WEBVTT

00:00:01.330 --> 00:00:04.330
توقف کنید

00:00:04.330 --> 00:00:12.179
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:00:12.179 --> 00:00:16.179
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.179 --> 00:00:23.699
من از اصحاب بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:00:23.699 --> 00:00:27.699
از جمله ده بهشت موعود

00:00:27.699 --> 00:00:30.739
پاسخگوی تماس هستم

00:00:30.739 --> 00:00:38.740
پدرم از معدود کسانی است که قبل از بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر اساس توحید زندگی می کرد.

00:00:38.740 --> 00:00:43.960
او از جمله کسانی است که در روز قیامت به صورت امت واحده برانگیخته می شوند

00:00:43.960 --> 00:00:47.960
من اولین امیر دمشق در اسلام هستم

00:00:47.960 --> 00:00:54.990
من از جمله کسانی بودم که با ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه در محاصره آن شرکت کردم.

00:00:54.990 --> 00:00:56.990
وقتی بازش کرد

00:00:56.990 --> 00:00:59.990
من از طرف او مسئول آن هستم

00:00:59.990 --> 00:01:04.019
من در شهر زمین داشتم

00:01:04.019 --> 00:01:08.019
در کنار آن زمینی است متعلق به عروه بنت اویس

00:01:08.019 --> 00:01:12.019
عروه نزد محمد بن عمر بن حزم آمد

00:01:12.019 --> 00:01:16.019
او ادعا کرد که من در زمین او دیوار کشیده ام

00:01:16.019 --> 00:01:22.019
از او خواستم پیش من بیاید و با من صحبت کند تا بتوانم حق او را پس بدهم

00:01:22.019 --> 00:01:24.019
حتی اگر این کار را نکنم

00:01:24.019 --> 00:01:29.019
برای پیامبر در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فریاد بزنند.

00:01:29.019 --> 00:01:34.019
از مروان بن الحکم امیر مدینه شکایت کنید

00:01:34.019 --> 00:01:36.049
به او گفت

00:01:36.049 --> 00:01:41.049
به صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله آسیب نرسانید

00:01:41.049 --> 00:01:46.049
او به شما ظلم نمی کرد و حق شما را نمی گرفت

00:01:46.049 --> 00:01:48.140
پس رفتم بیرون

00:01:48.140 --> 00:01:52.140
عماره بن عمر و عبدالله بن سلام آمدند

00:01:52.140 --> 00:01:56.140
همان طور که به اولی گفت به آنها گفت

00:01:56.140 --> 00:01:58.140
حتی اگر این کار را نکنم

00:01:58.140 --> 00:02:03.140
برای پیامبر در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فریاد بزنند.

00:02:03.140 --> 00:02:07.140
و از فرماندار شهرستان شکایت کنید

00:02:07.140 --> 00:02:12.340
پس بیرون رفت و عقیق را برایم به سرزمینم آورد

00:02:12.340 --> 00:02:16.340
پس به آنها گفتم: من به شما توبه نمی کنم

00:02:16.340 --> 00:02:17.340
او گفت

00:02:17.340 --> 00:02:20.340
عروه بنت اویس نزد ما آمد

00:02:20.340 --> 00:02:24.340
تو ادعا کردی که روی او دیوار کشیدی

00:02:24.340 --> 00:02:27.340
و به خدا قسم اگر از بین نرود

00:02:27.340 --> 00:02:32.340
برای پیامبر در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فریاد بزنند.

00:02:32.340 --> 00:02:36.340
و از فرماندار شهرستان شکایت کنید

00:02:36.340 --> 00:02:40.340
ما دوست داریم به شما مراجعه کنیم و این را به شما یادآوری کنیم

00:02:40.340 --> 00:02:42.400
پس گفتم

00:02:42.400 --> 00:02:45.400
من از زمین او چیزی نخواهم گرفت

00:02:45.400 --> 00:02:50.400
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود

00:02:50.400 --> 00:02:54.400
هر که یک وجب زمین را غیرقانونی بگیرد

00:02:54.400 --> 00:02:58.400
دايره او در روز قيامت از هفت زمين است

00:02:58.400 --> 00:03:03.500
بگذار بیاید و آنچه را که حقش است ببرد

00:03:03.500 --> 00:03:05.620
بعد گفتم

00:03:05.620 --> 00:03:08.620
وای خدا اگه بهم دروغ بگه

00:03:08.620 --> 00:03:12.620
او را نکش تا بینایی اش کور شود

00:03:12.620 --> 00:03:15.620
و جسد خود را در سرزمین خود می گذارد

00:03:15.620 --> 00:03:18.689
برگرد و در موردش بهش بگو

00:03:18.689 --> 00:03:23.710
سپس عروه بنت اویس به سرزمین من آمد

00:03:23.710 --> 00:03:27.710
پس دیوار را خراب کردم و خانه ای ساختم

00:03:27.710 --> 00:03:30.710
پس خداوند دعای مرا برای او مستجاب کرد

00:03:30.710 --> 00:03:34.710
او فقط مدت کوتاهی ماند تا اینکه نابینا شد

00:03:34.710 --> 00:03:38.710
او برای نیازهایش شب ها بیدار می شد

00:03:38.710 --> 00:03:41.710
و یک کنیز دارد که او را رهبری می کند

00:03:41.710 --> 00:03:45.710
یک شب بیدار ماند و کنیز را بیدار نکرد

00:03:45.710 --> 00:03:49.710
او در چاهی در زمین خود افتاد

00:03:49.710 --> 00:03:51.870
پس او مرد

00:03:51.870 --> 00:04:00.300
من کی هستم؟

00:04:00.300 --> 00:04:05.300
پاسخ سعید بن زید بن عمر بن نفیل است

00:04:05.300 --> 00:04:07.300
خداوند از هر دوی آنها راضی باشد

00:04:07.300 --> 00:04:17.660
توقف کنید

00:04:17.660 --> 00:04:25.509
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:04:25.509 --> 00:04:29.509
یک چالش جدید از طرف من

00:04:29.509 --> 00:04:36.230
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:04:36.230 --> 00:04:39.230
از مردم هیمیار یمن

00:04:39.230 --> 00:04:41.230
من اهل فارس هستم

00:04:41.230 --> 00:04:44.230
که توسط خسرو به یمن فرستاده شدند

00:04:44.230 --> 00:04:48.230
حبشه را از آن تبعید کردند و شکست دادند

00:04:48.230 --> 00:04:50.230
من پسر خواهرم نگوس هستم

00:04:50.230 --> 00:04:53.230
و من قاتل شیرهای سیاهم

00:04:53.230 --> 00:04:56.230
چه کسانی در یمن ادعای نبوت کردند

00:04:56.230 --> 00:04:59.189
بعد از بحث خداحافظی

00:04:59.189 --> 00:05:03.189
پیامبر صلی الله علیه و آله بیمار شد

00:05:03.189 --> 00:05:06.189
این خبر در سراسر جزیره پخش شد

00:05:06.189 --> 00:05:09.189
برخی از کسانی که ایمان ضعیفی داشتند مرتد شدند

00:05:09.189 --> 00:05:12.189
برخی از آنها ادعای پیامبری کردند

00:05:12.189 --> 00:05:15.189
از جمله شیرهای انسی در یمن هستند

00:05:15.189 --> 00:05:19.189
او یک جادوگر خوش بیان بود

00:05:19.189 --> 00:05:21.189
او می تواند مردم را متقاعد کند

00:05:21.189 --> 00:05:23.189
با حرفای شیرینش

00:05:23.189 --> 00:05:25.189
و به زور دستش

00:05:25.189 --> 00:05:28.189
تا اینکه خیلی ها دنبالش رفتند

00:05:28.189 --> 00:05:33.350
وقتی خبر به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید

00:05:33.350 --> 00:05:36.350
برای ما در یمن پیام بفرستید

00:05:36.350 --> 00:05:41.350
او ما را ترغیب می کند که این نزاع را در غنچه خفه کنیم

00:05:41.350 --> 00:05:45.350
او به ما دستور می دهد که سیاهی را از بین ببریم

00:05:45.350 --> 00:05:50.480
پس به سرعت دستور پیامبر صلی الله علیه و آله را اجرا کرد

00:05:50.480 --> 00:05:55.480
بنابراین با پسر عمویم آزاد به توافق رسیدم که او را بکشم

00:05:55.480 --> 00:05:59.480
آزاد همسر الاسود الانسی است

00:05:59.480 --> 00:06:02.480
مرد بد اخلاق پس از کشتن شوهرش با او ازدواج کرد

00:06:02.480 --> 00:06:05.480
از او متنفر بود

00:06:05.480 --> 00:06:08.480
پس مخفیانه وارد قصر الاسود الانسی شدم

00:06:08.480 --> 00:06:11.480
آزاد درها را به روی من باز کرد

00:06:11.480 --> 00:06:15.540
وقتی تاریک شد، وارد قصر شدم

00:06:15.540 --> 00:06:20.540
دیدم پسر عمویم دم در اتاقش منتظرم است

00:06:20.540 --> 00:06:25.540
به من اشاره کرد که دشمن خدا اسود الانسی کجا خوابیده است

00:06:25.540 --> 00:06:29.579
پس وارد اتاق شدم و به سمت تختش رفتم

00:06:30.579 --> 00:06:33.579
پس با شمشیر بر گردن او زد

00:06:33.579 --> 00:06:37.610
صدایی مثل ناله کردن گاوها شروع شد

00:06:37.610 --> 00:06:42.769
نگهبانان با شنیدن صدا به داخل اتاق رفتند

00:06:42.769 --> 00:06:44.769
پرسیدند این چیست؟

00:06:44.769 --> 00:06:48.769
پسر عمویم به او گفت: برو.

00:06:48.769 --> 00:06:52.769
این پیامبر خداست که به او وحی می رسد

00:06:52.769 --> 00:06:55.600
پس رفتند

00:06:55.600 --> 00:06:58.600
تا سحر داخل قصر ماندم

00:06:58.600 --> 00:07:01.600
سپس به سمت دیوار قصر رفتم

00:07:01.600 --> 00:07:04.600
پس بر او ایستادم و اذان را بلند کردم

00:07:04.600 --> 00:07:09.600
تا اینکه شهادت دادم که محمد رسول الله است

00:07:09.600 --> 00:07:15.660
سپس گفتم: شهادت می دهم که اسود الانسی دروغگو است.

00:07:15.660 --> 00:07:18.660
وقتی مسلمانان صدای اذان را شنیدند

00:07:18.660 --> 00:07:20.660
از هر طرف آمدند

00:07:20.660 --> 00:07:23.660
نگهبانان با آنها مقابله کردند

00:07:23.660 --> 00:07:26.660
پس سر شیر سیاه را به طرف آنها پرتاب کردم

00:07:26.660 --> 00:07:28.660
پس عقب نشینی کردند

00:07:28.660 --> 00:07:31.459
و در شهر

00:07:31.459 --> 00:07:35.459
این خبر به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید

00:07:35.459 --> 00:07:37.459
از آسمان

00:07:37.459 --> 00:07:39.459
پس بیرون رفت و مردم را موعظه کرد

00:07:39.459 --> 00:07:41.459
و او گفت

00:07:41.459 --> 00:07:44.459
الاسود الانسی دیروز کشته شد

00:07:44.459 --> 00:07:46.459
مرد مبارکی او را کشت

00:07:46.459 --> 00:07:49.459
از اهل بیت مبارک

00:07:49.459 --> 00:07:51.939
من کی هستم؟

00:07:51.939 --> 00:08:00.569
پاسخ

00:08:00.569 --> 00:08:02.569
فیروز الدیلمی

00:08:02.569 --> 00:08:04.569
خداوند از او راضی باشد

00:08:04.569 --> 00:08:15.819
توقف کنید

00:08:15.819 --> 00:08:20.819
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:08:20.819 --> 00:08:26.699
چالش جدید

00:08:26.699 --> 00:08:31.220
من کی هستم؟

00:08:31.220 --> 00:08:36.220
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از انصار هستم

00:08:36.220 --> 00:08:39.259
شاهد دومین بیعت عقبه بود

00:08:39.259 --> 00:08:41.259
اما بیست سال

00:08:41.259 --> 00:08:47.350
من شاهد بدر و همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:08:47.350 --> 00:08:50.350
و در جنگ بزرگ بدر

00:08:50.350 --> 00:08:54.350
پرچم مشرکان را از دستشان ربودند

00:08:54.350 --> 00:08:57.350
عباس بن عبدالمطلب اسیر شد

00:08:57.350 --> 00:08:59.350
و من مردی کوتاه قد بودم

00:08:59.350 --> 00:09:03.350
العباس مردی بزرگ و بلند قد است

00:09:03.350 --> 00:09:07.350
پیامبر صلی الله علیه و آله به من فرمود

00:09:07.350 --> 00:09:11.340
باشد که یک پادشاه سخاوتمند به شما کمک کند

00:09:11.340 --> 00:09:13.340
من یک روحانی داشتم

00:09:13.340 --> 00:09:15.340
بنابراین در خانه اش از او پرسیدم

00:09:15.340 --> 00:09:18.340
بنابراین او دیر آمد پیش من

00:09:18.340 --> 00:09:20.340
به کنیز گفت

00:09:20.340 --> 00:09:23.340
بهش بگو که اینجا نیست

00:09:23.340 --> 00:09:25.340
پس صدایش را شنیدم

00:09:25.340 --> 00:09:27.340
پس گفتم برو بیرون

00:09:27.340 --> 00:09:29.340
صداتو شنیدم

00:09:29.340 --> 00:09:31.340
بنابراین او به سمت من آمد

00:09:31.340 --> 00:09:35.340
گفتم: چه شد که تو را به کاری که کردی؟

00:09:35.340 --> 00:09:38.340
گفت اگر شرمنده تو هستم

00:09:38.340 --> 00:09:41.409
تو در حالی که ورشکسته بودم به سراغ من آمدی

00:09:41.409 --> 00:09:46.409
پس گفتم: به خدا قسم که معسر هستی.

00:09:46.409 --> 00:09:50.470
خداوند فرمود: من معسر هستم.

00:09:50.470 --> 00:09:55.470
پس گفتم: پسر، صحیفه الدین را به من نشان بده

00:09:55.470 --> 00:09:58.470
پس گرفتم و پاکش کردم

00:09:58.470 --> 00:10:01.470
بعد به آن مرد گفتم برو

00:10:01.470 --> 00:10:04.539
شما هر چه بدهی دارید

00:10:04.539 --> 00:10:09.539
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود

00:10:09.539 --> 00:10:12.539
هر که ورشکسته را ببیند یا او را بدهکار کند

00:10:12.539 --> 00:10:16.539
روز قیامت در سایه خدا بود

00:10:16.539 --> 00:10:19.539
یا در عنایت خداوند متعال

00:10:19.539 --> 00:10:22.370
و یک روز

00:10:22.370 --> 00:10:25.370
خانمی آمد تا از من خرما بخرد

00:10:25.370 --> 00:10:27.370
من آن را دوست داشتم

00:10:27.370 --> 00:10:29.370
پس بهش گفتم

00:10:29.370 --> 00:10:32.370
در خانه خرماهای بهتر از این وجود دارد

00:10:32.370 --> 00:10:34.370
بنابراین وارد خانه شدم

00:10:34.370 --> 00:10:37.370
من عاشقش شدم و بوسیدمش

00:10:37.370 --> 00:10:39.500
بعد پشیمان شدم

00:10:39.500 --> 00:10:43.500
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم

00:10:43.500 --> 00:10:45.500
بنابراین من آن را به او اشاره کردم

00:10:45.500 --> 00:10:48.620
پس او رضی الله عنه مرا ملامت کرد

00:10:48.620 --> 00:10:56.620
گفت: باعث شدم یک رزمنده برای رضای خدا در بین خانواده اش اینطور باشد

00:10:56.620 --> 00:11:01.850
حتی آرزو می کردم تا آن لحظه مسلمان نشده بودم

00:11:01.850 --> 00:11:05.850
و حتی گمان کردم که من از اهل جهنم هستم

00:11:05.850 --> 00:11:10.009
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله در زد

00:11:10.009 --> 00:11:12.009
و خداوند به او الهام کرد

00:11:12.009 --> 00:11:20.460
و دو قسمت از روز و دو جزء شب را نماز بخوان

00:11:20.460 --> 00:11:26.100
اعمال خوب، اعمال بد را از بین می برد

00:11:26.100 --> 00:11:31.509
این تذکری است برای کسانی که به یاد دارند

00:11:31.509 --> 00:11:35.509
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا صدا زد

00:11:35.509 --> 00:11:37.509
بنابراین او آن را برای من خواند

00:11:37.509 --> 00:11:40.509
من با او بسیار خوشحال بودم

00:11:40.509 --> 00:11:41.509
و من گفتم

00:11:41.509 --> 00:11:43.509
ای رسول خدا

00:11:43.509 --> 00:11:47.509
برای کسی خاص یا برای مردم به طور کلی؟

00:11:47.509 --> 00:11:48.509
و او گفت

00:11:48.509 --> 00:11:51.509
اما برای مردم به طور کلی

00:11:51.509 --> 00:11:55.500
و شما مدت زیادی زندگی کرده اید

00:11:55.500 --> 00:12:00.500
روز صفین را نزد علی بن ابی طالب رضی الله عنه شاهد بودم

00:12:00.500 --> 00:12:05.500
من آخرین نفری از صحابه بودم که از دنیا رفتم و شاهد بدر بودم

00:12:05.500 --> 00:12:07.629
من کی هستم؟

00:12:07.629 --> 00:12:17.700
جواب ابواليسر است

00:12:17.700 --> 00:12:21.700
کعب بن عمر الانصار رضی الله عنه

00:12:21.700 --> 00:12:30.940
توقف کنید

00:12:30.940 --> 00:12:34.940
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:12:34.940 --> 00:12:40.889
چالش جدید

00:12:40.889 --> 00:12:42.889
من کی هستم؟

00:12:42.889 --> 00:12:48.899
من از اصحاب انصار هستم

00:12:48.899 --> 00:12:51.899
در هجده سالگی مسلمان شدم

00:12:51.899 --> 00:12:54.960
شاهد دومین بیعت عقبه بود

00:12:54.960 --> 00:12:56.960
من یک جوان یاغی هستم

00:12:56.960 --> 00:13:00.090
من موی صورتم ندارم

00:13:00.090 --> 00:13:05.090
من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:13:05.090 --> 00:13:10.090
فقیه و حافظ قرآن شدم

00:13:10.090 --> 00:13:17.090
پیامبر صلی الله علیه و آله حتی به اصحاب خود توصیه می کرد که قرآن را از من بیاموزند.

00:13:17.090 --> 00:13:22.090
مرا به حلال و حرام داناترین مردم امت معرفی کرد

00:13:22.090 --> 00:13:24.090
در مورد من هم گفت

00:13:24.090 --> 00:13:28.090
در روز قیامت به محضر علما خواهم آمد

00:13:28.090 --> 00:13:31.090
بین من و آنها سازش وجود دارد

00:13:31.090 --> 00:13:33.220
هر پرتاب دارت

00:13:33.220 --> 00:13:40.220
اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا به ابراهیم علیه السلام تشبیه کردند.

00:13:40.220 --> 00:13:46.220
زیرا ابراهیم خلیل علیه السلام امتی مطیع خدا بود

00:13:46.220 --> 00:13:51.220
یعنی مطیع خدا و معلم نیکی به مردم

00:13:51.220 --> 00:13:53.220
و من هم بودم

00:13:53.220 --> 00:14:00.210
پیامبر صلی الله علیه و آله یک بار دست مرا گرفت و فرمود

00:14:00.210 --> 00:14:03.210
قسم می خورم که دوستت دارم

00:14:03.210 --> 00:14:08.210
پس گفتم: به خدا سوگند من تو را دوست دارم ای رسول خدا.

00:14:08.210 --> 00:14:15.240
فرمود: توصیه می کنم بعد از هر نماز وقت را از دست ندهید.

00:14:15.240 --> 00:14:21.909
خدایا کمکم کن تا یادت کنم و شکرت کنم و عبادت کنم

00:14:21.909 --> 00:14:26.909
زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مکه را فتح کرد

00:14:26.909 --> 00:14:28.909
مرا در آن نگه دار

00:14:28.909 --> 00:14:32.909
من به آنها قرآن می آموزم و دین را به آنها می فهمانم

00:14:32.909 --> 00:14:38.980
قبل از مرگش رضی الله عنه مرا به یمن فرستاد

00:14:38.980 --> 00:14:43.980
او با من بیرون رفت، با من خداحافظی کرد و در حالی که سوار بودم، مرا نصیحت کرد

00:14:43.980 --> 00:14:49.980
و رسول خدا صلی الله علیه و آله زیر شتر من راه می رود

00:14:49.980 --> 00:14:56.980
وقتی حرفش تمام شد، گفت: شاید بعد از این سال مرا ملاقات نکنی.

00:14:56.980 --> 00:15:00.980
شاید بتوانی از کنار مسجد و قبر من بگذری

00:15:00.980 --> 00:15:06.980
پس از غم فراق از رسول خدا صلی الله علیه و آله گریه کردم.

00:15:06.980 --> 00:15:13.940
هنگامی که ابوعبیده رضی الله عنه به طاعون عماوس مبتلا شد.

00:15:13.940 --> 00:15:15.940
ما در فتوحات شام هستیم

00:15:15.940 --> 00:15:19.940
ایام خلافت عمر بن الخطاب رضی الله عنه

00:15:19.940 --> 00:15:22.940
مرا جانشین خود بر مردم قرار ده

00:15:22.940 --> 00:15:24.940
و مردم به من گفتند

00:15:24.940 --> 00:15:28.940
از خدا می خواهم که این شرم را از سر ما بزداید

00:15:28.940 --> 00:15:32.940
گفتم بورگ نیست

00:15:32.940 --> 00:15:35.940
اما این دعوت پیامبر شماست

00:15:35.940 --> 00:15:38.940
و مرگ صالحان پیش روی شماست

00:15:38.940 --> 00:15:44.940
و شهادتی که خداوند از میان شما هر که را بخواهد برمی گزیند

00:15:44.940 --> 00:15:47.129
بعد گفتم

00:15:47.129 --> 00:15:52.129
خدایا سهم خانواده ام را از آن بیشترین سهم را قرار بده

00:15:52.129 --> 00:15:54.129
بنابراین من به همسران و پسرانم چاقو زدم

00:15:54.129 --> 00:15:57.129
همه آنها مردند

00:15:57.129 --> 00:15:59.129
و به انگشت شستم ضربه زدم

00:15:59.129 --> 00:16:01.129
پس شروع کردم به گفتن

00:16:01.129 --> 00:16:05.220
من دوست ندارم سعادت قرمز داشته باشم

00:16:05.220 --> 00:16:10.259
وای خدا کوچولو هست پس بهش رحم کن

00:16:10.259 --> 00:16:12.259
پس خدا جوابم را داد

00:16:12.259 --> 00:16:15.259
آرزوی من بود

00:16:15.259 --> 00:16:18.179
و وقتی بمیرم

00:16:18.179 --> 00:16:22.220
به آسمان نگاه کردم و گفتم

00:16:22.220 --> 00:16:25.220
وای خدا ازت ترسیدم

00:16:25.220 --> 00:16:28.220
اما امروز به شما التماس می کنم

00:16:28.220 --> 00:16:36.379
خدایا تو می دانی که من دنیا و ماندن طولانی در آن را برای کاشتن درخت دوست نداشتم

00:16:36.379 --> 00:16:39.379
و رودخانه ها جاری می شوند

00:16:39.379 --> 00:16:43.379
اما برای ساعات گرم و نماز شب

00:16:43.379 --> 00:16:47.379
و ازدحام علما هنگام تراشیدن آلت

00:16:47.379 --> 00:16:54.470
خدایا جانم را با آنچه از روح مؤمن می پذیری بپذیر

00:16:54.470 --> 00:16:59.629
سپس روح من از خانواده ام فرار کرد

00:16:59.629 --> 00:17:01.629
دعوت به سوی خدا

00:17:01.629 --> 00:17:04.759
مجاهد به خاطر او

00:17:04.759 --> 00:17:13.769
من کی هستم؟

00:17:13.769 --> 00:17:14.769
پاسخ

00:17:14.769 --> 00:17:18.769
معاذ بن جبل رضی الله عنه

00:17:18.769 --> 00:17:29.960
توقف کنید

00:17:29.960 --> 00:17:33.960
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:17:33.960 --> 00:17:44.269
یک چالش جدید از طرف من

00:17:44.269 --> 00:17:48.269
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:17:48.269 --> 00:17:50.269
از انصار

00:17:50.269 --> 00:17:51.269
من مسلمان شدم

00:17:51.269 --> 00:17:56.269
من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:17:56.269 --> 00:17:58.339
در روز بدر

00:17:58.339 --> 00:18:00.339
من با مسلمانان بیرون رفتم

00:18:00.339 --> 00:18:03.339
در راه سنگی به من اصابت کرد

00:18:03.339 --> 00:18:05.339
پس پایم شکست

00:18:05.339 --> 00:18:09.339
رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا به مدینه برگرداند

00:18:09.339 --> 00:18:11.339
با یک تیر به من زد

00:18:11.339 --> 00:18:14.339
من مثل کسی بودم که شاهدش بودم

00:18:14.339 --> 00:18:18.529
برادرم عبدالله بن جبیر رضی الله عنه است

00:18:18.529 --> 00:18:21.529
شاهزاده رامت در روز یکشنبه

00:18:23.420 --> 00:18:27.420
قبل از اینکه مسلمان شوم، شاعری فصیح بودم

00:18:27.420 --> 00:18:31.420
من عاشق معاشقه با زنان و نگهداری از آنها هستم

00:18:31.420 --> 00:18:33.490
و بعد از اسلام

00:18:33.490 --> 00:18:37.490
من با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به سفر بیرون رفتم

00:18:37.490 --> 00:18:40.490
بنابراین در خانه ای ماندیم

00:18:40.490 --> 00:18:42.490
پس چادرم را ترک کردم

00:18:42.490 --> 00:18:45.490
بنابراین اگر من یک زن صحبت می کنم

00:18:45.490 --> 00:18:47.490
من آن را دوست داشتم

00:18:47.490 --> 00:18:49.490
پس به چادر برگشتم

00:18:49.490 --> 00:18:51.490
بنابراین او وسایل مرا گرفت

00:18:51.490 --> 00:18:54.490
بنابراین من یک کت و شلوار زیبا از او استخراج کردم

00:18:54.490 --> 00:18:56.490
بنابراین من آن را پوشیدم

00:18:56.490 --> 00:18:59.710
آمدم کنارشان نشستم

00:18:59.710 --> 00:19:03.710
رسول خدا صلی الله علیه و آله از خیمه خارج شد

00:19:03.710 --> 00:19:06.710
مرا دید و شناخت

00:19:06.710 --> 00:19:08.710
او به من گفت

00:19:08.710 --> 00:19:12.710
اباعبدالله چرا با آنها می نشینی؟

00:19:12.710 --> 00:19:16.710
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم

00:19:16.710 --> 00:19:18.710
او متحیر و گیج شده بود

00:19:18.710 --> 00:19:20.710
پس گفتم

00:19:20.710 --> 00:19:22.710
رسول خدا

00:19:22.710 --> 00:19:24.710
جمله ام منحرف شد

00:19:24.710 --> 00:19:26.970
من به دنبال او هستم

00:19:26.970 --> 00:19:29.970
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رهسپار شد

00:19:29.970 --> 00:19:31.970
و من دنبالش رفتم

00:19:31.970 --> 00:19:34.970
پس حاجت خود را برآورده و وضو گرفت

00:19:34.970 --> 00:19:38.970
پس آمد و آب از ریشش روی سینه اش جاری شد

00:19:38.970 --> 00:19:41.059
و او گفت

00:19:41.059 --> 00:19:43.059
اباعبدالله

00:19:43.059 --> 00:19:46.099
شتر سرگردان شما چه کرد؟

00:19:46.099 --> 00:19:49.220
از شرم سرم را پایین انداختم

00:19:49.220 --> 00:19:51.220
بعد رفتیم

00:19:51.220 --> 00:19:55.220
پس مرا در حال راه رفتن ندید مگر اینکه گفت

00:19:55.220 --> 00:19:58.220
السلام علیک یا اباعبدالله

00:19:58.220 --> 00:20:01.220
آن شتر سرگردان چه کرد؟

00:20:01.220 --> 00:20:06.450
وقتی از او رضی الله عنه دیدم

00:20:06.450 --> 00:20:08.450
زندگی صاحب من است

00:20:08.450 --> 00:20:11.450
پس با عجله به شهر رفتم

00:20:11.450 --> 00:20:17.509
از مسجد و همنشینی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پرهیز کردم

00:20:17.509 --> 00:20:19.509
وقتی این را گفت

00:20:19.509 --> 00:20:22.509
ساعت عزلت فرا رسیده است

00:20:22.509 --> 00:20:25.509
پس به مسجد آمدم و به نماز ایستادم

00:20:25.509 --> 00:20:31.579
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ناگهان از اتاقش بیرون آمد

00:20:31.579 --> 00:20:33.579
پس وارد مسجد شد

00:20:33.579 --> 00:20:36.579
دو رکعت نماز سبک خواند

00:20:36.579 --> 00:20:38.579
و دعای من طولانی شد

00:20:38.579 --> 00:20:42.700
لطفا برو و مرا رها کن

00:20:42.700 --> 00:20:43.700
و او گفت

00:20:43.700 --> 00:20:47.700
قد اباعبدالله به اندازه ای که می خواهی باشد

00:20:47.700 --> 00:20:51.700
تا زمانی که کار را تمام نکنید نمی ایستید

00:20:51.700 --> 00:20:53.900
پس با خودم گفتم

00:20:53.900 --> 00:20:58.900
به خدا قسم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عذرخواهی می کنم

00:20:58.900 --> 00:21:01.900
و در حد دلش

00:21:01.900 --> 00:21:05.960
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:21:05.960 --> 00:21:08.960
السلام علیک یا اباعبدالله

00:21:08.960 --> 00:21:11.960
آن شتر سرگردان چه کرد؟

00:21:11.960 --> 00:21:16.059
گفتم: سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد.

00:21:16.059 --> 00:21:20.089
از زمانی که اسلام آوردم هیچ شتری از من دور نشده است

00:21:20.089 --> 00:21:25.220
پیامبر صلی الله علیه و آله به من لبخند زد

00:21:25.220 --> 00:21:29.220
گفت خدا رحمتت کند

00:21:29.220 --> 00:21:34.500
بعد از آن دیگر به هیچ چیز مربوط به زنان برنگشتم

00:21:34.500 --> 00:21:36.980
من کی هستم؟

00:21:36.980 --> 00:21:45.289
پاسخ

00:21:45.289 --> 00:21:47.380
خوات بن جبیر

00:21:47.380 --> 00:21:49.380
خداوند از او راضی باشد

00:21:49.380 --> 00:21:59.539
توقف کنید

00:21:59.539 --> 00:22:00.539
توقف کنید

00:22:00.539 --> 00:22:05.539
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:22:05.539 --> 00:22:10.420
چالش جدید

00:22:10.420 --> 00:22:12.420
من کی هستم؟

00:22:12.420 --> 00:22:17.890
من از اصحاب ارجمند هستم

00:22:17.890 --> 00:22:21.890
داماد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:22:21.890 --> 00:22:25.920
من شوهر دخترش زینب رضی الله عنه هستم

00:22:25.920 --> 00:22:27.920
من در مقابل او پدر هستم

00:22:28.920 --> 00:22:33.920
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن را در نماز خود حمل می کرد

00:22:33.920 --> 00:22:40.210
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا به احسان خود ستود

00:22:40.210 --> 00:22:44.369
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله مبعوث شد

00:22:44.369 --> 00:22:47.369
دیر دنبالش شدم

00:22:47.369 --> 00:22:50.369
در دین قریش ماندم

00:22:50.369 --> 00:22:52.369
او به من گفت: برخیز.

00:22:52.369 --> 00:22:55.369
دوستت بنت محمد را رها کن

00:22:55.369 --> 00:23:00.369
ما تو را با هر زنی از قریش که بخواهی ازدواج می کنیم

00:23:00.369 --> 00:23:02.369
بنابراین به آنها گفتم

00:23:02.369 --> 00:23:06.369
نه به خدا دوستم را ترک نمی کنم

00:23:06.369 --> 00:23:12.420
من دوست ندارم زنی از قریش همسرم باشد

00:23:12.420 --> 00:23:16.420
من در جنگ بدر با مشرکان شرکت کردم

00:23:16.420 --> 00:23:19.420
او به اسارت مسلمانان افتاد

00:23:19.420 --> 00:23:23.460
پس مردم مکه برای اسیران خود فدیه فرستادند

00:23:23.460 --> 00:23:28.460
همسرم زینب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله را فرستادم.

00:23:28.460 --> 00:23:31.460
با پول باج من

00:23:31.460 --> 00:23:34.460
گردنبندش را با او فرستاد

00:23:34.460 --> 00:23:37.460
مادرش خدیجه بود که خدا از او راضی باشد

00:23:37.460 --> 00:23:39.460
آوردمش روی خودم

00:23:39.460 --> 00:23:44.740
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله گردنبند را دید

00:23:44.740 --> 00:23:47.740
او با او بسیار مهربان بود

00:23:47.740 --> 00:23:49.779
و او گفت

00:23:49.779 --> 00:23:54.779
زینب این پول را برای باج دادن به شوهرش فرستاد

00:23:54.779 --> 00:23:58.779
اگر تصمیم بگیرید که زندانی او را آزاد کنید

00:23:58.779 --> 00:24:00.779
و پولش را پس بده

00:24:00.779 --> 00:24:02.779
پس انجامش بده

00:24:02.779 --> 00:24:04.779
صحابه گفتند

00:24:04.779 --> 00:24:08.779
آری و نعمتی است یا رسول الله

00:24:08.779 --> 00:24:12.970
پیامبر صلی الله علیه و آله شرط کرد

00:24:12.970 --> 00:24:17.970
دخترش زینب را بدون معطلی نزد او بفرستد

00:24:17.970 --> 00:24:19.970
پس من به او این قول را دادم

00:24:19.970 --> 00:24:21.970
به سختی به مکه رسیده بودم

00:24:21.970 --> 00:24:25.970
تا اینکه ابتکار عمل را به دست گرفت تا به قول او عمل کند

00:24:25.970 --> 00:24:29.970
پس به زینب دستور دادم که برای پیوستن به پدرش آماده شود

00:24:29.970 --> 00:24:33.970
با شدت عشقی که بهش داشتم ترکش کردم

00:24:33.970 --> 00:24:37.099
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:24:37.099 --> 00:24:40.099
بگو و باور کن

00:24:40.099 --> 00:24:43.900
به من قول داد و عمل کرد

00:24:43.900 --> 00:24:46.900
و چون قبل از فتح بود

00:24:46.900 --> 00:24:52.900
من امیدوار بودم که با پول خودم و پول زیادی برای قریش به شام معامله کنم

00:24:52.900 --> 00:24:54.900
وقتی برگشتم

00:24:54.900 --> 00:24:57.900
مرا برای مسلمانان رازی یافتی

00:24:57.900 --> 00:25:00.900
آن‌چه در کاروان با من بود مجروح شدند

00:25:00.900 --> 00:25:02.900
بنابراین من توانستم از دست آنها فرار کنم

00:25:02.900 --> 00:25:06.900
پس آنچه را که یافته بودند به شهر آوردند

00:25:06.900 --> 00:25:09.900
و به جلد شب رسیدم

00:25:09.900 --> 00:25:13.900
تا اینکه بر زینب رضی الله عنه وارد شدم

00:25:13.900 --> 00:25:16.930
او آن را اجاره کرد و به من اجاره داد

00:25:16.930 --> 00:25:21.930
زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله از این موضوع مطلع شد

00:25:21.930 --> 00:25:25.930
او به سوی نیروهای مخفی که به مالی حمله کردند فرستاد

00:25:25.930 --> 00:25:27.930
به آنها گفت

00:25:27.930 --> 00:25:31.930
همانطور که شما آموختید این مرد یکی از ماست

00:25:31.930 --> 00:25:34.930
شما از او پول دریافت کرده اید

00:25:34.930 --> 00:25:37.930
اگر بهبود پیدا کنند، آن را برمی گردانید

00:25:37.930 --> 00:25:39.930
ما آن را دوست داریم

00:25:39.930 --> 00:25:41.930
حتی اگر امتناع کنید

00:25:42.930 --> 00:25:44.930
و گفتند

00:25:44.930 --> 00:25:48.059
بلکه باز می گردانیم یا رسول الله

00:25:48.059 --> 00:25:50.059
همه را برگردانید

00:25:50.059 --> 00:25:54.089
پس او را گرفتم و به مکه بردم

00:25:54.089 --> 00:25:57.089
پس پولش را به همه دادم

00:25:57.089 --> 00:25:59.089
بعد گفتم

00:25:59.089 --> 00:26:01.089
ای مردم قریش!

00:26:01.089 --> 00:26:05.089
آیا هیچ کدام از شما چیزی برای من باقی مانده است؟

00:26:05.089 --> 00:26:07.089
گفتند نه

00:26:07.089 --> 00:26:10.089
ما شما را وفادار و سخاوتمند یافتیم

00:26:11.089 --> 00:26:13.180
پس گفتم

00:26:13.180 --> 00:26:17.180
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست

00:26:17.180 --> 00:26:21.180
و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست

00:26:21.180 --> 00:26:24.220
به خدا چه چیزی مرا از اسلام آوردن با او باز داشت

00:26:24.220 --> 00:26:26.220
جز ترس از اینکه فکر کنی

00:26:26.220 --> 00:26:30.220
من فقط می خواستم پول تو را بخورم

00:26:30.220 --> 00:26:35.539
سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم

00:26:35.539 --> 00:26:37.539
تفسیر اسلامی کنید

00:26:38.539 --> 00:26:41.539
علی زینب رضی الله عنه پاسخ داد

00:26:41.539 --> 00:26:44.539
در ازدواج اول

00:26:44.539 --> 00:26:46.789
من کی هستم؟

00:26:46.789 --> 00:26:55.670
پاسخ

00:26:55.670 --> 00:26:57.670
ابو العاص بن الربیع

00:26:57.670 --> 00:26:59.670
خداوند از او راضی باشد

00:26:59.670 --> 00:27:10.539
توقف کنید

00:27:10.539 --> 00:27:15.539
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:27:15.539 --> 00:27:21.420
چالش جدید

00:27:21.420 --> 00:27:23.420
من کی هستم؟

00:27:23.420 --> 00:27:30.039
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:27:30.039 --> 00:27:32.200
از غفار

00:27:32.200 --> 00:27:37.200
من بعد از ورود پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه اسلام آوردم

00:27:37.200 --> 00:27:40.230
پس من شاهد کسی بودم که با او بود

00:27:40.230 --> 00:27:43.230
آن روز تیری به گلویم زدم

00:27:43.230 --> 00:27:47.230
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم

00:27:47.230 --> 00:27:50.230
به جایی که پیکان بود تف کرد

00:27:50.230 --> 00:27:51.230
پس تبرئه شدم

00:27:51.230 --> 00:27:54.390
پس آن را المنحور نامیدند

00:27:54.390 --> 00:27:59.390
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دو بار مرا به جانشینی خود در مدینه منصوب کرد

00:27:59.390 --> 00:28:02.390
یک بار در زندگی

00:28:02.390 --> 00:28:05.390
و یک بار در سال فتح

00:28:05.390 --> 00:28:07.390
من شاهد بیعت رضوان بودم

00:28:07.390 --> 00:28:11.319
زیر درخت بیعت کردم

00:28:11.319 --> 00:28:16.319
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله می خواست به تبوک برود

00:28:16.319 --> 00:28:18.319
مرا نزد قومم فرستاد، غفار

00:28:18.319 --> 00:28:21.319
من از آنها می خواهم که او را دنبال کنند

00:28:21.319 --> 00:28:24.480
و با دشمنشان در تبوک ملاقات کردند

00:28:24.480 --> 00:28:26.480
پس در خانه هایشان نزد آنها آمدم

00:28:26.480 --> 00:28:31.480
فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها رسید

00:28:31.480 --> 00:28:33.480
به آنها اصرار کردم که بیرون بیایند

00:28:33.480 --> 00:28:35.480
پس با من فرار کردند

00:28:35.480 --> 00:28:39.480
تبوک شاهد گروه زیادی از آنها بود

00:28:39.480 --> 00:28:44.670
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله در راه بازگشت بود

00:28:44.670 --> 00:28:46.670
شب با ما قدم زد

00:28:46.670 --> 00:28:49.670
نزدیکش رفتم

00:28:49.670 --> 00:28:51.670
پس، نیزه را بر من پرتاب کن

00:28:51.670 --> 00:28:55.670
بنابراین در حالی که روی کوه بودم خوابم برد

00:28:55.670 --> 00:28:57.670
سپس بیدار می شوم

00:28:57.670 --> 00:29:02.670
من شتر خود را از شتر او که درود خدا بر او باد

00:29:02.670 --> 00:29:04.670
نزدیکی او به او مرا می ترساند

00:29:04.670 --> 00:29:08.670
بیم آن که مبادا مجروح شود رضی الله عنه

00:29:08.670 --> 00:29:11.740
بنابراین من از او دور می شوم

00:29:11.740 --> 00:29:15.740
تا اینکه یک شب چشمانم از من خسته شد

00:29:15.740 --> 00:29:18.740
صندل های ضخیم روی من بود

00:29:18.740 --> 00:29:23.740
شتر من شتر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را ازدحام کرد.

00:29:23.740 --> 00:29:29.740
نوک کفشم به پای رسول خدا صلی الله علیه و آله افتاد.

00:29:29.740 --> 00:29:31.769
بنابراین به او آسیب رساند

00:29:31.769 --> 00:29:34.769
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:29:34.769 --> 00:29:38.769
حس میکنم پای آخرت درد میکنه

00:29:38.769 --> 00:29:40.769
با شلاق به پایم زد

00:29:40.769 --> 00:29:42.829
پس گفتم

00:29:42.829 --> 00:29:45.829
برای من آمرزش بخواه ای رسول خدا

00:29:45.829 --> 00:29:47.829
من به کاری که انجام دادی اهمیت می دهم

00:29:47.829 --> 00:29:50.829
ترسیدم که قرآن بر من نازل شود

00:29:50.829 --> 00:29:53.829
برای بیشتر کارهایی که انجام داده اید

00:29:53.829 --> 00:29:55.829
وقتی شدیم

00:29:55.829 --> 00:29:59.829
رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا خواست

00:29:59.829 --> 00:30:03.829
در حالی که با ترس منتظر بودم به سمتش آمدم

00:30:03.829 --> 00:30:06.829
او رضی الله عنه به من گفت

00:30:06.829 --> 00:30:10.829
دیروز با پایت به من صدمه زدی

00:30:10.829 --> 00:30:13.829
پس با تازیانه زدم و به دردت خورد

00:30:13.829 --> 00:30:15.900
ران این گوسفند

00:30:15.900 --> 00:30:17.900
به جای اینکه من تو را بزنم

00:30:17.900 --> 00:30:23.019
در چهره او رضوان الله تعالی علیه دیدم

00:30:23.019 --> 00:30:26.089
به خدا قسم او از من راضی است

00:30:26.089 --> 00:30:30.089
او برای من از دنیا و هر چه در آن بود عزیزتر بود

00:30:30.089 --> 00:30:32.630
من کی هستم؟

00:30:32.630 --> 00:30:41.259
پاسخ

00:30:41.259 --> 00:30:43.259
ابورحمن الغفار

00:30:43.259 --> 00:30:45.259
کلثوم بن الحسین

00:30:45.259 --> 00:30:47.259
خداوند از او راضی باشد

00:30:47.259 --> 00:30:54.279
توقف کنید

00:30:54.279 --> 00:30:56.380
توقف کنید

00:30:56.380 --> 00:31:00.380
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:31:00.380 --> 00:31:06.259
چالش جدید

00:31:06.259 --> 00:31:10.910
من کی هستم؟

00:31:10.910 --> 00:31:14.910
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:31:14.910 --> 00:31:18.069
بعد از فتح مکه اسلام آوردم

00:31:18.069 --> 00:31:21.069
من شاعری فصیح بودم

00:31:21.069 --> 00:31:23.069
و یک شوالیه شجاع

00:31:23.069 --> 00:31:26.069
یکی از سرسخت ترین و قدرتمندترین جنگجویان

00:31:26.069 --> 00:31:29.069
و عاشق جنگ

00:31:29.069 --> 00:31:32.069
ذکر نامم در میدان جنگ کافی بود

00:31:32.069 --> 00:31:36.230
ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان

00:31:36.230 --> 00:31:39.230
من رهبر محترم مردمم بودم

00:31:39.230 --> 00:31:41.230
ثروت گسترده

00:31:41.230 --> 00:31:43.230
هزار شتر داشتم

00:31:43.230 --> 00:31:46.230
و مادیانی از اسب عرب

00:31:46.230 --> 00:31:48.230
نام او مرکب است

00:31:48.230 --> 00:31:51.299
بنابراین من همه آن را ترک کردم

00:31:51.299 --> 00:31:55.299
او با پیامبر صلی الله علیه و آله همراهی کرد

00:31:55.299 --> 00:31:57.299
پس برای من دعا کرد

00:31:57.299 --> 00:32:01.160
آیا معامله من را از دست نمی دهید؟

00:32:01.160 --> 00:32:04.160
وقتی تولیحه بن خویلد مرتد شد

00:32:04.160 --> 00:32:07.160
مردم عادی بنی اسد از او پیروی کردند

00:32:07.160 --> 00:32:11.160
پیامبر صلی الله علیه و آله مرا به سوی خود راهنمایی کرد

00:32:11.160 --> 00:32:14.160
تا او را ملاقات کند و وسوسه اش را وعده دهد

00:32:14.160 --> 00:32:17.160
پس آماده شدم تا نزد او بروم

00:32:17.160 --> 00:32:20.160
وقتی قرار بود با طلیحه مسابقه بدم

00:32:20.160 --> 00:32:25.160
خبر رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله به من رسید

00:32:25.160 --> 00:32:28.960
من و کسانی که همراهم بودند به شهر برگشتیم

00:32:28.960 --> 00:32:32.960
وقتی خلیفه ابوبکر رضی الله عنه آماده شد

00:32:32.960 --> 00:32:34.960
ارتش برای مبارزه با مرتدان

00:32:34.960 --> 00:32:39.960
پرچم را خالد بن الولد رضی الله عنه در دست داشت

00:32:39.960 --> 00:32:42.960
به او دستور داد تا بسوی بزخا حرکت کند

00:32:42.960 --> 00:32:46.960
به دیدار مرتدان از اسد و غطافان

00:32:46.960 --> 00:32:50.960
من یکی از شاهزادگان سرباز این ارتش بودم

00:32:50.960 --> 00:32:53.960
پس با مرتدان قوم خود جنگیدم

00:32:53.960 --> 00:32:55.960
تا اینکه طلحه شکست خورد

00:32:55.960 --> 00:32:58.960
اسد و غطفان اسلام آوردند

00:32:58.960 --> 00:33:02.059
او خالد بن ولید رضی الله عنه بود

00:33:02.059 --> 00:33:07.059
او به شدت بر فتوحات خود در شام متکی است

00:33:07.059 --> 00:33:14.059
تا جایی که بعد از خالد رضی الله عنه دومین مرد لشکر شدم

00:33:14.059 --> 00:33:17.819
و در جنگ اجنادین

00:33:17.819 --> 00:33:22.819
تعداد رومیان سه برابر تعداد مسلمانان بود

00:33:22.819 --> 00:33:25.819
نود هزار رزمنده بودند

00:33:25.819 --> 00:33:28.819
در حالی که تعداد مسلمانان

00:33:28.819 --> 00:33:31.819
نزدیک به سی هزار جنگجو

00:33:31.819 --> 00:33:35.880
او در این نبرد شجاعت نادری از خود نشان داد

00:33:35.880 --> 00:33:39.880
کشتار بزرگی در میان صفوف رومیان ایجاد کرد

00:33:39.880 --> 00:33:44.880
موازنه نبرد به نفع مسلمانان تغییر کرد

00:33:44.880 --> 00:33:47.140
در طول نبرد

00:33:47.140 --> 00:33:50.140
زره و پیراهنم را در آوردم

00:33:50.140 --> 00:33:53.200
تا بتوانم راحت حرکت کنم

00:33:53.200 --> 00:33:56.200
به محض اینکه دشمنان مرا با سینه برهنه دیدند

00:33:56.200 --> 00:34:00.200
حتی می خواستند من را بکشند و از من تسکین بگیرند

00:34:00.200 --> 00:34:04.200
سی سرباز دورم را گرفته بودند

00:34:04.200 --> 00:34:08.199
تعدادی از آنها را کشتم و بقیه فرار کردند

00:34:08.199 --> 00:34:13.389
به من می گفتند شیطان سینه برهنه

00:34:13.389 --> 00:34:17.389
سپس به فرمانده رومی واردان حمله کرد

00:34:17.389 --> 00:34:20.389
و وقتی دید که به سمتش می روم

00:34:20.389 --> 00:34:23.389
او می دانست که من شیطان سینه برهنه هستم

00:34:23.389 --> 00:34:26.389
او از من شنیده بود

00:34:26.389 --> 00:34:29.389
دوئل محکمی بین ما شکل گرفت

00:34:29.389 --> 00:34:31.389
پس با نیزه او را زدم

00:34:31.389 --> 00:34:33.389
نیزه ام سینه اش را سوراخ کرد

00:34:33.389 --> 00:34:37.389
او به کشتن او ادامه داد تا اینکه سرش را برید

00:34:37.389 --> 00:34:40.389
سر او را به مسلمانان وعده دادم

00:34:40.389 --> 00:34:43.389
سپس اگر از اردوگاه مسلمانان طلاق گرفته باشد

00:34:43.389 --> 00:34:45.389
زوم فریاد می زند

00:34:45.389 --> 00:34:47.389
خدا بزرگ است

00:34:47.389 --> 00:34:49.389
خدا بزرگ است

00:34:49.389 --> 00:34:52.929
دشمن شکست خورد

00:34:52.929 --> 00:34:55.929
و در جنگ مرجد هاشور

00:34:55.929 --> 00:34:59.929
با یک رهبر رومی به نام بولوس آشنا شدم

00:34:59.929 --> 00:35:03.929
او می خواست انتقام دوستش واردان را بگیرد

00:35:03.929 --> 00:35:05.929
بنابراین دوئل بین ما آغاز شد

00:35:05.929 --> 00:35:08.960
بنابراین او را زدم تا اینکه افتاد

00:35:08.960 --> 00:35:11.960
پس شمشیر خود را بلند کردم تا او را بکشم

00:35:11.960 --> 00:35:14.960
سپس بولوس خالد بن الولد را صدا زد

00:35:14.960 --> 00:35:16.960
و او گفت

00:35:16.960 --> 00:35:19.960
ای خالد مرا بکش

00:35:19.960 --> 00:35:22.960
و اجازه نده این منو بکشه

00:35:22.960 --> 00:35:25.960
خالد رضی الله عنه به او گفت

00:35:25.960 --> 00:35:30.409
بلکه تو و رومیان را کشت

00:35:30.409 --> 00:35:38.900
من کی هستم؟

00:35:38.900 --> 00:35:40.900
پاسخ

00:35:40.900 --> 00:35:51.900
برار بن الازوار رضی الله عنه

00:35:51.900 --> 00:35:54.420
توقف کنید

00:35:54.420 --> 00:36:02.300
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:36:02.300 --> 00:36:06.300
یک چالش جدید از طرف من

00:36:06.300 --> 00:36:13.110
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:36:13.110 --> 00:36:16.110
در میان مردم حجاز شمرده شده است

00:36:16.110 --> 00:36:20.110
من از بنی سعد و پیشوای آنها خارج شده ام

00:36:20.110 --> 00:36:27.179
می دانستم که بهتر از بادیه نشینانی هستم که نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند

00:36:27.179 --> 00:36:29.179
و من یک مرد شلاق خورده بودم

00:36:29.179 --> 00:36:32.179
احساس می کنم دو تا خار دارم

00:36:32.179 --> 00:36:38.329
من به عنوان خارج از کشور نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم

00:36:38.329 --> 00:36:41.329
پس شتر خود را بر در مسجد کشتم

00:36:41.329 --> 00:36:43.329
سپس او را منطقی کردم

00:36:43.329 --> 00:36:50.329
سپس وارد مسجد شدم و رسول خدا صلی الله علیه و آله با یارانش نشسته بود.

00:36:50.329 --> 00:36:52.389
پس به آنها نزدیک شدم و گفتم

00:36:52.389 --> 00:36:55.389
کدام یک از شما فرزند عبدالمطلب است؟

00:36:55.389 --> 00:36:59.489
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:36:59.489 --> 00:37:01.489
من فرزند عبدالمطلب هستم

00:37:02.519 --> 00:37:03.519
پس گفتم

00:37:03.519 --> 00:37:05.519
ای پسر عبدالمطلب

00:37:05.519 --> 00:37:09.519
من از شما می پرسم و موضوع را کم می کنم

00:37:09.519 --> 00:37:12.619
در خودت پیداش نکن

00:37:12.619 --> 00:37:13.619
او گفت

00:37:13.619 --> 00:37:15.619
من نمی توانم آن را در خودم پیدا کنم

00:37:15.619 --> 00:37:18.969
آنچه می خواهید بپرسید

00:37:18.969 --> 00:37:19.969
گفتم

00:37:19.969 --> 00:37:21.969
تو را قسم می دهم، خدا، خدای تو

00:37:21.969 --> 00:37:24.969
و خدای کسانی که پیش از تو آمدند

00:37:24.969 --> 00:37:27.969
پس از تو خدایی وجود ندارد

00:37:27.969 --> 00:37:31.969
خدایا تو را به عنوان رسول برای ما فرستاده است

00:37:31.969 --> 00:37:35.059
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:37:35.059 --> 00:37:37.059
اوه خدا، بله

00:37:37.059 --> 00:37:38.320
گفتم

00:37:38.320 --> 00:37:41.320
پس از تو به خدا، خدای تو می خواهم

00:37:41.320 --> 00:37:43.320
و خدای کسانی که پیش از تو آمدند

00:37:43.320 --> 00:37:47.320
پس از تو خدایی وجود ندارد

00:37:47.320 --> 00:37:54.320
خدا به تو دستور داده است که ما را امر کن که او را بپرستیم و چیزی را شریک او نکنیم.

00:37:54.320 --> 00:38:00.539
و این همتایان را که پدران ما با او می پرستیدند حذف کند

00:38:00.539 --> 00:38:01.539
او گفت

00:38:01.539 --> 00:38:03.539
اوه خدا، بله

00:38:03.539 --> 00:38:04.670
گفتم

00:38:04.670 --> 00:38:07.670
پس از تو به خدا، خدای تو می خواهم

00:38:07.670 --> 00:38:09.670
و خدای کسانی که پیش از تو آمدند

00:38:09.670 --> 00:38:13.739
پس از تو خدایی وجود ندارد

00:38:13.739 --> 00:38:18.739
خدایا دستور داد این پنج نماز را بخوان

00:38:18.739 --> 00:38:19.739
او گفت

00:38:19.739 --> 00:38:22.860
اوه خدا، بله

00:38:22.860 --> 00:38:26.860
سپس شروع کردم به ذکر واجبات اسلام یکی پس از دیگری

00:38:26.860 --> 00:38:29.860
زکات و روزه و حج

00:38:29.860 --> 00:38:32.860
و تمام قوانین اسلام

00:38:32.860 --> 00:38:38.860
من در هر نماز واجب به او توسل می کنم همان گونه که در نماز قبل به او توسل کردم

00:38:38.860 --> 00:38:41.929
حتی وقتی تمام شد گفتم

00:38:41.929 --> 00:38:45.929
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست

00:38:45.929 --> 00:38:48.929
شهادت می دهم که تو رسول خدا هستی

00:38:48.929 --> 00:38:51.989
من این وظایف را انجام خواهم داد

00:38:51.989 --> 00:38:54.989
و از آنچه مرا از آن نهی کرده ای دوری می کنم

00:38:54.989 --> 00:38:57.989
بعد نه بیشتر و نه کمتر

00:38:57.989 --> 00:39:02.150
سپس به سوی شتر خود برگشتم

00:39:02.150 --> 00:39:06.150
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:39:06.150 --> 00:39:12.019
اگر به مرد دو خار ایمان بیاورند وارد بهشت می شود

00:39:12.019 --> 00:39:14.019
سپس به سراغ مردمم آمدم

00:39:14.019 --> 00:39:16.019
پس نزد من جمع شدند

00:39:16.019 --> 00:39:20.019
اولین چیزی که گفتم این بود که گفتم:

00:39:20.019 --> 00:39:23.050
بدبخت اللت و عزه است

00:39:23.050 --> 00:39:26.050
هر چه شما بگویید گفتند

00:39:26.050 --> 00:39:29.050
مراقب جذام و جذام باشید

00:39:29.050 --> 00:39:31.079
از جنون بترسید

00:39:31.079 --> 00:39:34.079
بهت گفتم اوه

00:39:34.079 --> 00:39:39.079
به خدا سوگند این دو بت هستند که هیچ ضرر و فایده ای ندارند

00:39:39.079 --> 00:39:42.079
و خداوند رسولی فرستاده است

00:39:42.079 --> 00:39:44.079
و کتابی بر او نازل شد

00:39:44.079 --> 00:39:48.179
من تو را از آنچه در آن هستی نجات خواهم داد

00:39:48.179 --> 00:39:54.179
شهادت می دهم که معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست

00:39:54.179 --> 00:39:58.300
و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست

00:39:58.300 --> 00:40:04.500
همانا آنچه را که شما را به آن امر کرده و از آن نهی کرده است از سوی او برای شما آورده ام

00:40:04.500 --> 00:40:10.500
پس شروع کردم به گفتن آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله به من آموخته بود.

00:40:10.500 --> 00:40:14.559
به خدا از آن روز چه روزی گذشته است؟

00:40:14.559 --> 00:40:20.010
من مردان و زنان به جز مسلمانان سخنرانی می کنم

00:40:20.010 --> 00:40:29.119
من کی هستم؟

00:40:29.119 --> 00:40:31.119
پاسخ

00:40:31.119 --> 00:40:42.769
دمام بن ثعلبه السعدی رضی الله عنه

00:40:42.769 --> 00:40:46.250
توقف کنید

00:40:46.250 --> 00:40:53.099
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:40:53.099 --> 00:40:56.099
چالش جدید

00:40:56.099 --> 00:41:00.559
من کی هستم؟

00:41:00.559 --> 00:41:03.559
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:41:03.559 --> 00:41:06.559
از مهاجران بیچاره

00:41:06.559 --> 00:41:09.559
من از سرشناسان اهل سفاح هستم

00:41:09.559 --> 00:41:13.559
و یکی از گریه کنندگان که خداوند او را معذور کرد و گفت:

00:41:13.559 --> 00:41:18.559
و نه برای کسانی که وقتی نزد تو می آیند، آنها را تحمل می کنی

00:41:18.559 --> 00:41:23.559
گفتم: چیزی پیدا نمی کنم که به تو بگویم، برو.

00:41:23.559 --> 00:41:28.559
برگشتند، چشمانشان پر از اشک غمگینی بود

00:41:28.559 --> 00:41:32.559
آیا چیزی برای خرج کردن پیدا نمی کنند؟

00:41:32.559 --> 00:41:38.159
من در درگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله می ماندم

00:41:38.159 --> 00:41:40.159
در شهری و مسافرتی

00:41:40.159 --> 00:41:42.349
وقتی در تبوک بودیم

00:41:42.349 --> 00:41:45.349
به حاجتم رفتم

00:41:45.349 --> 00:41:50.349
وقتی به خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله برگشتم

00:41:50.349 --> 00:41:55.349
او و مهمانانش را در حال شام یافتم

00:41:55.349 --> 00:41:58.449
وقتی نزد او آمدم گفت

00:41:58.449 --> 00:42:00.480
از امشب کجا بودی؟

00:42:00.480 --> 00:42:02.480
پس به او گفتم

00:42:02.480 --> 00:42:05.480
دو مرد با من آمدند

00:42:05.480 --> 00:42:09.639
ما سه نفر بودیم، همه گرسنه بودیم

00:42:09.639 --> 00:42:13.639
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد خانه شد

00:42:13.639 --> 00:42:15.639
چیزی برای خوردن خواست

00:42:15.639 --> 00:42:17.639
او آن را پیدا نکرد

00:42:17.639 --> 00:42:19.639
بنابراین او نزد ما آمد

00:42:19.639 --> 00:42:21.639
بلله را صدا کرد

00:42:21.639 --> 00:42:26.699
ای بلال آیا برای این مردم شامی هست؟

00:42:26.699 --> 00:42:30.699
گفت: نه، سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد.

00:42:30.699 --> 00:42:36.119
گفت: ببین شاید چیزی پیدا کنی.

00:42:36.119 --> 00:42:40.119
سپس پوسته ها شروع به تکان دادن آن کردند، ذره ذره

00:42:40.119 --> 00:42:43.119
تاریخ و دو تاریخ سقوط می کنند

00:42:43.119 --> 00:42:47.119
تا اینکه در دستانش رضی الله عنه دیدم

00:42:47.119 --> 00:42:49.309
هفت بار

00:42:49.309 --> 00:42:53.309
بعد بشقاب خواست و خرما گذاشت

00:42:53.309 --> 00:42:57.309
سپس دستش را روی خرما گذاشت و خدا را صدا زد

00:42:57.309 --> 00:42:58.309
و او گفت

00:42:58.309 --> 00:43:00.309
به نام خدا بخورید

00:43:00.309 --> 00:43:02.309
پس خوردیم

00:43:02.309 --> 00:43:06.309
من پنجاه و چهار خرمایی را که خوردم شمردم

00:43:06.309 --> 00:43:10.309
آن را آماده کرد و در دست دیگر گذاشت

00:43:10.309 --> 00:43:13.309
و دو دوست که کاری را که من انجام می دهم انجام می دهند

00:43:13.309 --> 00:43:15.309
و ما راضی هستیم

00:43:15.309 --> 00:43:17.309
دست هایمان را بالا بردیم

00:43:17.309 --> 00:43:22.369
پس هفت خرما همان است که هستند

00:43:22.369 --> 00:43:26.369
پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:43:26.369 --> 00:43:28.369
به شام رفتم

00:43:28.369 --> 00:43:30.369
مجاهد فی سبیل الله

00:43:30.369 --> 00:43:34.400
زاهد در این دنیا، روی گردان از آن

00:43:34.400 --> 00:43:36.400
اگر گفته نمی شد

00:43:36.400 --> 00:43:38.400
ابونجیح کرد

00:43:38.400 --> 00:43:41.400
این یک مسیر نمونه است

00:43:41.400 --> 00:43:45.400
همه پولم را برای رضای خدا خرج می کردم

00:43:45.400 --> 00:43:49.400
سپس یکی از دره های لبنان را دنبال کردم

00:43:49.400 --> 00:43:52.659
پس خدا را عبادت کردم تا اینکه مردم

00:43:52.659 --> 00:43:55.659
برخی از پیروان نزد من آمدند و گفتند:

00:43:55.659 --> 00:44:00.659
ما به عنوان بازدید کننده، بازگشت کننده و نقل قول به سراغ شما می آییم

00:44:00.659 --> 00:44:06.659
پس حدیثی را که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیده بود به ما گفت.

00:44:06.659 --> 00:44:08.719
بنابراین به آنها گفتم

00:44:08.719 --> 00:44:14.719
رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی ما را در نماز صبح امامت کرد

00:44:14.719 --> 00:44:16.719
سپس به سمت ما آمد

00:44:16.719 --> 00:44:19.719
خطبه ای شیوا به ما داد

00:44:19.719 --> 00:44:21.719
چشمانش خیس شد

00:44:21.719 --> 00:44:24.719
و دلها از آن ترسیدند

00:44:24.719 --> 00:44:25.780
پس گفته شد

00:44:25.780 --> 00:44:27.780
ای رسول خدا

00:44:27.780 --> 00:44:30.780
انگار خطبه وداع بود

00:44:30.780 --> 00:44:33.780
پس او به ما چه تعهدی داد؟

00:44:33.780 --> 00:44:34.880
او گفت

00:44:34.880 --> 00:44:37.880
من به شما توصیه می کنم که از خدا بترسید

00:44:37.880 --> 00:44:39.880
و شنیدن و اطاعت

00:44:39.880 --> 00:44:43.010
و اگر غلام به تو فرمان دهد

00:44:43.010 --> 00:44:46.010
بعد از من چه کسی از شما زنده خواهد ماند؟

00:44:46.010 --> 00:44:49.039
او تفاوت زیادی خواهد دید

00:44:49.039 --> 00:44:51.039
پس باید به سنت من پایبند باشید

00:44:51.039 --> 00:44:56.039
و سنت خلفای راشدین مهدی

00:44:56.039 --> 00:44:58.039
آن را نگه دارید

00:44:58.039 --> 00:45:01.099
و با دندان های آسیاب خود آن را گاز بگیرید

00:45:01.099 --> 00:45:04.099
و مراقب مسائل جدید باشید

00:45:04.099 --> 00:45:07.099
هر ماده تازه اختراع شده یک نوآوری است

00:45:07.099 --> 00:45:11.130
هر بدعتی گمراهی است

00:45:11.130 --> 00:45:17.159
یکی از شاهزادگان قبل از قسم خوردن، الاغی از غنایم به مردی داد

00:45:17.159 --> 00:45:19.159
پس به آن مرد گفتم

00:45:19.159 --> 00:45:21.159
نمیتونستی تحملش کنی

00:45:21.159 --> 00:45:24.159
و او چیزی برای دادن به شما نداشت

00:45:24.159 --> 00:45:28.159
گویی در جهنم بودم و آن را به گردن تو می گیرم

00:45:28.159 --> 00:45:30.159
مرد ترسید

00:45:30.159 --> 00:45:33.159
الاغ به شاهزاده پاسخ داد

00:45:33.159 --> 00:45:36.320
و وقتی دیدم شرایط مردم تغییر می کند

00:45:36.320 --> 00:45:39.320
و نرمش آنها در حقوق

00:45:39.320 --> 00:45:42.320
دوست داشتم خدا مرا نزد خود ببرد

00:45:42.320 --> 00:45:44.320
پس دعا می کردم

00:45:44.320 --> 00:45:48.320
خدایا سن و استخوانم را زیاد کردی

00:45:48.320 --> 00:45:50.320
پس منو ببر پیش خودت

00:45:50.320 --> 00:45:55.699
در حالی که روزی در مسجد دمشق بودم و نماز می خواندم

00:45:55.699 --> 00:45:57.699
دعا می کنم دستگیر شوم

00:45:57.699 --> 00:46:01.829
بنابراین من مجذوب زیباترین مردان هستم

00:46:01.829 --> 00:46:04.829
او یک کت سبز ضخیم دارد

00:46:04.829 --> 00:46:06.860
او به من گفت

00:46:06.860 --> 00:46:08.860
این چه چیزی است که شما صدا می زنید؟

00:46:08.860 --> 00:46:11.090
گفتم

00:46:11.090 --> 00:46:13.090
برادرزاده من چگونه نماز بخوانم؟

00:46:13.090 --> 00:46:15.090
او گفت

00:46:15.090 --> 00:46:16.090
بگو

00:46:16.090 --> 00:46:18.090
خدایا کار خوبه

00:46:18.090 --> 00:46:20.090
مهلت به پایان رسیده است

00:46:20.090 --> 00:46:22.150
پس گفتم

00:46:22.150 --> 00:46:24.150
چقدر این زیباست

00:46:24.150 --> 00:46:26.179
سپس چرخید

00:46:26.179 --> 00:46:28.179
من کسی را پیدا نکردم

00:46:28.179 --> 00:46:30.659
من کی هستم؟

00:46:30.659 --> 00:46:39.099
پاسخ

00:46:39.099 --> 00:46:41.159
العرباد بن سریه

00:46:41.159 --> 00:46:43.159
خداوند از او راضی باشد
