00:03:24.680 --> 00:03:26.680
سپس بعد از آن شهادت داد

00:03:26.680 --> 00:03:28.680
تمام تهاجماتی که او فتح کرد

00:03:28.680 --> 00:03:30.939
مسلمانان

00:03:30.939 --> 00:03:32.939
با رسول خدا(ص) وارد نماز شد

00:03:32.939 --> 00:03:34.939
درود بر او مکه باد

00:03:34.939 --> 00:03:36.939
سال فتح

00:03:36.939 --> 00:03:38.939
او در آن زمان بیست سال داشت

00:03:38.939 --> 00:03:40.939
وقتی پیامبر اکرم او را دید

00:03:40.939 --> 00:03:42.939
بهترین صلوات بر او باد

00:03:42.939 --> 00:03:44.939
و هوشمندانه ترین تحویل

00:03:44.939 --> 00:03:46.939
شروع به تعریف و تمجید کرد و گفت

00:03:46.939 --> 00:03:48.939
عبدالله

00:03:48.939 --> 00:03:51.060
و عبدالله

00:03:51.060 --> 00:03:53.060
عبدالله بن عمر

00:03:53.060 --> 00:03:55.060
یک نمونه منحصر به فرد برای یک مرد جوان

00:03:55.060 --> 00:03:57.060
که در اطاعت خدا بزرگ شد

00:03:57.060 --> 00:03:59.060
تا اینکه گفته شد

00:03:59.060 --> 00:04:01.060
من صاحب جوانان قریش هستم

00:04:01.060 --> 00:04:03.060
برای خودش عبدالله بن عمر

00:04:03.060 --> 00:04:05.060
و هیچ وسوسه ای وجود ندارد

00:04:05.060 --> 00:04:07.060
او جوان بود

00:04:07.060 --> 00:04:09.060
آویختن دل در مساجد

00:04:09.060 --> 00:04:11.060
مسجد محل سکونت اوست

00:04:11.060 --> 00:04:13.060
اگر بخواهد استراحت کند

00:04:13.060 --> 00:04:15.060
مسجد محل عبادت اوست

00:04:15.060 --> 00:04:17.129
اگر بخواهد عبادت کند

00:04:17.129 --> 00:04:19.129
درباره خودش گفت

00:04:19.129 --> 00:04:21.129
آری در سیره رسول

00:04:21.129 --> 00:04:23.129
سلام و درود بر او باد

00:04:23.129 --> 00:04:25.129
اگر رؤیایی ببیند

00:04:25.129 --> 00:04:27.129
آن را به رسول خدا گفت

00:04:27.129 --> 00:04:29.129
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:04:29.129 --> 00:04:31.129
بعد من پسر بودم

00:04:31.129 --> 00:04:33.129
یک جوان مجرد

00:04:33.129 --> 00:04:35.160
من در مسجد النبی می خوابیدم

00:04:35.160 --> 00:04:37.160
تو خواب دیدم انگار

00:04:37.160 --> 00:04:39.160
دو پادشاه مرا گرفتند و رفتند

00:04:39.160 --> 00:04:41.160
من به آتش

00:04:41.160 --> 00:04:43.160
و اینک آتش دو شاخ داشت

00:04:43.160 --> 00:04:45.160
و اگر ببینمش

00:04:45.160 --> 00:04:47.160
ناسا آنها را شناسایی کرده است

00:04:47.160 --> 00:04:49.160
از جهنم به خدا پناه می برم

00:04:49.160 --> 00:04:51.160
از جهنم به خدا پناه می برم

00:04:51.160 --> 00:04:53.160
سپس پادشاه دیگری با من ملاقات کرد

00:04:53.160 --> 00:04:55.160
و او گفت

00:04:55.160 --> 00:04:57.160
برای شما اشکالی ندارد

00:04:57.160 --> 00:04:59.189
به شما احترام نمی گذارند

00:04:59.189 --> 00:05:01.189
پس دیدم را به خواهرم گفتم

00:05:01.189 --> 00:05:03.189
مادر مؤمنان حفصه

00:05:03.189 --> 00:05:05.189
پس آن را به پیامبر اکرم عرض کردم

00:05:05.189 --> 00:05:07.189
درود خدا بر او باد

00:05:07.189 --> 00:05:09.189
و او گفت

00:05:09.189 --> 00:05:11.189
بله، آن مرد عبدالله است

00:05:11.189 --> 00:05:13.189
اگر نماز شب می خواند

00:05:13.189 --> 00:05:15.189
همین که شنید

00:05:15.189 --> 00:05:17.189
خیلی مصمم به

00:05:17.189 --> 00:05:19.189
او فقط شب ها کمی می خوابد

00:05:19.189 --> 00:05:21.189
همینطور بود

00:05:21.189 --> 00:05:23.189
اگر مردم در جنوب خود مسلمان شوند

00:05:23.189 --> 00:05:25.189
رو تختش نماز می خواند

00:05:25.189 --> 00:05:27.189
هر چه خدا می خواهد بخوان

00:05:27.189 --> 00:05:29.189
سپس به رختخواب می رود

00:05:29.189 --> 00:05:31.189
مثل پرنده به خواب می رود

00:05:31.189 --> 00:05:33.189
سپس بلند می شود و وضو می گیرد

00:05:33.189 --> 00:05:35.189
و نماز می خواند

00:05:35.189 --> 00:05:37.189
سپس پرنده چرت می زند

00:05:37.189 --> 00:05:39.189
و او این کار را در شب انجام داد

00:05:39.189 --> 00:05:41.189
چهار پنج بار

00:05:41.189 --> 00:05:43.220
و من دارم

00:05:43.220 --> 00:05:45.220
یاران ارجمند عبدالله

00:05:45.220 --> 00:05:47.220
بن عمر با صلاح

00:05:47.220 --> 00:05:49.220
الفتای العمری شهادت آنها را باور کرد

00:05:49.220 --> 00:05:51.220
در آن و دستیابی به آن

00:05:51.220 --> 00:05:53.220
با اعمالش

00:05:53.220 --> 00:05:55.220
از جابر روایت شده که فرمود:

00:05:55.220 --> 00:05:57.220
هیچ کدام از ما

00:05:57.220 --> 00:05:59.220
من فقط دنیا را درک می کنم

00:05:59.220 --> 00:06:01.220
او به سمت او خم شد و او به سمت او خم شد

00:06:01.220 --> 00:06:03.220
غیر از عبدالله بن عمر

00:06:03.220 --> 00:06:05.480
و چون به عمر رسید

00:06:05.480 --> 00:06:07.480
ابن الخطاب رضی الله عنه

00:06:07.480 --> 00:06:09.480
او بالاترین رفیق است

00:06:09.480 --> 00:06:11.480
خلافت به ذوالنورین رسید

00:06:11.480 --> 00:06:13.480
عثمان بن عفان

00:06:13.480 --> 00:06:15.480
می خواست به قوه قضائیه اعتماد کند

00:06:15.480 --> 00:06:17.480
به عبدالله بن عمر

00:06:17.480 --> 00:06:19.480
و او به او گفت: "من قضاوت خواهم کرد."

00:06:19.480 --> 00:06:21.480
مردم، عبدالله

00:06:21.480 --> 00:06:23.480
شما یکی از داناترین مسلمانان هستید

00:06:23.480 --> 00:06:25.480
خدا رحمتشان کند و آنها را گسترش دهد

00:06:25.480 --> 00:06:27.480
روایتی از حدیث رسول خدا

00:06:27.480 --> 00:06:29.480
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:06:29.480 --> 00:06:31.480
با شدت بیشتری امتناع کرد

00:06:31.480 --> 00:06:33.480
آل اباع گفت

00:06:33.480 --> 00:06:35.480
من بین دو تا خرج نمی کنم

00:06:35.480 --> 00:06:37.480
من مادر دو فرزند هم نیستم

00:06:37.480 --> 00:06:39.480
او این را گفت

00:06:39.480 --> 00:06:41.480
بین مردم و رسول داوری می کرد

00:06:41.480 --> 00:06:43.480
درود و رحمت بر او زنده باد

00:06:43.480 --> 00:06:45.480
چه چیزی شما را متوقف می کند؟

00:06:45.480 --> 00:06:47.480
و او گفت

00:06:47.480 --> 00:06:49.480
پدرم قضاوت می کرد

00:06:49.480 --> 00:06:51.480
اگر مشکلی برای او وجود دارد

00:06:51.480 --> 00:06:53.480
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسید

00:06:53.480 --> 00:06:55.480
و اگر

00:06:55.480 --> 00:06:57.480
من در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله سردرگم هستم

00:06:57.480 --> 00:06:59.480
چیزی که جبرئیل پرسید

00:06:59.480 --> 00:07:01.480
درود بر او باد

00:07:01.480 --> 00:07:03.480
و من نمی توانم کسی را پیدا کنم

00:07:03.480 --> 00:07:05.480
از او می پرسم و بعد به او گفت

00:07:05.480 --> 00:07:07.480
آیا پیامبر را درباره او نشنیدی؟

00:07:07.480 --> 00:07:09.480
دعا و سلام می گوید

00:07:09.480 --> 00:07:11.480
چه کسی خدا را منع می کند؟

00:07:11.480 --> 00:07:13.480
او به معاذ پناه برد

00:07:13.480 --> 00:07:15.480
یعنی به پناهگاهی متوسل شد

00:07:15.480 --> 00:07:17.480
و واقعاً یک پناهگاه داشته باشید

00:07:17.480 --> 00:07:19.480
گفت بله

00:07:19.480 --> 00:07:21.480
من او را شنیدم

00:07:21.480 --> 00:07:23.480
گفت: به خدا پناه می برم.

00:07:23.480 --> 00:07:25.480
تا از من برای قضاوت استفاده کند

00:07:25.480 --> 00:07:27.480
پس عثمان او را راحت کرد

00:07:27.480 --> 00:07:29.480
از آن و به او گفت

00:07:29.480 --> 00:07:31.480
اینو به کسی نگو

00:07:31.480 --> 00:07:33.480
مسلمانان

00:07:33.480 --> 00:07:35.480
آنها به کسی نیاز دارند که آنها را قضاوت کند

00:07:35.480 --> 00:07:37.579
با عدالت

00:07:37.579 --> 00:07:39.579
عبدالله بن عمر نبود

00:07:39.579 --> 00:07:41.579
فقط یک عابد زاهد

00:07:41.579 --> 00:07:43.579
اما با این وجود بود

00:07:43.579 --> 00:07:45.579
یک سرباز مجاهد

00:07:45.579 --> 00:07:47.579
او با سپاهیان مسلمان حمله کرد

00:07:47.579 --> 00:07:49.579
هم شام و هم عراق

00:07:49.579 --> 00:07:51.579
بصره و فارس

00:07:51.579 --> 00:07:53.579
او با عمر بن العاص شهادت داد

00:07:53.579 --> 00:07:55.579
فتح مصر

00:07:55.579 --> 00:07:57.579
مدتی در آنجا اقامت گزید

00:07:57.579 --> 00:07:59.579
از او حدیث نقل کرد

00:07:59.579 --> 00:08:01.579
بیش از چهل نفر از مردم آن

00:08:01.579 --> 00:08:03.699
و هنگامی که او طغیان کرد

00:08:03.699 --> 00:08:05.699
نزاع علی بن ابی طالب

00:08:05.699 --> 00:08:07.699
و معاویه بن ابی سفیان

00:08:07.699 --> 00:08:09.699
خداوند از هر دوی آنها راضی باشد

00:08:09.699 --> 00:08:11.699
عده ای را وادار به دادخواست کنید

00:08:11.699 --> 00:08:13.699
مرد دیگری برای جانشینی وجود دارد

00:08:13.699 --> 00:08:15.699
گروهی از مردم به راه افتادند

00:08:15.699 --> 00:08:17.699
از آنهایی که راه حل و قرارداد دارند

00:08:17.699 --> 00:08:19.699
به عبدالله بن عمر و گفتند

00:08:19.699 --> 00:08:21.699
دستت را به من بده تا با تو بیعت کنیم

00:08:21.699 --> 00:08:23.699
تو سرور اعراب هستی

00:08:23.699 --> 00:08:25.699
و پسر اربابش

00:08:25.699 --> 00:08:27.699
بهترین مردم و فرزند بهترین مردم

00:08:27.699 --> 00:08:29.699
و او گفت

00:08:29.699 --> 00:08:31.699
من چه خوبم مردم

00:08:31.699 --> 00:08:33.700
اما بنده خدا هستم

00:08:33.700 --> 00:08:35.700
امیدوارم و از خدا می ترسم

00:08:35.700 --> 00:08:37.700
به خدا هنوز هستی

00:08:37.700 --> 00:08:39.700
شما حتی به مرد چاپلوسی می کنید

00:08:39.700 --> 00:08:41.700
شما او را نابود خواهید کرد

00:08:41.700 --> 00:08:43.769
و اگر بفروشید

00:08:43.769 --> 00:08:45.769
چطوری؟

00:08:45.769 --> 00:08:47.769
من این کار را با مردم شرق انجام می دهم

00:08:47.769 --> 00:08:49.769
گفتند با تو بیعت می کنند

00:08:49.769 --> 00:08:51.769
یا با آنها بجنگید تا محکوم شوند

00:08:51.769 --> 00:08:53.769
وفاداری به تو

00:08:53.769 --> 00:08:55.769
گفت: به خدا سوگند.

00:08:55.769 --> 00:08:57.769
من دوست ندارم که خلافت محکوم شده باشد

00:08:57.769 --> 00:08:59.769
من هفتاد سالمه

00:08:59.769 --> 00:09:01.769
چون به خاطر من کشته شد

00:09:01.769 --> 00:09:03.960
یک مرد مسلمان

00:09:03.960 --> 00:09:05.960
دل عبدالله ماند

00:09:05.960 --> 00:09:07.960
بن عمر در تمام عمرش

00:09:07.960 --> 00:09:09.960
آویزان به رسول خدا

00:09:09.960 --> 00:09:11.960
درود خدا بر او باد

00:09:11.960 --> 00:09:13.960
او با هدیه خود هدایت شد

00:09:13.960 --> 00:09:15.960
و از اعمال خود تقلید می کند

00:09:15.960 --> 00:09:17.960
و مسیری را طی می کند

00:09:17.960 --> 00:09:19.960
آنچه از او می شنود حفظ می کند

00:09:19.960 --> 00:09:21.960
و او را با دندان گاز می گیرد

00:09:21.960 --> 00:09:23.960
و آنچه رسول فرمود

00:09:23.960 --> 00:09:25.960
سلام و درود بر او باد

00:09:25.960 --> 00:09:27.960
یک بار جلویش

00:09:27.960 --> 00:09:30.059
و جدایی اش

00:09:30.059 --> 00:09:32.059
و اینطور بود

00:09:32.059 --> 00:09:34.059
خیلی از خدا می ترسه

00:09:34.059 --> 00:09:36.059
چشمانش پر شده بود

00:09:36.059 --> 00:09:38.059
از اشک تا خواندن قرآن

00:09:38.059 --> 00:09:40.059
از دنیا رفت، خداوند متعال فرمود

00:09:40.059 --> 00:09:42.059
درد من

00:09:42.059 --> 00:09:44.059
برای کسانی که ایمان دارند، باید متواضع باشید

00:09:44.059 --> 00:09:46.059
دلهایشان برای یاد خداست

00:09:46.059 --> 00:09:48.059
جز اینکه گریه بر او چیره شد

00:09:48.059 --> 00:09:50.120
و در یک زمان

00:09:50.120 --> 00:09:52.120
عبیدالله خواند

00:09:52.120 --> 00:09:54.120
بن عمیره در مقابل او

00:09:54.120 --> 00:09:56.120
شروع کرد به گریه کردن و اشک ریخت

00:09:57.120 --> 00:09:59.120
تا اینکه لباسش خیس شد

00:09:59.120 --> 00:10:01.120
گریه تقریبا قطع شد

00:10:01.120 --> 00:10:03.120
قلبش می تپد

00:10:03.120 --> 00:10:05.120
مردی در شورا بود

00:10:05.120 --> 00:10:07.120
حتی آنها هم برای او متاسف بودند

00:10:07.120 --> 00:10:09.120
برای خطاب به خواننده

00:10:09.120 --> 00:10:11.120
کوتاه تر به او می گوید

00:10:11.120 --> 00:10:13.120
به شیخ آسیب رساندی

00:10:13.120 --> 00:10:15.340
و زیاد بود

00:10:15.340 --> 00:10:17.340
دانش آموزان می نویسند

00:10:17.340 --> 00:10:19.340
به او که می خواهد

00:10:19.340 --> 00:10:21.340
تا نصیحت صمیمانه خود را به آنها ارائه دهد

00:10:21.340 --> 00:10:23.379
راهنمایی او ارزشمند است

00:10:23.379 --> 00:10:25.379
او به درخواست آنها پاسخ داد

00:10:25.379 --> 00:10:27.379
در کلماتی که باقی می ماند

00:10:27.379 --> 00:10:29.440
برای ابدیت

00:10:29.440 --> 00:10:31.440
از اون یکیشون

00:10:31.440 --> 00:10:33.440
برایش پیام فرستاد

00:10:33.440 --> 00:10:35.440
برای من بنویس، ابوعبد

00:10:35.440 --> 00:10:37.440
مهربان ترین دین

00:10:37.440 --> 00:10:39.440
پس به او نوشت و گفت:

00:10:39.440 --> 00:10:41.440
دانش زیادی وجود دارد

00:10:41.440 --> 00:10:43.440
اما اگر بتوانید

00:10:43.440 --> 00:10:45.440
برای ملاقات خدا با بعد از ظهر روشن

00:10:45.440 --> 00:10:47.440
از خون مسلمانان

00:10:47.440 --> 00:10:49.440
خمیس شکم پولشان

00:10:49.440 --> 00:10:51.440
زبان کافا در مورد

00:10:51.440 --> 00:10:53.440
علائم آنها ضروری است

00:10:54.440 --> 00:10:56.629
بنابراین او انجام داد

00:10:56.629 --> 00:10:58.629
عبدالله بن عمر را ساخت

00:10:58.629 --> 00:11:00.629
او تمام تلاش خود را صرف تغذیه غذا کرد

00:11:00.629 --> 00:11:02.629
و فقرا را گرامی بدار

00:11:02.629 --> 00:11:04.629
حتی یتیمان

00:11:04.629 --> 00:11:06.629
اخباری در این باره نقل شد

00:11:06.629 --> 00:11:08.629
خیلی ها اشاره کردند

00:11:08.629 --> 00:11:10.629
اثرات زیادی دارد

00:11:10.629 --> 00:11:12.629
از آن است

00:11:12.629 --> 00:11:14.629
یک بار هوسش کردم

00:11:14.629 --> 00:11:16.629
یک ماهی پس من جستجو کردم

00:11:16.629 --> 00:11:18.629
همسرش صفیه در مورد یک ماهی

00:11:18.629 --> 00:11:20.629
تا اینکه امضا کردم

00:11:20.629 --> 00:11:22.629
بعد درستش کردم و خوب شد

00:11:22.629 --> 00:11:24.629
سپس آن را برای او آورد

00:11:24.629 --> 00:11:26.629
سپس صدایی شنید

00:11:26.629 --> 00:11:28.629
بیچاره دم در

00:11:28.629 --> 00:11:30.629
گفت: پرداخت کن.

00:11:30.629 --> 00:11:32.629
ماهی به او

00:11:32.629 --> 00:11:34.629
صفیه گفت: من به تو متوسل می شوم.

00:11:34.629 --> 00:11:36.629
خدا قوتت بده

00:11:36.629 --> 00:11:38.629
با مقداری از آن

00:11:38.629 --> 00:11:40.629
گفت: هلش بده.

00:11:40.629 --> 00:11:42.629
به او گفت

00:11:42.629 --> 00:11:44.629
ما او را به جای او راضی می کنیم

00:11:44.629 --> 00:11:46.629
او به سؤال کننده گفت

00:11:46.629 --> 00:11:48.629
او هوس این را داشت

00:11:48.629 --> 00:11:50.629
ماهی که گفت

00:11:50.629 --> 00:11:52.629
قسم می خورم که هوسش را هم دارم

00:11:52.629 --> 00:11:54.629
بنابراین او آن را از او خرید

00:11:54.629 --> 00:11:56.659
با دینار و زمینش

00:11:56.659 --> 00:11:58.659
سپس به شوهرش گفت

00:11:58.659 --> 00:12:00.659
ما سوال کننده را راضی کردیم

00:12:00.659 --> 00:12:02.659
ما برای هدیه اش به او پاداش دادیم

00:12:02.659 --> 00:12:04.700
و به او گفت

00:12:04.700 --> 00:12:06.700
آیا آنها شما را راضی کردند و شما راضی بودید؟

00:12:06.700 --> 00:12:08.700
و قیمت رو گرفتم

00:12:08.700 --> 00:12:10.700
و او گفت بله

00:12:10.700 --> 00:12:12.700
رو به خانواده اش کرد و گفت

00:12:12.700 --> 00:12:14.700
حالا فشارش بده

00:12:14.700 --> 00:12:17.019
به او

00:12:17.019 --> 00:12:19.019
همسرش به خاطر ضعفش مورد سرزنش قرار گرفت

00:12:19.019 --> 00:12:21.019
بنابراین به او گفته شد

00:12:21.019 --> 00:12:23.019
آیا با این شیخ مهربان نیستی؟

00:12:23.019 --> 00:12:25.019
گفت: چه کنم؟

00:12:25.019 --> 00:12:27.019
به خدا قسم

00:12:27.019 --> 00:12:29.019
چه غذایی آماده کردی؟

00:12:29.019 --> 00:12:31.019
مگر اینکه کسی را به خوردن آن دعوت کند

00:12:31.019 --> 00:12:33.019
پس برای فقرا فرستاده شد

00:12:33.019 --> 00:12:35.019
که در جاده نشسته بودند

00:12:35.019 --> 00:12:37.019
اگر از مسجد خارج شود

00:12:37.019 --> 00:12:39.019
و به آنها غذا دادم

00:12:39.019 --> 00:12:41.019
گفتم ننشینند

00:12:41.019 --> 00:12:43.049
در راهش

00:12:43.049 --> 00:12:45.049
وقتی به خانه اش آمد گفت:

00:12:45.049 --> 00:12:47.049
ارسال غذا به

00:12:47.049 --> 00:12:49.049
پس گفتم

00:12:49.049 --> 00:12:51.049
ما آنها را فرستادیم

00:12:51.049 --> 00:12:53.049
هر چه می خواهید و بیشتر از آنچه می خواهید

00:12:53.049 --> 00:12:55.049
و او گفت

00:12:55.049 --> 00:12:57.049
اما تو می خواستی

00:12:57.049 --> 00:12:59.049
امشب شام نخواهم خورد

00:12:59.049 --> 00:13:01.049
سپس برخاست و غذا نخورد

00:13:01.049 --> 00:13:03.299
یه چیزی

00:13:03.299 --> 00:13:05.299
عبدالله بن عمر بود

00:13:05.299 --> 00:13:07.299
به همه اینها

00:13:07.299 --> 00:13:09.299
به خدای متعال نزدیک می شود

00:13:09.299 --> 00:13:11.299
به هر حال

00:13:11.299 --> 00:13:13.299
روحش اصلا بهبود نیافت

00:13:13.299 --> 00:13:15.299
از پول یا دارایی

00:13:16.399 --> 00:13:18.399
غلامانش این را می دانستند

00:13:18.399 --> 00:13:20.399
بنابراین شروع به فریب او کردند

00:13:20.399 --> 00:13:22.399
بر او، پس اگر او اشتیاق داشته باشد

00:13:22.399 --> 00:13:24.399
روح یک نفر آزاد شود

00:13:24.399 --> 00:13:26.399
برای عبادت آستین ها را بالا بزنید

00:13:26.399 --> 00:13:28.399
او باید به مسجد برود

00:13:28.399 --> 00:13:30.399
اگر او را اینگونه ببیند

00:13:30.399 --> 00:13:32.399
از او خوشش آمد

00:13:32.399 --> 00:13:34.399
و آزادش کن

00:13:34.399 --> 00:13:36.399
بنابراین دوستانش به او می گویند

00:13:36.399 --> 00:13:38.399
ای ابو عبدالرحمن

00:13:38.399 --> 00:13:40.399
آنها می خواهند شما را فریب دهند

00:13:40.399 --> 00:13:42.399
با این عبادتشان

00:13:42.399 --> 00:13:44.399
می گوید کی ما را فریب داد؟

00:13:44.399 --> 00:13:46.659
خدا ما را فریب داد

00:13:46.659 --> 00:13:48.659
و اغلب بوده است

00:13:48.659 --> 00:13:50.659
کافی نیست

00:13:50.659 --> 00:13:52.659
با آزاد کردن غلام

00:13:52.659 --> 00:13:54.659
بلکه به او پول دوش می دهد

00:13:54.659 --> 00:13:56.659
آنچه امرار معاش او را تسهیل می کند

00:13:56.659 --> 00:13:58.659
راضی است

00:13:58.659 --> 00:14:00.659
این را عبدالله بن دینار به او گفت

00:14:00.659 --> 00:14:02.659
او گفت

00:14:02.659 --> 00:14:04.659
با عبدالله بن عمر بیرون رفتم

00:14:04.659 --> 00:14:06.659
ما یک عمر به مکه می‌خواهیم

00:14:06.659 --> 00:14:08.659
ما از راهی گذشتیم

00:14:08.659 --> 00:14:10.659
پس بر ما نازل شو

00:14:10.659 --> 00:14:12.659
چوپانی از کوه

00:14:12.659 --> 00:14:14.659
مادام العمر برای آزمایش آن

00:14:14.659 --> 00:14:16.659
گفت: ام مملوک هستی؟

00:14:16.659 --> 00:14:18.659
گفت بله

00:14:18.659 --> 00:14:20.659
گفت: بانیشا.

00:14:20.659 --> 00:14:22.659
از گوسفند

00:14:22.659 --> 00:14:24.659
و اگر ارباب شما در این مورد از شما بپرسد

00:14:24.659 --> 00:14:26.750
بگو که گرگ خورده

00:14:26.750 --> 00:14:28.750
گفت: خدا کجاست؟

00:14:28.750 --> 00:14:30.909
قادر متعال

00:14:30.909 --> 00:14:32.909
عبدالله بن عمر گریه کرد

00:14:32.909 --> 00:14:34.909
و او گفت بله

00:14:34.909 --> 00:14:36.909
خدای متعال کجاست؟

00:14:36.940 --> 00:14:38.940
بعد فرستاد و خرید

00:14:38.940 --> 00:14:40.940
از صاحبش

00:14:40.940 --> 00:14:42.940
اما اونی که ازش مراقبت میکرد

00:14:42.940 --> 00:14:45.100
و آزادش کن

00:14:45.100 --> 00:14:47.100
و آخرین اما نه کم اهمیت ترین

00:14:47.100 --> 00:14:49.100
عبدالله بن عمر بود

00:14:49.100 --> 00:14:51.100
اسبی که هیچ دستی نمی تواند آن را نگه دارد

00:14:51.100 --> 00:14:53.139
پول

00:14:53.139 --> 00:14:55.139
یک بار با چند نفر آمد

00:14:55.139 --> 00:14:57.139
بیست هزار

00:14:57.139 --> 00:14:59.139
او حتی از روی صندلی خود بلند نشد

00:14:59.139 --> 00:15:01.139
همه را در راه رضای خدا خرج کنید

00:15:01.139 --> 00:15:03.139
و آن را افزایش داد

00:15:03.139 --> 00:15:05.139
ناگهان عده ای از پرسشگران از او پرسیدند

00:15:05.139 --> 00:15:07.139
چیزی با او باقی نمانده بود

00:15:07.139 --> 00:15:09.139
بنابراین مبلغی را از یک نفر قرض کرد

00:15:09.139 --> 00:15:11.139
سپس آن را به داخل مایع فشار داد

00:15:11.139 --> 00:15:13.230
و بعد از

00:15:13.230 --> 00:15:15.230
عبدالله بن عمر زندگی کرد

00:15:15.230 --> 00:15:17.230
حتی nif

00:15:17.230 --> 00:15:19.230
بالای هشتاد

00:15:19.230 --> 00:15:21.230
وقتی یقین به او رسید

00:15:21.230 --> 00:15:23.230
به چند تن از دوستانش گفت

00:15:23.230 --> 00:15:25.259
من از هیچ چیز پشیمان نیستم

00:15:25.259 --> 00:15:27.259
از جهان به جز سه

00:15:27.259 --> 00:15:29.259
لعنت به داغ ها

00:15:29.259 --> 00:15:31.259
و رنج شبانه

00:15:31.259 --> 00:15:33.259
و من دعوا نکردم

00:15:33.259 --> 00:15:35.519
اهل فتنه

00:15:35.519 --> 00:15:37.519
خداوند از همنشین راضی باشد

00:15:37.519 --> 00:15:39.519
خداوند از جناب عبدالله بن عمر راضی باشد

00:15:39.519 --> 00:15:41.519
بن الخطاب

00:15:41.519 --> 00:15:43.519
درست و پرهیزگار زندگی کرد

00:15:43.519 --> 00:15:45.519
او به عنوان یک زاهد و عابد درگذشت

00:15:45.519 --> 00:15:50.750
عبدالله بن عمر بود

00:15:50.750 --> 00:15:52.750
مرد جوان

00:15:52.750 --> 00:15:54.750
آویختن دل در مساجد
