توقف کنید با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد یک چالش جدید از طرف من من از اصحاب مهاجرین و از اولین کسانی هستم که اسلام آوردم من ده سال از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بزرگترم من نزد ایشان مقام بزرگی داشتم که درود خدا بر او باد او به شهر مهاجرت کرد پیامبر صلی الله علیه و آله به من دستور داد که شصت مسافر مهاجر را همراهی کنم و یک بنر برایم نگه دار این اولین بنر در اسلام بود پس با دویست مرد از قریش ملاقات کردیم به رهبری ابوسفیان بن حرب در پیچ زمان بنابراین ما بدون درگیری با شمشیر تیر پرتاب کردیم این اولین جنگی بود که در اسلام رخ داد سپس در جنگ بدر شرکت کرد در آغاز نبرد عتبه بن ربیعه پیشروی کرد پسرش ولید و برادرش شیبه از او پیروی کردند عتبه ندا داد و گفت: کیست که می جنگد؟ سپس جوانانی از انصار به سوی او بیرون آمدند گفت تو کی هستی؟ گفتند: ما انصار هستیم گفت: ما به تو نیاز نداریم. ما فقط پسرعموهایمان را می خواستیم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند بلند شو حمزه بلند شو علی به من اشاره کرد و گفت: بلند شو. پس حمزه به عتبه رفت و او را کشت علی نزد ولید رفت و او را کشت همانطور که برای من او با شیبه بن ربیعه جنگید یک ساعت صحبت کردیم سپس هر کدام به دیگری ضربه زد روی پایم موهای خاکستری پیدا کردم او به زمین افتاد حمزه و علی به شیبه حمله کردند و او را کشتند مرا به اردوگاه مسلمانان و بایرامق بردند سپس او بر اثر یرقان درگذشت و دارای یک dovent است در ده روز آخر ماه مبارک رمضان من کی هستم؟ بهترین نمونه های قرن ها اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند یادشان بر سر ما بلند شود رفتند و از من سؤال کردند آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند عالم خودکفایی بر آنان آشکار شد