WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.259 --> 00:00:18.260
انجمن مواضع خشنود است

00:00:18.260 --> 00:00:22.260
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:22.260 --> 00:00:25.260
اید الرحمن رفاه الپاشا

00:00:25.260 --> 00:00:27.320
خدا رحمتش کند

00:00:27.320 --> 00:00:34.350
ققا بن عمر رضی الله عنه

00:00:48.270 --> 00:00:56.450
القاقا بن عمر به سختی می توانست دست خود را از گرد و غبار جنگ در شام تکان دهد

00:00:56.450 --> 00:01:01.450
او پس از فتح دمشق با خالد بن ولید آرام می گیرد

00:01:01.450 --> 00:01:09.450
تا اینکه نامه امیرالمؤمنین عمر بن خطاب به ابوعبیده بن جراح فرستاده شد که در آن آمده بود.

00:01:09.450 --> 00:01:12.450
فلان و فلان را از لشکر خود جدا کن

00:01:12.450 --> 00:01:16.450
به سرعت آنها را نزد سعد بن ابی وقاص در القادسیه فرستاد

00:01:16.450 --> 00:01:20.450
دریغ نکنید یا تردید نکنید

00:01:20.450 --> 00:01:23.700
ابوعبیده به دستور عمر پاسخ داد

00:01:23.700 --> 00:01:26.700
هاشم بن عتبه فرماندهی ارتش را بر عهده گرفت

00:01:26.700 --> 00:01:29.700
او ققا بن عمر را در صف مقدم قرار داد

00:01:30.700 --> 00:01:31.700
و به آنها گفت

00:01:31.700 --> 00:01:33.700
گوساله گوساله

00:01:33.700 --> 00:01:39.700
مسلمانان در القادسیه با بزرگترین جمعیتی روبرو هستند که تا به حال توسط ایران در یک جنگ جمع شده است.

00:01:39.700 --> 00:01:43.829
آنها به هر مردی از شما نیاز دارند

00:01:43.829 --> 00:01:46.829
القاقا بن عمر با مقدمه پیش رفت

00:01:46.829 --> 00:01:49.829
هزار شوالیه در آن بود

00:01:49.829 --> 00:01:54.829
او و افرادش در طول شب و روز به دنبال او بودند

00:01:54.829 --> 00:01:57.829
تا اینکه بر هاشم بن عتبه سبقت گرفتند

00:01:57.829 --> 00:02:03.959
آنها در سحرگاه روز بعد از نبرد به حومه القادسیه رسیدند

00:02:03.959 --> 00:02:05.959
او ققا بن عمر را می شناخت

00:02:05.959 --> 00:02:11.960
روز اول قادسیه برای مسلمانان بسیار سخت بود

00:02:11.960 --> 00:02:15.960
به خاطر تعداد و تجهیزاتی که در اختیار دشمنشان است

00:02:15.960 --> 00:02:17.960
بار سنگین بر دوش آنهاست

00:02:17.960 --> 00:02:20.960
به خاطر فیل هایی که اسب هایشان را ترسانده بودند

00:02:20.960 --> 00:02:23.960
ترس را در دل آنها کاشت

00:02:23.960 --> 00:02:26.960
و او را وادار کنید که دوباره روی باسنش بیفتد

00:02:26.960 --> 00:02:31.960
آنها مشتاقانه منتظر رسیدن آذوقه از شام هستند

00:02:31.960 --> 00:02:36.960
اما با القاقا بن عمر فقط هزار سوار بودند

00:02:36.960 --> 00:02:41.960
الیف در مقابل سپاهیان ایران چه می خواند؟

00:02:41.960 --> 00:02:43.960
اما یک رهبر الهام بخش

00:02:43.960 --> 00:02:46.960
الیف را در نظر مسلمانان بساز

00:02:46.960 --> 00:02:49.960
و چشمان دشمنان مشرکشان هزاران است

00:02:49.960 --> 00:02:53.120
اینم خبر

00:02:53.120 --> 00:02:56.120
القاقا بن عمر هزار شوالیه خود را تقسیم کرد

00:02:56.120 --> 00:02:58.120
به ده تیم

00:02:58.120 --> 00:03:00.120
در هر گروه صد شوالیه وجود داشت

00:03:00.120 --> 00:03:05.120
او به لشکر اول دستور داد که در جهت لشکریان مسلمانان حرکت کند

00:03:05.120 --> 00:03:09.120
و عمدا گرد و غبار اطرافش را برافراشت

00:03:09.120 --> 00:03:12.120
تا شارژش نکنی هوا منو شارژ میکنه

00:03:12.120 --> 00:03:14.120
سپس به 9 گروه دیگر دستور داد

00:03:14.120 --> 00:03:16.120
برای انجام اولین عمل

00:03:16.120 --> 00:03:20.120
مشروط بر اینکه هیچ گروهی از جای خود خارج نشود

00:03:20.120 --> 00:03:23.120
مگر اینکه قبلی از آن دور شود

00:03:23.120 --> 00:03:26.150
تا جایی که چشم کار می کند

00:03:26.150 --> 00:03:29.150
سپس در رأس گروه اول و با صدای بلند به راه افتاد

00:03:29.150 --> 00:03:32.150
ارزش صدای او هزار شوالیه بود

00:03:32.150 --> 00:03:35.150
چنانکه دوست رضی الله عنه درباره او گفت

00:03:35.150 --> 00:03:38.150
از سعد بن ابی وقاص گذشت

00:03:38.150 --> 00:03:40.150
و او را مژده ده

00:03:40.150 --> 00:03:42.150
همین که دو سرباز را دید

00:03:42.150 --> 00:03:45.150
سپاه پارس و لشکر مسلمانان

00:03:45.150 --> 00:03:48.150
نعل اسب شما را عصبانی می کند

00:03:48.150 --> 00:03:52.150
صدای تکبیر را شنید که اتاق را می لرزاند

00:03:52.150 --> 00:03:55.150
نگاهی به گردان های کمکی که می آمدند و می رفتند

00:03:55.150 --> 00:03:57.150
به دنبال یک گردان

00:03:57.150 --> 00:04:00.150
حتی خشم در جان ایرانیان رخنه کرد

00:04:00.150 --> 00:04:03.150
رژیم در دل مسلمانان بالا گرفت

00:04:03.150 --> 00:04:06.150
شروع کردند به هلهله کردن و فریاد الله اکبر

00:04:06.150 --> 00:04:10.150
با صداهایی که قلب دشمنانشان را می ترکاند

00:04:10.150 --> 00:04:13.280
القاع به میدان رفت

00:04:13.280 --> 00:04:16.279
با اولین نخ صبح

00:04:17.279 --> 00:04:21.279
او قبل از شروع جنگ در برابر دشمنان ظاهر شد

00:04:21.279 --> 00:04:24.279
و شروع به سواری بر اسبش بین دو ردیف کرد

00:04:24.279 --> 00:04:27.279
میگه دوئست هست؟

00:04:27.279 --> 00:04:30.279
آیا دوئست وجود دارد؟

00:04:30.279 --> 00:04:33.279
پس نگاه ها به اردوگاه پارسیان معطوف شد

00:04:33.279 --> 00:04:36.279
تا ببینیم چه کسی برای القاقاع بن عمر برجسته خواهد شد

00:04:36.279 --> 00:04:39.540
فقط چند لحظه گذشت

00:04:39.540 --> 00:04:42.540
بر شوق و جسارت ققاع

00:04:42.540 --> 00:04:45.540
تا اینکه از صفوف دشمنان خارج شد

00:04:45.540 --> 00:04:48.540
فرمانده به شدت مسلح گفت

00:04:48.540 --> 00:04:51.540
من مال تو هستم میدونی من کی هستم؟

00:04:51.540 --> 00:04:54.540
من بهمن هستم با ابرو

00:04:54.540 --> 00:04:57.540
فرمانده سپاهیان پارس در روز پل

00:04:57.540 --> 00:05:00.540
من قاتل رهبر شما ابوعبید هستم

00:05:00.540 --> 00:05:03.660
فرهنگ و صاحبان آن

00:05:03.660 --> 00:05:06.660
ققاع بن عمر به او گفت

00:05:06.660 --> 00:05:09.660
آه بازتاب روز پل

00:05:09.660 --> 00:05:12.660
روز پل سخت ترین روز بود

00:05:12.660 --> 00:05:15.660
من صاحب آن روز هستم

00:05:15.660 --> 00:05:18.860
بهمن با ابرو

00:05:18.860 --> 00:05:21.860
ققاع بن عمر حسامه غرق شد

00:05:21.860 --> 00:05:24.860
بهمن قدرت شیر مارمولکی را دریافت کرد

00:05:24.860 --> 00:05:27.860
وقتی او توانست این کار را انجام دهد، من برای او آماده شدم

00:05:27.860 --> 00:05:30.860
ناک اوت او را متوقف کند

00:05:30.860 --> 00:05:33.860
تا عذابش طولانی شود

00:05:33.860 --> 00:05:36.860
سپس او همچنان حمله را تکرار کرد

00:05:36.860 --> 00:05:39.860
توپ به توپ به او برخورد می کند و او می ایستد

00:05:39.860 --> 00:05:42.860
و منحرف هستند

00:05:42.860 --> 00:05:45.860
و مسلمانان فریاد می زنند

00:05:45.860 --> 00:05:48.860
خدا بزرگ است

00:05:48.860 --> 00:05:51.860
کارش را تمام کن ققاع

00:05:51.860 --> 00:05:54.860
انتقام ابوعبید ثقفی و یارانش

00:05:54.860 --> 00:05:57.860
ققاع با ضربه شمشیر بر او افتاد

00:05:57.860 --> 00:06:00.860
او را به زمین انداخت

00:06:00.860 --> 00:06:03.980
و من او را رها کردم که در خونش شنا کند

00:06:03.980 --> 00:06:06.980
لشکر مسلمانان حمله کردند

00:06:07.980 --> 00:06:11.180
خدا بزرگ است

00:06:11.180 --> 00:06:14.180
ققاع بن عمر عرصه را ترک نکرد

00:06:14.180 --> 00:06:17.180
اما او ایستاد و به اعتراض صدا زد

00:06:17.180 --> 00:06:20.180
بیا دوئست

00:06:20.180 --> 00:06:23.180
بنابراین دو شوالیه، معلمان قهرمانان ایرانی، نزد او آمدند

00:06:23.180 --> 00:06:26.180
در یک زمان با هم

00:06:26.180 --> 00:06:29.180
او و حارث بن ضبیان با آنها ملاقات کردند

00:06:29.180 --> 00:06:32.180
و از جامی که از آن نوشید به آنها داد

00:06:32.180 --> 00:06:35.180
فقط در چند لحظه

00:06:35.180 --> 00:06:38.180
سپس ققاع را صدا زد

00:06:38.180 --> 00:06:41.180
ای مسلمانان!

00:06:41.180 --> 00:06:44.180
با شمشیر به دشمنان خود حمله کنید

00:06:44.180 --> 00:06:47.180
با نیزه به دشمنان خدا و دشمنان خود حمله کنید

00:06:47.180 --> 00:06:50.180
اگر با آنها مخلوط شوید

00:06:50.180 --> 00:06:53.180
پس با شمشیر به آنها حمله کردند

00:06:53.180 --> 00:06:56.180
زیرا ارواح توسط افراد ظریف درو می شوند

00:06:56.180 --> 00:06:59.180
مسلمانان بر دشمن خود پریدند

00:06:59.180 --> 00:07:02.180
شیرهای جهنده

00:07:02.180 --> 00:07:05.180
و شروع کردند به زنگ زدن

00:07:05.180 --> 00:07:08.339
آه، خشم دیروز

00:07:08.339 --> 00:07:11.339
ایرانیان در این روز به جنگ نرفتند

00:07:11.339 --> 00:07:14.339
دلیلش این است که مسلمانان دیروز بودند

00:07:14.339 --> 00:07:17.339
گلویش را بریدند

00:07:17.339 --> 00:07:20.339
و تابوت هایی را که در آن نشسته بود خراب کردند

00:07:20.339 --> 00:07:23.339
فیل ها به پشت

00:07:23.339 --> 00:07:26.339
وادنا طناب هایی هستند که تابوت ها را به فیل می بندند

00:07:26.339 --> 00:07:29.529
فیل در آن نشسته است

00:07:29.529 --> 00:07:32.529
دست شب قادر به ترمیم نبود

00:07:32.529 --> 00:07:35.620
آنچه را که دست روز ویران کرده است

00:07:35.620 --> 00:07:38.620
ققاع به گروه هایی از عموزاده های خود دستور داد

00:07:38.620 --> 00:07:41.620
برای آوردن ده ها شتر بزرگ

00:07:41.620 --> 00:07:44.620
و او را با ملحفه های سیاه بپوشانند

00:07:44.620 --> 00:07:47.620
یعنی او را با لباس سیاه می پوشانند

00:07:47.620 --> 00:07:50.620
و آن را با حجاب های رنگارنگ بپوشانیم

00:07:50.620 --> 00:07:53.620
و بر پشت آن سوار شود

00:07:53.620 --> 00:07:56.660
و با آن به اسب ایرانیان حمله کند

00:07:56.660 --> 00:07:59.660
به محض اینکه دید که در حال آمدن است، تکان خورد

00:07:59.660 --> 00:08:02.660
اسب های مسلمان نیز از فیل پریدند

00:08:02.660 --> 00:08:05.660
و در جای خود حرکت کرد

00:08:05.660 --> 00:08:08.660
یعنی ایستاد و قدمی به جلو برنداشت

00:08:08.660 --> 00:08:11.660
و دیر نکن

00:08:11.660 --> 00:08:14.660
سپس به سرعت روی پاشنه های خود برگشت

00:08:14.660 --> 00:08:17.660
نگهبان کسانی که مسئول هستند

00:08:17.660 --> 00:08:20.660
مسلمانان بر پشت شوالیه های فراری سوار شدند

00:08:20.660 --> 00:08:23.660
و شمشیرها و نیزه ها را بر گردنشان بیاندازند

00:08:24.750 --> 00:08:27.750
خورشید در روز دوم قادسیه غروب نکرد

00:08:27.750 --> 00:08:30.750
تا اینکه القاقا بن عمر بود

00:08:30.750 --> 00:08:33.750
او سی بار بر اسب حمل کرد

00:08:33.750 --> 00:08:36.750
سی نفر از سربازان آنها را خودش کشت

00:08:36.750 --> 00:08:39.779
و زمانی که جنگ متوقف شد

00:08:39.779 --> 00:08:42.779
مسلمانان فریاد الله اکبر سر می دادند و شعار می دادند

00:08:42.779 --> 00:08:45.779
روز به روز

00:08:45.779 --> 00:08:48.779
و خداوند به کسانی که او را یاری می کنند کمک کند

00:08:48.779 --> 00:08:51.909
خداوند توانا و توانا است

00:08:51.909 --> 00:08:54.909
این مصیبت القاقا بن عمر بود

00:08:54.909 --> 00:08:57.909
در روز دوم قادسیه

00:08:57.909 --> 00:09:00.909
و اما مصیبت او در روز سوم و چهارم

00:09:00.909 --> 00:09:03.909
انشاالله خبر به شما خواهد رسید

00:09:03.909 --> 00:09:11.070
صدای القاقا بن عمر

00:09:11.070 --> 00:09:14.070
در ارتش بهتر از هزار شوالیه وجود دارد

00:09:14.070 --> 00:09:17.259
ابوبکر صدیق

00:09:26.259 --> 00:09:29.259
در ستایش آنها آراسته شده اند
