1 00:00:00,140 --> 00:00:03,660 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,660 --> 00:00:13,050 محمد رسول خداست 3 00:00:13,050 --> 00:00:17,769 خلاصه ای از سیره پیامبر 4 00:00:17,769 --> 00:00:22,940 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی 5 00:00:22,940 --> 00:00:25,070 خدا حفظش کنه 6 00:00:25,070 --> 00:00:33,579 راز با زنجیر 7 00:00:35,679 --> 00:00:41,320 این رازداری در عالم اخروی بی جان در سال هشتم هجری رخ داد 8 00:00:41,320 --> 00:00:44,280 امام بخاری در صحیح خود می فرماید 9 00:00:44,280 --> 00:00:47,000 دروازه نبرد ذات السیلسیل 10 00:00:47,000 --> 00:00:49,950 هجوم لخم و جذام است 11 00:00:49,950 --> 00:00:51,990 حافظ در الفتح گفته است 12 00:00:51,990 --> 00:00:53,869 به گفته ابن اسحاق 13 00:00:53,869 --> 00:00:57,310 آب برای جذام و جذام است 14 00:00:57,310 --> 00:00:58,789 در مورد لخم 15 00:00:58,789 --> 00:01:01,710 با بازکردن لام و ساکت کردن فرهنگ لغت 16 00:01:01,710 --> 00:01:04,590 یک قبیله بزرگ معروف 17 00:01:04,590 --> 00:01:06,230 در مورد جذام 18 00:01:06,230 --> 00:01:10,349 سپس ورزشگاه در یک فرهنگ لغت سبک گنجانده شده است 19 00:01:10,349 --> 00:01:13,590 یک قبیله بزرگ معروف 20 00:01:13,590 --> 00:01:16,709 امام بخاری در صحیح خود می فرماید 21 00:01:16,709 --> 00:01:18,629 ابن اسحاق گفت 22 00:01:18,629 --> 00:01:20,750 از یزید اهل عروه 23 00:01:20,750 --> 00:01:23,709 کشور بدبخت و بدبختی است 24 00:01:23,709 --> 00:01:25,790 حافظ در الفتح گفته است 25 00:01:25,790 --> 00:01:27,230 در مورد یزید؟ 26 00:01:27,230 --> 00:01:28,750 او پسر رم است 27 00:01:28,750 --> 00:01:30,829 غیرنظامی معروف 28 00:01:30,829 --> 00:01:32,310 در مورد اوروا 29 00:01:32,349 --> 00:01:35,189 او فرزند زبیر بن عوام است 30 00:01:35,189 --> 00:01:37,950 در مورد اقوام که نام برد 31 00:01:37,950 --> 00:01:41,150 سه شکم از سمور است 32 00:01:41,150 --> 00:01:42,549 در مورد بله 33 00:01:42,549 --> 00:01:46,150 واحد را باز کنید و لام نور را بشکنید 34 00:01:46,150 --> 00:01:48,469 سپس بر نسب 35 00:01:48,469 --> 00:01:51,109 قبیله بزرگی که به آن تعلق دارند 36 00:01:51,109 --> 00:01:54,500 آری، ابن عمربن الحاف بن قضاعه 37 00:01:54,500 --> 00:01:56,140 در مورد بهانه 38 00:01:56,140 --> 00:01:57,939 پس چشم غفلت شده را در آغوش گرفت 39 00:01:57,939 --> 00:02:00,340 و سکوت حق تعالی 40 00:02:00,340 --> 00:02:02,060 قبیله بزرگ 41 00:02:02,060 --> 00:02:07,109 منسوب به عذره بن سعد هستند 42 00:02:07,109 --> 00:02:10,770 دلیل این پنهان کاری 43 00:02:10,770 --> 00:02:13,560 ابن سعد در طبقات خود گفته است 44 00:02:13,560 --> 00:02:17,080 رسول خدا صلی الله علیه و آله به خبر رسید 45 00:02:17,080 --> 00:02:20,400 گروهی سمور جمع شده اند 46 00:02:20,400 --> 00:02:26,479 آنها می خواهند به حومه شهر نزدیک شوند 47 00:02:26,479 --> 00:02:29,520 امیر عمر بن العاص 48 00:02:29,520 --> 00:02:32,229 خداوند از او راضی باشد 49 00:02:32,229 --> 00:02:35,349 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد 50 00:02:35,430 --> 00:02:38,030 عمر بن العاص رضی الله عنه 51 00:02:38,030 --> 00:02:41,340 او به این راز دستور داد 52 00:02:41,340 --> 00:02:43,860 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 53 00:02:43,860 --> 00:02:46,020 و البخاری در ادبیات مفرد 54 00:02:46,020 --> 00:02:47,860 با زنجیره انتقال معتبر 55 00:02:47,860 --> 00:02:51,539 از عمر بن العاص رضی الله عنه گفت 56 00:02:51,539 --> 00:02:55,180 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاد 57 00:02:55,180 --> 00:02:59,259 گفت: لباس و اسلحه خود را بردار. 58 00:02:59,259 --> 00:03:00,819 بعد بیا پیش من 59 00:03:00,819 --> 00:03:03,500 پس در حالی که وضو می گرفت نزد او آمدم 60 00:03:03,539 --> 00:03:05,580 او به بالا نگاه کرد 61 00:03:05,580 --> 00:03:08,259 بعد پا گذاشت و گفت 62 00:03:08,259 --> 00:03:11,580 می خواهم تو را به ارتش بفرستم 63 00:03:11,580 --> 00:03:14,460 خداوند شما را برکت دهد و شما را ثروتمند گرداند 64 00:03:14,460 --> 00:03:18,520 من به شما پول خوبی می دهم 65 00:03:18,520 --> 00:03:20,719 پس گفتم یا رسول الله 66 00:03:20,719 --> 00:03:23,120 من برای پول اسلام نیاوردم 67 00:03:23,120 --> 00:03:26,719 اما من از روی میل به اسلام مسلمان شدم 68 00:03:26,719 --> 00:03:31,340 و با رسول خدا صلی الله علیه و آله باشد 69 00:03:31,379 --> 00:03:34,979 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 70 00:03:34,979 --> 00:03:36,180 ای عمر 71 00:03:36,180 --> 00:03:40,460 بله، با پول خوب برای یک مرد خوب 72 00:03:40,460 --> 00:03:43,699 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عقد کرد 73 00:03:43,699 --> 00:03:46,099 از عمر بن العاص رضی الله عنه 74 00:03:46,099 --> 00:03:48,099 تیپ سفید 75 00:03:48,099 --> 00:03:50,900 او را با سیصد رزمنده فرستاد 76 00:03:50,900 --> 00:03:53,539 از مهاجرین و انصار 77 00:03:53,539 --> 00:03:56,430 و با آنها سی اسب بود 78 00:03:56,430 --> 00:03:59,430 سپس عمر بن العاص رضی الله عنه رفت 79 00:03:59,430 --> 00:04:00,669 او شب ها راه می رود 80 00:04:00,710 --> 00:04:02,710 در طول روز دراز می کشد 81 00:04:02,710 --> 00:04:05,069 وقتی به مردم نزدیک شد 82 00:04:05,069 --> 00:04:08,310 شنید که جمعیت زیادی دارند 83 00:04:08,310 --> 00:04:12,629 پس رافع بن مکیث جهنیه رضی الله عنه را فرستاد 84 00:04:12,629 --> 00:04:19,639 به رسول خدا صلی الله علیه و آله در طلب آن 85 00:04:19,639 --> 00:04:26,439 فرستادن آذوقه برای عمر بن العاص رضی الله عنه 86 00:04:26,439 --> 00:04:30,079 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی او فرستاد 87 00:04:30,079 --> 00:04:33,680 پس ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه رفت 88 00:04:33,680 --> 00:04:35,879 در دویست جنگنده 89 00:04:35,879 --> 00:04:38,199 برایش بنری در دست داشت 90 00:04:38,199 --> 00:04:42,199 با خود گروهی از مهاجران و انصار فرستاد 91 00:04:42,199 --> 00:04:46,279 از جمله ابوبکر و عمر رضی الله عنهم هستند 92 00:04:46,279 --> 00:04:48,680 دستور داد به عمر بپیوندد 93 00:04:48,680 --> 00:04:52,310 و باید همه آنها باشد و متفاوت نباشد 94 00:04:52,310 --> 00:04:55,310 پس ابوعبیده رضی الله عنه رفت 95 00:04:55,310 --> 00:04:57,509 حتی اگر آن را ارائه دهد 96 00:04:57,509 --> 00:05:00,310 عمر رضی الله عنه به او گفت 97 00:05:00,310 --> 00:05:03,029 اما تو اومدی از من حمایت کنی 98 00:05:03,029 --> 00:05:04,750 ابوعبیده گفت 99 00:05:04,750 --> 00:05:05,829 خیر 100 00:05:05,829 --> 00:05:08,509 اما من همانی هستم که هستم 101 00:05:08,509 --> 00:05:11,230 و شما همانی هستید که هستید 102 00:05:11,230 --> 00:05:13,709 ابوعبیده رضی الله عنه بود 103 00:05:13,709 --> 00:05:16,110 مردی ملایم و راحت 104 00:05:16,110 --> 00:05:18,990 امور دنیا بر او آسان است 105 00:05:18,990 --> 00:05:20,709 عمر به او گفت 106 00:05:20,709 --> 00:05:22,990 اما تو به من تعمیم دادی 107 00:05:22,990 --> 00:05:25,269 ابوعبیده به او گفت 108 00:05:25,269 --> 00:05:26,509 ای عمر 109 00:05:26,509 --> 00:05:29,470 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 110 00:05:29,470 --> 00:05:30,629 او به من گفت 111 00:05:30,629 --> 00:05:32,430 تفاوتی ندارد 112 00:05:32,430 --> 00:05:35,680 و اگر از من سرپیچی کنی، از تو اطاعت خواهم کرد 113 00:05:35,680 --> 00:05:37,120 عمر گفت 114 00:05:37,120 --> 00:05:39,160 شاهزاده پیش شماست 115 00:05:39,160 --> 00:05:41,240 و تو به من تعمیم دادی 116 00:05:41,240 --> 00:05:42,959 ابوعبیده گفت 117 00:05:42,959 --> 00:05:44,399 بدون تو 118 00:05:44,399 --> 00:05:47,860 عمر مردم را به نماز می خواند 119 00:05:47,860 --> 00:05:50,660 عمر بن الاسیر رضی الله عنه راه افتاد 120 00:05:50,660 --> 00:05:54,379 تا اینکه پا به کشوری پر از مصیبت و سرگیجه گذاشت 121 00:05:54,420 --> 00:05:57,540 تا اینکه به دورترین نقطه کشورشان آمد 122 00:05:57,540 --> 00:06:00,139 و کشورهای ادرا و بالقین 123 00:06:00,139 --> 00:06:03,139 در پایان با جمعیتی روبرو شد 124 00:06:03,139 --> 00:06:05,500 پس مسلمانان به آنها حمله کردند 125 00:06:05,500 --> 00:06:08,699 پس از کشور گریختند و متفرق شدند 126 00:06:08,699 --> 00:06:12,819 عمر بن الاسیر رضی الله عنه چند روز ماند 127 00:06:12,819 --> 00:06:18,550 سپس پیروز به مدینه بازگشت 128 00:06:18,550 --> 00:06:23,620 فقه عمر بن الاسیر رضی الله عنه 129 00:06:23,620 --> 00:06:27,060 برخی از اتفاقات در این مخفیانه رخ داده است 130 00:06:27,060 --> 00:06:31,660 که در آن فقه عمر بن الاسیر رضی الله عنه به نمایش گذاشته شد. 131 00:06:31,660 --> 00:06:34,180 با او خوب رفتار کرد 132 00:06:34,180 --> 00:06:35,899 اینطور است 133 00:06:35,899 --> 00:06:40,439 نمازش در حال نجاست توسط مردم برآورده می شود 134 00:06:40,439 --> 00:06:46,279 امام احمد در مسند خود از ابوداود، حکیم و ابن حبان روایت کرده است 135 00:06:46,279 --> 00:06:49,879 عن عمر بن الاسیر رضی الله عنه گفت 136 00:06:49,879 --> 00:06:55,000 در یک شب سرد در جنگ ذات السیلسیل خواب مرطوبی دیدم 137 00:06:55,040 --> 00:06:58,160 پس ترسیدم که اگر خود را بشویم، نابود شوم 138 00:06:58,160 --> 00:07:02,199 پس تیمم کردم و سپس با اصحاب نماز صبح نماز خواندم 139 00:07:02,199 --> 00:07:06,279 پس آن را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر کردند 140 00:07:06,279 --> 00:07:08,720 گفت ای عمر 141 00:07:08,720 --> 00:07:12,139 در حال جنابت با دوستانت نماز خواندی 142 00:07:12,139 --> 00:07:15,740 پس به او گفتم چه چیزی مانع از شستن من شد 143 00:07:15,740 --> 00:07:17,019 و من گفتم 144 00:07:17,019 --> 00:07:19,500 شنیدم که خدا گفت 145 00:07:19,500 --> 00:07:22,339 و خود را نکشید 146 00:07:22,339 --> 00:07:25,740 خداوند به شما رحم کرده است 147 00:07:25,740 --> 00:07:29,060 رسول خدا صلی الله علیه و آله خندید 148 00:07:29,060 --> 00:07:33,579 او چیزی نگفت 149 00:07:33,579 --> 00:07:39,819 از ایجاد آتش و تعقیب دشمن جلوگیری کنید 150 00:07:39,819 --> 00:07:43,819 ابن حبان در صحیح خود با سند صحیح روایت کرده است 151 00:07:43,819 --> 00:07:47,579 عن عمر بن الاسیر رضی الله عنه گفت 152 00:07:47,579 --> 00:07:50,579 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 153 00:07:50,579 --> 00:07:53,339 او را با همان زنجیر فرستاد 154 00:07:53,379 --> 00:07:56,939 پس دوستانش از او خواستند آتش روشن کند 155 00:07:56,939 --> 00:07:58,459 بنابراین از آنها جلوگیری کرد 156 00:07:58,459 --> 00:08:01,699 پس با ابوبکر رضی الله عنه صحبت کردند 157 00:08:01,699 --> 00:08:03,779 بنابراین با او در این مورد صحبت کرد 158 00:08:03,779 --> 00:08:07,500 گفت: هیچ یک از آنها آتش روشن نکنند. 159 00:08:07,500 --> 00:08:10,220 جز اینکه من او را در آن انداختم 160 00:08:10,220 --> 00:08:11,339 او گفت 161 00:08:11,339 --> 00:08:14,220 آنها با دشمن روبرو شدند و آنها را شکست دادند 162 00:08:14,220 --> 00:08:16,500 بنابراین آنها می خواستند آنها را دنبال کنند 163 00:08:16,500 --> 00:08:18,339 بنابراین از آنها جلوگیری کرد 164 00:08:18,339 --> 00:08:20,939 وقتی آن ارتش رفت 165 00:08:20,980 --> 00:08:23,899 به پیامبر صلی الله علیه و آله اشاره کردند 166 00:08:23,899 --> 00:08:25,819 از او شکایت کردند 167 00:08:25,819 --> 00:08:30,420 او رضی الله عنه به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت 168 00:08:30,420 --> 00:08:32,220 ای رسول خدا 169 00:08:32,220 --> 00:08:36,340 از اینکه اجازه بدهم آتش روشن کنند متنفر بودم 170 00:08:36,340 --> 00:08:39,139 دشمنشان آنها را دشمن خود می دید 171 00:08:39,139 --> 00:08:41,340 از دنبال کردنشون متنفر بودم 172 00:08:41,340 --> 00:08:45,240 بنابراین آنها حمایت خواهند کرد و با آنها مهربان خواهند بود 173 00:08:45,240 --> 00:08:52,269 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمان او را ستود 174 00:08:52,269 --> 00:08:59,039 یکی از محبوب ترین افراد نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 175 00:08:59,039 --> 00:09:05,840 وقتی عمر بن العاص رضی الله عنه این را از پیامبر صلی الله علیه و آله دید. 176 00:09:05,840 --> 00:09:10,840 گمان می کرد مقامش نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله است 177 00:09:10,840 --> 00:09:16,240 بزرگتر از مقام ابوبکر و عمر رضی الله عنهم 178 00:09:16,240 --> 00:09:19,320 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 179 00:09:19,320 --> 00:09:23,000 از عمر بن العاص رضی الله عنه گفت 180 00:09:23,000 --> 00:09:29,000 رسول خدا صلی الله علیه و آله او را به لشکر ذات السیلسیل فرستاد. 181 00:09:29,000 --> 00:09:35,000 گفت: پس نزد او آمدم و گفتم: کدام یک از مردم نزد تو محبوب‌تر است؟ 182 00:09:35,000 --> 00:09:40,000 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود عایشه 183 00:09:40,000 --> 00:09:42,059 گفتم مردان 184 00:09:42,059 --> 00:09:47,059 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: پدرش. 185 00:09:47,059 --> 00:09:49,100 گفتم پس کی 186 00:09:49,100 --> 00:09:54,129 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گفت عمر 187 00:09:54,129 --> 00:09:57,129 گفت پس مردان را شمرد 188 00:09:57,129 --> 00:10:01,159 پس از ترس این که مرا در میان آنها ماندگار کند سکوت کردم 189 00:10:01,159 --> 00:10:05,159 ابن حبان در صحيح خود با سند صحيح نقل كرده است 190 00:10:05,159 --> 00:10:08,159 پس از ذکر عمر رضی الله عنه 191 00:10:08,159 --> 00:10:11,259 عمر بن العاص رضی الله عنه گفت 192 00:10:11,259 --> 00:10:13,259 گفتم پس کی 193 00:10:13,259 --> 00:10:17,259 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 194 00:10:17,259 --> 00:10:20,610 ابوعبیده بن الجراح 195 00:10:20,610 --> 00:10:22,610 حافظ در الفتح گفته است 196 00:10:22,610 --> 00:10:28,610 این می تواند برخی از مردانی را که در مورد حدیث باب مبهم بودند توضیح دهد 197 00:10:28,610 --> 00:10:31,769 امام نووی فرمودند 198 00:10:31,769 --> 00:10:38,769 این بیانی است از فضایل بزرگ ابوبکر و عمر و عایشه رضی الله عنها. 199 00:10:38,769 --> 00:10:41,769 برای اهل سنت اهمیت روشنی دارد 200 00:10:41,769 --> 00:10:45,769 در ترجیح ابوبکر و عمر رضی الله عنهم 201 00:10:45,769 --> 00:10:49,769 به همه صحابه که خداوند از ایشان راضی باشد 202 00:11:01,590 --> 00:11:03,590 خداوند متعال فرمود 203 00:11:17,590 --> 00:11:19,590 حافظ بن کثیر گفت 204 00:11:19,590 --> 00:11:36,200 اکثریت موافقند که مراد از فتح در اینجا فتح مکه است 205 00:11:36,200 --> 00:11:38,230 و حق تعالی فرمود 206 00:11:38,230 --> 00:11:42,230 اگر نصرت و فتح خداوند فرا رسد 207 00:11:42,230 --> 00:11:44,490 حافظ بن کثیر گفت 208 00:11:44,490 --> 00:11:48,490 مراد از فتح در اینجا فتح مکه است 209 00:11:48,490 --> 00:11:52,789 یک کلمه 210 00:11:52,789 --> 00:11:54,789 تاریخچه فتح بزرگ 211 00:11:54,789 --> 00:12:01,529 رسول خدا صلی الله علیه و آله در ماه رمضان به مکه حمله کرد 212 00:12:01,529 --> 00:12:04,529 در سال هشتم هجری بدون اختلاف 213 00:12:04,529 --> 00:12:09,720 آن دو شيخ در صحيح خود آن را روايت كرده اند و نقل آن بخاري است. 214 00:12:09,720 --> 00:12:13,720 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 215 00:12:13,720 --> 00:12:19,720 رسول خدا صلی الله علیه و آله در ماه رمضان جنگ فتح را آغاز کرد. 216 00:12:19,720 --> 00:12:22,850 حافظ در الفتح گفته است 217 00:12:22,850 --> 00:12:25,850 که مردم جهان بر آن اتفاق نظر داشتند 218 00:12:25,850 --> 00:12:30,850 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در دهم ماه رمضان بیرون رفت 219 00:12:30,850 --> 00:12:35,850 نوزده شب وارد مکه شد 220 00:12:35,850 --> 00:12:42,370 دلیل بزرگترین فتح 221 00:12:42,370 --> 00:12:48,590 قریش و بنی بکر یکی از شروط عهدنامه حدیبیه را وتو کردند 222 00:12:48,590 --> 00:12:52,590 ابن حبان در صحیح خود با سند حسنه روایت کرده است 223 00:12:52,590 --> 00:12:55,590 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 224 00:12:55,590 --> 00:13:01,590 خزاعه یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند 225 00:13:01,590 --> 00:13:05,590 بنی بکر راحت از بنی کنان بودند 226 00:13:05,590 --> 00:13:08,590 یاران ابوسفیان 227 00:13:08,590 --> 00:13:13,590 گفت در ایام حدیبیه بین آنها وداع شد 228 00:13:13,590 --> 00:13:18,590 بنی بکر در آن دوره به خزاعه یورش بردند 229 00:13:18,590 --> 00:13:23,590 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستادند تا او را طلب کند 230 00:13:23,590 --> 00:13:30,850 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیرون رفت تا در ماه رمضان به آنان پیام دهد. 231 00:13:30,850 --> 00:13:36,850 ابن اسحاق در السیره و بیهقی در مدارک نبوت با سند حسنه روایت کرده است. 232 00:13:36,850 --> 00:13:41,850 از مروان بن الحكم و المسوار بن مخرمه گفته است: 233 00:13:41,850 --> 00:13:48,850 رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز حدیبیه بین خود و قریش صلح کرد. 234 00:13:48,850 --> 00:13:53,850 هر کس بخواهد، عقد و عهد محمد را ببندد 235 00:13:53,850 --> 00:13:58,850 هر که بخواهد عقد قریش و عهد آنها را ببندد، می تواند انجام دهد 236 00:13:58,850 --> 00:14:01,909 خزاعه محکم ایستاد و گفت: 237 00:14:01,909 --> 00:14:06,909 در حال عقد و عهد محمد صلی الله علیه و آله و سلم هستیم 238 00:14:06,909 --> 00:14:10,039 و بنی بکر برخاست و گفت: 239 00:14:10,039 --> 00:14:14,039 ما در حال وارد شدن به عقد قریش و عهد آنها هستیم 240 00:14:14,039 --> 00:14:20,039 حدود هفت و هجده ماه در آن آتش بس ماندند 241 00:14:20,039 --> 00:14:26,039 سپس بنی بکر که عقد و عهد قریش بسته بودند 242 00:14:27,039 --> 00:14:34,039 به خزاعه ای که عقد و عهد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را بستند حمله کردند. 243 00:14:34,039 --> 00:14:40,039 در شب برای آنها آبی است به نام الوطر در نزدیکی مکه 244 00:14:40,039 --> 00:14:48,070 قریش گفتند: محمد در این شب از ما خبر ندارد و کسی ما را نمی بیند. 245 00:14:48,070 --> 00:14:52,100 آنها با زره و سلاح به آنها کمک کردند 246 00:14:52,100 --> 00:14:55,100 الرعه نام همه اسب هاست 247 00:14:55,100 --> 00:15:02,100 پس با آنان از روی دشمنی با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جنگیدند. 248 00:15:02,100 --> 00:15:09,789 این خبر به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید 249 00:15:09,789 --> 00:15:18,659 هنگامی که بنی بکر و قریش علیه خزاعه تظاهرات کردند، به آنچه مجروح کردند، دست یافتند 250 00:15:18,659 --> 00:15:25,659 عهد و پیمانی را که بین آنها و رسول خدا صلی الله علیه و آله بود شکستند. 251 00:15:25,659 --> 00:15:30,659 زیرا خزاعه را حلال کردند و در عقد و عهد او بود 252 00:15:30,659 --> 00:15:38,659 عمر بن سالم خزاعی بیرون رفت تا اینکه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدینه آمد. 253 00:15:38,659 --> 00:15:42,659 این همان چیزی بود که به حمکه حمله کرد 254 00:15:42,659 --> 00:15:47,720 در حالی که در مسجد در میان مردم نشسته بود بر او ایستاد 255 00:15:47,720 --> 00:15:49,720 و او گفت 256 00:15:49,720 --> 00:15:52,720 پروردگارا من به محمد متوسل می شوم 257 00:15:52,720 --> 00:15:56,720 پدر ما و پدرش العتلد قسم خوردند 258 00:15:56,720 --> 00:15:59,720 تو بچه بودی و ما پدر و مادر 259 00:15:59,720 --> 00:16:03,720 بعد اسلام آوردیم و دستمان را برنداشتیم 260 00:16:03,720 --> 00:16:06,720 پس یاری کن، خداوند تو را به پیروزی بزرگی هدایت کند 261 00:16:06,720 --> 00:16:10,720 و برای بندگان خدا دعا کنید که به کمک بیایند 262 00:16:10,720 --> 00:16:13,720 در میان آنها رسول خدا برهنه شد 263 00:16:14,720 --> 00:16:17,720 اگر کسوف ببیند صورتش کدر می شود 264 00:16:17,720 --> 00:16:21,720 در سپاهی مانند دریا که کف می کند 265 00:16:21,720 --> 00:16:25,720 قریش عهد شما را شکست 266 00:16:25,720 --> 00:16:28,720 و عهد قطعی تو را شکستند 267 00:16:28,720 --> 00:16:32,720 و مرا در تو بیماری کردند 268 00:16:32,720 --> 00:16:35,720 آنها ادعا کردند که من کسی را دعوت نکرده ام 269 00:16:35,720 --> 00:16:38,720 متواضع ترند و تعدادشان کمتر 270 00:16:38,720 --> 00:16:42,720 ما را با ریسمان سریع خواباندند 271 00:16:42,720 --> 00:16:45,720 ما را در حال زانو و سجده کشتند 272 00:16:45,720 --> 00:16:49,820 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 273 00:16:49,820 --> 00:16:52,820 تو پیروز شدی ای عمر بن سالم 274 00:16:52,820 --> 00:16:57,100 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله را فرستاد 275 00:16:57,100 --> 00:17:01,100 به قریش که بنی بکر را انکار کنند 276 00:17:01,100 --> 00:17:04,099 یا خزاعه را بکش 277 00:17:04,099 --> 00:17:06,170 یا به آنها اجازه جنگ بدهید 278 00:17:06,170 --> 00:17:09,170 مصدّاد آن را در مسند خود نقل کرده است 279 00:17:09,170 --> 00:17:11,170 با سند ارسال شده معتبر 280 00:17:11,170 --> 00:17:14,170 از محمد بن عباد بن جعفر فرمود: 281 00:17:14,170 --> 00:17:19,170 رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد قریش مبعوث شد 282 00:17:19,170 --> 00:17:21,170 در مورد بعد 283 00:17:21,170 --> 00:17:25,170 اگر اتحاد بنی بکر را رد کنید 284 00:17:25,170 --> 00:17:27,170 یا تادو خزاع 285 00:17:27,170 --> 00:17:30,230 در غیر این صورت شما را به جنگ فرا می خوانم 286 00:17:30,230 --> 00:17:34,230 قراده بن عبدالعمر بن نوفل بن عبدالمناف گفت 287 00:17:34,230 --> 00:17:36,230 داماد معاویه 288 00:17:36,230 --> 00:17:40,259 بنی بکر مردمی بدبین هستند 289 00:17:40,259 --> 00:17:42,259 ما نمی دانیم چه کشته اند 290 00:17:42,259 --> 00:17:45,259 دیگر زمانی برای ما باقی نمانده است 291 00:17:45,259 --> 00:17:49,259 یعنی نه کم داریم و نه زیاد 292 00:17:49,259 --> 00:17:51,259 ما سوگند آنها را رد نمی کنیم 293 00:17:51,259 --> 00:17:55,259 جز آنها کسی از دین ما پیروی نمی کند 294 00:17:55,259 --> 00:18:00,859 اما ما او را به جنگ فرا می خوانیم 295 00:18:00,859 --> 00:18:04,859 آماده سازی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 296 00:18:04,859 --> 00:18:06,859 برای حمله به مکه 297 00:18:06,859 --> 00:18:10,559 و آن را مخفی نگه داشت 298 00:18:10,559 --> 00:18:12,559 رسول خدا صلی الله علیه و آله تشریع کرد 299 00:18:12,559 --> 00:18:14,559 در دستگاه برای حمله به مکه 300 00:18:14,559 --> 00:18:16,559 خداوند او را گرامی داشت 301 00:18:16,559 --> 00:18:18,559 از خداوند متعال خواست 302 00:18:18,559 --> 00:18:21,559 کوری کردن قریش با خبر 303 00:18:21,559 --> 00:18:24,559 پس پروردگارش به او پاسخ داد 304 00:18:24,559 --> 00:18:27,559 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 305 00:18:27,559 --> 00:18:29,559 افراد دارای دستگاه 306 00:18:29,559 --> 00:18:33,559 به آنها نگفت کدام طرف را می خواهد 307 00:18:33,559 --> 00:18:37,559 جز اصحاب بزرگ که خدا از ایشان راضی باشد 308 00:18:37,559 --> 00:18:40,559 او نزد قبایل فرستاد تا با او آماده شوند 309 00:18:40,559 --> 00:18:43,559 پس برای رسول خدا صلی الله علیه و آله اجتماع کرد 310 00:18:43,559 --> 00:18:46,559 ده هزار رزمنده 311 00:18:46,559 --> 00:18:48,559 همانطور که خواهد آمد 312 00:18:48,559 --> 00:18:55,859 کتاب حاطب بن ابی بلطاعت رضی الله عنه 313 00:18:55,859 --> 00:18:57,859 به مردم مکه 314 00:18:57,859 --> 00:19:02,599 حاطب بن ابی بلطاعت رضی الله عنه می نویسد: 315 00:19:02,599 --> 00:19:04,599 نامه ای به مردم مکه 316 00:19:04,599 --> 00:19:09,599 به آنها می آموزد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آن چه توجه دارد. 317 00:19:09,599 --> 00:19:12,599 مصمم به مبارزه با آنها 318 00:19:12,599 --> 00:19:15,700 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 319 00:19:15,700 --> 00:19:19,700 قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه 320 00:19:19,700 --> 00:19:23,759 رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا فرستاد 321 00:19:23,759 --> 00:19:26,759 من و زبیر و مقداد 322 00:19:26,759 --> 00:19:28,759 و او گفت 323 00:19:28,759 --> 00:19:31,759 برو تا به روضات خاخ بیایی 324 00:19:31,759 --> 00:19:35,759 او یک کتاب با خود دارد 325 00:19:35,759 --> 00:19:37,759 پس بگیر 326 00:19:37,759 --> 00:19:38,759 او گفت 327 00:19:38,759 --> 00:19:43,759 پس به رهبری اسبهایمان به راه افتادیم تا به الروضه رسیدیم 328 00:19:43,759 --> 00:19:46,759 پس ما ضعیفیم 329 00:19:46,759 --> 00:19:49,759 بنابراین به او گفتیم که کتاب را بیرون بیاورد 330 00:19:49,759 --> 00:19:52,759 گفت من کتاب ندارم 331 00:19:52,759 --> 00:19:56,759 بنابراین ما گفتیم: "بیایید کتاب را تولید کنیم." 332 00:19:56,759 --> 00:19:59,759 یا لباس ها را دور بریزیم 333 00:19:59,759 --> 00:20:00,789 او گفت 334 00:20:00,789 --> 00:20:02,789 پس او را از قفس بیرون آورد 335 00:20:02,789 --> 00:20:05,789 هر قیطون موهاش 336 00:20:05,789 --> 00:20:09,789 پس آن را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردیم 337 00:20:09,789 --> 00:20:11,789 پس در آن چیست؟ 338 00:20:11,789 --> 00:20:16,819 از حاطب بن ابی بلطاعت تا مردم مکه که مشرک بودند 339 00:20:16,819 --> 00:20:21,819 برخی از مسائل رسول خدا صلی الله علیه و آله را برای آنان بیان می کند 340 00:20:21,819 --> 00:20:25,950 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 341 00:20:25,950 --> 00:20:28,950 هی حاتب این چیه 342 00:20:28,950 --> 00:20:31,019 گفت خدا از او راضی باشد 343 00:20:31,019 --> 00:20:34,019 ای رسول خدا، مرا عجله نکن 344 00:20:34,019 --> 00:20:37,019 من از قریش بودم 345 00:20:37,019 --> 00:20:39,019 او می گوید 346 00:20:39,019 --> 00:20:42,019 من متحد بودم و یکی از آنها نبودم 347 00:20:42,019 --> 00:20:45,109 کسانی که با شما بودند مهاجر بودند 348 00:20:45,109 --> 00:20:47,109 کسانی که با آن مرتبط هستند 349 00:20:47,109 --> 00:20:49,109 آنها از خانواده و پول خود محافظت می کنند 350 00:20:49,109 --> 00:20:53,109 من آن را دوست داشتم زیرا به دلیل اصل و نسب آنها دلتنگ آن بودم 351 00:20:53,109 --> 00:20:57,109 برای حفظ خویشاوندی با آنها دستی بگیرم 352 00:20:57,109 --> 00:21:00,109 من این کار را به عنوان ارتداد از دینم انجام ندادم 353 00:21:00,109 --> 00:21:03,109 بعد از اسلام با کفر راضی نیست 354 00:21:03,109 --> 00:21:07,109 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 355 00:21:07,109 --> 00:21:10,109 اما او حقیقت را به شما گفته است 356 00:21:10,109 --> 00:21:13,140 عمر رضی الله عنه گفت 357 00:21:13,140 --> 00:21:18,140 ای رسول خدا بگذار گردن این منافق را بزنم 358 00:21:18,140 --> 00:21:22,140 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 359 00:21:22,140 --> 00:21:24,140 او شاهد یک ماه کامل بود 360 00:21:24,140 --> 00:21:26,140 و شما نمی دانید 361 00:21:26,140 --> 00:21:29,140 شاید خدا دید چه کسی بدر را دیده است 362 00:21:29,140 --> 00:21:31,140 و او گفت 363 00:21:31,140 --> 00:21:35,140 هر کاری می خواهی بکن که من تو را بخشیدم 364 00:21:35,140 --> 00:21:38,269 سپس خداوند متعال نازل کرد 365 00:21:38,269 --> 00:21:45,269 ای کسانی که ایمان آورده اید، دشمن من و دشمن خود را هم پیمان نگیرید 366 00:21:45,269 --> 00:21:50,269 شما با محبت با آنها رفتار می کنید 367 00:21:50,269 --> 00:21:56,529 آنها به حقيقتى كه براى تو آمده كافر شدند 368 00:21:56,529 --> 00:22:00,529 به قول او از راه راست منحرف شده است 369 00:22:00,529 --> 00:22:03,690 حافظ بن کثیر گفت 370 00:22:03,690 --> 00:22:08,690 پس خداوند رسولش صلی الله علیه و آله را از آن خبر داد 371 00:22:08,690 --> 00:22:10,690 در اجابت دعایش 372 00:22:10,690 --> 00:22:22,359 پیامبر صلی الله علیه و آله از مدینه خارج شد و افطار کرد 373 00:22:22,359 --> 00:22:32,799 راویان در تعیین روزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از مدینه خارج شد، اختلاف داشتند، چنانکه در بالا ذکر شد. 374 00:22:32,799 --> 00:22:35,799 که مردم جهان بر آن اتفاق نظر داشتند 375 00:22:35,799 --> 00:22:38,799 ده روز گذشته از ماه رمضان بیرون رفت 376 00:22:38,799 --> 00:22:43,990 نوزده شب وارد مکه شد 377 00:22:43,990 --> 00:22:47,990 امام نووی معروف در کتب المغازی می فرماید: 378 00:22:47,990 --> 00:22:53,990 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عازم فتح مدینه شد 379 00:22:53,990 --> 00:22:56,990 برای ده روز آخر ماه مبارک رمضان 380 00:22:56,990 --> 00:22:59,990 نوزده روز وارد آن شد و او از آن رهایی یافت 381 00:22:59,990 --> 00:23:05,180 رسول خدا صلی الله علیه و آله از شهر پیامبر خارج شد 382 00:23:05,180 --> 00:23:08,180 ده هزار رزمنده با خود داشت 383 00:23:08,180 --> 00:23:14,180 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ابرهم را جانشین خود در مدینه منصوب کرد. 384 00:23:14,180 --> 00:23:18,180 مثل الثوم بن الحسین الغفاریه رضی الله عنه. 385 00:23:18,180 --> 00:23:22,180 او آن روز را روزه گرفت و مردم نیز با او روزه گرفتند 386 00:23:22,180 --> 00:23:24,180 حتی اگر به حد مجاز برسد 387 00:23:24,180 --> 00:23:27,180 بین اسفان و قادید آب است 388 00:23:28,180 --> 00:23:31,339 روزه اش را افطار کرد و مردم با او افطار کردند 389 00:23:31,339 --> 00:23:35,339 امام احمد در مسند خود و الحکیم در المستدرک روایت کرده است 390 00:23:35,339 --> 00:23:38,339 و ابن اسحاق در شرح حال خود با سند حسنه 391 00:23:38,339 --> 00:23:40,339 تلفظ برای حاکم است 392 00:23:40,339 --> 00:23:44,339 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 393 00:23:44,339 --> 00:23:49,339 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش سال فتح را پشت سر گذاشتند. 394 00:23:49,339 --> 00:23:52,339 تا اینکه یک بار به ظهران نازل شد 395 00:23:52,339 --> 00:23:55,339 در ده هزار مسلمان 396 00:23:55,339 --> 00:23:58,339 پس درست نوشتم و نامه ای آراسته نوشتم 397 00:23:58,339 --> 00:24:01,339 یعنی سلیم به هفتصد رسید 398 00:24:01,339 --> 00:24:04,339 مزینا به هزار رسید 399 00:24:04,339 --> 00:24:07,339 در همه اقوام عدد و اسلام وجود دارد 400 00:24:07,339 --> 00:24:11,339 و با رسول خدا صلی الله علیه و آله بازی کرد 401 00:24:11,339 --> 00:24:13,339 المهاجرون و انصار 402 00:24:13,339 --> 00:24:16,339 هیچ کدام او را رها نکردند 403 00:24:16,339 --> 00:24:19,339 این خبر کوریش را کور کرد 404 00:24:19,339 --> 00:24:24,339 پس خبر رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها نمی رسد 405 00:24:24,339 --> 00:24:27,339 آنها نمی دانند او چه می سازد 406 00:24:27,339 --> 00:24:31,500 آن دو شيخ در صحيح خود آن را روايت كرده اند و نقل آن بخاري است. 407 00:24:31,500 --> 00:24:35,500 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 408 00:24:35,500 --> 00:24:38,569 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 409 00:24:38,569 --> 00:24:41,569 در ماه رمضان شهر را ترک کرد 410 00:24:41,569 --> 00:24:43,569 و با او ده هزار 411 00:24:43,569 --> 00:24:46,569 این اتفاق در طول هشت سال و نیم رخ داد 412 00:24:46,569 --> 00:24:49,630 از معرفی به شهر 413 00:24:49,630 --> 00:24:53,630 پس او و مسلمانان همراهش به سوی مکه حرکت کردند 414 00:24:53,630 --> 00:24:55,630 روزه می گیرند و روزه می گیرند 415 00:24:55,630 --> 00:24:57,630 تا اینکه به الکدید رسید 416 00:24:57,630 --> 00:25:00,630 آب بین عصفان و قادید است 417 00:25:00,630 --> 00:25:02,630 افطار کردند و افطار کردند 418 00:25:02,630 --> 00:25:07,890 امام مسلم در صحیح خود و ابوداود در سنن آن را روایت کرده اند 419 00:25:07,890 --> 00:25:10,950 تلفظ ابوداود است 420 00:25:10,950 --> 00:25:14,950 از ابوسعید خدری رضی الله عنه گفت 421 00:25:14,950 --> 00:25:18,950 با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفتیم 422 00:25:18,950 --> 00:25:20,950 در ماه رمضان سال فتح 423 00:25:20,950 --> 00:25:25,950 رسول خدا صلی الله علیه و آله روزه می گرفت و ما روزه می گرفتیم 424 00:25:25,950 --> 00:25:28,950 تا اینکه به یکی از خانه ها رسید 425 00:25:28,950 --> 00:25:32,950 گفت دشمنت را از دست دادی 426 00:25:32,950 --> 00:25:35,950 افطار حرف شماست 427 00:25:35,950 --> 00:25:39,950 پس ما از روزه داران و از افطاران شدیم 428 00:25:39,950 --> 00:25:42,950 بعد راه افتادیم و مستقر شدیم 429 00:25:42,950 --> 00:25:46,980 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 430 00:25:46,980 --> 00:25:49,980 تو دشمنت میشی 431 00:25:49,980 --> 00:25:51,980 افطار حرف شماست 432 00:25:51,980 --> 00:25:53,980 پس افطار کردند 433 00:25:53,980 --> 00:26:01,029 این عزمی از پیامبر صلی الله علیه و آله بود 434 00:26:01,029 --> 00:26:05,029 ابوسفیان بن الحارث اسلام آورد 435 00:26:05,029 --> 00:26:08,029 و عبدالله بن ابی امیه 436 00:26:08,029 --> 00:26:13,640 رسول خدا صلی الله علیه و آله به سفر خود به سوی مکه ادامه داد 437 00:26:13,640 --> 00:26:16,640 وقتی به گردن عقاب رسید 438 00:26:16,640 --> 00:26:19,640 بین مکه و مدینه 439 00:26:19,640 --> 00:26:22,640 او با پسر عمویش و برادر رضاعی اش آشنا شد 440 00:26:22,640 --> 00:26:26,640 ابوسفیان بن الحارث بن عبدالمطلب 441 00:26:26,640 --> 00:26:30,640 و عمه پدری او عتیک بنت عبدالمطلب بود 442 00:26:30,640 --> 00:26:35,640 برادر ام سلمه شوهر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای پدرش بود. 443 00:26:35,640 --> 00:26:39,640 عبدالله بن ابی امیه بن المغیره 444 00:26:39,640 --> 00:26:41,640 مسلمانان 445 00:26:41,640 --> 00:26:43,640 حکیم در مستدرک خود روایت کرده است: 446 00:26:43,640 --> 00:26:46,640 و ابن اسحاق در شرح حال خود با سند حسنه 447 00:26:46,640 --> 00:26:50,700 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 448 00:26:50,700 --> 00:26:54,700 او ابوسفیان بن الحارث بن عبدالمطلب بود 449 00:26:54,700 --> 00:26:57,700 و عبدالله بن ابی امیه بن المغیره 450 00:26:57,700 --> 00:27:03,700 رسول خدا صلی الله علیه و آله را با عقاب عذاب ملاقات کردند. 451 00:27:03,700 --> 00:27:06,700 بین مکه و مدینه 452 00:27:06,700 --> 00:27:08,700 بنابراین او به دنبال دسترسی به آن بود 453 00:27:08,700 --> 00:27:12,700 ام سلمه درباره آنها با او صحبت کرد و گفت: 454 00:27:12,700 --> 00:27:14,700 ای رسول خدا 455 00:27:14,700 --> 00:27:18,700 پسر عمه و پسر عمه و برادر شوهرت 456 00:27:18,700 --> 00:27:21,700 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 457 00:27:21,700 --> 00:27:24,700 من به آنها نیازی ندارم 458 00:27:24,700 --> 00:27:27,700 در مورد پسر عمویم، او به طور تصادفی مورد تعرض قرار گرفت 459 00:27:27,700 --> 00:27:29,700 در مورد پسر عمو و برادر شوهرم 460 00:27:29,700 --> 00:27:33,700 اوست که در مکه به من گفت 461 00:27:33,700 --> 00:27:38,700 او گفت، زمانی که این خبر به آنها رسید 462 00:27:38,700 --> 00:27:41,700 و با ابوسفیان برای او بنا شد 463 00:27:41,700 --> 00:27:44,700 گفت: به خدا سوگند به من اجازه بده. 464 00:27:44,700 --> 00:27:47,700 یا این پسر را دستم می گرفتم 465 00:27:47,700 --> 00:27:52,700 پس بگذار از زمین بگذریم تا از تشنگی و گرسنگی بمیریم 466 00:27:52,700 --> 00:27:57,799 وقتی این به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید 467 00:27:57,799 --> 00:28:01,799 به آنها رحم کرد و سپس به آنها اجازه داد 468 00:28:01,799 --> 00:28:06,880 پس بر او وارد شدند و اسلام آوردند 469 00:28:06,880 --> 00:28:11,880 هجرت عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه از او و خاندانش راضی باشد 470 00:28:11,880 --> 00:28:17,359 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به جحفه رسید 471 00:28:17,359 --> 00:28:23,359 عمویش عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه او را در حال هجرت با خانواده اش یافت. 472 00:28:23,359 --> 00:28:26,359 وی آخرین کسی بود که به مدینه هجرت کرد 473 00:28:26,359 --> 00:28:29,359 زیرا فتح مکه پس از هجرت آنها اتفاق افتاد 474 00:28:29,359 --> 00:28:32,359 بعد از فتح مهاجرتی نیست 475 00:28:32,359 --> 00:28:36,359 همانطور که معصوم رضی الله عنه می فرماید 476 00:28:36,359 --> 00:28:38,549 امام ذهبی فرمودند 477 00:28:38,549 --> 00:28:44,549 عباس رضی الله عنه همچنان بر پیامبر صلی الله علیه و آله دلسوزی کرد. 478 00:28:44,549 --> 00:28:47,549 دوست داشتن او و صبور بودن در برابر آسیب 479 00:28:47,549 --> 00:28:50,549 و زمانی که او هنوز تحویل می دهد 480 00:28:50,549 --> 00:28:53,549 تا شب عقبه معلوم شود 481 00:28:53,549 --> 00:28:58,549 با برادرزاده اش رضی الله عنه شبانه قیام کرد 482 00:28:58,549 --> 00:29:01,549 مستند بود که او هفتاد ساله بود 483 00:29:01,549 --> 00:29:05,549 سپس با قومش به اجبار به بدر رفت و اسیر شد 484 00:29:05,549 --> 00:29:09,549 به آنها وحی کرد که مسلمان است 485 00:29:09,549 --> 00:29:11,549 سپس به مکه بازگشت 486 00:29:11,549 --> 00:29:14,549 نمی دانم چرا آنجا ماند 487 00:29:14,549 --> 00:29:17,549 سپس در روز یکشنبه از او خبری نیست 488 00:29:17,549 --> 00:29:19,549 نه در روز سنگر 489 00:29:19,549 --> 00:29:22,549 با ابوسفیان بیرون نرفت 490 00:29:22,549 --> 00:29:27,549 قریش تا آنجا که می دانستند در این باره به او چیزی نگفتند 491 00:29:27,549 --> 00:29:33,549 سپس به عنوان مهاجر پیش از فتح مکه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد. 492 00:29:33,549 --> 00:29:36,549 آمدنش ما را آزاد نکرد 493 00:29:36,549 --> 00:29:44,869 قریش نسبت به اخبار حساس بودند 494 00:29:44,869 --> 00:29:47,869 و ابوسفیان اسلام آورد 495 00:29:47,869 --> 00:29:54,089 از قریش از پیامبر صلی الله علیه و آله خبری نبود 496 00:29:54,089 --> 00:29:57,089 خداوند این خبر را به آنها رسانده است 497 00:29:57,089 --> 00:30:00,150 پس آن شب در نجد بیرون رفت 498 00:30:00,012 --> 00:30:06,012 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در آنجا ماندند و از ظهران می گذشتند. 499 00:30:06,012 --> 00:30:11,012 ابوسفیان بن حرب مولای مکه و حکیم بن حزام 500 00:30:11,012 --> 00:30:16,012 و بودیل بن ورقه الخزاعی نسبت به اخبار حساس هستند 501 00:30:16,012 --> 00:30:20,232 این را اسحاق بن رحاویه در مسند خود روایت کرده است 502 00:30:20,232 --> 00:30:24,232 و ابن اسحاق در شرح حال خود با سند حسنه 503 00:30:24,232 --> 00:30:27,232 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 504 00:30:27,232 --> 00:30:33,232 عباس بن عبدالمطلب گفت وقتی لشکر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را دید. 505 00:30:33,232 --> 00:30:35,232 و صبح قریش 506 00:30:35,232 --> 00:30:41,232 به خدا قسم چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به زور وارد مکه شد. 507 00:30:41,232 --> 00:30:45,232 که تا آخرالزمان نابود خواهند شد 508 00:30:45,232 --> 00:30:50,362 پس بر قاطر سفید رسول خدا صلی الله علیه و آله سوار شدم 509 00:30:50,362 --> 00:30:52,362 تا اینکه اومدم ببینمت 510 00:30:52,362 --> 00:30:56,362 لطفاً می‌توانم به دنبال جنگل‌بان بگردم 511 00:30:56,362 --> 00:31:00,362 یا کسی که شیر دارد یا نیازمند به مکه می آید 512 00:31:00,362 --> 00:31:06,362 آنها را از موضوع رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آگاه می کند و به سوی او بیرون می روند. 513 00:31:06,362 --> 00:31:10,432 به خدا سوگند من در راه هستم و دنبال آنچه آمده ام 514 00:31:10,432 --> 00:31:16,432 هنگامی که سخنان ابوسفیان و بودیل بن ورقه را شنیدم که در حال عقب نشینی بودند 515 00:31:16,432 --> 00:31:23,432 ابوسفیان گفت: به خدا سوگند امشب آتش و لشکری ​​ندیدم. 516 00:31:23,432 --> 00:31:29,432 ابودیل گفت: به خدا سوگند این خزاعه است که در جنگ ویران شده است. 517 00:31:29,432 --> 00:31:37,492 ابوسفیان خزاعه گفت: به خدا سوگند از این که آتشش ذلیل‌تر است. 518 00:31:37,492 --> 00:31:41,653 عباس صدای ابوسفیان را شناخت 519 00:31:41,653 --> 00:31:44,653 گفت: ای ابوحنظله! 520 00:31:44,653 --> 00:31:48,653 صدایم را شناخت و گفت: ابوالفضل 521 00:31:48,653 --> 00:31:50,653 گفتم بله 522 00:31:50,653 --> 00:31:53,653 گفت: مال تو چیست؟ پدر و مادرم فدای تو باد 523 00:31:53,653 --> 00:31:59,653 این را گفتم و خداوند رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان مردم است 524 00:31:59,653 --> 00:32:02,682 و صبح قریش 525 00:32:02,682 --> 00:32:06,682 گفت: حیله چیست؟ پدر و مادرم فدای تو باد 526 00:32:06,682 --> 00:32:11,682 گفتم به خدا چون تو را پیچاند تا گردنت را بزند 527 00:32:11,682 --> 00:32:14,682 پس پشت این قاطر سوار شوید 528 00:32:14,682 --> 00:32:17,682 پس سوار شد و دو همراهش برگشتند 529 00:32:17,682 --> 00:32:19,682 پس باهاش بیرون رفتم 530 00:32:19,682 --> 00:32:23,682 هر گاه از کنار آتش مسلمین گذشتی 531 00:32:23,682 --> 00:32:25,682 گفتند این چیست؟ 532 00:32:25,682 --> 00:32:30,682 وقتی قاطر رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدند 533 00:32:30,682 --> 00:32:35,682 گفتند: این قاطر رسول خدا صلی الله علیه و آله است 534 00:32:35,682 --> 00:32:37,782 روی عمویش 535 00:32:37,782 --> 00:32:40,782 تا اینکه از آتش عمر بن الخطاب گذشتم 536 00:32:40,782 --> 00:32:42,782 گفت این کیه؟ 537 00:32:42,782 --> 00:32:44,782 و به سمت من بلند شد 538 00:32:44,782 --> 00:32:47,782 خدا ناتوانی قاطر را می داند 539 00:32:47,782 --> 00:32:50,782 گفت: به خدا که دشمن خداست. 540 00:32:50,782 --> 00:32:53,782 ستایش خدایی را که این کار را برای شما ممکن ساخت 541 00:32:53,782 --> 00:32:58,811 پس بیرون رفت و به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم گرد آمد 542 00:32:58,811 --> 00:33:05,811 قاطر همانقدر او را هل داد و از او سبقت گرفت، همانطور که حیوان آهسته از مرد کند پیشی می گیرد 543 00:33:05,811 --> 00:33:08,872 بنابراین او از قاطر دور شد 544 00:33:08,872 --> 00:33:13,872 پس بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم و عمر وارد شد 545 00:33:13,872 --> 00:33:16,872 عمر رضی الله عنه گفت 546 00:33:16,872 --> 00:33:19,872 این دشمن خدا ابوسفیان است 547 00:33:19,872 --> 00:33:23,872 خداوند بدون هیچ قرارداد و عهدی برای او ممکن ساخته است 548 00:33:23,872 --> 00:33:26,942 پس بگذار گردنش را بزنم 549 00:33:26,942 --> 00:33:31,002 گفتم: یا رسول الله به او ثواب دادم. 550 00:33:31,002 --> 00:33:36,002 سپس کنار پیامبر صلی الله علیه و آله نشستم و سر آن حضرت را گرفتم 551 00:33:36,002 --> 00:33:41,002 گفتم: به خدا سوگند، امشب کسی جز من با او صحبت نمی کند. 552 00:33:41,002 --> 00:33:43,002 سپس سن بیشتر 553 00:33:43,002 --> 00:33:46,002 گفتم هی عمر 554 00:33:46,002 --> 00:33:51,002 به خدا اگر مردی از بنی عدی بود این را نمی گفتم 555 00:33:51,002 --> 00:33:54,002 اما او از بنی عبد مناف است 556 00:33:54,002 --> 00:33:57,002 عمر رضی الله عنه گفت 557 00:33:57,002 --> 00:34:00,002 هی عباس اینجوری نگو 558 00:34:00,002 --> 00:34:04,002 به خدا وقتی اسلام آوردی اسلام آوردی 559 00:34:04,002 --> 00:34:08,003 اگر ابی الخطاب مسلمان می شد، برای من عزیزتر از اسلام آوردن او بود. 560 00:34:08,003 --> 00:34:11,003 چون می دانستم اسلام آورده ای 561 00:34:11,003 --> 00:34:17,003 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله از اسلام محبوبتر است 562 00:34:17,003 --> 00:34:20,003 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 563 00:34:20,003 --> 00:34:24,003 ای عباس او را به جای خودت ببر 564 00:34:24,003 --> 00:34:27,003 صبح که شد برایمان بیاور 565 00:34:27,003 --> 00:34:30,132 گفت پس باهاش رفتم 566 00:34:30,132 --> 00:34:33,132 وقتی بیدار شدم به او پیوستم 567 00:34:33,132 --> 00:34:38,233 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله او را دید، فرمود 568 00:34:38,233 --> 00:34:44,233 ای ابوسفیان، آیا برای تو دیر نیست که بدانی معبودی جز الله نیست؟ 569 00:34:44,233 --> 00:34:49,233 گفت: پدر و مادرم فدای آرزوهای تو باد 570 00:34:49,233 --> 00:34:53,233 چقدر سخاوتمند هستید، چقدر سخاوتمند هستید و بخشش شما چقدر بزرگ است 571 00:34:53,233 --> 00:34:56,293 نزدیک بود روی خودم بیفتم 572 00:34:56,293 --> 00:35:01,293 اگر خدایی غیر از او بود، هنوز چیزی را غنی نمی کرد 573 00:35:01,293 --> 00:35:05,483 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 574 00:35:05,483 --> 00:35:12,483 وای بر تو ای ابوسفیان. دیر نشده بود که فهمیدی من رسول خدا هستم؟ 575 00:35:12,483 --> 00:35:16,512 ابوسفیان گفت: فدای پدر و مادرم باد 576 00:35:16,512 --> 00:35:21,512 چگونه با تو رفتار می کنم، تو را گرامی می دارم، به تو می رسم و بزرگ ترین بخشش را به تو می دهم 577 00:35:21,512 --> 00:35:26,512 در مورد این یکی، هنوز چیزی در روح وجود ندارد 578 00:35:26,512 --> 00:35:29,641 عباس گفت: وای بر تو. اسلام آورد 579 00:35:29,641 --> 00:35:32,641 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست 580 00:35:32,641 --> 00:35:37,641 و اینکه محمد رسول خدا قبل از اینکه شما را سر ببرد 581 00:35:37,641 --> 00:35:40,641 شهادت داد که معبودی جز الله نیست 582 00:35:40,641 --> 00:35:43,641 و اینکه محمد رسول خداست 583 00:35:43,641 --> 00:35:47,742 عباس به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت 584 00:35:47,742 --> 00:35:49,742 ای رسول خدا 585 00:35:49,742 --> 00:35:53,802 ابوسفیان مردی است که غرور دوست دارد 586 00:35:53,802 --> 00:35:55,802 پس یه چیزی براش درست کن 587 00:35:55,802 --> 00:35:59,802 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 588 00:35:59,802 --> 00:36:00,802 بله 589 00:36:00,802 --> 00:36:04,802 هر کس وارد خانه ابوسفیان شود در امان است 590 00:36:04,802 --> 00:36:07,802 هر که درش را ببندد در امان است 591 00:36:07,802 --> 00:36:13,032 سپس ابوسفیان رفت تا آنچه را دید به مردم مکه بگوید 592 00:36:13,032 --> 00:36:19,032 رسول خدا صلی الله علیه و آله به عباس رضی الله عنه فرمودند. 593 00:36:19,032 --> 00:36:23,032 وقتی اسب ها شکستند او را در تنگه ای از دره حبس کنید 594 00:36:23,032 --> 00:36:26,032 تا زمانی که سربازان خدا از آنجا عبور کنند 595 00:36:26,032 --> 00:36:32,121 عباس او را زندانی کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله به او دستور داد. 596 00:36:32,121 --> 00:36:36,121 پس قبایل پرچم های خود را پاس دادند 597 00:36:36,121 --> 00:36:38,121 هرگاه پرچمی عبور کرد 598 00:36:38,121 --> 00:36:41,121 ابوسفیان گفت: این کیست؟ 599 00:36:41,121 --> 00:36:44,121 پس می گویم بنی سلیمان 600 00:36:44,121 --> 00:36:47,121 می گوید: برای پسرم سلیم پولی ندارم 601 00:36:47,121 --> 00:36:49,152 سپس یک پاس دیگر 602 00:36:49,152 --> 00:36:51,152 می گوید: اینها چه کسانی هستند؟ 603 00:36:51,152 --> 00:36:53,152 پس من می گویم تزئین شده است 604 00:36:53,152 --> 00:36:56,152 او می گوید: "من به مزینا چه کار دارم؟" 605 00:36:56,152 --> 00:36:58,253 او همچنان این را گفت 606 00:36:58,253 --> 00:37:04,253 تا اینکه گردان سبز رسول خدا صلی الله علیه و آله گذشت 607 00:37:04,253 --> 00:37:07,253 شامل مهاجران و انصار می شود 608 00:37:07,253 --> 00:37:10,253 او جز خیره شدن از آنها چیزی نمی بیند 609 00:37:10,253 --> 00:37:12,253 یعنی چشم 610 00:37:12,253 --> 00:37:14,253 گفت این کیه؟ 611 00:37:14,253 --> 00:37:15,253 پس گفتم 612 00:37:15,253 --> 00:37:18,253 این رسول خدا صلی الله علیه و آله است 613 00:37:18,253 --> 00:37:21,253 در مهاجرین و انصار 614 00:37:21,253 --> 00:37:23,311 و او گفت 615 00:37:23,311 --> 00:37:26,311 هیچ کس قبلا اینها را نداشته است 616 00:37:26,311 --> 00:37:30,311 به خدا امروز پادشاهی برادرزاده ات بزرگ شده است 617 00:37:30,311 --> 00:37:32,311 پس گفتم 618 00:37:32,311 --> 00:37:34,311 وای بر تو ای ابوسفیان! 619 00:37:34,311 --> 00:37:36,311 نبوت است 620 00:37:36,311 --> 00:37:37,351 او گفت 621 00:37:37,351 --> 00:37:39,351 سپس بله 622 00:37:39,351 --> 00:37:41,632 و در صحیح البخاری 623 00:37:41,632 --> 00:37:43,632 عروة بن الزبیر 624 00:37:43,632 --> 00:37:45,632 او گفت 625 00:37:45,632 --> 00:37:48,632 تا اینکه گردانی رسید که امثال آن را ندیده بود 626 00:37:48,632 --> 00:37:50,632 گفت این کیه؟ 627 00:37:50,632 --> 00:37:53,632 عباس رضی الله عنه گفت 628 00:37:53,632 --> 00:37:55,632 این حامیان 629 00:37:55,632 --> 00:37:58,632 بر آنها سعد بن عباده با پرچم است 630 00:37:58,632 --> 00:38:02,793 سعد بن عباده رضی الله عنه گفت 631 00:38:02,793 --> 00:38:04,793 ای ابوسفیان 632 00:38:04,793 --> 00:38:06,793 امروز روز حماسه است 633 00:38:06,793 --> 00:38:09,793 امروز کعبه دگرگون شده است 634 00:38:09,793 --> 00:38:11,891 ابوسفیان گفت 635 00:38:11,891 --> 00:38:13,891 ای عباس 636 00:38:13,891 --> 00:38:15,891 روز ذکر را ترجیح داد 637 00:38:15,891 --> 00:38:17,922 بعد یک گردان آمد 638 00:38:17,922 --> 00:38:19,922 پایین ترین گردان هاست 639 00:38:19,922 --> 00:38:22,922 از جمله رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است 640 00:38:22,922 --> 00:38:24,922 و دوستانش 641 00:38:24,922 --> 00:38:27,922 و پرچم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 642 00:38:27,922 --> 00:38:30,922 با زبیر بن عوام رضی الله عنه 643 00:38:30,922 --> 00:38:35,023 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گذشت 644 00:38:35,023 --> 00:38:37,023 بابی سفیان 645 00:38:37,023 --> 00:38:38,023 او گفت 646 00:38:38,023 --> 00:38:41,023 آیا نمی دانستی سعد بن عباده چه گفت؟ 647 00:38:41,023 --> 00:38:45,023 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 648 00:38:45,023 --> 00:38:47,023 آنچه او گفت 649 00:38:47,023 --> 00:38:48,023 او گفت 650 00:38:48,023 --> 00:38:50,023 چنین و چنان 651 00:38:50,023 --> 00:38:53,081 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 652 00:38:53,081 --> 00:38:55,081 سعد دروغ گفت 653 00:38:55,081 --> 00:38:57,081 یعنی سعد اشتباه کرد 654 00:38:57,081 --> 00:39:02,081 اما این روزی است که خداوند کعبه را گرامی می دارد 655 00:39:02,081 --> 00:39:05,081 و روزی که کعبه پوشیده شود 656 00:39:05,081 --> 00:39:10,512 بازگشت ابوسفیان به مکه 657 00:39:10,512 --> 00:39:13,512 دستور داد تسلیم شوند 658 00:39:13,512 --> 00:39:18,572 وقتی ابوسفیان قدرت مسلمانان را دید 659 00:39:18,572 --> 00:39:22,572 او می دانست که هیچ انرژی برای مبارزه با آنها ندارد 660 00:39:22,572 --> 00:39:24,572 پس رهسپار مکه شد 661 00:39:24,572 --> 00:39:27,672 او به آنها توصیه کرد که تسلیم شوند 662 00:39:27,672 --> 00:39:30,672 اسحاق بن رحاویه در مسند خود آن را روایت کرده است 663 00:39:30,672 --> 00:39:33,672 و ابن اسحاق در شرح حال خود با سند حسنه 664 00:39:33,672 --> 00:39:37,672 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 665 00:39:37,672 --> 00:39:40,672 عباس به ابوسفیان گفت 666 00:39:40,672 --> 00:39:43,793 که او نزد مردم شما آمد 667 00:39:43,793 --> 00:39:46,793 پس بیرون رفت و به مکه آمد 668 00:39:46,793 --> 00:39:49,793 با اوج صدا شروع کرد به داد زدن 669 00:39:49,793 --> 00:39:51,793 ای مردم قریش! 670 00:39:51,793 --> 00:39:53,793 این محمد است 671 00:39:53,793 --> 00:39:56,793 او چیزی را برای شما آورده است که تا به حال ندیده اید 672 00:39:56,793 --> 00:40:00,793 هر کس وارد خانه ابوسفیان شود در امان است 673 00:40:00,793 --> 00:40:04,831 سپس همسرش هند بنت عتبه نزد او آمد 674 00:40:04,831 --> 00:40:07,831 پس سبیل او را گرفت و گفت 675 00:40:07,831 --> 00:40:10,831 گوشت چرب و چاق را بکشید 676 00:40:10,831 --> 00:40:13,831 زشتی از پیشتاز یک قوم 677 00:40:13,831 --> 00:40:16,831 گفت: وای بر تو. 678 00:40:16,831 --> 00:40:19,831 فریب این موضوع را در مورد خودتان نخورید 679 00:40:19,831 --> 00:40:23,831 زیرا چیزی برای شما پیش آمده که انتظارش را نداشتید 680 00:40:23,831 --> 00:40:27,862 هر کس وارد خانه ابوسفیان شود در امان است 681 00:40:27,862 --> 00:40:30,862 گفتند: خدا تو را بکشد. 682 00:40:30,862 --> 00:40:32,862 و خانه شما هیچ فایده ای برای ما ندارد 683 00:40:32,862 --> 00:40:36,862 گفت هر که درش را بسته باشد در امان است 684 00:40:36,862 --> 00:40:39,862 هر که وارد مسجد شود در امان است 685 00:40:39,862 --> 00:40:42,891 پس مردم به سوی خانه های خود پراکنده شدند 686 00:40:42,891 --> 00:40:44,891 و به مسجد 687 00:40:44,891 --> 00:40:53,342 توزیع پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 688 00:40:53,342 --> 00:40:56,342 لشکر او برای ورود به مکه 689 00:40:56,342 --> 00:41:00,391 فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 690 00:41:00,391 --> 00:41:03,391 الزبیر بن العوام رضی الله عنه 691 00:41:03,391 --> 00:41:06,391 تا پرچمش را بر باروها بنشاند 692 00:41:06,391 --> 00:41:09,463 و فرمان خالد بن الولید رضی الله عنه 693 00:41:09,463 --> 00:41:12,463 اینگونه از بالای مکه وارد شوید 694 00:41:12,463 --> 00:41:16,621 پیامبر صلی الله علیه و آله از این مکان وارد شد 695 00:41:16,621 --> 00:41:19,871 و در صحیح مسلم 696 00:41:19,871 --> 00:41:22,871 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 697 00:41:22,871 --> 00:41:27,972 پیامبر صلی الله علیه و آله زبیر رضی الله عنه را فرستاد. 698 00:41:27,972 --> 00:41:30,972 در یکی از دو طرف 699 00:41:30,972 --> 00:41:34,972 خالد را رضی الله عنه به حج دیگر فرستاد 700 00:41:34,972 --> 00:41:38,972 ابوعبیده رضی الله عنه را غمگین فرستاد 701 00:41:38,972 --> 00:41:44,972 پس دره را گرفتند و رسول خدا صلی الله علیه و آله در گردان او. 702 00:41:44,972 --> 00:41:53,032 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هنگامی که به امیران خود دستور داد وارد مکه شوند، آنها را به امانت گذاشت. 703 00:41:53,032 --> 00:41:57,032 آنها فقط باید با کسانی بجنگند که با آنها می جنگند 704 00:41:57,032 --> 00:42:05,101 با این حال، او از گروهی که نام برد، می دانست و دستور می دهد که آنها را بکشند، حتی اگر زیر پرده های کعبه پیدا شوند. 705 00:42:05,101 --> 00:42:11,391 ابوداود آن را در سنن و حکیم در مستدرک به سند خوب روایت کرده است. 706 00:42:11,391 --> 00:42:13,391 تلفظ برای حاکم است 707 00:42:13,391 --> 00:42:16,391 مصعب بن سعد از پدرش فرمود: 708 00:42:16,391 --> 00:42:23,391 رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز فتح مکه به مردم امنیت بخشید. 709 00:42:23,391 --> 00:42:26,391 به جز چهار مرد و دو زن 710 00:42:26,391 --> 00:42:28,391 و او گفت 711 00:42:29,391 --> 00:42:31,391 و او گفت 712 00:42:47,773 --> 00:42:50,773 شیخ در پاورقی در مورد این چهار نفر فرموده است 713 00:42:50,773 --> 00:42:53,831 و اما عکرمه بن ابی جهل 714 00:42:53,831 --> 00:42:57,831 امام نووی در مورد تهذیب اسماء و زبانها فرموده است 715 00:42:57,831 --> 00:43:05,871 ابوجهل و پسرش عکرمه از دشمن ترین مردم با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند. 716 00:43:05,871 --> 00:43:09,871 پس ابوجهل در روز بدر به عنوان کافر کشته شد 717 00:43:09,871 --> 00:43:11,871 عکرمه ماند 718 00:43:11,871 --> 00:43:13,871 سپس خداوند متعال او را هدایت کرد 719 00:43:13,871 --> 00:43:17,871 عکرمه اندکی پس از فتح به اسلام گروید 720 00:43:17,871 --> 00:43:22,963 امام طهاوی در شرح مشكل الاثار به سند حسنه روایت كرده است. 721 00:43:22,963 --> 00:43:26,963 از سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه گفت 722 00:43:26,963 --> 00:43:30,963 و اما عکرمه بن ابی جهل، او از طریق دریا حرکت کرد 723 00:43:30,963 --> 00:43:33,963 باد شدیدی به آنها برخورد کرد 724 00:43:33,963 --> 00:43:37,963 صاحبان کشتی به اهل کشتی گفتند 725 00:43:37,963 --> 00:43:43,963 صادق باشید، زیرا خدایان شما در اینجا هیچ فایده ای برای شما ندارند 726 00:43:43,963 --> 00:43:45,963 عکرمه گفت 727 00:43:45,963 --> 00:43:49,963 به خدا سوگند در دریا چیزی جز اخلاص نجاتم نمی دهد 728 00:43:49,963 --> 00:43:53,152 هیچ کس دیگری نمی تواند مرا در عدالت نجات دهد 729 00:43:53,152 --> 00:43:59,152 خدایا اگر مرا از آنچه در آن هستم نجات دهی با من عهد داری 730 00:43:59,152 --> 00:44:01,152 میام پیش محمد 731 00:44:01,152 --> 00:44:03,152 پس دستم را در دستش گذاشتم 732 00:44:03,152 --> 00:44:07,152 من او را بخشنده و سخاوتمند می دانم 733 00:44:07,152 --> 00:44:09,152 زنده ماند و به اسلام گروید 734 00:44:09,152 --> 00:44:12,382 و اما عبدالله بن خطل 735 00:44:12,382 --> 00:44:15,382 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 736 00:44:15,382 --> 00:44:19,382 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 737 00:44:19,382 --> 00:44:22,472 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 738 00:44:22,472 --> 00:44:24,472 وارد سال فتح شد 739 00:44:24,472 --> 00:44:26,472 و بر سر او آمرزش است 740 00:44:26,472 --> 00:44:30,543 وقتی آن را برداشت، مردی آمد و گفت: 741 00:44:30,543 --> 00:44:34,543 ابن خطل به پرده های کعبه چسبیده است 742 00:44:34,543 --> 00:44:38,543 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 743 00:44:38,543 --> 00:44:40,672 او را بکش 744 00:44:40,672 --> 00:44:42,672 ابوداود در سنن خود گفته است 745 00:44:42,672 --> 00:44:44,672 ابن خطال 746 00:44:44,672 --> 00:44:46,672 اسمش عبدالله است 747 00:44:46,672 --> 00:44:50,793 ابوبرزا اسلمی رضی الله عنه او را کشت 748 00:44:50,793 --> 00:44:54,793 امام نووی در شرح صحیح مسلم فرموده است 749 00:44:54,793 --> 00:44:56,793 دانشمندان گفتند 750 00:44:56,793 --> 00:45:01,793 او را کشت چون اسلام را رها کرده بود 751 00:45:01,793 --> 00:45:04,793 مسلمانی را که به او خدمت می کرد کشت 752 00:45:04,793 --> 00:45:08,793 از پیامبر صلی الله علیه و آله انتقاد و نفرین می کرد 753 00:45:08,793 --> 00:45:15,793 او دو خواننده داشت که طنزهای پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و مسلمانان می خواندند. 754 00:45:15,793 --> 00:45:19,052 امام بغاوی در شرح سنت فرمودند 755 00:45:19,052 --> 00:45:24,052 و به دستور او رضی الله عنه به کشتن ابن ختال 756 00:45:24,052 --> 00:45:30,052 ادله ای که نشان می دهد حرم در برابر اعمال مجازاتی که بر شخص وارد می شود محافظت نمی کند 757 00:45:30,052 --> 00:45:33,052 نیازی به تأخیر در آن نیست 758 00:45:33,052 --> 00:45:36,371 و اما مقیس بن سبابه 759 00:45:36,371 --> 00:45:39,371 امام نسائی در السنن الکبری روایت کرده است 760 00:45:39,371 --> 00:45:44,371 الطحاوی مشکل ردیابی را با زنجیره انتقال خوب توضیح می دهد 761 00:45:44,371 --> 00:45:50,371 از مصعب بن سعد از پدرش سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه می فرماید. 762 00:45:50,371 --> 00:45:53,402 و اما مقیس بن سبابه 763 00:45:53,402 --> 00:45:57,402 مردم او را در بازار پیدا کردند و کشتند 764 00:45:57,402 --> 00:45:59,793 ابن اسحاق در شرح حال خود گفته است 765 00:45:59,793 --> 00:46:02,851 و اما مقیس بن سبابه 766 00:46:02,851 --> 00:46:06,851 نميلة بن عبدالله رضي الله عنه او را كشت 767 00:46:06,851 --> 00:46:11,072 و اما عبدالله بن سعد بن ابی السرح 768 00:46:11,072 --> 00:46:18,072 ابوداود در سنن خود و الطحاوی در شرح مشكل الاثار به سند حسنه روایت كرده است. 769 00:46:18,072 --> 00:46:22,072 از سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه گفت 770 00:46:22,072 --> 00:46:24,072 و اما ابن ابی سرح 771 00:46:24,072 --> 00:46:28,072 او نزد عثمان بن عفان پنهان شد 772 00:46:28,072 --> 00:46:33,112 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مردم را به بیعت دعوت کرد 773 00:46:33,112 --> 00:46:38,112 آورد تا به پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه داشت 774 00:46:38,112 --> 00:46:39,112 و او گفت 775 00:46:39,112 --> 00:46:43,112 ای پیامبر خدا با عبدالله بیعت کن 776 00:46:43,112 --> 00:46:47,112 سرش را بلند کرد و سه بار به او نگاه کرد 777 00:46:47,112 --> 00:46:49,112 او همه اینها را رد می کند 778 00:46:49,112 --> 00:46:52,391 پس از سه روز با او بیعت کرد 779 00:46:52,391 --> 00:46:58,391 امام احمد در مسند خود و ترمذی در جامع خود به سند حسنه روایت کرده است. 780 00:46:58,391 --> 00:47:00,391 تلفظ برای احمد است 781 00:47:00,391 --> 00:47:04,391 از ابی بن کعب رضی الله عنه می فرماید 782 00:47:04,391 --> 00:47:06,391 وقتی روز فتح بود 783 00:47:06,391 --> 00:47:08,391 مردی که نمی دانست گفت 784 00:47:08,391 --> 00:47:11,492 بعد از امروز قریش نیست 785 00:47:11,492 --> 00:47:15,492 سپس منادی رسول خدا صلی الله علیه و آله ندا داد 786 00:47:15,492 --> 00:47:18,492 امنیت سیاه و سفید 787 00:47:18,492 --> 00:47:20,492 جز فلانی و فلانی 788 00:47:20,492 --> 00:47:25,922 ناسا آنها را نام برد 789 00:47:25,922 --> 00:47:29,922 گردان های اسلام وارد مکه می شوند 790 00:47:29,922 --> 00:47:36,342 گردان های مسلمان وارد شدند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آنها دستور داد. 791 00:47:37,342 --> 00:47:42,342 به قریش یا پاشا حمله کردند تا در مقابل مسلمانان بایستند 792 00:47:42,342 --> 00:47:46,431 یعنی گروه هایی از قبایل مختلف جمع می کرد 793 00:47:46,431 --> 00:47:51,431 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به انصار دستور داد تا آنان را بکشند 794 00:47:51,431 --> 00:47:57,561 امام مسلم و امام احمد در مسند خود آن را نقل کرده اند و جمله از احمد است 795 00:47:57,561 --> 00:48:01,561 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 796 00:48:01,561 --> 00:48:04,561 و قریش یا پاشاهای آن 797 00:48:04,561 --> 00:48:07,561 گفتند ما اینها را ارائه می کنیم 798 00:48:07,561 --> 00:48:11,561 اگر چیزی داشتند ما هم با آنها بودیم 799 00:48:11,561 --> 00:48:15,592 اگر گرفتار شوند آنچه را که خواسته ایم می دهیم 800 00:48:15,592 --> 00:48:21,592 گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله نگاه کرد و مرا دید. 801 00:48:21,592 --> 00:48:24,592 گفت: ای ابوهریره 802 00:48:24,592 --> 00:48:28,632 پس گفتم: سوگند به تو ای رسول خدا. 803 00:48:28,632 --> 00:48:31,632 گفت با انصار مرا تشویق کنید 804 00:48:31,632 --> 00:48:34,632 فقط حامیان من به سراغ من خواهند آمد 805 00:48:34,632 --> 00:48:36,663 او آنها را تشویق کرد 806 00:48:36,663 --> 00:48:41,663 پس آمدند و رسول خدا صلی الله علیه و آله را طواف کردند 807 00:48:41,663 --> 00:48:45,663 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 808 00:48:45,663 --> 00:48:49,663 حرامزاده های قریش و پیروانشان را می بینی 809 00:48:49,663 --> 00:48:53,663 سپس با دستانش یکی روی دیگری گفت 810 00:48:53,663 --> 00:48:55,663 آنها را با برداشت درو کنید 811 00:48:55,663 --> 00:48:58,663 تا اینکه تو صفا پیش من بیایی 812 00:48:58,663 --> 00:49:00,952 ابوهریره گفت 813 00:49:00,952 --> 00:49:02,952 پس راه افتادیم 814 00:49:02,952 --> 00:49:06,952 هیچ کدام از ما نمی خواهیم آنقدر که می خواهیم آنها را بکشیم 815 00:49:06,952 --> 00:49:10,952 و هیچ کس چیزی از آنها به ما هدایت نمی کند 816 00:49:10,952 --> 00:49:13,141 ابوسفیان گفت 817 00:49:13,141 --> 00:49:15,141 ای رسول خدا 818 00:49:15,141 --> 00:49:17,141 روشن کردم که قریش سبز است 819 00:49:17,141 --> 00:49:20,202 بعد از امروز قریش نیست 820 00:49:20,202 --> 00:49:23,202 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 821 00:49:23,202 --> 00:49:26,233 هر که درش را ببندد در امان است 822 00:49:26,233 --> 00:49:30,233 هر کس وارد خانه ابوسفیان شود در امان است 823 00:49:30,233 --> 00:49:34,302 مردم درهای خود را بستند 824 00:49:34,302 --> 00:49:45,452 ورود پیامبر صلی الله علیه و آله به مکه مورد کرامت خداوند قرار گرفت 825 00:49:45,452 --> 00:49:52,023 رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مکه شد و خداوند آن را گرامی داشت. 826 00:49:52,023 --> 00:49:56,023 از کذاء که در بالای مکه است 827 00:49:56,023 --> 00:49:59,023 روز عالی و خاطره انگیزی بود 828 00:49:59,023 --> 00:50:06,023 و در مقابل او رضی الله عنه یارانش از مهاجرین و انصار رضی الله عنهم بودند. 829 00:50:06,023 --> 00:50:10,023 او بر شتر خود سوار است و المغفر بر سر دارد 830 00:50:10,023 --> 00:50:14,023 سرش تقریباً جلوی کوله پشتی را لمس می کند 831 00:50:14,023 --> 00:50:17,023 از خضوع او در برابر پروردگار متعالش 832 00:50:17,023 --> 00:50:21,023 سوره فتح را می خواند و صدایش برمی گردد 833 00:50:21,023 --> 00:50:24,023 پس بر کعبه طواف کرد، طواف ورود 834 00:50:24,023 --> 00:50:27,023 عمره نخواست و انجام نداد 835 00:50:27,023 --> 00:50:30,181 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 836 00:50:30,181 --> 00:50:33,181 قال عایشه رضی الله عنها 837 00:50:33,181 --> 00:50:36,181 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 838 00:50:36,181 --> 00:50:40,181 سال فتح از بالای مکه آغاز شد 839 00:50:40,181 --> 00:50:43,503 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 840 00:50:43,503 --> 00:50:47,503 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 841 00:50:47,503 --> 00:50:50,503 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 842 00:50:50,503 --> 00:50:53,503 در روز فتح وارد مکه شد 843 00:50:53,503 --> 00:50:55,503 و بر سر او آمرزش است 844 00:50:55,503 --> 00:50:58,503 و به عبارت دیگر در صحیح مسلم 845 00:50:58,503 --> 00:51:01,503 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم 846 00:51:01,503 --> 00:51:04,503 گفت که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 847 00:51:04,503 --> 00:51:07,503 وارد روز فتح مکه شد 848 00:51:07,503 --> 00:51:10,503 عمامه مشکی بر سر دارد 849 00:51:10,503 --> 00:51:13,722 قاضی ایاد گفت 850 00:51:13,722 --> 00:51:16,722 صورت ترکیب آنها 851 00:51:16,722 --> 00:51:19,722 اولین ورودش المغفر بر سر بود 852 00:51:19,722 --> 00:51:22,722 بعد از آن عمامه بر سر داشت 853 00:51:22,722 --> 00:51:25,722 پس از حذف آمرزنده 854 00:51:25,722 --> 00:51:28,722 به گواه آنچه او گفت 855 00:51:28,722 --> 00:51:31,722 او مردمی را که عمامه سیاه بر سر داشتند خطاب کرد 856 00:51:31,722 --> 00:51:34,722 چون خطبه بر در کعبه بود 857 00:51:34,722 --> 00:51:37,722 پس از فتح کامل مکه 858 00:51:37,722 --> 00:51:40,913 حکیم در المستدرک با سند ضعیف روایت کرده است 859 00:51:40,913 --> 00:51:43,913 او شاهدی دارد که او را تقویت می کند 860 00:51:43,913 --> 00:51:46,913 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 861 00:51:46,913 --> 00:51:49,913 رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد 862 00:51:50,913 --> 00:51:53,913 مکه در روز فتح 863 00:51:53,913 --> 00:51:56,913 و چانه او در سطح بالایی قرار دارد 864 00:51:56,913 --> 00:52:00,233 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 865 00:52:00,233 --> 00:52:03,233 از عبدالله بن مغفل رضی الله عنه 866 00:52:03,233 --> 00:52:07,362 گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم 867 00:52:07,362 --> 00:52:10,362 در روز فتح مکه بر شترش 868 00:52:10,362 --> 00:52:13,362 دارد سوره فتح را می خواند 869 00:52:13,362 --> 00:52:18,762 او برمی گردد 870 00:52:18,762 --> 00:52:22,592 پاک کردن خانه از بتها 871 00:52:22,592 --> 00:52:25,592 عمامه مسلم در صحیح خود 872 00:52:25,592 --> 00:52:28,592 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 873 00:52:28,592 --> 00:52:31,592 رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 874 00:52:31,592 --> 00:52:34,592 تا سنگ را ببوسم 875 00:52:34,592 --> 00:52:37,592 پس آن را دریافت کرد و سپس در اطراف خانه قدم زد 876 00:52:37,592 --> 00:52:40,592 پس به بتی در کنار خانه رسید 877 00:52:40,592 --> 00:52:43,592 او را پرستش کردند 878 00:52:43,592 --> 00:52:46,592 و به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله 879 00:52:46,592 --> 00:52:49,592 یک کمان و او کمان را می گیرد 880 00:52:49,592 --> 00:52:52,592 این خمیدگی از هر دو انتهای قوس است 881 00:52:52,592 --> 00:52:55,663 وقتی بر بت رسید 882 00:52:55,663 --> 00:52:58,663 چاقو به چشمش زد و گفت: 883 00:52:58,663 --> 00:53:01,663 حق آمد و باطل از بین رفت 884 00:53:01,663 --> 00:53:04,722 وقتی طوافش تمام شد 885 00:53:04,722 --> 00:53:07,722 در واقع الصفا بر او وارد شد 886 00:53:07,722 --> 00:53:10,722 تا اینکه به خانه نگاه کرد 887 00:53:10,722 --> 00:53:13,722 دستانش را بلند کرد و خدا را شکر کرد 888 00:53:13,722 --> 00:53:16,722 هر چه می خواهد التماس کند 889 00:53:16,722 --> 00:53:19,913 امام نووی فرمودند 890 00:53:19,913 --> 00:53:22,913 و در حدیث 891 00:53:22,913 --> 00:53:25,913 شروع با طواف در اولین ورود به مکه 892 00:53:25,913 --> 00:53:28,913 خواه در حج احرام باشد یا عمره 893 00:53:28,913 --> 00:53:31,983 یا ممنوع نیست 894 00:53:31,983 --> 00:53:34,983 پیامبر صلی الله علیه و آله در این روز وارد آن شد 895 00:53:34,983 --> 00:53:37,983 روز فتح است 896 00:53:37,983 --> 00:53:40,983 با اجماع مسلمانان حرام نیست 897 00:53:40,983 --> 00:53:43,983 و بر سر او بخشش بود 898 00:53:43,983 --> 00:53:46,983 تظاهرات در آن است 899 00:53:46,983 --> 00:53:50,362 اجماع به اتفاق آرا مورد توافق است 900 00:53:50,362 --> 00:53:53,362 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 901 00:53:53,362 --> 00:53:56,431 از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت 902 00:53:56,431 --> 00:53:59,431 پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد 903 00:53:59,431 --> 00:54:02,431 مکه در روز فتح 904 00:54:02,431 --> 00:54:05,431 در اطراف خانه شصت و سیصد بنای تاریخی وجود دارد 905 00:54:05,431 --> 00:54:08,431 بنابراین با چوبی که در دست داشت شروع به زدن او کرد 906 00:54:08,431 --> 00:54:11,431 می گوید حقیقت آمده است 907 00:54:12,431 --> 00:54:15,431 باطل فناپذیر بود 908 00:54:15,431 --> 00:54:18,492 درست اومد 909 00:54:18,492 --> 00:54:21,492 و آنچه باطل را آغاز می کند و آن را باز می گرداند 910 00:54:21,492 --> 00:54:26,862 ورود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 911 00:54:26,862 --> 00:54:29,862 کعبه 912 00:54:29,862 --> 00:54:33,532 و از تصاویر پاک شد 913 00:54:33,532 --> 00:54:36,532 رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد 914 00:54:36,532 --> 00:54:39,532 با کلید کعبه 915 00:54:39,532 --> 00:54:42,532 یکی از ابروی او عثمان بن طلحه رضی الله عنه بود 916 00:54:42,532 --> 00:54:45,532 وارد خانه شد و دستور داد دکل ها را پاک کنند 917 00:54:45,532 --> 00:54:48,532 بلال رضی الله عنه اجازه داد 918 00:54:48,532 --> 00:54:51,532 در آن روز پشت کعبه 919 00:54:51,532 --> 00:54:54,532 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ داد 920 00:54:54,532 --> 00:54:57,532 کلید عثمان بن طلحه رضی الله عنه 921 00:54:57,532 --> 00:55:00,532 و ایشان را به تسلط تأیید کرد 922 00:55:00,532 --> 00:55:03,952 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 923 00:55:03,952 --> 00:55:06,952 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 924 00:55:06,952 --> 00:55:09,952 پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 925 00:55:09,952 --> 00:55:12,952 سال فتح 926 00:55:12,952 --> 00:55:15,952 این مترادف با اسامه در افراطی است 927 00:55:15,952 --> 00:55:18,952 بلال و عثمان بن طلحه همراه او بودند 928 00:55:18,952 --> 00:55:22,072 تا اینکه در خانه بخوابم 929 00:55:22,072 --> 00:55:25,072 سپس به عثمان گفت: کلید را برای ما بیاور. 930 00:55:25,072 --> 00:55:28,112 پس کلید را آورد 931 00:55:28,112 --> 00:55:31,112 در را برایش باز کرد 932 00:55:31,112 --> 00:55:34,112 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد 933 00:55:34,112 --> 00:55:37,112 و اسامه و بلال و عثمان 934 00:55:38,112 --> 00:55:41,112 بنابراین او یک روز طولانی ماند 935 00:55:41,112 --> 00:55:44,112 بعد رفت بیرون 936 00:55:44,112 --> 00:55:47,112 و مردم شروع به ورود می کنند 937 00:55:47,112 --> 00:55:50,112 پس جلوتر از آنها دویدم و بلال را یافتم 938 00:55:50,112 --> 00:55:53,112 ایستاده از پشت در 939 00:55:53,112 --> 00:55:56,112 پس به او گفتم پیامبر صلی الله علیه و آله در کجا نماز می خواند 940 00:55:56,112 --> 00:55:59,112 و او گفت 941 00:55:59,112 --> 00:56:02,112 بین آن دو ستون جلو نماز خواند 942 00:56:02,112 --> 00:56:05,112 خانه روی شش ستون بود 943 00:56:05,112 --> 00:56:08,112 بین دو ستون خط ارائه شده دعا کنید 944 00:56:08,112 --> 00:56:11,112 و درب خانه را بسازید 945 00:56:11,112 --> 00:56:14,112 پشت سرش 946 00:56:14,112 --> 00:56:17,112 و چهره او را دریافت کنید که هنگام ورود به شما سلام می کند 947 00:56:17,112 --> 00:56:20,302 خانه بین او و دیوار است 948 00:56:20,302 --> 00:56:23,302 گفت و یادم رفت ازش بپرسم 949 00:56:23,302 --> 00:56:26,681 چقدر دعا کرد 950 00:56:26,681 --> 00:56:29,681 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 951 00:56:29,681 --> 00:56:32,713 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 952 00:56:32,713 --> 00:56:35,713 خداوند او را در سال فتح رحمت و سلامتی عنایت فرماید 953 00:56:35,713 --> 00:56:38,713 بر شتر اثر اسامه بن زید 954 00:56:38,713 --> 00:56:41,713 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد 955 00:56:41,713 --> 00:56:44,713 تا اینکه وارد صحن کعبه می شوم 956 00:56:44,713 --> 00:56:47,713 سپس عثمان ابن طلحه را صدا زد 957 00:56:47,713 --> 00:56:50,753 گفت: کلید را برایم بیاور. 958 00:56:50,753 --> 00:56:53,753 پس نزد مادرش رفت 959 00:56:53,753 --> 00:56:56,753 او از دادن آن به او خودداری کرد 960 00:56:56,753 --> 00:56:59,753 گفت: به خدا سوگند به من می دهی. 961 00:57:00,753 --> 00:57:03,753 گفت پس آن را به او داد 962 00:57:03,753 --> 00:57:07,753 پس آن را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد 963 00:57:07,753 --> 00:57:10,753 پس آن را به سوی او هل داد و او در را باز کرد 964 00:57:10,753 --> 00:57:13,871 و ابن ماجه در سنن خود روایت کرده است 965 00:57:13,871 --> 00:57:16,871 و ابوداود در سنن خود با سند حسنه 966 00:57:16,871 --> 00:57:19,871 تلفظ ابن ماجه است 967 00:57:19,871 --> 00:57:22,871 از صفیه بنت شیبه رضی الله عنه 968 00:57:22,871 --> 00:57:25,871 گفت: رسول خدا اطمینان نداشت 969 00:57:25,871 --> 00:57:28,871 خداوند او را در سال فتح رحمت و سلامتی عنایت فرماید 970 00:57:28,871 --> 00:57:31,871 سوار بر شتری شد 971 00:57:31,871 --> 00:57:34,871 مهجین در دست گوشه را دریافت می کند 972 00:57:34,871 --> 00:57:37,871 سپس وارد کعبه شد 973 00:57:37,871 --> 00:57:40,871 آنجا یک کبوتر عیدم پیدا کرد 974 00:57:40,871 --> 00:57:43,871 بنابراین او آن را شکست 975 00:57:43,871 --> 00:57:47,233 سپس بر در کعبه ایستاد و به سوی آن سنگ پرتاب کرد 976 00:57:47,233 --> 00:57:50,233 و من نگاه می کنم 977 00:57:50,233 --> 00:57:53,233 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 978 00:57:53,233 --> 00:57:56,233 از ابن عباس رضی الله عنهم 979 00:57:57,233 --> 00:58:00,233 وقتی به مکه آمد 980 00:58:00,233 --> 00:58:03,233 او از ورود به خانه ای که خدایان بودند خودداری کرد 981 00:58:03,233 --> 00:58:06,233 پس دستور داد و بیرون آوردند 982 00:58:06,233 --> 00:58:09,233 عکسی از ابراهیم و اسماعیل بیرون آورد 983 00:58:09,233 --> 00:58:12,322 در دستان آنها تیز کن است 984 00:58:12,322 --> 00:58:15,322 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 985 00:58:15,322 --> 00:58:18,322 خدا با آنها جنگید 986 00:58:18,322 --> 00:58:21,483 آنها می دانستند که هرگز به آن سوگند یاد نکرده بودند 987 00:58:21,483 --> 00:58:24,612 سپس وارد خانه شد 988 00:58:24,612 --> 00:58:27,612 با سند او و ابوداود با سند صحیح 989 00:58:27,612 --> 00:58:30,612 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم 990 00:58:30,612 --> 00:58:33,612 گفت که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 991 00:58:33,612 --> 00:58:36,612 دستور عمربن الخطاب 992 00:58:36,612 --> 00:58:39,612 خداوند در زمان فتح از او راضی باشد 993 00:58:39,612 --> 00:58:42,612 او در بطحا است 994 00:58:42,612 --> 00:58:45,612 آمدن به کعبه و محو هر تصویری در آن 995 00:58:45,612 --> 00:58:48,672 پیامبر صلی الله علیه و آله وارد آن نشد 996 00:58:48,672 --> 00:58:51,672 تا اینکه هر تصویری را که در آن بود پاک کردم 997 00:58:52,672 --> 00:58:56,032 حافظ در الفتح گفته است 998 00:58:56,032 --> 00:58:59,032 که به نظر می رسد پاک شده است 999 00:58:59,032 --> 00:59:02,032 به عنوان مثال، هیچ یک از تصاویر نقاشی نشده است 1000 00:59:02,032 --> 00:59:05,193 چیزی که مخروط بود را بیرون آورد 1001 00:59:05,193 --> 00:59:08,193 و اما حدیث اسامه رضی الله عنه 1002 00:59:08,193 --> 00:59:11,193 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 1003 00:59:11,193 --> 00:59:14,193 وارد کعبه شد و عکسی از ابراهیم دید 1004 00:59:14,193 --> 00:59:17,193 پس آب خواست و شروع به پاک کردن آن کرد 1005 00:59:17,193 --> 00:59:20,193 قابل حمل است 1006 00:59:21,193 --> 00:59:24,193 از اینکه چه کسی اول آن را پاک کرده است پنهان است 1007 00:59:24,193 --> 00:59:31,831 خطبه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 1008 00:59:31,831 --> 00:59:34,831 و عفو او برای اهل مکه 1009 00:59:34,831 --> 00:59:39,112 وقتی موضوع حل شد 1010 00:59:39,112 --> 00:59:42,112 به رسول خدا صلی الله علیه و آله 1011 00:59:42,112 --> 00:59:45,112 بر پله های کعبه ایستاد 1012 00:59:45,112 --> 00:59:48,391 مردم مکه را خطاب قرار داد 1013 00:59:48,391 --> 00:59:51,391 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 1014 00:59:51,391 --> 00:59:54,492 از عمر بن حارث رضی الله عنه گفت 1015 00:59:54,492 --> 00:59:57,492 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 1016 00:59:57,492 --> 01:00:00,492 با مردم نامزد کرد و کارگر داشت 1017 01:00:00,012 --> 01:00:16,362 ابوداود در سنن خود به سند صحیح از عبدالله بن عمر بن العاص رضی الله عنه روایت کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز فتح در مکه خطبه ای ایراد کرد. 1018 01:00:16,362 --> 01:00:28,362 پس سه مرتبه الله اکبر گفت، سپس گفت: معبودی جز الله یکتا نیست. او به عهد خود وفا کرد و به بنده خود پیروز شد و به تنهایی طرفین را شکست داد 1019 01:00:28,362 --> 01:00:42,362 ولى هر كارى كه در جاهلى واقع شده است، ذكر و ذكر مى شود، مانند خون و مالى كه در پاى من است، مگر آنچه در تأمين آب زائران و حفظ خانه بوده است. 1020 01:00:42,362 --> 01:00:53,461 آن دو شیخ در صحیح خود از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت کرده اند که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیده است. 1021 01:00:53,461 --> 01:01:03,461 در سال فتح در مکه گفت که خدا و رسولش فروش شراب و گوشت مرده و خوک و بتها را حرام کردند. 1022 01:01:03,461 --> 01:01:15,461 عرض شد: ای رسول خدا، چربی حیوان مرده را دیده ای؟ زیرا از آن برای چرب کردن کشتی ها استفاده می شود، پوست ها را با آن رنگ می کنند و مردم از آن برای روشن کردن مردم استفاده می کنند. 1023 01:01:15,461 --> 01:01:28,461 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: نه حرام است. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «در آن هنگام خداوند یهودیان را می کشد». 1024 01:01:28,461 --> 01:01:39,942 هنگامی که خداوند چربی آن را حرام کرد، آن را کامل کردند، سپس فروختند و قیمت آن را مصرف کردند. امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 1025 01:01:39,942 --> 01:01:54,942 از عبدالله بن مطیع از پدرش می‌گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می‌فرمود: «در روز فتح، از این روز تا روز قیامت، هیچ قریش از روی صبر کشته نمی‌شود». 1026 01:01:54,942 --> 01:02:11,132 امام نووی می فرماید: علما گفتند که منظور این است که همه قریش اسلام را می پذیرند و هیچ یک از آنها مانند دیگران مرتد پس از او رضی الله عنه مرتد نمی شوند. 1027 01:02:11,132 --> 01:02:25,132 از کسانی که جنگ کردند و با صبر و شکیبایی کشته شدند و مقصود این نیست که با صبر و شکیبایی مظلومانه کشته نشوند، زیرا آنچه معلوم است بعد از آن برای قریش پیش آمد و خدا داناتر است. 1028 01:02:25,132 --> 01:02:35,293 امام احمد در مسند خود و ترمذی در جامع خود به سند حسنه از حارث بن مالک رضی الله عنه روایت کرده که فرمود: 1029 01:02:35,293 --> 01:02:49,293 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز فتح مکه شنیدم که می فرمود: «بعد از امروز تا روز قیامت تسخیر نمی شود» یعنی مکه که خداوند آن را گرامی داشت. 1030 01:02:49,293 --> 01:02:59,422 در بیان دیگری در مسند و در شرح مشكل الاثار با سند حسنه از عبدالله بن مطیع از پدرش می فرماید: 1031 01:02:59,422 --> 01:03:11,422 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که در مکه دستور کشتن این افراد را داد که می فرمود: «بعد از این سال به مکه حمله نمی شود». 1032 01:03:12,422 --> 01:03:26,422 شیخ در پاورقی می فرماید مقصود از «رحیت» کسانی هستند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خون آنها را قبل از ورود به مکه ریخت. این قبلا ذکر شد. 1033 01:03:26,422 --> 01:03:38,802 سفیان بن عیین، راوی حدیث، می‌گوید، چنانکه در روایت طهاوی آمده، تعبیر او این است که هرگز کافر نمی‌شوند و بر کفر تعرض نمی‌کنند. 1034 01:03:38,802 --> 01:03:49,121 رسول خدا صلی الله علیه و آله مردم مکه را عفو کرد و مردم برای بیعت با او نزد او گرد آمدند. 1035 01:03:49,121 --> 01:03:58,192 امام نسایی در سنن کبری به سند صحیح از ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده که فرمود: 1036 01:03:58,192 --> 01:04:10,192 رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و شد به اطراف خانه رفت و از کنار آن بت ها گذشت و تیر کمان به آنها زد و فرمود: 1037 01:04:10,192 --> 01:04:22,222 حق آمد و باطل از بین رفت. همانا باطل از بین رفت، تا وقتی که نماز را تمام کرد، آمد و دو چوب در را گرفت. 1038 01:04:22,222 --> 01:04:32,222 سپس گفت: ای قوم قریش چه می گویید؟ گفت: برادرزاده و پسر عموی رحیم و سخاوتمند. 1039 01:04:32,222 --> 01:04:44,311 سپس این ضرب المثل به آنها بازگشت. چنین گفتند، پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «من می گویم همانطور که برادرم یوسف گفت». 1040 01:04:44,311 --> 01:04:55,311 امروز هیچ سرزنشی بر گردن شما نیست. خداوند تو را ببخشايد و او مهربان ترين رحم كنندگان است. پس بیرون رفتند و در اسلام با او بیعت کردند 1041 01:04:55,311 --> 01:05:04,541 امام احمد در مسند خود و الحکیم در مستدرک خود به سند حسنه از محمد بن الاسود بن خلف روایت کرده است. 1042 01:05:04,541 --> 01:05:14,541 او گفت که پدرش اسود به او گفت که پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم که در روز فتح با مردم بیعت کرد. 1043 01:05:14,541 --> 01:05:27,541 گفت: پس در قارن در بن سمره نشست و پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم که نشسته بود و مردم از پیر و جوان و زن آمدند. 1044 01:05:27,541 --> 01:05:40,572 پس بر اسلام و شهادت با او بیعت کردند، گفتم: شهادت چیست؟ در مورد ایمان به خدا و شهادت که معبودی جز خدا نیست گفت 1045 01:05:40,572 --> 01:05:48,702 آن دو شيخ در صحيح خود از مجشع بن مسعود السلمي رضي الله عنه روايت كرده اند كه فرمود: 1046 01:05:48,702 --> 01:05:59,702 بعد از فتح با برادرم نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و گفتم یا رسول الله برادرم را برای تو آوردم تا در هجرت با او بیعت کنی. 1047 01:05:59,702 --> 01:06:11,733 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اهل هجرت آنچه را در آن بود پذیرفتند، گفتم: برای چه با او بیعت می کنید؟ 1048 01:06:11,733 --> 01:06:19,891 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من با او در اسلام و ایمان و جهاد بیعت می کنم. 1049 01:06:19,891 --> 01:06:33,023 امام نووی می فرماید: منظور این است که هجرت ستوده و با فضیلت که برای مردمش سود ظاهری دارد، قبل از فتح رخ داده است. 1050 01:06:33,023 --> 01:06:42,023 ولى من براى اسلام و جهاد و همه كارهاى خير با تو بيعت مى‏كنم و اين امر ذكر عام بعد از خاص است. 1051 01:06:42,023 --> 01:06:50,023 نیکی از جهاد عمومی تر است، یعنی برای انجام این کارها با تو بیعت می کنم 1052 01:06:50,023 --> 01:07:01,072 خطبه او رضی الله عنه فردا در روز فتح 1053 01:07:01,072 --> 01:07:08,161 رسول خدا صلی الله علیه و آله فردای آن روز در روز فتح خطبه ایراد کرد. 1054 01:07:08,161 --> 01:07:16,161 حرمت مکه را توضیح داد و گفت که برای هیچ کس قبل از او جایز نبوده و برای هیچ کس بعد از او جایز نیست. 1055 01:07:16,161 --> 01:07:21,161 ساعتی از شبانه روز بر او رضی الله عنه جایز بود 1056 01:07:21,161 --> 01:07:31,391 آن دو شيخ در صحيح خود از ابوشريح روايت كرده اند كه در حالي كه عمر بن سعيد فرستاده اي به مكه مي فرستاد به او گفت: 1057 01:07:31,391 --> 01:07:40,391 پس ای شهریار من چیزی به تو می گویم که پیامبر صلی الله علیه و آله فردا در روز فتح فرمود. 1058 01:07:40,391 --> 01:07:47,391 گوش هایم آن را شنید، قلبم آن را فهمید و چشمانم وقتی آن را گفت 1059 01:07:47,391 --> 01:07:55,612 خدا را حمد و ثنا کرد، سپس گفت مکه را خدا حرام کرده نه مردم 1060 01:07:55,612 --> 01:08:04,612 بر کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد جایز نیست که با آن خون بریزد یا درختی را با آن نگه دارد. 1061 01:08:04,612 --> 01:08:10,742 به شخصی اجازه جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله داده شد 1062 01:08:10,742 --> 01:08:19,743 پس بگو: خداوند به رسولش اذن داده و به شما اجازه نداده، بلکه ساعتی از روز را به من اجازه داده است. 1063 01:08:19,743 --> 01:08:23,743 سپس حرمت امروز او به همان قداست دیروز بازگشت 1064 01:08:23,743 --> 01:08:26,743 به شاهد غایب اطلاع داده شود 1065 01:08:26,743 --> 01:08:33,962 آن دو شيخ در صحيح خود از ابن عباس رضي الله عنه روايت كرده اند كه فرمود: 1066 01:08:33,962 --> 01:08:38,962 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز فتح فرمود فتح مکه. 1067 01:08:38,962 --> 01:08:42,962 هجرت نیست، بلکه جهاد و نیت است 1068 01:08:42,962 --> 01:08:45,962 اگر بسیج هستید، پس بسیج شوید 1069 01:08:45,962 --> 01:08:50,962 این کشور در روزی که آسمان ها و زمین را آفرید، توسط خداوند حرام شد 1070 01:08:50,962 --> 01:08:55,962 حرمت خدا تا روز قیامت حرام است 1071 01:08:55,962 --> 01:08:59,962 جایز نبود قبل از من در آنجا بجنگد 1072 01:08:59,962 --> 01:09:03,962 در طول روز فقط یک ساعت به سراغم می آمد 1073 01:09:03,962 --> 01:09:07,962 حرمت خدا تا روز قیامت حرام است 1074 01:09:07,962 --> 01:09:11,962 نه خارهایش را نگه می دارد و نه طعمه هایش را می راند 1075 01:09:11,962 --> 01:09:14,962 فقط کسانی که آن را می دانند می توانند آن را انتخاب کنند 1076 01:09:14,962 --> 01:09:17,962 و از بین نمی رود 1077 01:09:17,962 --> 01:09:21,061 عباس رضی الله عنه گفت 1078 01:09:21,061 --> 01:09:24,061 یا رسول الله الا الذخیر 1079 01:09:24,061 --> 01:09:28,061 برای آنها و خانه هایشان است 1080 01:09:28,061 --> 01:09:32,061 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1081 01:09:32,061 --> 01:09:34,061 جز الذخیر 1082 01:09:34,061 --> 01:09:43,233 مدت اقامت پیامبر صلی الله علیه و آله در مکه پس از فتح آن 1083 01:09:43,233 --> 01:09:48,101 رسول خدا صلی الله علیه و آله اقامت داشت 1084 01:09:48,101 --> 01:09:52,101 خداوند در مکه پس از فتح آن را گرامی داشت 1085 01:09:52,101 --> 01:09:56,101 نماز را نوزده روز کوتاه کن 1086 01:09:56,101 --> 01:09:59,193 خدا رحمتش کند و درود فرستد 1087 01:09:59,193 --> 01:10:02,193 وقف بقیه ماه رمضان 1088 01:10:02,193 --> 01:10:05,421 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 1089 01:10:05,421 --> 01:10:09,421 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 1090 01:10:09,421 --> 01:10:12,483 پیغمبر صلی الله علیه و آله تأسیس کرد 1091 01:10:12,483 --> 01:10:15,483 نوزده کوتاه می آید 1092 01:10:15,483 --> 01:10:18,511 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 1093 01:10:18,511 --> 01:10:22,511 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 1094 01:10:22,511 --> 01:10:26,511 رسول خدا روزه گرفت تا اینکه به الکدید رسید 1095 01:10:26,511 --> 01:10:31,511 آب بین قدید و عصفان افطار می کند 1096 01:10:31,511 --> 01:10:35,511 او به تهمت زدن ادامه داد تا اینکه ماه گذشت 1097 01:10:35,511 --> 01:10:37,801 حافظ بن کثیر گفت 1098 01:10:37,801 --> 01:10:40,832 در اینکه او صلی الله علیه و آله و سلم باشد، اختلافی نیست 1099 01:10:40,832 --> 01:10:43,832 تا آخر ماه رمضان ماند 1100 01:10:43,832 --> 01:10:46,832 نماز را کوتاه می کند و افطار می کند 1101 01:10:46,832 --> 01:10:53,171 فتح مکه و تأثیر آن بر اعراب 1102 01:10:53,171 --> 01:10:57,131 اعراب منتظر پایان درگیری بودند 1103 01:10:57,131 --> 01:11:00,131 بین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 1104 01:11:00,131 --> 01:11:02,131 و قریش 1105 01:11:02,131 --> 01:11:05,131 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم باز شد 1106 01:11:05,131 --> 01:11:08,131 مکه و قریش را شکست داد 1107 01:11:08,131 --> 01:11:11,131 دسته دسته وارد دین خدا شدند 1108 01:11:11,131 --> 01:11:15,233 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 1109 01:11:15,233 --> 01:11:19,233 از عمر بن سلمه الجرمی رضی الله عنه می فرماید 1110 01:11:19,233 --> 01:11:23,233 اعراب فتح را عامل گرویدن به اسلام می دانستند 1111 01:11:23,233 --> 01:11:25,233 یعنی شما صبر کنید 1112 01:11:25,233 --> 01:11:27,233 و می گویند 1113 01:11:27,233 --> 01:11:29,233 او و مردمش را رها کن 1114 01:11:29,233 --> 01:11:31,233 اگر برای آنها ظاهر شود 1115 01:11:31,233 --> 01:11:34,233 او یک پیامبر واقعی است 1116 01:11:34,233 --> 01:11:37,261 هنگامی که نبرد مردم فتح رخ داد 1117 01:11:37,261 --> 01:11:40,261 همه مردم شروع به گرویدن خود به اسلام کردند 1118 01:11:40,261 --> 01:11:43,261 و بدر پدرم اسلام آورد 1119 01:11:43,261 --> 01:11:46,261 وقتی آمد گفت: 1120 01:11:46,261 --> 01:11:51,261 به خدا سوگند از پیامبر صلی الله علیه و آله نزد شما آمده ام 1121 01:11:51,261 --> 01:11:54,421 ابن اسحاق گفت 1122 01:11:54,421 --> 01:11:57,452 بلکه اعراب منتظر اسلام بودند 1123 01:11:57,452 --> 01:12:00,452 فرماندهی این محله قریش 1124 01:12:00,452 --> 01:12:03,452 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 1125 01:12:03,452 --> 01:12:06,452 دلیلش این است که قریش 1126 01:12:06,452 --> 01:12:09,452 امام و راهنمای مردم بودند 1127 01:12:09,452 --> 01:12:11,452 و اهل بیت الحرام 1128 01:12:11,452 --> 01:12:15,452 و سريح اسماعيل بن ابراهيم عليه السلام به دنيا آمد 1129 01:12:15,452 --> 01:12:17,452 و رهبران عرب 1130 01:12:17,452 --> 01:12:19,452 آنها آن را انکار نمی کنند 1131 01:12:19,452 --> 01:12:21,551 قریش بود 1132 01:12:21,551 --> 01:12:25,551 برای جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله برپا شد 1133 01:12:25,551 --> 01:12:27,551 و غیره 1134 01:12:27,773 --> 01:12:30,773 وقتی مکه فتح شد قریش به او نزدیک شدند 1135 01:12:30,773 --> 01:12:33,773 او از اسلام سرگیجه داشت 1136 01:12:33,773 --> 01:12:36,773 اعراب می دانستند که قدرت ندارند 1137 01:12:36,773 --> 01:12:39,773 با جنگ رسول خدا صلی الله علیه و آله 1138 01:12:39,773 --> 01:12:41,773 نه دشمنی او 1139 01:12:41,773 --> 01:12:43,801 پس وارد دین خدا شدند 1140 01:12:43,801 --> 01:12:47,801 همانطور که خداوند متعال در کثرت فرمود 1141 01:12:47,801 --> 01:12:50,801 از هر طرف به او حمله می کنند 1142 01:12:50,801 --> 01:12:58,792 جنگ حنین 1143 01:12:58,792 --> 01:13:02,421 جنگ حنین رخ داد 1144 01:13:02,421 --> 01:13:06,872 در شوال سال هشتم هجری 1145 01:13:06,872 --> 01:13:08,872 حافظ در الفتح گفته است 1146 01:13:08,872 --> 01:13:10,872 اهل مغازی گفتند 1147 01:13:10,872 --> 01:13:14,872 پیامبر صلی الله علیه و آله به حنین رفت 1148 01:13:14,872 --> 01:13:16,872 شوال نگذشته است 1149 01:13:16,872 --> 01:13:20,872 درباره دو شب باقی مانده از ماه مبارک رمضان گفته شد 1150 01:13:20,872 --> 01:13:22,872 و تعدادی از آنها را جمع آوری کنید 1151 01:13:22,872 --> 01:13:26,872 از آخر ماه رمضان شروع به بیرون رفتن کرد 1152 01:13:26,872 --> 01:13:28,872 ششم شوال بود 1153 01:13:28,872 --> 01:13:32,872 روز دهم به آنجا رسید 1154 01:13:32,872 --> 01:13:35,032 امام بن قیم گفت 1155 01:13:35,032 --> 01:13:38,032 خداوند متعال هجوم اعراب را گشود 1156 01:13:38,032 --> 01:13:40,032 در جنگ بدر 1157 01:13:40,032 --> 01:13:43,032 حمله آنها با جنگ حنین به پایان رسید 1158 01:13:43,032 --> 01:13:46,032 بهتر است آنها را بترسانیم و محدودیت هایشان را بشکنیم 1159 01:13:46,032 --> 01:13:49,032 دومی توان آنها را تمام کرد 1160 01:13:49,032 --> 01:13:53,032 تیرهایشان خسته و جمعیتشان تحقیر شده بود 1161 01:13:53,032 --> 01:13:57,032 تا اینکه چاره ای جز ورود به دین خدا نیافتند 1162 01:13:57,032 --> 01:14:01,011 دلیل تهاجم 1163 01:14:01,011 --> 01:14:06,811 وقتی حوازین خبر رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنید 1164 01:14:06,811 --> 01:14:09,811 و آنچه خداوند از مکه فتح کرد 1165 01:14:09,811 --> 01:14:12,811 گردآوری شده توسط مالک بن عوفان النصری 1166 01:14:12,811 --> 01:14:16,841 پس با همه حوازین ثقیف جمع شد 1167 01:14:17,841 --> 01:14:20,841 نصر و گشم همه دور هم جمع شدند 1168 01:14:20,841 --> 01:14:22,841 و سعد بن بکر 1169 01:14:22,841 --> 01:14:24,841 و اهل بنی هلال 1170 01:14:24,841 --> 01:14:28,841 و از بنی جشم، درید بن السماح 1171 01:14:28,841 --> 01:14:30,841 یک شیخ بزرگ 1172 01:14:30,841 --> 01:14:33,841 به نظر او جز زمان مناسب چیزی در آن نیست 1173 01:14:33,841 --> 01:14:35,841 و دانش او از جنگ 1174 01:14:35,841 --> 01:14:38,841 او یک پیرمرد باتجربه بود 1175 01:14:38,841 --> 01:14:42,841 امور مردم به مالک بن عوفان النصری واگذار شد 1176 01:14:44,002 --> 01:14:48,002 تصمیم گرفتند با پیامبر صلی الله علیه و آله بجنگند 1177 01:14:48,002 --> 01:14:53,131 وقتی جمع شد، نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 1178 01:14:53,131 --> 01:14:58,131 مردم پول، زنان و فرزندانشان را نابود کردند 1179 01:14:58,131 --> 01:15:00,193 چون به اوطاس نازل شد 1180 01:15:00,193 --> 01:15:02,193 مردم نزد او جمع شدند 1181 01:15:05,662 --> 01:15:08,662 پیامبر صلی الله علیه و آله مبعوث شد 1182 01:15:08,662 --> 01:15:13,662 عبدالله بن ابی حدرد رضی الله عنه 1183 01:15:36,493 --> 01:15:39,493 گردآوری شده توسط مالک بن عوفان النصری 1184 01:15:39,493 --> 01:15:41,493 از بنی نصر و جاشم 1185 01:15:41,493 --> 01:15:43,493 و از سعد بن بکر 1186 01:15:43,493 --> 01:15:46,493 و اوزاع از بنی هلال 1187 01:15:46,493 --> 01:15:50,493 و مردمی از بنی عمر بن عاصم بن عوف بن عامر 1188 01:15:50,493 --> 01:15:54,493 ثقیف الاحلف و ابن مالک نیز همراه آنان فرستاده شدند 1189 01:15:54,493 --> 01:15:59,493 سپس با آنان به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم حرکت کرد 1190 01:15:59,493 --> 01:16:03,493 با پول، زن و بچه راه می رفت 1191 01:16:03,493 --> 01:16:07,653 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آنها خبر داد 1192 01:16:07,653 --> 01:16:12,653 عبدالله بن ابی حدردان اسلامیه رضی الله عنه را فرستاد 1193 01:16:12,653 --> 01:16:16,653 گفت: برو مردم را بیاور. 1194 01:16:16,653 --> 01:16:19,653 پس به ما بیاموز که به آنها یاد داده است 1195 01:16:19,653 --> 01:16:23,653 پس وارد شد و یکی دو روز نزد آنان ماند 1196 01:16:23,653 --> 01:16:26,653 بعد آمد و خبر را به او گفت 1197 01:16:26,653 --> 01:16:34,921 خروج پیامبر صلی الله علیه و آله به حنین 1198 01:16:34,921 --> 01:16:40,591 رسول خدا صلی الله علیه و آله از مکه خارج شد 1199 01:16:40,591 --> 01:16:43,591 بعد از اینکه باز کردنش تمام شد 1200 01:16:43,591 --> 01:16:45,591 کارها هموار شد 1201 01:16:45,591 --> 01:16:49,591 بیشتر مردم آن را اسلام آورد و آزاد کرد 1202 01:16:49,591 --> 01:16:53,693 وازن و آنهایی که همراهشان بودند به جنگ او رفتند 1203 01:16:53,693 --> 01:16:57,693 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی آنان رفت 1204 01:16:57,693 --> 01:17:01,693 در ده هزار نفری که در فتح با او بودند 1205 01:17:01,693 --> 01:17:04,693 دو هزار آزاده از اهل مکه 1206 01:17:04,693 --> 01:17:07,693 اکثر آنها تازه وارد اسلام شده اند 1207 01:17:07,693 --> 01:17:11,693 اسلام نتوانست قلب آنها را تسخیر کند 1208 01:17:11,693 --> 01:17:14,693 برخی از استادان مکه با او شاهد آن بودند 1209 01:17:14,693 --> 01:17:18,693 مثل صفوان بن امیه که هنوز مشرک بود 1210 01:17:18,693 --> 01:17:21,693 سهیل بن عمر و دیگران 1211 01:17:21,693 --> 01:17:24,693 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 1212 01:17:24,693 --> 01:17:28,693 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 1213 01:17:28,693 --> 01:17:31,693 وقتی روز دلتنگی بود 1214 01:17:31,693 --> 01:17:36,693 حوازین و غطافان با ذریه و برکت آمدند 1215 01:17:36,693 --> 01:17:39,693 و با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 1216 01:17:39,693 --> 01:17:41,693 آن روز ده هزار 1217 01:17:41,693 --> 01:17:43,693 و با او آزادگان هستند 1218 01:17:43,693 --> 01:17:47,912 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 1219 01:17:47,912 --> 01:17:50,912 او می ترسد که مسلمانان فریب تعدادشان را بخورند 1220 01:17:50,912 --> 01:17:52,912 آنها از فراوانی خود شگفت زده می شوند 1221 01:17:52,912 --> 01:17:56,912 این در واقع در متن قرآن اتفاق افتاده است 1222 01:17:56,912 --> 01:17:58,912 و خداوند متعال فرمود 1223 01:17:58,912 --> 01:18:02,912 خداوند در بسیاری از موقعیت ها به شما پیروزی عطا کرده است 1224 01:18:02,912 --> 01:18:03,912 یک روز دلتنگی 1225 01:18:03,912 --> 01:18:05,912 فراوانی خود را دوست داشتی 1226 01:18:05,912 --> 01:18:08,912 هیچ کاری برایت نکرد 1227 01:18:08,912 --> 01:18:12,141 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست 1228 01:18:12,141 --> 01:18:14,141 برای نشان دادن آنها 1229 01:18:14,141 --> 01:18:18,141 این در پیشگاه خداوند هیچ سودی برای آنها ندارد 1230 01:18:18,141 --> 01:18:23,301 با دادن ضرب المثلی که برای یکی از پیامبران با قومش اتفاق افتاد 1231 01:18:23,301 --> 01:18:27,301 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است 1232 01:18:27,301 --> 01:18:30,301 عن صهیب رضی الله عنه گفت 1233 01:18:30,301 --> 01:18:33,362 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 1234 01:18:33,362 --> 01:18:36,362 در ایام حنین لب هایش را تکان می دهد 1235 01:18:36,362 --> 01:18:40,523 کاری که قبلا هرگز انجام نداده بود 1236 01:18:40,523 --> 01:18:43,523 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 1237 01:18:43,523 --> 01:18:47,523 او پیش از شما پیامبر بود 1238 01:18:47,523 --> 01:18:49,523 ملتش او را دوست داشتند 1239 01:18:49,523 --> 01:18:50,523 و او گفت 1240 01:18:50,523 --> 01:18:53,523 آنها چیزی نمی خواهند 1241 01:18:53,523 --> 01:18:55,551 پس خداوند به او الهام کرد 1242 01:18:55,551 --> 01:18:58,551 انتخاب آنها بین یکی از سه است 1243 01:18:58,551 --> 01:19:01,551 یا بر دشمنی از دیگران قدرت خواهم داد 1244 01:19:01,551 --> 01:19:03,551 پس آنها را حلال می کند 1245 01:19:03,551 --> 01:19:06,551 یا گرسنگی یا مرگ 1246 01:19:06,551 --> 01:19:07,551 و گفتند 1247 01:19:07,551 --> 01:19:10,551 یا مرگ یا گرسنگی 1248 01:19:10,551 --> 01:19:12,551 ما هیچ قدرتی برای این کار نداریم 1249 01:19:12,551 --> 01:19:14,551 اما مرگ 1250 01:19:14,551 --> 01:19:17,551 او در میان هفتاد و سه هزار نفر درگذشت 1251 01:19:17,551 --> 01:19:19,551 او گفت 1252 01:19:19,551 --> 01:19:22,551 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1253 01:19:23,551 --> 01:19:25,551 الان میگم 1254 01:19:25,551 --> 01:19:27,551 خدایا سعی میکنم 1255 01:19:27,551 --> 01:19:29,551 و دارایی دارید 1256 01:19:29,551 --> 01:19:33,921 و من با تو می جنگم 1257 01:19:33,921 --> 01:19:37,823 یک درخت مدال 1258 01:19:37,823 --> 01:19:40,823 رسول خدا صلی الله علیه و آله گذشت 1259 01:19:40,823 --> 01:19:43,823 او در راه حنین است 1260 01:19:43,823 --> 01:19:45,823 با درختی برای مشرکان 1261 01:19:45,823 --> 01:19:48,912 به آن ذات عناوات می گویند 1262 01:19:48,912 --> 01:19:51,912 امام احمد و ترمذی روایت کردند 1263 01:19:51,912 --> 01:19:53,912 با زنجیره انتقال معتبر 1264 01:19:54,912 --> 01:19:56,912 گفت خداوند از او راضی باشد 1265 01:19:56,912 --> 01:20:02,912 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از مکه به سوی حنین رفتند 1266 01:20:02,912 --> 01:20:04,912 او گفت 1267 01:20:04,912 --> 01:20:07,912 کفار سدرایی داشتند که به آن وقف می کردند 1268 01:20:07,912 --> 01:20:10,912 سلاح های خود را به آن وصل می کنند 1269 01:20:10,912 --> 01:20:13,912 به آن ذات عناوات می گویند 1270 01:20:13,912 --> 01:20:18,011 از یک سیدرا سبز بزرگ گذشتیم 1271 01:20:18,011 --> 01:20:21,011 پس گفتیم یا رسول الله 1272 01:20:21,011 --> 01:20:23,011 ما را هم همین نوع کن 1273 01:20:23,011 --> 01:20:27,011 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1274 01:20:27,011 --> 01:20:32,011 همانطور که قوم موسی گفتند: قسم به آن که جان من در دست اوست 1275 01:20:32,011 --> 01:20:36,011 برای ما معبودی قرار ده که آنها خدایان دارند 1276 01:20:36,011 --> 01:20:40,011 گفت: شما قوم نادانی هستید. 1277 01:20:40,011 --> 01:20:42,073 سنت است 1278 01:20:42,073 --> 01:20:47,073 شما سال به سال از سنت های کسانی که قبل از خود هستند پیروی خواهید کرد 1279 01:20:47,073 --> 01:20:57,502 چشم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خبر از او می دهد 1280 01:20:57,502 --> 01:21:03,782 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتار او را ستود 1281 01:21:03,782 --> 01:21:05,782 در حالی که او در راه است 1282 01:21:05,782 --> 01:21:09,971 یکی از چشمانش از حواز برایش خبر آورد 1283 01:21:09,971 --> 01:21:15,971 ابوداود در سنن خود و حکیم در المستدرک به سند صحیح روایت کرده است. 1284 01:21:15,971 --> 01:21:19,971 از سهل بن الحنزلیه رضی الله عنه می فرماید 1285 01:21:19,971 --> 01:21:24,971 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز حنین پیاده روی کردند. 1286 01:21:24,971 --> 01:21:28,971 آهسته راه رفتم تا غروب شد 1287 01:21:28,971 --> 01:21:33,971 پس در نماز با رسول خدا صلی الله علیه و آله شرکت کردم 1288 01:21:33,971 --> 01:21:36,971 سپس مردی پارسی آمد و گفت: 1289 01:21:36,971 --> 01:21:38,971 ای رسول خدا 1290 01:21:38,971 --> 01:21:43,971 اگر به دست تو راه افتادم تا به کوه فلان برسم 1291 01:21:43,971 --> 01:21:48,971 پس من عاشق پدرانشان هستم 1292 01:21:48,971 --> 01:21:51,971 برخی از آنها، برکات و اراده آنها 1293 01:21:51,971 --> 01:21:53,971 در حنین جمع شدند 1294 01:21:53,971 --> 01:21:57,971 رسول خدا صلی الله علیه و آله لبخند زد 1295 01:21:57,971 --> 01:22:04,162 گفت: این غنایم فردای مسلمین است ان شاء الله. 1296 01:22:04,162 --> 01:22:08,162 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1297 01:22:08,162 --> 01:22:10,162 چه کسی امشب مراقب ماست؟ 1298 01:22:10,162 --> 01:22:14,162 گفت انس بن ابی مرثدان الغنوی رضی الله عنه 1299 01:22:14,162 --> 01:22:16,162 من هستم ای رسول خدا 1300 01:22:16,162 --> 01:22:21,233 گفت: سوار شو، پس سوار شد و به دنبال او فرستاد 1301 01:22:21,233 --> 01:22:25,233 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 1302 01:22:25,233 --> 01:22:29,233 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود 1303 01:22:29,233 --> 01:22:34,233 به این افراد سلام کنید تا بتوانید در اوج باشید 1304 01:22:34,233 --> 01:22:37,233 و ما امشب فریب شما را نخواهیم خورد 1305 01:22:37,233 --> 01:22:39,391 وقتی شدیم 1306 01:22:39,391 --> 01:22:43,391 رسول خدا صلی الله علیه و آله به نمازخانه ای بیرون رفت 1307 01:22:43,391 --> 01:22:45,391 دو رکعت زانو زد 1308 01:22:45,391 --> 01:22:49,391 سپس گفت: آیا شوالیه بودن خود را احساس کرده ای؟ 1309 01:22:49,391 --> 01:22:53,391 گفتند یا رسول الله حالمان خوب نشد 1310 01:22:53,391 --> 01:22:55,421 لباس نماز پوشید 1311 01:22:55,421 --> 01:22:57,421 یعنی اقامه نماز 1312 01:22:57,421 --> 01:23:01,452 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله شروع به دعا کرد 1313 01:23:01,452 --> 01:23:04,452 رو به مردم می کند 1314 01:23:05,452 --> 01:23:08,452 حتی اگر نمازش را بخواند و سلام کند 1315 01:23:08,452 --> 01:23:13,452 گفت: شاد باش، شوالیه ات نزد تو آمده است 1316 01:23:13,452 --> 01:23:17,452 بنابراین او ما را مجبور کرد از میان درختان به مردم نگاه کنیم 1317 01:23:17,452 --> 01:23:21,452 سپس آمد و در برابر رسول خدا ایستاد 1318 01:23:21,452 --> 01:23:23,452 سلام کرد و گفت 1319 01:23:23,452 --> 01:23:27,452 اگر تا زمانی که در راس این مردم قرار نگیرید راه افتادید 1320 01:23:27,452 --> 01:23:32,452 آنجا که رسول خدا صلی الله علیه و آله به من امر فرمود 1321 01:23:32,452 --> 01:23:34,452 پس وقتی شدم 1322 01:23:34,452 --> 01:23:36,452 هر دو قوم بیرون آمدند 1323 01:23:36,452 --> 01:23:39,483 نگاه کردم کسی را ندیدم 1324 01:23:39,483 --> 01:23:43,483 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود 1325 01:23:43,483 --> 01:23:45,483 امشب اومدی پایین؟ 1326 01:23:45,483 --> 01:23:47,483 گفت نه 1327 01:23:47,483 --> 01:23:50,612 جز دعا کردن یا برآوردن حاجت 1328 01:23:50,612 --> 01:23:54,612 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود 1329 01:23:54,612 --> 01:23:56,612 من موظف شده ام 1330 01:23:56,612 --> 01:23:58,612 یعنی بهشت برای شما مقدر شده است 1331 01:23:58,612 --> 01:24:01,612 بعد از آن دیگر لازم نیست کار کنید 1332 01:24:01,612 --> 01:24:07,851 بسیج مالک بن عوف جشا 1333 01:24:07,851 --> 01:24:13,523 مالک بن عوف النصری لشکر خود را به خوبی بسیج کرد 1334 01:24:13,523 --> 01:24:17,622 در دامنه وادی حنین کمین هایی برپا کرد 1335 01:24:17,622 --> 01:24:20,622 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 1336 01:24:20,622 --> 01:24:24,622 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 1337 01:24:24,622 --> 01:24:26,622 مکه را باز کردیم 1338 01:24:26,622 --> 01:24:29,622 سپس به حنین تاختیم 1339 01:24:29,622 --> 01:24:33,622 مشرکان با بهترین درجاتی که دیدم آمدند 1340 01:24:33,622 --> 01:24:35,622 ویژگی اسب 1341 01:24:35,622 --> 01:24:37,622 سپس ویژگی یک مبارز 1342 01:24:37,622 --> 01:24:40,622 سپس ویژگی های زنان پشت آن است 1343 01:24:40,622 --> 01:24:42,622 سپس ویژگی گوسفند 1344 01:24:42,622 --> 01:24:45,752 سپس شرح نعمت 1345 01:24:45,752 --> 01:24:49,752 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است 1346 01:24:49,752 --> 01:24:53,752 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 1347 01:24:53,752 --> 01:24:56,752 مردم در صخره های آن به ما کمین می کردند 1348 01:24:56,752 --> 01:24:59,752 و در سختی ها و سختی های آن 1349 01:24:59,752 --> 01:25:02,752 جمع کرده اند، آماده و آماده کرده اند 1350 01:25:02,752 --> 01:25:09,112 مسلمانان بر وادی حنین فرود می آیند 1351 01:25:09,112 --> 01:25:12,112 و شکست آنها 1352 01:25:12,112 --> 01:25:17,823 رسول خدا صلی الله علیه و آله لشکر خود را به بهترین وجه بسیج کرد 1353 01:25:17,823 --> 01:25:22,823 مسلمانان انتظار نداشتند که هوازین در سراسر دره کمین کند 1354 01:25:22,823 --> 01:25:25,881 هنگامی که به وادی حنین فرود آمدند 1355 01:25:25,881 --> 01:25:28,881 شیب تند بود 1356 01:25:28,881 --> 01:25:33,881 ناگهان از گردان هایی که به آنها حمله می کردند غافلگیر شدند 1357 01:25:33,881 --> 01:25:38,011 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است 1358 01:25:38,011 --> 01:25:43,011 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 1359 01:25:43,011 --> 01:25:46,011 وقتی وادی حنین را پذیرفتیم 1360 01:25:46,011 --> 01:25:51,011 ما به یکی از دره های تیهاما، هالو هاتوت فرود آمدیم 1361 01:25:51,011 --> 01:25:54,011 یعنی عریض و شیب دار 1362 01:25:54,112 --> 01:25:57,112 ما از آن فرود می آییم 1363 01:25:57,112 --> 01:26:00,112 او گفت: در نیمه های صبح 1364 01:26:00,112 --> 01:26:03,112 یعنی بقیه تاریکی شب 1365 01:26:03,112 --> 01:26:09,112 مردم در صخره هایش، در گوشه و کنار و در تنگه هایش برای ما در کمین بودند. 1366 01:26:09,112 --> 01:26:12,112 جمع کرده اند، آماده و آماده کرده اند 1367 01:26:12,112 --> 01:26:16,112 به خدا سوگند وقتی ذلیل هستیم به ما اهمیت نمی دهد 1368 01:26:16,112 --> 01:26:20,112 با این تفاوت که گردان ها به اندازه یک نفر در مقابل ما قوی بودند 1369 01:26:20,112 --> 01:26:23,112 مردم شکست خوردند و برگشتند 1370 01:26:23,112 --> 01:26:27,112 پس ادامه دادند و هیچ یک از آنها کسی را گمراه نکرد 1371 01:26:27,112 --> 01:26:32,112 و در روایت ابن حبان در صحیح خود با سند حسنه 1372 01:26:32,112 --> 01:26:35,112 جابر رضی الله عنه گفت 1373 01:26:35,112 --> 01:26:39,112 به خدا سوگند مردم بدون اینکه چیزی بدانند دنبال خواهند شد 1374 01:26:39,112 --> 01:26:43,112 گردان ها از هر طرف آنها را غافلگیر می کردند 1375 01:26:43,112 --> 01:26:47,112 مردم صبر نکردند تا شکست خوردند و برگشتند 1376 01:26:48,233 --> 01:26:53,233 و در دو صحیح از حدیث البراء بن عازب رضی الله عنه می فرماید. 1377 01:26:53,233 --> 01:26:58,233 آنها با افرادی برخورد کردند که تیرهایشان چنان قوی بود که به سختی یک تیر به آنها برخورد می کرد 1378 01:26:58,233 --> 01:27:01,233 اجتماع هوازنه و بنی نصر 1379 01:27:01,233 --> 01:27:05,233 آنقدر به آنها شلیک کردند که به سختی از دست دادند 1380 01:27:05,233 --> 01:27:11,471 استواری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 1381 01:27:11,471 --> 01:27:19,372 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در مقابل حواز بی نهایت ثابت قدم بود. 1382 01:27:19,372 --> 01:27:22,372 چند تن از همراهانش را همراه داشت 1383 01:27:22,372 --> 01:27:26,532 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است 1384 01:27:26,532 --> 01:27:30,532 عن جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 1385 01:27:30,532 --> 01:27:35,532 رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز همین حق را گرفت 1386 01:27:35,532 --> 01:27:40,532 سپس به من گفت: ای مردم نزد من بیایید. 1387 01:27:40,532 --> 01:27:45,532 من رسول خدا هستم، من محمد بن عبدالله هستم 1388 01:27:45,532 --> 01:27:52,532 گفت: هیچ اتفاقی نیفتاده است. شترها همدیگر را باریدند، پس مردم به راه افتادند 1389 01:27:52,532 --> 01:28:01,532 اما با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گروهی از مهاجران و انصار و اهل بیتش زیاد نیستند. 1390 01:28:01,532 --> 01:28:06,532 ابوبکر و عمر نزد او ماندند 1391 01:28:06,532 --> 01:28:09,532 از خانواده او علی بن ابیطالب بود 1392 01:28:09,532 --> 01:28:12,532 و عباس بن عبدالمطلب 1393 01:28:12,532 --> 01:28:15,532 و فرزندش فضل بن عباس 1394 01:28:15,532 --> 01:28:17,532 و ابوسفیان بن الحارث 1395 01:28:17,532 --> 01:28:19,532 و رابعه بن الحارث 1396 01:28:19,532 --> 01:28:21,532 و ایمن بن عبید 1397 01:28:21,532 --> 01:28:23,532 او فرزند ام ایمن است 1398 01:28:23,532 --> 01:28:25,532 و اسامه بن زید 1399 01:28:25,532 --> 01:28:28,693 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 1400 01:28:28,693 --> 01:28:33,693 از عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه می فرماید: 1401 01:28:33,693 --> 01:28:38,693 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز حنین شهادت دادم. 1402 01:28:38,693 --> 01:28:45,693 پس من و ابوسفیان بن الحارث بن عبدالمطلب به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم پیوستیم. 1403 01:28:45,693 --> 01:28:47,693 ما ترک نکردیم 1404 01:28:47,693 --> 01:28:52,693 و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سوار بر مرکب سفید او بود 1405 01:28:52,693 --> 01:28:56,693 آن را فروة بن نفثة الجدهمي به او داد 1406 01:28:56,693 --> 01:28:59,693 مسلمانان و کافر ملاقات نکردند 1407 01:28:59,693 --> 01:29:02,693 و مسلمانان در عقب نشینی هستند 1408 01:29:02,693 --> 01:29:08,693 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از پیشاپیش کفار شروع به دویدن قاطر کرد. 1409 01:29:08,693 --> 01:29:13,693 افسار قاطر رسول خدا صلی الله علیه و آله را در دست گرفته بودم. 1410 01:29:13,693 --> 01:29:17,693 او نمی تواند کمک کند اما می خواهد عجله کند 1411 01:29:17,693 --> 01:29:23,721 ابوسفیان رسول خدا صلی الله علیه و آله را حمل می کرد 1412 01:29:23,721 --> 01:29:27,721 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1413 01:29:27,721 --> 01:29:28,721 یعنی عباس 1414 01:29:28,721 --> 01:29:31,721 باشگاه صاحبان برنزه 1415 01:29:31,721 --> 01:29:48,752 عباس گفت: او مردی خوش آوازه بود، پس با صدای بلند گفتم: اهل سامره کجا هستند، گفت: به خدا قسم مهربانی آنها با شنیدن صدای من، مهربانی گاوها به فرزندانشان بود. 1416 01:29:48,752 --> 01:29:59,792 گفتند: یا لبیک یا لبیک. گفت: پس جنگیدند و کفار و دعوت به عمل از انصار گفتند. 1417 01:30:00,011 --> 01:30:04,011 ای جماعت انصار! 1418 01:30:06,073 --> 01:30:10,073 سپس دعوت به ابن الحارث بن خزرج محدود شد. 1419 01:30:10,073 --> 01:30:11,073 و گفتند 1420 01:30:11,073 --> 01:30:17,202 یا ابن الحارث بن الخزرج 1421 01:30:17,202 --> 01:30:20,202 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نگاه کرد 1422 01:30:20,202 --> 01:30:25,202 مثل کسی که سوار بر قاطرش شده بود تا با آنها بجنگد 1423 01:30:25,202 --> 01:30:29,202 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1424 01:30:29,202 --> 01:30:32,202 این زمانی است که تنش گرم می شود 1425 01:30:32,202 --> 01:30:39,301 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله سنگریزه هایی را گرفت و به صورت کفار کوبید. 1426 01:30:39,301 --> 01:30:44,301 سپس فرمود: اگر مغلوب شوند، به پروردگار محمد. 1427 01:30:44,301 --> 01:30:50,301 او گفت: «پس رفتم تا نگاه کنم و جنگ را چنان که به نظر می‌آمد دیدم». 1428 01:30:50,301 --> 01:30:54,301 به خدا قسم فقط سنگریزه هایش را به سوی آنها پرتاب کرد 1429 01:30:54,301 --> 01:30:59,301 من هنوز حد آنها را ضعیف و امور آنها را کنار گذاشته شده می بینم 1430 01:30:59,301 --> 01:31:05,653 و در صحیح مسلم از سلمه بن الاکوا رضی الله عنه می فرماید. 1431 01:31:05,653 --> 01:31:09,653 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را فریب دادند 1432 01:31:09,653 --> 01:31:15,653 از قاطر پیاده شد و مشتی خاک از روی زمین برداشت 1433 01:31:15,653 --> 01:31:20,681 سپس رو به صورت آنها کرد و گفت: صورتها می درخشند. 1434 01:31:21,681 --> 01:31:28,681 خداوند در میان آنها انسانی نیافرید بلکه چشمانش را با آن مشت پر از خاک کرد 1435 01:31:28,681 --> 01:31:33,681 آنها به عقب برگشتند، اما خداوند متعال آنها را شکست داد 1436 01:31:33,681 --> 01:31:37,841 ابوداود آن را در سنن خود با سند صحیح نقل کرده است 1437 01:31:37,841 --> 01:31:41,841 عن البراء بن عازب رضی الله عنهم گفت 1438 01:31:41,841 --> 01:31:47,971 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله با مشرکان در روز حنین دیدار کرد 1439 01:31:47,971 --> 01:31:53,162 وقتی آنها را کشف کردند، او از قاطر خود پیاده شد و پیاده شد 1440 01:31:53,162 --> 01:31:57,162 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند و قول مسلم است 1441 01:31:57,162 --> 01:32:03,162 از ابو اسحاق رضی الله عنه می گوید: مردی نزد البراء آمد و گفت: 1442 01:32:03,162 --> 01:32:07,162 ای ابوعماره آیا روز حنین را نگذراندی؟ 1443 01:32:07,162 --> 01:32:13,162 گفت رضی الله عنه من به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم شهادت می دهم. 1444 01:32:14,162 --> 01:32:18,162 اما او از مردم پنهان شد و غمگین شد 1445 01:32:18,162 --> 01:32:21,162 به این محله حواز 1446 01:32:21,162 --> 01:32:24,162 یعنی سریع ترین افراد در میان صحابه سبک بودند 1447 01:32:24,162 --> 01:32:29,162 آنها هیچ مانعی ندارند و هیچ سپر و بخششی ندارند 1448 01:32:29,162 --> 01:32:33,162 از حواز راهی این محله شدند 1449 01:32:33,162 --> 01:32:37,162 آنها افرادی بودند که به او شلیک کردند و آنها را با تیر شلیک کردند 1450 01:32:37,162 --> 01:32:40,162 مثل مرد ملخ 1451 01:32:40,162 --> 01:32:45,162 یعنی گویی تیر تکه بزرگی از گروه ملخ است 1452 01:32:45,162 --> 01:32:51,162 آنها کشف شدند و مردم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتند 1453 01:32:51,162 --> 01:32:55,162 ابوسفیان بن الحارث با آن قاطر خود را هدایت کرد 1454 01:32:55,162 --> 01:32:59,162 پس فرود آمد و دعا کرد و به قول خودش پیروز شد 1455 01:32:59,162 --> 01:33:04,162 من پیامبرم نه دروغ، من فرزند عبدالمطلب هستم 1456 01:33:04,162 --> 01:33:07,162 خدایا پیروزیت را به ما عطا کن 1457 01:33:07,162 --> 01:33:10,351 البراء رضی الله عنه می فرماید 1458 01:33:10,351 --> 01:33:14,351 به خدا وقتی زور قرمز می شد خودمان را از آن محافظت می کردیم 1459 01:33:14,351 --> 01:33:22,073 شجاع ترین ما کسی است که با او همسو شود 1460 01:33:22,073 --> 01:33:26,412 هبوط فرشتگان 1461 01:33:26,412 --> 01:33:29,412 خداوند از رسولش صلی الله علیه و آله حمایت کرد 1462 01:33:29,412 --> 01:33:32,412 و کسانی که به نزول فرشتگان او ایمان دارند 1463 01:33:32,412 --> 01:33:36,412 حواز را شکست دادند، پس خداوند متعال فرمود 1464 01:33:36,412 --> 01:33:41,412 خداوند در بسیاری از موقعیت ها به شما پیروزی عطا کرده است 1465 01:33:41,412 --> 01:33:49,412 در روز حنین تحت تأثیر فراوانی خود قرار گرفتی 1466 01:33:49,412 --> 01:33:52,412 هیچ کاری برایت نکرد 1467 01:33:52,412 --> 01:33:56,412 و زمین با وجود وسعتش بر شما تنگ شده است 1468 01:33:56,412 --> 01:34:00,412 بعد روی گردانی 1469 01:34:00,412 --> 01:34:05,412 سپس خداوند آرامش خود را بر رسولش نازل کرد 1470 01:34:05,412 --> 01:34:08,412 و بر مؤمنان 1471 01:34:08,412 --> 01:34:12,412 و سربازانی فرستاد که شما آنها را ندیدید 1472 01:34:12,412 --> 01:34:15,412 و كسانى را كه كافر شدند عذاب كرد 1473 01:34:15,412 --> 01:34:19,412 این پاداش کافران است 1474 01:34:19,412 --> 01:34:26,412 پس از آن خداوند به هر کس که بخواهد روی می آورد 1475 01:34:26,412 --> 01:34:30,412 خداوند آمرزنده و مهربان است 1476 01:34:30,412 --> 01:34:33,863 امام ابن جریر طبری گفت 1477 01:34:33,863 --> 01:34:35,863 خداوند متعال به آنها می گوید 1478 01:34:35,863 --> 01:34:38,863 پیروزی در دستان او و از اوست 1479 01:34:38,863 --> 01:34:42,863 و از نظر تعداد زیاد و از نظر وحشیگری شدید نیست 1480 01:34:42,863 --> 01:34:46,863 و اگر بخواهد قلیل را بر بسیاری پیروز می کند 1481 01:34:46,863 --> 01:34:50,863 کثیر و معدود را مزاحم می کند و بسیاری را شکست می دهد 1482 01:34:50,863 --> 01:34:55,243 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است 1483 01:34:55,243 --> 01:34:59,243 عن جابر بن عبدالله رضی الله عنه آنچه گفت 1484 01:34:59,243 --> 01:35:01,243 و مردم شلاق خوردند 1485 01:35:01,243 --> 01:35:05,243 به خدا قسم از شکست مردم برنگشتم 1486 01:35:05,243 --> 01:35:09,243 یعنی کسانی که در آغاز جنگ از دست مسلمانان فرار کردند 1487 01:35:09,243 --> 01:35:12,243 تا اینکه زندانیان را راضی یافتند 1488 01:35:12,243 --> 01:35:16,243 با رسول خدا صلی الله علیه و آله 1489 01:35:16,243 --> 01:35:20,403 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است 1490 01:35:20,403 --> 01:35:24,403 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 1491 01:35:24,403 --> 01:35:29,403 وقتی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله این را دید، نازل شد 1492 01:35:29,403 --> 01:35:32,403 پس خداوند آنها را شکست داد و فرار کردند 1493 01:35:32,403 --> 01:35:37,403 پس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با دیدن فتح برخاست 1494 01:35:37,403 --> 01:35:41,403 پس شروع کرد به اسیری، مرد به نفر 1495 01:35:41,403 --> 01:35:47,631 امام احمد در مسند و ابوداود در سنن به سند صحیح نقل کرده اند. 1496 01:35:47,631 --> 01:35:51,693 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 1497 01:35:51,693 --> 01:35:53,693 پس خداوند مشرکان را شکست داد 1498 01:35:53,693 --> 01:35:57,693 نه با شمشیر زدند و نه با نیزه 1499 01:35:57,693 --> 01:36:01,693 رسول خدا صلی الله علیه و آله آن روز فرمود 1500 01:36:01,693 --> 01:36:04,693 هر که کافری را بکشد غارت او به دست می آید 1501 01:36:04,693 --> 01:36:08,721 ابوطلحه در آن روز بیست مرد را کشت 1502 01:36:08,721 --> 01:36:10,721 و غارت آنها را گرفت 1503 01:36:10,721 --> 01:36:12,881 امام بغاوی فرمودند 1504 01:36:12,881 --> 01:36:18,881 در این حدیث شواهدی وجود دارد که هر مسلمانی در جنگ به عنوان مشرک کشته می شود 1505 01:36:18,881 --> 01:36:22,881 او سزاوار غارت از میان همه غنایم دیگر است 1506 01:36:22,881 --> 01:36:27,881 و غارت یک پنجم نیست، خواه زیاد باشد یا زیاد 1507 01:36:27,881 --> 01:36:33,032 جمع آوری غنائم حنین 1508 01:36:33,032 --> 01:36:38,761 حوازین زنان و کودکان و شترها و گوسفندان را در حنین رها کرد 1509 01:36:38,761 --> 01:36:42,761 کسانی که زنده مانده بودند به وادی اوطاس گریختند 1510 01:36:42,761 --> 01:36:45,761 برخی از آنها به طائف رسیدند 1511 01:36:45,761 --> 01:36:49,761 این غنایم بزرگ به دست مسلمانان افتاد 1512 01:36:49,761 --> 01:36:53,761 چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1513 01:36:53,761 --> 01:36:57,761 این غنایم فردای مسلمین خواهد بود انشاءالله 1514 01:36:57,761 --> 01:37:02,952 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور غنایم داد 1515 01:37:02,952 --> 01:37:05,952 پس شتران و گوسفندان و غلامان را جمع کردم 1516 01:37:05,952 --> 01:37:08,952 دستور داد او را به الجیرانه ببرند 1517 01:37:08,952 --> 01:37:10,952 بنابراین او در آنجا حبس می شود 1518 01:37:10,952 --> 01:37:13,273 ابن اسحاق گفت 1519 01:37:13,273 --> 01:37:17,273 سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله جمع آوری شد 1520 01:37:17,273 --> 01:37:20,273 اسیران حنین و پول او 1521 01:37:20,273 --> 01:37:25,273 مسعود بن عمر الغفاری رضی الله عنه متولی غنائم بود. 1522 01:37:25,273 --> 01:37:28,273 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 1523 01:37:28,273 --> 01:37:31,273 با اسارت و پول به الجرانه 1524 01:37:32,273 --> 01:37:36,261 بنابراین من با آن حبس شدم 1525 01:37:36,261 --> 01:37:41,261 همسویی هوازین با وادی اوطاس 1526 01:37:41,261 --> 01:37:44,773 فرقه ها طرف هوازین شدند 1527 01:37:44,773 --> 01:37:47,773 این بعد از شکست آنها در حنین بود 1528 01:37:47,773 --> 01:37:49,773 به وادی اوطاس 1529 01:37:49,773 --> 01:37:53,773 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی آنان فرستاد 1530 01:37:53,773 --> 01:37:58,773 ابوعامر اشعری رضی الله عنه در خفا 1531 01:37:58,773 --> 01:38:02,773 با او برادرزاده اش ابوموسی اشعری رضی الله عنه بود 1532 01:38:02,773 --> 01:38:05,832 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 1533 01:38:05,832 --> 01:38:09,832 از ابوموسی اشعری رضی الله عنه می فرماید 1534 01:38:09,832 --> 01:38:14,832 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله حنین را تمام کرد 1535 01:38:14,832 --> 01:38:18,832 ابوعامر لشکری به سوی اوطس فرستاد 1536 01:38:18,832 --> 01:38:20,832 با دورید بن السماء ملاقات کرد 1537 01:38:20,832 --> 01:38:22,832 بنابراین دورید کشته شد 1538 01:38:22,832 --> 01:38:24,832 و خداوند یاران خود را شکست داد 1539 01:38:24,832 --> 01:38:26,903 او گفت 1540 01:38:26,903 --> 01:38:28,903 مرا با ابوعامر فرستاد 1541 01:38:28,903 --> 01:38:31,903 ابوعامر از ناحیه زانو مورد اصابت گلوله قرار گرفت 1542 01:38:31,903 --> 01:38:34,903 مردی از بنی جشم با تیر به او شلیک کرد 1543 01:38:34,903 --> 01:38:37,903 بنابراین او را به زانویش چسباند 1544 01:38:37,903 --> 01:38:39,962 پس نزد او آمدم و گفتم 1545 01:38:39,962 --> 01:38:42,962 عمو کی پرتت کرد؟ 1546 01:38:42,962 --> 01:38:46,032 ابوعامر به ابوموسی اشاره کرد 1547 01:38:46,032 --> 01:38:49,032 گفت: آن قاتل من است 1548 01:38:49,032 --> 01:38:52,032 اونی که منو انداخت میبینی 1549 01:38:52,032 --> 01:38:55,032 ابوموسی رضی الله عنه گفت 1550 01:38:55,032 --> 01:38:59,032 پس نزد او رفتم و او را به فرزندی پذیرفتم و به دنبالش رفتم 1551 01:38:59,032 --> 01:39:02,032 وقتی مرا دید و نمی رفت 1552 01:39:02,032 --> 01:39:05,032 پس دنبالش رفتم و شروع کردم به گفتن 1553 01:39:05,032 --> 01:39:07,032 خجالت نمیکشی؟ 1554 01:39:07,032 --> 01:39:09,032 مگه تو عرب نیستی؟ 1555 01:39:09,032 --> 01:39:11,032 آیا شما آن را ثابت نمی کنید؟ 1556 01:39:11,032 --> 01:39:12,032 پس بس کن 1557 01:39:12,032 --> 01:39:14,032 بنابراین من و او با هم آشنا شدیم 1558 01:39:14,032 --> 01:39:17,032 من و او دو بار با هم اختلاف نظر داشتیم 1559 01:39:17,032 --> 01:39:20,032 پس با شمشیر به او زدم و او را کشتم 1560 01:39:20,032 --> 01:39:23,221 سپس نزد ابوعامر برگشتم 1561 01:39:23,221 --> 01:39:26,221 گفتم: خدا دوستت را کشته است. 1562 01:39:26,221 --> 01:39:28,282 و او گفت 1563 01:39:28,282 --> 01:39:30,282 پس این فلش را بردارید 1564 01:39:30,282 --> 01:39:33,282 بنابراین آن را برداشتم و آب از آن تمام شد 1565 01:39:33,282 --> 01:39:35,282 و او گفت 1566 01:39:35,282 --> 01:39:36,282 برادرزاده ام 1567 01:39:36,282 --> 01:39:40,282 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 1568 01:39:40,282 --> 01:39:42,282 پس سلام مرا به او برسان 1569 01:39:42,282 --> 01:39:44,282 و به او بگویید 1570 01:39:44,282 --> 01:39:46,282 ابوعامر به شما می گوید 1571 01:39:46,282 --> 01:39:48,282 برای من طلب بخشش کن 1572 01:39:48,282 --> 01:39:49,282 او گفت 1573 01:39:49,282 --> 01:39:52,282 ابوعامر از من بر مردم استفاده کرد 1574 01:39:52,282 --> 01:39:56,282 مدتی ماند و بعد از دنیا رفت 1575 01:39:56,282 --> 01:39:59,412 وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله برگشتم 1576 01:39:59,412 --> 01:40:01,412 وارد او شدم 1577 01:40:01,412 --> 01:40:04,412 او در خانه ای روی تخت شنی است 1578 01:40:04,412 --> 01:40:06,412 و یک تخت روی آن قرار دارد 1579 01:40:06,412 --> 01:40:08,412 ماسه روی تخت تاثیر گذاشته است 1580 01:40:08,412 --> 01:40:11,412 با ظهور پیامبر صلی الله علیه و آله 1581 01:40:11,412 --> 01:40:12,412 و طرف او 1582 01:40:12,412 --> 01:40:14,412 و تخت شنی 1583 01:40:14,412 --> 01:40:16,412 یعنی با ماسه ساخته شده است 1584 01:40:16,412 --> 01:40:20,412 اینها طناب های حصیری است که خانواده با آن می بافند 1585 01:40:20,412 --> 01:40:22,511 پس خبرمان را به او گفتم 1586 01:40:22,511 --> 01:40:24,511 و خبر ابوعامر 1587 01:40:24,511 --> 01:40:26,511 و من به او گفتم 1588 01:40:26,511 --> 01:40:27,511 او گفت 1589 01:40:27,511 --> 01:40:29,511 به او بگو برای من طلب بخشش کند 1590 01:40:29,511 --> 01:40:33,542 پس پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم آب نثار کرد 1591 01:40:33,542 --> 01:40:35,542 پس از او وضو گرفت 1592 01:40:35,542 --> 01:40:37,542 سپس دستانش را بالا برد و گفت 1593 01:40:37,542 --> 01:40:41,542 خدایا عبید ابی عامر را ببخش 1594 01:40:41,542 --> 01:40:44,542 تا اینکه سفیدی زیر بغلش را دیدم 1595 01:40:44,542 --> 01:40:46,542 سپس گفت 1596 01:40:46,542 --> 01:40:51,542 خدایا او را در روز قیامت برتر از بسیاری از خلقت قرار ده 1597 01:40:51,542 --> 01:40:53,542 یا از مردم 1598 01:40:53,542 --> 01:40:54,542 پس گفتم 1599 01:40:54,542 --> 01:40:57,542 و ای رسول خدا استغفار کن 1600 01:40:57,542 --> 01:41:01,671 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 1601 01:41:01,671 --> 01:41:05,671 خدایا گناه عبدالله بن قیس را ببخش 1602 01:41:05,671 --> 01:41:09,832 و در روز قیامت به او ورود شریفی عطا کن 1603 01:41:09,832 --> 01:41:12,832 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 1604 01:41:12,832 --> 01:41:16,832 از ابوسعید خدری رضی الله عنه گفت 1605 01:41:16,832 --> 01:41:21,832 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز حنین 1606 01:41:21,832 --> 01:41:24,832 حتی لشکری به اوطاس 1607 01:41:24,832 --> 01:41:26,832 دشمن پیدا کردند 1608 01:41:26,832 --> 01:41:29,832 پس با آنها جنگیدند و آنها را شکست دادند 1609 01:41:29,832 --> 01:41:31,832 و آنها را به اسارت گرفتند 1610 01:41:31,832 --> 01:41:36,832 گویی عده ای از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند. 1611 01:41:36,832 --> 01:41:39,832 آنها از خلسه خود خجالت زده بودند 1612 01:41:39,832 --> 01:41:42,832 به خاطر شوهران مشرکشان 1613 01:41:42,832 --> 01:41:45,832 پس خداوند متعال این را نازل کرد 1614 01:41:45,832 --> 01:41:48,832 و زنان پاکدامن 1615 01:41:49,832 --> 01:41:54,891 یعنی اگر مدت انتظار گذشته باشد برای شما حلال است 1616 01:42:01,511 --> 01:42:05,983 امام بخاری در صحیح خود می فرماید 1617 01:42:05,983 --> 01:42:10,983 باب جنگ طائف در شوال سال هشتم 1618 01:42:10,983 --> 01:42:12,983 این را موسی بن عقبه گفته است 1619 01:42:12,983 --> 01:42:15,171 حافظ در الفتح گفته است 1620 01:42:15,171 --> 01:42:18,171 این همان چیزی است که او در جنگ های من ذکر کرده است 1621 01:42:18,171 --> 01:42:21,171 این نظر اکثریت اهل مغازی است 1622 01:42:21,171 --> 01:42:25,601 دلیل تهاجم 1623 01:42:25,601 --> 01:42:28,153 ابن اسحاق گفت 1624 01:42:28,153 --> 01:42:31,153 هنگامی که یک سوم قف به طائف عرضه شد 1625 01:42:31,153 --> 01:42:34,153 دروازه های شهرش را به روی آنها بستند 1626 01:42:34,153 --> 01:42:37,153 و برای جنگ صنایع دستی می ساختند 1627 01:42:37,153 --> 01:42:45,613 سفر پیامبر صلی الله علیه و آله به طائف 1628 01:42:45,613 --> 01:42:50,443 رسول خدا صلی الله علیه و آله به سمت طائف رفت 1629 01:42:50,443 --> 01:42:52,443 وقتی هوسش تمام شد 1630 01:42:52,443 --> 01:42:55,542 محاصره بر آنها تحمیل شد 1631 01:42:55,542 --> 01:42:58,542 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 1632 01:42:58,542 --> 01:43:01,542 از انس بن ملکر رضی الله عنه 1633 01:43:01,542 --> 01:43:04,542 گفت: سپس به طرف طائف حرکت کردیم 1634 01:43:04,542 --> 01:43:07,542 پس چهل شب آنها را محاصره کردیم 1635 01:43:07,542 --> 01:43:10,542 خداوند متعال اجازه نداده است 1636 01:43:10,542 --> 01:43:12,542 به رسولش صلی الله علیه و آله 1637 01:43:12,542 --> 01:43:14,542 فتح طائف 1638 01:43:14,542 --> 01:43:17,542 این پس از تلاش صحابه بود 1639 01:43:17,542 --> 01:43:20,631 خداوند از آنها راضی باشد که آن را باز کردند 1640 01:43:20,631 --> 01:43:23,631 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 1641 01:43:23,631 --> 01:43:26,631 از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم 1642 01:43:26,631 --> 01:43:30,631 گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم محاصره شد 1643 01:43:30,631 --> 01:43:32,631 مردم طائف 1644 01:43:32,631 --> 01:43:34,631 او چیزی از آنها دریافت نکرد 1645 01:43:34,631 --> 01:43:38,631 گفت: انشاءالله متوقف می شویم. 1646 01:43:38,631 --> 01:43:40,631 ما برمی گردیم 1647 01:43:40,631 --> 01:43:42,631 و یارانش گفتند 1648 01:43:42,631 --> 01:43:44,631 برگشتیم باز نشد 1649 01:43:44,631 --> 01:43:48,733 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود 1650 01:43:48,733 --> 01:43:50,733 شروع به دعوا کردند 1651 01:43:50,733 --> 01:43:53,733 پس به او حمله کردند و مجروح شدند 1652 01:43:53,733 --> 01:43:57,733 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود 1653 01:43:57,733 --> 01:44:00,733 فردا تعطیلیم 1654 01:44:00,733 --> 01:44:02,733 آنها این را دوست داشتند 1655 01:44:02,733 --> 01:44:06,733 رسول خدا صلی الله علیه و آله خندید 1656 01:44:06,733 --> 01:44:08,952 حافظ در الفتح گفته است 1657 01:44:08,952 --> 01:44:10,952 و این خبر را دریافت کردند 1658 01:44:10,952 --> 01:44:15,952 وقتی به آنها گفت که بدون باز کردن برگردند، خوششان نیامد 1659 01:44:15,952 --> 01:44:17,952 وقتی او آن را دید 1660 01:44:17,952 --> 01:44:19,952 دستور داد که بجنگند 1661 01:44:19,952 --> 01:44:21,952 برای آنها باز نشد 1662 01:44:21,952 --> 01:44:23,952 مجروح شدند 1663 01:44:23,952 --> 01:44:27,952 چون از بالای دیوار به سمت آنها پرتاب کردند 1664 01:44:27,952 --> 01:44:30,952 آنها با تیرهای خود به آنها حمله کردند 1665 01:44:30,952 --> 01:44:33,952 تیرها به تیرهای روی دیوار نمی رسد 1666 01:44:33,952 --> 01:44:36,023 وقتی آنها آن را دیدند 1667 01:44:36,023 --> 01:44:39,023 بازگشت صحیح را به آنها نشان دهید 1668 01:44:39,023 --> 01:44:42,023 وقتی به آنها گفت که برگردند، 1669 01:44:42,023 --> 01:44:44,023 آن موقع خوششان آمد 1670 01:44:44,023 --> 01:44:46,023 به همین دلیل گفت 1671 01:44:46,023 --> 01:44:50,162 او شما را لو داد 1672 01:44:50,162 --> 01:44:54,162 برای هدایت مردم طائف دعا کنید 1673 01:44:54,162 --> 01:44:58,743 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست 1674 01:44:58,743 --> 01:45:00,743 بازگشت از طائف 1675 01:45:00,743 --> 01:45:03,872 برای مردمش دعا می کرد 1676 01:45:03,872 --> 01:45:07,872 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است 1677 01:45:07,872 --> 01:45:11,872 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 1678 01:45:11,872 --> 01:45:15,872 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1679 01:45:15,872 --> 01:45:18,872 خدایا ثقیف را هدایت کن 1680 01:45:18,872 --> 01:45:21,872 و به عبارت دیگر در جامع ترمذی 1681 01:45:21,872 --> 01:45:24,872 عن جابر رضی الله عنه گفت 1682 01:45:24,872 --> 01:45:26,872 گفتند یا رسول الله 1683 01:45:26,872 --> 01:45:29,872 ما با تیرهای ثقیف سوختیم 1684 01:45:29,872 --> 01:45:31,872 پس بر آنها از خدا بخواه 1685 01:45:31,872 --> 01:45:35,872 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1686 01:45:35,872 --> 01:45:40,952 خدایا ثقیف را هدایت کن 1687 01:45:40,952 --> 01:45:44,952 بازگشت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 1688 01:45:44,952 --> 01:45:48,952 و تقسیم غنائم حنین 1689 01:45:48,952 --> 01:45:52,841 رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت 1690 01:45:52,841 --> 01:45:55,841 به الجرانه منتظر ثقیف است 1691 01:45:55,841 --> 01:45:57,841 شاید تحویل داده شوند 1692 01:45:57,841 --> 01:46:03,073 آنها از زنان و فرزندانی که به آنها رسید مراقبت خواهند کرد 1693 01:46:03,073 --> 01:46:05,073 وقتی برایش دیر کردند 1694 01:46:05,073 --> 01:46:09,073 او شروع به تقسیم غنائم حنین بین مسلمانان کرد 1695 01:46:09,073 --> 01:46:12,073 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله شروع کرد 1696 01:46:12,073 --> 01:46:15,073 با آشتی دادن دلهایشان 1697 01:46:15,073 --> 01:46:17,073 آنها سرور اعراب هستند 1698 01:46:17,073 --> 01:46:21,073 دل آنها با این بخشش به اسلام شکل می گیرد 1699 01:46:21,073 --> 01:46:24,131 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 1700 01:46:24,131 --> 01:46:28,131 از رافع بن خدیج رضی الله عنه می فرماید 1701 01:46:28,131 --> 01:46:32,131 رسول خدا صلی الله علیه و آله داد 1702 01:46:32,131 --> 01:46:34,131 ابوسفیان بن حرب 1703 01:46:34,131 --> 01:46:36,131 صفوان بن امیه 1704 01:46:36,131 --> 01:46:38,131 و عیینه بن حصن 1705 01:46:38,131 --> 01:46:40,131 الاقرا بن حبیس 1706 01:46:40,131 --> 01:46:43,131 هر نفر شامل صد شتر است 1707 01:46:43,131 --> 01:46:46,261 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 1708 01:46:46,261 --> 01:46:49,261 امام احمد و ترمذی 1709 01:46:49,261 --> 01:46:52,261 از صفوان بن امیه رضی الله عنه گفت 1710 01:46:52,261 --> 01:46:57,261 رسول خدا صلی الله علیه و آله روز حنین را به من داد 1711 01:46:57,261 --> 01:47:00,261 او برای من منفورترین مخلوق است 1712 01:47:00,261 --> 01:47:06,261 او به من ادامه می دهد تا جایی که او محبوب ترین خلقت برای من است 1713 01:47:06,261 --> 01:47:11,292 رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به حکیم بن حزام داد 1714 01:47:11,292 --> 01:47:14,483 خدا از او راضی باشد صد شتر 1715 01:47:14,483 --> 01:47:17,483 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 1716 01:47:17,483 --> 01:47:21,483 از حکیم بن هیزام رضی الله عنه می فرماید 1717 01:47:21,483 --> 01:47:26,483 از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواستم و او به من داد 1718 01:47:26,483 --> 01:47:29,483 سپس از او خواستم و او به من داد 1719 01:47:29,483 --> 01:47:31,483 سپس از او خواستم و او به من داد 1720 01:47:31,483 --> 01:47:33,483 سپس گفت 1721 01:47:33,483 --> 01:47:37,483 ای خردمند این پول سبز و شیرین است 1722 01:47:37,483 --> 01:47:42,483 هر که آن را با سخاوت بگیرد، در آن برکت خواهد یافت 1723 01:47:42,483 --> 01:47:47,483 و هر کس آن را تحت نظر نفسی بگیرد، بر آن رحمت نخواهد شد 1724 01:47:47,483 --> 01:47:50,483 گویا تو هستی که می خوری و سیر نمی شوی 1725 01:47:50,483 --> 01:47:54,582 دست بالا بهتر از دست پایین است 1726 01:47:54,582 --> 01:47:57,582 حکیم گفت پس گفتم یا رسول الله 1727 01:47:57,582 --> 01:48:00,582 سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد 1728 01:48:00,582 --> 01:48:05,582 من بعد از تو از هیچکس چیزی نمیخواهم تا زمانی که از این دنیا بروم 1729 01:48:05,582 --> 01:48:08,582 ابوبکر رضی الله عنه بود 1730 01:48:08,582 --> 01:48:11,582 عاقل را صدا می زند که بدهد 1731 01:48:11,582 --> 01:48:13,582 او از پذیرفتن آن از او خودداری کرد 1732 01:48:13,582 --> 01:48:17,582 سپس عمر رضی الله عنه او را صدا زد تا به او بدهد 1733 01:48:17,582 --> 01:48:20,582 او حاضر به پذیرش چیزی از او نشد 1734 01:48:20,582 --> 01:48:21,582 و او گفت 1735 01:48:21,582 --> 01:48:25,582 شهادت می دهم که شما مسلمانان حکیم هستید 1736 01:48:25,582 --> 01:48:29,582 حقش را از این هزار تقدیم می کنم 1737 01:48:29,582 --> 01:48:31,582 او از گرفتن آن امتناع کرد 1738 01:48:31,582 --> 01:48:38,743 حکیم پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با کسی ازدواج نکرد 1739 01:48:38,743 --> 01:48:40,743 تا اینکه فوت کرد 1740 01:48:40,743 --> 01:48:42,743 حافظ در الفتح گفته است 1741 01:48:42,743 --> 01:48:45,743 اما حکیم از قبول پیشنهاد خودداری کرد 1742 01:48:45,743 --> 01:48:47,743 هر چند حق اوست 1743 01:48:47,743 --> 01:48:52,743 چون می ترسید چیزی را از کسی بپذیرد و به آن عادت کند 1744 01:48:52,743 --> 01:48:56,743 بنابراین او از خود به چیزی که نمی خواهد فراتر می رود 1745 01:48:56,743 --> 01:48:58,743 بنابراین او را از شیر گرفت 1746 01:48:58,743 --> 01:49:02,743 آنچه را که شک داشت به جای آنچه شک نداشت، گذاشت 1747 01:49:02,743 --> 01:49:06,872 دور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جمع شد 1748 01:49:06,872 --> 01:49:09,872 ایمان ضعیف، مانند مسلم الفتح و دیگران 1749 01:49:09,872 --> 01:49:15,091 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است 1750 01:49:15,091 --> 01:49:19,091 از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت 1751 01:49:19,091 --> 01:49:22,091 سوگند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 1752 01:49:22,091 --> 01:49:25,091 غنائم حنین در الجرانه 1753 01:49:25,091 --> 01:49:27,091 دور او جمع شدند 1754 01:49:27,091 --> 01:49:31,091 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1755 01:49:31,091 --> 01:49:34,091 واقعا بنده خداست 1756 01:49:34,091 --> 01:49:37,091 خداوند متعال او را نزد قومش فرستاد 1757 01:49:37,091 --> 01:49:39,091 پس به او دروغ گفتند و دشنام دادند 1758 01:49:39,091 --> 01:49:43,091 پس شروع به پاک کردن خون از روی پیشانی خود کرد و گفت: 1759 01:49:43,091 --> 01:49:45,091 پروردگارا قوم مرا ببخش 1760 01:49:45,091 --> 01:49:47,091 آنها نمی دانند 1761 01:49:47,091 --> 01:49:49,153 عبدالله گفت 1762 01:49:49,153 --> 01:49:53,153 انگار به رسول خدا صلی الله علیه و آله نگاه می کنم 1763 01:49:53,153 --> 01:49:55,153 پیشانی اش را پاک می کند 1764 01:49:55,153 --> 01:49:57,153 مرد می گوید 1765 01:49:57,153 --> 01:50:00,252 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 1766 01:50:00,252 --> 01:50:04,252 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 1767 01:50:04,252 --> 01:50:08,252 مردی از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید 1768 01:50:08,252 --> 01:50:10,252 گوسفند بین دو کوه 1769 01:50:10,252 --> 01:50:12,252 پس آن را به او داد 1770 01:50:12,252 --> 01:50:14,252 پس نزد قوم خود آمد 1771 01:50:14,252 --> 01:50:17,252 فرمود: کدام مردم اسلام آورده اند؟ 1772 01:50:17,252 --> 01:50:19,252 به خدا قسم محمد است 1773 01:50:19,252 --> 01:50:22,252 دادن به کسی که از فقر می ترسد 1774 01:50:22,252 --> 01:50:25,573 انس رضی الله عنه گفت 1775 01:50:25,573 --> 01:50:28,573 اگر قرار بود مرد چیزی را که می خواست دریافت کند 1776 01:50:28,573 --> 01:50:29,573 جز دنیا 1777 01:50:29,573 --> 01:50:32,573 تا اسلام برقرار نشود تسلیم نمی شوند 1778 01:50:32,573 --> 01:50:35,573 او نزد او از دنیا و هر چه در آن است محبوبتر است 1779 01:50:35,573 --> 01:50:37,761 امام نووی فرمودند 1780 01:50:37,761 --> 01:50:42,792 مقصود این است که اسلام ابتدا در جهان ظاهر می شود 1781 01:50:42,792 --> 01:50:45,792 نه با نیت درست در دلش 1782 01:50:45,792 --> 01:50:48,792 سپس از برکت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 1783 01:50:48,792 --> 01:50:50,792 و نور اسلام 1784 01:50:50,792 --> 01:50:52,792 فقط کمی طول کشید 1785 01:50:52,792 --> 01:50:56,792 تا سینه اش از حقیقت ایمان پر شود 1786 01:50:56,792 --> 01:50:58,792 و او می تواند آن را برگرداند 1787 01:50:58,792 --> 01:51:03,792 آنگاه نزد او از دنیا و هر چه در آن است محبوبتر خواهد بود 1788 01:51:04,792 --> 01:51:12,381 او انصار را که خدا از آنها راضی باشد سرزنش کرد 1789 01:51:12,381 --> 01:51:16,693 رسول خدا صلی الله علیه و آله داد 1790 01:51:16,693 --> 01:51:20,693 قریش و قبایل عرب غنائم حنین بودند 1791 01:51:20,693 --> 01:51:23,693 انصار چیزی از آن را ندادند 1792 01:51:23,693 --> 01:51:27,693 برای خرد بزرگ و عمیق، همانطور که خواهد آمد 1793 01:51:27,693 --> 01:51:31,721 آن را در درون خود یافتند که خدا از آنها راضی باشد 1794 01:51:31,721 --> 01:51:34,851 حافظ بن کثیر گفت 1795 01:51:34,851 --> 01:51:36,851 برخی از هواداران او را مقصر دانستند 1796 01:51:36,851 --> 01:51:39,851 پس او رضی الله عنه به او رسید 1797 01:51:39,851 --> 01:51:41,851 او آنها را به تنهایی نامزد کرد 1798 01:51:41,851 --> 01:51:46,851 و به خاطر ایمانی که خداوند آنها را به آن گرامی داشته است از آنها سپاسگزار باشید 1799 01:51:46,851 --> 01:51:50,851 و آنچه را که خداوند پس از تهیدستى آنان را بدان غنا بخشید 1800 01:51:50,851 --> 01:51:53,851 پس از دشمنی کامل با آنان آشتی کرد 1801 01:51:53,851 --> 01:51:59,851 آنها واجب بودند و روحشان راضی بود، خدا از آنها راضی و راضی باشد 1802 01:51:59,851 --> 01:52:04,362 امام احمد در مسند خود با سند حسنه روایت کرده است 1803 01:52:04,362 --> 01:52:08,362 از ابوسعید خدری رضی الله عنه گفت 1804 01:52:08,362 --> 01:52:12,362 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم داد 1805 01:52:12,362 --> 01:52:17,362 چه هدایایی به قریش و قبایل عرب داده شد؟ 1806 01:52:17,362 --> 01:52:20,362 در میان انصار هیچ یک از آن وجود نداشت 1807 01:52:20,362 --> 01:52:24,362 این محله در خود طرفدارانی پیدا کرد 1808 01:52:24,362 --> 01:52:26,362 تا اینکه صحبت های زیادی در مورد آنها مطرح شد 1809 01:52:26,362 --> 01:52:29,362 تا اینکه سخنرانشان گفت 1810 01:52:29,362 --> 01:52:33,362 رسول خدا صلی الله علیه و آله با قوم خود دیدار کرد 1811 01:52:33,362 --> 01:52:37,493 سپس سعد بن عباده رضی الله عنه بر او وارد شد 1812 01:52:37,493 --> 01:52:40,493 گفت یا رسول الله 1813 01:52:40,493 --> 01:52:44,493 این محله شما را در درون خود پیدا کرده است 1814 01:52:44,493 --> 01:52:47,493 در این محیط که مجروح شدید چه کردید؟ 1815 01:52:47,493 --> 01:52:49,493 در میان قوم تو سوگند 1816 01:52:49,493 --> 01:52:53,493 هدایای بزرگی به قبایل عرب داده شد 1817 01:52:53,493 --> 01:52:57,493 هیچ یک از انصار در این محله نبودند 1818 01:52:57,493 --> 01:53:01,622 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1819 01:53:02,622 --> 01:53:05,622 پس در این مورد کجا ایستاده ای سعد؟ 1820 01:53:05,622 --> 01:53:07,622 گفت یا رسول الله 1821 01:53:07,622 --> 01:53:10,622 من فقط عضوی از مردم خودم هستم 1822 01:53:10,622 --> 01:53:12,681 و من چی هستم؟ 1823 01:53:12,681 --> 01:53:15,681 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1824 01:53:15,681 --> 01:53:19,752 پس افرادت را برای من در این انبار جمع کن 1825 01:53:19,752 --> 01:53:22,752 پس سعد رضی الله عنه رفت 1826 01:53:22,752 --> 01:53:25,752 انصار را در آن انبار گرد آورد 1827 01:53:25,752 --> 01:53:29,752 چون جمع شدند سعد رضی الله عنه نزد او آمد 1828 01:53:29,752 --> 01:53:34,782 گفت: این محله انصار برای تو جمع شده است 1829 01:53:34,782 --> 01:53:38,782 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد آنان آمد 1830 01:53:38,782 --> 01:53:42,782 خدا را شکر کرد و او را به خاطر شایستگی او ستود 1831 01:53:42,782 --> 01:53:44,782 سپس گفت 1832 01:53:44,782 --> 01:53:46,782 ای اهل انصار! 1833 01:53:46,782 --> 01:53:52,971 آنچه او گفت در مورد شما و چیزی که در خود یافتید به من منتقل شد 1834 01:53:52,971 --> 01:53:56,971 آیا من به سوی شما گمراه نشدم، پس خداوند شما را هدایت کرد؟ 1835 01:53:56,971 --> 01:53:59,971 و تو فقیری، پس خداوند تو را بی نیاز کند 1836 01:53:59,971 --> 01:54:04,002 و دشمنان، پس خداوند دلهای شما را محشور سازد 1837 01:54:04,002 --> 01:54:05,002 گفتند 1838 01:54:05,002 --> 01:54:09,002 بلکه خدا و رسولش امنتر و بهترند 1839 01:54:09,002 --> 01:54:13,131 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1840 01:54:13,131 --> 01:54:17,193 ای انصار جواب من را نمی دهی؟ 1841 01:54:17,193 --> 01:54:18,193 گفتند 1842 01:54:18,193 --> 01:54:21,193 ای رسول خدا چه جوابی به تو بدهیم؟ 1843 01:54:21,193 --> 01:54:25,292 برای خدا و رسولش صلوات و فضل است 1844 01:54:25,292 --> 01:54:29,292 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1845 01:54:29,292 --> 01:54:34,292 به خدا سوگند اگر می خواستی راست می گفتی و راست می گفتی 1846 01:54:34,292 --> 01:54:38,511 تو دروغ گفتی پیش ما آمدی، پس ما تو را باور کردیم 1847 01:54:38,511 --> 01:54:40,511 و شما ناامید شدید، بنابراین ما به شما کمک کردیم 1848 01:54:40,511 --> 01:54:43,511 و ما به عنوان یک فراری تو را گرفتیم 1849 01:54:43,511 --> 01:54:46,712 و خانواده فسینک 1850 01:54:46,712 --> 01:54:52,712 ای جماعت انصار، شما خود را در دنیوی یافتید 1851 01:54:52,712 --> 01:54:54,712 گروهی را جمع کردم تا اسلام بیاورند 1852 01:54:54,712 --> 01:54:57,712 من تو را به اسلام منصوب کردم 1853 01:54:57,712 --> 01:55:00,712 ای انصار راضی نیستی؟ 1854 01:55:00,712 --> 01:55:03,712 برای اینکه مردم با گوسفند و شتر بروند 1855 01:55:03,712 --> 01:55:07,712 و در سفر با رسول خدا باز می گردید 1856 01:55:07,712 --> 01:55:10,743 سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست 1857 01:55:10,743 --> 01:55:14,743 اگر هجرت نبود از انصار بودی 1858 01:55:14,743 --> 01:55:19,801 حتی اگر مردم راهی را در پیش گرفتند و انصار هم راهی 1859 01:55:19,801 --> 01:55:21,801 من از قوم انصار پیروی می کردم 1860 01:55:23,091 --> 01:55:25,091 خداوند انصار را بیامرزد 1861 01:55:25,091 --> 01:55:27,091 و فرزندان انصار 1862 01:55:27,091 --> 01:55:30,091 و فرزندان پسران انصار 1863 01:55:30,091 --> 01:55:33,252 مردم آنقدر گریه کردند که ریششان خیس شد 1864 01:55:33,252 --> 01:55:39,252 گفتند: قسم و قسم از رسول خدا راضی هستیم 1865 01:55:39,252 --> 01:55:44,252 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و پراکنده شدند 1866 01:55:44,252 --> 01:55:47,471 و به عبارت دیگر در دو صحیح 1867 01:55:47,471 --> 01:55:51,471 رسول خدا صلی الله علیه و آله به انصار فرمود 1868 01:55:51,471 --> 01:55:57,471 به مردانی که تازه به خیانت می پردازند می دهم تا با آنها آشنا شوند 1869 01:55:57,471 --> 01:56:00,471 آیا از گرفتن پول توسط مردم راضی نیستید؟ 1870 01:56:00,471 --> 01:56:04,471 و به سفر خود با رسول خدا باز خواهی گشت 1871 01:56:04,471 --> 01:56:09,471 به خدا سوگند آنچه به آن روی می آورید بهتر است از آنچه آنها به آن روی می آورند 1872 01:56:09,471 --> 01:56:14,511 گفتند: آری یا رسول الله، ما راضی هستیم. 1873 01:56:14,511 --> 01:56:18,952 ابن اسحاق در شرح حال خود با سلسله مرسل خوب روایت کرده است 1874 01:56:18,952 --> 01:56:22,952 عن محمد بن ابراهیم بن الحارث التیمی 1875 01:56:22,952 --> 01:56:27,952 گفت فلانی به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت 1876 01:56:27,952 --> 01:56:30,952 از یارانش ای رسول خدا 1877 01:56:30,952 --> 01:56:34,952 عیینه بن حصن و الاقراء بن حبیس داده شد 1878 01:56:34,952 --> 01:56:39,952 صد و صد و از زندان بن صرقة الضمری خارج شدم 1879 01:56:39,952 --> 01:56:44,181 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1880 01:56:44,181 --> 01:56:47,243 سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست 1881 01:56:48,243 --> 01:56:52,243 برای جائل پسر سورقه از همه گرده های زمین بهتر است 1882 01:56:52,243 --> 01:56:56,243 مانند عیینه بن حصن و الاقراء بن حبیس 1883 01:56:56,243 --> 01:57:00,243 اما من به آنها عادت کردم تا در امان باشند 1884 01:57:00,243 --> 01:57:06,931 او جائل بن صرقع را به اسلام منصوب کرد 1885 01:57:09,931 --> 01:57:13,671 هیئت حوازین نزد رسول خدا آمدند 1886 01:57:13,671 --> 01:57:16,792 او مسلمان است 1887 01:57:16,792 --> 01:57:19,792 این بعد از تقسیم غنایم بود 1888 01:57:19,792 --> 01:57:22,792 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 1889 01:57:22,792 --> 01:57:25,792 پس از بازگشت از طائف منتظر آنها بود 1890 01:57:25,792 --> 01:57:29,792 تا چند ده شب شاید مسلمان بیایند 1891 01:57:29,792 --> 01:57:34,792 فرزندان و زنان و پولشان را به آنها برمی گرداند 1892 01:57:34,792 --> 01:57:37,993 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 1893 01:57:37,993 --> 01:57:40,993 عن مروان بن الحکم و المصور 1894 01:57:40,993 --> 01:57:42,993 ابن مخرمطه گفت 1895 01:57:42,993 --> 01:57:45,993 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 1896 01:57:45,993 --> 01:57:49,993 هنگامی که هیئتی از مسلمانان هوازین نزد او آمدند، برخاست 1897 01:57:49,993 --> 01:57:53,993 از او خواستند که پول و اسرا را به آنها برگرداند 1898 01:57:53,993 --> 01:57:58,023 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود 1899 01:57:58,023 --> 01:58:00,023 کی رو با من میبینی؟ 1900 01:58:00,023 --> 01:58:03,023 من دوست دارم با صادق ترین افراد صحبت کنم 1901 01:58:03,023 --> 01:58:06,023 یکی از این دو فرقه را انتخاب کردند 1902 01:58:06,023 --> 01:58:09,023 یا اسارت یا پول 1903 01:58:09,023 --> 01:58:12,023 من از تو آرامش می خواستم 1904 01:58:12,023 --> 01:58:16,051 برجسته ترین آنها رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 1905 01:58:16,051 --> 01:58:20,051 چند ده شب که از طائف رسید 1906 01:58:20,051 --> 01:58:25,153 وقتی برایشان روشن شد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 1907 01:58:25,153 --> 01:58:29,153 تنها یکی از دو فرقه به آنها بازگردانده شد 1908 01:58:29,153 --> 01:58:32,153 گفتند: ما اسارت خود را انتخاب می کنیم. 1909 01:58:32,153 --> 01:58:37,212 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان مسلمانان قیام کرد 1910 01:58:37,212 --> 01:58:40,212 او خدا را به خاطر آنچه سزاوارش بود ستایش کرد 1911 01:58:40,212 --> 01:58:43,212 سپس درباره آنچه در ادامه می آید گفت 1912 01:58:43,212 --> 01:58:47,212 برادران تو با توبه نزد ما آمده اند 1913 01:58:47,212 --> 01:58:51,212 و تصمیم گرفتم اسارتشان را به آنها برگردانم 1914 01:58:51,212 --> 01:58:55,212 هر کس از شما دوست دارد این کار را بکند 1915 01:58:55,212 --> 01:58:59,212 هر کس از شما دوست دارد سهم خود را داشته باشد 1916 01:58:59,212 --> 01:59:05,212 تا زمانی که از اولین چیزی که خداوند به ما عطا کرده است، به او بدهیم 1917 01:59:05,212 --> 01:59:07,212 و مردم گفتند 1918 01:59:07,212 --> 01:59:10,372 دوست داشتیم یا رسول الله 1919 01:59:10,372 --> 01:59:14,372 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1920 01:59:14,372 --> 01:59:19,372 ما نمی دانیم چه کسی از شما اجازه چنین کاری را داده و چه کسی اجازه نداده است 1921 01:59:19,372 --> 01:59:24,372 پس تا زمانی که ماموران شما موضوع شما را به ما گزارش دهند، برگردید 1922 01:59:24,372 --> 01:59:28,372 پس مردم برگشتند و رهبرانشان با آنها صحبت کردند 1923 01:59:28,372 --> 01:59:32,372 سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشتند 1924 01:59:32,372 --> 01:59:36,372 پس به او گفتند که موافق و موافق هستند 1925 01:59:36,372 --> 01:59:42,631 امام احمد در مسند خود و ابن اسحاق در شرح حال خود به سند حسنه نقل کرده اند. 1926 01:59:42,631 --> 01:59:46,631 از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم گفت 1927 01:59:46,631 --> 01:59:51,631 هیئت ما نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند 1928 01:59:51,631 --> 01:59:54,631 او در الجرانه است و اسلام آوردند 1929 01:59:54,631 --> 01:59:57,631 گفتند یا رسول الله 1930 01:59:57,631 --> 01:59:59,631 ما یک اصل و یک طایفه هستیم 1931 02:00:00,011 --> 02:00:03,533 بلایی بر ما وارد شده که بر شما پوشیده نیست. 1932 02:00:04,033 --> 02:00:06,832 خداوند به شما لطف کند 1933 02:00:07,601 --> 02:00:10,841 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1934 02:00:11,483 --> 02:00:16,122 آیا فرزندان و زنان شما برای شما محبوب ترند یا پول شما؟ 1935 02:00:16,851 --> 02:00:18,372 گفتند یا رسول الله 1936 02:00:18,971 --> 02:00:22,452 شما به ما حق انتخاب بین حساب و پول ما دادید 1937 02:00:23,011 --> 02:00:26,252 بلکه زنان و فرزندان ما به سوی ما باز خواهند گشت 1938 02:00:26,533 --> 02:00:28,212 او برای ما عزیزتر است 1939 02:00:28,851 --> 02:00:29,931 به آنها گفت 1940 02:00:30,573 --> 02:00:34,891 و اما آنچه برای من و فرزندان عبدالمطلب بود، از آن توست 1941 02:00:35,712 --> 02:00:37,832 اگر نماز ظهر را برای مردم بخوانی 1942 02:00:38,351 --> 02:00:39,872 پس بایستید و صحبت کنید 1943 02:00:40,511 --> 02:00:45,591 شفاعت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را برای مسلمانان می طلبیم. 1944 02:00:46,073 --> 02:00:50,233 و مسلمانان به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 1945 02:00:50,712 --> 02:00:52,872 در پسران و زنان ما 1946 02:00:53,471 --> 02:00:56,792 سپس به شما می دهم و از شما می خواهم 1947 02:00:57,662 --> 02:01:02,221 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله مردم را در نماز ظهر امامت کرد 1948 02:01:02,863 --> 02:01:05,702 آنها برخاستند و آنچه را که او به آنها امر کرد، گفتند 1949 02:01:06,712 --> 02:01:09,752 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1950 02:01:10,551 --> 02:01:13,591 و اما آنچه برای من و فرزندان عبدالمطلب بود 1951 02:01:14,113 --> 02:01:14,912 برای شماست 1952 02:01:15,792 --> 02:01:17,153 مهاجران گفتند 1953 02:01:17,872 --> 02:01:22,351 و هر چه مال ماست از آن رسول خدا صلی الله علیه و آله است 1954 02:01:23,153 --> 02:01:24,591 گفت سادگی 1955 02:01:24,591 --> 02:01:29,792 و هر چه مال ماست از آن رسول خدا صلی الله علیه و آله است 1956 02:01:29,792 --> 02:01:35,792 اقراء بن حبیس گفت: من و ابن تمیم نه. 1957 02:01:35,792 --> 02:01:41,823 عینه بن حصن گفت: من و بن فزاره نه 1958 02:01:41,823 --> 02:01:48,051 عباس بن مرداس گفت: من و بن سلیم نه 1959 02:01:48,051 --> 02:01:51,051 بن سلیم گفت نه 1960 02:01:51,252 --> 02:01:56,252 هر چه مال ماست مال رسول خدا صلی الله علیه و آله است 1961 02:01:56,252 --> 02:02:02,283 عباس بن مرداس گفت: ای پسرم سلیم و تو به من دشنام دادی. 1962 02:02:02,283 --> 02:02:06,381 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1963 02:02:06,381 --> 02:02:10,381 و اما شما که از این اسارت به حقوق او چنگ زده اید 1964 02:02:10,381 --> 02:02:16,381 هر انسانی شش وظیفه دارد که از اولین آنها سهم اوست 1965 02:02:16,381 --> 02:02:20,542 پسران و زنان خود را به مردم بازگرداندند 1966 02:02:20,742 --> 02:02:29,273 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از الجیرانه عمره کرد 1967 02:02:29,273 --> 02:02:33,811 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله تمام شد 1968 02:02:33,811 --> 02:02:37,811 از تقسیم غنائم حنین در الجرانه 1969 02:02:37,811 --> 02:02:41,811 مردم عمره را انجام می دهند که همان عمره الجعرانه است 1970 02:02:41,811 --> 02:02:46,002 امام احمد و ترمذی آن را با سند حسنه نقل کرده اند 1971 02:02:46,002 --> 02:02:50,002 قال عن محرش الکعبی رضی الله عنه 1972 02:02:50,202 --> 02:02:53,202 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 1973 02:02:53,202 --> 02:02:57,202 او شبانه با انجام عمره از الجرانه خارج شد 1974 02:02:57,202 --> 02:03:01,202 پس شبانه وارد مکه شد و عمره خود را به جا آورد 1975 02:03:01,202 --> 02:03:03,202 سپس شب را ترک کرد 1976 02:03:03,202 --> 02:03:06,202 پس در الجرانه مثل شیر شد 1977 02:03:06,202 --> 02:03:09,202 روز بعد وقتی خورشید غروب کرد 1978 02:03:09,202 --> 02:03:11,202 در شکم صراف بیرون آمد 1979 02:03:11,202 --> 02:03:16,202 حتی کلکسیونر جاده با شکم ولخرجی جمع می کرد 1980 02:03:16,403 --> 02:03:20,431 به همین دلیل عمره او از مردم پنهان ماند 1981 02:03:20,431 --> 02:03:23,693 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 1982 02:03:23,693 --> 02:03:26,693 و ابوداود در سنن خود با سند صحیح 1983 02:03:26,693 --> 02:03:30,693 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 1984 02:03:30,693 --> 02:03:33,721 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 1985 02:03:33,721 --> 02:03:36,721 و یارانش عمره را از جعرانه به جا آوردند 1986 02:03:36,721 --> 02:03:38,721 در خانه ترمز کردند 1987 02:03:38,721 --> 02:03:42,721 جامه هایشان را زیر بغل می کردند 1988 02:03:42,721 --> 02:03:45,721 سپس آن را روی شانه های خود انداختند 1989 02:03:45,921 --> 02:03:48,311 حافظ در الفتح گفته است 1990 02:03:48,311 --> 02:03:51,311 و اما ورود شبانه به مکه 1991 02:03:51,311 --> 02:03:54,311 بر او رضی الله عنه اتفاق نیفتاد 1992 02:03:54,311 --> 02:03:57,311 مگر در عمره جرانه 1993 02:03:57,311 --> 02:03:59,311 برای او رحمت الله علیه 1994 02:03:59,311 --> 02:04:01,311 من از جرانه محرومم 1995 02:04:01,311 --> 02:04:03,311 شبانه وارد مکه شد 1996 02:04:03,311 --> 02:04:05,311 پس عمره را تمام کرد 1997 02:04:05,311 --> 02:04:07,311 بعد شب برگشت 1998 02:04:07,311 --> 02:04:10,311 پس در الجرانه مثل شیر شد 1999 02:04:10,311 --> 02:04:13,311 به روایت سه نویسنده سنن 2000 02:04:13,311 --> 02:04:15,311 از حدیث محرش الکعبی 2001 02:04:15,511 --> 02:04:17,511 خداوند از او راضی باشد 2002 02:04:17,511 --> 02:04:19,511 و زنان او را سنگسار کردند 2003 02:04:19,511 --> 02:04:21,511 ورود به مکه شبانه 2004 02:04:21,511 --> 02:04:26,782 جانشینی عطاب بن آسید 2005 02:04:26,782 --> 02:04:28,782 خداوند از او راضی باشد 2006 02:04:28,782 --> 02:04:30,782 در مکه 2007 02:04:30,782 --> 02:04:34,582 رسول خدا صلی الله علیه و آله را جانشین خود قرار داد 2008 02:04:34,582 --> 02:04:36,582 عتب بن آسید 2009 02:04:36,582 --> 02:04:38,582 خداوند در مکه از او راضی باشد 2010 02:04:38,582 --> 02:04:40,582 این قبل از بازگشتش بود 2011 02:04:40,582 --> 02:04:42,582 خدا رحمتش کند و درود فرستد 2012 02:04:42,582 --> 02:04:44,801 به شهر 2013 02:04:44,801 --> 02:04:46,801 امام بغاوی روایت کرده است 2014 02:04:47,002 --> 02:04:50,002 در حدیث عیس بن سالم الشعشی 2015 02:04:50,002 --> 02:04:52,002 با پشتیبانی خوب 2016 02:04:52,002 --> 02:04:54,002 از عمر بن شعیب 2017 02:04:54,002 --> 02:04:56,002 به اختیار پدرش، به اختیار پدربزرگش 2018 02:04:56,002 --> 02:04:59,002 گفت که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 2019 02:04:59,002 --> 02:05:01,002 عطاب بن آسید را فرستاد 2020 02:05:01,002 --> 02:05:03,002 به مکه 2021 02:05:03,002 --> 02:05:05,002 گفت: می دانی؟ 2022 02:05:05,002 --> 02:05:07,002 کجا بفرستمت؟ 2023 02:05:07,002 --> 02:05:09,002 به خلق خدا 2024 02:05:09,002 --> 02:05:11,193 آنها اهل مکه هستند 2025 02:05:11,193 --> 02:05:13,193 حافظ بن کثیر گفت 2026 02:05:13,193 --> 02:05:16,193 رسول خدا صلی الله علیه و آله عمره را به جا آورد 2027 02:05:16,391 --> 02:05:18,391 از جرانه 2028 02:05:18,391 --> 02:05:20,391 وارد مکه شد 2029 02:05:20,391 --> 02:05:22,391 هنگامی که عمره خود را تمام کرد 2030 02:05:22,391 --> 02:05:24,391 برو به شهر 2031 02:05:24,391 --> 02:05:26,391 برای مردم حج به جا آورد 2032 02:05:26,391 --> 02:05:27,391 آن سال 2033 02:05:27,391 --> 02:05:29,391 اطب بن آسید رضی الله عنه 2034 02:05:29,391 --> 02:05:31,391 پس او اولین بود 2035 02:05:31,391 --> 02:05:33,391 هر که با مردم حج کند 2036 02:05:33,391 --> 02:05:35,622 از شاهزادگان مسلمان 2037 02:05:35,622 --> 02:05:38,622 رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 2038 02:05:38,622 --> 02:05:40,622 شهر نبوی 2039 02:05:40,622 --> 02:05:43,622 شبهای زیادی از ذی القعده باقی نمانده است 2040 02:05:43,622 --> 02:05:45,622 سال هشتم هجری قمری 2041 02:05:50,273 --> 02:05:52,273 سال نهم هجری 2042 02:06:01,881 --> 02:06:03,881 هنگامی که هلال ماه محرم آغاز می شود 2043 02:06:03,881 --> 02:06:05,881 از سال نهم هجری 2044 02:06:05,881 --> 02:06:08,881 رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 2045 02:06:08,881 --> 02:06:10,881 کارگران او در امور خیریه هستند 2046 02:06:10,881 --> 02:06:12,881 به هر چیزی که تنظیم کردم 2047 02:06:12,881 --> 02:06:14,881 اسلام کشورها 2048 02:06:14,881 --> 02:06:17,042 ابن سعد در طبقات خود گفته است 2049 02:06:17,042 --> 02:06:19,113 وقتی رسول خدا را دید 2050 02:06:19,113 --> 02:06:25,113 رسول خدا صلی الله علیه و آله هلال ماه محرم در سال نهم هجرت. 2051 02:06:25,113 --> 02:06:29,113 فرستادن مؤمنان به ایمان عرب 2052 02:06:29,113 --> 02:06:31,233 ابن اسحاق گفت 2053 02:06:31,233 --> 02:06:37,273 رسول خدا صلی الله علیه و آله امیران و کارگران خود را برای انفاق فرستاد 2054 02:06:37,273 --> 02:06:41,273 به همه کشورهایی که اسلام به آنها دست زده است 2055 02:06:41,273 --> 02:06:47,273 مهاجر ابن ابی امیه بن مغیره رضی الله عنه را به صنعا فرستاد. 2056 02:06:47,273 --> 02:06:50,273 الانسی در حالی که آنجا بود نزد او رفت 2057 02:06:50,273 --> 02:06:56,301 لبید بن زیاد البیاضیه رضی الله عنه را به حضرموت فرستاد. 2058 02:06:56,301 --> 02:07:02,301 ادی بن حاتم رضی الله عنه را نزد تای و بنی اسد فرستاد 2059 02:07:02,301 --> 02:07:07,301 مالک بن نویره رضی الله عنه نزد بنی حنظله فرستاده شد 2060 02:07:07,301 --> 02:07:11,301 صدقه بنی سعد از آن دو به دو نفر تقسیم شد 2061 02:07:11,301 --> 02:07:16,301 پس زبریقان بن بدر رضی الله عنه را به قسمتی از آن فرستاد. 2062 02:07:16,301 --> 02:07:20,301 قیس بن عاصم رضی الله عنه از یک طرف 2063 02:07:20,301 --> 02:07:25,363 علاء بن الحضرمی رضی الله عنه را به بحرین فرستاد 2064 02:07:25,363 --> 02:07:30,363 علی بن ابی طالب رضی الله عنه را به نجران فرستاد 2065 02:07:30,363 --> 02:07:35,363 رافع بن مکیث رضی الله عنه را به جحینه فرستاد 2066 02:07:35,363 --> 02:07:40,391 عمر بن الاسیر رضی الله عنه به سوی بنی فزاره فرستاده شد 2067 02:07:40,391 --> 02:07:46,391 ضحاک بن سفیان الکلابی رضی الله عنه به بنی کلیاب فرستاده شد. 2068 02:07:46,391 --> 02:07:51,391 عیینه بن حصن رضی الله عنه را نزد بنی تمیم فرستاد 2069 02:07:51,391 --> 02:07:57,391 بریده بن الحصیب رضی الله عنه را به اسلم و غفار فرستاد. 2070 02:07:57,391 --> 02:08:02,391 عباد بن بشر رضی الله عنه را به سلیم و مزینه فرستاد 2071 02:08:02,391 --> 02:08:07,391 ابن لطبیه، ازدیه را نزد بنی ذوبیان فرستاد 2072 02:08:07,391 --> 02:08:13,073 ولید بن عقبه رضی الله عنه به سوی بنی مصطلق فرستاده شد 2073 02:08:13,073 --> 02:08:20,193 نکته مهم: باید توجه داشت که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 2074 02:08:20,193 --> 02:08:26,193 این اصحاب بزرگوار رضی الله عنه به یکباره مبعوث نشدند 2075 02:08:26,193 --> 02:08:29,193 در محرم سال نهم هجری 2076 02:08:29,193 --> 02:08:36,193 حتی برخی از آنها تا زمان اسلام آوردن از آن قبایل که به آنها اعزام شده بودند، به تأخیر افتادند 2077 02:08:36,193 --> 02:08:43,193 مؤید این مطلب آنچه در روایت ابن اسحاق آمده است که در میان کارگرانی که فرستاده است 2078 02:08:43,193 --> 02:08:51,193 رسول خدا صلی الله علیه و آله بر صدقه قومشان ادی بن حاتم رضی الله عنه. 2079 02:08:51,193 --> 02:08:57,193 عدی رضی الله عنه پس از بعثت رضی الله عنه اسلام آورد. 2080 02:08:57,193 --> 02:09:03,193 علی رضی الله عنه آن سکه را که بت قبیله تای است خراب کند. 2081 02:09:03,193 --> 02:09:08,193 این در ربیع الاخر سال نهم هجری بود 2082 02:09:08,193 --> 02:09:16,243 پیامبر صلی الله علیه و آله از خطرات صدقه هشدار داد 2083 02:09:16,243 --> 02:09:24,561 رسول خدا صلی الله علیه و آله اصحاب خود را از خطرات صدقه برحذر داشت. 2084 02:09:24,561 --> 02:09:28,792 ابوداود آن را در سنن خود با سند صحیح نقل کرده است 2085 02:09:28,792 --> 02:09:33,792 از ابو مسعود انصاری رضی الله عنه گفت 2086 02:09:33,792 --> 02:09:38,792 رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا به جست و جو فرستاد 2087 02:09:38,792 --> 02:09:42,792 سپس گفت: برو ابا مسعود. 2088 02:09:42,792 --> 02:09:49,792 نه، تو را در قیامت نمی بینم که شتری از شترهای صدقه بر دوش گرفته ای که بر پشتت غرش کند. 2089 02:09:49,792 --> 02:09:54,952 من او را بسته ام. گفت: پس من نمی روم. 2090 02:09:54,952 --> 02:10:03,193 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: پس من از شما بیزار نیستم. 2091 02:10:03,193 --> 02:10:07,631 جنگ تبوک یا الاسره 2092 02:10:07,631 --> 02:10:12,631 جنگ تبوک در رجب سال نهم هجری رخ داد 2093 02:10:12,631 --> 02:10:18,733 آخرین فتوحات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم توسط خود بزرگوارش بود. 2094 02:10:18,733 --> 02:10:20,733 حافظ در الفتح گفته است 2095 02:10:20,733 --> 02:10:25,733 جنگ تبوک در ماه رجب سال نهم بود 2096 02:10:25,733 --> 02:10:29,733 بدون اختلاف حج وداع را پذیرفت 2097 02:10:29,733 --> 02:10:35,733 امام احمد در مسند خود و ترمذی در جامع خود با سند صحیح نقل کرده اند. 2098 02:10:35,733 --> 02:10:39,761 عن کعب بن مالک رضی الله عنه گفت 2099 02:10:39,761 --> 02:10:45,761 من هنوز در جنگی که پیروز شد از پیامبر صلی الله علیه و آله عقب نمانده ام. 2100 02:10:45,761 --> 02:10:51,952 تا اینکه جنگ تبوک آخرین جنگی بود که او فتح کرد 2101 02:10:51,952 --> 02:10:55,952 حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است 2102 02:10:56,952 --> 02:10:58,952 گفت خداوند از آنها راضی باشد 2103 02:10:58,952 --> 02:11:04,952 رسول خدا صلی الله علیه و آله بیست و یک جنگ انجام داد 2104 02:11:04,952 --> 02:11:07,952 نوزده جنگ با او شاهد بود 2105 02:11:07,952 --> 02:11:15,721 آخرین جنگی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به آن حمله کرد تبوک بود. 2106 02:11:15,721 --> 02:11:17,823 دلیل تهاجم 2107 02:11:17,823 --> 02:11:21,823 علت جنگ تبوک به شرح زیر است 2108 02:11:21,823 --> 02:11:25,952 ابتدا ابن سعد در طبقات خود گفته است: 2109 02:11:25,952 --> 02:11:32,952 به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر رسید که رومیان گروه های زیادی را در شام جمع کرده اند. 2110 02:11:32,952 --> 02:11:36,952 و اینکه راقل یک سال برای یارانش روزی داده بود 2111 02:11:36,952 --> 02:11:41,952 و لخم و جذام و آمله و قاسم را با او آوردم 2112 02:11:41,952 --> 02:11:45,983 آنها معرفی خود را به بلقا ارائه کردند 2113 02:11:45,983 --> 02:11:50,983 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مردم را به خروج دعوت کرد 2114 02:11:50,983 --> 02:11:52,073 گفتم 2115 02:11:52,073 --> 02:11:54,073 این دلیل پشتیبانی می شود 2116 02:11:54,073 --> 02:11:57,073 آنچه امام بخاری در صحیح خود نقل کرده است 2117 02:11:57,073 --> 02:12:01,073 عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه گفت 2118 02:12:01,073 --> 02:12:07,073 اطرافیان رسول خدا صلی الله علیه و آله به او احترام می گذاشتند 2119 02:12:07,073 --> 02:12:10,073 تنها غسان در شام پادشاه ماند 2120 02:12:10,073 --> 02:12:13,073 ترسیدیم که او به سمت ما بیاید 2121 02:12:13,073 --> 02:12:16,073 و به عبارت دیگر در دو صحیح 2122 02:12:16,073 --> 02:12:19,073 عمر رضی الله عنه گفت 2123 02:12:19,073 --> 02:12:25,073 گفته بودیم غسان برای حمله به ما اسب ها را زین می کند 2124 02:12:25,073 --> 02:12:26,273 گفتم 2125 02:12:26,273 --> 02:12:31,273 شاید دلیل گستاخی رومیان و غسانیان بر مسلمانان باشد 2126 02:12:31,273 --> 02:12:34,273 جنگ موته چه شد؟ 2127 02:12:34,273 --> 02:12:38,273 از شکست رومیان و غسانیان در برابر مسلمانان 2128 02:12:38,273 --> 02:12:43,301 انگار می خواستند از مسلمانان انتقام بگیرند 2129 02:12:43,301 --> 02:12:47,301 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنها را تعجیل کرد 2130 02:12:47,301 --> 02:12:51,301 حافظ بن کثیر در تفسیر خود به این مطلب رفت 2131 02:12:51,301 --> 02:12:52,301 و او گفت 2132 02:12:52,301 --> 02:12:58,301 او برای انتقام از یارانش که قوم موته را کشتند به آنجا حمله کرد 2133 02:12:58,301 --> 02:13:00,301 و خدا داناتر است 2134 02:13:00,301 --> 02:13:01,493 دوما 2135 02:13:01,493 --> 02:13:05,523 اجرای فرمان جهاد فی سبیل الله تعالی 2136 02:13:05,523 --> 02:13:08,523 حافظ بن کثیر گفت 2137 02:13:08,523 --> 02:13:13,523 رسول خدا صلی الله علیه و آله تصمیم گرفت با رومیان بجنگد 2138 02:13:13,523 --> 02:13:16,523 زیرا آنها نزدیک ترین افراد به او هستند 2139 02:13:16,523 --> 02:13:19,523 مردم سزاوارترند که به حقیقت دعوت کنند 2140 02:13:19,523 --> 02:13:22,523 به خاطر نزدیک بودنشان به اسلام و اهل آن 2141 02:13:22,523 --> 02:13:24,523 خداوند متعال فرمود 2142 02:13:24,523 --> 02:13:27,523 ای کسانی که ایمان آورده اید 2143 02:13:27,523 --> 02:13:31,523 با کفار کنار خود بجنگید 2144 02:13:31,523 --> 02:13:34,523 و بگذار در تو سختی بیابند 2145 02:13:34,523 --> 02:13:39,523 و دانستند که خدا با نیکوکاران است 2146 02:13:39,523 --> 02:13:41,523 توضیحات بیشتری اضافه کرد 2147 02:13:41,523 --> 02:13:43,523 و حق تعالی فرمود 2148 02:13:43,523 --> 02:13:49,653 با کسانی بجنگید که به خدا و روز بازپسین ایمان ندارند 2149 02:13:49,653 --> 02:13:56,653 آنها آنچه را که خدا و رسولش حرام کرده اند، حرام نمی کنند 2150 02:13:56,653 --> 02:14:02,653 دین حق را نکوهش نمی کنند 2151 02:14:02,653 --> 02:14:04,653 از کسانی که به آنها کتاب داده شده است 2152 02:14:04,653 --> 02:14:10,653 تا اینکه از دستشان خراج می دهند 2153 02:14:11,653 --> 02:14:15,551 جدی بودن وضعیت 2154 02:14:15,551 --> 02:14:21,551 آن دو شيخ در صحيح خود از عمر بن خطاب رضي الله عنه روايت كرده اند كه فرمود: 2155 02:14:21,551 --> 02:14:25,551 ما از یکی از پادشاهان غسان می ترسیم 2156 02:14:25,551 --> 02:14:29,551 او به ما اشاره کرد که می خواهد به سمت ما برود 2157 02:14:29,551 --> 02:14:32,551 سینه ما پر از آن است 2158 02:14:32,551 --> 02:14:39,671 این امر حاکی از وخیم بودن وضعیتی است که مسلمانان از ناحیه رومیان و غسانیان با آن مواجه بودند 2159 02:14:39,671 --> 02:14:46,671 موضوع شدیدتر شد زیرا جنگ تبوک در زمان سختی برای مردم رخ داد 2160 02:14:46,671 --> 02:14:50,671 کشور بایر و در فقر شدید بود 2161 02:14:50,671 --> 02:14:53,773 ابن اسحاق از شیوخ خود می گوید: 2162 02:14:53,773 --> 02:14:59,773 رسول خدا صلی الله علیه و آله به یاران خود دستور داد تا برای حمله روم آماده شوند. 2163 02:14:59,773 --> 02:15:02,773 این در دوران سختی برای مردم بود 2164 02:15:02,773 --> 02:15:06,773 گرما و برهوت کشور 2165 02:15:06,773 --> 02:15:13,773 و هنگامی که میوه ها خوب هستند و مردم دوست دارند در میوه ها و سایه های خود بمانند 2166 02:15:13,773 --> 02:15:18,773 آنها از مردم در موقعیتی که در آن زمان هستند متنفرند 2167 02:15:18,773 --> 02:15:24,591 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رهبر 2168 02:15:24,591 --> 02:15:30,332 رسول خدا صلی الله علیه و آله به این احوال نگاه می کرد 2169 02:15:30,332 --> 02:15:34,332 با دیدی دقیق تر و دقیق تر از همه اینها 2170 02:15:35,391 --> 02:15:43,391 او فکر می کرد که اگر در این شرایط بحرانی برای حمله به رومیان و غسانیان تردید کند و تنبلی کند. 2171 02:15:43,391 --> 02:15:51,391 رومیان و غسانیان در مناطقی که تحت سیطره و نفوذ اسلام بود سرگردان ماندند 2172 02:15:51,391 --> 02:15:53,391 و به داخل شهر خزیدن 2173 02:15:53,391 --> 02:15:58,391 این بدترین تأثیر را بر تبلیغ اسلامی می گذاشت 2174 02:15:58,391 --> 02:16:01,431 و بر شهرت نظامی مسلمانان 2175 02:16:01,431 --> 02:16:04,431 جهل آخرین نفس است 2176 02:16:04,431 --> 02:16:08,431 بعد از اینکه در حنین ضربه مهلکی خوردم 2177 02:16:08,431 --> 02:16:11,431 شما دوباره زندگی خواهید کرد 2178 02:16:11,431 --> 02:16:17,431 و منافقانی که با خنجرهای خود حلقه های مسلمانان را از پشت سر می گیرند 2179 02:16:17,431 --> 02:16:24,431 در این میان، رومیان و غسانیان لشکرکشی شدیدی را علیه مسلمانان از جبهه به راه انداختند. 2180 02:16:24,431 --> 02:16:31,431 این امر بسیاری از تلاش های او و یارانش را در گسترش اسلام هدر می دهد 2181 02:16:31,431 --> 02:16:36,432 دستاوردهای آنها پس از جنگ های خونین از بین رفته است 2182 02:16:36,432 --> 02:16:40,432 و گشت های نظامی مستمر 2183 02:16:40,432 --> 02:16:43,432 این دستاوردها به هدر می رود 2184 02:16:43,432 --> 02:16:49,493 رسول خدا صلی الله علیه و آله همه اینها را خوب می دانست 2185 02:16:49,493 --> 02:16:51,493 بنابراین تصمیم گرفت این کار را انجام دهد 2186 02:16:51,493 --> 02:16:54,493 علیرغم سختی و مشقتی که داشت 2187 02:16:54,493 --> 02:17:01,493 نبردی سرنوشت ساز که مسلمانان در داخل مرزهای خود علیه رومیان و غسانیان به راه انداختند 2188 02:17:01,493 --> 02:17:06,493 مهلت راهپیمایی به کشورهای اسلامی را به آنها نمی دهند 2189 02:17:06,493 --> 02:17:15,861 پیامبر صلی الله علیه و آله مسلمانان را برای حمله به رومیان فراخواند 2190 02:17:15,861 --> 02:17:22,233 رسول خدا صلی الله علیه و آله بر صحابه رضی الله عنه عزاداری کرد. 2191 02:17:22,233 --> 02:17:27,233 و اعراب اطراف او را برای حمله روم آماده می کردند 2192 02:17:27,233 --> 02:17:30,233 عادتش بود رضی الله عنه 2193 02:17:30,233 --> 02:17:35,233 او کارزار نمی خواهد مگر اینکه چیز دیگری ببیند 2194 02:17:35,233 --> 02:17:37,233 به جز دو حمله 2195 02:17:37,233 --> 02:17:39,233 این دو جنگ خیبر هستند 2196 02:17:39,233 --> 02:17:43,233 زیرا خداوند به او وعده داده است که آن را با متن قرآن بگشاید 2197 02:17:43,233 --> 02:17:46,233 و جنگ تبوک را آماده کند 2198 02:17:46,233 --> 02:17:49,233 به دلیل شدت و تعداد دشمنانشان 2199 02:17:49,233 --> 02:17:52,233 به دلیل دوری و گرمای شدید 2200 02:17:52,233 --> 02:17:55,391 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 2201 02:17:55,391 --> 02:17:59,391 عن کعب بن مالک رضی الله عنه گفت 2202 02:17:59,391 --> 02:18:06,391 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نمی خواست غزوه کند مگر اینکه فکر دیگری می کرد. 2203 02:18:06,391 --> 02:18:08,391 تا آن تهاجم 2204 02:18:08,391 --> 02:18:10,391 یعنی جنگ تبوک 2205 02:18:10,391 --> 02:18:15,391 رسول خدا صلی الله علیه و آله در گرمای شدید به آنجا هجوم آورد 2206 02:18:16,391 --> 02:18:21,391 او سفری دور و ثواب و دشمنان زیادی دریافت کرد 2207 02:18:21,391 --> 02:18:26,391 برای مسلمانان روشن شد که باید برای تهاجم خود آماده باشند 2208 02:18:26,391 --> 02:18:29,522 پس با چهره به آنها گفت که می خواهم 2209 02:18:29,522 --> 02:18:35,522 اولین چیزی که از قرآن در مورد جنگ تبوک نازل شده، فرموده خداوند متعال است: 2210 02:18:35,522 --> 02:18:43,522 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، هنگامى كه به شما گفته مى‏شود: در راه خدا برويد، چه مى‏كنيد؟ 2211 02:18:43,522 --> 02:18:45,522 سنگین روی زمین افتادی 2212 02:18:45,522 --> 02:18:51,522 آیا از زندگی دنیا راضی تر از آخرت هستید؟ 2213 02:18:51,522 --> 02:18:58,522 بهره مندی از زندگی دنیا در آخرت اندک است 2214 02:18:58,522 --> 02:19:03,522 اگر فرار نکنید، شما را به عذابی دردناک عذاب می کند 2215 02:19:03,522 --> 02:19:09,522 او شما را با افراد دیگری جایگزین خواهد کرد 2216 02:19:09,522 --> 02:19:12,522 و به هیچ وجه به او آسیب نرسانید 2217 02:19:12,522 --> 02:19:17,522 خداوند بر هر چیزی تواناست 2218 02:19:17,522 --> 02:19:20,191 حافظ بن کثیر گفت 2219 02:19:20,191 --> 02:19:27,191 این تلاشی است برای سرزنش کسانی که در جنگ تبوک پشت سر رسول خدا صلی الله علیه و آله ماندند. 2220 02:19:27,191 --> 02:19:31,191 وقتی میوه ها و سایه ها در گرمای شدید شناور بودند 2221 02:19:31,191 --> 02:19:35,191 حمارة القدّد به معنای گرمای شدید است 2222 02:19:35,191 --> 02:19:44,311 پیامبر صلی الله علیه و آله به انفاق برای لشکر سختی سفارش کرد 2223 02:19:44,311 --> 02:19:51,913 رسول خدا صلی الله علیه و آله مردم را به حمایت و بره برای لشکر سختی فراخواند. 2224 02:19:51,913 --> 02:19:58,913 اصحاب رضی الله عنه همچنان در راه خدا برای لشکر سختی انفاق می کردند. 2225 02:19:58,913 --> 02:20:01,073 ابن اسحاق گفت 2226 02:20:01,073 --> 02:20:06,073 آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مجدانه سفر کرد 2227 02:20:06,073 --> 02:20:09,073 به مردم دستور داد که دستگاه و کوچک شوند 2228 02:20:09,073 --> 02:20:14,073 وی از افراد ثروتمند خواست تا برای رضای خدا از بارهای خود خرج کنند و از آنها حمایت کنند 2229 02:20:14,073 --> 02:20:18,073 بنابراین مردانی از ثروتمندان حمل کردند و به دنبال پاداش بودند 2230 02:20:18,073 --> 02:20:23,993 بزرگسالان برای خرج کردن با هم رقابت می کنند 2231 02:20:23,993 --> 02:20:29,631 صحابه رضی الله عنهم برای انفاق لشکر سختی دویدند 2232 02:20:29,631 --> 02:20:35,631 این عادت آنان رضی الله عنه در رسیدگی به امور آخرت بود 2233 02:20:35,631 --> 02:20:41,631 اینها بخشی از مخارج عمده برخی از صحابه است که خداوند از آنها راضی باشد 2234 02:20:41,631 --> 02:20:46,631 ابوبکر و عمر رضی الله عنه با هم رقابت کردند 2235 02:20:46,631 --> 02:20:51,891 از امام ترمذی و ابوداود و حکیم به سند حسنه روایت شده است. 2236 02:20:51,891 --> 02:20:55,891 عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه گفت 2237 02:20:55,891 --> 02:21:00,891 روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما دستور داد که صدقه بدهیم 2238 02:21:00,891 --> 02:21:03,923 با آنچه من داشتم مطابقت داشت 2239 02:21:03,923 --> 02:21:09,923 گفتم: امروز اگر از ابوبکر پیشی گرفتم از او پیشی گرفتم. 2240 02:21:09,923 --> 02:21:11,923 پس نصف پولم را آوردم 2241 02:21:11,923 --> 02:21:15,923 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2242 02:21:15,923 --> 02:21:19,923 آنچه برای خانواده ات گذاشتی من هم همین را گفتم 2243 02:21:19,923 --> 02:21:24,111 گفت: ابوبکر هر چه داشت آورد. 2244 02:21:24,111 --> 02:21:28,111 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2245 02:21:28,111 --> 02:21:30,111 آنچه برای خانواده خود باقی گذاشته اید 2246 02:21:30,111 --> 02:21:34,111 گفت: من خدا و رسولش را برای آنها اختصاص دادم 2247 02:21:34,111 --> 02:21:39,272 گفتم: من هرگز در هیچ کاری با تو رقابت نمی کنم. 2248 02:21:39,272 --> 02:21:41,272 امام ابن جوزی فرمودند 2249 02:21:41,272 --> 02:21:44,272 اگر جاهل مخالفت کند می گوید: 2250 02:21:44,272 --> 02:21:48,272 ابوبکر رضی الله عنه با تمام پولش آمد 2251 02:21:48,272 --> 02:21:50,272 پاسخ این است 2252 02:21:50,272 --> 02:21:55,272 گفت ابوبکر رضی الله عنه رزق و تجارت دارد 2253 02:21:55,272 --> 02:22:01,272 اگر همه آن را بپردازد، می تواند آن را قرض کند و زندگی کند 2254 02:22:01,272 --> 02:22:06,791 کسی که اینطور است من او را محکوم نمی کنم که پولش را بدهد 2255 02:22:06,791 --> 02:22:11,913 انفاق عثمان بن عفان رضی الله عنه 2256 02:22:11,913 --> 02:22:13,913 ابن اسحاق گفت 2257 02:22:13,913 --> 02:22:19,913 عثمان بن عفان رضی الله عنه در این امر خرج زیادی کرد 2258 02:22:19,913 --> 02:22:21,913 و هیچ کس به اندازه آن خرج نکرد 2259 02:22:21,913 --> 02:22:27,983 امام احمد در مسند خود و ترمذی در جامع خود به سند حسنه روایت کرده است. 2260 02:22:27,983 --> 02:22:32,983 از عبدالرحمن بن سمره رضی الله عنه گفت 2261 02:22:32,983 --> 02:22:40,983 عثمان بن عفان رضی الله عنه با هزار دینار در جامه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد. 2262 02:22:40,983 --> 02:22:45,983 زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله لشکر سختی را آماده کرد 2263 02:22:45,983 --> 02:22:50,141 آن را در دامان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ریخت 2264 02:22:50,141 --> 02:22:56,173 پس پیامبر صلی الله علیه و آله آن را با دست برگرداند و فرمود 2265 02:22:56,173 --> 02:23:02,173 عفان را نمی زدند، بعد از امروز کاری نمی کرد، بارها و بارها تکرار می کند 2266 02:23:02,173 --> 02:23:07,682 انفاق عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه 2267 02:23:07,682 --> 02:23:14,073 در مورد مخارج عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه در لشکر سختی اختلاف شد. 2268 02:23:14,073 --> 02:23:18,073 حافظ در الفتح گزارش های متعددی در این باره ذکر کرده است 2269 02:23:18,073 --> 02:23:27,073 سپس فرمود: این اختلاف شدید در دیگی است که عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه آورده است. 2270 02:23:27,073 --> 02:23:31,073 صحیح ترین راه هشت هزار درهم است 2271 02:23:31,073 --> 02:23:36,631 خیلی ها تا جایی که می توانستم خرج کردند 2272 02:23:37,051 --> 02:23:40,051 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 2273 02:23:40,051 --> 02:23:45,051 از ابو مسعود عقبه بن عمر البدری رضی الله عنه می فرماید. 2274 02:23:45,051 --> 02:23:47,051 وقتی به ما دستور داد که صدقه بدهیم 2275 02:23:47,051 --> 02:23:49,051 تعصب داشتیم 2276 02:23:49,051 --> 02:23:52,051 یعنی حق الزحمه را بر پشت خود حمل می کنیم 2277 02:23:52,051 --> 02:23:55,051 از آن شهریه صدقه می دهیم 2278 02:23:55,051 --> 02:23:58,051 یا همه را صدقه می دهیم 2279 02:23:58,051 --> 02:24:01,083 ابوعقیل با نیم صاع آمد. 2280 02:24:01,083 --> 02:24:04,083 یک نفر با بیش از آن آمد 2281 02:24:04,083 --> 02:24:06,083 منافقین گفتند 2282 02:24:06,083 --> 02:24:09,083 خداوند برای این صدقه کافی است 2283 02:24:09,083 --> 02:24:13,083 این شخص دیگر جز ریا کاری انجام نداد 2284 02:24:13,083 --> 02:24:15,083 پس رفتم پایین 2285 02:24:36,083 --> 02:24:38,471 و در صحیح مسلم 2286 02:24:38,471 --> 02:24:42,471 در داستان توبه کعب بن مالکر رضی الله عنه 2287 02:24:42,471 --> 02:24:45,471 کعب رضی الله عنه گفت 2288 02:24:45,471 --> 02:24:47,471 در حالی که او در آن است 2289 02:24:47,471 --> 02:24:50,471 یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله 2290 02:24:50,471 --> 02:24:53,471 او در راه تبوک است 2291 02:24:53,471 --> 02:24:57,471 مردی را دید که موی سفیدش توسط سراب برداشته شد 2292 02:24:57,471 --> 02:25:00,471 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2293 02:25:00,471 --> 02:25:03,471 پدر خيثمه باش 2294 02:25:03,471 --> 02:25:07,631 پس او ابو خیثمه انصاری رضی الله عنه است 2295 02:25:07,631 --> 02:25:10,631 اوست که از خرما صدقه می دهد 2296 02:25:10,631 --> 02:25:12,631 زمانی که منافقین به او طعنه زدند 2297 02:25:12,631 --> 02:25:15,791 حافظ در الفتح گفته است 2298 02:25:15,791 --> 02:25:18,791 این نشان می دهد که افراد زیادی با Sa' آمده اند. 2299 02:25:18,791 --> 02:25:22,791 مؤید این مطلب این است که اکثر روایات حاوی آن هستند 2300 02:25:22,791 --> 02:25:25,791 او با یک ساع آمد 2301 02:25:25,791 --> 02:25:27,791 در مورد زکات هم همینطور است 2302 02:25:27,791 --> 02:25:31,791 سپس مردی آمد و صدقه ای به او داد 2303 02:25:31,791 --> 02:25:33,791 و در حدیث باب 2304 02:25:33,791 --> 02:25:36,791 ابوعقیل با نیم صاع آمد. 2305 02:25:36,791 --> 02:25:44,291 توبیخ خداوند متعال از بادیه نشینان و منافقان 2306 02:25:44,291 --> 02:25:50,833 عده ای از منافقین آمدند و از رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه خواستند 2307 02:25:50,833 --> 02:25:52,833 دیر رسیدن بدون بهانه 2308 02:25:52,833 --> 02:25:54,833 پس به آنها اجازه داد 2309 02:25:54,833 --> 02:25:57,833 آنها هشتاد و چند مرد هستند 2310 02:25:57,833 --> 02:26:01,903 بادیه نشینان معذور آمدند تا به آنها اجازه دهند 2311 02:26:01,903 --> 02:26:04,903 آنها از او عذرخواهی کردند، اما او آنها را معذور نکرد 2312 02:26:04,903 --> 02:26:07,903 آنها هشتاد و دو مرد هستند 2313 02:26:07,903 --> 02:26:09,903 پس خداوند آن را بر آنها نازل کرد 2314 02:26:09,903 --> 02:26:16,903 اگر یک ملاقات آینده و یک سفر مورد نظر بود، حتما شما را دنبال می کردند 2315 02:26:16,903 --> 02:26:20,903 اما آپارتمان از آنها دور بود 2316 02:26:20,903 --> 02:26:26,903 به خدا قسم اگر توانستیم با تو بیرون می رفتیم 2317 02:26:26,903 --> 02:26:29,903 آنها پست ترین آنها را نابود می کنند 2318 02:26:29,903 --> 02:26:34,903 و خدا می داند که آنها دروغگو هستند 2319 02:26:34,903 --> 02:26:38,031 حافظ بن کثیر گفت 2320 02:26:38,031 --> 02:26:44,031 خداوند متعال می فرماید: نکوهش کسانی که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عقب مانده اند. 2321 02:26:44,031 --> 02:26:46,031 در جنگ تبوک 2322 02:26:46,031 --> 02:26:49,031 پس از این که از او اجازه گرفتند، نشستند 2323 02:26:49,031 --> 02:26:53,031 نشان دادن اینکه بهانه داشتند و نبودند 2324 02:26:53,031 --> 02:26:55,031 و او گفت 2325 02:26:55,031 --> 02:26:59,031 اگر یک ملاقات اخیر و یک سفر مورد نظر بود 2326 02:26:59,031 --> 02:27:01,031 یعنی به زودی 2327 02:27:01,031 --> 02:27:02,031 آنها شما را دنبال نمی کنند 2328 02:27:02,031 --> 02:27:05,031 یعنی برای این کار با شما می آمدند 2329 02:27:05,031 --> 02:27:08,031 اما آپارتمان از آنها دور بود 2330 02:27:08,031 --> 02:27:11,092 یعنی فاصله تا شام 2331 02:27:11,092 --> 02:27:13,092 و به خدا سوگند یاد می کنند 2332 02:27:13,092 --> 02:27:16,092 یعنی برای شما اگر به آنها برگردید 2333 02:27:16,092 --> 02:27:19,092 اگر می توانستیم با شما بیرون می رفتیم 2334 02:27:19,092 --> 02:27:24,092 یعنی اگر بهانه ای نداشتیم با شما بیرون می رفتیم 2335 02:27:24,092 --> 02:27:26,153 خداوند متعال فرمود 2336 02:27:26,153 --> 02:27:31,153 خود را هلاک می کنند و خدا می داند که دروغ می گویند 2337 02:27:31,153 --> 02:27:37,352 خداوند متعال رسولش صلی الله علیه و آله را سرزنش کرد 2338 02:27:37,352 --> 02:27:39,352 سرزنش خوب 2339 02:27:39,352 --> 02:27:41,352 و خداوند متعال فرمود 2340 02:27:41,352 --> 02:27:44,352 خداوند شما را ببخشد 2341 02:27:44,352 --> 02:27:53,352 چرا به آنها اجازه دادی تا راستگویان برایت روشن شوند و دروغگویان را بیاموزی؟ 2342 02:27:53,352 --> 02:27:56,631 امام ابن جریر طبری گفت 2343 02:27:56,631 --> 02:28:00,631 این یک سرزنش از جانب خداوند متعال است 2344 02:28:00,631 --> 02:28:07,631 او پیامبرش صلی الله علیه و آله را سرزنش کرد که به کسانی که به آنها اجازه ماندن داده است اجازه داده است. 2345 02:28:07,631 --> 02:28:12,631 هنگامی که شخصی به تبوک رفت تا از منافقین به رومیان حمله کند 2346 02:28:12,631 --> 02:28:20,513 تعدادی از اصحاب واقعی جا مانده اند 2347 02:28:20,513 --> 02:28:26,513 سپس در سفر نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت و تصمیم به سفر گرفت. 2348 02:28:26,513 --> 02:28:33,513 گروهی از مسلمانان بودند که نیتشان از رسول خدا صلی الله علیه و آله به تأخیر افتاد. 2349 02:28:33,513 --> 02:28:37,513 تا اینکه بدون شک و شبهه او را رها کردند 2350 02:28:37,513 --> 02:28:42,513 از جمله کعب بن مالک و مرارة بن الربیع. 2351 02:28:42,513 --> 02:28:47,513 هلال بن امیه و ابولبابه بشیر بن عبدالمنذر 2352 02:28:47,513 --> 02:28:52,513 آنها گروهی راستگو بودند که متهم به مسلمانی نبودند 2353 02:28:52,513 --> 02:28:57,432 تعداد لشکر مسلمانان 2354 02:28:57,432 --> 02:29:04,621 سی هزار رزمنده برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جمع شدند 2355 02:29:04,621 --> 02:29:11,621 آن دو شيخ در صحيح خود از كعب بن مالك رضي الله عنه روايت كرده اند كه فرمود: 2356 02:29:11,621 --> 02:29:16,621 مسلمانان نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بسیارند 2357 02:29:16,621 --> 02:29:19,621 کتاب حافظ آنها را با هم جمع نمی کند 2358 02:29:19,621 --> 02:29:22,682 و به عبارت دیگر در صحیح مسلم 2359 02:29:22,682 --> 02:29:25,682 کعب رضی الله عنه گفت 2360 02:29:25,682 --> 02:29:30,682 رسول خدا صلی الله علیه و آله مورد هجوم افراد زیادی قرار گرفت 2361 02:29:30,682 --> 02:29:33,682 بیش از ده هزار 2362 02:29:33,682 --> 02:29:36,871 مجموعه حافظ آنها را با هم جمع نمی کند 2363 02:29:36,871 --> 02:29:38,871 حافظ در الفتح گفته است 2364 02:29:38,871 --> 02:29:43,871 به روایت الحکیم در الیکیل از حدیث معاذ رضی الله عنه می فرماید. 2365 02:29:43,871 --> 02:29:49,871 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای جنگ تبوک بیرون رفتیم. 2366 02:29:49,871 --> 02:29:52,871 ما بالای سی هزار نفر هستیم 2367 02:29:52,871 --> 02:29:55,871 ابن اسحاق این کیت را تأیید کرد 2368 02:29:55,871 --> 02:29:59,871 الواقدی آن را با زنجیره انتقال متصل دیگری ذکر کرد 2369 02:30:02,433 --> 02:30:07,712 جانشینی محمد بن مسلمه رضی الله عنه 2370 02:30:07,712 --> 02:30:10,712 ابن سعد در طبقات خود گفته است 2371 02:30:10,712 --> 02:30:17,712 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم محمد بن مسلمه رضی الله عنه را به عنوان جانشین مدینه منصوب کرد. 2372 02:30:17,712 --> 02:30:24,862 او از نظر ما ثابت‌تر از کسانی است که می‌گویند شخص دیگری را به عنوان جانشین خود منصوب کرده است 2373 02:30:24,862 --> 02:30:32,862 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جانشین علی رضی الله عنه در سرپرستی خاندان او شد. 2374 02:30:33,561 --> 02:30:41,003 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جانشین علی بن ابی طالب رضی الله عنه در امور خاندانش شد. 2375 02:30:41,003 --> 02:30:46,311 علی بن ابی طالب رضی الله عنه شاهد جنگ تبوک نبود 2376 02:30:46,311 --> 02:30:53,272 آن دو شیخ در صحیحین خود از سعد بن ابی وقاصیر رضی الله عنه روایت کرده اند که فرمود: 2377 02:30:53,272 --> 02:31:01,112 رسول خدا صلی الله علیه و آله در جنگ تبوک جانشین علی بن ابی طالب رضی الله عنه شد. 2378 02:31:01,112 --> 02:31:07,552 گفت: ای رسول خدا مرا در زنان و کودکان رها کن 2379 02:31:07,552 --> 02:31:11,352 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2380 02:31:11,352 --> 02:31:16,352 آیا راضی نیستی که برای من همانی باشی که هارون برای موسی بود؟ 2381 02:31:16,352 --> 02:31:19,612 با این حال، هنوز پیامبری وجود ندارد 2382 02:31:19,612 --> 02:31:24,413 و به عبارت دیگر در مسند امام احمد با سند صحیح 2383 02:31:24,413 --> 02:31:27,612 عن سعد رضی الله عنه گفت 2384 02:31:27,843 --> 02:31:31,843 علی با پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون رفت 2385 02:31:31,843 --> 02:31:35,042 تا اینکه دسته خداحافظی فرا رسید 2386 02:31:35,042 --> 02:31:38,843 علی رضی الله عنه گریه می کرد و می گفت 2387 02:31:38,843 --> 02:31:41,673 تو مرا با خاوالف رها می کنی 2388 02:31:41,673 --> 02:31:45,673 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2389 02:31:45,673 --> 02:31:50,471 آیا راضی نیستی که برای من همانی باشی که هارون برای موسی بود؟ 2390 02:31:50,471 --> 02:31:52,702 جز نبوت 2391 02:31:52,702 --> 02:31:54,903 امام نووی فرمودند 2392 02:31:54,903 --> 02:32:00,302 این حدیث حاوی دلیلی بر فضیلت علی رضی الله عنه است 2393 02:32:00,302 --> 02:32:04,903 آن را افشا نکنید زیرا بهتر از دیگران یا مشابه آن است 2394 02:32:04,903 --> 02:32:08,702 هیچ نشانه ای از جانشینی او پس از او وجود ندارد 2395 02:32:08,702 --> 02:32:11,302 زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 2396 02:32:11,302 --> 02:32:14,702 این را فقط به علی رضی الله عنه گفت 2397 02:32:14,702 --> 02:32:18,702 هنگامی که در جنگ تبوک او را به جانشینی خود در مدینه منصوب کرد 2398 02:32:18,702 --> 02:32:23,503 مؤید این امر مظنون بودن هارون علیه السلام است 2399 02:32:23,503 --> 02:32:27,302 بعد از موسی علیه السلام خلیفه ای نبود 2400 02:32:27,302 --> 02:32:30,903 بلکه در زمان حیات موسی علیه السلام از دنیا رفت 2401 02:32:30,903 --> 02:32:35,302 حدود چهل سال قبل از وفات موسی علیه السلام 2402 02:32:35,302 --> 02:32:42,362 چنانکه در میان اهل خبر و داستان مشهور است 2403 02:32:42,362 --> 02:32:46,561 خروج رسول الله صلی الله علیه وسلم 2404 02:32:46,561 --> 02:32:50,602 و از سرزمین ثمود گذشت 2405 02:32:50,602 --> 02:32:53,602 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 2406 02:32:53,602 --> 02:32:58,403 از مدینه پیامبر با لشکر عظیمش تا تبوک 2407 02:32:58,403 --> 02:33:01,802 در راه از ثمود گذشتند 2408 02:33:01,802 --> 02:33:06,403 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله شتر خود را اصرار کرد 2409 02:33:06,403 --> 02:33:09,632 او در نزدیکی سرزمین ثمود ساکن شد 2410 02:33:09,632 --> 02:33:12,632 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 2411 02:33:12,632 --> 02:33:16,833 از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم گفت 2412 02:33:16,833 --> 02:33:21,433 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از کنار آن سنگ گذشت 2413 02:33:21,433 --> 02:33:26,433 فرمود: به خانه كساني كه به خود ستم كردند وارد نشويد. 2414 02:33:26,433 --> 02:33:29,032 باشد که آنچه به آنها می رسد به شما برسد 2415 02:33:29,032 --> 02:33:31,833 مگر اینکه گریه کنی 2416 02:33:31,833 --> 02:33:34,833 سپس سرش را پایین انداخت و به سرعت راه افتاد 2417 02:33:34,833 --> 02:33:37,503 تا اینکه از دره گذشت 2418 02:33:37,503 --> 02:33:40,702 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها دستور داد 2419 02:33:40,702 --> 02:33:44,763 که از چاه آن ننوشند و آب نکشند 2420 02:33:44,763 --> 02:33:47,763 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 2421 02:33:47,962 --> 02:33:52,032 از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم گفت 2422 02:33:52,032 --> 02:33:55,032 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 2423 02:33:55,032 --> 02:33:58,233 هنگامی که سنگ در جنگ تبوک فرود آمد 2424 02:33:58,233 --> 02:34:00,833 دستور داد از چاه آب ننوشند 2425 02:34:00,833 --> 02:34:03,032 و از آن چیزی نمی گیرند 2426 02:34:03,032 --> 02:34:07,433 گفتند: خسته شدیم و آب کشیدیم. 2427 02:34:07,433 --> 02:34:10,632 پس دستور داد آن خمیر را بیرون بریزند 2428 02:34:10,632 --> 02:34:13,352 و آن آب را می ریزند 2429 02:34:13,352 --> 02:34:16,153 و به عبارت دیگر در دو صحیح 2430 02:34:16,153 --> 02:34:19,352 ابن عمر رضی الله عنه گفت 2431 02:34:19,352 --> 02:34:22,753 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها امر کرد 2432 02:34:22,753 --> 02:34:24,952 آنچه کشیده اند دور بریزند 2433 02:34:24,952 --> 02:34:28,042 با خمیر به شترها می خورند 2434 02:34:28,042 --> 02:34:30,243 امام ابن قیم گفت 2435 02:34:30,243 --> 02:34:34,442 از جمله آب چاه های ثمود است 2436 02:34:34,442 --> 02:34:37,042 آشامیدن و پختن با آن جایز نیست 2437 02:34:37,042 --> 02:34:40,673 و خمیر به وسیله آن پاک نمی شود 2438 02:34:40,673 --> 02:34:42,872 آب دادن به دام جایز است 2439 02:34:42,872 --> 02:34:45,872 جز آنچه از چاه شتر بود 2440 02:34:45,872 --> 02:34:52,073 این اطلاعاتی بود که تا زمان پیامبر صلی الله علیه و آله باقی ماند 2441 02:34:52,073 --> 02:34:55,673 سپس مردم همچنان قرن به قرن در مورد آن یاد می کردند 2442 02:34:55,673 --> 02:34:57,872 تا به امروز 2443 02:34:57,872 --> 02:35:01,073 او نمی خواهد سوار چاه دیگری شود 2444 02:35:01,073 --> 02:35:04,073 تا شده و محکم ساخته شده است 2445 02:35:04,073 --> 02:35:05,872 مناطق وسیع 2446 02:35:05,872 --> 02:35:08,673 آثار رهایی بر او مشهود است 2447 02:35:08,673 --> 02:35:13,552 به چیز دیگری مشکوک نباش 2448 02:35:13,552 --> 02:35:16,763 ظهور معجزات 2449 02:35:16,763 --> 02:35:19,763 رسول خدا صلی الله علیه و آله تمام شد 2450 02:35:19,763 --> 02:35:21,962 در راه تبوک 2451 02:35:21,962 --> 02:35:25,763 نیاز مردم به آب افزایش یافته است 2452 02:35:25,763 --> 02:35:28,763 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله صدای خود را بلند کرد 2453 02:35:28,763 --> 02:35:30,763 دستانش به آسمان 2454 02:35:30,763 --> 02:35:34,433 پس خداوند متعال بر آنها آب نازل کرد 2455 02:35:34,433 --> 02:35:36,833 ابن حبان در صحیح خود روایت کرده است 2456 02:35:36,833 --> 02:35:40,632 الحکیم در مستدرک خود با سند معتبر 2457 02:35:40,632 --> 02:35:44,233 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 2458 02:35:44,233 --> 02:35:47,433 به عمر بن خطاب رضی الله عنه گفته شد 2459 02:35:47,433 --> 02:35:50,233 از سختی ها بگویید 2460 02:35:50,233 --> 02:35:52,433 گفت خدا از او راضی باشد 2461 02:35:52,433 --> 02:35:56,233 با گرمای شدید عازم تبوک شدیم 2462 02:35:56,233 --> 02:35:59,833 پس به خانه ای رفتیم که در آنجا تشنه شدیم 2463 02:35:59,833 --> 02:36:03,632 حتی فکر می‌کردیم گردنمان قطع شود 2464 02:36:03,632 --> 02:36:07,032 تا آن مرد به جستجوی آب برود 2465 02:36:07,032 --> 02:36:11,833 تا زمانی که فکر نکنیم گردنش قطع خواهد شد، نباید برگردد 2466 02:36:11,833 --> 02:36:14,833 مردی حتی شتر خود را ذبح می کند 2467 02:36:14,833 --> 02:36:17,433 سرگینش را فشار می دهد و می نوشد 2468 02:36:17,433 --> 02:36:20,493 و آنچه را که بر جگرش می ماند می گذارد 2469 02:36:20,493 --> 02:36:23,292 ابوبکر رضی الله عنه گفت 2470 02:36:23,292 --> 02:36:24,891 ای رسول خدا 2471 02:36:24,891 --> 02:36:28,093 خداوند شما را در دعاهایتان برکت دهد 2472 02:36:28,093 --> 02:36:29,692 پس برامون دعا کن 2473 02:36:29,692 --> 02:36:33,093 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2474 02:36:33,093 --> 02:36:34,891 آیا شما آن را دوست دارید؟ 2475 02:36:34,891 --> 02:36:36,292 گفت بله 2476 02:36:36,292 --> 02:36:37,493 او گفت 2477 02:36:37,493 --> 02:36:40,891 پس دستانش را بلند کرد رضی الله عنه 2478 02:36:40,891 --> 02:36:45,692 آنها را برنگشت تا اینکه ابری بر آنها سایه افکند و فرود آمد 2479 02:36:45,692 --> 02:36:47,891 پس آنچه داشتند با خود پر کردند 2480 02:36:47,891 --> 02:36:49,891 بعد رفتیم دنبال 2481 02:36:49,891 --> 02:36:53,282 ما آن را فراتر از ارتش ندیدیم 2482 02:36:53,282 --> 02:36:56,282 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 2483 02:36:56,282 --> 02:36:59,083 از ابوهریره رضی الله عنه 2484 02:36:59,083 --> 02:37:02,683 یا از ابوسعید خدری رضی الله عنه 2485 02:37:02,683 --> 02:37:03,882 او گفت 2486 02:37:03,882 --> 02:37:06,282 جنگ تبوک چه زمانی بود 2487 02:37:06,282 --> 02:37:08,882 مردم گرسنه بودند 2488 02:37:08,882 --> 02:37:11,083 گفتند یا رسول الله 2489 02:37:11,083 --> 02:37:14,483 اگر اجازه بدهید، آب آشامیدنی خود را قربانی می کنیم 2490 02:37:14,483 --> 02:37:17,083 پس خوردیم و خود را مسح کردیم 2491 02:37:17,083 --> 02:37:20,683 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2492 02:37:20,683 --> 02:37:21,882 انجامش بده 2493 02:37:21,882 --> 02:37:25,282 سپس عمر رضی الله عنه آمد و گفت 2494 02:37:25,282 --> 02:37:26,882 ای رسول خدا 2495 02:37:26,882 --> 02:37:29,683 اگر کردی بگو ظهر 2496 02:37:29,683 --> 02:37:32,683 اما من آنها را به لطف تدارکاتشان دعوت می کنم 2497 02:37:32,683 --> 02:37:35,882 سپس از خدا می خواهم که آنها را رحمت کند 2498 02:37:35,882 --> 02:37:38,882 شاید خداوند چنین کند 2499 02:37:38,882 --> 02:37:42,683 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2500 02:37:42,683 --> 02:37:43,882 بله 2501 02:37:43,882 --> 02:37:46,683 پس صدا زد و آن را پخش کرد 2502 02:37:46,683 --> 02:37:49,282 سپس برای کمک آنها دعا کرد 2503 02:37:49,282 --> 02:37:52,282 پس مرد را وادار کرد مشتی ذرت بیاورد 2504 02:37:52,282 --> 02:37:55,083 دیگری با یک خرما می آید 2505 02:37:55,083 --> 02:37:57,683 دیگری با کسری می آید 2506 02:37:57,683 --> 02:38:02,083 تا اینکه دور هم جمع شدند تا روی یک چیز ساده به توافق برسند 2507 02:38:02,083 --> 02:38:05,083 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد 2508 02:38:05,083 --> 02:38:06,882 درود بر او باد 2509 02:38:06,882 --> 02:38:08,483 سپس گفت 2510 02:38:08,483 --> 02:38:10,882 در کاسه های خود ببرید 2511 02:38:10,882 --> 02:38:13,083 پس آن را در ظروف خود بردند 2512 02:38:13,083 --> 02:38:15,882 آنها حتی در سربازی گلدانی باقی نگذاشتند 2513 02:38:15,882 --> 02:38:17,683 جز اینکه پر کردند 2514 02:38:17,683 --> 02:38:19,683 پس خوردند تا سیر شدند 2515 02:38:19,683 --> 02:38:21,683 و من لطف او را ترجیح دادم 2516 02:38:21,683 --> 02:38:25,483 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2517 02:38:25,483 --> 02:38:28,483 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست 2518 02:38:28,483 --> 02:38:30,683 و من رسول خدا هستم 2519 02:38:30,683 --> 02:38:34,083 هیچ بنده خدایی بدون شک با آنها ملاقات نمی کند 2520 02:38:34,083 --> 02:38:36,872 او را از بهشت مسدود می کنند 2521 02:38:36,872 --> 02:38:39,073 حافظ بن کثیر گفت 2522 02:38:39,073 --> 02:38:40,272 و از اینجا 2523 02:38:40,272 --> 02:38:45,073 فضیلت یاران محمد صلی الله علیه و آله آشکار می شود 2524 02:38:45,073 --> 02:38:46,872 و از آنها راضی بود 2525 02:38:46,872 --> 02:38:49,471 بر همه اصحاب پیامبران 2526 02:38:49,471 --> 02:38:53,471 در صبر و استواری و عدم لجاجت آنها 2527 02:38:53,471 --> 02:38:57,073 در سفرها و فتوحات نیز با او بودند 2528 02:38:57,073 --> 02:38:59,272 از جمله سال تبوک 2529 02:38:59,272 --> 02:39:03,272 این شامل گرمای شدید، گرمای شدید و تلاش است 2530 02:39:03,272 --> 02:39:05,272 آنها معمولاً درخواست نقض نمی کردند 2531 02:39:05,272 --> 02:39:07,272 نه پیدا کردن سفارش 2532 02:39:07,272 --> 02:39:12,702 گرچه آن برای رسول خدا صلی الله علیه و آله آسان بود 2533 02:39:12,702 --> 02:39:15,503 اما وقتی گرسنگی آنها را خسته کرد 2534 02:39:15,503 --> 02:39:18,503 از او خواستند غذایشان را زیاد کند 2535 02:39:18,503 --> 02:39:20,503 پس آنچه داشتند جمع کردند 2536 02:39:20,503 --> 02:39:23,302 سپس سرنوشت مبارک شاه فرا رسید 2537 02:39:23,302 --> 02:39:25,302 پس در مورد او با خدا دعا کرد 2538 02:39:25,302 --> 02:39:29,102 به آنها دستور داد که هر ظرفی را از آنها پر کنند 2539 02:39:29,102 --> 02:39:31,903 و همچنین زمانی که به آب نیاز داشتند 2540 02:39:31,903 --> 02:39:33,903 خداوند متعال خواست 2541 02:39:33,903 --> 02:39:37,102 سپس ابری آمد و بر آنها بارید 2542 02:39:37,102 --> 02:39:39,302 پس شتران را نوشیدند و سیراب کردند 2543 02:39:39,302 --> 02:39:41,702 و قوطی های آبیاری خود را پر کردند 2544 02:39:41,702 --> 02:39:45,903 بعد نگاه کردند و دیدند که از سربازان رد نشده است 2545 02:39:45,903 --> 02:39:48,903 این کامل ترین در ادامه است 2546 02:39:48,903 --> 02:39:50,903 راه رفتن با تقدیر خدا 2547 02:39:50,903 --> 02:39:54,903 با پیگیری رسول خدا صلی الله علیه و آله 2548 02:40:01,282 --> 02:40:05,183 رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد 2549 02:40:05,183 --> 02:40:07,183 با ارتش بزرگش 2550 02:40:07,183 --> 02:40:10,183 آنها در راه تبوک هستند 2551 02:40:10,183 --> 02:40:12,243 و قبل از سحر 2552 02:40:12,243 --> 02:40:15,243 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 2553 02:40:15,243 --> 02:40:17,243 برای رفع نیاز 2554 02:40:17,243 --> 02:40:19,243 برای مسلمانان به تأخیر افتاد 2555 02:40:19,243 --> 02:40:22,243 تا اینکه نزدیک بود وقت نماز سحر برود 2556 02:40:22,243 --> 02:40:27,272 مسلمانان عبدالرحمن بن عفر رضی الله عنه را تقدیم کردند 2557 02:40:27,272 --> 02:40:30,272 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله متوجه شد 2558 02:40:30,272 --> 02:40:33,272 یک رکعت و یک رکعت از دست داد 2559 02:40:33,532 --> 02:40:36,532 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 2560 02:40:36,532 --> 02:40:38,532 و امام احمد در مسندش 2561 02:40:38,532 --> 02:40:40,532 و ابوداود در سنن خود 2562 02:40:40,532 --> 02:40:42,532 تلفظ ابوداود است 2563 02:40:42,532 --> 02:40:46,532 از مغیره بن شعبه رضی الله عنه می فرماید 2564 02:40:46,532 --> 02:40:49,532 عدالت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 2565 02:40:49,532 --> 02:40:52,532 در جنگ تبوک با او بودم 2566 02:40:52,532 --> 02:40:54,532 قبل از سحر 2567 02:40:54,532 --> 02:40:55,532 بنابراین من با او منصف بودم 2568 02:40:55,532 --> 02:40:58,532 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم لعن کرد 2569 02:40:58,532 --> 02:41:00,532 بنابراین او مدفوع می کند 2570 02:41:00,532 --> 02:41:01,532 بعد آمد 2571 02:41:01,532 --> 02:41:04,532 پس مقداری دارو روی دستانش ریختم 2572 02:41:04,532 --> 02:41:06,532 پس کف دستش را شست 2573 02:41:06,532 --> 02:41:08,532 سپس صورت خود را بشویید 2574 02:41:08,532 --> 02:41:10,532 بعد از دستم دور شد 2575 02:41:10,532 --> 02:41:12,532 وقتی خوردمش سیر شد 2576 02:41:12,532 --> 02:41:13,532 بنابراین او دست های خود را وارد کرد 2577 02:41:13,532 --> 02:41:16,532 پس آنها را از زیر پیشانی بیرون آورد 2578 02:41:16,532 --> 02:41:19,532 آنها را تا آرنج شست 2579 02:41:19,532 --> 02:41:20,532 سرش را مالید 2580 02:41:20,532 --> 02:41:23,532 سپس بر جوراب خود وضو گرفت 2581 02:41:23,532 --> 02:41:24,532 سپس سوار شد 2582 02:41:24,532 --> 02:41:26,532 پس شروع کردیم به راه رفتن 2583 02:41:26,532 --> 02:41:28,532 تا زمانی که مردم را در دعا پیدا کنیم 2584 02:41:28,532 --> 02:41:32,532 عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه را عرضه کردند 2585 02:41:32,532 --> 02:41:36,532 وقتی وقت نماز شد با آنها نماز خواند 2586 02:41:36,532 --> 02:41:38,532 عبدالرحمن را پیدا کردیم 2587 02:41:38,532 --> 02:41:41,532 یک رکعت نماز سحر را برایشان خواند 2588 02:41:41,532 --> 02:41:45,532 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست 2589 02:41:45,532 --> 02:41:47,532 پس با مسلمانان صف آرید 2590 02:41:47,532 --> 02:41:51,532 پشت سر عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه نماز خواند 2591 02:41:51,532 --> 02:41:53,532 رکعت دوم 2592 02:41:53,532 --> 02:41:55,532 سپس عبدالرحمن سلام کرد 2593 02:41:55,532 --> 02:41:59,532 پس پیامبر صلی الله علیه و آله به نماز خود برخاست 2594 02:41:59,532 --> 02:42:01,532 مسلمانان به وحشت افتادند 2595 02:42:01,532 --> 02:42:03,532 اینهمه ستایش 2596 02:42:03,532 --> 02:42:07,532 زیرا در نماز بر پیامبر صلی الله علیه و آله سبقت می گرفتند 2597 02:42:07,532 --> 02:42:12,532 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر او سلام کرد 2598 02:42:12,532 --> 02:42:13,532 به آنها گفت 2599 02:42:13,532 --> 02:42:15,532 شما مجروح شده اید 2600 02:42:15,532 --> 02:42:17,532 یا خوب کار کردی 2601 02:42:17,532 --> 02:42:24,513 ورود رسول خدا صلی الله علیه و آله به تبوک 2602 02:42:26,221 --> 02:42:32,221 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قبل از رسیدن به تبوک به مسلمانان گفت 2603 02:42:32,221 --> 02:42:36,221 آب چشمه تبوک کمیاب است 2604 02:42:36,221 --> 02:42:38,221 هیچ کس آن را از او نخواهد گرفت 2605 02:42:38,221 --> 02:42:42,221 اما برخی از منافقین که در لشکر او بودند 2606 02:42:42,221 --> 02:42:45,221 او عمره را به دستور پیامبر انجام نداد 2607 02:42:45,221 --> 02:42:48,221 آنها پیش از او به آب رفتند و از آن بیرون کشیدند 2608 02:42:48,221 --> 02:42:52,413 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است 2609 02:42:52,413 --> 02:42:56,413 قال حذیفه بن الیمان رضی الله عنه 2610 02:42:56,413 --> 02:43:01,413 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز جنگ تبوک رفت. 2611 02:43:01,413 --> 02:43:05,413 سپس شنید که قلتان در آب است که او می خواهد 2612 02:43:05,413 --> 02:43:09,413 پس به منادی دستور داد و مردم را ندا داد 2613 02:43:09,413 --> 02:43:12,413 هیچ کس قبل از من به آب نرود 2614 02:43:12,413 --> 02:43:13,413 بعد آب آمد 2615 02:43:13,413 --> 02:43:17,413 عده ای پیش از او رفتند و او آنها را نفرین کرد 2616 02:43:17,413 --> 02:43:20,632 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 2617 02:43:20,632 --> 02:43:23,632 از معاذ بن جبل رضی الله عنه گفت 2618 02:43:23,632 --> 02:43:29,673 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در سال جنگ تبوک بیرون رفتیم. 2619 02:43:29,673 --> 02:43:31,673 نماز جمع می کرد 2620 02:43:31,673 --> 02:43:34,673 کلاس های ظهر و عصر با هم 2621 02:43:34,673 --> 02:43:37,673 و مغرب و عشا همه با هم 2622 02:43:37,673 --> 02:43:41,673 حتی اگر روزی بود که نماز را به تأخیر می انداخت 2623 02:43:41,673 --> 02:43:44,673 بعد کلاس های ظهر و بعدازظهر دور هم جمع شد 2624 02:43:44,673 --> 02:43:48,673 بعد وارد شد و بعد رفت 2625 02:43:48,673 --> 02:43:51,673 نماز مغرب و عشا را با هم جدا کنید 2626 02:43:51,673 --> 02:43:53,673 سپس گفت 2627 02:43:53,673 --> 02:43:56,673 انشاالله فردا می آیی 2628 02:43:56,673 --> 02:43:58,673 عین تبوک 2629 02:43:58,673 --> 02:44:02,673 و تا روشنایی روز به آن نخواهی رسید 2630 02:44:02,673 --> 02:44:04,673 هر که از شما به آن رسید 2631 02:44:04,673 --> 02:44:08,673 تا من بیایم هیچکدام از آب هایش دست نزند 2632 02:44:08,833 --> 02:44:12,833 پس به آن رسیدیم و مردی بر ما پیشی گرفته بود 2633 02:44:12,833 --> 02:44:16,833 چشمه مانند تله است و مقداری آب از آن تراوش می کند 2634 02:44:16,833 --> 02:44:20,833 رسول خدا صلی الله علیه و آله از آنها پرسید 2635 02:44:20,833 --> 02:44:23,833 آیا به آب آن دست زدی؟ 2636 02:44:23,833 --> 02:44:25,833 گفت بله 2637 02:44:25,833 --> 02:44:28,833 پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را لعنت کرد 2638 02:44:28,833 --> 02:44:32,833 او آنچه را که خدا می خواست به آنها گفت 2639 02:44:32,833 --> 02:44:36,833 سپس آنها را کم کم با دست بردارید 2640 02:44:36,833 --> 02:44:39,833 تا اینکه چیزی جمع شد 2641 02:44:39,833 --> 02:44:42,833 رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم خود را غسل داد 2642 02:44:42,833 --> 02:44:44,833 دست و صورتش را دارد 2643 02:44:44,833 --> 02:44:46,833 سپس آن را دوباره در آن گذاشت 2644 02:44:46,833 --> 02:44:49,833 چشم از ریختن آب ترکید 2645 02:44:49,833 --> 02:44:51,833 یا به وفور گفت 2646 02:44:51,833 --> 02:44:53,833 تا اینکه مردم آب کشیدند 2647 02:44:53,833 --> 02:44:57,833 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2648 02:44:57,833 --> 02:45:01,833 ای معاذ به زودی عمری طولانی خواهی داشت 2649 02:45:01,833 --> 02:45:08,073 دیدن ماها در اینجا یک پیشکش به آجنا است 2650 02:45:08,073 --> 02:45:13,073 اقامتگاه پیامبر صلی الله علیه و آله در تبوک 2651 02:45:13,073 --> 02:45:17,552 و مهمترین کارهایش در آنجاست 2652 02:45:17,552 --> 02:45:21,552 رسول خدا صلی الله علیه و آله در تبوک اقامت داشت 2653 02:45:21,552 --> 02:45:23,612 بیست روز 2654 02:45:23,612 --> 02:45:26,612 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 2655 02:45:26,612 --> 02:45:29,612 و ابوداود در سنن خود با سند صحیح 2656 02:45:29,612 --> 02:45:33,612 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 2657 02:45:33,612 --> 02:45:37,612 رسول خدا صلی الله علیه و آله اقامت داشت 2658 02:45:37,612 --> 02:45:40,612 در تبوک بیست روز نماز را کوتاه می کند 2659 02:45:40,612 --> 02:45:45,872 رسول خدا صلی الله علیه و آله با دشمنی مواجه نشد 2660 02:45:45,872 --> 02:45:49,872 او فرستادگان و گروهانی را به قبایل اطراف تبوک فرستاد 2661 02:45:49,872 --> 02:45:54,872 رسول خدا صلی الله علیه و آله با جان بن ربعه صلح کرد 2662 02:45:54,872 --> 02:45:56,872 صاحب آهو 2663 02:45:56,872 --> 02:46:01,872 خالد بن الولید پیامی محرمانه به عکید رضومه فرستاد 2664 02:46:01,872 --> 02:46:02,872 و لطف او 2665 02:46:02,872 --> 02:46:05,962 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 2666 02:46:05,962 --> 02:46:09,962 از ابوحامد السعدی رضی الله عنه گفت 2667 02:46:09,962 --> 02:46:13,962 ما با پیامبر صلی الله علیه و آله به تبوک حمله کردیم 2668 02:46:13,962 --> 02:46:19,962 ملک ائله قاطر سفیدی به پیامبر صلی الله علیه و آله هدیه کرد 2669 02:46:19,962 --> 02:46:21,962 او را از سرما پوشاند 2670 02:46:21,962 --> 02:46:24,962 و در دریای آنها به او نوشت 2671 02:46:24,962 --> 02:46:26,962 یعنی در کشور و سرزمین آنها 2672 02:46:26,962 --> 02:46:30,061 ابوداود آن را در سنن خود آورده است 2673 02:46:30,061 --> 02:46:33,061 از انس بن مالک رضی الله عنه 2674 02:46:33,061 --> 02:46:36,061 از عثمان بن ابی سلیمان 2675 02:46:36,061 --> 02:46:39,061 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 2676 02:46:39,061 --> 02:46:42,061 خالد بن ولید رضی الله عنه مبعوث شد 2677 02:46:42,061 --> 02:46:44,061 مطمئنا، Redoma 2678 02:46:44,061 --> 02:46:46,061 پس او را گرفتند و آوردند 2679 02:46:46,061 --> 02:46:48,061 پس خونش را به او تزریق کرد 2680 02:46:48,061 --> 02:46:51,061 و لطف او در خراج 2681 02:46:51,061 --> 02:46:57,311 امام احمد در مسند خود، ترمذی و ابن حبان به سند حسنه روایت کرده است. 2682 02:46:57,311 --> 02:47:01,311 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 2683 02:47:01,311 --> 02:47:07,311 رسول خدا صلی الله علیه و آله لشکری را نزد عکید رضومه فرستاد 2684 02:47:07,311 --> 02:47:13,311 پس جامه ای از برج به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاد. 2685 02:47:13,311 --> 02:47:15,311 بافته شده با طلا 2686 02:47:15,311 --> 02:47:19,311 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را پوشید 2687 02:47:19,311 --> 02:47:22,311 پس بر منبر می ایستاد یا می نشست 2688 02:47:22,311 --> 02:47:24,311 او صحبت نکرد 2689 02:47:24,311 --> 02:47:25,311 سپس او پایین آمد 2690 02:47:25,311 --> 02:47:30,311 پس مردم را وادار کرد تا عبا را لمس کنند و به آن نگاه کنند 2691 02:47:30,311 --> 02:47:36,352 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: آیا از آن تعجب می کنید؟ 2692 02:47:36,352 --> 02:47:41,442 گفتند: ما لباسی بهتر از این ندیده ایم. 2693 02:47:41,442 --> 02:47:45,442 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2694 02:47:45,442 --> 02:47:50,442 چرا سعد بن معاذ را در بهشت بهتر از آنچه می بینید نامیدیم؟ 2695 02:47:50,442 --> 02:47:58,522 بازگشت پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه 2696 02:47:58,522 --> 02:48:03,913 رسول خدا صلی الله علیه و آله بیست روز در تبوک ماند. 2697 02:48:03,913 --> 02:48:06,913 هیچ دارویی دریافت نکرد 2698 02:48:06,913 --> 02:48:08,913 سپس به شهر بازگشت 2699 02:48:08,913 --> 02:48:12,971 ابن ابی عاصم آن را در سنت با سند حسنه نقل کرده است 2700 02:48:12,971 --> 02:48:16,971 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 2701 02:48:16,971 --> 02:48:19,971 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 2702 02:48:19,971 --> 02:48:21,971 او در روز تبوک در میان ما قیام کرد 2703 02:48:21,971 --> 02:48:24,971 خداوند متعال را شکر و حمد کرد 2704 02:48:24,971 --> 02:48:26,971 سپس گفت 2705 02:48:26,971 --> 02:48:29,971 خداوند به شما اجازه داده که در این راه بروید 2706 02:48:29,971 --> 02:48:32,971 او به شما اجازه بازگشت داده است 2707 02:48:32,971 --> 02:48:39,282 تلاش برای ترور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله 2708 02:48:39,282 --> 02:48:46,311 عده ای از منافقین علیه رسول خدا صلی الله علیه و آله توطئه کردند 2709 02:48:46,311 --> 02:48:50,311 می خواستند او را در عقبه جمع کنند تا او را بکشند 2710 02:48:50,311 --> 02:48:55,311 پس خداوند رسول خود صلی الله علیه و آله و سلم را از آنان حفظ کرد 2711 02:48:55,311 --> 02:48:59,503 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است 2712 02:48:59,503 --> 02:49:02,503 از ابوطفیل روایت شده است که فرمود: 2713 02:49:02,503 --> 02:49:07,503 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از جنگ تبوک آمد 2714 02:49:07,503 --> 02:49:10,503 دستور داد و صدا زد 2715 02:49:10,503 --> 02:49:14,503 رسول خدا صلی الله علیه و آله عقبه را گرفت 2716 02:49:14,503 --> 02:49:17,503 هیچ کس آن را نمی گیرد 2717 02:49:17,503 --> 02:49:23,692 در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به رهبری حذیفه رضی الله عنه بود. 2718 02:49:23,692 --> 02:49:27,692 عمار رضی الله عنه او را می راند 2719 02:49:27,692 --> 02:49:31,692 هنگامی که یک گروه نقابدار به اردوگاه ها نزدیک شدند 2720 02:49:31,692 --> 02:49:36,692 عمار را در حالی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رانندگی می کرد، فریب دادند 2721 02:49:36,692 --> 02:49:40,692 عمار شروع به ضربه زدن به صورت متوفی کرد 2722 02:49:40,692 --> 02:49:44,692 رسول خدا صلی الله علیه و آله به حذیفه فرمود 2723 02:49:44,692 --> 02:49:49,692 ممکن است به این معنی باشد که برای شما کافی است 2724 02:49:49,692 --> 02:49:53,692 تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرود آمد 2725 02:49:53,692 --> 02:49:58,852 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرود آمد، نازل شد 2726 02:49:58,852 --> 02:50:00,852 عمار برگشت 2727 02:50:00,852 --> 02:50:04,952 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2728 02:50:04,952 --> 02:50:07,952 ای عمار آیا مردم را شناختی؟ 2729 02:50:07,952 --> 02:50:11,952 گفت: بیشتر رفتگان را می شناسم. 2730 02:50:11,952 --> 02:50:13,952 مردم نقاب زده اند 2731 02:50:13,952 --> 02:50:17,952 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2732 02:50:17,952 --> 02:50:27,673 میدونی چی میخواستن؟ گفت: «خدا و رسولش داناترند» و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند. 2733 02:50:27,673 --> 02:50:35,381 می خواستند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را از خود بیگانه کنند و او را دور بیندازند. او گفت 2734 02:50:35,381 --> 02:50:43,823 پس عمار مردی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را پرسید و او گفت: به تو متوسل می شوم. 2735 02:50:44,263 --> 02:50:54,381 مردم عقبه چقدر یاد گرفتند؟ گفت چهارده و گفت: اگر در میان آنها هستی گمشده ای. 2736 02:50:54,381 --> 02:51:02,221 آنها پانزده نفر بودند، ولی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سه نفر را معذور کرد، پس فرمودند: 2737 02:51:02,221 --> 02:51:09,302 به خدا سوگند ما ندای رسول خدا صلی الله علیه و آله را نشنیدیم و نفهمیدیم چه 2738 02:51:10,221 --> 02:51:17,903 عمار رضی الله عنه گفت: شهادت می دهم که دوازده نفر باقی مانده با خدا در جنگند. 2739 02:51:17,903 --> 02:51:25,221 و به پيامبرش در زندگى دنيا و روزى كه گواهان قيام كنند و سخنش در اين باره نازل شد. 2740 02:51:25,221 --> 02:51:33,311 باری تعالی به چیزی که به دست نیاوردند فریب خوردند، امام قرطبی در تفسیر خود فرمود. 2741 02:51:33,311 --> 02:51:40,513 منافقانی که در غزوه من پیامبر صلی الله علیه و آله را در شب عقبه کشتند. 2742 02:51:40,513 --> 02:51:51,993 تبوک پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه شتافت و چون رسولی رسید. 2743 02:51:51,993 --> 02:51:59,032 خدا رحمتش کند و درود فرستد. نزد وادی القری رفت و به یارانش گفت: من عجله دارم. 2744 02:51:59,032 --> 02:52:06,712 به مدینه. هر کس از شما می خواهد با من عجله کند، عجله کند و چون رسید 2745 02:52:06,712 --> 02:52:14,923 رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه فرمود: این خیر است و چون آن را دید. 2746 02:52:14,923 --> 02:52:25,282 کوه احد گفت: این اُحد است، کوهی که ما را دوست دارد و ما آن را دوست داریم. امام نووی قول خود را گفت 2747 02:52:25,282 --> 02:52:32,881 درود خدا بر او باد، او ما را دوست دارد و ما او را دوست داریم. نظر صحیح این است که آن چنان است که ظاهر می شود و معنایش همین است 2748 02:52:32,881 --> 02:52:40,552 او خود ما را دوست دارد و خداوند در او تشخیص قرار داده و از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یاد کرده است. 2749 02:52:40,552 --> 02:52:46,893 خداوند به یارانش اجر عذر خواهی عطا فرماید. آن دو شیخ در 2750 02:52:46,893 --> 02:52:53,282 دو صحیح آنها و تلفظ آن بخاری از انس بن مالک رضی الله عنه است که می فرماید. 2751 02:52:53,282 --> 02:53:00,352 رسول خدا صلی الله علیه و آله از جنگ تبوک بازگشت و ما نزدیک شدیم. 2752 02:53:00,352 --> 02:53:07,913 مدینه گفت: در مدینه مردمی هستند که نه راهی را طی کرده اند و نه از دره ای عبور کرده اند. 2753 02:53:07,913 --> 02:53:16,802 مگر با تو بودند گفتند یا رسول الله در مدینه بودند و رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند. 2754 02:53:16,802 --> 02:53:24,212 درود خدا بر او در حالی که در مدینه بودند و به بهانه ای زندانی بودند. امام نووی فرمودند 2755 02:53:24,212 --> 02:53:30,852 در اين حديث فضيلت نيت به خير آمده است و هر كه قصد هجوم كند و غير آن. 2756 02:53:30,852 --> 02:53:38,413 از طاعت، آنگاه بهانه ای برای جلوگیری از آن آورده شد و ثواب نیت خود را گرفت و سخاوتمندتر بود. 2757 02:53:38,413 --> 02:53:43,971 او بیش از این متاسف بود که آن را از دست داد و آرزو می کرد که ای کاش با مهاجمان بود 2758 02:53:43,971 --> 02:53:55,753 و امثال آنها پاداش بزرگی خواهند داشت و خدا بهتر می داند که اهل مدینه آنها را پذیرفته و به سخنانشان گوش فرا می دهند. 2759 02:53:55,753 --> 02:54:01,631 مردم مدینه با ورود رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیرون شدند و به سوی... 2760 02:54:01,631 --> 02:54:08,962 ثنیات الوداع آن را با گرمی و شادی و سرور می پذیرد، چنانکه امام روایت می کند. 2761 02:54:08,962 --> 02:54:15,721 بخاری در صحیح خود از صائب بن یزید رضی الله عنه می فرماید: یاد کن. 2762 02:54:15,763 --> 02:54:21,602 من با پسران بیرون رفتم تا پیامبر صلی الله علیه و آله را نزد ثانیه ملاقات کنم 2763 02:54:21,602 --> 02:54:27,763 وداع مقدمه ای بر جنگ تبوک و در روایت امام ترمذی است. 2764 02:54:27,763 --> 02:54:34,923 صائب رضي الله عنه با سند صحيح هنگامي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم آمدند فرمودند. 2765 02:54:34,923 --> 02:54:42,163 او گفت: از تبوک مردم به استقبال او رفتند و به ثنیات الوداع رفتند 2766 02:54:42,163 --> 02:54:51,872 پس با مردم بیرون رفتم و خادم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودم. 2767 02:54:51,872 --> 02:54:59,112 مسجد الدرار قبل از ورود به آن به دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود. 2768 02:54:59,112 --> 02:55:05,631 مدینه النبی نوشته مالک بن دخشام و مراد از ابن عدی رضی الله عنه. 2769 02:55:05,631 --> 02:55:12,433 آنها قصد دارند مسجد الدرار را که منافقین برای آسیب رساندن به آن ساخته اند، بسوزانند و تخریب کنند. 2770 02:55:12,433 --> 02:55:18,872 خداوند متعال در اسلام و مسلمین در کتاب آسمانی خود آنها را رسوا کرده است 2771 02:55:18,872 --> 02:55:29,702 و خدای سبحان فرمود: و کسانی که مسجد را برپا کرده اند، باعث زیان و کفر و تفرقه و تفرقه می شوند. 2772 02:55:29,702 --> 02:55:39,102 بین مؤمنان و احتیاط آن است که با خدا و رسولش جنگیدند و قسم بخورند. 2773 02:55:40,102 --> 02:55:50,622 اگر جز خیر نیت کنیم و خدا گواه باشد، قطعاً دروغگو هستند. شما هرگز در آن نمی ایستید 2774 02:55:50,622 --> 02:56:01,343 مسجدی که از روز اول بر پایه تقوا بنا شده باشد سزاوارتر است که مردانی را که دوستشان دارید در آن بایستند 2775 02:56:01,423 --> 02:56:13,923 تا خود را پاك كنند و خداوند پاك كنندگان را دوست دارد. موضع پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در خصوص ... 2776 02:56:13,923 --> 02:56:22,183 هجوم تبوک به دلیل شرایط خاص خود، امتحان سختی برای بازماندگان بود 2777 02:56:22,183 --> 02:56:28,823 خداوند متعال مؤمنان را به همین دلیل از دیگران متمایز کرد 2778 02:56:28,823 --> 02:56:35,663 هجوم کسی است که مؤمن مخلص بود تا اینکه عقب ماندگی نشانه نفاق شد 2779 02:56:35,663 --> 02:56:42,522 اگر مردی عذر نداشته باشد، خداوند او را معذور می کند، چنانکه آن دو شیخ در صحیح روایت کرده اند. 2780 02:56:42,522 --> 02:56:48,843 هر دو را به وسيله كعب بن مالك رضي الله عنه بخشيد و او يكي از آن سه نفر بود. 2781 02:56:48,843 --> 02:56:56,323 آنها این سفر را رها کردند. گفت، وقتی گفته شد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 2782 02:56:56,522 --> 02:57:03,643 ممکن است به آمدن ادامه دهم باطل از من زدوده شده است و می دانم که هرگز از آن خارج نمی شوم 2783 02:57:03,643 --> 02:57:11,183 او با چیزی شروع کرد که حاوی دروغ بود، سپس من قبول کردم که راست است و او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شد. 2784 02:57:11,183 --> 02:57:18,343 در راه سلام کرد و وقتی از سفر می آمد از مسجد شروع می کرد و آنجا زانو می زد. 2785 02:57:18,343 --> 02:57:26,862 دو رکعت، سپس برای مردم نشست و چون این کار را کرد، بازمانده ها نزد او آمدند و شروع کردند. 2786 02:57:26,862 --> 02:57:34,022 از او عذرخواهی کردند و قسم خوردند و هشتاد و چند مرد بودند پس پذیرفت. 2787 02:57:34,022 --> 02:57:40,381 از جمله رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود که به نیتشان با آنان بیعت کرد و استغفار کرد. 2788 02:57:40,381 --> 02:57:47,782 به آنها و اسرار آنها را به خدا بسپارید، سپس خداوند متعال توبه کرد 2789 02:57:47,782 --> 02:57:54,743 کسانی از اصحاب راستین که به خاطر صداقت و پیشوایشان، خدا از آنها راضی باشد عقب ماندند. 2790 02:57:54,743 --> 02:58:03,221 کعب بن مالک و هلال بن امیه و مرارة بن الربیع رضی الله عنهم می فرمایند. 2791 02:58:03,221 --> 02:58:10,983 خدای سبحان، ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید 2792 02:58:11,542 --> 02:58:19,403 حافظ بن کثیر می‌گوید: عاقبت صداقتشان برایشان خیر و توبه برایشان بود. 2793 02:58:19,403 --> 02:58:29,683 آنچه از قرآن در مورد جنگ تبوک نازل شده حافظ بن کثیر گفته و نازل شده است. 2794 02:58:29,683 --> 02:58:37,212 خداوند یک سوره توبه کلی دارد و امام قرطبی فرمودند که به آن سوره مفتضح می گویند. 2795 02:58:37,212 --> 02:58:44,192 و تحقیق از آن جهت که اسرار منافقان را جست و جو می کند، چنان که آن دو شیخ در روایت نقل کرده اند 2796 02:58:45,153 --> 02:58:52,913 از سعید بن جبیر گفت: سوره توبه به ابن عباس رضی الله عنه گفتم. 2797 02:58:52,913 --> 02:59:02,593 گفت توبه رسوایی است که از آنها و از آنها نازل می شود تا زمانی که فکر کنند. 2798 02:59:02,593 --> 02:59:09,323 هیچ یک از آنها را ترک نکرد مگر اینکه در آن ذکر شد و ابن ابی شیبه در آن روایت کرده است. 2799 02:59:09,323 --> 02:59:17,122 با سند حسنه از حذیفه رضی الله عنه تدوین شده است. گفت: تو سوره توبه را بگو. 2800 02:59:17,122 --> 02:59:24,673 سوره عقاب است و حکیم آن را در المستدرک با سند صحیح از جبیر روایت کرده است. 2801 02:59:24,673 --> 02:59:31,792 ابن نفیر گفت: مردی به مقداد بن الاسود رضی الله عنه گفت اگر بنشینی. 2802 02:59:31,792 --> 02:59:39,983 سپهبد درباره هجوم گفت: ما از تحقیق خودداری می کنیم، یعنی سوره توبه، خداوند فرمود. 2803 02:59:39,983 --> 02:59:48,923 خدای سبحان، چه سبک و چه سنگین، پیش برو و من جز سبک نیستم. ابن گفت 2804 02:59:48,923 --> 02:59:55,122 اسحاق را در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله برائه می نامیدند 2805 02:59:55,122 --> 02:59:59,962 و پس از او اسرار پراکنده پیامبر آشکار شد 2806 03:00:00,013 --> 03:00:07,013 تبوک آخرین جنگی بود که توسط پیامبر صلی الله علیه و آله فتح شد 2807 03:00:07,013 --> 03:00:14,323 انتصاب ابوبکر صدیق رضی الله عنه به حج. 2808 03:00:14,323 --> 03:00:22,513 رسول خدا صلی الله علیه و آله به ابوبکر صدیق رضی الله عنه دستور داد تا حج را به جا آورد. 2809 03:00:22,513 --> 03:00:28,513 این در سال نهم هجری بود که حج خود را برای مسلمانان انجام دهند 2810 03:00:28,513 --> 03:00:33,513 رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدینه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ماند 2811 03:00:33,513 --> 03:00:39,513 او پیگیر دعوت‌ها و هیئت‌هایی است که برای اعلام اسلام آوردنشان به او مراجعه کرده‌اند 2812 03:00:39,513 --> 03:00:45,513 پس ابوبکر صدیق رضی الله عنه با سیصد نفر از مدینه خارج شد 2813 03:00:45,513 --> 03:00:51,513 رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه با بیست شتر مبعوث شد. 2814 03:00:51,513 --> 03:00:54,513 از آن تقلید کرد و با دست شریفش آن را حس کرد 2815 03:00:55,513 --> 03:01:00,513 ناجیه بن جند بن الاسلامیه رضی الله عنه از آن استفاده کرد 2816 03:01:00,513 --> 03:01:04,542 ابوبکر رضی الله عنه پنج شتر آورد 2817 03:01:04,542 --> 03:01:11,632 آن دو شیخ در صحیحین خود از عایشه رضی الله عنها روایت کرده اند که فرمود: 2818 03:01:11,632 --> 03:01:16,632 سپس با دست من به هدایت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم برخورد کرد. 2819 03:01:16,632 --> 03:01:21,632 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله با دست من از آن تقلید کرد 2820 03:01:21,632 --> 03:01:27,632 سپس با پدرم فرستاد، اما بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حرام نبود. 2821 03:01:27,632 --> 03:01:31,632 چیزی که خداوند برایش حلال کرده تا زمانی که قربانی را ذبح کند 2822 03:01:40,552 --> 03:01:43,552 وقتی ابوبکر صدیق رضی الله عنه رفت 2823 03:01:43,552 --> 03:01:49,552 اولین آیات سوره توبه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شد. 2824 03:01:49,552 --> 03:01:56,552 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم علی بن ابیطالب رضی الله عنه را فرستاد. 2825 03:01:56,552 --> 03:01:59,552 تا احکام خود را به مردم اعلام کند 2826 03:01:59,552 --> 03:02:03,641 حافظ در الفتح گفت علما گفتند 2827 03:02:03,641 --> 03:02:09,641 حکمت در فرستادن علی رضی الله عنه بعد از ابوبکر رضی الله عنه. 2828 03:02:09,641 --> 03:02:15,641 رسم اعراب این است که هیچ عهدی را نمی شکنند مگر آن که آن را بسته است 2829 03:02:15,641 --> 03:02:19,641 یا یکی از اهل بیت او در راه است 2830 03:02:19,641 --> 03:02:23,743 در این امر طبق عادتشان به آنها پاداش داد 2831 03:02:23,743 --> 03:02:30,743 حافظ بن کثیر می گوید: ابتدای این سوره شریفه به معنای سوره توبه است. 2832 03:02:30,743 --> 03:02:36,743 بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد که از جنگ تبوک برگشت. 2833 03:02:36,743 --> 03:02:38,772 در حج هستند 2834 03:02:38,772 --> 03:02:44,772 سپس ذکر کرد که مشرکان در این فصل به رسم خود در سال خود حضور می یابند 2835 03:02:44,772 --> 03:02:49,772 و برهنه کعبه را طواف می کنند، بدون این که با آنها درآمیخته باشند 2836 03:02:49,772 --> 03:02:55,772 ابوبکر صدیق رضی الله عنه را به فرماندهی حج در آن سال فرستاد. 2837 03:02:55,772 --> 03:02:58,772 برای مردم تشریف بیاورد 2838 03:02:58,772 --> 03:03:05,962 آن را امام ترمذی در جامع و حکیم در مستدرک با سند صحیح نقل کرده اند. 2839 03:03:05,962 --> 03:03:09,962 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 2840 03:03:09,962 --> 03:03:15,962 رسول خدا صلی الله علیه و آله ابوبکر رضی الله عنه را فرستاد. 2841 03:03:15,962 --> 03:03:19,962 دستور داد این سخنان را فریاد بزند 2842 03:03:19,962 --> 03:03:22,962 پس علی رضی الله عنه از او پیروی کرد 2843 03:03:22,962 --> 03:03:26,962 ابوبکر رضی الله عنه به نحوی آن را توضیح داد 2844 03:03:26,962 --> 03:03:31,962 وقتی صدای ناله شتر رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنید. 2845 03:03:31,962 --> 03:03:34,962 ابوبکر با ترس رفت 2846 03:03:34,962 --> 03:03:38,962 گمان کرد که او رضی الله عنه است 2847 03:03:38,962 --> 03:03:42,032 سپس علی رضی الله عنه 2848 03:03:42,032 --> 03:03:46,032 پس نامه پیامبر صلی الله علیه و آله به او داده شد 2849 03:03:46,032 --> 03:03:49,032 ممکن است آن را در فصل سفارش دهید 2850 03:03:49,032 --> 03:03:53,032 یعنی گماشتن ابوبکر رضی الله عنه به حج 2851 03:03:53,032 --> 03:03:58,221 به علی دستور داده شد که این سخنان را فریاد بزند 2852 03:03:58,221 --> 03:04:02,221 سپس علی رضی الله عنه در ایام تشریق قیام کرد 2853 03:04:02,221 --> 03:04:08,221 ندا داد که خدا و رسولش از مشرکان منزه اند 2854 03:04:08,221 --> 03:04:11,221 آنها چهار ماه در زمین پرسه زدند 2855 03:04:11,221 --> 03:04:14,253 هیچ مشرکی بعد از سال حج نمی کند 2856 03:04:14,253 --> 03:04:17,253 آنها نباید برهنه خانه را طواف کنند 2857 03:04:17,253 --> 03:04:21,253 فقط مؤمن وارد بهشت می شود 2858 03:04:21,253 --> 03:04:25,311 علی رضی الله عنه به آن ندا می داد 2859 03:04:25,311 --> 03:04:30,311 چون گریه کرد، ابوهریره رضی الله عنه برخاست و ندا داد 2860 03:04:30,311 --> 03:04:33,542 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 2861 03:04:33,542 --> 03:04:37,542 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 2862 03:04:37,542 --> 03:04:40,542 ابوبکر صدیق رضی الله عنه مرا فرستاد 2863 03:04:40,542 --> 03:04:46,542 در حجتی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به آن امر فرمود 2864 03:04:46,542 --> 03:04:48,542 قبل از حجة الوداع 2865 03:04:48,542 --> 03:04:52,542 در راحت مردم را در روز قربانی به نماز می خوانند 2866 03:04:52,542 --> 03:04:55,542 هیچ مشرکی بعد از سال حج نمی کند 2867 03:04:55,542 --> 03:04:58,542 او نباید برهنه خانه را طواف کند 2868 03:04:58,542 --> 03:05:00,733 حافظ در الفتح گفته است 2869 03:05:00,733 --> 03:05:05,763 کلام این است که ابوهریره رضی الله عنه به آن عمل کرد 2870 03:05:05,763 --> 03:05:08,763 به دستور ابوبکر رضی الله عنه بود 2871 03:05:08,763 --> 03:05:13,763 آنچه را علی رضی الله عنه به او می گفت ندا می کرد 2872 03:05:13,763 --> 03:05:15,763 که دستور داد به آن اطلاع دهند 2873 03:05:15,763 --> 03:05:19,112 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 2874 03:05:19,112 --> 03:05:22,112 و ترمذی در مجموعه خود با سندی معتبر 2875 03:05:22,112 --> 03:05:25,112 از زید بن یثاء می گوید: 2876 03:05:25,112 --> 03:05:28,112 از علی رضی الله عنه خواستیم 2877 03:05:28,112 --> 03:05:31,112 با هر چیزی که برای استدلال فرستاده شدی 2878 03:05:31,112 --> 03:05:34,112 گفت: چهار نفر فرستادم 2879 03:05:35,112 --> 03:05:38,112 آیا پیامبر برهنه خانه را طواف نکرد؟ 2880 03:05:38,112 --> 03:05:43,112 و هر که بین او و پیامبر صلی الله علیه و آله عهد و پیمانی باشد 2881 03:05:43,112 --> 03:05:45,112 مدتی طول می کشد 2882 03:05:45,112 --> 03:05:47,112 و آن که عهد و پیمانی نداشت 2883 03:05:47,112 --> 03:05:50,112 چهار ماه به تعویق انداخت 2884 03:05:50,112 --> 03:05:54,112 فقط یک روح مؤمن وارد بهشت می شود 2885 03:05:54,112 --> 03:05:59,112 مشرکان و مسلمانان بعد از این سال با هم ملاقات نمی کنند 2886 03:06:04,573 --> 03:06:08,141 ابن اسحاق گفت 2887 03:06:08,141 --> 03:06:13,141 زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مکه را فتح کرد 2888 03:06:13,141 --> 03:06:15,141 تبوک را ترک کرد 2889 03:06:15,141 --> 03:06:17,141 ثقیف اسلام آورد و بیعت کرد 2890 03:06:17,141 --> 03:06:21,173 هیئت های عرب از هر طرف به سوی او هجوم آوردند 2891 03:06:21,173 --> 03:06:26,173 بلکه اعراب در کمین اسلام، موضوع این محله قریش بودند 2892 03:06:26,173 --> 03:06:29,173 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 2893 03:06:29,173 --> 03:06:34,233 زیرا قریش امام و راهنمای مردم بودند 2894 03:06:34,233 --> 03:06:36,233 و اهل بیت الحرام 2895 03:06:36,233 --> 03:06:40,233 و سريح اسماعيل بن ابراهيم عليه السلام به دنيا آمد 2896 03:06:40,233 --> 03:06:42,233 و رهبران عرب 2897 03:06:42,233 --> 03:06:44,233 آنها آن را انکار نمی کنند 2898 03:06:44,233 --> 03:06:51,233 این قریش بودند که آماده جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شدند. 2899 03:06:51,233 --> 03:06:55,233 وقتی مکه فتح شد قریش به او نزدیک شدند 2900 03:06:55,233 --> 03:06:57,233 اسلام او را سرگیجه کرد 2901 03:06:57,233 --> 03:07:04,233 اعراب می دانستند که توانایی جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و دشمنی با او را ندارند. 2902 03:07:04,233 --> 03:07:09,233 پس به دین خدا وارد شدند، چنان که حق تعالی فرمود، از جهات مختلف 2903 03:07:09,233 --> 03:07:12,233 از هر طرف به او حمله می کنند 2904 03:07:12,233 --> 03:07:17,333 خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه و آله می فرماید 2905 03:07:17,333 --> 03:07:21,333 اگر نصرت و فتح خداوند فرا رسد 2906 03:07:21,333 --> 03:07:28,333 و مردم را دیدم که بیهوده وارد دین خدا می شوند 2907 03:07:28,333 --> 03:07:31,333 پس پروردگارت را ستایش کن 2908 03:07:31,333 --> 03:07:37,593 و از او طلب آمرزش کن که توبه کرده بود 2909 03:07:37,593 --> 03:07:44,782 یعنی خدا را به خاطر آنچه از دین شما نشان داده سپاسگزار باشید و از او آمرزش بخواهید که توبه کرده است 2910 03:07:44,782 --> 03:07:46,782 حافظ بن کثیر گفت 2911 03:07:46,782 --> 03:07:54,782 هیئت ها در این سال و بعد از آن مکرر به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله می آمدند 2912 03:07:54,782 --> 03:07:56,782 تسلیم اسلام 2913 03:07:56,782 --> 03:08:00,102 ورود به دین خدا به اشتباه 2914 03:08:00,102 --> 03:08:02,102 هشدار مهم 2915 03:08:02,102 --> 03:08:04,102 حافظ بن کثیر گفت 2916 03:08:04,102 --> 03:08:06,102 خداوند متعال فرموده است 2917 03:08:06,102 --> 03:08:12,263 کسانی که در میان مؤمنان باقی می مانند با کسانی که آسیبی نمی بینند، برابر نیستند 2918 03:08:12,263 --> 03:08:20,263 و کسانی که با مال و جان خود در راه خدا جهاد می کنند 2919 03:08:20,263 --> 03:08:28,263 خداوند مجاهدین را با مال و جانشان بر کسانی که یک درجه عقب می نشینند برتری داده است 2920 03:08:28,263 --> 03:08:33,872 و خداوند چیزهای خوبی را وعده داده است 2921 03:08:33,872 --> 03:08:37,872 رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز فتح فرمود 2922 03:08:37,872 --> 03:08:41,872 هجرت نیست، بلکه جهاد و نیت است 2923 03:08:41,872 --> 03:08:47,032 باید بین کسانی که قبل از فتح آمدند و کسانی که در زمان فتح رسیدند فرق گذاشت 2924 03:08:47,032 --> 03:08:50,032 که هیئت های آنها مهاجرت محسوب می شوند 2925 03:08:50,032 --> 03:08:53,032 و آنچه پس از فتح آنها را دنبال کرد 2926 03:08:53,032 --> 03:08:56,032 از کسانی که خداوند به آنها وعده خیر و نیکی داده است 2927 03:08:56,032 --> 03:09:02,032 اما این از نظر وقت و فضیلت مانند پیشینیان او نیست و خدا داناتر است 2928 03:09:08,323 --> 03:09:13,323 هیئت ثقیف در ماه رمضان نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند. 2929 03:09:13,323 --> 03:09:16,323 از سال نهم هجری 2930 03:09:16,323 --> 03:09:20,323 اسلام آوردند و مواردی را شرط کردند 2931 03:09:20,323 --> 03:09:24,323 ابوداود آن را در سنن خود با سند صحیح نقل کرده است 2932 03:09:24,323 --> 03:09:26,323 از وهب فرمود: 2933 03:09:26,323 --> 03:09:30,323 از جبرا درباره وضعیت ثقیف هنگام بیعت پرسیدم 2934 03:09:30,323 --> 03:09:31,323 او گفت 2935 03:09:31,323 --> 03:09:35,323 شرط پیامبر صلی الله علیه و آله قرار گرفت 2936 03:09:35,323 --> 03:09:38,323 آیا به آن اعتقاد نداشتید یا جهاد؟ 2937 03:09:38,323 --> 03:09:43,323 و از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم شنید که بعد از آن فرمود 2938 03:09:43,323 --> 03:09:48,323 اگر اسلام بیاورند صدقه می دهند و مبارزه می کنند 2939 03:09:48,323 --> 03:09:52,323 زمانی که هیئت ثقیف می خواستند به کشورشان بروند 2940 03:09:52,323 --> 03:09:59,323 رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم دستور داد که عثمان بن ابی العاص رضی الله عنه به آنان فرمان دهد. 2941 03:09:59,323 --> 03:10:02,323 او یکی از جوان ترین آنها بود 2942 03:10:02,323 --> 03:10:08,323 دلیلش این است که او بیشترین علاقه را به درک اسلام و فراگیری قرآن داشت 2943 03:10:08,323 --> 03:10:11,391 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 2944 03:10:11,391 --> 03:10:16,391 قال عثمان بن ابی العاص ثقفی رضی الله عنه. 2945 03:10:16,391 --> 03:10:20,391 پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود 2946 03:10:21,391 --> 03:10:23,391 عرض کردم یا رسول الله 2947 03:10:23,391 --> 03:10:26,391 من چیزی در خودم پیدا می کنم 2948 03:10:26,391 --> 03:10:30,423 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2949 03:10:30,423 --> 03:10:31,423 او را اضافه کنید 2950 03:10:31,423 --> 03:10:33,423 پس مرا در دستانش نشست 2951 03:10:33,423 --> 03:10:37,423 سپس کف دستش را روی سینه ام بین سینه هایم گذاشت 2952 03:10:37,423 --> 03:10:39,423 بعد گفت شیفت 2953 03:10:39,423 --> 03:10:43,423 آن را روی پشتم بین شانه هایم گذاشت 2954 03:10:43,423 --> 03:10:46,423 سپس گفت: مادر قوم تو. 2955 03:10:46,423 --> 03:10:49,423 هر که قومی را رهبری کند، آسانی کند 2956 03:10:49,423 --> 03:10:51,423 از جمله آنها بزرگ است 2957 03:10:51,423 --> 03:10:53,423 و در میان آنها بیماران است 2958 03:10:53,423 --> 03:10:55,423 و در میان آنها ضعیفان هستند 2959 03:10:55,423 --> 03:10:57,423 و در میان آنها نیاز است 2960 03:10:57,423 --> 03:11:00,423 و اگر یکی از شما تنها نماز بخواند 2961 03:11:00,423 --> 03:11:02,423 هر طور که بخواهد می رسد 2962 03:11:02,423 --> 03:11:06,641 امام نووی در شرح صحیح مسلم فرموده است 2963 03:11:06,641 --> 03:11:10,641 به قول عثمان بن ابی العاص رضی الله عنه 2964 03:11:10,641 --> 03:11:13,641 من چیزی در خودم پیدا می کنم 2965 03:11:13,641 --> 03:11:21,641 ممکن است او می‌خواست بترسد که غرور پیدا کند و به دلیل برتری خود بر مردم مورد تحسین قرار گیرد. 2966 03:11:21,641 --> 03:11:28,673 پس خدای متعال او را به برکت دست رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و دعای او برد. 2967 03:11:28,673 --> 03:11:31,673 ممکن است در حال نماز خواسته باشد زمزمه کند 2968 03:11:31,673 --> 03:11:34,673 زیرا او تسخیر شده بود 2969 03:11:34,673 --> 03:11:37,673 او شایسته امام مستصرفین نیست 2970 03:11:37,673 --> 03:11:41,772 امام احمد در مسند خود با سند قوی نقل کرده است 2971 03:11:41,772 --> 03:11:45,772 قال عثمان بن ابی العاص رضی الله عنه 2972 03:11:45,772 --> 03:11:50,772 آخرین سخنی که رسول خدا صلی الله علیه و آله با من گفت 2973 03:11:50,772 --> 03:11:53,772 او از من در طائف استفاده کرد 2974 03:11:53,772 --> 03:11:54,772 و او گفت 2975 03:11:54,772 --> 03:11:57,772 نماز را برای مردم کم کنید 2976 03:11:57,772 --> 03:11:59,772 پس وقت منه 2977 03:11:59,772 --> 03:12:02,772 بخوان به نام پروردگارت که آفرید 2978 03:12:02,772 --> 03:12:04,772 و امثال آن از قرآن 2979 03:12:04,772 --> 03:12:07,962 و لذا خداوند متعال پاسخ داد 2980 03:12:07,962 --> 03:12:10,962 و منزه است دعای رسولش صلی الله علیه و آله 2981 03:12:10,962 --> 03:12:13,962 با ثقیف اسلام 2982 03:12:13,962 --> 03:12:16,962 امام احمد در مسند خود با سند قوی روایت می کند 2983 03:12:16,962 --> 03:12:21,962 عن جابر بن عبدالله رضی الله عنه آنچه گفت 2984 03:12:21,962 --> 03:12:25,962 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2985 03:12:25,962 --> 03:12:31,593 خدایا ثقیف را هدایت کن 2986 03:12:34,073 --> 03:12:39,073 هیئت بنی تمیم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند 2987 03:12:39,073 --> 03:12:41,073 در سال نهم هجری 2988 03:12:41,712 --> 03:12:43,712 از جمله تیر بن حاجب است 2989 03:12:44,272 --> 03:12:45,792 الاقرا بن حبیس 2990 03:12:46,192 --> 03:12:47,872 و زبریقان بن بدر 2991 03:12:48,352 --> 03:12:49,712 و عمر بن الاحتم 2992 03:12:50,192 --> 03:12:51,792 و الحباب بن یزید 2993 03:12:52,272 --> 03:12:53,792 و عیینه بن حصن 2994 03:12:54,112 --> 03:12:54,993 و دیگران 2995 03:12:55,823 --> 03:12:56,942 ابن اسحاق گفت 2996 03:12:57,663 --> 03:13:00,462 وقتی هیئتی از بنی تمی وارد مسجد شد 2997 03:13:01,102 --> 03:13:05,663 رسول خدا صلی الله علیه و آله را از پشت حجره صدا زدند 2998 03:13:06,382 --> 03:13:08,542 پیش ما بیا محمد 2999 03:13:09,263 --> 03:13:14,061 این امر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را به خاطر فریادشان آزار داد 3000 03:13:14,622 --> 03:13:15,903 پس نزد آنها رفت 3001 03:13:16,542 --> 03:13:18,141 گفتند: ای محمد! 3002 03:13:18,622 --> 03:13:19,903 ما آمدیم به شما افتخار کنیم 3003 03:13:20,622 --> 03:13:23,022 این ظلم به شاعر و واعظ ماست 3004 03:13:23,743 --> 03:13:26,782 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3005 03:13:27,343 --> 03:13:28,141 من اجازه داده ام 3006 03:13:28,942 --> 03:13:30,302 بنابراین نامزدشان نامزد کرد 3007 03:13:30,702 --> 03:13:32,462 او تیر بن حاجب است 3008 03:13:33,263 --> 03:13:38,862 رسول خدا صلی الله علیه و آله به ثابت بن قیس رضی الله عنه فرمودند. 3009 03:13:39,263 --> 03:13:39,743 پاسخ دهید 3010 03:13:40,302 --> 03:13:41,102 او پاسخ داد 3011 03:13:41,852 --> 03:13:43,532 سپس گفتند: ای محمد 3012 03:13:44,093 --> 03:13:45,532 شاعر ما را آزار بده 3013 03:13:46,013 --> 03:13:46,891 پس به او اجازه داد 3014 03:13:47,372 --> 03:13:49,212 او زبریقان بن بدر است 3015 03:13:49,772 --> 03:13:50,493 بنابراین او شعار داد 3016 03:13:51,132 --> 03:13:56,733 رسول خدا صلی الله علیه و آله به حسن بن ثابت رضی الله عنه فرمودند. 3017 03:13:57,212 --> 03:13:57,772 پاسخ دهید 3018 03:13:58,253 --> 03:14:00,173 او با چیزی شبیه به شعر او پاسخ داد 3019 03:14:00,891 --> 03:14:01,692 و گفتند 3020 03:14:02,333 --> 03:14:05,452 به خدا نامزدش از نامزد ما خوش بیانتر است 3021 03:14:05,933 --> 03:14:08,653 و شاعر او از شاعر ما حساستر است 3022 03:14:09,132 --> 03:14:10,891 و آنها رویاهایی از ما دارند 3023 03:14:11,532 --> 03:14:12,811 و بر آنها نازل شد 3024 03:14:13,532 --> 03:14:22,782 اکثر کسانی که از پشت اتاق با شما تماس می گیرند، منطقی نیستند 3025 03:14:24,442 --> 03:14:30,202 ابوبکر و عمر رضی الله عنه در مورد انتخاب وفد بن تمیم توسط امیر اختلاف کردند. 3026 03:14:31,052 --> 03:14:33,772 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 3027 03:14:34,333 --> 03:14:37,933 از عبدالله بن الزبیر رضی الله عنهم فرمود 3028 03:14:38,653 --> 03:14:43,372 گروهی از بنی تمیم نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند 3029 03:14:44,093 --> 03:14:46,573 ابوبکر رضی الله عنه گفت 3030 03:14:47,212 --> 03:14:49,933 فرماندهی القاقی بن معبد بن زراره 3031 03:14:50,653 --> 03:14:52,573 عمر رضی الله عنه گفت 3032 03:14:53,212 --> 03:14:55,372 بلکه فرمان الاقراء بن حبیس 3033 03:14:56,013 --> 03:14:58,333 ابوبکر رضی الله عنه گفت 3034 03:14:58,811 --> 03:15:00,811 فقط می خواستم مخالفت کنم 3035 03:15:01,372 --> 03:15:03,372 عمر رضی الله عنه گفت 3036 03:15:03,852 --> 03:15:05,852 فقط می خواستم مخالفت کنم 3037 03:15:05,852 --> 03:15:09,852 آنقدر ادامه دادند تا صدایشان بلند شد 3038 03:15:09,852 --> 03:15:11,852 بنابراین او وارد آن شد 3039 03:15:11,852 --> 03:15:17,852 ای کسانی که ایمان آورده اید در پیشگاه خدا و رسولش حاضر نشوید 3040 03:15:17,852 --> 03:15:19,852 تا اینکه گذشت 3041 03:15:19,852 --> 03:15:24,702 هیئت بانو حنیفه 3042 03:15:24,702 --> 03:15:31,882 هیئتی از بنی حنیفه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند 3043 03:15:31,882 --> 03:15:35,913 از جمله آنها مسیلمه بن حبیب حنفی دروغگو است 3044 03:15:35,913 --> 03:15:38,913 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 3045 03:15:38,913 --> 03:15:41,913 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 3046 03:15:41,913 --> 03:15:47,913 مسلمه دروغگو در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد. 3047 03:15:47,913 --> 03:15:49,913 پس شروع کرد به گفتن 3048 03:15:49,913 --> 03:15:53,913 اگر محمد بعد از او به من فرمان می داد، از او پیروی می کردم 3049 03:15:53,913 --> 03:15:58,042 او آن را به بسیاری از افراد خود معرفی کرد 3050 03:15:58,042 --> 03:16:02,042 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد او آمد 3051 03:16:02,042 --> 03:16:06,042 و با او ثابت بن قیس بن شمس رضی الله عنه بود 3052 03:16:06,042 --> 03:16:11,112 در دست پیامبر صلی الله علیه و آله تکه ای از درخت خرما بود 3053 03:16:11,112 --> 03:16:15,112 تا اینکه در میان اصحاب خود مسیله را دید و گفت: 3054 03:16:15,112 --> 03:16:20,112 اگر این قطعه را از من می خواستید به شما نمی دادم 3055 03:16:20,112 --> 03:16:22,112 از فرمان خدا در خود تجاوز نخواهید کرد 3056 03:16:22,112 --> 03:16:26,112 و اگر مدیریت کنی، خداوند تو را مجازات خواهد کرد 3057 03:16:26,112 --> 03:16:30,112 و تو را می بینم که در او آنچه را دیدم دیدم 3058 03:16:30,112 --> 03:16:33,112 این رفع شده و برای من جواب شما را می دهد 3059 03:16:33,112 --> 03:16:35,112 سپس او را ترک کرد 3060 03:16:35,112 --> 03:16:38,362 ابن عباس رضی الله عنه گفت 3061 03:16:38,362 --> 03:16:42,362 پس از آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند پرسیدم 3062 03:16:42,362 --> 03:16:46,362 شما کسی را می بینید که من آنچه را نشان دادم در او نشان دادم 3063 03:16:46,362 --> 03:16:49,362 سپس ابوهریره رضی الله عنه به من خبر داد 3064 03:16:49,362 --> 03:16:53,362 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3065 03:16:53,362 --> 03:16:55,362 در حالی که من خوابم 3066 03:16:55,362 --> 03:16:59,362 دو دستبند طلا در دستم دیدم 3067 03:16:59,362 --> 03:17:01,362 من نگران آنها بودم 3068 03:17:01,362 --> 03:17:03,362 سپس در خواب بر من آشکار شد 3069 03:17:03,362 --> 03:17:05,362 تا آنها را منفجر کند 3070 03:17:05,362 --> 03:17:07,362 بنابراین من آنها را منفجر کردم و آنها پرواز کردند 3071 03:17:07,362 --> 03:17:11,362 بنابراین فکر کردم آنها دروغگو هستند که بعداً بیرون خواهند آمد 3072 03:17:11,362 --> 03:17:13,362 یکی از آنها الانسی است 3073 03:17:13,362 --> 03:17:15,362 دیگری مسیله است 3074 03:17:15,362 --> 03:17:17,622 امام نووی فرمودند 3075 03:17:17,622 --> 03:17:19,622 مسیلمه دروغگو 3076 03:17:19,622 --> 03:17:21,622 دشمن خدا 3077 03:17:21,622 --> 03:17:25,622 او گروه های بزرگی از بنی حنیفه و دیگران را گرد آورد 3078 03:17:25,622 --> 03:17:28,622 از احمق های عرب و اوباش آنها 3079 03:17:28,622 --> 03:17:31,622 قصد داشت با صحابه رضی الله عنه بجنگد 3080 03:17:31,622 --> 03:17:35,622 در پی رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 3081 03:17:35,622 --> 03:17:40,622 پس ابوبکر صدیق رضی الله عنه لشکری برای او آماده کرد 3082 03:17:40,622 --> 03:17:44,622 شاهزاده آنها خالد بن ولید رضی الله عنه است 3083 03:17:44,622 --> 03:17:47,622 سال 11 هجری قمری 3084 03:17:47,622 --> 03:17:49,622 پس با او جنگیدند 3085 03:17:49,622 --> 03:17:51,622 آنها در مصلیمه ظاهر شدند 3086 03:17:51,622 --> 03:17:53,622 پس او را کافر کشتند 3087 03:17:53,622 --> 03:17:56,073 هشدار مهم 3088 03:17:56,073 --> 03:17:58,073 حافظ در الفتح گفته است 3089 03:17:58,073 --> 03:18:00,073 و زمینه این داستان 3090 03:18:00,073 --> 03:18:03,073 با آنچه ابن اسحاق ذکر کرده منافات دارد 3091 03:18:03,073 --> 03:18:06,073 او با هیئتی از مردمش آمد 3092 03:18:06,073 --> 03:18:10,073 و او را در سفر ترک کردند تا آن را برایشان حفظ کند 3093 03:18:10,073 --> 03:18:14,073 برای رسول خدا صلی الله علیه و آله ذکر کردند 3094 03:18:14,073 --> 03:18:16,073 و از او جایزه گرفتند 3095 03:18:16,073 --> 03:18:18,073 و به آنها گفت 3096 03:18:18,073 --> 03:18:21,073 او انسان شما نیست 3097 03:18:21,073 --> 03:18:28,073 و مسیله وقتی ادعا کرد که با رسول خدا صلی الله علیه و آله نبوت شریک است. 3098 03:18:28,073 --> 03:18:31,073 به این مقاله اعتراض کنید 3099 03:18:31,073 --> 03:18:35,073 این، با وجود ناهنجاری آن، به دلیل وقفه در پشتیبانی ضعیف است 3100 03:18:35,073 --> 03:18:39,073 موضوع مسیله در میان قومش بیش از این بود 3101 03:18:39,073 --> 03:18:41,073 به او گفته شد 3102 03:18:41,073 --> 03:18:43,073 رحمان الیمامه 3103 03:18:43,073 --> 03:18:46,073 به دلیل ارزش زیادی که در آنها دارد 3104 03:18:46,073 --> 03:18:49,073 چگونه می توان این خبر ضعیف را تکمیل کرد؟ 3105 03:18:49,073 --> 03:18:52,073 با آنچه در این حدیث صحیح فرمود 3106 03:18:52,073 --> 03:18:57,073 پیامبر صلی الله علیه و آله با او دیدار کرد و خطاب به او کرد 3107 03:18:57,073 --> 03:18:59,073 آن را در حضور قوم خود به او اعلام کرد 3108 03:18:59,073 --> 03:19:04,073 اگر از او یک روزنامه می خواست، به او نمی داد 3109 03:19:04,073 --> 03:19:08,272 هیئت نجران 3110 03:19:08,272 --> 03:19:11,792 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 3111 03:19:11,792 --> 03:19:15,792 در شهر پیامبر، هیئتی از مسیحیان نجران 3112 03:19:15,792 --> 03:19:17,792 شصت مسافر 3113 03:19:17,792 --> 03:19:21,792 در میان آنها چهارده تن از مردان بزرگوارشان هستند 3114 03:19:21,792 --> 03:19:25,792 از جمله العاقب و السید بودند 3115 03:19:25,792 --> 03:19:28,792 درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله بحث کردند 3116 03:19:28,792 --> 03:19:31,792 در مورد حضرت عیسی علیه السلام 3117 03:19:31,792 --> 03:19:36,792 آیاتی از سوره آل عمران درباره آنها نازل شد 3118 03:19:36,792 --> 03:19:38,852 و خداوند متعال فرمود 3119 03:19:38,852 --> 03:19:45,852 این را بر تو از آیات و ذکر حکیمانه می خوانیم 3120 03:19:45,852 --> 03:19:52,852 تشبیه عیسی به خدا مانند آدم است 3121 03:19:52,852 --> 03:19:55,852 او از خاک آفریده شده است 3122 03:19:55,852 --> 03:20:01,852 سپس به او گفت: «باش» و شد 3123 03:20:01,852 --> 03:20:08,852 حق از جانب پروردگارت است، پس از شک و تردید مباش 3124 03:20:08,852 --> 03:20:17,852 هر کس در مورد برخی از دانش هایی که به شما رسیده است با شما اختلاف کند 3125 03:20:17,852 --> 03:20:23,852 پس بگو بیایید بچه هایمان را صدا کنیم 3126 03:20:23,852 --> 03:20:31,852 و پسران شما و زنان ما 3127 03:20:31,852 --> 03:20:42,852 و زنان شما، و خودمان و شما 3128 03:20:42,852 --> 03:20:44,852 سپس دعا می کنیم 3129 03:20:44,852 --> 03:20:50,173 پس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می دهیم 3130 03:20:50,173 --> 03:20:54,302 از مباهله ترسیدند و آن را رد کردند 3131 03:20:54,302 --> 03:20:56,302 امام قرطبی فرمودند 3132 03:20:56,302 --> 03:21:01,302 این آیه یکی از نشانه های نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم است. 3133 03:21:01,302 --> 03:21:05,302 چون ایشان را به مباهله دعوت کرد، ولی آنها نپذیرفتند 3134 03:21:05,302 --> 03:21:10,302 پس از آنكه رئيسشان، مجازات كننده، به آنها خبر داد، از خراج راضي شدند 3135 03:21:10,302 --> 03:21:14,302 اگر آن را خراب کنند، دره آتش می گیرد 3136 03:21:14,302 --> 03:21:17,302 محمد پیامبری مبعوث است 3137 03:21:17,302 --> 03:21:22,302 و می دانید که او تصمیم در مورد عیسی را برای شما آورده است 3138 03:21:22,302 --> 03:21:27,493 پس مباهله را ترک کردند و به کشور خود رفتند 3139 03:21:27,493 --> 03:21:30,493 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 3140 03:21:30,493 --> 03:21:33,493 عن حذیفه رضی الله عنه گفت 3141 03:21:33,493 --> 03:21:39,493 العاقب و السید از اصحاب نجران نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند. 3142 03:21:39,493 --> 03:21:42,493 میخوان لعنتش کنن 3143 03:21:42,493 --> 03:21:46,493 یکی از آنها به دوستش گفت: این کار را نکن. 3144 03:21:46,493 --> 03:21:50,493 به خدا قسم اگر پیغمبر بود بر ما نیست 3145 03:21:50,493 --> 03:21:54,653 نه ما و نه فرزندانمان موفق نخواهیم شد 3146 03:21:54,653 --> 03:21:58,653 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است 3147 03:21:58,653 --> 03:22:02,653 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 3148 03:22:02,653 --> 03:22:07,653 اگر کسانی که به رسول خدا صلی الله علیه و آله دشنام می دهند بیرون آمدند 3149 03:22:07,653 --> 03:22:11,913 آنها بدون پول و خانواده برمی گشتند 3150 03:22:11,913 --> 03:22:15,913 رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را از آنان پذیرفت 3151 03:22:15,913 --> 03:22:18,913 سپس با آنها در مورد خراج موافقت کرد 3152 03:22:18,913 --> 03:22:23,131 ابوداود آن را در سنن خود با سند ضعیف روایت کرده است 3153 03:22:23,131 --> 03:22:25,131 و شواهدی وجود دارد 3154 03:22:25,131 --> 03:22:29,163 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 3155 03:22:29,163 --> 03:22:35,163 رسول خدا صلی الله علیه و آله با مردم نجران دو هزار کت و شلوار صلح کرد. 3156 03:22:35,163 --> 03:22:39,163 نیمی در صفر و نیمی در رجب 3157 03:22:39,163 --> 03:22:41,163 به مسلمانان می دهند 3158 03:22:41,163 --> 03:22:44,163 و سی سپر برهنه 3159 03:22:44,163 --> 03:22:46,163 و سی اسب 3160 03:22:46,163 --> 03:22:48,163 سی شتر 3161 03:22:48,163 --> 03:22:52,163 سی از هر نوع سلاح 3162 03:22:52,163 --> 03:22:54,163 به آن هجوم می آورند 3163 03:22:54,163 --> 03:22:59,163 مسلمانان ضامن آن هستند تا آن را به خود بازگردانند 3164 03:22:59,163 --> 03:23:02,163 اگر توطئه یا خیانت در یمن رخ دهد 3165 03:23:02,163 --> 03:23:05,163 به شرطی که فروش آنها را از بین نبرید 3166 03:23:05,163 --> 03:23:07,163 هیچ کشیشی برای آنها بیرون نخواهد آمد 3167 03:23:07,163 --> 03:23:09,163 آنها از دین خود وسوسه نمی شوند 3168 03:23:09,163 --> 03:23:13,163 مگر اینکه اتفاقی بیفتند یا ربا بخورند 3169 03:23:13,163 --> 03:23:22,233 ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه را با خود فرستادند 3170 03:23:22,233 --> 03:23:25,233 وقتی می خواستند به کشورشان برگردند 3171 03:23:25,233 --> 03:23:29,233 به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند 3172 03:23:29,233 --> 03:23:32,233 آنچه از ما خواسته اید به شما می دهیم 3173 03:23:32,233 --> 03:23:34,233 او یک مرد صادق را با ما فرستاد 3174 03:23:34,233 --> 03:23:38,272 و فقط یک فرد قابل اعتماد با ما بفرستید 3175 03:23:38,272 --> 03:23:41,272 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3176 03:23:41,272 --> 03:23:46,272 من یک مرد صادق، قابل اعتماد و قابل اعتماد را با شما می فرستم 3177 03:23:46,272 --> 03:23:51,272 اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم منتظر او بودند 3178 03:23:51,272 --> 03:23:55,272 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3179 03:23:55,272 --> 03:23:58,272 برخیز ابوعبیده بن الجراح 3180 03:23:58,272 --> 03:24:00,272 وقتی بلند شد 3181 03:24:00,272 --> 03:24:04,272 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3182 03:24:04,272 --> 03:24:07,593 این امین این ملت است 3183 03:24:07,593 --> 03:24:09,593 حافظ در الفتح گفته است 3184 03:24:09,593 --> 03:24:16,093 در حدیث، نقاب مشهودی است متعلق به ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه. 3185 03:24:16,093 --> 03:24:23,153 ورود دمام بن ثعلبه رضی الله عنه 3186 03:24:23,153 --> 03:24:29,683 بن سعد بن بکر ضمام بن ثعلبه رضی الله عنه را فرستادم 3187 03:24:29,683 --> 03:24:34,772 آمدن از طرف آنها نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله 3188 03:24:34,772 --> 03:24:37,772 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 3189 03:24:37,772 --> 03:24:39,772 تلفظ آن بخاری است 3190 03:24:39,772 --> 03:24:43,272 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 3191 03:24:43,272 --> 03:24:48,772 در حالی که با پیامبر صلی الله علیه و آله در مسجد نشسته بودیم 3192 03:24:48,772 --> 03:24:51,272 مردی سوار بر شتری وارد شد 3193 03:24:51,272 --> 03:24:53,272 پس او را در مسجد به گریه انداخت 3194 03:24:53,272 --> 03:24:54,772 بعد ذهنش 3195 03:24:54,772 --> 03:24:56,772 سپس به آنها گفت 3196 03:24:56,772 --> 03:24:58,772 کدام یک از شما محمد هستید؟ 3197 03:24:58,772 --> 03:25:04,272 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بین آنها تکیه زده بود 3198 03:25:04,272 --> 03:25:05,772 پس گفتیم 3199 03:25:05,772 --> 03:25:08,843 این مرد سفید پوست دراز کشیده 3200 03:25:08,843 --> 03:25:10,843 مرد به او گفت 3201 03:25:10,843 --> 03:25:12,843 ابن عبدالمطلب 3202 03:25:12,843 --> 03:25:16,343 پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود 3203 03:25:16,343 --> 03:25:18,403 من جواب شما را داده ام 3204 03:25:18,403 --> 03:25:22,403 آن مرد به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت 3205 03:25:22,403 --> 03:25:26,403 من از شما می پرسم، بنابراین من به شما در مورد موضوع استرس دارم 3206 03:25:26,403 --> 03:25:29,593 علی را در خود نمی یابی 3207 03:25:29,593 --> 03:25:32,593 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 3208 03:25:32,593 --> 03:25:35,292 بپرس چه چیزی به نظرت رسید 3209 03:25:35,292 --> 03:25:36,792 او گفت 3210 03:25:36,792 --> 03:25:39,792 از تو سوگند به پروردگارت و سوگند به پروردگار پیش از تو 3211 03:25:39,792 --> 03:25:43,792 خدایا تو را برای همه مردم فرستاد 3212 03:25:43,792 --> 03:25:47,323 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 3213 03:25:47,323 --> 03:25:49,483 اوه خدا، بله 3214 03:25:49,483 --> 03:25:50,983 او گفت 3215 03:25:50,983 --> 03:25:52,983 تو را به خدا قسم می دهم 3216 03:25:52,983 --> 03:25:58,612 خداوندا به تو دستور داده که نمازهای پنجگانه را در هر شبانه روز بخوانی 3217 03:25:58,612 --> 03:26:02,112 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 3218 03:26:02,112 --> 03:26:04,233 اوه خدا، بله 3219 03:26:04,233 --> 03:26:05,233 او گفت 3220 03:26:05,233 --> 03:26:07,233 تو را به خدا قسم می دهم 3221 03:26:07,233 --> 03:26:11,733 خداوندا تو را به روزه گرفتن این ماه از سال دستور داده است 3222 03:26:11,733 --> 03:26:15,233 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 3223 03:26:15,233 --> 03:26:17,233 اوه خدا، بله 3224 03:26:17,233 --> 03:26:18,772 او گفت 3225 03:26:18,772 --> 03:26:20,772 تو را به خدا قسم می دهم 3226 03:26:20,772 --> 03:26:25,772 خدایا به تو دستور داد که این صدقه را از ثروتمندان ما بگیر 3227 03:26:25,772 --> 03:26:28,772 پس شما آن را بین فقرای ما تقسیم می کنید 3228 03:26:28,772 --> 03:26:32,302 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 3229 03:26:32,802 --> 03:26:34,933 اوه خدا، بله 3230 03:26:34,933 --> 03:26:36,933 مرد گفت 3231 03:26:36,933 --> 03:26:38,933 من به چیزی که تو آمدی ایمان داشتم 3232 03:26:38,933 --> 03:26:42,433 و من فرستاده ای از قوم خود در پشت سر خود هستم 3233 03:26:42,433 --> 03:26:44,933 من دمام بن ثعلبه هستم 3234 03:26:44,933 --> 03:26:47,712 برادر بنی سعد بن بکر 3235 03:26:47,712 --> 03:26:52,712 به عبارت دیگر در مسند امام احمد با سند حسنه 3236 03:26:52,712 --> 03:26:56,253 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 3237 03:26:56,753 --> 03:26:59,753 بن سعد بن بکر دیمام بن ثعلبه را فرستادم 3238 03:26:59,753 --> 03:27:04,253 آمدن نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله 3239 03:27:04,253 --> 03:27:06,253 پس نزد او آمد 3240 03:27:06,253 --> 03:27:10,253 شترش را به در مسجد تکیه داد و آن را رها کرد 3241 03:27:10,253 --> 03:27:12,253 سپس وارد مسجد شد 3242 03:27:12,253 --> 03:27:17,253 رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان یارانش نشسته بود 3243 03:27:17,253 --> 03:27:22,753 دمام مردی لاغر و مودار با دو ریش بود 3244 03:27:22,753 --> 03:27:28,753 پس نزديك شد تا اينكه نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله در ميان اصحابش آمد. 3245 03:27:28,753 --> 03:27:30,753 و او گفت 3246 03:27:30,753 --> 03:27:32,753 کدام یک از شما ابن عبدالمطلب هستید؟ 3247 03:27:32,753 --> 03:27:36,753 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3248 03:27:36,753 --> 03:27:38,753 من فرزند عبدالمطلب هستم 3249 03:27:38,753 --> 03:27:40,872 او گفت 3250 03:27:40,872 --> 03:27:42,872 ای محمد 3251 03:27:42,872 --> 03:27:45,872 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3252 03:27:45,872 --> 03:27:47,942 بله 3253 03:27:47,942 --> 03:27:48,942 او گفت 3254 03:27:48,942 --> 03:27:50,942 ابن عبدالمطلب 3255 03:27:50,942 --> 03:27:56,583 من از شما می پرسم و در مورد سؤال سخت می گیرم، اما شما آن را در خود پیدا نمی کنید 3256 03:27:57,393 --> 03:28:00,513 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3257 03:28:01,112 --> 03:28:04,913 من نمی توانم در خودم این را پیدا کنم که در مورد آنچه می خواهید بپرسم 3258 03:28:05,862 --> 03:28:08,743 گفت: تو را به خدا، خدای تو سوگند می دهم. 3259 03:28:09,302 --> 03:28:13,622 و خدای کسانی که پیش از تو بودند و خدای آنهایی که پس از تو هستند 3260 03:28:14,503 --> 03:28:17,462 خدایا تو را به عنوان رسول برای ما فرستاده است 3261 03:28:18,352 --> 03:28:21,471 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3262 03:28:22,073 --> 03:28:23,352 اوه خدا، بله 3263 03:28:24,253 --> 03:28:24,772 او گفت 3264 03:28:25,493 --> 03:28:27,333 پس شما را به سوی خدا، خدای شما می خوانم 3265 03:28:27,893 --> 03:28:32,093 و خدای کسانی که پیش از تو بودند و خدای آنهایی که پس از تو هستند 3266 03:28:32,852 --> 03:28:38,493 خدا به تو دستور داده است که ما را امر کن که او را بپرستیم و چیزی را شریک او نکنیم. 3267 03:28:39,131 --> 03:28:44,052 و این همتایان را که پدران ما با او می پرستیدند حذف کند 3268 03:28:44,952 --> 03:28:48,032 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3269 03:28:48,753 --> 03:28:50,032 اوه خدا، بله 3270 03:28:51,112 --> 03:28:51,631 او گفت 3271 03:28:52,393 --> 03:28:54,272 پس شما را به سوی خدا، خدای شما می خوانم 3272 03:28:54,753 --> 03:28:59,073 و خدای کسانی که پیش از تو بودند و خدای آنهایی که پس از تو هستند 3273 03:28:59,753 --> 03:29:03,833 خدایا دستور داد این پنج نماز را بخوان 3274 03:29:04,593 --> 03:29:07,833 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3275 03:29:08,433 --> 03:29:09,792 اوه خدا، بله 3276 03:29:10,753 --> 03:29:11,272 او گفت 3277 03:29:11,833 --> 03:29:16,032 سپس به ذکر واجبات اسلام یکی پس از دیگری پرداخت 3278 03:29:16,513 --> 03:29:18,872 زکات و روزه و حج 3279 03:29:19,272 --> 03:29:21,631 و تمام قوانین اسلام 3280 03:29:22,233 --> 03:29:27,352 در هر نماز واجب او را می خواند، همان گونه که در نماز قبل او را ندا داد 3281 03:29:27,993 --> 03:29:30,073 حتی وقتی تمام شد گفت 3282 03:29:30,712 --> 03:29:33,792 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست 3283 03:29:34,311 --> 03:29:37,112 شهادت می دهم که محمد رسول خداست 3284 03:29:37,673 --> 03:29:39,913 من این وظایف را انجام خواهم داد 3285 03:29:40,352 --> 03:29:42,513 و از آنچه مرا از آن نهی کرده ای دوری می کنم 3286 03:29:43,112 --> 03:29:45,593 بعد نه بیشتر و نه کمتر 3287 03:29:46,192 --> 03:29:48,792 سپس نزد شتر خود بازگشت 3288 03:29:49,542 --> 03:29:53,782 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «به خدا سوگند». 3289 03:29:54,381 --> 03:29:56,583 اگر آن که دو چوب دارد باور شود 3290 03:29:56,823 --> 03:29:58,102 وارد بهشت می شود 3291 03:29:58,913 --> 03:29:59,513 او گفت 3292 03:30:00,013 --> 03:30:03,532 پس نزد شتر خود رفت و افسار آن را رها کرد 3293 03:30:03,532 --> 03:30:06,833 سپس بیرون رفت و نزد قوم خود آمد 3294 03:30:06,833 --> 03:30:08,862 پس نزد او جمع شدند 3295 03:30:08,862 --> 03:30:12,602 اولین چیزی که گفت این بود که گفت: 3296 03:30:12,602 --> 03:30:15,323 بدبخت اللت و عزه است 3297 03:30:15,323 --> 03:30:16,522 گفتند 3298 03:30:16,522 --> 03:30:18,362 مه، دمام 3299 03:30:18,362 --> 03:30:20,763 من مبتلا به جذام و جذام هستم 3300 03:30:20,763 --> 03:30:22,763 من دیوانه ام 3301 03:30:22,763 --> 03:30:23,962 او گفت 3302 03:30:23,962 --> 03:30:25,243 وای بر تو 3303 03:30:25,243 --> 03:30:29,403 به خدا سوگند هیچ ضرر و فایده ای ندارند 3304 03:30:29,641 --> 03:30:33,323 خداوند متعال رسولی فرستاده است 3305 03:30:33,323 --> 03:30:38,442 و کتابی بر تو نازل کرد که به وسیله آن شما را از آنچه در آن بودید نجات داد 3306 03:30:38,442 --> 03:30:43,561 شهادت می دهم که معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست 3307 03:30:43,561 --> 03:30:47,003 و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست 3308 03:30:47,003 --> 03:30:52,702 و آنچه را به شما امر فرموده و از آن نهی کرده است از جانب او برای شما آورده ام 3309 03:30:52,702 --> 03:30:53,903 او گفت 3310 03:30:53,903 --> 03:30:57,022 به خدا از آن روز چه روزی گذشته است؟ 3311 03:30:57,102 --> 03:31:01,882 زن و مردی جز یک مسلمان حضور داشتند 3312 03:31:01,882 --> 03:31:05,083 ابن عباس رضی الله عنه گفت 3313 03:31:05,083 --> 03:31:13,423 آنچه از قوم خارج نشین شنیدیم از ضمام بن ثعلب بهتر بود 3314 03:31:13,423 --> 03:31:17,292 هیئت بجیل 3315 03:31:17,292 --> 03:31:21,372 جریر بن عبدالله البجلی رضی الله عنه تقدیم کرد 3316 03:31:21,372 --> 03:31:25,532 و با او صد و پنجاه نفر از قوم او بودند 3317 03:31:25,612 --> 03:31:32,272 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قبل از ورود به مسجد به آن اشاره کرد 3318 03:31:32,272 --> 03:31:36,513 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است 3319 03:31:36,513 --> 03:31:41,311 عن جریر بن عبدالله البجلی رضی الله عنه گفت 3320 03:31:41,311 --> 03:31:45,471 وقتی به شهر نزدیک شدم، از کوه به راه افتادم 3321 03:31:45,471 --> 03:31:51,153 بعد لباسم را در آوردم و بعد لباسم را پوشیدم و بعد وارد شدم 3322 03:31:51,153 --> 03:31:55,712 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله خطبه می خواند 3323 03:31:55,712 --> 03:31:58,352 منع مردم از خیره شدن 3324 03:31:58,352 --> 03:32:02,032 پس به متصدی خود گفتم ای عبدالله 3325 03:32:02,032 --> 03:32:06,112 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من یادآوری کرد 3326 03:32:06,112 --> 03:32:10,833 گفت: آری، در بالا از تو به بهترین وجه یاد کرد 3327 03:32:10,833 --> 03:32:12,913 در حالی که موعظه می کرد 3328 03:32:12,913 --> 03:32:16,433 هنگامی که آن را در خطبه بر او عرضه کرد و گفت 3329 03:32:16,433 --> 03:32:19,153 او از این در وارد شما می شود 3330 03:32:19,153 --> 03:32:21,233 یا یکی مثل این 3331 03:32:21,233 --> 03:32:23,632 بهترین یمن کیست؟ 3332 03:32:23,712 --> 03:32:27,452 به راستی که در چهره او رنگ پادشاهی وجود دارد 3333 03:32:27,452 --> 03:32:30,173 جریر رضی الله عنه گفت 3334 03:32:30,173 --> 03:32:34,653 پس خدای متعال را به خاطر کاری که در حق من کرده بود شکر کردم 3335 03:32:34,653 --> 03:32:37,052 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 3336 03:32:37,052 --> 03:32:39,132 تلفظ آن بخاری است 3337 03:32:39,132 --> 03:32:43,212 عن جریر بن عبدالله رضی الله عنه گفت 3338 03:32:43,212 --> 03:32:46,653 با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کردم 3339 03:32:46,653 --> 03:32:50,173 به شهادت اینکه معبودی جز الله نیست 3340 03:32:50,173 --> 03:32:52,971 و اینکه محمد رسول خداست 3341 03:32:53,052 --> 03:32:56,253 و اقامه نماز و پرداخت زکات 3342 03:32:56,253 --> 03:32:58,173 و شنیدن و اطاعت 3343 03:32:58,173 --> 03:33:01,323 نصیحت برای هر مسلمانی 3344 03:33:01,323 --> 03:33:04,122 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 3345 03:33:04,122 --> 03:33:08,202 عن جریر بن عبدالله رضی الله عنه گفت 3346 03:33:08,202 --> 03:33:13,403 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از زمانی که اسلام آوردم من را مسدود نکرده است. 3347 03:33:13,403 --> 03:33:16,602 او مرا ندید اما خندید 3348 03:33:16,602 --> 03:33:19,483 و به عبارت دیگر در دو صحیح 3349 03:33:19,483 --> 03:33:21,561 گفت خدا از او راضی باشد 3350 03:33:21,561 --> 03:33:25,802 او هیچ وقت مرا ندید مگر با لبخندی بر لب 3351 03:33:25,802 --> 03:33:28,061 هشدار مهم 3352 03:33:28,061 --> 03:33:33,423 امام طهاوی در شرح مشكل الاثار به سند صحیح روایت كرده است. 3353 03:33:33,423 --> 03:33:37,483 عن جریر بن عبدالله رضی الله عنه گفت 3354 03:33:37,483 --> 03:33:43,692 چهل روز قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله اسلام آوردم 3355 03:33:43,692 --> 03:33:46,093 امام الطحاوی فرمودند 3356 03:33:46,093 --> 03:33:47,852 در این حدیث 3357 03:33:47,852 --> 03:33:50,971 اسلام آوردن جریر رضی الله عنه 3358 03:33:51,052 --> 03:33:58,811 اما چهل روز یا شب قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله بود 3359 03:33:58,811 --> 03:34:02,272 از نظر ما این حدیث مذموم است 3360 03:34:02,272 --> 03:34:04,593 حافظ در الفتح گفته است 3361 03:34:04,593 --> 03:34:08,112 من در مورد اسلام آوردن ایشان، رضی الله عنه، مخالفم 3362 03:34:08,112 --> 03:34:12,513 آنچه حقیقت دارد این است که در سال هیئت ها سال نه است 3363 03:34:12,513 --> 03:34:14,433 هر کی اینو گفت توهم بود 3364 03:34:14,433 --> 03:34:20,673 او چهل روز قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله اسلام آورد 3365 03:34:20,673 --> 03:34:22,833 آنچه در حدیث صحیح ثابت شده است 3366 03:34:22,833 --> 03:34:28,272 پیامبر صلی الله علیه و آله در حجة الوداع به او فرمود 3367 03:34:28,272 --> 03:34:30,352 مردم گوش دادند 3368 03:34:30,352 --> 03:34:36,891 این بیش از هشتاد روز قبل از رحلت ایشان رضی الله عنه بود 3369 03:34:36,891 --> 03:34:39,052 او در مصدومیت گفت 3370 03:34:39,052 --> 03:34:40,811 الواقدی تصریح می کند 3371 03:34:40,811 --> 03:34:47,292 در ماه رمضان سال دهم نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 3372 03:34:47,292 --> 03:34:49,532 و من دیدگاه دارم 3373 03:34:49,532 --> 03:34:52,653 زیرا شریک از شیبانی روایت کرده است 3374 03:34:52,653 --> 03:34:54,013 درباره محبوب 3375 03:34:54,013 --> 03:34:57,292 عن جریر رضی الله عنه گفت 3376 03:34:57,292 --> 03:35:01,372 رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما فرمود 3377 03:35:01,372 --> 03:35:04,493 برادر شما نجاشی فوت کرده است 3378 03:35:04,493 --> 03:35:06,333 پس برای او طلب آمرزش کنید 3379 03:35:06,333 --> 03:35:08,763 به روایت طبرانی 3380 03:35:08,763 --> 03:35:12,923 این بیانگر آن است که جریر رضی الله عنه اسلام آورده است 3381 03:35:12,923 --> 03:35:15,243 ده سال پیش بود 3382 03:35:15,323 --> 03:35:19,641 زیرا نجاشی رضی الله عنه قبل از آن فوت کرده است 3383 03:35:19,641 --> 03:35:30,391 معاذ بن جبل و ابوموسی اشعری را به یمن فرستاد. 3384 03:35:30,391 --> 03:35:33,993 رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 3385 03:35:33,993 --> 03:35:39,833 معاذ بن جبل و ابوموسی اشعری رضی الله عنه به یمن رفتند. 3386 03:35:39,833 --> 03:35:43,743 دستور داد تا به مردم قرآن بیاموزند 3387 03:35:43,743 --> 03:35:46,302 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 3388 03:35:46,302 --> 03:35:49,302 الحکیم در مستدرک خود با سند حسنه 3389 03:35:49,302 --> 03:35:53,302 از ابوموسی اشعری رضی الله عنه می فرماید 3390 03:35:53,302 --> 03:35:56,302 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3391 03:35:56,302 --> 03:36:00,302 معاذ و ابوموسی را به یمن فرستاد 3392 03:36:00,302 --> 03:36:04,433 دستور داد تا به مردم قرآن بیاموزند 3393 03:36:04,433 --> 03:36:07,433 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 3394 03:36:07,433 --> 03:36:11,433 از ابوموسی اشعری رضی الله عنه می فرماید 3395 03:36:11,433 --> 03:36:14,433 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 3396 03:36:14,433 --> 03:36:17,433 او و معاذ را به یمن فرستاد 3397 03:36:17,433 --> 03:36:20,433 فرمود: آسان و دشوار نیست 3398 03:36:20,433 --> 03:36:23,433 و بشارت ده و بیگانه مباش 3399 03:36:23,433 --> 03:36:26,433 موافق بودند و مخالفت نکردند 3400 03:36:26,433 --> 03:36:29,683 امام نووی فرمودند 3401 03:36:29,683 --> 03:36:32,683 در این حدیث دستور به تبلیغ آمده است 3402 03:36:32,683 --> 03:36:35,683 شکر خدا و اجر عظیمش 3403 03:36:35,683 --> 03:36:38,683 سخاوت و رحمت او فراوان است 3404 03:36:38,683 --> 03:36:41,683 و نهی از بیگانگی با ذکر ارعاب 3405 03:36:42,683 --> 03:36:45,683 این شامل ترکیبی از شخصی نزدیک به گرویدن وی به اسلام است 3406 03:36:45,683 --> 03:36:48,712 استرس را روی آنها بگذارید 3407 03:36:48,712 --> 03:36:51,712 همین امر در مورد پسرانی که به سن بلوغ نزدیک شده اند نیز صدق می کند 3408 03:36:51,712 --> 03:36:54,712 و هر که به علم برسد و هر که از گناه توبه کند 3409 03:36:54,712 --> 03:36:57,712 با همه آنها مهربانانه رفتار می کند 3410 03:36:57,712 --> 03:37:00,712 کم کم در اقسام طاعت قرار می گیرند 3411 03:37:00,712 --> 03:37:03,712 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 3412 03:37:03,712 --> 03:37:06,971 از ابن عباس رضی الله عنهم 3413 03:37:06,971 --> 03:37:09,971 گفت که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3414 03:37:09,971 --> 03:37:12,971 سوگند معاذ بن جبل رضی الله عنه 3415 03:37:12,971 --> 03:37:15,971 وقتی او را به یمن فرستاد 3416 03:37:15,971 --> 03:37:18,971 شما به عنوان اهل کتاب خواهید آمد 3417 03:37:18,971 --> 03:37:21,971 پس اگر به سراغ آنها بیایید 3418 03:37:21,971 --> 03:37:24,971 پس آنها را به شهادت دعوت کن 3419 03:37:24,971 --> 03:37:27,971 که معبودی جز خدا نیست 3420 03:37:27,971 --> 03:37:30,971 و اینکه محمد رسول خداست 3421 03:37:30,971 --> 03:37:33,971 در این کار از شما اطاعت کردند 3422 03:37:33,971 --> 03:37:36,971 پس به آنها گفت که خداوند آن را بر آنها تحمیل کرده است 3423 03:37:36,971 --> 03:37:39,971 پس به آنها گفت که خداوند آن را بر آنها تحمیل کرده است 3424 03:37:39,971 --> 03:37:42,971 پنج نماز در هر شبانه روز 3425 03:37:42,971 --> 03:37:45,971 در این کار از شما اطاعت کردند 3426 03:37:45,971 --> 03:37:48,971 پس به آنها گفت که خداوند آن را بر آنها تحمیل کرده است 3427 03:37:48,971 --> 03:37:51,971 دوستی که از ثروتمندترین افراد آنها گرفته شده است 3428 03:37:51,971 --> 03:37:55,102 پس شما به فقرای آنها پاسخ می دهید 3429 03:37:55,102 --> 03:37:58,102 در این کار از شما اطاعت کردند 3430 03:37:58,102 --> 03:38:01,102 مراقب ثروت سخاوتمندانه آنها باشید 3431 03:38:01,102 --> 03:38:04,102 از ندای مستضعفان بترسید 3432 03:38:05,102 --> 03:38:10,983 آخرین وداع با دنیا 3433 03:38:10,983 --> 03:38:13,983 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3434 03:38:13,983 --> 03:38:17,593 او با معاذ بن جبل بیرون رفت 3435 03:38:17,593 --> 03:38:20,593 خداوند از او برای وداعش راضی باشد 3436 03:38:20,593 --> 03:38:23,593 یک اطلاعیه وجود دارد که 3437 03:38:23,593 --> 03:38:26,593 با پیامبر صلی الله علیه و آله ملاقات نخواهد کرد 3438 03:38:26,593 --> 03:38:29,593 در جهان 3439 03:38:29,593 --> 03:38:32,811 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 3440 03:38:32,811 --> 03:38:35,811 با زنجیره انتقال معتبر 3441 03:38:35,811 --> 03:38:38,811 معاذ بن جبل رضی الله عنه گفت 3442 03:38:38,811 --> 03:38:41,843 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله او را مبعوث کرد 3443 03:38:41,843 --> 03:38:44,843 به یمن 3444 03:38:44,843 --> 03:38:47,843 رسول خدا صلی الله علیه و آله با او بیرون رفت 3445 03:38:47,843 --> 03:38:50,843 نصیحتش می کند و معاذ سوار است 3446 03:38:50,843 --> 03:38:53,843 و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3447 03:38:53,843 --> 03:38:56,872 زیر شترش راه می رود 3448 03:38:56,872 --> 03:38:59,872 وقتی حرفش تمام شد گفت: 3449 03:38:59,872 --> 03:39:02,872 ای معاذ تو نعمتی 3450 03:39:03,872 --> 03:39:06,872 شاید بتوانید از کنار این مسجد من عبور کنید 3451 03:39:06,872 --> 03:39:09,872 و قبر من 3452 03:39:09,872 --> 03:39:12,872 معاذ رضی الله عنه گریه کرد 3453 03:39:12,872 --> 03:39:15,872 حریص جدا شدن از پیامبر صلی الله علیه و آله 3454 03:39:15,872 --> 03:39:19,003 سپس چرخید 3455 03:39:19,003 --> 03:39:22,003 پس صورتش را به سمت شهر برگرداند 3456 03:39:22,003 --> 03:39:25,003 گفت: مردم به من سزاوارترند. 3457 03:39:25,003 --> 03:39:28,003 متقیان هر که هستند 3458 03:39:28,003 --> 03:39:31,292 و جایی که آنها بودند 3459 03:39:31,292 --> 03:39:34,292 سنگ 3460 03:39:34,292 --> 03:39:37,292 این حدیث حاوی اشاره است 3461 03:39:37,292 --> 03:39:40,292 و ظاهر و تکان دادن سر به آن 3462 03:39:40,292 --> 03:39:43,292 معاذ رضی الله عنه ملاقات نمی کند 3463 03:39:43,292 --> 03:39:46,292 سوگند به پیامبر صلی الله علیه و آله 3464 03:39:46,292 --> 03:39:49,292 و همینطور هم شد 3465 03:39:49,292 --> 03:39:52,323 او حتی در یمن اقامت داشت 3466 03:39:52,323 --> 03:39:55,323 بحث خداحافظی بود 3467 03:39:55,323 --> 03:39:58,323 سپس رحلت او رضی الله عنه واقع شد 3468 03:39:59,323 --> 03:40:04,632 بحث خداحافظی 3469 03:40:04,632 --> 03:40:09,192 امام بن قیم گفت 3470 03:40:09,192 --> 03:40:12,192 در اینکه او رضی الله عنه مناقشه ای ندارد 3471 03:40:12,192 --> 03:40:15,192 او پس از هجرت به مدینه، حج را انجام نداد 3472 03:40:15,192 --> 03:40:18,192 فقط یک استدلال 3473 03:40:18,192 --> 03:40:21,192 حجة الوداع است 3474 03:40:21,192 --> 03:40:24,352 بحثی نیست که سال دهم بود 3475 03:40:24,352 --> 03:40:27,352 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 3476 03:40:27,352 --> 03:40:30,352 از زید بن ارقم رضی الله عنه گفت 3477 03:40:30,352 --> 03:40:33,352 لثبی رضی الله عنه 3478 03:40:33,352 --> 03:40:36,352 او به نوزده جنگ حمله کرد 3479 03:40:36,352 --> 03:40:39,352 و بعد از هجرت حج کرد 3480 03:40:39,352 --> 03:40:42,352 یک حج که بعد از آن به حج نرفت 3481 03:40:42,352 --> 03:40:45,712 بحث خداحافظی 3482 03:40:45,712 --> 03:40:48,712 امام نووی فرمودند 3483 03:40:48,712 --> 03:40:51,712 یعنی بعد از هجرت حج نکرده است 3484 03:40:51,712 --> 03:40:54,712 مگر یک حج که حجة الوداع است 3485 03:40:54,712 --> 03:40:57,802 ده سال پس از هجرت 3486 03:40:58,802 --> 03:41:01,802 وی در مورد قتاده گفت: 3487 03:41:01,802 --> 03:41:04,802 انس پرسید که رسول خدا صلی الله علیه و آله چه مدت به حج پرداختند؟ 3488 03:41:04,802 --> 03:41:07,802 یک استدلال گفت 3489 03:41:07,802 --> 03:41:10,933 امام سندی فرمودند 3490 03:41:10,933 --> 03:41:13,933 فرمود: چند حج، یعنی بعد از هجرت؟ 3491 03:41:13,933 --> 03:41:16,962 گفتم حج وداع است 3492 03:41:16,962 --> 03:41:20,032 شیخ در حاشیه گفت 3493 03:41:20,032 --> 03:41:23,032 امام نووی در توضیح خود فرمودند 3494 03:41:23,032 --> 03:41:26,032 به نقل از صحیح مسلم 3495 03:41:26,032 --> 03:41:29,032 بدین ترتیب به بهانه خداحافظی 3496 03:41:29,032 --> 03:41:32,032 زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 3497 03:41:32,032 --> 03:41:35,032 مردم را در آن رها کنید 3498 03:41:35,032 --> 03:41:38,032 و امر دینشان را در چهره خود به آنان آموخت 3499 03:41:38,032 --> 03:41:41,032 او به آنها توصیه کرد که شریعت را در این باره برسانند 3500 03:41:41,032 --> 03:41:44,032 تقدیم به اونایی که دلشون تنگ شده 3501 03:41:44,032 --> 03:41:47,032 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3502 03:41:47,032 --> 03:41:52,433 اجازه دهید شاهدی که در میان شماست به فرد غایب اطلاع دهد 3503 03:41:52,433 --> 03:41:55,433 اطلاع رسانی به مردم از حج پیامبر صلی الله علیه و آله 3504 03:41:55,433 --> 03:41:59,132 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله تصمیم گرفت 3505 03:41:59,132 --> 03:42:02,132 در حج 3506 03:42:02,132 --> 03:42:05,132 به مردم اطلاع می دهم که او زائر است 3507 03:42:05,132 --> 03:42:08,132 پس آماده شدند تا با او بیرون بروند 3508 03:42:08,132 --> 03:42:11,132 او در این مورد از اطراف شهر شنید 3509 03:42:11,132 --> 03:42:14,132 آمدند می خواستند با رسول خدا صلی الله علیه و آله به حج بروند 3510 03:42:14,132 --> 03:42:17,132 در راه جان باخت 3511 03:42:17,132 --> 03:42:20,132 موجودات بی شمار 3512 03:42:20,132 --> 03:42:23,132 جلو و پشت سرش بودند 3513 03:42:23,132 --> 03:42:26,132 و در سمت راست و چپ او 3514 03:42:26,132 --> 03:42:29,233 دوربینی 3515 03:42:29,233 --> 03:42:32,233 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 3516 03:42:32,233 --> 03:42:35,233 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 3517 03:42:35,233 --> 03:42:38,233 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3518 03:42:38,233 --> 03:42:41,233 نه سال بدون حج ماند 3519 03:42:41,233 --> 03:42:44,233 سپس مردم را در ساعت ده به نماز خواند 3520 03:42:44,233 --> 03:42:47,233 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3521 03:42:47,233 --> 03:42:50,233 حج 3522 03:42:51,233 --> 03:42:54,233 همه در پی پیروی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند 3523 03:42:54,233 --> 03:42:57,233 و مانند او کار می کند 3524 03:42:57,233 --> 03:43:00,323 او گفت 3525 03:43:00,323 --> 03:43:03,323 بنابراین به چشمانم در دستانش نگاه کردم 3526 03:43:03,323 --> 03:43:06,323 هر که سوار باشد یا راه برود و در سمت راست او باشد، چنین است 3527 03:43:06,323 --> 03:43:09,323 و در سمت چپ او، مانند آن 3528 03:43:09,323 --> 03:43:12,323 و پشت سر او همینطور 3529 03:43:12,323 --> 03:43:15,423 و در روایت امام نسائی 3530 03:43:15,423 --> 03:43:18,423 در سنن کبری با سند معتبر 3531 03:43:18,423 --> 03:43:21,423 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 3532 03:43:21,423 --> 03:43:24,423 دیگر کسی نبود که بتواند 3533 03:43:24,423 --> 03:43:27,423 او باید سواره یا پیاده بیاید 3534 03:43:27,423 --> 03:43:32,692 به جز یک پا 3535 03:43:32,692 --> 03:43:35,692 رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 3536 03:43:35,692 --> 03:43:40,352 از شهر 3537 03:43:40,352 --> 03:43:43,352 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 3538 03:43:43,352 --> 03:43:46,352 از شهر پیامبر 3539 03:43:46,352 --> 03:43:49,352 حرکت به سوی مکه، خداوند آن را عزت دهد 3540 03:43:49,352 --> 03:43:52,352 برای پنج شب باقی مانده از ذی القعده 3541 03:43:52,352 --> 03:43:55,352 این بعد از نماز ظهر بود 3542 03:43:55,352 --> 03:43:58,352 در شهر چهار وجود دارد 3543 03:43:58,352 --> 03:44:01,352 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 3544 03:44:01,352 --> 03:44:04,352 قال عایشه رضی الله عنها 3545 03:44:04,352 --> 03:44:07,352 با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفتیم 3546 03:44:07,352 --> 03:44:10,352 برای پنج روز باقی مانده از ذی القعده 3547 03:44:10,352 --> 03:44:13,612 ما فقط حج می بینیم 3548 03:44:13,612 --> 03:44:16,612 ابن اسحاق سخنان عایشه رضی الله عنها را پذیرفت 3549 03:44:16,612 --> 03:44:19,612 در تاریخ خروجش صلوات الله علیه 3550 03:44:19,612 --> 03:44:22,612 از شهر 3551 03:44:22,612 --> 03:44:25,712 از آن تجاوز نکرد 3552 03:44:25,712 --> 03:44:28,712 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 3553 03:44:28,712 --> 03:44:31,712 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 3554 03:44:31,712 --> 03:44:34,712 پیامبر صلی الله علیه و آله به راه افتاد 3555 03:44:34,712 --> 03:44:37,712 بعد از پیاده شدن از شهر 3556 03:44:37,712 --> 03:44:40,712 پدرش را مسح کرد و جامه و ردای او را پوشید 3557 03:44:40,712 --> 03:44:43,712 او و دوستانش 3558 03:44:43,712 --> 03:44:46,712 با پوشیدن چیزی جز زعفران زیارت نکنید 3559 03:44:46,712 --> 03:44:49,712 که از پوست جلوگیری می کند 3560 03:44:49,712 --> 03:44:52,712 یعنی آن که رنگش روی بدن اثر می گذارد 3561 03:44:52,712 --> 03:44:55,772 آن را با رنگش رنگ می کند 3562 03:44:55,772 --> 03:44:58,772 پس در ذی الحلیفه شد 3563 03:44:58,772 --> 03:45:01,772 بر کوه خود سوار شد تا به البیضاء رسید 3564 03:45:01,772 --> 03:45:04,772 خانواده و دوستانش 3565 03:45:04,772 --> 03:45:07,772 و از بدن او تقلید کرد 3566 03:45:07,772 --> 03:45:12,913 این برای پنج روز باقی مانده از ذی القعده است 3567 03:45:12,913 --> 03:45:17,102 خدا رحمتش کند و درود فرستد 3568 03:45:17,102 --> 03:45:20,102 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 3569 03:45:20,102 --> 03:45:23,102 با همه همسرانش که خداوند از آنها راضی باشد 3570 03:45:23,102 --> 03:45:26,102 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 3571 03:45:26,102 --> 03:45:29,102 با زنجیره انتقال خوب 3572 03:45:29,102 --> 03:45:32,102 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 3573 03:45:32,102 --> 03:45:35,102 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3574 03:45:35,102 --> 03:45:38,102 در سال حجه الوداع به همسرانش گفت 3575 03:45:38,102 --> 03:45:41,132 سپس این ظاهر می شود 3576 03:45:41,132 --> 03:45:44,233 شیخ در حاشیه گفت 3577 03:45:44,233 --> 03:45:47,233 ابن الاثیر در پایان گفت 3578 03:45:47,233 --> 03:45:50,233 یعنی اگر دیگر خانه هایتان را ترک نکنید 3579 03:45:50,233 --> 03:45:53,233 به زمان محدودی نیاز دارد 3580 03:45:53,233 --> 03:45:56,233 جمع حصیر است 3581 03:45:56,233 --> 03:45:59,233 که در خانه ها پخش می شود 3582 03:45:59,233 --> 03:46:02,233 سندی در توضیح مسند گفت 3583 03:46:02,233 --> 03:46:05,233 شاید منظور از آن این باشد که خود را خوشبو کنند 3584 03:46:05,233 --> 03:46:08,233 با ترک حج حتی اگر ممکن نباشد 3585 03:46:09,233 --> 03:46:12,233 حج را حرام نخواهیم کرد 3586 03:46:12,233 --> 03:46:15,233 حج آنها پس از او ـ رضی الله عنه ـ ثابت شد 3587 03:46:15,233 --> 03:46:18,292 گفتم: به آنها اجازه حج بده. 3588 03:46:18,292 --> 03:46:21,292 عمر بن الخطاب رضی الله عنه 3589 03:46:21,292 --> 03:46:24,292 به هنگام جانشینی در آخرین حج 3590 03:46:24,292 --> 03:46:27,292 چنانکه در صحیح البخاری 3591 03:46:27,583 --> 03:46:30,583 گفت: پس همه باشند. 3592 03:46:30,583 --> 03:46:33,583 حج می کنند جز زینب بنت جحش 3593 03:46:33,583 --> 03:46:36,583 و سودة بنت زمه 3594 03:46:37,583 --> 03:46:40,583 به خدا ما را هیچ حیوانی تکان نمی دهد 3595 03:46:40,583 --> 03:46:43,583 پس از آن که از پیامبر شنیدیم 3596 03:46:43,583 --> 03:46:48,792 خدا رحمتش کند و درود فرستد 3597 03:46:57,433 --> 03:47:00,433 رسول خدا صلی الله علیه و آله راه افتاد 3598 03:47:00,433 --> 03:47:03,433 به میقات ذوالحلیفه 3599 03:47:03,433 --> 03:47:06,433 رفتن به مسیر درخت 3600 03:47:06,433 --> 03:47:09,433 قبل از نماز عصر 3601 03:47:09,433 --> 03:47:12,433 دو رکعت نماز خواند 3602 03:47:12,433 --> 03:47:15,433 سپس آنجا ماند تا شد 3603 03:47:15,433 --> 03:47:18,433 نماز مغرب و عشا را با آن خواند 3604 03:47:18,433 --> 03:47:21,433 و صبح و ظهر 3605 03:47:21,433 --> 03:47:24,522 پنج نماز در ذی الحلیفه خواند 3606 03:47:24,522 --> 03:47:27,522 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 3607 03:47:27,522 --> 03:47:30,522 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 3608 03:47:30,522 --> 03:47:33,522 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3609 03:47:34,522 --> 03:47:37,683 از جاده عروسی وارد می شود 3610 03:47:37,683 --> 03:47:40,683 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 3611 03:47:40,683 --> 03:47:43,683 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 3612 03:47:43,683 --> 03:47:46,683 رسول خدا صلی الله علیه و آله دعا کرد 3613 03:47:46,683 --> 03:47:49,683 ساعت چهار ظهر با او در شهر بودیم 3614 03:47:49,683 --> 03:47:52,683 نماز عصر در ذی الحلیفه دو رکعت است 3615 03:47:52,683 --> 03:47:55,683 سپس شب را تا صبح در آنجا گذراند 3616 03:47:55,683 --> 03:47:58,913 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 3617 03:47:58,913 --> 03:48:01,913 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 3618 03:48:02,913 --> 03:48:05,913 رسول خدا صلی الله علیه و آله دعا کرد 3619 03:48:05,913 --> 03:48:08,913 پشت در ذو الحلفه است 3620 03:48:08,913 --> 03:48:12,192 رسول خدا صلی الله علیه و آله طواف کرد 3621 03:48:12,192 --> 03:48:15,192 آن شب در نه همسرش 3622 03:48:15,192 --> 03:48:18,192 خداوند از ایشان راضی باشد 3623 03:48:18,192 --> 03:48:21,192 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 3624 03:48:21,192 --> 03:48:24,192 قال عایشه رضی الله عنها 3625 03:48:24,192 --> 03:48:27,192 بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم صلوات فرستادم 3626 03:48:27,192 --> 03:48:30,192 سپس دور همسرانش رفت 3627 03:48:30,192 --> 03:48:32,192 بعد حرام شد 3628 03:48:32,192 --> 03:48:39,323 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در آن شب از جانب پروردگارش آمد. 3629 03:48:39,323 --> 03:48:43,323 در آن مکان که وادی العقیقه است 3630 03:48:43,323 --> 03:48:48,323 به فرمان پروردگارش سبحان او را امر می کند که در حجتش این را بگوید 3631 03:48:48,323 --> 03:48:51,323 عمره در حج 3632 03:48:51,323 --> 03:48:54,483 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 3633 03:48:54,483 --> 03:48:57,483 عن عمر رضی الله عنه گفت 3634 03:48:57,483 --> 03:49:02,483 از پیامبر صلی الله علیه و آله در وادی العقیق شنیدم که می فرمود 3635 03:49:02,483 --> 03:49:06,483 او امشب از جانب پروردگارم آمد و گفت 3636 03:49:06,483 --> 03:49:09,483 در این وادی مبارک دعا کنید 3637 03:49:09,483 --> 03:49:13,483 و در حج عمره بگو 3638 03:49:13,483 --> 03:49:15,712 حافظ بن کثیر گفت 3639 03:49:15,712 --> 03:49:21,712 گویا رضی الله عنه امر به نماز در وادی العقیق کرده است. 3640 03:49:21,712 --> 03:49:26,712 دستور داده شد تا نماز ظهر در آنجا بماند 3641 03:49:26,712 --> 03:49:29,712 چون موضوع شب به او رسید 3642 03:49:29,712 --> 03:49:32,712 بعد از نماز صبح به آنها گفت 3643 03:49:32,712 --> 03:49:35,712 فقط نماز ظهر مانده بود 3644 03:49:35,712 --> 03:49:38,712 پس دستور داد در آنجا نماز بخواند 3645 03:49:38,712 --> 03:49:41,712 و بعد از آن احرام کند 3646 03:49:41,712 --> 03:49:48,923 پیامبر صلی الله علیه و آله غسل کرد تا احرام کند 3647 03:49:48,923 --> 03:49:53,952 زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست احرام کند 3648 03:49:53,952 --> 03:49:56,952 برای احرام گرفتن غسل دوم کرد 3649 03:49:56,952 --> 03:49:59,952 غیر از شستن اولین آمیزش 3650 03:49:59,952 --> 03:50:03,952 سپس عایشه رضی الله عنها با دست خود او را خوشبو کرد 3651 03:50:03,952 --> 03:50:06,952 با دانه و عطر حاوی مشک 3652 03:50:06,952 --> 03:50:10,952 در بدن و سر او که درود خدا بر او باد 3653 03:50:10,952 --> 03:50:16,952 تا اینکه پرتوهای عطر در مفصل سرش رضی الله عنه دیده شد. 3654 03:50:16,952 --> 03:50:22,042 امام ترمذی در مجموعه خود با سند حسنه روایت کرده است 3655 03:50:22,042 --> 03:50:25,042 از زید بن ثابت رضی الله عنه گفت 3656 03:50:25,042 --> 03:50:31,042 پیامبر صلی الله علیه و آله را دید که به هلال ماه برهنه شده و غسل می کند. 3657 03:50:31,042 --> 03:50:34,042 امام ترمذی در مسجد خود فرمود 3658 03:50:34,042 --> 03:50:39,042 برخی از علما به غسل در احرام توصیه کرده اند 3659 03:50:39,042 --> 03:50:41,042 این قول شافعی است 3660 03:50:41,042 --> 03:50:44,143 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 3661 03:50:44,143 --> 03:50:47,143 قال عایشه رضی الله عنها 3662 03:50:47,143 --> 03:50:51,143 رسول خدا صلی الله علیه و آله را با دستم معطر کردم 3663 03:50:51,143 --> 03:50:54,143 پیش درآمدی برای حجه الوداع 3664 03:50:54,143 --> 03:50:56,143 برای حلال و احرام 3665 03:50:56,143 --> 03:51:01,143 Dhirra نوعی عطر است که به صورت مخلوط جمع آوری می شود 3666 03:51:01,143 --> 03:51:04,362 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 3667 03:51:04,362 --> 03:51:07,362 قال عایشه رضی الله عنها 3668 03:51:07,362 --> 03:51:15,712 گویی به نهر عطری در محل اتصال رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حال احرام نگاه می کنم. 3669 03:51:15,712 --> 03:51:21,712 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله موهای سرش را مات کرد تا ژولیده نشود. 3670 03:51:21,712 --> 03:51:24,712 سپس جامه و عبا را از تن در آورد 3671 03:51:24,712 --> 03:51:26,712 سپس برای هدیه اش صدا کرد 3672 03:51:26,712 --> 03:51:29,712 شصت و سه از بدن او 3673 03:51:29,712 --> 03:51:31,712 پس آن را حس کرد و از آن تقلید کرد 3674 03:51:31,712 --> 03:51:36,712 و ناجیه بن جند بن الاسلامیه رضی الله عنه او را منصوب کرد 3675 03:51:36,712 --> 03:51:39,712 سپس نماز ظهر را در مسجد ذی الحلیفه بخواند 3676 03:51:39,712 --> 03:51:42,712 این قبل از احرام است 3677 03:51:42,712 --> 03:51:45,942 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 3678 03:51:45,942 --> 03:51:48,942 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 3679 03:51:48,942 --> 03:51:54,942 شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سلام می کرد 3680 03:51:54,942 --> 03:51:56,942 شیخ در حاشیه گفت 3681 03:51:56,942 --> 03:51:58,942 و نمد مو 3682 03:51:58,942 --> 03:52:02,942 هنگام احرام، مقداری آدامس در آن بگذارند 3683 03:52:02,942 --> 03:52:04,942 چون ژولیده و شپش نمی شود 3684 03:52:04,942 --> 03:52:06,942 موها را نگه دارید 3685 03:52:06,942 --> 03:52:12,192 بلكه بر كسى كه مدت زيادى در احرام بماند لازم است 3686 03:52:12,192 --> 03:52:18,263 امام مسلم در صحیح خود از ابن عمر رضی الله عنه روایت کرده که فرمود: 3687 03:52:18,263 --> 03:52:21,263 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 3688 03:52:21,263 --> 03:52:24,263 در ذی الحلیفه دو رکعت زانو می زند 3689 03:52:24,263 --> 03:52:27,263 سپس چون شتر نزد او آرام گرفت، بی حرکت می ایستد 3690 03:52:27,263 --> 03:52:29,263 در مسجد الحلیفه 3691 03:52:29,263 --> 03:52:31,263 مردم با این حرف ها 3692 03:52:31,263 --> 03:52:33,263 یعنی ملاقات 3693 03:52:33,263 --> 03:52:36,352 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 3694 03:52:36,352 --> 03:52:38,352 تلفظ برای مسلمان است 3695 03:52:38,352 --> 03:52:41,352 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 3696 03:52:41,352 --> 03:52:44,352 رسول خدا صلی الله علیه و آله دعا کرد 3697 03:52:44,352 --> 03:52:46,352 پشت در ذو الحلفه است 3698 03:52:46,352 --> 03:52:48,352 سپس شتر خود را صدا زد 3699 03:52:48,352 --> 03:52:51,352 بنابراین من آن را در کنار قوز سمت راست او احساس کردم 3700 03:52:51,352 --> 03:52:53,352 و خون جاری شد 3701 03:52:53,352 --> 03:52:55,352 نیلین از آن تقلید کرد 3702 03:52:55,352 --> 03:52:57,352 سپس بر کوه خود سوار شد 3703 03:52:57,352 --> 03:53:00,352 هنگامی که آن را در البیضاء مستقر کردم 3704 03:53:00,352 --> 03:53:02,352 اهل حج 3705 03:53:02,352 --> 03:53:04,423 حافظ بن کثیر گفت 3706 03:53:04,423 --> 03:53:08,423 این نشان می دهد که او رضی الله عنه 3707 03:53:08,423 --> 03:53:11,423 از این تذکر و تقلید سوء استفاده کنید 3708 03:53:11,423 --> 03:53:14,423 با دست سخاوتمندش در این بدن 3709 03:53:14,423 --> 03:53:19,423 شخص دیگری به بقیه راهنمایی ها توجه کرد و از آن تقلید کرد 3710 03:53:19,423 --> 03:53:22,423 زیرا هدایت بزرگی بوده است 3711 03:53:22,423 --> 03:53:26,423 یا صد شتر یا اندکی کمتر 3712 03:53:26,423 --> 03:53:29,712 سپس اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3713 03:53:29,712 --> 03:53:32,712 حج و عمره در نماز 3714 03:53:32,712 --> 03:53:34,712 و یک جفت بین آنها 3715 03:53:34,712 --> 03:53:37,712 سپس بیرون رفت و بر شتر خود سوار شد 3716 03:53:37,712 --> 03:53:39,712 پس مردم هم 3717 03:53:39,712 --> 03:53:43,712 آنگاه سزاوار آن چیزی بود که به البیضاء بردم 3718 03:53:43,712 --> 03:53:46,993 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 3719 03:53:46,993 --> 03:53:50,993 عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه گفت 3720 03:53:50,993 --> 03:53:53,993 پیامبر صلی الله علیه و آله را شنیدم 3721 03:53:53,993 --> 03:53:55,993 بواد العقیق گوید 3722 03:53:55,993 --> 03:53:58,993 او امشب از جانب پروردگارم نزد من آمد 3723 03:53:58,993 --> 03:54:00,993 و او گفت 3724 03:54:00,993 --> 03:54:02,993 در این وادی مبارک دعا کنید 3725 03:54:02,993 --> 03:54:05,993 و در حج عمره بگو 3726 03:54:05,993 --> 03:54:09,221 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 3727 03:54:09,221 --> 03:54:12,221 عن انصار رضی الله عنه گفت 3728 03:54:12,221 --> 03:54:16,221 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم 3729 03:54:16,221 --> 03:54:18,221 به همه آنها خوش آمدید 3730 03:54:18,221 --> 03:54:21,221 اینم عمره و حج 3731 03:54:21,221 --> 03:54:24,221 اینم عمره و حج 3732 03:54:24,221 --> 03:54:26,471 حافظ بن کثیر گفت 3733 03:54:26,471 --> 03:54:30,471 این همان چیزی است که در لفظ و معنای خود نقل کرده است 3734 03:54:30,471 --> 03:54:34,471 رحمت الله علیه 16 صحابی 3735 03:54:34,471 --> 03:54:38,471 از جمله بنده او انس بن ملکر رضی الله عنه است 3736 03:54:38,471 --> 03:54:41,471 از او رضی الله عنه روایت شده است 3737 03:54:41,471 --> 03:54:43,471 16 دنبال کننده 3738 03:54:43,471 --> 03:54:46,471 واضح است و قابل تفسیر نیست 3739 03:54:46,471 --> 03:54:49,471 مگر اینکه دور باشد 3740 03:54:49,471 --> 03:54:51,471 غیر از آن، آنچه از آن آمده است 3741 03:54:51,471 --> 03:54:54,471 گفتگوهای مهم برای لذت بردن 3742 03:54:54,471 --> 03:54:56,471 یا چیزی که نشان دهنده فردیت است 3743 03:54:56,471 --> 03:55:00,471 جای دیگری هم هست که در آن ذکر شده است 3744 03:55:00,471 --> 03:55:02,733 امام ابن قیم آن را پسندید 3745 03:55:02,733 --> 03:55:04,733 بودن رضی الله عنه 3746 03:55:04,733 --> 03:55:06,733 حاجی مقایسه کردیم 3747 03:55:06,733 --> 03:55:07,733 و او گفت 3748 03:55:07,733 --> 03:55:10,733 بلکه گفتیم که ایشان رضی الله عنه 3749 03:55:10,733 --> 03:55:12,733 قارنا را نهی می کنم 3750 03:55:12,733 --> 03:55:17,733 22 حدیث صریح و صحیح در این زمینه 3751 03:55:17,733 --> 03:55:21,833 ابن ماجه در سنن خود با سند صحیح نقل کرده است 3752 03:55:21,833 --> 03:55:24,833 از انس بن ملکر رضی الله عنه 3753 03:55:24,833 --> 03:55:25,833 او گفت 3754 03:55:25,833 --> 03:55:30,833 من بر سر قبر شتر رسول خدا صلی الله علیه و آله هستم 3755 03:55:30,833 --> 03:55:31,833 در درخت 3756 03:55:31,833 --> 03:55:34,833 وقتی مستقر شد، آنجا ایستاده بود 3757 03:55:34,833 --> 03:55:35,833 او گفت 3758 03:55:35,833 --> 03:55:38,833 اینجا عمره و حج را با هم می روید 3759 03:55:38,833 --> 03:55:41,833 این در حجة الوداع بود 3760 03:55:41,833 --> 03:55:45,052 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 3761 03:55:45,052 --> 03:55:48,052 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 3762 03:55:48,052 --> 03:55:51,052 اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 3763 03:55:51,052 --> 03:55:55,052 وقتی شترش آرام گرفت، ایستاد 3764 03:55:55,052 --> 03:55:57,243 از ابوداود و حکیم روایت شده است 3765 03:55:57,243 --> 03:56:00,243 با زنجیره انتقال خوب انشاءالله 3766 03:56:00,243 --> 03:56:03,243 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 3767 03:56:03,243 --> 03:56:05,243 و به خدا سوگند 3768 03:56:05,243 --> 03:56:07,243 در نمازخانه واجب بود 3769 03:56:07,243 --> 03:56:10,243 و اهل بیتش هنگامی که شترش با او سوار شد 3770 03:56:10,243 --> 03:56:14,243 و اهل هین به افتخار البیضاء هستند 3771 03:56:14,243 --> 03:56:18,343 رسول خدا صلی الله علیه و آله مزاحم نشد 3772 03:56:18,343 --> 03:56:20,343 در احرام و حیوانش 3773 03:56:20,343 --> 03:56:23,343 اما او نسبت به آن متواضع بود 3774 03:56:23,343 --> 03:56:26,343 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 3775 03:56:26,343 --> 03:56:29,343 از ثمامه بن عبدالله می‌گوید: 3776 03:56:29,343 --> 03:56:33,343 انس بن ملکر رضی الله عنه در سفری حج کرد 3777 03:56:33,343 --> 03:56:36,343 کمیاب نبود 3778 03:56:36,343 --> 03:56:40,343 اتفاق افتاد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3779 03:56:40,343 --> 03:56:44,433 در سفری حج کرد و او در سفر بود 3780 03:56:44,433 --> 03:56:46,433 شیخ در حاشیه گفت 3781 03:56:46,433 --> 03:56:48,433 حافظ در الفتح گفته است 3782 03:56:48,433 --> 03:56:53,433 شتری که غذا و اموال را حمل می کند 3783 03:56:53,433 --> 03:56:56,433 از زمال که حاملگی است 3784 03:56:56,433 --> 03:57:00,433 مقصود این است که همراه زن نبود 3785 03:57:00,433 --> 03:57:02,433 غذا و وسایل او را حمل کنید 3786 03:57:02,433 --> 03:57:06,433 بلکه با او بر روی کوه حمل می شد 3787 03:57:06,433 --> 03:57:09,433 او مرحوم و مرحوم بود 3788 03:57:09,433 --> 03:57:18,311 ملاقات با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش 3789 03:57:18,311 --> 03:57:22,602 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ داد 3790 03:57:22,602 --> 03:57:25,602 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 3791 03:57:25,602 --> 03:57:28,602 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 3792 03:57:28,602 --> 03:57:33,602 شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به یکدیگر سلام می کردند 3793 03:57:34,602 --> 03:57:38,602 میگه خدایا برات آرزوی سلامتی دارم. 3794 03:57:38,602 --> 03:57:41,602 شما شریک ندارید، شریک ندارید 3795 03:57:41,602 --> 03:57:44,602 حمد و برکت از آن تو و ملکوت است 3796 03:57:44,602 --> 03:57:46,602 شریکی نداری 3797 03:57:46,602 --> 03:57:49,602 بیشتر از این حرف ها نیست 3798 03:57:49,602 --> 03:57:52,733 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 3799 03:57:52,733 --> 03:57:55,733 و ابن ماجه در سنن خود با سند صحیح 3800 03:57:55,733 --> 03:57:59,733 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 3801 03:57:59,733 --> 03:58:02,733 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3802 03:58:02,733 --> 03:58:04,733 در تلبیه خود گفت 3803 03:58:04,733 --> 03:58:07,733 خدای حق به فرمان توست 3804 03:58:07,733 --> 03:58:11,952 مردم با رسول خدا صلی الله علیه و آله هستند 3805 03:58:11,952 --> 03:58:14,952 آنها در تحقق افزایش و کاهش می یابد 3806 03:58:14,952 --> 03:58:18,952 او رضی الله عنه آن را تایید می کند 3807 03:58:18,952 --> 03:58:24,052 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است 3808 03:58:24,052 --> 03:58:28,052 عن جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 3809 03:58:28,052 --> 03:58:32,052 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 3810 03:58:32,052 --> 03:58:36,052 حتی زمانی که شتر او با او در بیابان ساکن شد 3811 03:58:36,052 --> 03:58:38,052 اهل توحید 3812 03:58:38,052 --> 03:58:40,052 خدا خیرت بده 3813 03:58:40,052 --> 03:58:43,052 شما شریک ندارید، شریک ندارید 3814 03:58:43,052 --> 03:58:47,052 حمد و برکت از آن تو و ملکوت است 3815 03:58:47,052 --> 03:58:49,052 شریکی نداری 3816 03:58:49,052 --> 03:58:51,052 و دل مردم 3817 03:58:51,052 --> 03:58:54,052 و مردم این مسیرها را افزایش می دهند 3818 03:58:54,052 --> 03:58:56,052 و کلمات مشابه 3819 03:58:56,052 --> 03:58:59,052 و پیامبر صلی الله علیه و آله گوش می دهد 3820 03:58:59,052 --> 03:59:02,183 به آنها چیزی نگفت 3821 03:59:02,183 --> 03:59:07,183 جبرئیل علیه السلام نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 3822 03:59:07,183 --> 03:59:11,183 به او دستور داد که به یارانش رضی الله عنه فرمان دهد 3823 03:59:11,183 --> 03:59:14,272 با بالا بردن صدایشان در پاسخ 3824 03:59:14,272 --> 03:59:19,272 امام احمد در مسند و ترمذی خود به سند صحیح نقل کرده است. 3825 03:59:19,272 --> 03:59:23,272 از خلد بن الصائب از پدرش فرمود: 3826 03:59:23,272 --> 03:59:26,272 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3827 03:59:26,272 --> 03:59:28,272 جبرئیل نزد من آمد 3828 03:59:28,272 --> 03:59:34,272 پس به من دستور داد که به یارانم دستور بدهم که در سلام و تلبیه صدای خود را بلند کنند. 3829 03:59:34,272 --> 03:59:41,532 آن را امام ترمذی در جامع خود و ابن ماجه در سنن خود با سند حسنه در قرائن نقل کرده اند. 3830 03:59:41,532 --> 03:59:45,532 از ابوبکر صدیق رضی الله عنه می فرماید 3831 03:59:45,532 --> 03:59:49,532 از پیامبر صلی الله علیه و آله سؤال شد 3832 03:59:49,532 --> 03:59:51,532 کدام کسب و کار بهتر است؟ 3833 03:59:51,532 --> 03:59:55,532 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3834 03:59:55,532 --> 03:59:57,532 آجو و تاج 3835 03:59:57,532 --> 03:59:59,593 و درد 3836 04:00:00,013 --> 04:00:06,692 بلند كردن صدا هنگام تلبيه و استفراغ و جريان خون حيوانات قرباني و قرباني. 3837 04:00:06,692 --> 04:00:17,352 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به یاران خود دستور داد که حج را لغو کنند و عمره را به جا آورند. 3838 04:00:17,352 --> 04:00:23,833 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به صراف رسید در آنجا ماند 3839 04:00:23,833 --> 04:00:29,753 اصحاب او رضی الله عنه در احرام بستن در میان سه مناسک بهترین بودند. 3840 04:00:29,952 --> 04:00:35,272 سپس وقتی به مکه نزدیک شدند، به آنها دستور داد که حج را لغو کنند و به عمره برگردند. 3841 04:00:35,272 --> 04:00:38,073 برای کسانی که قربانی همراه خود ندارند 3842 04:00:38,073 --> 04:00:44,391 آن دو شیخ در صحیحین خود از عایشه رضی الله عنها روایت کرده اند که فرمود: 3843 04:00:44,391 --> 04:00:49,391 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در ماه های حج بیرون رفتیم. 3844 04:00:49,391 --> 04:00:52,833 شب های حج و حرم حج 3845 04:00:52,833 --> 04:00:54,712 پس به سمت صراف رفتیم 3846 04:00:54,712 --> 04:00:57,833 پس نزد اصحاب بیرون رفت و گفت 3847 04:00:57,872 --> 04:01:00,471 هر کس از شما قربانی همراه خود نداشته باشد 3848 04:01:00,471 --> 04:01:04,471 دوست دارد آن را عمره کند، پس بگذار 3849 04:01:04,471 --> 04:01:07,971 و هر كه قربانى همراه خود داشته باشد، نه 3850 04:01:07,971 --> 04:01:12,933 گفت: آن که آن را بگیرد و رها کند از اصحاب اوست. 3851 04:01:12,933 --> 04:01:17,811 و اما رسول خدا صلی الله علیه و آله و برخی از یارانش 3852 04:01:17,811 --> 04:01:19,891 پس او را کشتند 3853 04:01:19,891 --> 04:01:21,891 آنها یک حیوان قربانی همراه خود داشتند 3854 04:01:21,891 --> 04:01:24,513 نتوانستند عمره را بجا آورند 3855 04:01:24,552 --> 04:01:30,552 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست و به سوی دیطوی فرود آمد. 3856 04:01:30,552 --> 04:01:33,032 او شب یکشنبه را در آنجا گذراند 3857 04:01:33,032 --> 04:01:36,233 برای چهار شب ذی الحجه 3858 04:01:36,233 --> 04:01:38,272 نماز صبح را خواند 3859 04:01:38,272 --> 04:01:42,073 سپس خود را غسل داد و به مکه برخاست 3860 04:01:42,073 --> 04:01:44,952 پس در روز از بالا وارد آن شد 3861 04:01:44,952 --> 04:01:48,952 از چین بالایی که مشرف به معابد است 3862 04:01:48,952 --> 04:01:54,513 سپس راه افتاد تا وارد مسجدالحرام شد و این قربانی بود 3863 04:01:54,552 --> 04:01:57,153 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 3864 04:01:57,153 --> 04:02:00,593 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 3865 04:02:00,593 --> 04:02:05,872 پیامبر صلی الله علیه و آله شب را تا صبح در ذیطاوی سپری کرد 3866 04:02:05,872 --> 04:02:08,263 سپس وارد مکه شد 3867 04:02:08,263 --> 04:02:12,583 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند و قول مسلم است 3868 04:02:12,583 --> 04:02:16,221 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 3869 04:02:16,221 --> 04:02:21,382 رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز صبح را در دیطویی به جا آورد 3870 04:02:21,382 --> 04:02:24,302 چهار روز پیش در ذی الحجه ارائه شد 3871 04:02:25,333 --> 04:02:28,733 آن دو شيخ در صحيح خود و امام احمد روايت كرده اند 3872 04:02:29,292 --> 04:02:30,493 تلفظ برای احمد است 3873 04:02:31,132 --> 04:02:32,493 از نافع فرمود: 3874 04:02:33,212 --> 04:02:37,212 هرگاه ابن عمر رضی الله عنه وارد قسمت پایین حرم می شد 3875 04:02:37,852 --> 04:02:39,292 تلبیه را نگه دارید 3876 04:02:39,891 --> 04:02:41,891 اگر به ذی طوی ختم شود 3877 04:02:42,372 --> 04:02:44,173 با آن بمان تا تبدیل شود 3878 04:02:44,891 --> 04:02:47,372 سپس نماز صبح را می خواند و غسل می کند 3879 04:02:48,093 --> 04:02:52,653 اتفاق می افتد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چنین می کرد 3880 04:02:53,333 --> 04:02:55,333 سپس در سحر وارد مکه می شود 3881 04:03:07,493 --> 04:03:09,493 جابر رضی الله عنه گفت 3882 04:03:10,212 --> 04:03:12,212 حتی اگر با او به خانه بیاییم 3883 04:03:12,891 --> 04:03:13,891 گوشه را دریافت کنید 3884 04:03:14,612 --> 04:03:17,093 سه بار ترمز کرد و چهار بار راه رفت 3885 04:03:17,852 --> 04:03:21,052 سپس به حرم حضرت ابراهیم علیه السلام رفت 3886 04:03:21,852 --> 04:03:25,933 پس تلاوت كردند و جاي ابراهيم را به عنوان محل نماز گرفتند 3887 04:03:26,733 --> 04:03:29,212 پس بین خود و خانه را قرار داد 3888 04:03:30,052 --> 04:03:30,852 جعفر گفت 3889 04:03:31,573 --> 04:03:33,013 پدرم می گفت 3890 04:03:33,493 --> 04:03:37,933 من او را نمی شناسم که آن را ذکر کند مگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله 3891 04:03:38,772 --> 04:03:40,413 دو رکعت می خواند 3892 04:03:41,052 --> 04:03:42,452 بگو: خدا یکی است 3893 04:03:43,052 --> 04:03:45,093 و بگو اى كافران! 3894 04:03:45,933 --> 04:03:48,173 سپس به گوشه برگشت و آن را دریافت کرد 3895 04:03:48,811 --> 04:03:51,052 سپس با آرامش از در بیرون رفت 3896 04:03:51,692 --> 04:03:53,772 وقتی به الصفا نزدیک شد، تلاوت کرد 3897 04:03:54,493 --> 04:03:58,333 آرامش و مروه از نمادهای خداوند است 3898 04:03:59,153 --> 04:04:00,073 سپس گفت 3899 04:04:00,632 --> 04:04:02,673 من با چیزی شروع می کنم که خدا با آن شروع کرد 3900 04:04:03,352 --> 04:04:04,552 پس با آرامش شروع کرد 3901 04:04:05,153 --> 04:04:07,433 راه افتاد تا خانه را دید 3902 04:04:08,073 --> 04:04:09,352 پس رو به قبله شد 3903 04:04:09,993 --> 04:04:12,673 پس خداوند متحد شد و او را تسبیح فرمود و فرمود 3904 04:04:13,391 --> 04:04:17,073 هیچ معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست 3905 04:04:17,792 --> 04:04:19,552 پادشاهی از آن اوست و ستایش از آن اوست 3906 04:04:20,192 --> 04:04:22,792 او بر همه چیز قدرتمند است 3907 04:04:23,552 --> 04:04:25,753 هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست 3908 04:04:26,352 --> 04:04:27,471 او به وعده خود عمل کرد 3909 04:04:28,032 --> 04:04:29,153 و نصر عبده 3910 04:04:29,712 --> 04:04:31,753 او به تنهایی احزاب را شکست داد 3911 04:04:32,583 --> 04:04:34,141 سپس بین آن نماز خواند 3912 04:04:34,782 --> 04:04:37,022 سه بار اینطور گفت 3913 04:04:37,823 --> 04:04:39,263 سپس به سوی مروه فرود آمد 3914 04:04:39,823 --> 04:04:43,743 حتی وقتی پاهایش در اعماق دره کاشته می شد، می دوید 3915 04:04:44,382 --> 04:04:46,823 حتی وقتی بلند می شدند، راه می رفت 3916 04:04:47,263 --> 04:04:48,702 تا اینکه راوی آمد 3917 04:04:49,343 --> 04:04:52,503 او همان کاری را که با الصفا کرد، با مروه کرد 3918 04:04:53,462 --> 04:04:55,702 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 3919 04:04:56,183 --> 04:04:59,022 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 3920 04:04:59,702 --> 04:05:04,183 رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگام ورود به مکه طواف کرد. 3921 04:05:04,862 --> 04:05:06,862 پس اول گوشه را بگیرید 3922 04:05:07,503 --> 04:05:10,302 سپس از هفت طواف سه طواف کرد 3923 04:05:10,862 --> 04:05:12,743 چهار طواف راه رفت 3924 04:05:13,622 --> 04:05:18,382 سپس چون طواف کعبه را تمام کرد، دو رکعت در مقام رکوع کرد. 3925 04:05:19,061 --> 04:05:20,583 بعد سلام کرد و رفت 3926 04:05:21,423 --> 04:05:25,702 سپس به صفا آمد و هفت مرتبه صفا و مروه را دور زد. 3927 04:05:26,882 --> 04:05:29,122 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 3928 04:05:29,683 --> 04:05:32,483 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 3929 04:05:33,243 --> 04:05:39,802 من پیامبر صلی الله علیه و آله را ندیدم که از خانه چیزی جز دو رکن یمانی دریافت کند. 3930 04:05:40,692 --> 04:05:44,692 امام احمد در مسند و ابوداود در سنن آن را روایت کرده اند 3931 04:05:45,173 --> 04:05:47,971 جمله بندی توسط احمد با زنجیره انتقال خوب است 3932 04:05:48,692 --> 04:05:52,212 از عبدالله بن الصائب رضی الله عنه می فرماید 3933 04:05:52,933 --> 04:05:59,052 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که بین گوشه یمانی و گوشه سیاه می فرمود. 3934 04:05:59,852 --> 04:06:07,493 پروردگارا ما را در دنیا خیر و در آخرت خیر عطا کن و ما را از عذاب آتش حفظ کن 3935 04:06:11,333 --> 04:06:16,653 پیامبر صلی الله علیه و آله به یاران خود دستور داد تا احرام کنند 3936 04:06:18,503 --> 04:06:23,503 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سفر خود را در مروه به پایان رساند. 3937 04:06:24,221 --> 04:06:28,542 دستور داد هر کس هدیه ای ندارد، به ناچار و ناگزیر آزاد شود 3938 04:06:29,141 --> 04:06:31,102 مقایسه ای یا مفرد 3939 04:06:31,862 --> 04:06:37,782 به آنها دستور داد که همه امور از جمله آمیزش با زنان و عطر و سوزن دوزان را حلال کنند. 3940 04:06:38,423 --> 04:06:41,302 و تا روز ترویه همینطور بمانند 3941 04:06:42,022 --> 04:06:44,343 جایز نبود که به او هدیه بدهد 3942 04:06:45,153 --> 04:06:49,872 امام مسلم در صحیح خود و امام احمد در مسند خود آن را نقل کرده اند 3943 04:06:50,632 --> 04:06:54,233 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 3944 04:06:54,993 --> 04:06:58,433 حتی اگر آخرین طواف او در مروه باشد 3945 04:06:59,153 --> 04:07:02,153 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3946 04:07:02,872 --> 04:07:05,753 اگر از امورم دريافت مي كردم، بر نمي گشتم 3947 04:07:06,112 --> 04:07:09,153 من قربانی را سیراب نکردم و آن را مادام العمر کردم 3948 04:07:10,083 --> 04:07:13,561 هر کس از شما قربانی ندارد، حلال شود 3949 04:07:13,923 --> 04:07:15,442 و بگذار زندگی او باشد 3950 04:07:16,403 --> 04:07:18,721 و در روایتی دیگر در دو صحیح 3951 04:07:19,243 --> 04:07:22,163 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 3952 04:07:23,032 --> 04:07:27,513 پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد که آن را به سن او تبدیل کنند 3953 04:07:28,272 --> 04:07:31,272 گفتند یا رسول الله چاره چیست؟ 3954 04:07:31,993 --> 04:07:34,952 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3955 04:07:35,513 --> 04:07:36,753 کل راه حل 3956 04:07:37,712 --> 04:07:40,712 جابر بن عبدالله رضی الله عنه گفت 3957 04:07:41,272 --> 04:07:42,753 واقعیت ما زنان است 3958 04:07:43,233 --> 04:07:44,913 و ما را با عطر خوشبو کن 3959 04:07:45,311 --> 04:07:46,872 لباس هایمان را پوشیدیم 3960 04:07:47,433 --> 04:07:51,272 بین ما و عرفات فقط چهار شب فاصله است 3961 04:07:52,112 --> 04:07:55,913 سپس صورقا بن مالک بن جاش رضی الله عنه قیام کرد 3962 04:07:56,352 --> 04:07:58,872 او در قعر مروه بود، پس گفت 3963 04:07:59,471 --> 04:08:00,673 ای رسول خدا 3964 04:08:01,233 --> 04:08:03,753 دنیای ما این است یا برای همیشه 3965 04:08:04,552 --> 04:08:10,311 رسول خدا صلی الله علیه و آله انگشتان خود را یکی در دیگری قفل کرد 3966 04:08:10,753 --> 04:08:11,632 و او گفت 3967 04:08:12,192 --> 04:08:15,391 عمره دو بار مشمول حج شد 3968 04:08:15,952 --> 04:08:18,471 نه، اما برای همیشه 3969 04:08:19,343 --> 04:08:21,942 و به عبارت دیگر در صحیح مسلم 3970 04:08:22,462 --> 04:08:25,583 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 3971 04:08:26,141 --> 04:08:29,141 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3972 04:08:29,823 --> 04:08:34,061 عمره تا روز قیامت مشمول حج شده است 3973 04:08:35,073 --> 04:08:38,311 برای همسران پیامبر صلی الله علیه و آله جایز است 3974 04:08:38,753 --> 04:08:41,192 جز عایشه که خدا از او راضی باشد 3975 04:08:41,792 --> 04:08:43,272 حل نشد 3976 04:08:43,712 --> 04:08:47,112 چون قاعدگی برایش محال است 3977 04:08:47,913 --> 04:08:50,352 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 3978 04:08:50,872 --> 04:08:53,513 قال عایشه رضی الله عنها 3979 04:08:54,272 --> 04:08:56,673 برای کسی که قربانی را نیاورده جایز است 3980 04:08:57,192 --> 04:08:59,872 و همسرانش به ما آب ندادند، پس حلال شدند 3981 04:09:00,433 --> 04:09:01,032 او گفت 3982 04:09:01,593 --> 04:09:03,952 من متوجه شدم و خانه را طواف نکردم 3983 04:09:12,032 --> 04:09:14,233 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 3984 04:09:14,673 --> 04:09:17,712 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 3985 04:09:18,391 --> 04:09:21,352 آنها معتقد بودند که عمره در ماه های حج است 3986 04:09:21,753 --> 04:09:23,872 او بد اخلاق ترین فرد روی زمین است 3987 04:09:24,641 --> 04:09:27,083 امام ترمذی در مسجد خود فرمود 3988 04:09:27,721 --> 04:09:29,243 و معنای این حدیث 3989 04:09:29,882 --> 04:09:34,163 مردم زمان جاهلیت در ماه های حج عمره نمی کردند 3990 04:09:34,962 --> 04:09:36,641 وقتی اسلام آمد 3991 04:09:37,122 --> 04:09:41,442 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به آن اذن داد و فرمود: 3992 04:09:42,083 --> 04:09:45,522 عمره تا روز قیامت جزء حج است 3993 04:09:46,202 --> 04:09:46,882 منظورم 3994 04:09:47,403 --> 04:09:49,923 انجام عمره در ماه های حج اشکالی ندارد 3995 04:09:50,561 --> 04:09:51,641 معروف ترین حج 3996 04:09:52,163 --> 04:09:52,962 شوال 3997 04:09:53,282 --> 04:09:54,202 و ذوالقعده 3998 04:09:54,641 --> 04:09:56,403 و ده روز ذی الحجه 3999 04:09:57,122 --> 04:10:01,802 مرد برای حج احرام نکند مگر در ماه های حج 4000 04:10:05,042 --> 04:10:09,602 اقامتگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مکه 4001 04:10:11,183 --> 04:10:17,942 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از اتمام طواف بین صفا و مروه راه افتاد. 4002 04:10:18,503 --> 04:10:22,542 به او دستور داد برای کسانی که قربانی را سیراب نکردند، عمره را جایگزین حج کند. 4003 04:10:23,061 --> 04:10:24,061 و مردم با او هستند 4004 04:10:24,622 --> 04:10:27,503 تا اینکه در الابطح در شرق مکه ساکن شد 4005 04:10:28,292 --> 04:10:30,971 او تا پایان روز یکشنبه در آنجا ماند 4006 04:10:31,413 --> 04:10:32,253 و دوشنبه 4007 04:10:32,493 --> 04:10:33,452 و سه شنبه 4008 04:10:33,772 --> 04:10:34,692 و چهارشنبه 4009 04:10:35,173 --> 04:10:37,772 تا اینکه نماز صبح روز پنجشنبه را خواند 4010 04:10:38,413 --> 04:10:41,292 همه اینها با دوستانش آنجا نماز می خواند 4011 04:10:41,933 --> 04:10:45,372 در تمام آن روزها به کعبه برنگشت 4012 04:10:46,132 --> 04:10:48,772 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 4013 04:10:49,413 --> 04:10:52,413 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 4014 04:10:53,132 --> 04:10:56,292 پیامبر صلی الله علیه و آله به مکه آمد 4015 04:10:56,971 --> 04:10:59,733 پس طواف کرد و میان صفا و مروه رفت 4016 04:11:00,333 --> 04:11:05,132 پس از طواف کعبه نزدیک نشد تا از عرفات برگشت 4017 04:11:06,112 --> 04:11:07,552 حافظ در الفتح گفته است 4018 04:11:08,352 --> 04:11:13,673 شاید رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با اختیار خود طواف را ترک کرده باشد. 4019 04:11:14,233 --> 04:11:17,153 از ترس اینکه کسی فکر کند این یک وظیفه است 4020 04:11:17,753 --> 04:11:20,352 او دوست داشت کار را برای ملتش آسان کند 4021 04:11:20,993 --> 04:11:25,593 او با آنچه از فضیلت طواف کعبه به آنها گفت، آن را بهانه آورد 4022 04:11:26,552 --> 04:11:27,712 به نقل از مالک 4023 04:11:28,311 --> 04:11:31,712 طواف کعبه بهتر از نمازهای اختیاری است 4024 04:11:31,712 --> 04:11:34,513 برای کسانی که در کشورهای دور زندگی می کنند 4025 04:11:35,073 --> 04:11:36,352 مورد تایید است 4026 04:11:38,641 --> 04:11:44,923 خروج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش به سوی منا 4027 04:11:47,233 --> 04:11:49,513 وقتی روز پنجشنبه فداکاری کرد 4028 04:11:49,872 --> 04:11:51,352 هشتم ذی الحجه 4029 04:11:51,673 --> 04:11:53,552 از سال دهم هجری 4030 04:11:54,112 --> 04:11:55,433 روز ترویه است 4031 04:11:56,032 --> 04:11:59,073 هدایت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 4032 04:11:59,073 --> 04:12:01,593 با ما که با او مسلمانیم 4033 04:12:02,272 --> 04:12:04,952 پس کسانی که در میان آنها جایزترند، برای حج احرام می کنند 4034 04:12:05,673 --> 04:12:08,272 وقتی به منا رسید، در آنجا فرود آمد 4035 04:12:08,792 --> 04:12:10,552 ظهر و بعدازظهر رسید 4036 04:12:10,913 --> 04:12:12,993 مغرب و شام کوتاه می شود 4037 04:12:13,632 --> 04:12:15,552 آن شب در میان ما خوابید 4038 04:12:15,993 --> 04:12:17,673 شب جمعه بود 4039 04:12:18,311 --> 04:12:20,632 او صبح جمعه رسید 4040 04:12:21,311 --> 04:12:24,391 سپس مدتی ماند تا خورشید طلوع کرد 4041 04:12:25,192 --> 04:12:27,632 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 4042 04:12:28,032 --> 04:12:31,433 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 4043 04:12:32,153 --> 04:12:33,993 وقتی روز ترویه بود 4044 04:12:34,513 --> 04:12:35,993 آنها به سمت ما حرکت کردند 4045 04:12:36,391 --> 04:12:37,872 پس به حج مشرف شدند 4046 04:12:38,552 --> 04:12:41,593 رسول خدا صلی الله علیه و آله سوار شد 4047 04:12:42,073 --> 04:12:43,872 نماز ظهر و عصر را جدا کرد 4048 04:12:44,311 --> 04:12:46,471 و مغرب و عشا و فجر 4049 04:12:47,112 --> 04:12:50,311 سپس مدتی ماند تا خورشید طلوع کرد 4050 04:12:51,173 --> 04:12:54,971 امام ترمذی و ابوداود به سند صحیح روایت کرده اند 4051 04:12:55,573 --> 04:12:58,452 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 4052 04:12:59,132 --> 04:13:02,093 رسول خدا صلی الله علیه و آله دعا کرد 4053 04:13:02,093 --> 04:13:03,612 ظهر روز ترویه است 4054 04:13:04,173 --> 04:13:06,493 و سحر روز عرفات در محل ماست 4055 04:13:09,593 --> 04:13:12,993 رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 4056 04:13:12,993 --> 04:13:15,872 و یارانش به عرفات 4057 04:13:17,471 --> 04:13:20,073 وقتی خورشید در روز جمعه طلوع کرد 4058 04:13:20,391 --> 04:13:21,993 نهم ذی الحجه 4059 04:13:22,593 --> 04:13:25,513 رسول خدا صلی الله علیه و آله راه افتاد 4060 04:13:25,513 --> 04:13:26,391 به عرفات 4061 04:13:26,952 --> 04:13:27,993 و مردم با او هستند 4062 04:13:28,552 --> 04:13:31,311 از آن جمله آخوند و از جمله آنها تقویت کننده است 4063 04:13:31,913 --> 04:13:33,233 و او آن را می شنود 4064 04:13:33,712 --> 04:13:37,311 منکر اینها و آن ها نیست 4065 04:13:38,173 --> 04:13:40,573 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 4066 04:13:41,052 --> 04:13:44,013 از محمد بن ابی بکر ثقفی می گوید: 4067 04:13:44,692 --> 04:13:46,653 از انس رضی الله عنه پرسیدم 4068 04:13:47,132 --> 04:13:49,811 از خودمان به عرفات می رویم 4069 04:13:50,212 --> 04:13:51,173 درباره طلبیه 4070 04:13:51,891 --> 04:13:55,933 برخورد شما با پیامبر صلی الله علیه و آله چگونه بود؟ 4071 04:13:56,653 --> 04:13:57,372 و او گفت 4072 04:13:58,013 --> 04:14:00,811 او غیرقابل انکار بود 4073 04:14:01,333 --> 04:14:04,292 کسی که متکبرانه صحبت می کند بزرگ می شود و مورد نکوهش قرار نمی گیرد 4074 04:14:05,112 --> 04:14:09,233 و به عبارت دیگر در مسند امام احمد با سند صحیح 4075 04:14:09,913 --> 04:14:12,272 قال عن انس رضی الله عنه 4076 04:14:12,913 --> 04:14:15,593 فردا نزد رسول خدا بودیم تا ایشان را ملاقات کنیم 4077 04:14:16,153 --> 04:14:18,673 در میان ما مستکبران و در میان ما مهلت است 4078 04:14:19,272 --> 04:14:21,593 هیچ تقصیری متوجه ذره بین برای بزرگ شدن آن نیست 4079 04:14:21,993 --> 04:14:23,952 محدودیت زمانی برای انقضای آن وجود ندارد 4080 04:14:24,872 --> 04:14:30,833 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد برای او گنبدی با سنجاق درست کردند. 4081 04:14:31,552 --> 04:14:33,753 متوجه شد که گنبد به او برخورد کرده است 4082 04:14:34,352 --> 04:14:35,352 پس با آن پایین آمد 4083 04:14:36,032 --> 04:14:37,952 حتی اگر خورشید غروب کند 4084 04:14:38,552 --> 04:14:40,352 به شتر خود فرمان داد 4085 04:14:40,712 --> 04:14:41,673 پس رفتم سراغش 4086 04:14:42,311 --> 04:14:46,073 سپس راه افتاد تا از سرزمین ارنه به ته دره رسید 4087 04:14:46,913 --> 04:14:51,632 او در حالی که بر کوه بود خطبه بزرگ و جامعی برای مردم ایراد کرد 4088 04:14:52,272 --> 04:14:54,513 در احکام اسلام تصمیم گرفت 4089 04:14:55,112 --> 04:14:58,153 و احکام شرک و جاهلیت را از بین برد 4090 04:14:58,872 --> 04:15:01,352 تصمیم گرفت حرام ها را حرام کند 4091 04:15:01,872 --> 04:15:04,552 که فرقه ها بر ممنوعیت آن توافق کردند 4092 04:15:05,192 --> 04:15:07,792 خون و پول و ناموس است 4093 04:15:08,712 --> 04:15:11,112 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 4094 04:15:11,753 --> 04:15:15,233 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 4095 04:15:15,792 --> 04:15:20,153 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد گنبدی از مو ساخته شود 4096 04:15:20,593 --> 04:15:22,112 او را با ببر بزن 4097 04:15:22,753 --> 04:15:25,833 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله راه افتاد 4098 04:15:26,391 --> 04:15:31,192 قریش هیچ شکی ندارند جز اینکه او در مکان مقدس ایستاده است 4099 04:15:31,792 --> 04:15:34,833 همانطور که قریش در پیش از اسلام می ساختند 4100 04:15:35,702 --> 04:15:38,862 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اجازه داد 4101 04:15:39,263 --> 04:15:40,823 تا اینکه عرفات آمد 4102 04:15:41,583 --> 04:15:44,542 او متوجه شد که گنبد مورد اصابت گلوله قرار گرفته است 4103 04:15:45,061 --> 04:15:46,141 پس با آن پایین آمد 4104 04:15:46,743 --> 04:15:48,702 حتی اگر خورشید غروب کند 4105 04:15:49,022 --> 04:15:51,343 دستور داد که مرا قطع کنند، به سوی او حرکت کردم 4106 04:15:52,022 --> 04:15:54,823 به دره آمد و مردم را خطاب کرد 4107 04:15:55,183 --> 04:15:55,903 و او گفت 4108 04:15:56,622 --> 04:15:59,983 خون و ثروت شما برای شما مقدس است 4109 04:16:00,462 --> 04:16:02,221 به اندازه این روز شما مقدس است 4110 04:16:02,622 --> 04:16:04,141 در این ماه شما 4111 04:16:04,583 --> 04:16:06,102 در این کشور شما 4112 04:16:06,993 --> 04:16:11,513 همه چیز مربوط به دوران جاهلیت تابع پای من است 4113 04:16:12,153 --> 04:16:14,433 خون دوران جاهلیت موضوعیت دارد 4114 04:16:15,073 --> 04:16:17,712 و اولین خونی که ریخته شد خون ما بود 4115 04:16:18,073 --> 04:16:20,073 خون ابن ربیعه بن الحارث 4116 04:16:20,712 --> 04:16:22,792 در بنی سعد شیرده بود 4117 04:16:23,153 --> 04:16:24,673 پس هذیل او را کشت 4118 04:16:25,233 --> 04:16:27,311 ارباب زمان جاهلیت یک موضوع است 4119 04:16:27,833 --> 04:16:30,073 و اولین پروردگاری که قرار دادم پروردگار ماست 4120 04:16:30,593 --> 04:16:32,792 پروردگار عباس بن عبدالمطلب 4121 04:16:33,352 --> 04:16:35,311 یک موضوع کامل است 4122 04:16:35,993 --> 04:16:37,753 پس در مورد زنان از خدا بترسید 4123 04:16:38,391 --> 04:16:41,032 تو آنها را به امان خدا بردی 4124 04:16:41,552 --> 04:16:44,471 و عورت آنها را با کلام خدا حلال کردی 4125 04:16:45,112 --> 04:16:49,632 از شما خواسته می شود که اجازه ندهید کسی که از آن متنفر هستید روی تخت شما بگذارد 4126 04:16:50,233 --> 04:16:51,513 اگر این کار را انجام دهند 4127 04:16:51,952 --> 04:16:54,552 آنها را نه به شدت کتک زدند 4128 04:16:55,272 --> 04:16:59,073 این وظیفه شماست که آنها را تامین کنید و لباس مهربانی به آنها بپوشانید 4129 04:16:59,833 --> 04:17:04,272 من چیزی را در میان شما گذاشتم که پس از آن هرگز گمراه نخواهید شد 4130 04:17:04,712 --> 04:17:05,673 کتاب خدا 4131 04:17:06,352 --> 04:17:08,112 و از من میپرسی 4132 04:17:08,513 --> 04:17:10,352 پس چی میگی؟ 4133 04:17:11,032 --> 04:17:11,631 گفتند 4134 04:17:12,192 --> 04:17:15,673 شهادت می دهیم که شما ابلاغ کردید و انجام دادید و نصیحت کردید 4135 04:17:16,471 --> 04:17:18,433 با انگشت اشاره اش گفت 4136 04:17:18,952 --> 04:17:22,393 آن را به آسمان می برد و به مردم می گستراند 4137 04:17:22,872 --> 04:17:24,153 خدایا شاهد باش 4138 04:17:24,631 --> 04:17:25,993 خدایا شاهد باش 4139 04:17:26,471 --> 04:17:27,673 سه بار 4140 04:17:28,561 --> 04:17:33,243 امام احمد در مسند و ترمذی و ابن اسحاق در شرح حال خود روایت کرده است. 4141 04:17:33,763 --> 04:17:35,282 عبارت از ابن اسحاق است 4142 04:17:35,602 --> 04:17:36,802 با زنجیره انتقال خوب 4143 04:17:37,442 --> 04:17:40,561 از عمر بن خوارج رضی الله عنه گفت 4144 04:17:41,202 --> 04:17:47,003 عطاب بن آسید مرا برای حاجتی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاد. 4145 04:17:47,602 --> 04:17:51,643 رسول خدا صلی الله علیه و آله در عرفات ایستاده بود 4146 04:17:52,243 --> 04:17:53,083 پس به او گفتم 4147 04:17:53,602 --> 04:17:58,083 سپس زیر شتر رسول خدا صلی الله علیه و آله ایستادم 4148 04:17:58,602 --> 04:18:01,442 آب دهانش روی سرم می افتد 4149 04:18:02,083 --> 04:18:03,923 پس شنیدم که می گفت 4150 04:18:04,561 --> 04:18:05,602 مردم 4151 04:18:06,163 --> 04:18:09,683 خداوند حق همه را داده است 4152 04:18:10,243 --> 04:18:13,163 وصیت به ورثه جایز نیست 4153 04:18:13,683 --> 04:18:15,163 و پسر به رختخواب 4154 04:18:15,483 --> 04:18:17,003 و فاحشه سنگ دارد 4155 04:18:17,561 --> 04:18:21,683 هر کس ادعا کند که غیر از پدرش است یا غیر از مولای خود را وصی کند 4156 04:18:22,122 --> 04:18:26,202 لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر او باد 4157 04:18:26,721 --> 04:18:30,163 خداوند هیچ کینه و عدالتی را از او نمی پذیرد 4158 04:18:33,233 --> 04:18:37,952 پیامبر صلی الله علیه و آله نماز ظهر و عصر را جمع کرد 4159 04:18:38,552 --> 04:18:40,593 و در عرفات ایستاده است 4160 04:18:42,032 --> 04:18:44,032 جابر رضی الله عنه گفت 4161 04:18:44,593 --> 04:18:45,513 بعد اجازه داد 4162 04:18:45,993 --> 04:18:47,993 سپس کلاس ظهر را برگزار کرد 4163 04:18:48,513 --> 04:18:50,513 سپس جلسه بعد از ظهر را برگزار کرد 4164 04:18:50,952 --> 04:18:53,192 چیزی بین آنها نیفتاد 4165 04:18:53,952 --> 04:18:58,792 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سوار شد تا این که اوضاع پیش آمد 4166 04:18:59,433 --> 04:19:01,631 پس شکم شتر خود را حداکثر کرد 4167 04:19:01,952 --> 04:19:02,833 به سنگ ها 4168 04:19:03,471 --> 04:19:05,872 طناب راه رفتن را در دستانش گذاشت 4169 04:19:06,471 --> 04:19:07,792 و رو به قبله باشد 4170 04:19:08,352 --> 04:19:11,513 تا غروب آفتاب ایستاده بود 4171 04:19:11,952 --> 04:19:15,673 زردی کمی از بین رفت تا اینکه دیسک ناپدید شد 4172 04:19:16,602 --> 04:19:22,202 رسول خدا صلی الله علیه و آله به مردم دستور داد از شکم ارنه برخیزند. 4173 04:19:22,843 --> 04:19:26,042 و عرفه مختص به مقام او نیست 4174 04:19:26,862 --> 04:19:31,102 الطحاوی در بیان مشکل ردپای با سند صحیح روایت کرده است. 4175 04:19:31,782 --> 04:19:34,782 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 4176 04:19:35,503 --> 04:19:38,503 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4177 04:19:39,143 --> 04:19:40,862 من همه شرایط را می دانستم 4178 04:19:41,503 --> 04:19:43,343 و از معده ارنه خارج شود 4179 04:19:44,302 --> 04:19:46,583 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 4180 04:19:47,102 --> 04:19:50,503 عن جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 4181 04:19:51,263 --> 04:19:54,221 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4182 04:19:54,862 --> 04:19:56,183 او اینجا توقف کرد 4183 04:19:56,663 --> 04:19:58,663 و من همه شرایط را می دانستم 4184 04:19:59,792 --> 04:20:03,433 امام ترمذی و ابن ماجه آن را با سند صحیح روایت کرده اند. 4185 04:20:04,073 --> 04:20:06,073 از یزید بن شیبان می گوید: 4186 04:20:06,712 --> 04:20:10,872 ابن مربعان انصاری آمد در حالی که ما را در ایستگاه نگه داشتند 4187 04:20:11,311 --> 04:20:13,311 مکانی دور از زندگی 4188 04:20:13,792 --> 04:20:14,513 و او گفت 4189 04:20:15,153 --> 04:20:19,513 من فرستاده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی شما هستم 4190 04:20:20,192 --> 04:20:20,913 او می گوید 4191 04:20:21,593 --> 04:20:23,352 از احساسات خود آگاه باشید 4192 04:20:23,952 --> 04:20:27,153 شما در میراثی از میراث ابراهیم هستید 4193 04:20:28,112 --> 04:20:33,272 رسول خدا صلی الله علیه و آله در عرفات مشغول نماز بود 4194 04:20:34,032 --> 04:20:36,753 داشت نماز می خواند و دست هایش را بالا می گرفت 4195 04:20:37,433 --> 04:20:41,153 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است 4196 04:20:41,753 --> 04:20:45,233 از اسامه بن زید رضی الله عنه گفت 4197 04:20:45,952 --> 04:20:50,153 من صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در عرفات بودم. 4198 04:20:50,833 --> 04:20:52,552 دستانش را برای دعا بلند کرد 4199 04:20:53,112 --> 04:20:54,753 سپس شترش به طرف او خم شد 4200 04:20:55,233 --> 04:20:56,753 بعد پوزه اش افتاد 4201 04:20:57,393 --> 04:20:59,792 افسار را با یک دست گرفت 4202 04:21:00,233 --> 04:21:02,352 دست دیگرش را بلند کرد 4203 04:21:05,712 --> 04:21:07,552 نزول کلام حق تعالی 4204 04:21:08,352 --> 04:21:11,673 امروز دین شما را برای شما کامل کردم 4205 04:21:13,163 --> 04:21:18,403 و خداوند آن را بر رسولش صلی الله علیه و آله وسلم در حالی که در عرفات ایستاده بود نازل کرد. 4206 04:21:18,962 --> 04:21:20,202 خداوند متعال فرمود 4207 04:21:21,003 --> 04:21:23,243 امروز دین شما را برای شما کامل کردم 4208 04:21:23,763 --> 04:21:25,683 و نعمتم را بر تو تمام کردم 4209 04:21:26,202 --> 04:21:28,763 من اسلام را برای شما به عنوان دین انتخاب کردم 4210 04:21:29,593 --> 04:21:31,993 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 4211 04:21:32,513 --> 04:21:33,993 از طریق طارق بن شهاب 4212 04:21:34,471 --> 04:21:38,153 از امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه. 4213 04:21:38,753 --> 04:21:41,032 که مردی یهودی به او گفت 4214 04:21:41,552 --> 04:21:43,112 ای امیرالمومنین! 4215 04:21:43,712 --> 04:21:46,352 آیه ای در کتابتان که خواندید 4216 04:21:46,833 --> 04:21:49,233 اگر به ما یهودیان وحی می شد 4217 04:21:49,753 --> 04:21:52,272 ما آن روز را به عنوان تعطیلات در نظر می گرفتیم 4218 04:21:53,073 --> 04:21:54,552 گفت خدا از او راضی باشد 4219 04:21:55,032 --> 04:21:55,952 هر آیه ای 4220 04:21:56,743 --> 04:21:57,302 او گفت 4221 04:21:57,983 --> 04:22:02,343 امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم 4222 04:22:02,743 --> 04:22:05,263 من اسلام را برای شما به عنوان دین انتخاب کردم 4223 04:22:06,022 --> 04:22:07,942 عمر رضی الله عنه گفت 4224 04:22:08,622 --> 04:22:10,423 ما این را امروز می دانستیم 4225 04:22:10,743 --> 04:22:15,622 و آن جا که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد 4226 04:22:16,221 --> 04:22:19,061 او روز جمعه در عرفات ایستاده است 4227 04:22:20,083 --> 04:22:21,602 حافظ بن کثیر گفت 4228 04:22:22,323 --> 04:22:26,163 این بزرگترین نعمت خداوند متعال به این ملت است 4229 04:22:26,802 --> 04:22:28,602 جایی که دینشان را برایشان تمام کرد 4230 04:22:29,003 --> 04:22:31,483 آنها به هیچ دین دیگری نیاز ندارند 4231 04:22:32,042 --> 04:22:36,843 و نه به پیامبری غیر از پیامبرشان صلی الله علیه و آله 4232 04:22:37,403 --> 04:22:40,881 به همین دلیل خداوند متعال او را خاتم الانبیاء قرار داد 4233 04:22:41,362 --> 04:22:43,483 و او را به سوی انس و جن فرستاد 4234 04:22:44,163 --> 04:22:46,483 هیچ چیز جایز نیست مگر آنچه من حلال می کنم 4235 04:22:47,042 --> 04:22:49,323 هیچ چیز حرام نیست مگر حرام 4236 04:22:49,881 --> 04:22:51,962 هیچ دینی نیست جز آنچه او مقرر کرده است 4237 04:22:52,602 --> 04:22:56,083 همه چیزهایی که به شما می گویم درست و واقعی است 4238 04:22:56,522 --> 04:22:58,522 دروغ و غیبت در آن نیست 4239 04:22:59,042 --> 04:23:00,522 همانطور که خداوند متعال فرموده است 4240 04:23:01,003 --> 04:23:04,643 کلام پروردگارت به حق و عدل محقق شد 4241 04:23:05,202 --> 04:23:06,243 یعنی در اخبار 4242 04:23:06,802 --> 04:23:09,122 و او فقط در دستورات و مناطق بود 4243 04:23:09,843 --> 04:23:11,802 وقتی بدهی را برای آنها تکمیل کرد 4244 04:23:12,202 --> 04:23:13,843 آنها متبرک شدند 4245 04:23:14,362 --> 04:23:15,683 به همین دلیل گفت 4246 04:23:16,243 --> 04:23:20,683 امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم 4247 04:23:21,083 --> 04:23:23,602 من اسلام را برای شما به عنوان دین انتخاب کردم 4248 04:23:24,202 --> 04:23:26,923 یعنی برای خودت تحمیل کردی 4249 04:23:27,442 --> 04:23:30,561 دینی است که خداوند آن را دوست دارد و از آن راضی است 4250 04:23:31,083 --> 04:23:33,643 و بهترین رسول ارجمند او را فرستاد 4251 04:23:34,122 --> 04:23:36,282 و شریف ترین کتاب خود را نازل کرد 4252 04:23:46,673 --> 04:23:49,753 زمانی که خورشید غروب کرد و غروبش را فرا گرفت 4253 04:23:50,311 --> 04:23:51,792 به طوری که زردی از بین می رود 4254 04:23:52,393 --> 04:23:55,393 رسول خدا صلی الله علیه و آله به تفصیل پرداخت 4255 04:23:55,393 --> 04:23:57,233 از عرفات تا مزدلفه 4256 04:23:57,753 --> 04:23:59,673 او راه خود را انجام می دهد 4257 04:24:00,311 --> 04:24:04,352 اسامه بن زید رضی الله عنه جانشین خود را اضافه کرد 4258 04:24:05,192 --> 04:24:09,112 رسول خدا صلی الله علیه و آله او را پر از سلام کرد 4259 04:24:09,872 --> 04:24:13,833 و رسول خدا صلی الله علیه و آله گردن را آسان کرد 4260 04:24:14,471 --> 04:24:17,032 بین کاهش سرعت و افزایش سرعت حرکت می کند 4261 04:24:17,792 --> 04:24:20,552 در صورت وجود شکاف، متن زیر آمده است 4262 04:24:20,913 --> 04:24:22,112 بالای گردن است 4263 04:24:22,913 --> 04:24:25,433 متن نوعی پیاده روی سریع است 4264 04:24:26,202 --> 04:24:28,602 و هرگاه یکی از طناب ها بیاید 4265 04:24:29,163 --> 04:24:32,962 افسار شترش را اندکی شل کرد تا او بالا رود 4266 04:24:33,683 --> 04:24:37,721 طناب یک تکه ماسه بزرگ کشیده است 4267 04:24:38,583 --> 04:24:40,983 وقتی با مردم در راه بود 4268 04:24:41,583 --> 04:24:43,663 درود و رحمت بر او باد 4269 04:24:44,061 --> 04:24:46,862 بول کرد و سبک وضو گرفت 4270 04:24:47,542 --> 04:24:50,061 اسامه رضی الله عنه به او گفت 4271 04:24:50,583 --> 04:24:52,381 صلوات یا رسول الله 4272 04:24:53,102 --> 04:24:56,263 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4273 04:24:56,782 --> 04:24:58,302 دعا کردن پیش شما 4274 04:24:59,272 --> 04:25:01,513 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 4275 04:25:01,712 --> 04:25:03,112 تلفظ آن بخاری است 4276 04:25:03,712 --> 04:25:06,552 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 4277 04:25:07,311 --> 04:25:12,471 اسامه رضی الله عنه باسن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود. 4278 04:25:12,471 --> 04:25:14,272 از عرفات تا مزدلفه 4279 04:25:14,913 --> 04:25:18,153 سپس اعتباری از مزدلفه به منا اضافه کرد 4280 04:25:18,753 --> 04:25:20,112 هر دو گفتند 4281 04:25:20,753 --> 04:25:26,631 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به تلبیه ادامه داد تا اینکه جمرات عقبه را رجم کرد. 4282 04:25:27,381 --> 04:25:29,702 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 4283 04:25:30,221 --> 04:25:33,622 از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت 4284 04:25:34,263 --> 04:25:35,462 جمع آوری می کنیم 4285 04:25:36,022 --> 04:25:41,263 شنيدم کسي که سوره بقره بر او نازل شده در اين باره مي گفت 4286 04:25:41,782 --> 04:25:43,942 خدا خیرت بده 4287 04:25:44,721 --> 04:25:47,122 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 4288 04:25:47,683 --> 04:25:51,243 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 4289 04:25:51,962 --> 04:25:55,282 تا غروب آفتاب ایستاده بود 4290 04:25:55,802 --> 04:25:59,522 زردی کمی از بین رفت تا اینکه دیسک ناپدید شد 4291 04:26:00,163 --> 04:26:01,923 اسامه پشت سر او تعقیب کرد 4292 04:26:02,442 --> 04:26:05,763 رسول خدا صلی الله علیه و آله پرداخت کرد 4293 04:26:06,282 --> 04:26:08,643 او توسط افسار به دار آویخته شد 4294 04:26:09,282 --> 04:26:12,483 حتی سرش به مورک برخورد کرد 4295 04:26:13,083 --> 04:26:14,843 با دست راستش می گوید 4296 04:26:15,403 --> 04:26:16,561 مردم 4297 04:26:16,923 --> 04:26:18,683 نیروانا نیروانا 4298 04:26:19,471 --> 04:26:21,833 هر وقت یکی از طناب ها می آید 4299 04:26:22,192 --> 04:26:24,952 او را کمی آرام کنید تا بتواند بالا بیاید 4300 04:26:25,433 --> 04:26:27,192 تا اینکه به مزدلفه آمد 4301 04:26:27,913 --> 04:26:33,433 امام احمد در مسند و ابوداود در سنن به سند صحیح نقل کرده اند. 4302 04:26:34,153 --> 04:26:37,153 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 4303 04:26:37,971 --> 04:26:43,452 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از عرفات خارج شد و بر او آرام گرفت 4304 04:26:44,013 --> 04:26:46,653 و همنشینش اسامه رضی الله عنه 4305 04:26:47,292 --> 04:26:48,013 و او گفت 4306 04:26:48,612 --> 04:26:49,692 مردم 4307 04:26:50,052 --> 04:26:51,612 انشالله در آرامش باشید 4308 04:26:52,333 --> 04:26:55,772 بیابان مانند خشک کردن اسب و شتر نیست 4309 04:26:56,792 --> 04:26:59,073 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 4310 04:26:59,513 --> 04:27:03,552 از اسامه بن زید - رضی الله عنه - سؤال شد 4311 04:27:04,381 --> 04:27:10,743 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حجه الوداع وقتی ادا شد چگونه بود؟ 4312 04:27:11,602 --> 04:27:13,003 گفت خدا از او راضی باشد 4313 04:27:13,643 --> 04:27:15,042 او راحت می رفت 4314 04:27:15,643 --> 04:27:17,881 اگر در متن خلأ وجود داشته باشد 4315 04:27:18,753 --> 04:27:20,993 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 4316 04:27:21,471 --> 04:27:24,872 از اسامه بن زید رضی الله عنه گفت 4317 04:27:25,593 --> 04:27:29,673 از عرفات نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشتم 4318 04:27:30,483 --> 04:27:36,763 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سمت چپ پایین مزدلفه رسید. 4319 04:27:37,403 --> 04:27:38,683 آناچ فبال 4320 04:27:39,442 --> 04:27:42,042 بعد آمد و من وضو بر او ریختم 4321 04:27:42,602 --> 04:27:44,763 پس وضوی سبکی گرفت 4322 04:27:45,323 --> 04:27:45,923 پس گفتم 4323 04:27:46,362 --> 04:27:48,243 صلوات یا رسول الله 4324 04:27:48,923 --> 04:27:49,442 او گفت 4325 04:27:49,923 --> 04:27:51,323 دعا کردن پیش شما 4326 04:27:52,333 --> 04:27:56,893 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به مزدلفه رسید 4327 04:27:57,372 --> 04:27:58,933 مسجدالحرام است 4328 04:27:59,612 --> 04:28:01,532 وضو بگیر و کامل کن 4329 04:28:02,093 --> 04:28:04,212 نماز مغرب و عشا را با آن خواند 4330 04:28:04,692 --> 04:28:07,131 با یک اذان و دو اقامه 4331 04:28:07,612 --> 04:28:09,852 چیزی بین آنها نیفتاد 4332 04:28:10,612 --> 04:28:15,493 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نشست تا طلوع فجر رسید 4333 04:28:16,311 --> 04:28:18,952 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 4334 04:28:19,471 --> 04:28:22,913 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 4335 04:28:23,593 --> 04:28:25,872 با آن نماز مغرب و عشا خواند 4336 04:28:26,233 --> 04:28:28,712 با یک اذان و دو اقامه 4337 04:28:29,192 --> 04:28:31,712 هیچ اتفاقی بین آنها نیفتاده است 4338 04:28:32,311 --> 04:28:37,352 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نشست تا طلوع فجر رسید 4339 04:28:38,323 --> 04:28:40,643 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 4340 04:28:41,042 --> 04:28:44,442 از اسامه بن زید - رضی الله عنه - گفت 4341 04:28:45,163 --> 04:28:48,483 چون به مزدلفه آمد، فرود آمد و وضو گرفت 4342 04:28:48,923 --> 04:28:50,083 پس وضو بگیر 4343 04:28:50,763 --> 04:28:52,243 سپس ارزش نماز 4344 04:28:52,763 --> 04:28:53,962 نماز مغرب را خواند 4345 04:28:54,561 --> 04:28:58,003 سپس هر کس شتر خود را در خانه خود کنده شد 4346 04:28:58,561 --> 04:29:00,163 سپس ارزش شام 4347 04:29:00,602 --> 04:29:01,602 پس برای او دعا کرد 4348 04:29:02,003 --> 04:29:04,323 چیزی بین آنها نیفتاد 4349 04:29:05,112 --> 04:29:07,631 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 4350 04:29:08,153 --> 04:29:10,913 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 4351 04:29:11,631 --> 04:29:16,913 پیامبر صلی الله علیه و آله مغرب و عشا را با هم جمع کرد 4352 04:29:17,552 --> 04:29:20,112 هر کدام شامل محل اقامت است 4353 04:29:20,792 --> 04:29:22,593 او بین آنها شنا نکرد 4354 04:29:23,073 --> 04:29:26,233 نه بعد از هر کدام 4355 04:29:30,423 --> 04:29:34,983 پیامبر صلی الله علیه و آله در مشعر الحرام ایستاده است 4356 04:29:35,862 --> 04:29:38,381 سپس آن را به سمت ما هل داد 4357 04:29:39,933 --> 04:29:41,452 وقتی سحر آمد 4358 04:29:42,093 --> 04:29:48,413 رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست و مردم را در اول وقت نماز صبح خواند. 4359 04:29:48,852 --> 04:29:50,372 با اذان و اقامه 4360 04:29:50,893 --> 04:29:52,413 آن روز، روز قربانی است 4361 04:29:52,811 --> 04:29:54,131 روز عید است 4362 04:29:54,692 --> 04:29:56,573 بزرگترین روز حج است 4363 04:29:57,212 --> 04:29:59,933 روز اذان برای برائت خدا و رسول خداست 4364 04:30:00,013 --> 04:30:02,013 رسول او از هر مشرکی 4365 04:30:02,013 --> 04:30:04,013 و شنبه بود 4366 04:30:04,013 --> 04:30:06,013 امام نقل کردند 4367 04:30:06,013 --> 04:30:08,013 مسلم در صحیح خود 4368 04:30:08,013 --> 04:30:10,013 از جابر بن عبدالله 4369 04:30:10,013 --> 04:30:12,013 او گفت: خداوند از آنها راضی باشد 4370 04:30:12,013 --> 04:30:14,013 نماز فجر را که 4371 04:30:14,013 --> 04:30:16,013 سحر با اذان بر او ظاهر شد 4372 04:30:16,013 --> 04:30:18,013 و سپس آن را برقرار کنید 4373 04:30:18,013 --> 04:30:20,013 او حداکثر سوار شد 4374 04:30:20,013 --> 04:30:22,013 مسجدالحرام آمد 4375 04:30:22,013 --> 04:30:24,013 پس رو به قبله شد 4376 04:30:24,013 --> 04:30:26,013 پس او را صدا زد و گفت: الله اکبر. 4377 04:30:26,013 --> 04:30:28,013 و فقط به خدا 4378 04:30:28,013 --> 04:30:30,173 او ایستاده ماند 4379 04:30:30,173 --> 04:30:32,173 خیلی خوشحالم 4380 04:30:32,173 --> 04:30:34,173 پس قبل از رفتن پرداخت کنید 4381 04:30:34,173 --> 04:30:36,173 خورشید 4382 04:30:36,173 --> 04:30:38,173 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 4383 04:30:38,173 --> 04:30:40,173 ترمذی در دانشگاهش 4384 04:30:40,173 --> 04:30:42,173 با زنجیره انتقال معتبر 4385 04:30:42,173 --> 04:30:44,173 از ابن عباس رضی الله عنهم 4386 04:30:44,173 --> 04:30:46,173 او گفت 4387 04:30:46,173 --> 04:30:48,173 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 4388 04:30:48,173 --> 04:30:50,173 او مزدلفه را ترک کرد 4389 04:30:50,173 --> 04:30:52,173 قبل از طلوع آفتاب 4390 04:30:52,173 --> 04:30:54,173 و به رسول خدا گفت 4391 04:30:54,173 --> 04:30:56,173 خداوند او را بیامرزد و به او آرامش دهد 4392 04:30:56,173 --> 04:30:58,173 کل مزدلفه یک مقام است 4393 04:30:58,173 --> 04:31:00,362 امام نقل کردند 4394 04:31:00,362 --> 04:31:02,362 احمد در مسندش 4395 04:31:02,362 --> 04:31:04,362 با زنجیره انتقال معتبر 4396 04:31:04,362 --> 04:31:06,362 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم 4397 04:31:06,362 --> 04:31:08,362 او گفت 4398 04:31:08,362 --> 04:31:10,362 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4399 04:31:10,362 --> 04:31:12,362 او اینجا توقف کرد 4400 04:31:12,362 --> 04:31:14,362 و همه مزدلفه 4401 04:31:14,362 --> 04:31:16,362 موقعیت 4402 04:31:16,362 --> 04:31:21,433 مجموعه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 4403 04:31:21,433 --> 04:31:23,433 سنگ ها 4404 04:31:23,433 --> 04:31:25,983 رسول خدا دستور داد 4405 04:31:25,983 --> 04:31:27,983 خدا رحمتش کند و درود فرستد 4406 04:31:27,983 --> 04:31:29,983 پدر همسر الفضل بن عباس رضی الله عنه هر دو راضی باشد 4407 04:31:29,983 --> 04:31:31,983 روز بعد از قربانی 4408 04:31:31,983 --> 04:31:33,983 برای گرفتن او 4409 04:31:33,983 --> 04:31:35,983 سنگریزه های جمرات 4410 04:31:35,983 --> 04:31:37,983 پس برای او هفت سنگریزه برداشت 4411 04:31:37,983 --> 04:31:40,073 از سنگ کیسه صفرا 4412 04:31:40,073 --> 04:31:42,073 ابن ماجه در سنن خود روایت کرده است 4413 04:31:42,073 --> 04:31:44,073 با زنجیره انتقال معتبر 4414 04:31:44,073 --> 04:31:46,073 از ابن عباس رضی الله عنهم 4415 04:31:46,073 --> 04:31:48,073 او گفت 4416 04:31:48,073 --> 04:31:50,073 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود 4417 04:31:50,073 --> 04:31:52,073 فردای عقبه 4418 04:31:52,073 --> 04:31:54,073 او بر شتر خود است 4419 04:31:54,073 --> 04:31:56,073 من هرگز شن و ماسه نداشتم 4420 04:31:56,073 --> 04:31:58,073 هفت سنگریزه برایش پرتاب کرد 4421 04:31:58,073 --> 04:32:00,073 آنها سنگ کیسه صفرا هستند 4422 04:32:00,073 --> 04:32:02,073 بنابراین او شروع به تکان دادن آنها کرد 4423 04:32:02,073 --> 04:32:04,073 در کف دستش و می گوید 4424 04:32:04,073 --> 04:32:06,073 مردم اینها را دوست دارند 4425 04:32:06,073 --> 04:32:08,073 خرد کردند 4426 04:32:08,073 --> 04:32:10,073 سپس گفت 4427 04:32:10,073 --> 04:32:12,073 مردم 4428 04:32:12,073 --> 04:32:14,073 مراقب غلو در دین باشید 4429 04:32:14,073 --> 04:32:16,073 هر که بود نابود کرد 4430 04:32:16,073 --> 04:32:20,923 پیش از شما افراطی گری در دین است 4431 04:32:20,923 --> 04:32:22,923 انداختن پیامبر صلی الله علیه و آله 4432 04:32:22,923 --> 04:32:24,923 جمرات عقبه 4433 04:32:24,923 --> 04:32:27,823 روز ایثار 4434 04:32:27,823 --> 04:32:29,823 جابر بن عبدالله گفت 4435 04:32:29,823 --> 04:32:31,823 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد 4436 04:32:31,823 --> 04:32:33,823 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله این راه را در پیش گرفت 4437 04:32:33,823 --> 04:32:35,823 راه وسط 4438 04:32:35,823 --> 04:32:37,823 که بیرون می آید 4439 04:32:37,823 --> 04:32:39,823 در جمرات الکبری 4440 04:32:39,823 --> 04:32:41,823 تا اینکه اخگر آمد 4441 04:32:41,823 --> 04:32:43,823 در درخت 4442 04:32:43,823 --> 04:32:45,823 هفت سنگریزه به سوی او پرتاب کرد 4443 04:32:45,823 --> 04:32:47,823 با هر درسی رشد می کند 4444 04:32:47,823 --> 04:32:49,913 از او 4445 04:32:49,913 --> 04:32:51,913 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 4446 04:32:51,913 --> 04:32:53,913 از جابر بن عبدالله 4447 04:32:53,913 --> 04:32:55,913 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد 4448 04:32:55,913 --> 04:32:57,913 رسول خدا صلی الله علیه و آله سنگی پرتاب کرد 4449 04:32:57,913 --> 04:32:59,913 جمرات در روز قربانی 4450 04:32:59,913 --> 04:33:01,913 قربانی کرد 4451 04:33:01,913 --> 04:33:04,042 امام مسلم نقل کرد 4452 04:33:04,042 --> 04:33:06,042 در صحیح او 4453 04:33:06,042 --> 04:33:08,042 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم 4454 04:33:08,042 --> 04:33:10,042 او گفت 4455 04:33:10,042 --> 04:33:12,042 پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم 4456 04:33:12,042 --> 04:33:14,042 روی شترش می اندازد 4457 04:33:14,042 --> 04:33:16,042 روز ایثار 4458 04:33:16,042 --> 04:33:18,042 و او می گوید 4459 04:33:18,042 --> 04:33:20,042 برای انجام تشریفات شما 4460 04:33:20,042 --> 04:33:22,042 من نمی دانم 4461 04:33:22,042 --> 04:33:24,042 شاید بعد از حج حج نخواهم کرد 4462 04:33:24,042 --> 04:33:26,172 این 4463 04:33:26,172 --> 04:33:28,172 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 4464 04:33:28,172 --> 04:33:30,172 بر ام الحسین رضی الله عنه 4465 04:33:30,172 --> 04:33:32,233 در مورد او گفت 4466 04:33:32,233 --> 04:33:34,233 من با رسول خدا حج کردم 4467 04:33:34,233 --> 04:33:36,233 خدا رحمتش کند و درود فرستد 4468 04:33:36,233 --> 04:33:38,233 خداحافظ 4469 04:33:38,233 --> 04:33:40,233 او را دیدم که زغال سنگ زد 4470 04:33:40,233 --> 04:33:42,233 عقبه و رفت 4471 04:33:42,233 --> 04:33:44,233 او روی کوه و با اوست 4472 04:33:44,233 --> 04:33:46,233 بلال و اسامه 4473 04:33:46,233 --> 04:33:48,233 یکی از آنها توسط یک زن سوار رانندگی می شود 4474 04:33:48,233 --> 04:33:50,233 و دیگری 4475 04:33:50,233 --> 04:33:52,233 لباسش را روی سرش بلند کرد 4476 04:33:52,233 --> 04:33:54,233 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 4477 04:33:54,233 --> 04:33:56,233 از خورشید 4478 04:33:56,233 --> 04:33:58,233 او گفت 4479 04:33:58,233 --> 04:34:00,233 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4480 04:34:00,233 --> 04:34:02,233 زیاد بگو 4481 04:34:02,233 --> 04:34:04,233 بعد شنیدم که گفت 4482 04:34:04,233 --> 04:34:06,233 اگه بهت دستور بدم 4483 04:34:06,233 --> 04:34:08,233 عبدالمجد 4484 04:34:08,233 --> 04:34:10,233 سیاه شما را هدایت می کند 4485 04:34:10,233 --> 04:34:12,233 سوگند به کتاب خداوند متعال 4486 04:34:12,233 --> 04:34:14,233 پس او را بشنوید و از او اطاعت کنید 4487 04:34:14,233 --> 04:34:18,893 خروج پیامبر 4488 04:34:18,893 --> 04:34:20,893 خدا رحمتش کند و درود فرستد 4489 04:34:20,893 --> 04:34:22,893 به سمت شیب ماننا 4490 04:34:22,893 --> 04:34:25,722 سپس رسول خدا رفت 4491 04:34:25,722 --> 04:34:27,722 خدا رحمتش کند و درود فرستد 4492 04:34:27,722 --> 04:34:29,722 به سمت شیب ماننا 4493 04:34:29,722 --> 04:34:31,722 پس جسدش را ذبح می کنیم 4494 04:34:31,722 --> 04:34:33,823 در دست شریفش 4495 04:34:33,823 --> 04:34:35,823 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 4496 04:34:35,823 --> 04:34:37,823 به حکم جابر 4497 04:34:37,823 --> 04:34:39,823 بن عبدالله رضی الله عنه 4498 04:34:39,823 --> 04:34:41,823 آنچه او گفت 4499 04:34:41,823 --> 04:34:43,823 سپس به سمت شیب رفت 4500 04:34:43,823 --> 04:34:45,823 پس شصت و سه را با دست خود ذبح کرد 4501 04:34:45,823 --> 04:34:47,823 بعد به من داد 4502 04:34:47,823 --> 04:34:49,823 خداوند از او راضی باشد 4503 04:34:49,823 --> 04:34:51,823 پس ما ذبح می کنیم که خاک است 4504 04:34:51,823 --> 04:34:53,823 و او را در هدیه او همراهی کنید 4505 04:34:53,823 --> 04:34:55,823 سپس دستور داد 4506 04:34:55,823 --> 04:34:57,823 از هر بدن برای چند 4507 04:34:57,823 --> 04:34:59,823 هر قطعه 4508 04:34:59,823 --> 04:35:01,823 بنابراین آن را در یک قابلمه گذاشتم 4509 04:35:01,823 --> 04:35:03,823 پس پختم 4510 04:35:03,823 --> 04:35:05,823 پس گوشت آن را خوردند 4511 04:35:05,823 --> 04:35:07,852 و از آبگوشت آن نوشیدند 4512 04:35:07,852 --> 04:35:09,852 نزدیک به رسول خدا بود 4513 04:35:09,852 --> 04:35:11,852 خدا رحمتش کند و درود فرستد 4514 04:35:11,852 --> 04:35:13,852 بدن یک پیام آور است 4515 04:35:13,852 --> 04:35:15,852 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 4516 04:35:15,852 --> 04:35:17,852 و ابوداود در سنن خود 4517 04:35:17,852 --> 04:35:19,852 با زنجیره انتقال معتبر 4518 04:35:19,852 --> 04:35:21,852 از عبدالله بن قرطار 4519 04:35:21,852 --> 04:35:23,852 گفت خداوند از او راضی باشد 4520 04:35:23,852 --> 04:35:25,852 نزدیک به رسول خدا 4521 04:35:25,852 --> 04:35:27,852 خدا رحمتش کند و درود فرستد 4522 04:35:27,852 --> 04:35:30,042 پنج شش جسد 4523 04:35:30,042 --> 04:35:32,042 بنابراین آنها شروع به غلتیدن کردند 4524 04:35:32,042 --> 04:35:34,042 با کدام یک از آنها شروع کند؟ 4525 04:35:34,042 --> 04:35:36,302 به روایت امام بخاری 4526 04:35:36,302 --> 04:35:38,302 در صحیح او 4527 04:35:38,302 --> 04:35:40,302 از علی بن ابی طالب 4528 04:35:40,302 --> 04:35:42,302 گفت خداوند از او راضی باشد 4529 04:35:42,302 --> 04:35:44,302 پیامبر صلی الله علیه و آله هدایت شد 4530 04:35:44,302 --> 04:35:46,302 صد شتر 4531 04:35:46,302 --> 04:35:48,302 پس دستور داد از گوشت آن بخورم 4532 04:35:48,302 --> 04:35:50,302 پس تقسیمش کردم 4533 04:35:50,302 --> 04:35:52,302 سپس به من دستور داد که او را گرامی بدارم 4534 04:35:52,302 --> 04:35:54,302 پس تقسیمش کردم 4535 04:35:54,302 --> 04:35:56,302 سپس با پوست آنها 4536 04:35:56,302 --> 04:35:58,302 پس تقسیمش کردم 4537 04:35:58,302 --> 04:36:00,302 جلال آن چیزی است که بر پشت شتر افکنده شود 4538 04:36:00,302 --> 04:36:02,302 از لباس و مانند آن 4539 04:36:02,302 --> 04:36:04,302 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 4540 04:36:04,302 --> 04:36:06,302 تلفظ برای مسلمان است 4541 04:36:06,302 --> 04:36:08,302 از علی بن ابی طالب 4542 04:36:08,302 --> 04:36:10,302 گفت خداوند از او راضی باشد 4543 04:36:10,302 --> 04:36:12,302 رسول خدا به من دستور داد 4544 04:36:12,302 --> 04:36:14,302 خدا رحمتش کند و درود فرستد 4545 04:36:14,302 --> 04:36:16,302 تا روی بدنش بایستد 4546 04:36:16,302 --> 04:36:18,302 گوشت به او صدقه بدهد 4547 04:36:18,302 --> 04:36:20,302 و پوست و پوست آن 4548 04:36:20,302 --> 04:36:22,302 و نباید آن را به قصاب بدهم 4549 04:36:22,302 --> 04:36:24,302 او گفت 4550 04:36:24,302 --> 04:36:26,302 ما آن را از 4551 04:36:26,302 --> 04:36:30,992 با ما 4552 04:36:30,992 --> 04:36:32,992 خطبه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 4553 04:36:32,992 --> 04:36:34,992 روز ایثار 4554 04:36:34,992 --> 04:36:38,652 رسول خدا صحبت کرد 4555 04:36:38,652 --> 04:36:40,652 خدا رحمتش کند و درود فرستد 4556 04:36:40,652 --> 04:36:42,652 در این روز شریف 4557 04:36:42,652 --> 04:36:44,652 خطبه عالی 4558 04:36:44,652 --> 04:36:46,753 گفتگوها مکرر بود 4559 04:36:46,753 --> 04:36:48,753 اینطور است 4560 04:36:48,753 --> 04:36:50,753 بخاری در صحیح خود 4561 04:36:50,753 --> 04:36:52,753 از ابن عباس رضی الله عنهم 4562 04:36:52,753 --> 04:36:54,753 او گفت 4563 04:36:54,753 --> 04:36:56,753 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 4564 04:36:56,753 --> 04:36:58,753 خطبه برای مردم در روز قربانی 4565 04:36:58,753 --> 04:37:00,753 و او گفت 4566 04:37:00,753 --> 04:37:02,753 آهای مردم 4567 04:37:02,753 --> 04:37:04,753 این چه روزیه؟ 4568 04:37:04,753 --> 04:37:06,753 گفت روز حرام است 4569 04:37:06,753 --> 04:37:08,753 و او گفت 4570 04:37:08,753 --> 04:37:10,753 این چه کشوری است؟ 4571 04:37:10,753 --> 04:37:12,753 او گفت 4572 04:37:12,753 --> 04:37:14,753 کشور ممنوعه 4573 04:37:14,753 --> 04:37:16,753 و او گفت 4574 04:37:16,753 --> 04:37:18,753 این 4575 04:37:18,753 --> 04:37:20,753 او گفت 4576 04:37:20,753 --> 04:37:22,782 ماه حرام 4577 04:37:22,782 --> 04:37:24,782 و او گفت 4578 04:37:24,782 --> 04:37:26,782 خون و پول شما 4579 04:37:26,782 --> 04:37:28,782 ناموس شما بر شما حرام است 4580 04:37:28,782 --> 04:37:30,782 به اندازه این روز شما مقدس است 4581 04:37:30,782 --> 04:37:32,782 در این کشور شما 4582 04:37:32,782 --> 04:37:34,782 در این ماه شما 4583 04:37:34,782 --> 04:37:36,782 بارها و بارها تکرار کرد 4584 04:37:36,782 --> 04:37:38,782 سپس سرش را بلند کرد 4585 04:37:38,782 --> 04:37:40,782 و او گفت 4586 04:37:40,782 --> 04:37:42,782 خدایا بهش رسیدی؟ 4587 04:37:42,782 --> 04:37:44,942 خدایا بهش رسیدی؟ 4588 04:37:44,942 --> 04:37:46,942 و او گفت 4589 04:37:46,942 --> 04:37:48,942 سوگند به کسی که جان من در دست اوست 4590 04:37:48,942 --> 04:37:50,942 اراده اوست 4591 04:37:50,942 --> 04:37:52,942 به ملتش 4592 04:37:52,942 --> 04:37:54,942 به شاهد غایب اطلاع داده شود 4593 04:37:54,942 --> 04:37:56,942 دیگر به کافر بودن برنگرد 4594 04:37:56,942 --> 04:37:58,942 برخی از شما گردن می‌کوبید 4595 04:37:58,942 --> 04:38:01,132 بعضی ها 4596 04:38:01,132 --> 04:38:03,132 آن دو شیخ در صحیح یحمه روایت کرده اند 4597 04:38:03,132 --> 04:38:05,132 و امام احمد در مسندش 4598 04:38:05,132 --> 04:38:07,132 از ابوبکرات رضی الله عنه 4599 04:38:07,132 --> 04:38:09,132 او گفت 4600 04:38:09,132 --> 04:38:11,132 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 4601 04:38:11,132 --> 04:38:13,132 او در استدلال خود صحبت کرد 4602 04:38:13,132 --> 04:38:35,132 سپس فرمود: همانا زمان در روزی که خداوند آسمانها و زمین را آفرید، شکل گرفت. سال 12 ماه است که چهار ماه آن حرام است، سه ماه پشت سر هم: ذی القعده، ذی الحجه و محرم و رجب مضر که بین جمادی و شعبان است. 4603 04:38:35,132 --> 04:38:48,132 سپس گفت: این چه روزی است؟ گفتیم: «خدا و رسولش داناترند» و ساکت ماندیم تا اینکه فکر کردیم آن را غیر از نامش خواهد خواند. 4604 04:38:49,192 --> 04:39:06,262 گفت: مگر روز قربانی نیست؟ گفتیم: بله. سپس گفت: این چه ماهی است؟ گفتیم: خدا و رسولش داناترند. بنابراین ما سکوت کردیم تا اینکه فکر کردیم او آن را با چیزی غیر از نامش صدا می کند. 4605 04:39:06,262 --> 04:39:24,422 گفت: مگر ذی الحجه نیست؟ گفتیم: بله. سپس گفت: این چه کشوری است؟ گفتیم: «خدا و رسولش داناترند» و سکوت کردیم تا اینکه فکر کردیم آن را به غیر از نامش خواهد خواند. 4606 04:39:24,422 --> 04:39:39,552 گفت: مگه شهر نیست؟ گفتیم: بله. گفت: خون و مال تو. او گفت: "و من فکر می کنم که چنین است." فرمود: و آبروی تو برای تو مقدس است. 4607 04:39:39,552 --> 04:39:49,552 به اندازه این روز شما مقدس است، در این ماه شما، در این کشورتان، پروردگارتان را ملاقات خواهید کرد و از شما در مورد اعمالتان سؤال خواهد کرد. 4608 04:39:49,552 --> 04:40:05,552 پس از من گمراه نشوید و گردن یکدیگر را بزنید. من منتقل نکردم؟ همانا به گواهى كه در ميان شما غايب است خبر دهيد. شاید هر که آن را بیان می کند، از برخی از کسانی که آن را می شنوند، آگاه تر باشد. 4609 04:40:05,552 --> 04:40:14,272 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سر شریفش را تراشید 4610 04:40:14,272 --> 04:40:30,753 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از ذبح شتر خود فارغ شد و روزی آن را ذبح کرد، سلمانی را فرا خواند و سر شریف آن را تراشید. معمر بن عبدالله العدوی رضی الله عنه آن را تراشید. 4611 04:40:30,753 --> 04:40:40,872 امام نووی می فرماید: درباره نام این مرد که در حجه الوداع، سر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را تراشید، اختلاف کردند. 4612 04:40:40,872 --> 04:40:51,102 صحیح معروف آن است که معمر بن عبدالله العدوی رضی الله عنه است و امام مسلم در صحیح خود آن را روایت کرده است. 4613 04:40:51,102 --> 04:41:05,102 از انس بن مالک رضی الله عنه می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد ما آمد، پس به جمره رفت و آن را سنگسار کرد، سپس با منّا به خانه اش آمد و آن را قربانی کرد. 4614 04:41:05,102 --> 04:41:15,102 سپس به آرایشگر گفت: «بردار» و به سمت راست و سپس چپش اشاره کرد و شروع کرد به دادن آن به مردم. 4615 04:41:15,102 --> 04:41:31,102 امام بخاري در صحيح خود از انس بن مالك رضي الله عنه روايت كرده كه فرمود: هنگامي كه رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلم سر او را تراشيد، ابوطلحه اولين كسي بود كه مقداري از موهايش را كوتاه كرد. 4616 04:41:31,102 --> 04:41:51,262 امام مسلم در صحیح خود از انس بن مالک رضی الله عنه روایت کرده است که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم و آرایشگر او را می تراشید و یارانش دور او رفتند و نمی خواستند مویی بریزد مگر در دست مردی. 4617 04:41:51,262 --> 04:42:06,262 امام احمد در مسند خود به سند صحیح از محمد بن عبدالله بن زید از پدرم روایت می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همراه با مردی از انصار در قتلگاه شهادت دادند. 4618 04:42:06,262 --> 04:42:24,262 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قربانی تقسیم کرد، اما هیچ اتفاقی برای او و یارانش نیفتاد. پس سرش را در جامه اش تراشید و به او داد و مقداری از آن را بین مردم تقسیم کرد و ناخن هایش را کوتاه کرد و به همراهش داد. 4619 04:42:24,262 --> 04:42:39,552 امام احمد در مسند خود به سند حسنه از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت کرده که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله گلوی او را ذبح کرد و سپس سرش را تراشید و برای مردم نشست. 4620 04:42:39,552 --> 04:43:02,612 از او چیزی نپرسیدند جز این که گفت: «لا یُضرر»، تا این که مردی نزد او آمد و گفت: «پیش از قربانی ریش کردم». گفت: ضرری ندارد. سپس دیگری آمد و گفت: یا رسول الله قبل از اینکه سنگ را دور بیندازم ریش خود را اصلاح کردم. گفت: ضرری ندارد. 4621 04:43:02,612 --> 04:43:18,612 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: عرفات همه توقفگاه است، مزدلفه همه جای توقف، منا همه جای رفتن، و همه راههای مکه راه و محل رفتن است. 4622 04:43:18,612 --> 04:43:28,233 پیامبر صلی الله علیه و آله لباس خود را پوشید و خود را خوشبو کرد 4623 04:43:28,233 --> 04:43:41,753 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پس از رجم جمرات عقبه و ذبح قربانی و قبل از طواف کعبه با طواف افاضه، لباس پوشید و خود را خوشبو کرد. 4624 04:43:41,753 --> 04:43:50,913 آن دو شیخ در صحیح و ترمذی خود روایت کرده اند و قول از ترمذی عایشه رضی الله عنها است که گفته است. 4625 04:43:50,913 --> 04:44:01,913 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را قبل از احرام و در روز قربانی قبل از طواف کعبه با عطری که مشک داشت معطر کردم. 4626 04:44:01,913 --> 04:44:13,233 امام ترمذی در مجموعه خود فرموده است و به نظر اکثر اهل علم از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دیگران به آن عمل می شود. 4627 04:44:13,233 --> 04:44:25,233 آنان معتقدند اگر حاجی احرام جمرات عقبه را در روز قربانی رجم کند و موی خود را ذبح کند و بتراشد یا موهایش را کوتاه کند، هر چه بر او حرام شده بود جز زنان بر او حلال است. 4628 04:44:25,233 --> 04:44:29,233 این نظر شافعی و احمد و اسحاق است 4629 04:44:29,233 --> 04:44:39,753 طواف او رضی الله عنه و اقامتش در منا 4630 04:44:39,753 --> 04:44:52,972 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله بر شتر خود طواف افاضه کرد. امام مسلم در صحیح خود از جابر رضی الله عنه روایت کرده که فرمود: 4631 04:44:52,972 --> 04:45:00,972 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله سوار شد و به خانه رفت و نماز ظهر را در مکه خواند. 4632 04:45:00,972 --> 04:45:08,163 آن دو شیخ در صحیح خود از ابن عباس رضی الله عنه روایت کرده اند که فرمودند. 4633 04:45:08,163 --> 04:45:16,422 در حجه الوداع، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سوار بر شتر رفت تا ستون را در طویله خود دریافت کند. 4634 04:45:16,422 --> 04:45:23,422 امام مسلم در صحیح خود از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت کرده که فرمود: 4635 04:45:23,422 --> 04:45:38,422 رسول خدا صلی الله علیه و آله در حجة الوداع با شتر خود خانه را طواف کرد و سنگ را در جیب خود گرفت تا مردم آن را ببینند و آن را گرامی بدارند و بخواهند، زیرا مردم آن را فریب دادند. 4636 04:45:38,422 --> 04:45:46,643 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز ظهر را در مکه خواند و از آن روز به منا بازگشت. 4637 04:45:46,643 --> 04:45:57,643 در روایتی دیگر نماز ظهر را در نماز ما خواند. امام مسلم در صحیح خود از ابن عمر رضی الله عنه روایت کرده که فرمود: 4638 04:45:57,643 --> 04:46:05,643 رسول خدا صلی الله علیه و آله روز قربانی را سپری کرد و بعد از ظهر با حباب بازگشت. 4639 04:46:05,643 --> 04:46:14,772 امام نووی با جمع این دو فرمودند که قبل از ظهر برای افاضه طواف کردند. 4640 04:46:14,772 --> 04:46:20,772 سپس نماز ظهر را در اول وقت در مکه خواند، سپس به منا بازگشت 4641 04:46:20,772 --> 04:46:30,772 وقتی اصحابش از او سؤال کردند، دوباره نماز ظهر را خواند، پس برای نماز ظهر دوم نماز ظهر را به جای آورد. 4642 04:46:31,772 --> 04:46:42,032 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در سه روز تشریق پس از گذشتن خورشید از نصف النهار تا زمانی که او گذشته بود جمرات را می آورد. 4643 04:46:42,032 --> 04:46:52,093 به هر جمرات هفت سنگریزه می اندازد. امام احمد در مسند خود و ابوداود در سنن خود با سند حسنه روایت کرده اند. 4644 04:46:52,093 --> 04:47:00,093 عایشه رضی الله عنها گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله به منا بازگشت. 4645 04:47:00,093 --> 04:47:12,092 پس شبهای ایام تشریق را در آنجا ماند و جمرات را هنگام طلوع آفتاب رجم کرد و هر جمرات هفت ریزه داشت و با هر سنگریزه «الله اکبر» گفت. 4646 04:47:12,092 --> 04:47:21,092 روی اولی و دومی می ایستد، ایستاده اش را طولانی می کند، تضرع می کند و سنگ سوم را پرتاب می کند، اما در آنجا متوقف نمی شود. 4647 04:47:21,092 --> 04:47:28,152 آن را امام مسلم در صحیح خود و امام احمد در مسندش روایت کرده اند و کلام آن احمد است. 4648 04:47:28,152 --> 04:47:38,152 از جابر رضی الله عنه می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی جمرات اول را سنگسار کرد و قربانی کرد. 4649 04:47:38,152 --> 04:47:42,152 سپس آن را در ظهر پرتاب کرد 4650 04:47:42,152 --> 04:47:50,282 امام احمد در مسند خود به سند حسنه از ابن عباس رضی الله عنه روایت کرده که فرمود: 4651 04:47:50,282 --> 04:47:56,282 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وقتی خورشید از غروب ظهر گذشت، سنگ ها را سنگسار کرد. 4652 04:47:56,282 --> 04:48:02,282 امام بخاری در صحیح خود از ابن عمر رضی الله عنه روایت کرده است. 4653 04:48:02,282 --> 04:48:09,282 جمرات پایین را با هفت سنگریزه سنگ می زد و بعد از هر سنگریزه «الله اکبر» می گفت 4654 04:48:09,282 --> 04:48:15,282 آن گاه پیش می رود تا آسان شود یعنی دشت زمین را منظور می کند 4655 04:48:15,282 --> 04:48:24,312 سپس رو به قبله می ایستد و مدت زیادی می ایستد و دعا می کند و دست هایش را بالا می گیرد و وسط را پرتاب می کند. 4656 04:48:24,312 --> 04:48:32,312 سپس رو به چپ می کند و راست می شود و رو به قبله می ایستد، پس بلند می شود و دعا می کند. 4657 04:48:32,312 --> 04:48:36,312 دست هایش را بلند می کند و بلند می ایستد 4658 04:48:36,312 --> 04:48:42,312 سپس جمرات عقبه را از اعماق دره پرتاب می کند و به آن بسنده نمی کند 4659 04:48:42,312 --> 04:48:45,312 سپس می رود و می گوید: 4660 04:48:45,312 --> 04:48:50,312 این گونه دیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این کار را می کرد 4661 04:48:50,312 --> 04:48:57,942 نزول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 4662 04:48:57,942 --> 04:49:00,942 و طواف خداحافظی 4663 04:49:00,942 --> 04:49:09,733 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در آخرین روز از روزهای تشریق از میان ما برخاست. 4664 04:49:09,733 --> 04:49:13,733 پس به محاسب رسید که همان الابطح است 4665 04:49:13,733 --> 04:49:15,733 از بنی کنانه می ترسید 4666 04:49:15,733 --> 04:49:19,893 آن دو شيخ در صحيح خود و ابوداود روايت كرده اند 4667 04:49:19,893 --> 04:49:21,893 و لفاف از ابوداود است 4668 04:49:21,893 --> 04:49:24,893 قال عایشه رضی الله عنها 4669 04:49:24,893 --> 04:49:29,893 رسول خدا صلی الله علیه و آله فقط محاسب را نازل کرد. 4670 04:49:29,893 --> 04:49:33,893 به طوری که اجازه می دهم بیرون بیاید و نه یک سال 4671 04:49:33,893 --> 04:49:37,893 هر کی میخواد دانلود کنه و هر کی میخواد دانلود نکنه 4672 04:49:37,893 --> 04:49:44,082 ابورافع رضی الله عنه به سنگینی پیامبر صلی الله علیه و آله بود. 4673 04:49:44,082 --> 04:49:46,082 یعنی روی وسایلش 4674 04:49:46,082 --> 04:49:48,082 بنابراین او به یک گنبد برخورد کرد 4675 04:49:48,082 --> 04:49:52,082 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با آن نازل شد 4676 04:49:52,082 --> 04:49:55,183 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 4677 04:49:55,183 --> 04:49:59,183 از ابورافع رضی الله عنه می فرماید 4678 04:49:59,183 --> 04:50:03,183 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من امر نکرد 4679 04:50:03,183 --> 04:50:06,183 آن الابطح نازل شد که یکی از ما بیرون آمد 4680 04:50:06,183 --> 04:50:09,183 اما آمدم و گنبدی در آن زدم 4681 04:50:09,183 --> 04:50:12,183 پس آمد و فرود آمد 4682 04:50:12,183 --> 04:50:15,433 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله ماند 4683 04:50:15,433 --> 04:50:19,433 در محاسب بقیه آن شبانه روز 4684 04:50:19,433 --> 04:50:23,433 کلاس های ظهر، عصر، مغرب و عشا 4685 04:50:23,433 --> 04:50:26,433 سپس آنجا دراز کشید 4686 04:50:26,433 --> 04:50:29,562 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 4687 04:50:29,562 --> 04:50:32,562 قال عن انس رضی الله عنه 4688 04:50:32,562 --> 04:50:35,562 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 4689 04:50:35,562 --> 04:50:38,562 نماز ظهر و عصر و غروب و مغرب را خواند 4690 04:50:38,562 --> 04:50:41,562 سپس در کلبه دراز کشید 4691 04:50:41,562 --> 04:50:44,562 سپس سوار خانه شد و دور آن قدم زد 4692 04:50:44,562 --> 04:50:47,823 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 4693 04:50:47,823 --> 04:50:51,823 امام احمد در مسند خود و ابوداود 4694 04:50:51,823 --> 04:50:53,823 تلفظ برای احمد است 4695 04:50:53,823 --> 04:50:56,823 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 4696 04:50:56,823 --> 04:50:59,823 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 4697 04:50:59,823 --> 04:51:02,823 نماز ظهر و عصر و غروب و مغرب را خواند 4698 04:51:02,823 --> 04:51:05,823 در المحاسب 4699 04:51:05,823 --> 04:51:08,823 بعد خوابش برد 4700 04:51:08,823 --> 04:51:11,823 سپس وارد شد و در خانه قدم زد 4701 04:51:11,823 --> 04:51:14,823 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 4702 04:51:14,823 --> 04:51:17,823 قال عایشه رضی الله عنها 4703 04:51:17,823 --> 04:51:20,823 برخی از ما فرار کردند، پس در المحصاب اردو زدیم 4704 04:51:20,823 --> 04:51:23,823 پس عبدالرحمن را صدا زد 4705 04:51:23,823 --> 04:51:26,823 یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله دعا کرد 4706 04:51:26,823 --> 04:51:29,823 رحمان برادر عایشه رضی الله عنها 4707 04:51:29,823 --> 04:51:32,823 گفت: خواهرت را ببر بیرون. 4708 04:51:32,823 --> 04:51:35,823 عمرش پر برکت باد 4709 04:51:35,823 --> 04:51:38,823 سپس طواف خود را کامل کنید 4710 04:51:38,823 --> 04:51:41,952 اینجا منتظرت میمونم 4711 04:51:41,952 --> 04:51:44,952 گفت: نصف شب آمدیم. 4712 04:51:44,952 --> 04:51:47,952 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4713 04:51:47,952 --> 04:51:50,952 وقتی تموم کردی گفتی بله 4714 04:51:50,952 --> 04:51:53,952 همراهانش را صدا زد تا بروند 4715 04:51:53,952 --> 04:51:56,952 پس مردم و طواف کنندگان خانه رفتند 4716 04:51:56,952 --> 04:51:59,952 قبل از نماز صبح 4717 04:51:59,952 --> 04:52:03,143 سپس رفت و راهی شهر شد 4718 04:52:03,143 --> 04:52:06,143 و به عبارت دیگر در دو صحیح 4719 04:52:06,143 --> 04:52:09,143 عایشه رضی الله عنها گفت 4720 04:52:09,143 --> 04:52:12,143 وقتی حج را تمام کردیم 4721 04:52:12,143 --> 04:52:15,143 رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا فرستاد 4722 04:52:15,143 --> 04:52:18,143 با عبدالرحمن بن ابی بکر صدیق 4723 04:52:18,143 --> 04:52:21,143 خداوند هر دو را رحمت کند 4724 04:52:22,143 --> 04:52:25,143 گفت: اینجا محل عمره شماست 4725 04:52:25,143 --> 04:52:28,143 گفت: آنگاه کسانی که واجد شرایط بودند به زیارت رفتند. 4726 04:52:28,143 --> 04:52:31,143 عمره در خانه و بین صفا و مروه 4727 04:52:31,143 --> 04:52:34,143 سپس حل شدند 4728 04:52:34,143 --> 04:52:37,143 پس از آن طواف دیگری انجام دادند 4729 04:52:37,143 --> 04:52:40,143 بعضی از ما برگشتیم 4730 04:52:40,143 --> 04:52:43,143 و اما کسانی که حج و عمره را جمع کردند 4731 04:52:43,143 --> 04:52:49,952 آنها فقط یک بار طواف کردند 4732 04:52:49,952 --> 04:52:52,952 اجازه خروج زنان حائض 4733 04:52:52,952 --> 04:52:57,262 رسول خدا صلی الله علیه و آله اذن فرمود 4734 04:52:57,262 --> 04:53:00,262 برای زنان حائض برای پرهیز از طواف وداع 4735 04:53:00,262 --> 04:53:03,422 آن دو شیخ از عایشه روایت کردند 4736 04:53:03,422 --> 04:53:06,422 او گفت: خدا از او راضی باشد 4737 04:53:06,422 --> 04:53:09,422 صفیه بنت حیّی پریود شد 4738 04:53:09,422 --> 04:53:12,422 بعد از اینکه سرریز شد 4739 04:53:12,422 --> 04:53:15,422 پس حیض خود را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله ذکر کرد 4740 04:53:15,422 --> 04:53:18,422 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4741 04:53:18,422 --> 04:53:21,422 من برای همیشه زندانی هستم 4742 04:53:21,422 --> 04:53:24,422 عرض کردم یا رسول الله 4743 04:53:24,422 --> 04:53:27,422 تمام شده بود و در خانه قدم زد 4744 04:53:27,422 --> 04:53:30,422 سپس بعد از حیض خود حائض شد 4745 04:53:30,422 --> 04:53:33,422 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4746 04:53:33,422 --> 04:53:36,483 آن را به حال خود رها کنید 4747 04:53:36,483 --> 04:53:39,483 امام ترمذی در مسجد خود فرمود 4748 04:53:39,483 --> 04:53:42,483 و اهل معرفت در این امر کار می کنند 4749 04:53:42,483 --> 04:53:45,483 اگر زن طواف زیارت کند 4750 04:53:45,483 --> 04:53:48,483 سپس حائض می شود، پس بیگانه می شود 4751 04:53:48,483 --> 04:53:51,483 و او هیچ ربطی به آن ندارد 4752 04:53:51,483 --> 04:53:54,483 این نظر ثوری و شافعی است 4753 04:53:54,483 --> 04:54:01,132 و احمد و اسحاق 4754 04:54:01,132 --> 04:54:04,132 بازگشت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 4755 04:54:04,132 --> 04:54:07,192 به شهر 4756 04:54:07,192 --> 04:54:11,312 و تا جایی که بتوانم او را همراهی کنم 4757 04:54:11,312 --> 04:54:14,312 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 4758 04:54:14,312 --> 04:54:17,352 از پایین مکه 4759 04:54:17,352 --> 04:54:20,352 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 4760 04:54:21,352 --> 04:54:24,352 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 4761 04:54:24,352 --> 04:54:27,352 وقتی به مکه آمد 4762 04:54:27,352 --> 04:54:30,542 از بالا وارد شد و از پایین خارج شد 4763 04:54:30,542 --> 04:54:33,542 ابن سیّد الناس گفت 4764 04:54:33,542 --> 04:54:36,542 مدت اقامتش نماز بود 4765 04:54:36,542 --> 04:54:39,542 و سلام بر مکه 4766 04:54:39,542 --> 04:54:42,542 از زمانی که وارد شد تا زمانی که آن را به ما واگذار کرد 4767 04:54:42,542 --> 04:54:45,542 به عرفات به مزدلفه 4768 04:54:45,542 --> 04:54:48,542 از ما تا محصاب 4769 04:54:48,542 --> 04:54:51,542 ده روز نزد او برگشت 4770 04:54:51,542 --> 04:54:54,733 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 4771 04:54:54,733 --> 04:54:57,733 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 4772 04:54:57,733 --> 04:55:00,733 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 4773 04:55:00,733 --> 04:55:03,733 اگر او را از تهاجم قفل می کردند 4774 04:55:03,733 --> 04:55:06,733 یا حج یا عمره 4775 04:55:06,733 --> 04:55:09,733 به تمام افتخارات زمین رشد کن 4776 04:55:09,733 --> 04:55:12,733 سه تا بزرگ بعد میگه 4777 04:55:12,733 --> 04:55:15,733 هیچ معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست 4778 04:55:15,733 --> 04:55:18,733 پادشاهی از آن اوست و ستایش از آن اوست 4779 04:55:18,733 --> 04:55:21,733 او بر همه چیز قدرتمند است 4780 04:55:21,733 --> 04:55:24,733 ایبون عبادت کنندگان توبه کننده هستند 4781 04:55:24,733 --> 04:55:27,733 برای پروردگار ما سجده می کنند و ستایش می کنند 4782 04:55:27,733 --> 04:55:30,733 خداوند به وعده خود وفا کرد 4783 04:55:30,733 --> 04:55:33,733 عبدو پیروز و شکست خورد 4784 04:55:33,733 --> 04:55:36,992 احزاب به تنهایی 4785 04:55:36,992 --> 04:55:39,992 امام ترمذی در مسجد خود روایت کرده است 4786 04:55:39,992 --> 04:55:42,992 الحکیم در مستدرک خود با سند حسنه 4787 04:55:42,992 --> 04:55:45,992 عایشه خدا از او راضی باشد 4788 04:55:45,992 --> 04:55:48,992 آب زمزم حمل می کرد 4789 04:55:48,992 --> 04:55:51,992 نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 4790 04:55:51,992 --> 04:55:58,672 او آن را حمل می کرد 4791 04:55:58,672 --> 04:56:01,672 لشکر اسامه رضی الله عنه را فرستاد 4792 04:56:01,672 --> 04:56:05,433 به پدرمان 4793 04:56:05,433 --> 04:56:08,433 امام بخاری در صحیح خود می فرماید 4794 04:56:08,433 --> 04:56:11,433 باب بعثت رسول الله صلی الله علیه وسلم 4795 04:56:11,433 --> 04:56:14,433 اسامه بن زید خدا از هر دو راضی باشد 4796 04:56:15,433 --> 04:56:18,532 پسرش شام گفت 4797 04:56:18,532 --> 04:56:21,532 او آخرین مأموریتی است که رسول خدا بر من فرستاده است 4798 04:56:21,532 --> 04:56:24,792 خدا رحمتش کند و درود فرستد 4799 04:56:24,792 --> 04:56:27,792 رسول خدا صلی الله علیه و آله عزادار شد 4800 04:56:27,792 --> 04:56:30,792 صحابه رضی الله عنه به شام حمله کردند 4801 04:56:30,792 --> 04:56:33,792 اون روز دوشنبه 4802 04:56:33,792 --> 04:56:36,792 چهار شب از صفر ماند 4803 04:56:36,792 --> 04:56:39,792 در سال 11 هجری قمری 4804 04:56:39,792 --> 04:56:42,792 فرماندهی این مأموریت بر عهده اسامه بن زید بود 4805 04:56:42,792 --> 04:56:45,792 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد 4806 04:56:45,792 --> 04:56:48,792 او پیر بود، خدا از او راضی باشد 4807 04:56:48,792 --> 04:56:51,913 18 ساله 4808 04:56:51,913 --> 04:56:54,913 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 4809 04:56:54,913 --> 04:56:57,913 از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم 4810 04:56:57,913 --> 04:57:00,913 گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 4811 04:57:00,913 --> 04:57:03,913 فرستاد و دستور داد 4812 04:57:03,913 --> 04:57:07,073 اسامه بن زید خدا از هر دو راضی باشد 4813 04:57:07,073 --> 04:57:10,073 ابن اسحاق گفت 4814 04:57:10,073 --> 04:57:13,073 خدا رحمتش کند و درود فرستد 4815 04:57:13,073 --> 04:57:16,073 یعنی از حجة الوداع برگشت 4816 04:57:16,073 --> 04:57:19,073 تا آخر ذی الحجه در مدینه ماند 4817 04:57:19,073 --> 04:57:22,073 و حرام و زرد 4818 04:57:22,073 --> 04:57:25,073 به مردم حمله کرد و او را به شام فرستاد 4819 04:57:25,073 --> 04:57:28,073 اسامه پسر اربابش زید به آنها فرمان داد 4820 04:57:28,073 --> 04:57:31,073 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد 4821 04:57:31,073 --> 04:57:34,073 دستور داد اسب را زیر پا بگذارد 4822 04:57:34,073 --> 04:57:37,073 روستاهای بلقا و دروم از سرزمین فلسطین است 4823 04:57:38,073 --> 04:57:41,073 و با اسامه بن زید بازی کن که خدا از هر دو راضی باشد 4824 04:57:41,073 --> 04:57:44,202 اولین مهاجران 4825 04:57:44,202 --> 04:57:47,202 مردم درباره رهبری اسامه بن زید صحبت کردند 4826 04:57:47,202 --> 04:57:50,202 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد 4827 04:57:50,202 --> 04:57:53,302 به خاطر سن کمش 4828 04:57:53,302 --> 04:57:56,302 وقتی این به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید 4829 04:57:56,302 --> 04:57:59,302 او به عنوان واعظ در میان مردم قیام کرد 4830 04:57:59,302 --> 04:58:02,492 همانطور که خواهد آمد 4831 04:58:02,492 --> 04:58:05,492 حافظ بن کثیر گفت 4832 04:58:06,492 --> 04:58:09,492 با متن ایشان که درود خدا بر او باد 4833 04:58:09,492 --> 04:58:12,492 و کنار گذاشتن او از ارتش اسامه 4834 04:58:12,492 --> 04:58:15,492 که او آماده کرده بود 4835 04:58:15,492 --> 04:58:18,492 رسول خدا صلی الله علیه و آله به شام 4836 04:58:18,492 --> 04:58:21,712 برای حمله به رومیان 4837 04:58:21,712 --> 04:58:24,712 اسامه رضی الله عنه با لشکر خود رفت 4838 04:58:24,712 --> 04:58:27,712 او در الجرف اردو زد 4839 04:58:27,712 --> 04:58:30,712 اما به سوریه نرفت 4840 04:58:30,712 --> 04:58:33,782 به دلیل شروع بیماری پیامبر صلی الله علیه و آله 4841 04:58:33,782 --> 04:58:36,782 ابن اسحاق گفت 4842 04:58:36,782 --> 04:58:39,782 مردم در آن اتفاق نظر داشتند 4843 04:58:39,782 --> 04:58:42,782 رسول خدا صلی الله علیه و آله شروع کرد 4844 04:58:42,782 --> 04:58:45,782 به خاطر شکایت او که خدا او را در آن گرفت 4845 04:58:45,782 --> 04:58:48,972 به آنچه از کرامت و رحمتش می خواست 4846 04:58:48,972 --> 04:58:51,972 امام ذهبی فرمودند 4847 04:58:51,972 --> 04:58:54,972 اسامه بن زید خدا از هر دو راضی باشد 4848 04:58:54,972 --> 04:58:57,972 پیامبر صلی الله علیه و آله از آن استفاده کرد 4849 04:58:57,972 --> 04:59:00,972 ارتشی برای حمله به شام 4850 04:59:00,972 --> 04:59:03,972 باشی عمر رضی الله عنه و بزرگترها 4851 04:59:03,972 --> 04:59:09,003 خشنود نشد تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت 4852 04:59:09,003 --> 04:59:13,003 صدیق رضی الله عنه برای فرستادن آنها پیشقدم شد 4853 04:59:13,003 --> 04:59:18,003 آنها به پدر ما از ولسوالی بلقه حمله کردند 4854 04:59:18,003 --> 04:59:27,712 آغاز بیماری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 4855 04:59:27,712 --> 04:59:30,712 حافظ بن کثیر گفت 4856 04:59:30,712 --> 04:59:33,832 سال 11 هجری قمری 4857 04:59:33,832 --> 04:59:36,832 امسال لذت برد 4858 04:59:36,832 --> 04:59:39,832 مسافران، شریف النبی، مستقر شده اند 4859 04:59:39,832 --> 04:59:42,832 در مدینه مطهر پیامبر 4860 04:59:42,832 --> 04:59:45,872 مرجع ایشان از حجة الوداع است 4861 04:59:45,872 --> 04:59:48,872 امسال اتفاقات بزرگی افتاد 4862 04:59:48,872 --> 04:59:51,872 یکی از بزرگترین سخنرانی ها 4863 04:59:51,872 --> 04:59:54,962 رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد 4864 04:59:54,962 --> 04:59:57,962 اما درود و رحمت بر او باد 4865 04:59:57,962 --> 05:00:00,962 خداوند متعال آن را از 4866 05:00:00,012 --> 05:00:12,012 از این سرای فانی تا سعادت ابدی در مقام بلند و بلند و درجه ای در بهشت که نه بالاتر است و نه بدتر. 4867 05:00:12,012 --> 05:00:14,012 همانطور که خداوند متعال فرموده است 4868 05:00:14,012 --> 05:00:22,012 آخرت برای تو بهتر از آخرت است و پروردگارت آن را به تو می دهد و راضی می شوی 4869 05:00:22,012 --> 05:00:32,082 تاریخی که شکایت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آغاز شد 4870 05:00:32,082 --> 05:00:34,983 ابن اسحاق گفت 4871 05:00:34,983 --> 05:00:50,983 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با گلایه شروع کرد که خداوند او را به آنچه از کرامت و رحمت خود در شب های بوقین صفر یا ماه ربیع الاول می خواست، گرفت. 4872 05:00:50,983 --> 05:00:54,042 حافظ در الفتح گفته است 4873 05:00:54,042 --> 05:01:02,042 در مورد مدت بیماری ایشان رضی الله عنه اختلاف بود، ولی حداکثر سیزده روز بود. 4874 05:01:02,042 --> 05:01:12,362 درد او از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خانه ی مادر مؤمنان میمونه بنت الحارث رضی الله عنه آغاز شد. 4875 05:01:12,362 --> 05:01:17,492 آن بزرگوار رضی الله عنه دچار سردرد شد 4876 05:01:17,492 --> 05:01:26,492 امام احمد در مسند خود و بیهقی در سند نبوت و تلفظ بیهقی با سند حسنه روایت کرده است. 4877 05:01:26,492 --> 05:01:29,492 قال عایشه رضی الله عنها 4878 05:01:29,492 --> 05:01:37,492 رسول خدا صلی الله علیه و آله بر من وارد شد و گریه می کرد و سرم درد می کرد. 4879 05:01:37,492 --> 05:01:39,492 گفتم: به سرش. 4880 05:01:39,492 --> 05:01:43,552 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4881 05:01:43,552 --> 05:01:47,552 بلکه به خدا و عایشه و سرش قسم 4882 05:01:47,552 --> 05:01:51,593 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4883 05:01:51,593 --> 05:01:55,593 اگر از تو مراقبت کنم مجبور نیستی مرا بپذیری 4884 05:01:55,593 --> 05:01:58,593 برات دعا کردم و دیدمت 4885 05:01:58,593 --> 05:02:01,593 گفت: خدا از او راضی باشد 4886 05:02:01,593 --> 05:02:05,622 به خدا من فکر می کنم اگر اینطور بود 4887 05:02:05,622 --> 05:02:09,622 آخر روز با چند زن شما در خانه ام تنها بودم 4888 05:02:09,622 --> 05:02:11,622 بنابراین با او ازدواج کردم 4889 05:02:11,622 --> 05:02:15,622 رسول خدا صلی الله علیه و آله خندید 4890 05:02:15,622 --> 05:02:20,622 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله درد خود را ادامه داد 4891 05:02:20,622 --> 05:02:24,622 پس با رسول خدا صلی الله علیه و آله سکونت گزید 4892 05:02:24,622 --> 05:02:28,622 او در خانه من، میمونا، به دنبال همسرانش می گردد 4893 05:02:28,622 --> 05:02:30,622 پس خانواده اش نزد او جمع شدند 4894 05:02:30,622 --> 05:02:42,272 پرستاری از پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه ام عایشه رضی الله عنها 4895 05:02:42,272 --> 05:02:57,663 عایشه رضی الله عنها گفت: و رسول الله صلی الله علیه وسلم درد خود را در حالی که مراقب همسران خود بود کامل کرد تا اینکه در خانه میمونه به او دلداری داد. 4896 05:02:57,663 --> 05:02:59,663 یعنی بیماری شدیدتر شد 4897 05:02:59,663 --> 05:03:01,823 پس همسرانش را صدا زد 4898 05:03:01,823 --> 05:03:05,323 بنابراین از آنها اجازه گرفت تا در خانه من از او پرستاری کند 4899 05:03:05,323 --> 05:03:07,323 پس به او اجازه داد 4900 05:03:08,082 --> 05:03:10,082 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 4901 05:03:10,082 --> 05:03:12,082 تلفظ برای مسلمان است 4902 05:03:12,082 --> 05:03:14,082 از عایشه رضی الله عنها 4903 05:03:14,082 --> 05:03:15,082 او گفت 4904 05:03:15,082 --> 05:03:18,582 اولین چیزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن شکایت کرد 4905 05:03:18,582 --> 05:03:20,582 در خانه میمونه 4906 05:03:20,582 --> 05:03:22,582 پس از همسرانش اجازه خواست 4907 05:03:22,582 --> 05:03:24,582 در خانه اش پرستاری شود 4908 05:03:24,582 --> 05:03:26,582 یعنی در خانه عایشه 4909 05:03:26,582 --> 05:03:28,612 و به او اجازه داد 4910 05:03:28,612 --> 05:03:29,612 او گفت 4911 05:03:29,612 --> 05:03:31,612 پس بیرون آمد و به او نشان داد 4912 05:03:31,612 --> 05:03:33,612 علی الفضل بن عباس 4913 05:03:33,612 --> 05:03:35,612 او را به مرد دیگری نشان می دهد 4914 05:03:35,612 --> 05:03:38,612 او علی بن ابی طالب رضی الله عنه است 4915 05:03:38,612 --> 05:03:41,612 با پاهایش پا روی زمین می گذارد 4916 05:03:41,612 --> 05:03:45,742 و به عبارت دیگر در مسند با سند حسنه 4917 05:03:45,742 --> 05:03:48,742 عایشه رضی الله عنها گفت 4918 05:03:48,742 --> 05:03:52,742 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 4919 05:03:52,742 --> 05:03:54,742 اگر از در من رد شود 4920 05:03:54,742 --> 05:03:56,742 که حرف را به گوش می رساند 4921 05:03:56,742 --> 05:03:58,742 خداوند متعال از آن بهره مند گردد 4922 05:03:58,742 --> 05:04:00,742 یک روز از آنجا گذشت 4923 05:04:00,742 --> 05:04:02,742 او چیزی نگفت 4924 05:04:02,742 --> 05:04:04,742 بعد او هم گذشت 4925 05:04:04,742 --> 05:04:06,742 او چیزی نگفت 4926 05:04:06,742 --> 05:04:08,742 دو سه بار 4927 05:04:08,742 --> 05:04:10,742 گفتم خدمتکار 4928 05:04:10,742 --> 05:04:13,742 برای من یک بالش بگذار روی در 4929 05:04:13,742 --> 05:04:15,742 و سرم را بستم 4930 05:04:15,742 --> 05:04:16,742 پس از کنارم گذشت 4931 05:04:16,742 --> 05:04:17,742 و او گفت 4932 05:04:17,742 --> 05:04:19,742 ای عایشه 4933 05:04:19,742 --> 05:04:20,832 کار شما چیست؟ 4934 05:04:20,832 --> 05:04:21,832 پس گفتم 4935 05:04:21,832 --> 05:04:23,832 سرم را ناله می کنم 4936 05:04:23,832 --> 05:04:24,832 و او گفت 4937 05:04:24,832 --> 05:04:26,832 من و سرش 4938 05:04:26,832 --> 05:04:28,832 پس رفت 4939 05:04:28,832 --> 05:04:30,832 او فقط برای مدت کوتاهی ماند 4940 05:04:30,832 --> 05:04:33,832 حتی او را در شنل حمل می کردند 4941 05:04:33,832 --> 05:04:35,902 پس بر او وارد شد 4942 05:04:35,902 --> 05:04:37,902 و نزد زنان فرستاد 4943 05:04:37,902 --> 05:04:38,902 و او گفت 4944 05:04:38,902 --> 05:04:40,902 من شکایت کرده ام 4945 05:04:40,902 --> 05:04:44,902 و من نمی توانم بین شما بروم 4946 05:04:44,902 --> 05:04:47,902 پس به من اجازه داد که نزد عایشه بمانم 4947 05:04:47,902 --> 05:04:51,062 ابوداود در سنن خود افزود 4948 05:04:51,062 --> 05:04:56,352 پس به او اجازه داد 4949 05:04:56,352 --> 05:05:03,192 شدت درد برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 4950 05:05:03,192 --> 05:05:08,192 تب بر رسول خدا صلی الله علیه و آله شدت گرفت 4951 05:05:08,192 --> 05:05:12,192 حتی گرمای آن را می توان بالای لباس پیدا کرد 4952 05:05:12,192 --> 05:05:15,282 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 4953 05:05:15,282 --> 05:05:19,282 از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت 4954 05:05:19,282 --> 05:05:23,282 بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم 4955 05:05:23,282 --> 05:05:24,282 حالش خوب نیست 4956 05:05:24,282 --> 05:05:27,282 بنابراین با دستم آن را لمس کردم 4957 05:05:27,282 --> 05:05:28,282 پس گفتم 4958 05:05:28,282 --> 05:05:29,282 ای رسول خدا 4959 05:05:29,282 --> 05:05:32,282 شما خیلی بد و ناخوش هستید 4960 05:05:32,282 --> 05:05:36,282 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4961 05:05:36,282 --> 05:05:37,282 بله 4962 05:05:37,282 --> 05:05:41,282 من به اندازه شما دو نفر نگران هستم 4963 05:05:41,282 --> 05:05:42,282 پس گفتم 4964 05:05:42,282 --> 05:05:45,282 به این دلیل است که شما دو جایزه دریافت خواهید کرد 4965 05:05:45,282 --> 05:05:48,282 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4966 05:05:48,282 --> 05:05:50,282 بله 4967 05:05:50,282 --> 05:05:54,282 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4968 05:05:54,282 --> 05:05:59,282 هیچ مسلمانی به هیچ بیماری یا بیماری دیگری مبتلا نمی شود 4969 05:05:59,282 --> 05:06:05,682 جز این است که خداوند بدی های او را از او دور می کند، همان گونه که درخت برگ های خود را می ریزد 4970 05:06:05,682 --> 05:06:09,672 از ابن ماجه و حکیم با سند حسنه روایت شده است 4971 05:06:09,672 --> 05:06:13,753 از ابوسعید خدری رضی الله عنه گفت 4972 05:06:13,753 --> 05:06:18,552 بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم و حالش بد شد 4973 05:06:18,552 --> 05:06:20,852 بنابراین دستم را روی او گذاشتم 4974 05:06:20,852 --> 05:06:24,692 آن را در دستانم روی لحاف پیدا کردم 4975 05:06:24,692 --> 05:06:29,253 عرض کردم یا رسول الله چقدر بر تو سخت است 4976 05:06:29,413 --> 05:06:33,172 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4977 05:06:33,172 --> 05:06:39,352 همین طور مصیبت برای ما ضعیف تر و ثواب برای ما ضعیف تر می شود 4978 05:06:39,352 --> 05:06:44,312 عرض کردم یا رسول الله کدام مردم مبتلاترند؟ 4979 05:06:44,312 --> 05:06:49,672 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «انبیاء». 4980 05:06:49,672 --> 05:06:53,202 گفتم ای رسول خدا پس کیست؟ 4981 05:06:53,202 --> 05:06:58,802 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «پس صالحانند». 4982 05:06:58,802 --> 05:07:08,202 اگر یکی از آنها به فقر مبتلا می شد تا اینکه یکی از آنها جز عبا نداشت، باید آن را بپوشد. 4983 05:07:08,202 --> 05:07:14,483 و اگر یکی از آنها از مصیبت خوشحال شود، همچنان که یکی از شما به رفاه شادی می کند. 4984 05:07:14,483 --> 05:07:21,112 آن دو شیخ در صحیحین خود از عایشه رضی الله عنها روایت کرده اند که فرمود: 4985 05:07:21,672 --> 05:07:28,152 من دردمندتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ندیدم 4986 05:07:28,152 --> 05:07:36,093 قول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 4987 05:07:36,093 --> 05:07:40,512 توهین ها را به من نزدیکتر بریز 4988 05:07:40,512 --> 05:07:44,233 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 4989 05:07:44,233 --> 05:07:49,432 دستور داد بر او آب بریزند تا مردم را بشناسد 4990 05:07:49,432 --> 05:07:52,753 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 4991 05:07:52,792 --> 05:07:56,152 قال عایشه رضی الله عنها 4992 05:07:56,152 --> 05:07:59,112 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 4993 05:07:59,112 --> 05:08:02,712 وقتی وارد خانه من شد و دردش شدید شد 4994 05:08:02,712 --> 05:08:03,992 او گفت 4995 05:08:03,992 --> 05:08:08,672 از هفت پوستی که شیرین نشده بود روی من آب ریختند 4996 05:08:08,672 --> 05:08:11,352 شاید آن را به مردم بسپارم 4997 05:08:11,352 --> 05:08:17,393 پس او را در کوره حفصه همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشستیم. 4998 05:08:17,393 --> 05:08:21,032 سپس از همان محل نزدیک شروع به ریختن آب روی او کردیم 4999 05:08:21,032 --> 05:08:26,032 تا اینکه با دست شروع کرد به ما اشاره کرد که این کار را کردیم 5000 05:08:26,032 --> 05:08:27,192 او گفت 5001 05:08:27,192 --> 05:08:29,233 سپس نزد مردم رفت 5002 05:08:29,233 --> 05:08:35,372 با آنان دعا کرد و خطاب به آنان کرد 5003 05:08:35,372 --> 05:08:42,022 از فضیلت ابوبکر و الانصار و اسامه یاد کرد 5004 05:08:42,022 --> 05:08:45,983 رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه خود به آن اشاره کرده است 5005 05:08:45,983 --> 05:08:49,182 فضیلت ابوبکر صدیق رضی الله عنه 5006 05:08:49,182 --> 05:08:53,062 و اسامه بن زید و پدرش رضی الله عنهم 5007 05:08:53,102 --> 05:08:56,472 و فضیلت انصار رضی الله عنهم 5008 05:08:56,472 --> 05:08:59,312 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 5009 05:08:59,312 --> 05:09:03,272 از ابوسعید خدری رضی الله عنه گفت 5010 05:09:03,272 --> 05:09:07,992 رسول خدا صلی الله علیه و آله بر منبر نشست 5011 05:09:07,992 --> 05:09:09,432 و او گفت 5012 05:09:09,432 --> 05:09:15,073 به راستی که خداوند به بنده ای این حق را داد که هر گل دنیا را که می خواهد به او بدهد 5013 05:09:15,073 --> 05:09:16,913 و آنچه او دارد 5014 05:09:16,913 --> 05:09:19,102 بنابراین آنچه را که داشت انتخاب کرد 5015 05:09:19,102 --> 05:09:21,942 ابوبکر رضی الله عنه گریه کرد 5016 05:09:21,983 --> 05:09:23,343 و او گفت 5017 05:09:23,343 --> 05:09:26,902 ما شما را با پدران و مادران خود پاداش می دهیم 5018 05:09:26,902 --> 05:09:28,582 ما او را تحسین کردیم 5019 05:09:28,582 --> 05:09:30,222 مردم گفتند 5020 05:09:30,222 --> 05:09:32,582 به این شیخ نگاه کن 5021 05:09:32,582 --> 05:09:37,983 رسول خدا صلی الله علیه و آله از بنده ای می گوید که خداوند به او نیکی کرده است. 5022 05:09:37,983 --> 05:09:42,302 میان گل این دنیا که به او داده می شود و آنچه دارد 5023 05:09:42,302 --> 05:09:43,862 و او می گوید 5024 05:09:43,862 --> 05:09:47,413 ما شما را با پدران و مادران خود پاداش می دهیم 5025 05:09:47,413 --> 05:09:51,932 رسول خدا صلی الله علیه و آله حق انتخاب داشت 5026 05:09:51,932 --> 05:09:55,552 ابوبکر کسی بود که ما را از آن خبر داد 5027 05:09:55,552 --> 05:09:59,312 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5028 05:09:59,312 --> 05:10:04,753 یکی از کسانی که شرکت و پول او را به من اعتماد کرد ابوبکر بود 5029 05:10:04,753 --> 05:10:08,192 حتی اگر دوستی از ملتم گرفته بودم 5030 05:10:08,192 --> 05:10:10,432 من ابوبکر را می گرفتم 5031 05:10:10,432 --> 05:10:12,913 جز صفت اسلام 5032 05:10:12,913 --> 05:10:18,372 هیچ درختی در مسجد باقی نمانده جز تک درخت ابوبکر 5033 05:10:18,372 --> 05:10:21,332 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 5034 05:10:21,372 --> 05:10:25,212 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 5035 05:10:25,212 --> 05:10:30,772 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام بیماری بیرون رفت و در اثر آن درگذشت. 5036 05:10:30,772 --> 05:10:33,413 سرش را با پارچه بست 5037 05:10:33,413 --> 05:10:35,372 پس بر منبر نشست 5038 05:10:35,372 --> 05:10:37,893 خدا را شکر و حمد کرد 5039 05:10:37,893 --> 05:10:39,492 سپس گفت 5040 05:10:39,492 --> 05:10:47,532 هیچ کس در میان مردم به اندازه ابوبکر بن ابی قحافه به علی نسبت به خود و مالش اعتماد ندارد. 5041 05:10:47,532 --> 05:10:50,812 حتی اگر دوستی از بین مردم گرفته بودی 5042 05:10:50,852 --> 05:10:53,772 من ابوبکر را دوست می گرفتم 5043 05:10:53,772 --> 05:10:57,052 اما شخصیت اسلام بهتر است 5044 05:10:57,052 --> 05:11:00,972 مرا از هر تماسی در این مسجد ببند 5045 05:11:00,972 --> 05:11:03,823 غیر از خوخا ابوبکر 5046 05:11:03,823 --> 05:11:06,823 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 5047 05:11:06,823 --> 05:11:10,582 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 5048 05:11:10,582 --> 05:11:16,062 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام بیماری بیرون رفت و در اثر آن درگذشت. 5049 05:11:16,062 --> 05:11:20,262 با یک پتو، او را با یک نوار تیره بسته بودند 5050 05:11:20,302 --> 05:11:23,663 سرش را با پارچه سیاه می بندد 5051 05:11:23,663 --> 05:11:26,062 تا اینکه روی منبر نشست 5052 05:11:26,062 --> 05:11:28,542 خدا را شکر و حمد کرد 5053 05:11:28,542 --> 05:11:30,062 سپس گفت 5054 05:11:30,062 --> 05:11:31,702 در مورد بعد 5055 05:11:31,702 --> 05:11:33,862 مردم زیادند 5056 05:11:33,862 --> 05:11:35,862 و انصار کم هستند 5057 05:11:35,862 --> 05:11:40,532 به طوری که آنها برای مردم مانند نمک در غذا هستند 5058 05:11:40,532 --> 05:11:45,852 هر کس از شما به کاری گماشته شود که به عده ای زیان رسانده و عده ای سودمند باشد 5059 05:11:45,852 --> 05:11:50,372 به طوری که کسانی را که به آنها نیکی می کنند می پذیرد و از کسانی که به آنها بد می کنند چشم پوشی می کند 5060 05:11:50,372 --> 05:11:56,262 آخرین جلسه ای بود که پیامبر صلی الله علیه و آله در آن نشستند 5061 05:11:56,262 --> 05:12:00,343 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است 5062 05:12:00,343 --> 05:12:04,782 بر مردی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 5063 05:12:04,782 --> 05:12:10,022 پیامبر صلی الله علیه و آله در آن روز به عنوان واعظ برخاست 5064 05:12:10,022 --> 05:12:12,542 خدا را شکر و حمد کرد 5065 05:12:12,582 --> 05:12:16,823 و برای شهدایی که در احد کشته شدند طلب آمرزش کنید 5066 05:12:16,823 --> 05:12:18,422 سپس گفت 5067 05:12:18,422 --> 05:12:22,222 ای جامعه مهاجران، شما در حال افزایش هستید 5068 05:12:22,222 --> 05:12:25,102 و انصار زیاد نمی شوند 5069 05:12:25,102 --> 05:12:29,022 انصار تقصیر کسانی هستند که من به سوی آنها فرستاده شده ام 5070 05:12:29,022 --> 05:12:31,802 یعنی آستر من و خودم 5071 05:12:31,802 --> 05:12:36,323 به مردم سخاوتمند آنها احترام بگذارید و سوء استفاده کنندگان آنها را نادیده بگیرید 5072 05:12:36,323 --> 05:12:39,082 زیرا آنها به آنچه بدهی داشتند، عمل کردند 5073 05:12:39,082 --> 05:12:41,432 آنچه باقی ماند مال آنها بود 5074 05:12:41,432 --> 05:12:43,312 ابن اسحاق گفت 5075 05:12:43,312 --> 05:12:46,512 محمد بن جعفر بن الزبیر به من گفت 5076 05:12:46,512 --> 05:12:50,192 عروة بن الزبیر و علمای دیگر 5077 05:12:50,192 --> 05:12:53,032 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5078 05:12:53,032 --> 05:12:57,632 مردم در فرستادن اسامه بن زید رضی الله عنه دیر کردند 5079 05:12:57,632 --> 05:12:59,512 او درد دارد 5080 05:12:59,512 --> 05:13:03,712 پس با سربند بیرون رفت تا بر منبر نشست 5081 05:13:03,712 --> 05:13:07,432 مردم درباره رهبری اسامه گفته بودند 5082 05:13:07,432 --> 05:13:12,983 او پسر جوانی را که سرپرستی مهاجرین و انصار را بر عهده داشت، فرماندهی کرد 5083 05:13:12,983 --> 05:13:17,022 خدا را شکر کرد و او را به خاطر آنچه سزاوارش بود ستایش کرد 5084 05:13:17,022 --> 05:13:18,582 سپس گفت 5085 05:13:18,582 --> 05:13:20,262 مردم 5086 05:13:20,262 --> 05:13:22,742 آنها فرستادن اسامه را انجام دادند 5087 05:13:22,742 --> 05:13:25,942 قسم به جانم، اگر در مورد رهبری او بگویید 5088 05:13:25,942 --> 05:13:29,503 قبلا از امارت پدرش گفتی 5089 05:13:29,503 --> 05:13:32,222 او شایسته امارت است 5090 05:13:32,222 --> 05:13:35,862 حتی اگر پدرش لیاقت او را داشته باشد 5091 05:13:35,902 --> 05:13:38,062 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 5092 05:13:38,062 --> 05:13:40,462 و امام احمد در مسندش 5093 05:13:40,462 --> 05:13:42,382 تلفظ برای احمد است 5094 05:13:42,382 --> 05:13:45,942 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 5095 05:13:45,942 --> 05:13:51,052 رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان مردم برخاست و فرمود 5096 05:13:51,052 --> 05:13:56,052 جز اینکه اسامه را مقصر می دانی و امارت او را به چالش می کشی 5097 05:13:56,052 --> 05:13:59,532 قبلا با پدرش این کار را کردی 5098 05:13:59,532 --> 05:14:02,492 حتی اگر لایق امارت باشد 5099 05:14:02,492 --> 05:14:06,093 و اگر اینطور بود، همه مردم را نسبت به خودم دوست داشتم 5100 05:14:06,093 --> 05:14:10,733 این پسر من بعد از او محبوب ترین مردم نزد من است 5101 05:14:10,733 --> 05:14:12,932 پس با او خوب رفتار کن 5102 05:14:12,932 --> 05:14:18,472 انتخاب شماست 5103 05:14:18,472 --> 05:14:24,522 امامت ابوبکر صدیق رضی الله عنه 5104 05:14:24,522 --> 05:14:27,802 رسول خدا صلی الله علیه و آله را زیارت نکرد 5105 05:14:27,802 --> 05:14:31,003 مشتاق رهبری مردم در نماز 5106 05:14:31,003 --> 05:14:33,762 با اینهمه درد 5107 05:14:33,802 --> 05:14:37,882 تا اینکه درد او را فرا گرفت و نتوانست برود 5108 05:14:37,882 --> 05:14:41,682 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 5109 05:14:41,682 --> 05:14:46,452 ابوبکر صدیق مردم را به نماز اقامه کرد 5110 05:14:46,452 --> 05:14:49,452 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 5111 05:14:49,452 --> 05:14:53,452 از عبید الله بن عبدالله بن عتبه می فرماید: 5112 05:14:53,452 --> 05:14:57,733 نزد عایشه رضی الله عنها رفتم و گفتم: 5113 05:14:57,733 --> 05:15:03,172 از بیماری رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نمی گویید؟ 5114 05:15:03,172 --> 05:15:06,922 گفت: خدا از او راضی باشد، بله 5115 05:15:06,922 --> 05:15:10,362 پس بگو پیامبر صلی الله علیه و آله 5116 05:15:10,362 --> 05:15:16,722 اصل قوم گفت: گفتیم نه، منتظر تو هستند. 5117 05:15:16,722 --> 05:15:20,602 گفت: برای من آب در چنگال بگذار. 5118 05:15:20,602 --> 05:15:23,922 او گفت: "پس ما این کار را کردیم، پس او غسل کرد." 5119 05:15:23,922 --> 05:15:27,922 پس نوا به سوی من رفت، یعنی با تلاش برخیز 5120 05:15:27,922 --> 05:15:31,242 بیهوش شد و بعد از خواب بیدار شد 5121 05:15:31,282 --> 05:15:38,362 اصل مردم گفت: گفتیم نه، ای رسول خدا منتظر تو هستند. 5122 05:15:38,362 --> 05:15:42,432 گفت: برای من آب بریز. 5123 05:15:42,432 --> 05:15:46,462 گفت پس نشست و غسل کرد 5124 05:15:46,462 --> 05:15:49,462 سپس نوا به سمت من رفت و بیهوش شد 5125 05:15:49,462 --> 05:15:52,462 سپس افق ها 5126 05:15:52,462 --> 05:15:55,462 گفت اصل مردم 5127 05:15:55,462 --> 05:15:59,462 گفتیم: نه، ای رسول خدا منتظر تو هستند 5128 05:15:59,582 --> 05:16:04,582 مردم در مسجد به انتظار پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بودند 5129 05:16:04,582 --> 05:16:07,582 برای نماز عصر آخرت 5130 05:16:07,582 --> 05:16:11,582 پس پیامبر صلی الله علیه و آله را فرستاد 5131 05:16:11,582 --> 05:16:14,582 گفت یا رسول الله 5132 05:16:14,582 --> 05:16:17,582 گفت: برای من آب بریز. 5133 05:16:17,582 --> 05:16:20,582 پس نشست و غسل کرد 5134 05:16:20,582 --> 05:16:23,582 سپس نوا به سمت من رفت و بیهوش شد 5135 05:16:23,582 --> 05:16:25,582 سپس افق ها 5136 05:16:25,582 --> 05:16:28,643 گفت اصل مردم 5137 05:16:28,643 --> 05:16:31,643 خداوند با دعا با مردم از او راضی باشد 5138 05:16:31,643 --> 05:16:34,643 پس رسول نزد او آمد 5139 05:16:34,643 --> 05:16:37,643 یعنی بلال رضی الله عنه 5140 05:16:37,643 --> 05:16:40,643 گفت: رسول خدا 5141 05:16:40,643 --> 05:16:43,643 خدا رحمتش کند و درود فرستد. او به شما دستور می دهد 5142 05:16:43,643 --> 05:16:46,643 برای دعا با مردم 5143 05:16:46,643 --> 05:16:49,643 ابوبکر رضی الله عنه گفت 5144 05:16:49,643 --> 05:16:52,643 او مرد مهربانی بود 5145 05:16:52,643 --> 05:16:55,643 ای عمر برای مردم دعا کن 5146 05:16:56,643 --> 05:16:59,643 شما سزاوارتر هستید 5147 05:16:59,643 --> 05:17:02,643 ابوبکر رضی الله عنه آن روزها نماز می خواند 5148 05:17:02,643 --> 05:17:05,672 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 5149 05:17:05,672 --> 05:17:08,672 سبکی را در خود یافت 5150 05:17:08,672 --> 05:17:11,672 پس بین دو مرد که یکی از آنها عباس بود بیرون آمد 5151 05:17:11,672 --> 05:17:14,802 برای نماز ظهر 5152 05:17:14,802 --> 05:17:17,802 شیخ در حاشیه گفت 5153 05:17:17,802 --> 05:17:20,902 دیگری علی بن ابی طالب رضی الله عنه است 5154 05:17:20,902 --> 05:17:23,902 ابوبکر رضی الله عنه مردم را به نماز اقامه کرد 5155 05:17:23,902 --> 05:17:26,902 وقتی ابوبکر رضی الله عنه او را دید 5156 05:17:26,902 --> 05:17:29,902 رفت تا دیر شود 5157 05:17:29,902 --> 05:17:32,933 پیامبر صلی الله علیه و آله به او اشاره کرد 5158 05:17:32,933 --> 05:17:35,933 نه اینکه دیر بشه 5159 05:17:35,933 --> 05:17:38,933 گفت من را کنارش بنشینند 5160 05:17:38,933 --> 05:17:41,933 پس او را در کنار ابوبکر نشاندند 5161 05:17:41,933 --> 05:17:44,933 پس ابوبکر شروع به دعا کرد 5162 05:17:44,933 --> 05:17:47,933 به دعای پیامبر صلی الله علیه و آله می ایستد 5163 05:17:47,933 --> 05:17:50,933 و مردم برای ابوبکر دعا کردند 5164 05:17:50,933 --> 05:17:53,933 پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بود 5165 05:17:53,933 --> 05:17:59,622 تعداد نمازهایی که خواند 5166 05:17:59,622 --> 05:18:02,622 ابوبکر رضی الله عنه 5167 05:18:02,622 --> 05:18:06,233 امام بیهقی فرمودند 5168 05:18:06,233 --> 05:18:09,233 که حدیث ام الفضل بر آن دلالت دارد 5169 05:18:09,233 --> 05:18:12,233 بنت الحارث 5170 05:18:12,233 --> 05:18:15,233 سپس حدیث عبید الله بن عبدالله بن عتبه 5171 05:18:15,233 --> 05:18:18,233 از عایشه و ابن عباس 5172 05:18:18,233 --> 05:18:21,233 سپس حدیث عبدالعزیز بن صهیب 5173 05:18:21,233 --> 05:18:24,233 از انس بن مالک 5174 05:18:24,233 --> 05:18:27,233 آن ابوبکر رضی الله عنه 5175 05:18:27,233 --> 05:18:30,233 او مردم را در نماز عصر آخرت رهبری کرد 5176 05:18:30,233 --> 05:18:33,233 شب جمعه 5177 05:18:33,233 --> 05:18:36,233 سپس آنها را در پنج نماز روز جمعه اقامه کرد 5178 05:18:36,233 --> 05:18:39,233 سپس پنج نماز در روز سبت 5179 05:18:39,233 --> 05:18:42,233 سپس پنج نماز یکشنبه 5180 05:18:42,233 --> 05:18:45,233 سپس آنها را در نماز صبح روز دوشنبه اقامه کرد 5181 05:18:45,233 --> 05:18:48,233 پیامبر صلی الله علیه و آله درگذشت 5182 05:18:49,323 --> 05:18:52,323 در این بین رفته بود بیرون 5183 05:18:52,323 --> 05:18:55,323 وقتی برای نماز ظهر در خود سبکی احساس کرد 5184 05:18:55,323 --> 05:18:58,323 چه در روز سبت 5185 05:18:58,323 --> 05:19:01,323 یا روز یکشنبه 5186 05:19:01,323 --> 05:19:04,323 پس از آنکه ابوبکر رضی الله عنه فتح کرد 5187 05:19:04,323 --> 05:19:07,323 ارتباط او با آنها 5188 05:19:07,323 --> 05:19:10,323 پس نمازش را باز کرد 5189 05:19:10,323 --> 05:19:13,323 نمازشان را به نماز او پیوند می زدند 5190 05:19:13,323 --> 05:19:16,323 او نشسته و آنها ایستاده اند 5191 05:19:16,323 --> 05:19:19,323 در روایت نعیم بن ابی هند و پیروان او 5192 05:19:19,323 --> 05:19:22,323 پس این مجموع دعایی است که با آنها خوانده است 5193 05:19:22,323 --> 05:19:25,323 ابوبکر رضی الله عنه در زمان حیات پیامبر 5194 05:19:25,323 --> 05:19:28,323 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5195 05:19:28,323 --> 05:19:31,323 با باز شدن قبل از خروجش 5196 05:19:31,323 --> 05:19:37,942 هفده نماز 5197 05:19:37,942 --> 05:19:42,062 آخرین وصیت نامه ها 5198 05:19:42,062 --> 05:19:45,062 رسول خدا صلی الله علیه و آله توصیه کرد 5199 05:19:45,062 --> 05:19:48,062 وصیت نامه خود را قبل از مرگ به او داد 5200 05:19:48,062 --> 05:19:51,122 و از آن 5201 05:19:51,122 --> 05:19:54,312 زانو زدن و سجده 5202 05:19:54,312 --> 05:19:57,312 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 5203 05:19:57,312 --> 05:20:00,312 از ابن عباس رضی الله عنه آنچه گفت 5204 05:20:00,312 --> 05:20:03,312 رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل کرد 5205 05:20:03,312 --> 05:20:06,312 پرده و مردم ردیف هستند 5206 05:20:06,312 --> 05:20:09,312 پشت سر ابوبکر رضی الله عنه 5207 05:20:09,312 --> 05:20:12,312 گفت: ای مردم! 5208 05:20:12,312 --> 05:20:15,312 او دیگر منادی نبوت نیست 5209 05:20:16,312 --> 05:20:19,312 مسلمان آن را می بیند یا برای او می بیند 5210 05:20:19,312 --> 05:20:22,573 همانا من از خواندن قرآن نهی شده ام 5211 05:20:22,573 --> 05:20:25,573 زانو زدن یا سجده کردن 5212 05:20:25,573 --> 05:20:28,573 در مورد تعظیم، آنها باید در مورد آن عالی باشند 5213 05:20:28,573 --> 05:20:31,573 پروردگار متعال و اما سجده 5214 05:20:31,573 --> 05:20:34,573 پس برای نماز تلاش کن 5215 05:20:34,573 --> 05:20:38,312 باشد که او به شما پاسخ دهد 5216 05:20:38,312 --> 05:20:41,503 داشتن فکر خوب در خدا 5217 05:20:41,503 --> 05:20:44,503 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 5218 05:20:44,503 --> 05:20:47,503 خداوند از گفته او راضی باشد 5219 05:20:47,503 --> 05:20:50,503 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم 5220 05:20:50,503 --> 05:20:53,503 سه روز قبل از مرگش 5221 05:20:53,503 --> 05:20:56,503 میگه هیچ کدومتون نمیمیرید 5222 05:20:56,503 --> 05:20:59,503 مگر اینکه به خدای متعال خوب فکر کند 5223 05:20:59,503 --> 05:21:02,692 امام نووی فرمودند 5224 05:21:02,692 --> 05:21:05,692 دانشمندان گفتند این یک هشدار است 5225 05:21:05,692 --> 05:21:08,692 از ناامیدی و امیدواری 5226 05:21:08,692 --> 05:21:11,722 در پایان 5227 05:21:12,722 --> 05:21:15,722 فکر کند که به او رحم کرده است 5228 05:21:15,722 --> 05:21:19,592 و او را می بخشد 5229 05:21:19,592 --> 05:21:22,812 امر به نماز 5230 05:21:22,812 --> 05:21:25,812 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 5231 05:21:25,812 --> 05:21:28,812 و ابن ماجه با سند معتبر 5232 05:21:28,812 --> 05:21:31,812 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 5233 05:21:31,812 --> 05:21:34,812 عموماً دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله بود 5234 05:21:34,812 --> 05:21:37,812 وقتی مرگ به سراغش آمد 5235 05:21:37,812 --> 05:21:40,812 دعا و آنچه که دست راست شما دارد 5236 05:21:40,812 --> 05:21:43,812 تا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5237 05:21:43,812 --> 05:21:46,812 سینه اش را با آن غرغره می کند 5238 05:21:46,812 --> 05:21:49,812 به سختی توانست آن را از زبانش بیرون بیاورد 5239 05:21:49,812 --> 05:21:52,812 منظورم این است که سخنان او نشان می دهد 5240 05:21:52,812 --> 05:21:56,163 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 5241 05:21:56,163 --> 05:21:59,163 و ابن ماجه با سند حسنه 5242 05:21:59,163 --> 05:22:02,163 قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه 5243 05:22:02,163 --> 05:22:05,163 آخرین سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله بود 5244 05:22:05,163 --> 05:22:08,163 نماز یک امر است 5245 05:22:09,163 --> 05:22:12,163 دعای نماز 5246 05:22:12,163 --> 05:22:15,163 در آنچه در اختیار دارید از خدا بترسید 5247 05:22:15,163 --> 05:22:21,272 آخرین نگاه 5248 05:22:21,272 --> 05:22:25,192 رسول خدا صلی الله علیه و آله شب را به سر برد 5249 05:22:25,192 --> 05:22:28,192 دوشنبه شب دونا 5250 05:22:28,192 --> 05:22:31,192 یعنی بیماریش تشدید شد تا اینکه از مرگ خلاص شد 5251 05:22:31,192 --> 05:22:34,192 وقتی سحر آمد 5252 05:22:34,192 --> 05:22:37,192 هوشیار شد 5253 05:22:37,192 --> 05:22:40,192 پرده اتاق را آشکار کرد 5254 05:22:41,192 --> 05:22:44,192 مردم را دید که پشت سر ابوبکر صدیق رضی الله عنه ایستاده اند. 5255 05:22:44,192 --> 05:22:47,192 لبخندی زد و از این بابت خوشحال شد 5256 05:22:47,192 --> 05:22:50,393 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 5257 05:22:50,393 --> 05:22:53,393 و امام احمد در مسندش 5258 05:22:53,393 --> 05:22:56,393 تلفظ برای احمد است 5259 05:22:56,393 --> 05:22:59,393 از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت 5260 05:22:59,393 --> 05:23:02,393 وقتی دوشنبه بود 5261 05:23:02,393 --> 05:23:05,393 رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل کرد 5262 05:23:05,393 --> 05:23:08,393 اتاق را بپوشانید 5263 05:23:08,393 --> 05:23:11,393 پس ابوبکر رضی الله عنه خواست 5264 05:23:11,393 --> 05:23:14,393 با مردم نماز می خواند 5265 05:23:14,393 --> 05:23:17,393 گفت و من به صورتش نگاه کردم 5266 05:23:17,393 --> 05:23:20,393 گویی برگی از قرآن است 5267 05:23:20,393 --> 05:23:23,393 و او در حال لبخند زدن است 5268 05:23:23,393 --> 05:23:26,393 تقریباً در نمازمان گم شده بودیم 5269 05:23:26,393 --> 05:23:29,393 به دیدار رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 5270 05:23:29,393 --> 05:23:32,393 پس ابوبکر رضی الله عنه خواست 5271 05:23:32,393 --> 05:23:35,393 پس زدن 5272 05:23:35,393 --> 05:23:38,393 همینطور که هستی 5273 05:23:38,393 --> 05:23:41,393 سپس پرده را پایین انداخت 5274 05:23:41,393 --> 05:23:47,172 سپس آن روز گذشت 5275 05:23:47,172 --> 05:23:50,172 اجازه گرفتن از ابوبکر صدیق رضی الله عنه 5276 05:23:50,172 --> 05:23:53,812 مردم از آنچه می دیدند خوشحال بودند 5277 05:23:53,812 --> 05:23:56,812 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5278 05:23:56,812 --> 05:23:59,942 هوشیار شد 5279 05:23:59,942 --> 05:24:02,942 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 5280 05:24:02,942 --> 05:24:05,942 از علی بن ابی طالب رضی الله عنه 5281 05:24:05,942 --> 05:24:08,942 از طرف رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است 5282 05:24:08,942 --> 05:24:11,942 در دردی که در آن مرد 5283 05:24:11,942 --> 05:24:14,972 و مردم گفتند 5284 05:24:14,972 --> 05:24:17,972 ای ابوالحسن چگونه شد؟ 5285 05:24:17,972 --> 05:24:20,972 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5286 05:24:20,972 --> 05:24:23,972 گفت: خدا را شکر حالم خوب شد. 5287 05:24:23,972 --> 05:24:27,132 ابوبکر صدیق اجازه خواست 5288 05:24:27,132 --> 05:24:30,132 خدا از او راضی باشد وقتی می رود 5289 05:24:30,132 --> 05:24:33,132 به خانواده اش در آرامش 5290 05:24:33,132 --> 05:24:36,132 این بعد از نماز صبح روز دوشنبه است 5291 05:24:36,132 --> 05:24:39,132 که در آن رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شد 5292 05:24:39,132 --> 05:24:42,262 ابن اسحاق گفت 5293 05:24:42,262 --> 05:24:45,262 ابوبکر صدیق رضی الله عنه می فرماید 5294 05:24:45,262 --> 05:24:48,262 ای پیامبر خدا 5295 05:24:48,262 --> 05:24:51,262 من می بینم که شما به لطف خدا تبدیل به چیزی شده اید که ما دوست داریم 5296 05:24:51,262 --> 05:24:54,262 امروز روز بیرون رفتن یک دختر است 5297 05:24:54,262 --> 05:24:57,262 بهش دادی؟ 5298 05:24:57,262 --> 05:25:00,262 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5299 05:25:01,262 --> 05:25:04,262 بله 5300 05:25:04,262 --> 05:25:07,262 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد 5301 05:25:07,262 --> 05:25:10,262 ابوبکر رضی الله عنه رفت 5302 05:25:10,262 --> 05:25:16,172 به خانواده اش در آرامش 5303 05:25:22,172 --> 05:25:26,132 درد بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شدید شد 5304 05:25:26,132 --> 05:25:29,132 وقتی به اتاق برگشت 5305 05:25:29,132 --> 05:25:32,163 شدیدترین 5306 05:25:32,163 --> 05:25:35,163 پس بر دامان عایشه دراز کشید که خدا از او راضی باشد 5307 05:25:35,163 --> 05:25:38,163 غم و اندوه شدیدی بر او غلبه کرد 5308 05:25:38,163 --> 05:25:41,192 تا اینکه فاطمه رضی الله عنه آسیب دید 5309 05:25:41,192 --> 05:25:44,352 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 5310 05:25:44,352 --> 05:25:47,352 از انس بن مالک رضی الله عنه 5311 05:25:47,352 --> 05:25:50,352 او گفت 5312 05:25:50,352 --> 05:25:53,352 زمانی که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم سنگینی می کرد 5313 05:25:53,352 --> 05:25:56,352 او را وادار کرد که خودش را بپوشاند 5314 05:25:56,352 --> 05:25:59,352 فاطمه سلام الله علیها فرمود 5315 05:25:59,352 --> 05:26:02,393 و ناراحتی پدرش 5316 05:26:02,393 --> 05:26:05,393 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود 5317 05:26:05,393 --> 05:26:08,393 هیچ ناراحتی برای پدرت نیست 5318 05:26:08,393 --> 05:26:11,612 بعد از امروز 5319 05:26:11,612 --> 05:26:14,612 امام احمد و ابن ماجه افزودند 5320 05:26:14,612 --> 05:26:17,612 با زنجیره انتقال خوب 5321 05:26:17,612 --> 05:26:20,612 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5322 05:26:20,612 --> 05:26:23,612 از پدرت چیزی آورده که نیست 5323 05:26:23,612 --> 05:26:26,612 هیچکس پشت سر نگذاشت 5324 05:26:27,612 --> 05:26:30,992 در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5325 05:26:30,992 --> 05:26:33,992 دردهای مرگ را درمان می کند 5326 05:26:33,992 --> 05:26:36,992 و عایشه رضی الله عنها 5327 05:26:36,992 --> 05:26:39,992 او را به سینه‌اش تکیه داد 5328 05:26:39,992 --> 05:26:42,992 عبدالرحمن بن ابی بکر وارد شد 5329 05:26:42,992 --> 05:26:45,992 دوست، خدا از هر دو راضی باشد 5330 05:26:45,992 --> 05:26:48,992 و در دستش سیواک خیس بود که با آن استفاده می کرد 5331 05:26:48,992 --> 05:26:51,992 یعنی خیالش راحت است 5332 05:26:51,992 --> 05:26:54,992 گویی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 5333 05:26:54,992 --> 05:26:58,253 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 5334 05:26:58,253 --> 05:27:01,253 از عایشه رضی الله عنها 5335 05:27:01,253 --> 05:27:04,253 گفت عبدالرحمن وارد شد 5336 05:27:04,253 --> 05:27:07,253 بن ابی بکر خدا از هر دو راضی باشد 5337 05:27:07,253 --> 05:27:10,253 بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 5338 05:27:10,253 --> 05:27:13,253 او را به سینه ام تکیه دادم 5339 05:27:13,253 --> 05:27:16,253 و با عبدالرحمن سواک راتاب 5340 05:27:16,253 --> 05:27:19,253 منتظرش می ماند 5341 05:27:19,253 --> 05:27:22,253 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را هلاک کرد 5342 05:27:22,253 --> 05:27:25,282 یعنی به او نگاه کرد 5343 05:27:25,282 --> 05:27:28,282 پس سیواک را گرفت، گاز گرفت و تکان داد 5344 05:27:28,282 --> 05:27:31,352 و مهربانی او 5345 05:27:31,352 --> 05:27:34,352 سپس آن را به پیامبر صلی الله علیه و آله دادم 5346 05:27:34,352 --> 05:27:37,442 پس دنبالش باش 5347 05:27:37,442 --> 05:27:40,442 من رسول خدا صلی الله علیه و آله را ندیدم 5348 05:27:40,442 --> 05:27:43,442 صبر کن، صبر کن، هرگز بهتر از او منتظر نمان 5349 05:27:43,442 --> 05:27:52,092 رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 5350 05:27:52,092 --> 05:27:56,852 عایشه رضی الله عنها گفت 5351 05:27:56,852 --> 05:27:59,852 و در دست اوست که درود خدا بر او باد 5352 05:27:59,852 --> 05:28:02,852 یک کاسه یا جعبه حاوی آب 5353 05:28:02,852 --> 05:28:05,852 بنابراین شروع کرد به گذاشتن دستانش در آب 5354 05:28:05,852 --> 05:28:08,852 صورتش را با آنها پاک می کند و می گوید 5355 05:28:08,852 --> 05:28:11,852 خدایی جز خدا نیست 5356 05:28:11,852 --> 05:28:14,852 مرگ مستی دارد 5357 05:28:14,852 --> 05:28:17,852 سپس دستانش را بالا آورد و شروع به گفتن کرد 5358 05:28:17,852 --> 05:28:20,852 در بالا رفیق 5359 05:28:20,852 --> 05:28:24,272 تا اینکه دستش را فشرد و کج کرد 5360 05:28:25,272 --> 05:28:28,272 از عایشه رضی الله عنها 5361 05:28:28,272 --> 05:28:31,272 او گفت 5362 05:28:31,272 --> 05:28:34,272 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 5363 05:28:34,272 --> 05:28:37,272 او می گوید و درست است که هیچ پیامبری دستگیر نشد 5364 05:28:37,272 --> 05:28:40,272 تا اینکه جایگاه خود را در بهشت می بیند 5365 05:28:40,272 --> 05:28:43,433 سپس او یک انتخاب دارد 5366 05:28:43,433 --> 05:28:46,433 وقتی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد 5367 05:28:46,433 --> 05:28:49,433 و سرش روی یک ران است 5368 05:28:49,433 --> 05:28:52,433 بیهوش شد و بعد از خواب بیدار شد 5369 05:28:52,433 --> 05:28:55,433 نگاهش را به پشت بام خانه دوخت 5370 05:28:55,433 --> 05:28:58,433 سپس گفت 5371 05:28:58,433 --> 05:29:01,433 خدایا برترین همراه 5372 05:29:01,433 --> 05:29:04,433 گفتم: پس او ما را انتخاب نمی کند. 5373 05:29:04,433 --> 05:29:07,433 می دانستم که این مکالمه ای بود که او به ما می گفت 5374 05:29:07,433 --> 05:29:10,462 و حقیقت دارد 5375 05:29:10,462 --> 05:29:13,462 آخرین کلمه ای بود که به زبان آورد 5376 05:29:13,462 --> 05:29:16,753 خدایا برترین همراه 5377 05:29:16,753 --> 05:29:19,753 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 5378 05:29:19,753 --> 05:29:22,753 او گفت: خدا از او راضی باشد 5379 05:29:22,753 --> 05:29:25,753 او را به سینه ام تکیه دادم 5380 05:29:25,753 --> 05:29:28,753 یا او گفت سنگ من 5381 05:29:28,753 --> 05:29:31,753 پس باست را صدا کرد 5382 05:29:31,753 --> 05:29:34,753 او در دامان من زن شد 5383 05:29:34,753 --> 05:29:37,753 هر گونه پول و انعطاف پذیر برای استراحت اعضای خود 5384 05:29:37,753 --> 05:29:40,972 به محض مرگ 5385 05:29:40,972 --> 05:29:43,972 من احساس نمی کردم که او مرده است 5386 05:29:43,972 --> 05:29:46,972 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است 5387 05:29:46,972 --> 05:29:49,972 در حالی که سرش روی شانه های من بود 5388 05:29:49,972 --> 05:29:52,972 سرش به سمت من کج شد 5389 05:29:52,972 --> 05:29:55,972 بنابراین فکر کردم او چیزی از سر من می خواهد 5390 05:29:55,972 --> 05:29:58,972 اسپرم سرد از دهانش بیرون آمد 5391 05:30:00,012 --> 05:30:03,012 بنابراین در سوراخ گلویم افتادم 5392 05:30:03,012 --> 05:30:06,012 پوستم گزگز شد 5393 05:30:06,012 --> 05:30:08,012 فکر کردم بیهوش شده 5394 05:30:08,012 --> 05:30:11,012 به او لباس پوشیدم 5395 05:30:11,012 --> 05:30:15,302 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است 5396 05:30:15,302 --> 05:30:19,302 قال عایشه رضی الله عنها 5397 05:30:19,302 --> 05:30:23,302 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شد 5398 05:30:23,302 --> 05:30:26,302 سرش بین گردن من و گردن من است 5399 05:30:26,302 --> 05:30:28,362 وقتی خودش را ترک کرد 5400 05:30:28,362 --> 05:30:31,362 تا به حال بویی خوشبوتر از این ندیدم 5401 05:30:31,362 --> 05:30:35,593 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 5402 05:30:35,593 --> 05:30:38,593 قال عایشه رضی الله عنها 5403 05:30:38,593 --> 05:30:41,593 این یکی از نعمت های خداوند بر من است 5404 05:30:41,593 --> 05:30:44,593 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5405 05:30:44,593 --> 05:30:47,593 او در خانه من و در روز من درگذشت 5406 05:30:47,593 --> 05:30:50,593 بین جادوی من و آزادی من 5407 05:30:50,593 --> 05:30:55,593 و خداوند به هنگام مرگش آب دهان مرا با آب دهان او در هم آمیخت 5408 05:30:55,593 --> 05:31:04,472 زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد 5409 05:31:04,472 --> 05:31:06,472 و سنش 5410 05:31:06,472 --> 05:31:12,712 رسول خدا صلی الله علیه و آله روز دوشنبه درگذشت 5411 05:31:12,712 --> 05:31:15,712 دوازدهم ربیع الاول 5412 05:31:15,712 --> 05:31:19,942 از سال یازدهم هجری 5413 05:31:19,942 --> 05:31:21,942 حافظ در الفتح گفته است 5414 05:31:21,942 --> 05:31:25,942 رحلت ایشان رضی الله عنه روز دوشنبه بود 5415 05:31:25,942 --> 05:31:28,942 بدون اختلاف ربیع الاول 5416 05:31:28,942 --> 05:31:31,442 تقریباً اتفاق نظر وجود داشت 5417 05:31:31,442 --> 05:31:34,172 و به گفته ابن اسحاق و اکثریت 5418 05:31:34,172 --> 05:31:36,772 در دوازدهم آن است 5419 05:31:36,772 --> 05:31:42,832 امام احمد در مسند و ابن ماجه در سنن با سند صحیح آن را نقل کرده اند. 5420 05:31:42,832 --> 05:31:46,663 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 5421 05:31:46,663 --> 05:31:52,462 آخرین نگاه را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نگاه کردم 5422 05:31:52,663 --> 05:31:55,663 رونمایی روز دوشنبه است 5423 05:31:55,663 --> 05:31:59,663 به صورت او چنان نگاه کردم که گویی برگی از قرآن است 5424 05:31:59,663 --> 05:32:04,663 مردم پشت سر ابوبکر رضی الله عنه در نماز بودند 5425 05:32:04,663 --> 05:32:06,722 بنابراین او می خواست حرکت کند 5426 05:32:06,722 --> 05:32:09,722 به او اشاره کرد که محکم بایستد 5427 05:32:09,722 --> 05:32:12,722 و پرده یعنی پرده را انداخت 5428 05:32:12,722 --> 05:32:15,722 او در پایان آن روز درگذشت 5429 05:32:15,722 --> 05:32:18,913 ابن اسحاق گفت 5430 05:32:18,913 --> 05:32:21,913 رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد 5431 05:32:22,112 --> 05:32:25,112 وقتی طلوع آن روز شدید شد 5432 05:32:25,112 --> 05:32:28,272 حافظ در الفتح گفته است 5433 05:32:28,272 --> 05:32:30,272 و آنها را با هم ترکیب می کند 5434 05:32:30,272 --> 05:32:32,272 با رها کردن دیگری 5435 05:32:32,272 --> 05:32:37,272 به معنای شروع ورود در ابتدای نیمه دوم روز 5436 05:32:37,272 --> 05:32:39,272 این ظهر است 5437 05:32:39,272 --> 05:32:43,272 اوج سحر قبل از ظهر اتفاق می افتد 5438 05:32:43,272 --> 05:32:47,272 تا غروب خورشید ادامه دارد 5439 05:32:47,272 --> 05:32:50,372 موسی بن عقبه این را تایید کرد 5440 05:32:50,573 --> 05:32:52,573 از ابن شهاب 5441 05:32:52,573 --> 05:32:57,573 که او رضی الله عنه در هنگام طلوع خورشید از دنیا رفت 5442 05:32:57,573 --> 05:33:00,573 همین امر در مورد ابوالاسود عروة نیز صادق است 5443 05:33:00,573 --> 05:33:04,672 این از جمعه ای که ذکر کردم پشتیبانی می کند 5444 05:33:04,672 --> 05:33:09,672 عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روز وفات بود 5445 05:33:09,672 --> 05:33:12,992 شصت و سه سال 5446 05:33:12,992 --> 05:33:15,992 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 5447 05:33:15,992 --> 05:33:18,992 قال عایشه رضی الله عنها 5448 05:33:19,192 --> 05:33:25,192 پیامبر صلی الله علیه و آله در شصت و سه سالگی از دنیا رفت 5449 05:33:25,192 --> 05:33:28,442 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 5450 05:33:28,442 --> 05:33:31,442 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 5451 05:33:31,442 --> 05:33:36,442 رسول خدا صلی الله علیه و آله چهل سال مبعوث شد 5452 05:33:36,442 --> 05:33:41,442 او سیزده سال در مکه ماند و وحی دریافت کرد 5453 05:33:41,442 --> 05:33:43,442 سپس امر به هجرت شد 5454 05:33:43,442 --> 05:33:45,442 ده سال مهاجرت کرد 5455 05:33:45,442 --> 05:33:48,442 او در شصت و سه سالگی درگذشت 5456 05:33:48,643 --> 05:33:51,742 امام بیهقی فرمودند 5457 05:33:51,742 --> 05:33:55,742 روایت گروه از ابن عباس در شصت و سه است 5458 05:33:55,742 --> 05:33:57,742 درست تر 5459 05:33:57,742 --> 05:33:59,802 آنها نزدیک و نزدیکتر می شوند 5460 05:33:59,802 --> 05:34:02,802 روایت آنها با روایت صحیح موافق است 5461 05:34:02,802 --> 05:34:04,802 درباره اوروا 5462 05:34:04,802 --> 05:34:06,802 از عایشه رضی الله عنها 5463 05:34:06,802 --> 05:34:08,802 و یکی از دو روایت 5464 05:34:08,802 --> 05:34:10,802 عن انس رضی الله عنه 5465 05:34:10,802 --> 05:34:12,802 و روایت صحیح 5466 05:34:12,802 --> 05:34:14,802 بر معاویه رضی الله عنه 5467 05:34:14,802 --> 05:34:17,802 این قول سعید بن المسیاب است 5468 05:34:18,003 --> 05:34:20,003 و عامر الشعبی 5469 05:34:20,003 --> 05:34:23,003 و ابوجعفر محمد بن علی 5470 05:34:23,003 --> 05:34:25,192 خداوند از او راضی باشد 5471 05:34:25,192 --> 05:34:27,192 امام نووی فرمودند 5472 05:34:27,192 --> 05:34:29,192 شصت و سه 5473 05:34:29,192 --> 05:34:31,192 این سالم ترین و معروف ترین است 5474 05:34:31,192 --> 05:34:33,192 مسلم در اینجا نقل کرده است 5475 05:34:33,192 --> 05:34:35,192 در روایت عایشه 5476 05:34:35,192 --> 05:34:37,192 انس و بن عباس 5477 05:34:37,192 --> 05:34:39,192 خداوند از ایشان راضی باشد 5478 05:34:39,192 --> 05:34:41,192 علما توافق کردند 5479 05:34:41,192 --> 05:34:44,192 صحیح ترین شصت و سه است 5480 05:34:44,192 --> 05:34:46,352 حافظ بن کثیر گفت 5481 05:34:46,552 --> 05:34:49,552 و اما سکونت ایشان رضی الله عنه 5482 05:34:49,552 --> 05:34:51,552 در شهر ده 5483 05:34:51,552 --> 05:34:54,552 این خارج از بحث است 5484 05:34:54,552 --> 05:34:56,552 و اما اقامت او در مکه 5485 05:34:56,552 --> 05:34:58,552 بعد از نبوت 5486 05:34:58,552 --> 05:35:00,552 معروف سیزده ساله است 5487 05:35:00,552 --> 05:35:03,552 زیرا درود و سلام بر او باد 5488 05:35:03,552 --> 05:35:06,552 در چهل سالگی بر او نازل شد 5489 05:35:06,552 --> 05:35:09,552 او در شصت و سه سالگی درگذشت 5490 05:35:09,552 --> 05:35:11,552 یک سال درست است 5491 05:35:11,552 --> 05:35:16,663 وحشت فاجعه 5492 05:35:16,663 --> 05:35:19,462 حافظ بن کثیر گفت 5493 05:35:19,663 --> 05:35:22,663 ناراحتی با مرگ او بیشتر شد 5494 05:35:22,663 --> 05:35:24,663 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5495 05:35:24,663 --> 05:35:27,663 عظمت سخنان و شکوه امر 5496 05:35:27,663 --> 05:35:30,663 مسلمانان در مورد پیامبرشان حق داشتند 5497 05:35:30,663 --> 05:35:32,663 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5498 05:35:32,663 --> 05:35:34,852 و امام احمد روایت کرد 5499 05:35:34,852 --> 05:35:36,852 در مسندش با سلسله روایت خوب 5500 05:35:36,852 --> 05:35:39,852 از عایشه رضی الله عنها 5501 05:35:39,852 --> 05:35:41,852 گفت عمر آمد 5502 05:35:41,852 --> 05:35:43,852 و المغیره بن شعبه 5503 05:35:43,852 --> 05:35:45,852 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد 5504 05:35:45,852 --> 05:35:47,852 پس اجازه خواستیم 5505 05:35:48,052 --> 05:35:50,052 بنابراین به آنها اجازه دادم 5506 05:35:50,052 --> 05:35:52,052 به سمت حجاب کشیده شدم 5507 05:35:52,052 --> 05:35:55,052 سپس عمر رضی الله عنه به او نگاه کرد 5508 05:35:55,052 --> 05:35:57,052 و او گفت 5509 05:35:57,052 --> 05:35:59,052 و بیهوش شد 5510 05:35:59,052 --> 05:36:01,052 چه سخت است وهم رسول خدا 5511 05:36:01,052 --> 05:36:03,052 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5512 05:36:03,052 --> 05:36:05,052 سپس او برخاست 5513 05:36:05,052 --> 05:36:07,052 وقتی به در نزدیک شدند 5514 05:36:07,052 --> 05:36:10,052 مغیره رضی الله عنه گفت 5515 05:36:10,052 --> 05:36:12,052 ای عمر 5516 05:36:12,052 --> 05:36:15,052 رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت 5517 05:36:15,052 --> 05:36:17,052 گفت دروغ گفتم 5518 05:36:17,253 --> 05:36:19,253 بلکه شما مرد حواس خود هستید 5519 05:36:19,253 --> 05:36:21,253 فتنه 5520 05:36:21,253 --> 05:36:23,282 یعنی با شما تعامل داشته باشد 5521 05:36:23,282 --> 05:36:25,282 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5522 05:36:25,282 --> 05:36:27,282 او نمی میرد 5523 05:36:27,282 --> 05:36:29,282 تا اینکه خداوند متعال نابود کند 5524 05:36:29,282 --> 05:36:31,413 منافقین 5525 05:36:31,413 --> 05:36:34,413 و به عبارت دیگر در صحیح البخاری 5526 05:36:34,413 --> 05:36:37,413 عایشه رضی الله عنها گفت 5527 05:36:37,413 --> 05:36:39,413 سپس عمر رضی الله عنه برخاست 5528 05:36:39,413 --> 05:36:41,413 او می گوید 5529 05:36:41,413 --> 05:36:43,413 به خدا قسم رسول خدا نمرده است 5530 05:36:43,413 --> 05:36:45,413 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5531 05:36:45,612 --> 05:36:47,612 خدا او را بفرستد 5532 05:36:47,612 --> 05:36:49,612 بگذار دست مردان را قطع کنند 5533 05:36:49,612 --> 05:36:51,612 و پاهایشان 5534 05:36:51,612 --> 05:36:56,753 آمدن ابوبکر 5535 05:36:56,753 --> 05:36:58,753 دوست 5536 05:36:58,753 --> 05:37:01,643 خداوند از او راضی باشد 5537 05:37:01,643 --> 05:37:03,643 سپس ابوبکر آمد 5538 05:37:03,643 --> 05:37:05,643 دوست خدا از او راضی باشد 5539 05:37:05,643 --> 05:37:07,643 المؤید المنصور 5540 05:37:07,643 --> 05:37:09,643 اول و آخر 5541 05:37:09,643 --> 05:37:11,643 و ظاهر و باطن 5542 05:37:11,643 --> 05:37:13,643 پس دره را تأسیس کرد 5543 05:37:13,643 --> 05:37:15,992 و شکافی در حقیقت 5544 05:37:15,992 --> 05:37:17,992 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 5545 05:37:18,192 --> 05:37:20,192 از عایشه رضی الله عنها 5546 05:37:20,192 --> 05:37:22,262 او گفت 5547 05:37:22,262 --> 05:37:24,262 ابوبکر رضی الله عنه آمد 5548 05:37:24,262 --> 05:37:26,262 بر اسبش 5549 05:37:26,262 --> 05:37:28,262 از محل سکونت او در Sanh 5550 05:37:28,262 --> 05:37:30,262 تا اینکه اومد پایین 5551 05:37:30,262 --> 05:37:32,262 پس وارد مسجد شد 5552 05:37:32,262 --> 05:37:34,262 او با مردم صحبت نکرد 5553 05:37:34,262 --> 05:37:36,262 تا اینکه بر عایشه رضی الله عنها وارد شد 5554 05:37:36,262 --> 05:37:38,292 پس پیامبر تیمم کرد 5555 05:37:38,292 --> 05:37:40,292 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5556 05:37:40,292 --> 05:37:42,292 او زندانی است 5557 05:37:42,292 --> 05:37:44,292 جوهرش سرده 5558 05:37:44,292 --> 05:37:46,292 صورتش را آشکار کرد 5559 05:37:46,492 --> 05:37:48,492 سپس به او تکیه می کنم 5560 05:37:48,492 --> 05:37:50,492 بنابراین او آن را پذیرفت 5561 05:37:50,492 --> 05:37:52,492 بعد گریه کردند 5562 05:37:52,492 --> 05:37:54,492 و او گفت 5563 05:37:54,492 --> 05:37:56,492 پدر و مادرم فدای تو باد 5564 05:37:56,492 --> 05:37:58,492 ای پیامبر خدا 5565 05:37:58,492 --> 05:38:00,492 خدا جمع نمی کند 5566 05:38:00,492 --> 05:38:02,492 خداوند به شما دو مرگ عنایت فرماید 5567 05:38:02,492 --> 05:38:07,343 در مورد مرگی که نوشته شد 5568 05:38:07,343 --> 05:38:09,343 حتما مرده ای 5569 05:38:09,343 --> 05:38:11,343 خطبه ابوبکر 5570 05:38:11,343 --> 05:38:13,882 خداوند در میان مردم از او راضی باشد 5571 05:38:13,882 --> 05:38:15,882 بعد رفت بیرون 5572 05:38:15,882 --> 05:38:17,882 ابوبکر صدیق رضی الله عنه 5573 05:38:18,082 --> 05:38:20,082 آنها را با رحلت رسول خدا به خاک سپرد 5574 05:38:20,082 --> 05:38:22,082 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5575 05:38:22,082 --> 05:38:24,212 امام بخاری روایت کرده است 5576 05:38:24,212 --> 05:38:26,212 در صحیح او 5577 05:38:26,212 --> 05:38:28,212 از ابن عباس رضی الله عنه 5578 05:38:28,212 --> 05:38:30,212 آنچه او گفت 5579 05:38:30,212 --> 05:38:32,212 ابوبکر رضی الله عنه 5580 05:38:32,212 --> 05:38:34,212 عمر بیرون آمد 5581 05:38:34,212 --> 05:38:36,212 ابن الخطاب رضی الله عنه 5582 05:38:36,212 --> 05:38:38,212 او با مردم صحبت می کند 5583 05:38:38,212 --> 05:38:40,212 گفت: بنشین عمر. 5584 05:38:40,212 --> 05:38:42,212 عمر حاضر نشد بنشیند 5585 05:38:42,212 --> 05:38:44,212 پس مردم پذیرفتند 5586 05:38:44,212 --> 05:38:46,212 به او و عمر را ترک کردند 5587 05:38:46,413 --> 05:38:48,472 ابوبکر گفت 5588 05:38:48,472 --> 05:38:50,472 در مورد بعد 5589 05:38:50,472 --> 05:38:52,472 کدام یک از شما محمد را می پرستد؟ 5590 05:38:52,472 --> 05:38:54,472 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5591 05:38:54,472 --> 05:38:56,472 برای محمد 5592 05:38:56,472 --> 05:38:58,472 او درگذشت 5593 05:38:58,472 --> 05:39:00,472 و هر که خدا را عبادت کند 5594 05:39:00,472 --> 05:39:02,472 زیرا خداوند زنده است و نمی میرد 5595 05:39:02,472 --> 05:39:04,472 خداوند متعال فرمود 5596 05:39:04,472 --> 05:39:06,472 و چه محمدی 5597 05:39:06,472 --> 05:39:08,472 جز یک پیام رسان 5598 05:39:08,472 --> 05:39:10,472 قبل از او از دنیا رفته بود 5599 05:39:10,472 --> 05:39:12,472 رسولان 5600 05:39:12,472 --> 05:39:14,472 یا او مرد یا آنها کشته شدند 5601 05:39:14,672 --> 05:39:16,672 روی پاشنه ات چرخیدی 5602 05:39:16,672 --> 05:39:18,672 و چه کسی می چرخد؟ 5603 05:39:18,672 --> 05:39:20,672 روی پاشنه هایش 5604 05:39:20,672 --> 05:39:22,672 هیچ چیز به خدا آسیب نمی رساند 5605 05:39:22,672 --> 05:39:24,672 و خداوند پاداش خواهد داد 5606 05:39:24,672 --> 05:39:26,902 مردم شکرگزار 5607 05:39:26,902 --> 05:39:28,902 ابن عباس رضی الله عنه گفت 5608 05:39:28,902 --> 05:39:30,902 در مورد آنها 5609 05:39:30,902 --> 05:39:32,932 مردم گریه می کردند و گریه می کردند 5610 05:39:32,932 --> 05:39:34,932 او گفت 5611 05:39:34,932 --> 05:39:36,932 به خدا قسم که مردم 5612 05:39:36,932 --> 05:39:38,932 آنها نمی دانستند که خداوند آن را نازل کرده است 5613 05:39:38,932 --> 05:39:40,932 این آیه 5614 05:39:40,932 --> 05:39:42,932 تا اینکه ابوبکر از آن پیروی کرد 5615 05:39:43,992 --> 05:39:45,992 بنابراین مردم آن را از او دریافت کردند 5616 05:39:45,992 --> 05:39:47,992 همه آنها 5617 05:39:47,992 --> 05:39:49,992 من هیچ خبری از مردم نمی شنوم 5618 05:39:49,992 --> 05:39:51,992 مگر اینکه آن را بخواند 5619 05:39:51,992 --> 05:39:53,992 عمر رضی الله عنه گفت 5620 05:39:53,992 --> 05:39:55,992 قسم میخورم چیه؟ 5621 05:39:55,992 --> 05:39:57,992 جز اینکه ابوبکر را شنیدم 5622 05:39:57,992 --> 05:39:59,992 او آن را تلاوت کرد 5623 05:39:59,992 --> 05:40:01,992 بنابراین من ناتوان شدم و حتی به من نگفتم 5624 05:40:01,992 --> 05:40:04,093 پاهای من 5625 05:40:04,093 --> 05:40:06,192 و حتی روی زمین افتادم 5626 05:40:06,192 --> 05:40:08,192 وقتی شنیدم آن را تلاوت کرد 5627 05:40:08,192 --> 05:40:10,192 فهمیدم که پیامبر 5628 05:40:10,192 --> 05:40:12,192 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5629 05:40:13,192 --> 05:40:15,192 به روایت امام بخاری 5630 05:40:15,192 --> 05:40:17,192 در صحیح او معلق است 5631 05:40:17,192 --> 05:40:19,192 از عایشه رضی الله عنها 5632 05:40:19,192 --> 05:40:21,192 در مورد او گفت 5633 05:40:21,192 --> 05:40:23,192 نامزدی آنها چه بود؟ 5634 05:40:23,192 --> 05:40:25,192 خطبه فایده ای ندارد 5635 05:40:25,192 --> 05:40:27,192 خدا رحمتش کنه 5636 05:40:27,192 --> 05:40:29,192 عمر مردم را ترسانده است 5637 05:40:29,192 --> 05:40:31,192 همانا در میان آنها نفاق است 5638 05:40:31,192 --> 05:40:33,192 خداوند به آنها پاسخ داد 5639 05:40:33,192 --> 05:40:35,192 بعد دید 5640 05:40:35,192 --> 05:40:37,192 ابوبکر مردم را راهنمایی کرد 5641 05:40:37,192 --> 05:40:39,192 و حقیقت را به آنها آموخت 5642 05:40:39,192 --> 05:40:41,192 که روی آنهاست 5643 05:40:41,192 --> 05:40:43,192 و بیرون رفتند و آن را تلاوت کردند 5644 05:40:43,192 --> 05:40:45,192 و چه محمدی 5645 05:40:45,192 --> 05:40:47,192 جز یک پیام رسان 5646 05:40:47,192 --> 05:40:49,192 قبل از او از دنیا رفته بود 5647 05:40:49,192 --> 05:40:51,413 رسولان 5648 05:40:51,413 --> 05:40:53,413 و چه محمدی 5649 05:40:53,413 --> 05:40:55,413 جز یک پیام رسان 5650 05:40:55,413 --> 05:40:57,413 قبل از او از دنیا رفته بود 5651 05:40:57,413 --> 05:40:59,413 رسولان 5652 05:40:59,413 --> 05:41:01,672 اگر بمیرد یا کشته شود 5653 05:41:01,672 --> 05:41:03,672 تو به من تبدیل شدی 5654 05:41:03,672 --> 05:41:05,672 باسن تو 5655 05:41:05,672 --> 05:41:07,672 و چه کسی 5656 05:41:07,672 --> 05:41:09,672 وارونه می شود 5657 05:41:09,672 --> 05:41:11,672 خدا آسیبی نمی بیند 5658 05:41:11,672 --> 05:41:13,672 یه چیزی 5659 05:41:13,672 --> 05:41:15,672 و خداوند پاداش خواهد داد 5660 05:41:15,672 --> 05:41:17,672 مردم شکرگزار 5661 05:41:17,672 --> 05:41:23,222 دستگاه 5662 05:41:23,222 --> 05:41:25,222 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 5663 05:41:25,222 --> 05:41:27,222 و آن را بشویید 5664 05:41:27,222 --> 05:41:29,222 و برای او کافی است 5665 05:41:29,222 --> 05:41:33,143 سپس بیعت کرد 5666 05:41:33,143 --> 05:41:35,143 ابوبکر صدیق رضی الله عنه 5667 05:41:35,143 --> 05:41:37,143 درباره او به ترتیب 5668 05:41:37,143 --> 05:41:39,143 من اهل بیت پیامبر را قبول دارم 5669 05:41:39,143 --> 05:41:41,143 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5670 05:41:41,143 --> 05:41:43,143 روی دستگاهش و بشویید 5671 05:41:43,143 --> 05:41:45,302 آنها در مورد آن اختلاف نظر داشتند 5672 05:41:45,302 --> 05:41:47,302 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 5673 05:41:47,302 --> 05:41:49,302 و ابوداود در سنن خود 5674 05:41:49,302 --> 05:41:51,302 با زنجیره انتقال خوب 5675 05:41:51,302 --> 05:41:53,302 از عایشه رضی الله عنها 5676 05:41:53,302 --> 05:41:55,302 او گفت 5677 05:41:55,302 --> 05:41:57,302 وقتی می خواستند بشورند 5678 05:41:57,302 --> 05:41:59,302 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5679 05:41:59,302 --> 05:42:01,302 آنها در مورد آن اختلاف نظر داشتند 5680 05:42:01,302 --> 05:42:03,302 و گفتند 5681 05:42:03,302 --> 05:42:05,302 قسم می خورم که نمی دانیم چگونه این کار را انجام دهیم 5682 05:42:05,302 --> 05:42:07,302 من از رسول خدا بریده شده ام 5683 05:42:07,302 --> 05:42:09,302 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5684 05:42:09,302 --> 05:42:11,302 همانطور که مردگان خود را برهنه می کنیم 5685 05:42:11,302 --> 05:42:13,302 یا باید بشوریم؟ 5686 05:42:13,302 --> 05:42:15,332 و لباسش را پوشیده است 5687 05:42:15,332 --> 05:42:17,332 او گفت 5688 05:42:17,332 --> 05:42:19,332 زمانی که اختلاف نظر داشتند 5689 05:42:19,332 --> 05:42:21,332 خداوند برایشان سنت فرستاد 5690 05:42:21,332 --> 05:42:23,332 حتی به خدا هیچ یک از مردم 5691 05:42:23,332 --> 05:42:25,332 از یک مرد به جز چانه اش 5692 05:42:25,332 --> 05:42:27,362 در سینه اش خواب 5693 05:42:27,362 --> 05:42:29,362 او گفت 5694 05:42:29,362 --> 05:42:31,362 سپس از کنار خانه با آنها صحبت کرد 5695 05:42:31,362 --> 05:42:33,362 آنها نمی دانند او کیست 5696 05:42:33,362 --> 05:42:35,362 و او گفت 5697 05:42:35,362 --> 05:42:37,362 پیامبر صلی الله علیه و آله را بشوی 5698 05:42:37,362 --> 05:42:39,362 و لباسش را پوشیده است 5699 05:42:39,362 --> 05:42:41,462 او گفت 5700 05:42:41,462 --> 05:42:43,462 پس بر او قیام کردند 5701 05:42:43,462 --> 05:42:45,462 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را غسل دادند 5702 05:42:45,462 --> 05:42:47,462 او در پیراهنش است 5703 05:42:47,462 --> 05:42:49,462 سرریز می شود 5704 05:42:49,462 --> 05:42:51,462 آب و سید 5705 05:42:51,462 --> 05:42:53,462 مردها او را با پیراهن ماساژ می دهند 5706 05:42:53,462 --> 05:42:55,522 و امام احمد روایت کرد 5707 05:42:55,522 --> 05:42:57,522 در مسندش با سلسله روایت خوب 5708 05:42:57,522 --> 05:42:59,522 برای دیگران 5709 05:42:59,522 --> 05:43:01,522 از ابن عباس رضی الله عنهم 5710 05:43:01,522 --> 05:43:03,522 او گفت 5711 05:43:03,522 --> 05:43:05,522 وقتی مردم برای شستن جمع شدند 5712 05:43:05,522 --> 05:43:07,522 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5713 05:43:07,522 --> 05:43:09,522 هیچ کس در خانه جز خانواده اش نیست 5714 05:43:09,522 --> 05:43:11,522 عمویش عباس 5715 05:43:11,522 --> 05:43:13,522 بن عبدالمطلب 5716 05:43:13,522 --> 05:43:15,522 و علی بن ابی طالب 5717 05:43:15,522 --> 05:43:17,522 و الفضل بن العباس 5718 05:43:17,522 --> 05:43:19,522 و قثم بن العباس 5719 05:43:19,522 --> 05:43:21,522 و اسامه بن زید 5720 05:43:21,522 --> 05:43:23,522 بن حارثه 5721 05:43:23,522 --> 05:43:25,522 و صالح مولای اوست 5722 05:43:25,522 --> 05:43:27,522 یعنی بنده رسول خدا صلی الله علیه و آله 5723 05:43:27,522 --> 05:43:29,593 پس چرا؟ 5724 05:43:29,593 --> 05:43:31,593 شستشو را کامل کنید 5725 05:43:31,593 --> 05:43:33,593 از پشت در صدا کرد 5726 05:43:33,593 --> 05:43:35,593 اوس بن خولی الانصاری 5727 05:43:35,593 --> 05:43:37,593 خداوند از او راضی باشد 5728 05:43:37,593 --> 05:43:39,593 سپس احد بن عوف بن الخزرج 5729 05:43:39,593 --> 05:43:41,593 بدریا بود 5730 05:43:41,593 --> 05:43:43,593 به علی بن زنگ زد 5731 05:43:43,593 --> 05:43:45,593 ابوطالب رضی الله عنه 5732 05:43:45,593 --> 05:43:47,593 و به او گفت 5733 05:43:47,593 --> 05:43:49,593 ای علی به تو متوسل شدم 5734 05:43:49,593 --> 05:43:51,593 خدا و بخت ما از رسول خدا 5735 05:43:51,593 --> 05:43:53,593 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5736 05:43:53,593 --> 05:43:55,593 علی به او گفت 5737 05:43:55,593 --> 05:43:57,593 بیا داخل 5738 05:43:57,593 --> 05:43:59,593 پس وارد شد 5739 05:43:59,593 --> 05:44:01,593 پس در غسل رسول خدا شرکت کرد 5740 05:44:01,593 --> 05:44:03,593 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5741 05:44:03,593 --> 05:44:05,593 بعد از شستن چیزی نمی آید 5742 05:44:05,593 --> 05:44:07,593 او گفت 5743 05:44:07,593 --> 05:44:09,593 پس آن را روی سینه اش گذاشت 5744 05:44:09,593 --> 05:44:11,593 و یک پیراهن به تن دارد 5745 05:44:11,593 --> 05:44:13,593 العباس و الفضل بود 5746 05:44:13,593 --> 05:44:15,593 و سپس آن را برمی گردانند 5747 05:44:15,593 --> 05:44:17,593 با علی بن ابی طالب 5748 05:44:17,593 --> 05:44:19,593 او اسامه بن زید بود 5749 05:44:19,593 --> 05:44:21,593 و صالح، ارباب آنها 5750 05:44:21,593 --> 05:44:23,593 آب می ریزند 5751 05:44:23,593 --> 05:44:25,593 و علی را وادار به شستشوی او کرد 5752 05:44:25,593 --> 05:44:27,593 رسول خدا را ندید 5753 05:44:27,593 --> 05:44:29,593 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5754 05:44:29,593 --> 05:44:31,593 چیزی که او می بیند 5755 05:44:31,593 --> 05:44:33,593 از مردگان 5756 05:44:33,593 --> 05:44:35,593 و او می گوید 5757 05:44:35,593 --> 05:44:37,593 پدر و مادرم 5758 05:44:37,593 --> 05:44:39,652 چقدر خوب هستی زنده و مرده 5759 05:44:39,652 --> 05:44:41,652 حتی اگر خالی باشند 5760 05:44:41,652 --> 05:44:43,652 که رسول خدا را غسل داد 5761 05:44:43,652 --> 05:44:45,652 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5762 05:44:45,652 --> 05:44:47,652 با آب و برگ های نیلوفر آبی شسته شد 5763 05:44:47,652 --> 05:44:49,652 آن را خشک کنید 5764 05:44:49,652 --> 05:44:51,652 سپس او را در سه لباس گنجاندند 5765 05:44:51,652 --> 05:44:53,843 و آن دو شیخ روایت کردند 5766 05:44:53,843 --> 05:44:55,843 در دو صحیح آنها 5767 05:44:55,843 --> 05:44:57,843 از عایشه رضی الله عنها 5768 05:44:57,843 --> 05:44:59,843 او گفت 5769 05:44:59,843 --> 05:45:01,843 خداوند از او راضی باشد، رضی الله عنه 5770 05:45:01,843 --> 05:45:03,843 در سه لباس 5771 05:45:03,843 --> 05:45:05,843 تخم مارمولک 5772 05:45:05,843 --> 05:45:07,843 از کرفس 5773 05:45:07,843 --> 05:45:09,843 روی آن پیراهن و عمامه نیست 5774 05:45:09,843 --> 05:45:12,163 امام ترمذی فرمودند 5775 05:45:12,163 --> 05:45:14,163 در یک دانشگاه 5776 05:45:14,163 --> 05:45:16,163 در کفن پیامبر نقل شده است 5777 05:45:16,163 --> 05:45:18,163 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5778 05:45:18,163 --> 05:45:20,163 روایات مختلف 5779 05:45:20,163 --> 05:45:22,163 و حدیث عایشه 5780 05:45:22,163 --> 05:45:24,163 درست ترین داستان هایی که تا به حال گفته شده است 5781 05:45:24,163 --> 05:45:26,163 در کفن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 5782 05:45:26,163 --> 05:45:28,163 و کار کن 5783 05:45:28,163 --> 05:45:30,163 بر حدیث عایشه گفت 5784 05:45:30,163 --> 05:45:32,163 به گفته اکثر علما 5785 05:45:32,163 --> 05:45:34,163 یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 5786 05:45:34,163 --> 05:45:36,163 و دیگران 5787 05:45:36,163 --> 05:45:41,332 دعا برای رسول خدا 5788 05:45:41,332 --> 05:45:43,332 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5789 05:45:46,292 --> 05:45:48,292 وقتی رسول خدا کفن شد 5790 05:45:48,292 --> 05:45:50,292 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5791 05:45:50,292 --> 05:45:52,292 اذن مردم به نماز 5792 05:45:52,292 --> 05:45:54,292 روی آن به صورت جداگانه 5793 05:45:54,292 --> 05:45:56,323 هیچ کس به آنها اهمیت نمی دهد 5794 05:45:56,323 --> 05:45:58,323 امام احمد روایت کرد 5795 05:45:58,323 --> 05:46:00,323 این توسط یک زنجیره معتبر از روایت پشتیبانی می شود 5796 05:46:00,323 --> 05:46:02,323 از ابواسیب رضی الله عنه 5797 05:46:02,323 --> 05:46:04,323 او شهادت داد 5798 05:46:04,323 --> 05:46:06,323 دعا برای رسول خدا 5799 05:46:06,323 --> 05:46:08,323 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5800 05:46:08,323 --> 05:46:10,323 گفتند 5801 05:46:10,323 --> 05:46:12,323 چگونه برای او دعا کنیم؟ 5802 05:46:12,323 --> 05:46:14,323 گفت: بیا داخل. 5803 05:46:14,323 --> 05:46:16,323 ارسلا ارسالا 5804 05:46:16,323 --> 05:46:18,323 او گفت 5805 05:46:18,323 --> 05:46:20,323 از این در وارد می شدند 5806 05:46:20,323 --> 05:46:22,323 بر او دعا می کنند 5807 05:46:22,323 --> 05:46:24,323 سپس از در بیرون می روند 5808 05:46:24,323 --> 05:46:26,452 دیگری 5809 05:46:26,452 --> 05:46:28,452 حافظ بن کثیر گفت 5810 05:46:28,452 --> 05:46:30,452 این قباله 5811 05:46:30,452 --> 05:46:32,452 و اوست دعایشان بر او رضی الله عنه 5812 05:46:32,452 --> 05:46:34,452 به صورت انفرادی 5813 05:46:34,452 --> 05:46:36,452 هیچ کس آنها را به خاطر آن سرزنش نکرد 5814 05:46:36,452 --> 05:46:38,452 یک موضوع متفق القول 5815 05:46:38,452 --> 05:46:43,913 در مورد آن اختلافی وجود ندارد 5816 05:46:43,913 --> 05:46:45,913 دفن پیامبر 5817 05:46:45,913 --> 05:46:47,913 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5818 05:46:47,913 --> 05:46:50,932 رسول خدا دفن شد 5819 05:46:50,932 --> 05:46:52,932 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5820 05:46:52,932 --> 05:46:54,932 در جایی که او را گرفتار کردند 5821 05:46:54,932 --> 05:46:56,992 امام احمد روایت کرد 5822 05:46:56,992 --> 05:46:58,992 در مسند و ترمذی او 5823 05:46:58,992 --> 05:47:00,992 در یک دانشگاه 5824 05:47:00,992 --> 05:47:02,992 و او با راههای خود برکت یافته است 5825 05:47:02,992 --> 05:47:05,032 و شواهد آن 5826 05:47:05,032 --> 05:47:07,032 از عایشه رضی الله عنها 5827 05:47:07,032 --> 05:47:09,032 او گفت 5828 05:47:09,032 --> 05:47:11,032 زمانی که رسول خدا دستگیر شد 5829 05:47:11,032 --> 05:47:13,032 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5830 05:47:13,032 --> 05:47:15,062 در مورد دفن او اختلاف نظر داشتند 5831 05:47:15,062 --> 05:47:17,062 ابوبکر گفت: 5832 05:47:17,062 --> 05:47:19,062 خداوند از او راضی باشد 5833 05:47:19,062 --> 05:47:21,062 از رسول خدا شنیدم 5834 05:47:21,062 --> 05:47:23,062 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5835 05:47:23,062 --> 05:47:25,062 چیزی که فراموش کردم 5836 05:47:25,062 --> 05:47:27,062 او گفت 5837 05:47:27,062 --> 05:47:29,062 خداوند پیامبری را نگرفته است 5838 05:47:29,062 --> 05:47:31,062 او را در رختخوابش دفن کنید 5839 05:47:31,062 --> 05:47:33,222 و امام ترمذی روایت کرده است 5840 05:47:33,222 --> 05:47:35,222 در شمایل 5841 05:47:35,222 --> 05:47:37,222 با زنجیره انتقال معتبر 5842 05:47:37,222 --> 05:47:39,222 عن سالم بن عبید 5843 05:47:39,222 --> 05:47:41,222 اشجعی رضی الله عنه 5844 05:47:41,222 --> 05:47:43,222 او گفت 5845 05:47:43,222 --> 05:47:45,222 از ابوبکر صدیق 5846 05:47:45,222 --> 05:47:47,222 خداوند از او راضی باشد 5847 05:47:47,222 --> 05:47:49,222 ای صحابی رسول خدا 5848 05:47:49,222 --> 05:47:51,222 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5849 05:47:51,222 --> 05:47:53,222 رسول خدا دفن شود 5850 05:47:53,222 --> 05:47:55,222 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5851 05:47:55,222 --> 05:47:57,222 گفت بله 5852 05:47:57,222 --> 05:47:59,222 گفت خدا از او راضی باشد 5853 05:47:59,222 --> 05:48:01,222 در جایی که 5854 05:48:01,222 --> 05:48:03,222 خداوند روحش را قرین کند 5855 05:48:03,222 --> 05:48:05,222 خدا آن را نگرفت 5856 05:48:05,222 --> 05:48:07,222 روحش در یک مکان است 5857 05:48:07,222 --> 05:48:09,382 باشه 5858 05:48:09,382 --> 05:48:11,382 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 5859 05:48:11,382 --> 05:48:13,382 و ابن ماجه در سنن خود 5860 05:48:13,382 --> 05:48:15,413 با زنجیره انتقال خوب 5861 05:48:15,413 --> 05:48:17,413 از انس بن مالک 5862 05:48:17,413 --> 05:48:19,413 گفت خداوند از او راضی باشد 5863 05:48:19,413 --> 05:48:21,413 وقتی رسول خدا وفات کرد 5864 05:48:21,413 --> 05:48:23,413 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5865 05:48:23,413 --> 05:48:25,413 مردی در شهر بود 5866 05:48:25,413 --> 05:48:27,413 او بی دین است و دیگری انتقاد می کند 5867 05:48:27,413 --> 05:48:29,472 و گفتند 5868 05:48:29,472 --> 05:48:31,472 ما از پروردگارمان یاری می جوییم 5869 05:48:31,472 --> 05:48:33,472 و براشون میفرستیم 5870 05:48:33,472 --> 05:48:35,472 کدام یک از این دو را پشت سر گذاشتیم؟ 5871 05:48:35,472 --> 05:48:37,472 پس نزد آنها فرستاد 5872 05:48:37,472 --> 05:48:39,472 صاحب قبر بر او پیشی گرفت 5873 05:48:39,472 --> 05:48:41,472 پس پیامبر را عبادت کردند 5874 05:48:41,472 --> 05:48:43,472 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5875 05:48:43,472 --> 05:48:45,733 به روایت ابن هیبان 5876 05:48:45,733 --> 05:48:47,733 در صحیح او با سلسله روایت 5877 05:48:47,733 --> 05:48:49,733 حسنا از ابن عباس 5878 05:48:49,733 --> 05:48:51,733 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد 5879 05:48:51,733 --> 05:48:53,733 گفت وارد قبری شد 5880 05:48:53,733 --> 05:48:55,733 و رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است 5881 05:48:55,733 --> 05:48:57,733 عباس و علی 5882 05:48:57,733 --> 05:48:59,733 و اعتبار 5883 05:48:59,733 --> 05:49:01,733 و این همه تنهاست 5884 05:49:01,733 --> 05:49:03,733 مرد انصار 5885 05:49:03,733 --> 05:49:05,733 اوست که لحود را شهید کرد 5886 05:49:05,733 --> 05:49:07,733 روز بدر 5887 05:49:07,733 --> 05:49:09,733 شیخ در حاشیه گفت 5888 05:49:09,733 --> 05:49:11,733 او ابوطلحه است 5889 05:49:11,733 --> 05:49:13,733 زید بن سهلن انصاری 5890 05:49:13,733 --> 05:49:16,052 خداوند از او راضی باشد 5891 05:49:16,052 --> 05:49:18,052 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 5892 05:49:18,052 --> 05:49:20,052 از ابن عباس 5893 05:49:20,052 --> 05:49:22,052 او گفت: خداوند از آنها راضی باشد 5894 05:49:22,052 --> 05:49:26,052 در قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله گذاشته شد 5895 05:49:26,052 --> 05:49:28,082 تاج خروس قرمز 5896 05:49:28,082 --> 05:49:30,082 و امام ترمذی روایت کرده است 5897 05:49:30,082 --> 05:49:32,082 در دانشگاه سناد حسن 5898 05:49:32,082 --> 05:49:34,082 عن شقران رضی الله عنه 5899 05:49:34,082 --> 05:49:36,082 او گفت 5900 05:49:36,082 --> 05:49:38,082 قسم می خورم که مخمل را بالا آوردم 5901 05:49:38,082 --> 05:49:40,082 زیر نظر رسول خدا صلی الله علیه و آله 5902 05:49:40,082 --> 05:49:42,082 در قبر 5903 05:49:42,082 --> 05:49:44,112 به روایت ابن ماجه 5904 05:49:44,112 --> 05:49:46,112 با زنجیره انتقال خوب از دیگران 5905 05:49:46,112 --> 05:49:48,112 از ابن عباس 5906 05:49:48,112 --> 05:49:50,112 او گفت: خداوند از آنها راضی باشد 5907 05:49:50,112 --> 05:49:52,112 شقران مولا بود 5908 05:49:52,112 --> 05:49:54,112 او گل تاج خروس را گرفت 5909 05:49:54,112 --> 05:49:56,112 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 5910 05:49:56,112 --> 05:49:58,112 او آن را می پوشد 5911 05:49:58,112 --> 05:50:00,112 پس او را در قبر دفن کرد 5912 05:50:00,112 --> 05:50:02,112 و او گفت 5913 05:50:02,112 --> 05:50:04,112 به خدا او نمی پوشد 5914 05:50:04,112 --> 05:50:06,112 هیچ کس به دنبال شما نخواهد آمد 5915 05:50:06,112 --> 05:50:08,112 پس با رسول خدا دفن شد 5916 05:50:08,112 --> 05:50:10,152 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5917 05:50:10,152 --> 05:50:12,152 رسول خدا دفن شد 5918 05:50:12,152 --> 05:50:14,152 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5919 05:50:14,152 --> 05:50:16,212 شب چهارم 5920 05:50:16,212 --> 05:50:18,212 امام احمد روایت کرده است 5921 05:50:18,212 --> 05:50:20,212 با زنجیره انتقال خوب 5922 05:50:20,212 --> 05:50:22,212 از عایشه رضی الله عنها 5923 05:50:22,212 --> 05:50:23,212 او گفت 5924 05:50:23,212 --> 05:50:26,212 پیامبر صلی الله علیه و آله رحلت کرد 5925 05:50:26,212 --> 05:50:28,212 دوشنبه 5926 05:50:28,212 --> 05:50:30,212 شب چهارشنبه به خاک سپرده شد 5927 05:50:30,212 --> 05:50:32,402 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 5928 05:50:32,402 --> 05:50:34,402 با زنجیره انتقال خوب 5929 05:50:34,402 --> 05:50:36,402 از عایشه رضی الله عنها 5930 05:50:36,402 --> 05:50:38,402 او گفت 5931 05:50:38,402 --> 05:50:40,402 ما از دفن رسول خدا خبر نداشتیم 5932 05:50:40,402 --> 05:50:42,402 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5933 05:50:42,402 --> 05:50:44,402 تا اینکه صدای نقشه بردار را شنیدیم 5934 05:50:44,402 --> 05:50:46,402 از آخر شب 5935 05:50:46,402 --> 05:50:48,402 چهارشنبه شب 5936 05:50:48,402 --> 05:50:50,433 حافظ بن کثیر گفت 5937 05:50:50,433 --> 05:50:52,433 حرف درست این است 5938 05:50:52,433 --> 05:50:54,433 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5939 05:50:54,433 --> 05:50:56,433 او بقیه روز دوشنبه ماند 5940 05:50:56,433 --> 05:50:58,433 و سه شنبه تمام شد 5941 05:50:58,433 --> 05:51:00,433 او را شبانه دفن کردند 5942 05:51:00,433 --> 05:51:02,433 چهارشنبه 5943 05:51:02,433 --> 05:51:04,433 امام سندی فرمودند 5944 05:51:04,433 --> 05:51:06,433 علت تاخیر در دفن او 5945 05:51:06,433 --> 05:51:08,433 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5946 05:51:08,433 --> 05:51:10,433 به خاطر کار صحابه 5947 05:51:10,433 --> 05:51:12,433 خداوند از ایشان راضی باشد 5948 05:51:12,433 --> 05:51:14,433 با چیزهای عالی 5949 05:51:14,433 --> 05:51:16,433 زندگی که از وسوسه می ترسد 5950 05:51:16,433 --> 05:51:21,092 با تأخیر در آن 5951 05:51:21,092 --> 05:51:23,092 یکی از ویژگی های پیامبر 5952 05:51:23,092 --> 05:51:25,092 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5953 05:51:25,092 --> 05:51:27,092 در کفن او 5954 05:51:27,092 --> 05:51:29,952 و قبرش 5955 05:51:29,952 --> 05:51:31,952 امام ذهبی فرمودند 5956 05:51:31,952 --> 05:51:33,952 در مورد دفن او در خانه 5957 05:51:33,952 --> 05:51:35,952 عایشه، التماس دعا 5958 05:51:35,952 --> 05:51:37,952 درود بر او باد 5959 05:51:37,952 --> 05:51:39,952 او در آن تخصص دارد 5960 05:51:39,952 --> 05:51:41,952 قالیچه های مخملی را هم مشخص کرد 5961 05:51:41,952 --> 05:51:43,952 تحت او در حد خود 5962 05:51:43,952 --> 05:51:45,952 و همانطور که مخصوصاً برای او دعا کرد 5963 05:51:45,952 --> 05:51:47,952 بدون امام 5964 05:51:47,952 --> 05:51:49,952 زنده و مرده امام آنها بود 5965 05:51:49,952 --> 05:51:51,952 در دنیا و آخرت 5966 05:51:51,952 --> 05:51:53,952 و همانطور که او مشخص کرد 5967 05:51:53,952 --> 05:51:55,952 دو روز به تاخیر انداختن دفن او 5968 05:51:55,952 --> 05:51:57,952 او از تاخیر متنفر است 5969 05:51:57,952 --> 05:51:59,952 ملت او چون 5970 05:51:59,952 --> 05:52:01,952 او از تغییر در امان است 5971 05:52:01,952 --> 05:52:03,952 بر خلاف ما 5972 05:52:03,952 --> 05:52:05,952 سپس حتی آن را به تاخیر انداختند 5973 05:52:05,952 --> 05:52:07,952 همه در داخل برای او دعا کردند 5974 05:52:07,952 --> 05:52:09,952 خانه اش به همین دلیل به تاخیر افتاد 5975 05:52:09,952 --> 05:52:11,992 فرمان 5976 05:52:11,992 --> 05:52:13,992 و چون در بخشی از روز تردید داشتند 5977 05:52:13,992 --> 05:52:15,992 در مرگ او 5978 05:52:15,992 --> 05:52:17,992 تا اینکه ابوبکر صدیق آمد 5979 05:52:17,992 --> 05:52:19,992 خداوند از او راضی باشد 5980 05:52:19,992 --> 05:52:21,992 این بود 5981 05:52:21,992 --> 05:52:24,272 دلیل تاخیر 5982 05:52:24,272 --> 05:52:26,272 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 5983 05:52:26,272 --> 05:52:28,272 با زنجیره انتقال معتبر 5984 05:52:28,272 --> 05:52:30,272 از انس بن مالک رضی الله عنه 5985 05:52:30,272 --> 05:52:32,272 او گفت 5986 05:52:32,272 --> 05:52:34,272 من هرگز انور را ندیده ام 5987 05:52:34,272 --> 05:52:36,272 بهتر هم نیست 5988 05:52:36,272 --> 05:52:38,272 از روزی که رسول خدا وارد شد 5989 05:52:38,272 --> 05:52:40,272 خدا رحمتش کند و درود فرستد 5990 05:52:40,272 --> 05:52:42,272 و ابوبکر مدینه 5991 05:52:42,272 --> 05:52:44,272 مرگ او 5992 05:52:44,272 --> 05:52:46,272 من هرگز روز تاریک ندیده ام 5993 05:52:46,272 --> 05:52:48,272 و من زشت نیستم 5994 05:52:48,272 --> 05:52:50,272 از روزی که مرد 5995 05:52:50,272 --> 05:52:52,272 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5996 05:52:52,272 --> 05:52:54,342 در آن 5997 05:52:54,342 --> 05:52:56,342 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 5998 05:52:56,342 --> 05:52:58,342 و ابن ماجه در سنن خود 5999 05:52:58,342 --> 05:53:00,342 با زنجیره انتقال معتبر 6000 05:53:00,342 --> 05:53:02,342 از انس بن مالک رضی الله عنه 6001 05:53:02,342 --> 05:53:04,342 او گفت 6002 05:53:04,342 --> 05:53:06,342 روزی که وارد شد چه روزی بود؟ 6003 05:53:06,342 --> 05:53:08,342 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 6004 05:53:08,342 --> 05:53:10,342 شهر 6005 05:53:10,342 --> 05:53:12,342 همه چیز از او تیره تر است 6006 05:53:12,342 --> 05:53:14,342 وقتی روز رسید 6007 05:53:14,342 --> 05:53:16,342 در آن جان باخت 6008 05:53:16,342 --> 05:53:18,342 همه چیز از او تیره تر است 6009 05:53:18,342 --> 05:53:20,342 ما از رسول خدا روی گردان نشدیم 6010 05:53:20,342 --> 05:53:22,342 خدا رحمتش کند و درود فرستد 6011 05:53:22,342 --> 05:53:24,342 دستها بالا 6012 05:53:24,342 --> 05:53:26,663 ما قلب خود را تکذیب کردیم 6013 05:53:26,663 --> 05:53:28,663 به روایت امام بخاری 6014 05:53:28,663 --> 05:53:30,663 در صحیح او 6015 05:53:30,663 --> 05:53:32,663 از انس بن مالک رضی الله عنه 6016 05:53:32,663 --> 05:53:34,663 او گفت 6017 05:53:34,663 --> 05:53:36,663 فاطمه رضی الله عنه گفت 6018 05:53:36,663 --> 05:53:38,663 وقتی رسول خدا وفات کرد 6019 05:53:38,663 --> 05:53:40,663 خدا رحمتش کند و درود فرستد 6020 05:53:40,663 --> 05:53:42,663 پدر 6021 05:53:42,663 --> 05:53:44,663 او دعا را مستجاب کرد 6022 05:53:44,663 --> 05:53:46,753 پدر 6023 05:53:46,753 --> 05:53:48,753 جنت الفردوس 6024 05:53:48,753 --> 05:53:50,753 پناهگاه 6025 05:53:50,753 --> 05:53:52,753 پدر 6026 05:53:52,753 --> 05:53:54,952 بر جبرئیل عزاداریم 6027 05:53:54,952 --> 05:53:56,952 گفتم 6028 05:53:56,952 --> 05:53:58,952 ما از خدا هستیم و از او هستیم 6029 05:53:58,952 --> 05:54:01,042 ما بر می گردیم 6030 05:54:01,042 --> 05:54:03,042 به خداوند متعال شهادت می دهیم 6031 05:54:03,042 --> 05:54:05,042 آن رسولش 6032 05:54:05,042 --> 05:54:07,042 خدا رحمتش کند و درود فرستد 6033 05:54:07,042 --> 05:54:09,042 پیام و تحقق امانت 6034 05:54:09,042 --> 05:54:11,042 ملت را نصیحت کرد 6035 05:54:11,042 --> 05:54:13,042 و ما را به بحث بسپار 6036 05:54:13,042 --> 05:54:15,042 سفید 6037 05:54:15,042 --> 05:54:17,202 شبش مثل روزش است 6038 05:54:17,202 --> 05:54:19,202 خداوند رحمت و آرامش عطا فرماید 6039 05:54:19,202 --> 05:54:21,202 و بر پیامبر ما محمد درود فرست 6040 05:54:21,202 --> 05:54:23,202 و بر خانواده اش 6041 05:54:23,202 --> 05:54:25,202 و همه یارانش 6042 05:54:25,202 --> 05:54:27,393 خلاصه 6043 05:54:27,393 --> 05:54:29,393 خلاصه 6044 05:54:29,393 --> 05:54:31,393 در سیره پیامبر 6045 05:54:31,393 --> 05:54:33,393 من در حسرت هستم 6046 05:54:33,393 --> 05:54:35,393 دنیاها 6047 05:54:35,393 --> 05:54:37,592 و آنها را گاز بگیر 6048 05:54:37,592 --> 05:54:39,592 در حسرت تو 6049 05:54:39,592 --> 05:54:41,592 احاطه نشده است 6050 05:54:41,592 --> 05:54:43,592 محدوده آن 6051 05:54:43,592 --> 05:54:46,233 خداوند به شما برکت دهد 6052 05:54:46,233 --> 05:54:48,233 خدا بالا نیاورد 6053 05:54:48,233 --> 05:54:50,233 تماس 6054 05:54:50,233 --> 05:54:52,902 و حرکت کن 6055 05:54:52,902 --> 05:54:54,902 با بقیه