بسم الله الرحمن الرحیم با قلم های حسرت و جوهر عشق ما ثروتی گرانبهاتر از طلا خلق می کنیم در وصف استاد خلقت خدا رحمتش کند و درود فرستد شمایل محمدیه باب آنچه در مورد گریه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ذکر شد. عبدالله بن شاخیر از پدرش می گوید: نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم و داره نماز میخونه و شکمش مثل وزوز دیگ از گریه وزوز کرد در این حدیث صحابی بزرگ نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و داره نماز میخونه هنگام نماز گریه او را شنید و او گفت و شکمش مثل وزوز دیگ از گریه وزوز کرد یعنی سینه اش صدایی مثل جوشیدن دیگ مسی دارد اگر در آتش باشد و این گریه گریه از ترس و شوق و عشق به خداوند متعال از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود ادامه مطلب پس گفتم ای رسول خدا برای شما خواندم و بر شما آشکار شد او گفت من دوست دارم آن را از دیگران بشنوم پس سوره نساء را خواندم حتی بالوت ما تو را بر این مردم شاهد آوردیم او گفت چشمان رسول خدا را در حال غفلت دیدم در این حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه سؤال کرد تا برایش چیزی از قرآن بخوانم در این یک شایستگی ظاهری برای عبدالله بن مسعود رضی الله عنه وجود دارد با درک گفت ای رسول خدا بر تو خواندم و قرآن بر تو نازل شد ایشان رضی الله عنه فرمودند من دوست دارم آن را از دیگران بشنوم چه بسا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیشتر از دیگران به شنیدن قرآن علاقه داشته باشد. به طوری که ارائه قرآن سنت است ممکن است برای آن باشد که در آن تأمل کند و بفهمد این به این دلیل است که شنونده در تفکر قوی تر و در تفکر فعال تر از خواننده است سپس عبدالله بن مسعود رضی الله عنه سوره نساء را تلاوت کرد تا اینکه خداوند متعال فرمود پس اگر از هر ملتی شهیدی بیاوریم چه؟ ما تو را بر این مردم شاهد آوردیم پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود برای تو کافی است، مثل رمان دوم عبدالله بن مسعود رضی الله عنه به پیامبر صلی الله علیه و آله نگاه کرد. سپس چشمان او نادیده گرفته شد یعنی سرریز و جاری شدن از اشک و معنای آیه خداوند متعال هر قومی را شاهد قرار داده است او پیامبری است که در میان آنها مبعوث شده است این کمال عدالت اوست پیامبر ما محمد صلی الله علیه و آله و سلم شهید این امت است در این حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله با شنیدن قرآن گریه کرد. در حدیث قبل گریه او صلوات الله علیه به هنگام تلاوت از عبدالله بن عمر رضی الله عنه آنچه گفت اگر روزی در زمان حکومت رسول خدا صلی الله علیه و آله خورشید گرفت. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست و نماز خواند تا اینکه به سختی زانو زد سپس زانو زد و به سختی سرش را بلند کرد سپس سرش را بلند کرد و به سختی توانست سجده کند سپس به سجده رفت و به سختی سرش را بلند کرد سپس سرش را بلند کرد و به سختی توانست سجده کند سپس به سجده رفت و به سختی سرش را بلند کرد پس شروع به دمیدن در گلو کرد و گریه کرد و گفت: پروردگارا، آیا به من وعده ندادی که تا زمانی که من در میان آنها بودم، آنها را شکنجه نکنی؟ پروردگارا، آیا مرا شکنجه نکردی؟ آیا آنها را در حالی که استغفار می کردند، شکنجه نکردی؟ چون دو رکعت نماز خواند، خورشید طلوع کرد، پس برخاست و خدای متعال را شکر کرد و او را حمد کرد. سپس فرمود: «خورشيد و ماه دو نشانه خدا هستند، به خاطر مرگ و حيات کسى خسوف نمى شوند، اگر گرفتار شدند، از ياد خداى تعالى بترسيد». در این حدیث، خورشید روزی در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله گرفت، یعنی تمام یا قسمتی از نور آن از بین رفته است. خورشيد در سال دهم هجري يكبار در زمان حياتش رضي الله عنه گرفتار شد. آن روز همان روزی بود که ابراهیم فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت که در دو کتاب صحیح آمده است. اعتقاد مردم پیش از اسلام این بود که خورشید و ماه یا برای یک مرگ بزرگ یا برای یک زندگی بزرگ خسوف می شوند. هنگامی که خورشید گرفت، پیامبر صلی الله علیه و آله لرزید و از ترس جامه ای را می کشاند، گویی قیامت فرا رسیده است و به دعوت کننده امر به اتحاد داد. پس مردم در مسجد جمع شدند و او با نماز خسوف و سخن خود مردم را رهبری کرد. آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست و نماز خواند تا آنجا که به سختی رکوع کرد، یعنی به اندازه طول ایستاد. سپس تعظیم کرد و به سختی سرش را بلند کرد، یعنی طول رکوع سپس سرش را بلند کرد و پس از رکوع، به سختی به سجده افتاد سپس به سجده رفت، اما به دلیل طولانی بودن سجده به سختی سرش را بلند کرد سپس سرش را بلند کرد و به سختی سجده کرد، یعنی مدت زیادی بین دو سجده نشست. سپس سجده کرد و به سختی سرش را بلند کرد، یعنی سجده دوم را طولانی کرد پس شروع به دمیدن و گریه کرد، یعنی تضرع با خدا و ترس از عذاب و می‌گوید: «پروردگارا، آیا به من وعده ندادی که تا زمانی که من در میان آنها بودم، آنها را عذاب ندهی؟» پروردگارا، آیا مرا شکنجه نکردی؟ آیا آنها را در حالی که استغفار می کردند، شکنجه نکردی؟ ما از شما طلب بخشش داریم صلوات الله علیه، قول حق تعالی تفسیر می شود و تا تو در میان آنان بودی، خداوند آنان را عذاب نمی کرد و خداوند آنان را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند سپس برخاست و خداوند متعال را شکر کرد و او را حمد کرد، سپس فرمود خورشید و ماه دو نشانه خداوند هستند آنها با مرگ یا زندگی کسی شکسته نمی شوند یعنی برخلاف آنچه مشرکان در زمان جاهلیت معتقد بودند و فرمود: «اگر خسوف شد، به سوى ذكر خداى متعال بشتابید». یعنی بسیار دعا کنید، تسبیح کنید، تسبیح کنید و استغفار کنید و به خدای متعال توسل کنید از ابن عباس رضی الله عنهم گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله دختری از خود را به قضاوت گرفت او را در آغوش گرفت و در دستانش گذاشت او در حالی که در دستان او بود فوت کرد ام ایمن فریاد زد و گفت یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله آیا نزد رسول خدا گریه می کنی؟ او گفت: "آیا نمی بینم که گریه می کنی؟" گفت من گریه نمی کنم، اما رحمت است مومن در هر شرایطی خوب است روحش از پهلوهایش جدا می شود خداوند متعال را حمد می کند در این حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله دخترش را به قضاوت برد یعنی با مرگ مبارزه می کند این برای دختری است که دختر دخترش زینب رضی الله عنه است از شوهرش ابوالعاص بن الربیع وفات او در سال نهم هجری بود و بگو بغلش کن یعنی رضی الله عنه آن را تا سینه در آغوش گرفت با او مهربان بود و با او مهربان بود گفت و در دستانش گذاشت یعنی در دامان او یا در مقابل او او در حالی که در دستان او بود فوت کرد ام ایمن فریاد زد یعنی صدای اشک بلند شد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از آن نهی کرد و فرمود: آیا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله گریه می کنی؟ به او نگفت با من گریه کن زیرا در سرزنش مؤثرتر است ام ایمن گفت ما فکر می کردیم که مطلقاً گریه جایز است نمیبینم گریه میکنی؟ یعنی من تو را نمی بینم و گریه ات را تماشا نمی کنم؟ ایشان رضی الله عنه فرمودند من گریه نمی کنم یعنی از ترس و بی حوصلگی گریه نمی کنم من کاری را که خداوند در دعا نهی کرده است انجام نمی دهم با وای و وحشت و فریاد و امثال آن رحمت است یعنی گریه و این اشک رحمتی است که خداوند در دل بندگانش قرار داده است فقط گریه و اشک در چشمان نه حرام است و نه ایراد بلکه رحمت و فضیلت است اما حرام است نوحه و نوحه و گریه همراه با آنها یا یکی از آنها و او گفت مومن در هر شرایطی خوب است یعنی امور مؤمن در هر موقعیتی همه خوب است او در امور خود خوب است و او در روزهای بدش خوب است در اولی ثواب شکرگزاران را می برد در دومی ثواب بیمار را می برد و او گفت روحش از پهلوهایش جدا می شود خداوند متعال را حمد می کند یعنی افراد صالح زیادی خواهید یافت روحش محو می شود و خداوند متعال را شکر می کند حمد و ستایش خدا را فراموش نکرد حتی در این لحظه شدید و تو هم پیداش کنی او از بیماری های دردناکی رنج می برد زبانش از ذکر و حمد خدا مرطوب است رضایت به آنچه خدا مقدر کرده است در تسلیم امر خداوند متعال از عایشه رضی الله عنها که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قبل از عثمان بن مادون مرده و گریه می کند یا می گفت چشمانش آب می ریزد در این حدیث که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قبل از عثمان بن مادون و او مرده است و او رضی الله عنه گریه می کرد. یا گفت چشمانش آب می ریزد یعنی می ریزند و اشک هایشان جاری می شود و در حدیث دلیل بر اینکه بوسیدن مسلمان پس از مرگ و گریه بر او جایز است مگر اینکه با زنگ خطر، ناله یا مانند آن همراه باشد ابوبکر صدیق رضی الله عنه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را بوسید. و عثمان بن مادون رضی الله عنه او یکی از دو نفر اول است پس از سیزده مرد مسلمان شد او در اولین هجرت به حبشه مهاجرت کرد او روزه دار و مقتدر بود مطیع خداوند متعال هستند از انس بن مالک رضی الله عنه می فرماید: فرزندی از رسول خدا صلی الله علیه و آله شهادت داد رسول خدا بر قبر نشسته است چشمانش را دیدم که اشک میریزد و او گفت آیا در بین شما مردی هست که امشب رابطه جنسی نداشته باشد؟ ابوطلحه گفت من او گفت بیا پایین پس در قبر او فرود آمد در این حدیث انس بن مالک رضی الله عنه می گوید فرزندی از رسول خدا صلی الله علیه و آله شهادت داد یعنی تشییع جنازه و نماز بر او و دفن او را شاهد بودیم و این برای یک دختر است او ام کلثوم است همسر عثمان بن عفان رضی الله عنه و او گفت رسول خدا بر قبر نشسته است یعنی رضی الله عنه کنار قبر نشسته بود و او گفت چشمانش را دیدم که اشک میریزد یعنی می ریزند و اشک هایشان جاری می شود با رضایت کامل از اراده و تقدیر الهی و او گفت و او گفت آیا در بین شما مردی هست که امشب رابطه جنسی نداشته باشد؟ یعنی امشب با خانواده اش رابطه نداشت شاید حکمتی در آن باشد فرود آمدن در قبر برای رسیدگی به مسئله زنان برای مردی که نزدیک به اختلاط با زنان است مناسب نیست تا روحش آرام و آرام شود مثل فراموشی شهوت واجب است مردی را که در آن شب با خانواده اش همبستر نشد در قبر بگذارند. حتی اگر برای آن مرده محرم نبود پس ابوطلحه در قبر او فرود آمد معلوم است که از محرمان او نیست این نشان دهنده جواز است بهره مند شوند ابن قیم رحمه الله گفت و اما گریه او رضی الله عنه مثل خنده هایش بود این یک نفس یا صدای بلند نبود خنده‌هایش هم یک خرافات نبود اما چشمانش پر از اشک بود تا اینکه مورد غفلت قرار گرفت صدای خس خس سینه اش را می شنود گاهی گریه اش از روی رحمت بر مرده بود گاه از ترس امت خود و ترحم بر آن گاهی از ترس خدا گاهی هنگام شنیدن قرآن فریاد اشتیاق و عشق و تکریم است همراه با ترس و دلهره بقیه صحبت ها انشاالله و خدا داناتر است صلوات و درود خدا بر پیامبر ما محمد و بر همه خانواده و یارانش