1 00:00:00,460 --> 00:00:03,459 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,459 --> 00:00:08,460 بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها 3 00:00:08,460 --> 00:00:13,460 اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد 4 00:00:13,460 --> 00:00:15,460 انجمن مواضع 5 00:00:15,460 --> 00:00:17,460 پیشبرد 6 00:00:17,460 --> 00:00:21,500 تصاویری از زندگی فالوورها 7 00:00:21,500 --> 00:00:26,530 نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا 8 00:00:26,530 --> 00:00:31,089 خدا رحمتش کند 9 00:00:31,089 --> 00:00:33,090 سلمه بن دینار 10 00:00:33,090 --> 00:00:35,469 خدا رحمتش کند 11 00:00:44,179 --> 00:00:47,179 در سال نود و هفتم هجری 12 00:00:47,179 --> 00:00:50,179 خلیفه مسلمین سلیمان بن عبدالملک 13 00:00:50,179 --> 00:00:53,179 سفر به سرزمین مقدس 14 00:00:53,179 --> 00:00:56,179 اجابت دعوت پدر پیامبران 15 00:00:56,179 --> 00:00:58,179 ابراهیم علیه السلام 16 00:00:58,179 --> 00:01:01,179 رکاب هایش به سرعت ادامه می دادند 17 00:01:01,179 --> 00:01:03,179 دمشق، پایتخت بنی امیه 18 00:01:03,179 --> 00:01:06,209 به مدینه 19 00:01:06,209 --> 00:01:09,209 در جانش شوق نماز داشت 20 00:01:09,209 --> 00:01:11,209 در مهدکودک پاک 21 00:01:11,209 --> 00:01:13,209 او آرزوی صلح بر محمد را داشت 22 00:01:13,209 --> 00:01:17,209 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 23 00:01:17,209 --> 00:01:19,209 مراسم راهپیمایی خلیفه برگزار شد 24 00:01:19,209 --> 00:01:21,209 با خوانندگان و سخنرانان 25 00:01:21,209 --> 00:01:23,209 فقها و علما 26 00:01:23,209 --> 00:01:26,530 شاهزادگان و رهبران 27 00:01:26,530 --> 00:01:28,530 وقتی به مدینه رسید 28 00:01:28,530 --> 00:01:30,530 و به آنجا راه افتاد 29 00:01:30,530 --> 00:01:33,530 صورت مردم و اهل سرنوشت را می بوسم 30 00:01:33,530 --> 00:01:36,530 درود و سلام بر او باد 31 00:01:36,530 --> 00:01:38,530 اما سلامه بن دینار 32 00:01:38,530 --> 00:01:41,530 قاضی و عالم شهر حجه 33 00:01:41,530 --> 00:01:43,530 رهبر آن اعتماد است 34 00:01:43,530 --> 00:01:45,530 در میان منظر نبود 35 00:01:45,530 --> 00:01:48,530 خوش آمدید مسلمانان خلیفه 36 00:01:48,530 --> 00:01:51,620 وقتی سلیمان بن عبدالملک تمام کرد 37 00:01:51,620 --> 00:01:53,620 از استقبال 38 00:01:53,620 --> 00:01:55,620 او به برخی از همکارانش گفت 39 00:01:55,620 --> 00:01:57,620 ارواح زنگ خواهند زد 40 00:01:57,620 --> 00:01:59,620 فلزات نیز زنگ می زنند 41 00:01:59,620 --> 00:02:01,620 اگر کسی را پیدا نکردید که آن را ذکر کند 42 00:02:01,620 --> 00:02:03,620 از زمان به زمان 43 00:02:03,620 --> 00:02:05,620 زنگ زدگی آن از بین می رود 44 00:02:05,620 --> 00:02:08,620 گفتند: بلی امیرالمؤمنین 45 00:02:08,620 --> 00:02:11,620 فرمود: در مورد شهر؟ 46 00:02:11,620 --> 00:02:13,620 مردی متوجه یک فرقه شد 47 00:02:13,620 --> 00:02:16,620 یکی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 48 00:02:16,620 --> 00:02:18,620 به ما یادآوری می کند 49 00:02:18,620 --> 00:02:21,620 گفتند: بلی یا امیرالمؤمنین. 50 00:02:21,620 --> 00:02:24,620 اینجا ابوحازم از الاعرج است 51 00:02:24,620 --> 00:02:27,620 گفت: ابوحازم اهل العرج کیست؟ 52 00:02:27,620 --> 00:02:30,620 گفتند: سلمه بن دینار 53 00:02:30,620 --> 00:02:33,620 عالم شهر و امام آن 54 00:02:33,620 --> 00:02:36,620 و یکی از فالوورها که متوجه عدد شد 55 00:02:36,620 --> 00:02:38,620 از اصحاب ارجمند 56 00:02:38,620 --> 00:02:41,620 گفت: او را برای ما صدا کن. 57 00:02:41,620 --> 00:02:43,620 و در دعوت او مهربان باشید 58 00:02:43,620 --> 00:02:45,659 پس نزد او رفتند و او را صدا زدند 59 00:02:45,659 --> 00:02:47,659 وقتی نزد او آمد 60 00:02:47,659 --> 00:02:50,659 به او خوش آمد گفت و روی صندلی نشست 61 00:02:50,659 --> 00:02:52,659 با سرزنش به او گفت 62 00:02:52,659 --> 00:02:55,659 این چه غرور است ابوحازم؟ 63 00:02:55,659 --> 00:02:57,659 و او گفت 64 00:02:57,659 --> 00:03:00,659 ای امیرالمؤمنین از من چه گستاخی دیدی؟ 65 00:03:00,659 --> 00:03:02,659 و او گفت 66 00:03:02,659 --> 00:03:05,659 چهره مردم مرا زیارت می کرد اما به دیدارم نمی آمدند 67 00:03:05,659 --> 00:03:07,659 و او گفت 68 00:03:07,659 --> 00:03:10,659 اما بیگانگی بعد از علم اتفاق می افتد 69 00:03:10,659 --> 00:03:13,659 و تو قبل از امروز من را نمی شناختی 70 00:03:13,659 --> 00:03:15,659 من تو را هم ندیدم 71 00:03:15,659 --> 00:03:17,659 چه سهل انگاری از طرف من رخ داد 72 00:03:17,659 --> 00:03:20,689 خلیفه به یارانش گفت 73 00:03:20,689 --> 00:03:22,689 شیخ در عذرخواهی حق داشت 74 00:03:22,689 --> 00:03:25,689 خلیفه در انتقاد از او اشتباه کرد 75 00:03:25,689 --> 00:03:27,689 سپس رو به ابوحازم کرد 76 00:03:27,689 --> 00:03:29,689 و او گفت 77 00:03:29,689 --> 00:03:31,689 اموری در روح وجود دارد 78 00:03:31,689 --> 00:03:34,689 من دوست دارم آن را با شما به اشتراک بگذارم، ابوحازم 79 00:03:34,689 --> 00:03:36,689 و او گفت 80 00:03:36,689 --> 00:03:38,689 بیاور یا امیرالمؤمنین 81 00:03:38,689 --> 00:03:40,689 خداوند یاور است 82 00:03:40,689 --> 00:03:42,689 خلیفه گفت 83 00:03:42,689 --> 00:03:44,689 ای ابوحازم 84 00:03:44,689 --> 00:03:46,689 چرا از مرگ متنفریم؟ 85 00:03:46,689 --> 00:03:48,689 و او گفت 86 00:03:48,689 --> 00:03:50,689 چون زندگی ما دنیای ماست 87 00:03:50,689 --> 00:03:52,689 و ما آخرت خود را تباه کردیم 88 00:03:52,689 --> 00:03:56,689 ما از ترک ساختمان برای خراب کردن متنفریم 89 00:03:56,689 --> 00:03:58,689 خلیفه گفت 90 00:03:58,689 --> 00:04:00,689 حق با شماست 91 00:04:00,689 --> 00:04:02,689 سپس افزود: 92 00:04:02,689 --> 00:04:04,689 ای ابوحازم 93 00:04:04,689 --> 00:04:07,689 کاش می توانستم فردا ببینم با خدا چه داریم 94 00:04:07,689 --> 00:04:09,780 و او گفت 95 00:04:09,780 --> 00:04:12,780 کار خود را به کتاب خدای متعال عرضه کنید 96 00:04:12,780 --> 00:04:14,849 آن را پیدا کنید 97 00:04:14,849 --> 00:04:16,850 و او گفت 98 00:04:16,850 --> 00:04:18,850 کجا می توانم آن را در کتاب خداوند متعال پیدا کنم؟ 99 00:04:18,850 --> 00:04:20,850 او گفت 100 00:04:20,850 --> 00:04:22,850 شما آن را در گفتار او می یابید: «کلام او عالی است». 101 00:04:22,850 --> 00:04:38,100 خلیفه گفت 102 00:04:38,100 --> 00:04:40,100 بنابراین 103 00:04:40,100 --> 00:04:42,100 رحمت خدا کجاست؟ 104 00:04:42,100 --> 00:04:44,100 ابوحازم گفت 105 00:04:44,100 --> 00:04:46,129 رحمت خدا 106 00:04:46,129 --> 00:04:48,129 بستن 107 00:04:48,129 --> 00:04:50,129 از خیرین 108 00:04:50,129 --> 00:04:52,610 و او گفت 109 00:04:52,610 --> 00:04:54,610 خلیفه 110 00:04:54,610 --> 00:04:56,610 کاش حس میکردم ورود چطور بود 111 00:04:56,610 --> 00:04:58,610 بر خداوند متعال 112 00:04:58,610 --> 00:05:00,610 فردا 113 00:05:00,610 --> 00:05:02,610 ابوحازم گفت 114 00:05:02,610 --> 00:05:04,610 در مورد انسان نیکوکار 115 00:05:04,610 --> 00:05:06,610 او مانند غایبی است که به خانواده اش عرضه می شود 116 00:05:06,610 --> 00:05:08,610 در مورد لمس کردن 117 00:05:08,610 --> 00:05:10,610 او مانند برده ای است که رها شده است 118 00:05:10,610 --> 00:05:12,610 او را در بازاری نزد استادش می برند 119 00:05:12,610 --> 00:05:14,610 خلیفه حتی بر ناله او گریست 120 00:05:14,610 --> 00:05:16,610 و گریه اش شدت گرفت 121 00:05:16,610 --> 00:05:18,610 سپس گفت 122 00:05:18,610 --> 00:05:20,610 ای ابوحازم 123 00:05:20,610 --> 00:05:22,639 چگونه می توانیم آن را تعمیر کنیم؟ 124 00:05:22,639 --> 00:05:24,639 و او گفت 125 00:05:24,639 --> 00:05:26,639 بهت میگن مغرور 126 00:05:26,639 --> 00:05:28,639 یعنی تکبر 127 00:05:28,639 --> 00:05:30,740 و او گفت 128 00:05:30,740 --> 00:05:32,740 خلیفه 129 00:05:32,740 --> 00:05:34,740 و این پول 130 00:05:34,740 --> 00:05:36,860 راه ترس از خدا در آن چیست؟ 131 00:05:36,860 --> 00:05:38,860 ابوحازم گفت 132 00:05:38,860 --> 00:05:40,860 اگر او را درست در نظر بگیرید 133 00:05:40,860 --> 00:05:42,860 و او را در میان خانواده اش قرار دادی 134 00:05:42,860 --> 00:05:44,860 و شما آن را به طور مساوی تقسیم کردید 135 00:05:44,860 --> 00:05:46,860 و تو بینش فرق گذاشتی 136 00:05:46,860 --> 00:05:48,959 محله 137 00:05:48,959 --> 00:05:50,959 خلیفه گفت 138 00:05:50,959 --> 00:05:52,959 ای ابوحازم 139 00:05:52,959 --> 00:05:54,959 به من بگو بهترین مردم چه کسانی هستند؟ 140 00:05:54,959 --> 00:05:56,959 و او گفت 141 00:05:56,959 --> 00:05:59,060 و او گفت 142 00:05:59,060 --> 00:06:01,060 خلیفه 143 00:06:01,060 --> 00:06:03,060 چه منصفانه ای ابوحازم 144 00:06:03,060 --> 00:06:05,060 و او گفت 145 00:06:05,060 --> 00:06:07,060 یک نفر کلمه درست را می گوید 146 00:06:07,060 --> 00:06:09,060 چه کسی و چه کسی از او می ترسد؟ 147 00:06:09,060 --> 00:06:11,060 او به او امیدوار است 148 00:06:11,060 --> 00:06:13,060 خلیفه گفت 149 00:06:13,060 --> 00:06:15,060 چقدر زود دعاها مستجاب می شود 150 00:06:15,060 --> 00:06:17,060 ای ابوحازم 151 00:06:17,060 --> 00:06:19,060 و او گفت 152 00:06:19,060 --> 00:06:21,120 دعای خیر برای نیکوکاران 153 00:06:21,120 --> 00:06:23,120 خلیفه گفت 154 00:06:23,120 --> 00:06:25,120 بهترین خیریه چیست؟ 155 00:06:25,120 --> 00:06:27,120 گفت تلاش چشم 156 00:06:27,120 --> 00:06:29,120 هر چه او می تواند 157 00:06:29,120 --> 00:06:31,120 پول کم 158 00:06:31,120 --> 00:06:33,120 آن را به دست بدبخت بیچاره می سپارد 159 00:06:33,120 --> 00:06:35,120 بدون اینکه او را دنبال کند 160 00:06:35,120 --> 00:06:37,120 کیست و ضرری ندارد 161 00:06:37,120 --> 00:06:39,120 خلیفه گفت 162 00:06:39,120 --> 00:06:41,120 عاقل ترین مردم کیست ابوحازم؟ 163 00:06:41,120 --> 00:06:43,120 و او گفت 164 00:06:43,120 --> 00:06:45,120 مردی بافته شده در اطاعت خدا 165 00:06:45,120 --> 00:06:47,120 قادر متعال 166 00:06:47,120 --> 00:06:49,120 پس روی آن کار کرد و سپس مردم را راهنمایی کرد 167 00:06:49,120 --> 00:06:51,149 روی او 168 00:06:51,149 --> 00:06:53,149 خلیفه گفت 169 00:06:54,149 --> 00:06:56,220 و او گفت 170 00:06:56,220 --> 00:06:58,220 مردی که با همراهش قدم می زد 171 00:06:58,220 --> 00:07:00,220 و دوستش بی انصاف است 172 00:07:00,220 --> 00:07:02,220 بنابراین او آخرت خود را فروخت 173 00:07:02,220 --> 00:07:04,250 از نظر فیزیکی متفاوت است 174 00:07:04,250 --> 00:07:06,250 خلیفه گفت 175 00:07:06,250 --> 00:07:08,250 آیا می توانی ما را همراهی کنی، ابوحازم؟ 176 00:07:08,250 --> 00:07:10,250 پس شما به ما مبتلا می شوید و ما شریک می شویم 177 00:07:10,250 --> 00:07:12,250 از شما 178 00:07:12,250 --> 00:07:14,250 و او گفت 179 00:07:14,250 --> 00:07:16,250 نه یا امیرالمومنین 180 00:07:16,250 --> 00:07:18,250 خلیفه گفت: چرا؟ 181 00:07:18,250 --> 00:07:20,250 و او گفت 182 00:07:20,250 --> 00:07:22,250 میترسم یه کم تنهات بذارم 183 00:07:22,250 --> 00:07:24,250 پس خدا به من احساس ضعف می دهد 184 00:07:24,250 --> 00:07:26,250 زندگی و ضعف مرگ 185 00:07:26,250 --> 00:07:28,250 خلیفه گفت 186 00:07:28,250 --> 00:07:30,250 نیاز خود را برای ما ارسال کنید 187 00:07:30,250 --> 00:07:32,250 ای ابوحازم 188 00:07:32,250 --> 00:07:34,310 ساکت ماند و جوابی نداد 189 00:07:34,310 --> 00:07:36,310 پس چیزی به او گفت 190 00:07:36,310 --> 00:07:38,310 نیاز خود را برای ما ارسال کنید 191 00:07:38,310 --> 00:07:40,310 ای ابوحازم 192 00:07:40,310 --> 00:07:42,310 آن را برای شما هر چه باشد بشکنید 193 00:07:42,310 --> 00:07:44,310 و او گفت 194 00:07:44,310 --> 00:07:46,310 من به تو نیاز دارم که مرا نجات دهی 195 00:07:46,310 --> 00:07:48,310 از آتش 196 00:07:48,310 --> 00:07:50,439 و مرا به بهشت ببر 197 00:07:50,439 --> 00:07:52,439 خلیفه گفت 198 00:07:52,439 --> 00:07:54,439 این به من مربوط نیست پدر 199 00:07:54,439 --> 00:07:56,439 حازم 200 00:07:56,439 --> 00:07:58,439 ابوحازم گفت 201 00:07:58,439 --> 00:08:00,439 من به هیچ چیز دیگری نیاز ندارم 202 00:08:00,439 --> 00:08:02,569 ای امیرالمومنین! 203 00:08:02,569 --> 00:08:04,569 خلیفه گفت 204 00:08:04,569 --> 00:08:06,569 برای من دعا کن ابوحازم 205 00:08:06,569 --> 00:08:08,569 و او گفت 206 00:08:08,569 --> 00:08:10,569 خدایا اگر بنده تو باشد 207 00:08:10,569 --> 00:08:12,569 سلیمان از اولیای شماست 208 00:08:12,569 --> 00:08:14,569 پس به نیکی دنیا خشنود خواهد شد 209 00:08:14,569 --> 00:08:16,569 و آخرت 210 00:08:16,569 --> 00:08:18,569 حتی اگر یکی از دشمنان شما باشد 211 00:08:18,569 --> 00:08:20,569 پس درستش کن و راهنمایی کن 212 00:08:20,569 --> 00:08:22,569 به آنچه دوست دارید و از آن راضی هستید 213 00:08:22,569 --> 00:08:24,699 مردی از حاضران گفت 214 00:08:24,699 --> 00:08:26,699 اینی که گفتی بد است 215 00:08:26,699 --> 00:08:28,699 از وقتی که وارد امیر شدم 216 00:08:28,699 --> 00:08:30,699 مؤمنان 217 00:08:30,699 --> 00:08:32,700 تو را خلیفه مسلمین کردند 218 00:08:32,700 --> 00:08:34,700 از دشمنان خدا 219 00:08:34,700 --> 00:08:36,730 و من او را اذیت کردم 220 00:08:36,730 --> 00:08:38,730 ابوحازم گفت 221 00:08:38,730 --> 00:08:40,730 بلکه آنچه شما گفتید بدبخت است 222 00:08:40,730 --> 00:08:42,730 خداوند سرپرستی علما را بر عهده گرفته است 223 00:08:42,730 --> 00:08:44,730 منشور این است که بگوییم 224 00:08:44,730 --> 00:08:46,889 حرف حق 225 00:08:46,889 --> 00:08:48,889 و او گفت 226 00:08:48,889 --> 00:08:50,889 برای نشان دادن آن به مردم 227 00:08:50,889 --> 00:08:52,950 و آن را پنهان نکنید 228 00:08:52,950 --> 00:08:54,950 سپس رو به خلیفه کرد 229 00:08:54,950 --> 00:08:56,950 گفت ای شاهزاده 230 00:08:56,950 --> 00:08:58,950 مؤمنان 231 00:08:58,950 --> 00:09:00,950 کسانی که قبل از ما رفتند 232 00:09:00,950 --> 00:09:02,950 از ملت های خالی 233 00:09:02,950 --> 00:09:04,950 آنها در سلامت کامل باقی ماندند 234 00:09:04,950 --> 00:09:06,950 تا زمانی که شاهزادگانشان بیایند 235 00:09:06,950 --> 00:09:08,950 علمای آنها چیزی می خواهند 236 00:09:08,950 --> 00:09:10,950 آنها دارند 237 00:09:10,950 --> 00:09:12,950 سپس مردمی از آراد را پیدا کرد 238 00:09:12,950 --> 00:09:14,950 برای مردم 239 00:09:14,950 --> 00:09:16,950 آنها می خواهند آن را بگیرند 240 00:09:16,950 --> 00:09:18,950 چیزی از پهنای جهان 241 00:09:18,950 --> 00:09:20,950 بنابراین شاهزادگان از آن صرف نظر کردند 242 00:09:20,950 --> 00:09:22,950 درباره دانشمندان 243 00:09:22,950 --> 00:09:24,950 بدبخت و افسرده شدند 244 00:09:24,950 --> 00:09:26,950 و از چشم خداوند متعال افتادند 245 00:09:26,950 --> 00:09:28,950 حتی اگر علما 246 00:09:28,950 --> 00:09:30,950 از آنچه داشتند پرهیز کردند 247 00:09:30,950 --> 00:09:32,950 شاهزاده ها به آرزو 248 00:09:32,950 --> 00:09:34,950 شاهزادگان در دانش خود 249 00:09:34,950 --> 00:09:36,950 اما آنها چیزی می خواستند 250 00:09:36,950 --> 00:09:38,950 با شاهزادگان زهد کردند 251 00:09:38,950 --> 00:09:40,950 و به آنها توهین کردند 252 00:09:40,950 --> 00:09:43,019 خلیفه گفت 253 00:09:43,019 --> 00:09:45,019 حق با شماست 254 00:09:45,019 --> 00:09:47,019 موعظه خود را بر من زیاد کن ای ابوحازم 255 00:09:47,019 --> 00:09:49,019 من کسی را ندیدم 256 00:09:49,019 --> 00:09:51,019 عقل نزدیک تر است 257 00:09:51,019 --> 00:09:53,210 به دهنش از تو 258 00:09:53,210 --> 00:09:55,210 گفت: اگر هستی. 259 00:09:55,210 --> 00:09:57,210 از اهل پاسخ 260 00:09:57,210 --> 00:09:59,210 به اندازه کافی به شما گفتم 261 00:09:59,210 --> 00:10:01,210 حتی اگر نباشد 262 00:10:01,210 --> 00:10:03,210 از خانواده اش و غیره 263 00:10:03,210 --> 00:10:05,210 من باید از کمان شلیک کنم 264 00:10:05,210 --> 00:10:07,269 رشته ای ندارد 265 00:10:07,269 --> 00:10:09,269 خلیفه گفت 266 00:10:09,269 --> 00:10:11,269 من تصمیم گرفتم که شما به من توصیه کنید 267 00:10:11,269 --> 00:10:13,269 ای ابوحازم 268 00:10:13,269 --> 00:10:15,269 و او گفت بله 269 00:10:15,269 --> 00:10:17,269 من توصیه می کنم و خلاصه می کنم 270 00:10:17,269 --> 00:10:19,269 بزرگ است پروردگارت قادر متعال 271 00:10:19,269 --> 00:10:21,269 و راه افتاد 272 00:10:21,269 --> 00:10:23,269 تا ببینمت کجایی 273 00:10:23,269 --> 00:10:25,269 و بگذار هر جا به تو فرمان دهد تو را از دست بدهد 274 00:10:25,269 --> 00:10:27,269 بعد سلام کرد و رفت 275 00:10:27,269 --> 00:10:29,399 و به او گفت 276 00:10:29,399 --> 00:10:31,399 خلیفه، خداوند به شما اجر دهد 277 00:10:31,399 --> 00:10:33,399 بهتر از یک دنیا 278 00:10:33,399 --> 00:10:36,679 مشاور در اسرع وقت 279 00:10:36,679 --> 00:10:38,679 ابوحازم به خانه می رسد 280 00:10:38,679 --> 00:10:40,679 تا آن امیر را پیدا کرد 281 00:10:40,679 --> 00:10:42,679 مؤمنانی به سوی او فرستاده شده اند 282 00:10:42,679 --> 00:10:44,679 بصره پر از دینار 283 00:10:44,679 --> 00:10:46,679 به او نوشت و گفت: 284 00:10:46,679 --> 00:10:48,679 خرجش کن 285 00:10:48,679 --> 00:10:50,679 مثل شما زیاد هستند 286 00:10:50,679 --> 00:10:52,679 من یکی دارم 287 00:10:52,679 --> 00:10:54,679 به او نوشت و گفت: 288 00:10:54,679 --> 00:10:56,679 ای امیرالمومنین! 289 00:10:56,679 --> 00:10:58,679 به خدا پناه می برم که این اتفاق بیفتد 290 00:10:58,679 --> 00:11:00,679 سوال شما شوخی است 291 00:11:00,679 --> 00:11:02,679 پاسخ من به شما نامعتبر است 292 00:11:02,679 --> 00:11:04,740 به خدا من راضی نیستم 293 00:11:04,740 --> 00:11:06,740 همینه امیر 294 00:11:06,740 --> 00:11:08,740 به تو وفادار 295 00:11:08,740 --> 00:11:10,740 برای خودم 296 00:11:10,740 --> 00:11:12,740 ای امیرالمومنین! 297 00:11:12,740 --> 00:11:14,740 اگر اینها دینار هستند 298 00:11:14,740 --> 00:11:16,740 جلسه اخیری که به شما گفتم 299 00:11:16,740 --> 00:11:18,740 مرده است 300 00:11:18,740 --> 00:11:20,740 و گوشت خوک در مورد 301 00:11:20,740 --> 00:11:22,740 چون باید حذفش کنم 302 00:11:22,740 --> 00:11:24,740 هرچند واقعا مال من بود 303 00:11:24,740 --> 00:11:26,740 بیت المال مسلمین 304 00:11:26,740 --> 00:11:28,740 آیا بین من و او قرار گرفتی؟ 305 00:11:28,740 --> 00:11:30,740 مردم همگی در این مورد مشارکت دارند 306 00:11:30,740 --> 00:11:34,220 درست و درست بود 307 00:11:34,220 --> 00:11:36,220 خانه سلمه بن دینار 308 00:11:36,220 --> 00:11:38,220 منبعی شیرین برای قلاب 309 00:11:38,220 --> 00:11:40,220 صلاح غایب است 310 00:11:40,220 --> 00:11:42,220 هیچ تفاوتی بین آنها وجود ندارد 311 00:11:42,220 --> 00:11:44,340 برادران و شاگردانش 312 00:11:44,340 --> 00:11:46,340 یک بار وارد آن شد 313 00:11:46,340 --> 00:11:48,340 عبدالرحمن بن جریر 314 00:11:48,340 --> 00:11:50,340 و پسرش با اوست 315 00:11:50,340 --> 00:11:52,340 با خودش روی صندلی آنها نشست 316 00:11:52,340 --> 00:11:54,340 سلام کردند و خداحافظی کردند 317 00:11:54,340 --> 00:11:56,340 او خیر دنیا و آخرت را دارد 318 00:11:56,340 --> 00:11:58,340 او جواب سلام داد 319 00:11:58,340 --> 00:12:00,340 بهتر و مورد استقبال قرار گرفت 320 00:12:00,340 --> 00:12:02,340 با آنها سپس چرخید 321 00:12:02,340 --> 00:12:04,340 گفتگوی بین آنها 322 00:12:04,340 --> 00:12:06,340 عبدالرحمن بن جریر به او گفت 323 00:12:06,340 --> 00:12:08,340 چگونه باز بودن را به دست آوریم؟ 324 00:12:08,340 --> 00:12:10,340 ای ابوحازم 325 00:12:10,340 --> 00:12:12,340 و او گفت 326 00:12:12,340 --> 00:12:14,340 هنگام تصحیح ضمایر 327 00:12:14,340 --> 00:12:16,340 گناهان کبیره بخشیده می شود 328 00:12:16,340 --> 00:12:18,340 اگر خادم عزم ترک کند 329 00:12:18,340 --> 00:12:20,340 گناه مادر فتوحات است 330 00:12:20,340 --> 00:12:22,409 یعنی بازش کن 331 00:12:22,409 --> 00:12:24,409 و فراموش نکن عبدالرحمن 332 00:12:24,409 --> 00:12:26,409 که دنیا آسان است 333 00:12:26,409 --> 00:12:28,409 ما را از بسیاری از زندگی پس از مرگ منحرف می کند 334 00:12:28,409 --> 00:12:30,409 و هر نعمتی 335 00:12:30,409 --> 00:12:32,409 شما را به خدای متعال نزدیک نمی کند 336 00:12:32,409 --> 00:12:34,470 این یک نفرین است 337 00:12:34,470 --> 00:12:36,470 و پسرش به او گفت 338 00:12:36,470 --> 00:12:38,470 شیوخ ما زیادند 339 00:12:38,470 --> 00:12:40,470 از چه کسی تقلید کنیم؟ 340 00:12:40,470 --> 00:12:42,470 و او گفت 341 00:12:42,470 --> 00:12:44,470 پسرم 342 00:12:44,470 --> 00:12:46,470 تقلید کنید از کسانی که در پس غیب از خدا می ترسند 343 00:12:46,470 --> 00:12:48,470 او قرمزی را عفو می کند 344 00:12:48,470 --> 00:12:50,470 با شرمندگی 345 00:12:50,470 --> 00:12:52,470 او در دوران جوانی خود را بهبود می بخشد 346 00:12:52,470 --> 00:12:54,470 او نباید آن را به تعویق بیندازد 347 00:12:54,470 --> 00:12:56,470 تا دوران سفیدی مو 348 00:12:56,470 --> 00:12:58,470 و پسرم یاد بده 349 00:12:58,470 --> 00:13:00,470 روزی نیست که منتظرش باشیم 350 00:13:00,470 --> 00:13:02,470 خورشید فقط می پذیرد 351 00:13:02,470 --> 00:13:04,470 جوینده علم خواسته ها و علم خود را دارد 352 00:13:04,470 --> 00:13:06,470 سپس آنها غلبه می کنند 353 00:13:06,470 --> 00:13:08,470 در سینه او غلبه می کند 354 00:13:08,470 --> 00:13:10,470 مناقشه کنندگان 355 00:13:10,470 --> 00:13:12,470 اگر علمش بر خواسته هایش چیره شود 356 00:13:12,470 --> 00:13:14,470 روز او روز گوسفند بود 357 00:13:14,470 --> 00:13:16,470 او 358 00:13:16,470 --> 00:13:18,470 و اگر آرزوهایش غالب شد، علمش 359 00:13:18,470 --> 00:13:20,470 روز او روز از دست دادن بود 360 00:13:20,470 --> 00:13:22,570 روی آن 361 00:13:22,570 --> 00:13:24,570 عبدالرحمن بن جریر به او گفت 362 00:13:24,570 --> 00:13:26,570 او اغلب ما را تشویق می کرد 363 00:13:26,570 --> 00:13:28,570 ممنون ابوحازم 364 00:13:28,570 --> 00:13:30,629 حقیقت شکرگزاری چیست؟ 365 00:13:30,629 --> 00:13:32,629 او به همه اعضا گفت 366 00:13:32,629 --> 00:13:34,629 حق با اعضای ماست 367 00:13:34,629 --> 00:13:36,629 باید از شما تشکر کنیم 368 00:13:36,629 --> 00:13:38,629 عبدالرحمن گفت 369 00:13:38,629 --> 00:13:40,629 چه تشکر از چشم 370 00:13:40,629 --> 00:13:42,629 گفت اگر ببینمش 371 00:13:42,629 --> 00:13:44,629 چه خبر خوبی دادی 372 00:13:44,629 --> 00:13:46,629 و اگر چیز بدی در آن دیدی 373 00:13:46,629 --> 00:13:48,759 ژاکتش 374 00:13:48,759 --> 00:13:50,759 عبدالرحمن گفت 375 00:13:50,759 --> 00:13:52,759 چه تشکر از گوش 376 00:13:52,759 --> 00:13:54,759 گفت اگر در موردش شنیده باشم 377 00:13:54,759 --> 00:13:56,759 آگاهی او چقدر خوب است؟ 378 00:13:56,759 --> 00:13:58,759 و اگر در مورد آن می شنیدم، بد بود 379 00:13:58,759 --> 00:14:06,720 او را دفن کردم. عبدالرحمن گفت: چرا از دستها تشکر کرد؟ گفت نگیر 380 00:14:06,720 --> 00:14:14,019 با آنها چیزی را که ندارید ندارید و حقی را از جانب خدا برای آنها دریغ نکنید. و نمی کشد 381 00:14:14,019 --> 00:14:20,419 ای عبدالرحمن هر که شکرش را به زبانش محدود کند و با او همنشین نشود. 382 00:14:20,419 --> 00:14:27,460 اندام و بدنش. مَثَل او مانند مردی است که جامه ای دارد ولی آن را می گیرد 383 00:14:27,460 --> 00:14:34,299 با لبه خود و آن را نمی پوشند. این نه او را از گرما محافظت می کند و نه از او محافظت می کند 384 00:14:34,299 --> 00:14:42,019 سرد در همان سال، سلمه بن دینار با سپاهیان مسلمانان عازم شد 385 00:14:42,019 --> 00:14:47,379 عازم سرزمین های رومی. او به دنبال جهاد در راه خدا با 386 00:14:47,379 --> 00:14:53,179 مجاهدین. وقتی ارتش به آخرین مرحله سفر رسید 387 00:14:53,179 --> 00:14:59,620 قبل از دیدار با دشمن و جنگیدن، استراحت و آرامش را ترجیح می داد. و دارد 388 00:14:59,620 --> 00:15:05,299 شاهزاده ای از بنی امیه در سپاه بود. پس رسولی نزد پدرم فرستاد 389 00:15:05,299 --> 00:15:12,539 حازم به او می گوید که شاهزاده از تو دعوت می کند که با او صحبت کنی و او را درک کنی. پس نوشت 390 00:15:12,539 --> 00:15:18,620 به شهریار می گوید: ای شهریار من اهل علم را دریافته ام و نیستند 391 00:15:18,620 --> 00:15:24,860 دین را برای مردم دنیا حمل می کنند. فکر نمی کنم شما بخواهید من اولین نفر باشم 392 00:15:24,860 --> 00:15:31,259 او این کار را انجام می دهد. اگر به ما نیاز دارید، به ما مراجعه کنید. درود بر شما 393 00:15:31,259 --> 00:15:37,940 و هر کس با شماست وقتی شاهزاده نامه او را خواند، نزد او رفت و به او سلام کرد 394 00:15:37,940 --> 00:15:45,940 و با او. گفت: ای ابوحازم، آنچه را که برای ما نوشتی رعایت کردیم و بر آن افزودی. 395 00:15:45,940 --> 00:15:53,289 این عزت و افتخار ماست. پس ما را تذکر دادیم و نصیحت کردیم و شما از جانب ما به پاداش نیکی رسیدید 396 00:15:53,289 --> 00:16:00,529 پنالتی ابوحازم شروع به موعظه و تذکر به او کرد. و این از جمله گفته های او بود 397 00:16:00,529 --> 00:16:07,009 به او ببین که دوست داری در آخرت چه چیزی با خود داشته باشی و در دنیا مراقب آن باش 398 00:16:07,009 --> 00:16:13,690 به چیزهایی که از همراه داشتن در آنجا متنفر هستید نگاه کنید و در اینجا از آن خودداری کنید. و من می دانم 399 00:16:13,730 --> 00:16:20,289 ای شاهزاده، اگر باطل از بین برود، آسودگی خواهی یافت. معلولان به سراغ شما می آیند 400 00:16:20,289 --> 00:16:27,450 منافقان دور شما جمع شدند. و اگر خرج کرد حق و امید او داری. بچرخید 401 00:16:27,450 --> 00:16:35,789 افراد خوب و در این راه به شما کمک می کنند. پس آنچه را که دوست دارید را خودتان انتخاب کنید. و وقتی قبول کردم 402 00:16:35,789 --> 00:16:41,870 مرگ بر ابوحازم الاعرج. دوستانش به او گفتند: خودت را چگونه می یابی؟ 403 00:16:41,870 --> 00:16:50,350 پدر حازم. گفت چون از بلایی که در این دنیا به سرمان آمد نجات یافتیم. پس چه چیزی به ما آسیب می رساند؟ 404 00:16:50,350 --> 00:17:09,440 چه چیزی از ما پنهان است؟ سپس آیه شریفه را خواند. حتی تکرارش نکن 405 00:17:09,440 --> 00:17:22,779 یقین به سراغش آمد. من کسی را ندیدم عقل به دهان او نزدیکتر از پدر من است 406 00:17:22,779 --> 00:17:30,869 حازم. عبدالرحمن بن زید. 407 00:17:55,950 --> 00:18:05,950 زندگی خود را پر از غرور به کردارشان کرد و دنیا را به آنها زینت داد