1 00:00:00,460 --> 00:00:03,459 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,459 --> 00:00:08,460 بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها 3 00:00:08,460 --> 00:00:13,460 اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد 4 00:00:13,460 --> 00:00:15,460 انجمن مواضع 5 00:00:15,460 --> 00:00:17,460 پیشبرد 6 00:00:17,460 --> 00:00:21,500 تصاویری از زندگی فالوورها 7 00:00:21,500 --> 00:00:25,910 نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا 8 00:00:25,910 --> 00:00:27,910 خدا رحمتش کند 9 00:00:27,910 --> 00:00:32,310 محمد بن سیرین 10 00:00:32,310 --> 00:00:34,340 خدا رحمتش کند 11 00:00:42,759 --> 00:00:45,759 سیرین تصمیم گرفت نیمی از دین خود را تکمیل کند 12 00:00:45,759 --> 00:00:50,759 پس از آنكه انس بن مالك رضي الله عنه گردن او را آزاد كرد 13 00:00:50,759 --> 00:00:56,759 پس از آن که صنعت او شروع به کسب سود فراوان و خیر برای او کرد 14 00:00:56,759 --> 00:01:01,759 او مسگری ماهری بود که در ساخت دیگ مهارت داشت 15 00:01:01,759 --> 00:01:08,790 او به عنوان خادم امیرالمؤمنین ابوبکر صدیق رضی الله عنه برگزیده شد. 16 00:01:08,790 --> 00:01:13,239 صفیه به همسری او دعوت می شود 17 00:01:13,239 --> 00:01:17,239 صفیه در اوایل جوانی کنیز بود 18 00:01:17,239 --> 00:01:20,239 او چهره ای درخشان و قلبی باهوش دارد 19 00:01:20,239 --> 00:01:23,239 کرم شاما اثر نبیله الخصیل 20 00:01:23,239 --> 00:01:28,239 او محبوب همه زنان شهر بود که او را می شناختند 21 00:01:28,239 --> 00:01:34,239 هیچ تفاوتی بین زنان جوانی که با او فامیل هستند و زنان جوانی که با او فامیل هستند، وجود ندارد 22 00:01:34,239 --> 00:01:42,239 در میان زنان مسن‌تری که او را می‌دیدند، او آنها را به‌عنوان رفتاری عاقل و روان ارزیابی کرد 23 00:01:42,239 --> 00:01:49,370 زنانی که او را بیشتر دوست داشتند، همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند. 24 00:01:49,370 --> 00:01:53,370 از عایشه خانم که خدا از او راضی باشد صحبتی نیست 25 00:01:53,370 --> 00:01:58,739 سیرین پیش امیرالمؤمنین(ع) آمد 26 00:01:58,739 --> 00:02:01,739 پس از معشوقه خود صفیه خواستگاری کرد 27 00:02:01,739 --> 00:02:06,739 دوست رضی الله عنه در تحقیق در مورد دین و شخصیت خواستگار دست به کار شد 28 00:02:06,739 --> 00:02:12,740 پدر دلسوز نیز برای جستجوی وضعیت خواستگار دخترش پیشقدم می شود 29 00:02:12,740 --> 00:02:20,740 اشتباه نکنید، صفیه نسبت به ابوبکر مقام پسری داشت و نسبت به پدرش پسر بود. 30 00:02:20,740 --> 00:02:26,740 سپس بعد از آن همه امانت است یا خداوند بر گردن او گذاشته است 31 00:02:26,740 --> 00:02:30,780 او در ادامه به بررسی دقیق‌تر شرایط سیرین پرداخت 32 00:02:30,780 --> 00:02:34,780 بیوگرافی او از نزدیک دنبال می شود 33 00:02:34,780 --> 00:02:40,780 انس بن مالک رضی الله عنه در صف اول کسانی بود که از آنها درباره او سؤال می کردند 34 00:02:40,780 --> 00:02:45,780 انس به او گفت: ای امیرالمؤمنین او را به عقد او درآور. 35 00:02:45,780 --> 00:02:48,780 از هیچ آسیبی برای او نترسید 36 00:02:48,780 --> 00:02:54,780 من او را نشناختم مگر کسى که به دین و مذهب خشنود و خوش اخلاق باشد 37 00:02:54,780 --> 00:02:59,780 از زمانی که خالد بن ولید او را به اسارت گرفت، دلایل او با دلایل من پیوند خورد 38 00:02:59,780 --> 00:03:06,780 در جنگ عین التمر با چهل پسر به شهر آورد 39 00:03:06,780 --> 00:03:11,939 سیرین سهم من بود و من با او خوش شانس بودم 40 00:03:11,939 --> 00:03:16,939 صدیق رضی الله عنه راضی به ازدواج صفیه با سیرین شد 41 00:03:16,939 --> 00:03:22,939 او مصمم بود به او احترام بگذارد همانطور که پدری دلسوز به دختر محبوبش احترام می گذارد 42 00:03:22,939 --> 00:03:29,939 او برای ملکه اش جشنی برپا کرد، جشنی که کمتر دختری در شهر تا به حال پذیرفته شده بود 43 00:03:29,939 --> 00:03:35,000 گروه زیادی از اصحاب بزرگوار شاهد مالکیت آن بودند 44 00:03:35,000 --> 00:03:39,000 در میان آنها هجده بادریان بودند 45 00:03:39,000 --> 00:03:45,000 کاتب وحی رسول خدا صلی الله علیه و آله او را ابی بن کعب خواند. 46 00:03:45,000 --> 00:03:48,000 و حاضران به دعای او ایمان آوردند 47 00:03:48,000 --> 00:03:57,000 و مهربانی و زیبایی او سه نفر از مادران مؤمنان رضی الله عنه بود که به عقد شوهرش در آمد. 48 00:03:57,000 --> 00:04:03,000 از ثمرات این ازدواج مبارک این بود که پدر و مادر صاحب فرزند پسر شدند 49 00:04:03,000 --> 00:04:09,000 او پس از دو دهه به چهره ای برجسته در میان پیروان تبدیل شد 50 00:04:09,000 --> 00:04:14,000 یکی از برجسته ترین مسلمانان محمد بن سیرین بود 51 00:04:14,000 --> 00:04:21,860 پس اجازه دهید داستان زندگی این پیروان بزرگوار را از ابتدا آغاز کنیم 52 00:04:21,860 --> 00:04:30,860 محمد بن سیرین در دو سال باقی مانده از خلافت امیرالمؤمنین عثمان بن عفان رضی الله عنه به دنیا آمد. 53 00:04:30,860 --> 00:04:36,860 او در خانه ای با تقوا و پرهیزگاری از هر گوشه پرورش یافت 54 00:04:36,860 --> 00:04:39,860 و وقتی پسر باهوش و باهوش از خواب بیدار شد 55 00:04:39,860 --> 00:04:43,860 مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله را پیدا کرد 56 00:04:43,860 --> 00:04:49,860 مملو از بقایای اصحاب بزرگوار و پیروان ارشد است 57 00:04:49,860 --> 00:04:55,860 مانند زید بن ثابت، انس بن مالک و عمران بن الحسین 58 00:04:55,860 --> 00:05:05,860 و عبدالله بن عمر و عبدالله بن عباس و عبدالله بن الزبیر و ابوهریره رضی الله عنهم. 59 00:05:05,860 --> 00:05:09,860 بنابراین من به آنها نزدیک شدم زیرا یک تشنه به دنبال منبعی شیرین است 60 00:05:09,860 --> 00:05:14,860 او از علم آنها به کتاب خدا و درک آنها از دین خدا بهره برد 61 00:05:14,860 --> 00:05:19,860 و روایتشان از حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله 62 00:05:19,860 --> 00:05:22,860 چقدر ذهنش سرشار از خرد و دانش است 63 00:05:22,860 --> 00:05:25,860 و خود را به حق و هدایت عنایت فرمود 64 00:05:25,860 --> 00:05:30,949 سپس خانواده با پسر برجسته خود به بصره نقل مکان کردند 65 00:05:30,949 --> 00:05:34,050 او آن را به خانه خود تبدیل کرد 66 00:05:34,050 --> 00:05:38,050 بصره در آن زمان شهری جوان و بکر بود 67 00:05:38,050 --> 00:05:44,050 مسلمانان در پایان خلافت آل فاروق رضی الله عنه برنامه ریزی کردند. 68 00:05:44,050 --> 00:05:50,050 نمایانگر بیشتر خصوصیات امت اسلامی در آن عصر بود 69 00:05:50,050 --> 00:05:56,050 این یک پایگاه نظامی برای ارتش های مسلمان است که برای رضای خدا حمله می کنند 70 00:05:56,050 --> 00:06:04,050 یکی از مراکز آموزش و راهنمایی کسانی است که از مردم عراق و فارس به دین خدا وارد می شوند. 71 00:06:04,050 --> 00:06:12,050 این تصویر یک جامعه جدی اسلامی است که برای زندگی دنیوی خود طوری تلاش می کند که گویی برای همیشه زنده است 72 00:06:12,050 --> 00:06:16,050 تا آخر کار می کند انگار فردا می میرد 73 00:06:16,050 --> 00:06:25,420 محمد بن سیرین در زندگی جدید خود در بصره دو راه موازی و متعادل را در پیش گرفت 74 00:06:25,420 --> 00:06:29,459 پس بخشی از روز خود را به علم و عبادت اختصاص داد 75 00:06:29,459 --> 00:06:32,459 بخش دیگر برای کسب درآمد و تجارت است 76 00:06:32,459 --> 00:06:37,459 سپس طلوع فجر فرا رسید و جهان به نور پروردگارش درخشید 77 00:06:37,459 --> 00:06:41,459 فردا به مسجد بصره برای تعلیم و تعلیم 78 00:06:41,459 --> 00:06:47,459 حتی وقتی روز بلند شد، از مسجد به بازار می رفت و خرید و فروش می کرد 79 00:06:47,459 --> 00:06:52,459 وقتی شب فرا می رسد و کائنات در پتو می افتد 80 00:06:52,459 --> 00:06:58,459 در محراب خانه اش صف آرایی کرد و با صلیب خود بر بخشهایی از قرآن تعظیم کرد 81 00:06:58,459 --> 00:07:03,459 از خوف رحمان گریه کرد، با چشم و دل گریان 82 00:07:03,459 --> 00:07:07,459 تا اینکه خانواده و همسایه های حسود او را ترحم کنند 83 00:07:07,459 --> 00:07:12,459 وقتی ناله او را می شنوند که دل ها را می شکند 84 00:07:12,459 --> 00:07:18,420 روزها در بازار پرسه می زد و خرید و فروش می کرد 85 00:07:18,420 --> 00:07:23,420 او هرگز از یادآوری زندگی پس از مرگ به مردم دست نمی کشد و به آنها بینشی نسبت به این دنیا می دهد 86 00:07:23,420 --> 00:07:26,420 آنها را به چیزی که آنها را به خدا نزدیک می کند هدایت می کند 87 00:07:26,420 --> 00:07:29,420 او در مورد اختلافاتی که بین آنها ایجاد می شود تصمیم می گیرد 88 00:07:29,420 --> 00:07:33,420 هر از چند گاهی با نمک آنها را تکان می داد 89 00:07:33,420 --> 00:07:37,420 که نگرانی ها را از روح پریشانشان می زداید 90 00:07:37,420 --> 00:07:42,420 بدون اینکه این امر به هیچ وجه از اعتبار و احترام او در بین آنها کم کند 91 00:07:42,420 --> 00:07:47,449 خداوند متعال او را هدایت و عزت بخشید 92 00:07:47,449 --> 00:07:50,449 و به او پذیرش و نفوذ بدهید 93 00:07:50,449 --> 00:07:55,449 مردم وقتی او را در بازار دیدند غوطه ور و غافل شدند 94 00:07:55,449 --> 00:08:00,449 توجّه داشته باشید و خدای متعال را یاد کنید و خدا را حمد و ستایش کنید 95 00:08:00,449 --> 00:08:05,480 سیره عملی او بهترین راهنما برای مردم بود 96 00:08:05,480 --> 00:08:08,480 در تجارتش دو اتفاق برایش افتاد 97 00:08:08,480 --> 00:08:11,480 مگر اینکه مطمئن ترین آنها را در دین خود بگیرد 98 00:08:11,480 --> 00:08:15,480 حتی اگر ضایعه ای به دنیا بیاید 99 00:08:15,480 --> 00:08:19,980 درک او از اسرار دین دقیق بود 100 00:08:19,980 --> 00:08:23,980 و صحت ديدگاه او به حلال و غير مباح 101 00:08:23,980 --> 00:08:29,980 گاهی او را به موقعیت هایی سوق می دهد که در نظر مردم عجیب به نظر می رسد 102 00:08:29,980 --> 00:08:36,980 مثلاً مردی به دروغ ادعا کرد که دو درهم بدهکار است 103 00:08:36,980 --> 00:08:39,980 او از دادن آنها به او خودداری کرد 104 00:08:39,980 --> 00:08:42,980 مرد به او گفت: قسم بخورم؟ 105 00:08:42,980 --> 00:08:46,980 فکر می کند به دو درهم قسم نمی خورد 106 00:08:46,980 --> 00:08:49,980 بله گفت و او را قسم داد 107 00:08:51,019 --> 00:08:53,019 و مردم به او گفتند 108 00:08:53,019 --> 00:08:57,019 ای ابوبکر به دو درهم سوگند 109 00:08:57,019 --> 00:09:02,019 و تو همانی که دیروز چهل هزار درهم برای چیزی که به دست آورده ای، گذاشتی 110 00:09:02,019 --> 00:09:05,019 که هیچکس جز شما به آن مشکوک نیست 111 00:09:05,019 --> 00:09:08,019 گفت: آری سوگند 112 00:09:08,019 --> 00:09:11,019 من نمی خواهم به او غذای حرام بدهم 113 00:09:11,019 --> 00:09:15,230 میدونم حرامه 114 00:09:15,230 --> 00:09:17,230 شورای بن سیرین بود 115 00:09:17,230 --> 00:09:20,230 مجلس خیر و نیکی و اندرز 116 00:09:20,230 --> 00:09:23,230 اگر از مردی با کار بدی یاد شود 117 00:09:23,230 --> 00:09:27,230 عجله کرد تا بهترین دانش خود را به او یادآوری کند 118 00:09:27,230 --> 00:09:32,230 او حتی بعد از مرگش شنید که کسی به حجاج دشنام می‌دهد 119 00:09:32,230 --> 00:09:34,230 پس به او نزدیک شد و گفت 120 00:09:34,230 --> 00:09:36,230 هه، برادرزاده من 121 00:09:36,230 --> 00:09:39,230 حجاج نزد پروردگارش رفت 122 00:09:39,230 --> 00:09:42,230 و هنگامی که در پیشگاه خداوند متعال می آیی 123 00:09:42,230 --> 00:09:46,230 خواهید دید که این نفرت انگیزترین گناهی است که در دنیا مرتکب شده اید 124 00:09:46,230 --> 00:09:51,230 برای خودت سخت تر از بزرگترین گناه زائران است 125 00:09:51,230 --> 00:09:55,230 در آن روز هر یک از شما چیزی خواهید داشت که او را غنی می کند 126 00:09:55,230 --> 00:09:57,230 و آموزش بده، برادرزاده ام 127 00:09:57,230 --> 00:09:59,230 آن خداوند متعال 128 00:09:59,230 --> 00:10:02,230 او از حجاج انتقام کسانی را خواهد گرفت که به آنها ستم کردند 129 00:10:02,230 --> 00:10:06,230 او همچنین از حجاجی که به او ظلم کردند قصاص خواهد کرد 130 00:10:06,230 --> 00:10:10,230 بعد از امروز نگران نفرین کردن کسی نباش 131 00:10:10,230 --> 00:10:15,259 هرگاه مردی در سفر کاری نزد او می آمد 132 00:10:15,259 --> 00:10:16,259 او به او گفت 133 00:10:16,259 --> 00:10:18,259 برادرزاده ام 134 00:10:18,259 --> 00:10:20,259 از خداوند متعال بترسید 135 00:10:20,259 --> 00:10:24,259 و هر راه حلالى را كه براى تو مقدر شده است بخواه 136 00:10:24,259 --> 00:10:27,259 و می دانست که اگر بدون حل آن بخواهی 137 00:10:27,259 --> 00:10:30,259 شما بیشتر از آنچه که قرار بود مجروح نشدید 138 00:10:30,259 --> 00:10:34,379 از محمد بن سیرین بود 139 00:10:34,379 --> 00:10:38,379 گزیده های قبیله اموی از مناصب قابل توجه است 140 00:10:38,379 --> 00:10:40,379 کلمه حقیقت را در آن پخش کنید 141 00:10:40,379 --> 00:10:43,379 خدا و رسولش را خالصانه نصیحت می کنم 142 00:10:43,379 --> 00:10:45,379 و به ائمه مسلمین 143 00:10:45,379 --> 00:10:49,379 از این، عمر بن هبیره الفزاری 144 00:10:49,379 --> 00:10:51,379 بزرگ مرد بنی امیه 145 00:10:51,379 --> 00:10:53,379 و فرماندار آنها بر عراقی ها 146 00:10:53,379 --> 00:10:57,379 نامه ای برای او فرستاد و از او دعوت کرد تا به دیدارش برود 147 00:10:57,379 --> 00:11:00,379 پس نزد او رفت و برادرزاده ام همراه او بود 148 00:11:00,379 --> 00:11:02,379 وقتی نزد او آمد 149 00:11:02,379 --> 00:11:05,379 والی از او استقبال کرد و از او تجلیل کرد 150 00:11:05,379 --> 00:11:07,379 شورا را به تعویق انداخت 151 00:11:07,379 --> 00:11:11,379 از بسیاری از امور دینی و دنیوی از او پرسید 152 00:11:11,379 --> 00:11:13,379 سپس به او گفت 153 00:11:13,379 --> 00:11:16,379 ابوبکر چگونه مردم مصر را ترک کردی؟ 154 00:11:16,379 --> 00:11:18,379 و او گفت 155 00:11:18,379 --> 00:11:20,379 من آنها را ترک کردم و ظلم در بین آنها گسترده شد 156 00:11:20,379 --> 00:11:22,379 و شما طرف آنها نیستید 157 00:11:22,379 --> 00:11:25,379 پس برادرزاده اش به او چشمکی زد 158 00:11:25,379 --> 00:11:27,379 رو به او کرد و گفت 159 00:11:27,379 --> 00:11:30,379 شما کسی نیستید که در مورد آنها می پرسید 160 00:11:30,379 --> 00:11:33,379 اما این من هستم که میپرسم 161 00:11:33,379 --> 00:11:35,379 شهادت است 162 00:11:35,379 --> 00:11:39,379 و هر کس آن را کتمان کند قلبش گناهکار است 163 00:11:39,379 --> 00:11:41,379 وقتی شورا به تعویق افتاد 164 00:11:41,379 --> 00:11:43,379 و او را عمر بن حبیره نامید 165 00:11:43,379 --> 00:11:47,379 با چنان گرمی و احترامی از او پذیرایی کرد 166 00:11:47,379 --> 00:11:51,379 کیسه ای را برای او فرستاد که حاوی سه هزار دینار بود 167 00:11:51,379 --> 00:11:53,379 او آن را نگرفت 168 00:11:53,379 --> 00:11:55,379 برادرزاده اش به او گفت 169 00:11:55,379 --> 00:11:58,379 چه چیزی شما را از پذیرش هدیه شاهزاده باز می دارد؟ 170 00:11:58,379 --> 00:12:00,379 و او گفت 171 00:12:00,379 --> 00:12:03,379 به خاطر اعتقاد خوبی که به من داشت به من داد 172 00:12:03,379 --> 00:12:06,379 اگر آنطور که او فکر می کرد جزو افراد خوب هستید 173 00:12:06,379 --> 00:12:09,379 چه چیزی را قبول کنم؟ 174 00:12:09,379 --> 00:12:11,379 حتی اگر من آن چیزی نبودم که او فکر می کرد 175 00:12:11,379 --> 00:12:16,889 ترجیح می دهم قبول آن را جایز ندانم 176 00:12:16,889 --> 00:12:19,889 خداوند متعال اراده کرده است 177 00:12:19,889 --> 00:12:23,889 برای آزمایش صداقت و صبر محمد بن سیرین 178 00:12:23,889 --> 00:12:27,889 او را در معرض مصیبت هایی قرار می دهد که مؤمنان در معرض آن هستند 179 00:12:27,889 --> 00:12:29,889 از آن 180 00:12:29,889 --> 00:12:34,889 او یک بار نفت را به قیمت چهل هزار معوق خرید 181 00:12:34,889 --> 00:12:37,889 وقتی کسی در بطری روغن را باز کرد 182 00:12:37,889 --> 00:12:40,889 او یک موش مرده و فاسد را در آن پیدا کرد 183 00:12:40,889 --> 00:12:42,889 با خودش گفت 184 00:12:42,889 --> 00:12:47,889 تمام روغن یک جا در پرس بود 185 00:12:47,889 --> 00:12:52,889 نجاست نه مخصوص این لجن است و نه دیگر 186 00:12:52,889 --> 00:12:55,889 اگر با عیب به فروشنده برگردانم 187 00:12:55,889 --> 00:12:58,889 شاید به مردم فروخته است 188 00:12:58,889 --> 00:13:01,980 بعد همه را ریخت 189 00:13:01,980 --> 00:13:03,980 این در یک زمان اتفاق افتاد 190 00:13:03,980 --> 00:13:07,980 از ضایعه بزرگی که بر او وارد شده بود شاکی بود 191 00:13:07,980 --> 00:13:09,980 پس دین او را سوار کرد 192 00:13:09,980 --> 00:13:12,980 صاحب نفت پولش را طلب کرد 193 00:13:12,980 --> 00:13:14,980 او نتوانست آن را پرداخت کند 194 00:13:14,980 --> 00:13:16,980 پس موضوع خود را به فرماندار داد 195 00:13:16,980 --> 00:13:20,980 پس دستور داد او را حبس کنند تا بدهی من را بپردازد 196 00:13:20,980 --> 00:13:22,980 زمانی که در زندان بود 197 00:13:22,980 --> 00:13:24,980 مدت زیادی آنجا ماند 198 00:13:24,980 --> 00:13:28,980 زندانبان وقتی از دینش مطلع شد برای او متاسف شد 199 00:13:28,980 --> 00:13:32,980 و آنچه از شدت تقوا و طول عبادتش دید 200 00:13:32,980 --> 00:13:35,980 به او گفت: شیخ 201 00:13:35,980 --> 00:13:37,980 اگه شب باشه 202 00:13:37,980 --> 00:13:40,980 پس به سراغ خانواده خود بروید و شب را با آنها بگذرانید 203 00:13:40,980 --> 00:13:42,980 اگه بیدار شدی برگرد پیش من 204 00:13:42,980 --> 00:13:46,980 این کار را تا زمانی که آزاد شوید ادامه دهید 205 00:13:46,980 --> 00:13:51,019 به او گفت: نه، به خدا سوگند این کار را نمی کنم. 206 00:13:51,019 --> 00:13:53,019 زندانبان گفت 207 00:13:53,019 --> 00:13:55,019 و هنگامی که خداوند تو را هدایت کرد 208 00:13:55,019 --> 00:14:00,019 او به او گفت: تا تو را در خیانت به حاکم یاری نکنم. 209 00:14:01,019 --> 00:14:06,100 هنگامی که انس بن مالک رضی الله عنه در حال مرگ بود 210 00:14:06,100 --> 00:14:10,100 توصیه کرد که محمد بن سیرین او را بشوید و بر او نماز بخواند 211 00:14:10,100 --> 00:14:13,100 او همچنان در زندان بود 212 00:14:13,100 --> 00:14:17,100 وقتی او مرد، مردم نزد والی آمدند 213 00:14:17,100 --> 00:14:23,100 او را از وصیت صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و بنده اش خبر دادند. 214 00:14:23,100 --> 00:14:29,100 از او اجازه خواستند تا محمد بن سیرین را برای اجرای وصیت آزاد کنند 215 00:14:29,100 --> 00:14:31,100 پس به او اجازه داد 216 00:14:31,100 --> 00:14:33,100 محمد بن سیرین به آنها گفت 217 00:14:33,100 --> 00:14:37,100 تا از بدهکار اجازه نخواهی بیرون نمی روم 218 00:14:37,100 --> 00:14:41,100 به خاطر حقی که بر من داشت زندانی شدم 219 00:14:41,100 --> 00:14:43,100 طلبکار هم به او اجازه داد 220 00:14:43,100 --> 00:14:46,100 سپس از زندان بیرون آمد 221 00:14:46,100 --> 00:14:50,100 پس انس را غسل داد و کفن کرد و بر او نماز خواند 222 00:14:50,100 --> 00:14:53,100 سپس همان طور که بود به زندان بازگشت 223 00:14:53,100 --> 00:14:55,100 او به دیدن خانواده اش نرفت 224 00:14:55,100 --> 00:15:01,610 عمر محمد بن سیرین تا به هفتاد و هفت سالگی رسید 225 00:15:01,610 --> 00:15:03,610 وقتی یقین به او رسید 226 00:15:03,610 --> 00:15:07,610 تحمل بارهای دنیا را سبک یافت 227 00:15:07,610 --> 00:15:10,610 رزق فراوان پس از مرگ 228 00:15:10,610 --> 00:15:13,610 حفصه بنت راشد روایت کرده است 229 00:15:13,610 --> 00:15:16,610 او گفت که یکی از نمازگزاران بود 230 00:15:16,610 --> 00:15:19,610 مروان المحلی همسایه ما بود 231 00:15:19,610 --> 00:15:23,610 در عبادت ثابت قدم و در طاعت کوشا بود 232 00:15:23,610 --> 00:15:25,610 وقتی فوت کرد 233 00:15:25,610 --> 00:15:28,610 ما برای او خیلی ناراحت شدیم 234 00:15:28,610 --> 00:15:30,610 او را در خواب دیدم 235 00:15:30,610 --> 00:15:33,610 پس گفتم اباعبدالله 236 00:15:33,610 --> 00:15:35,610 پروردگارت با تو چه کرده است؟ 237 00:15:35,610 --> 00:15:38,610 گفت: مرا در بهشت ​​وارد کن. 238 00:15:38,610 --> 00:15:40,610 گفتم پس چی؟ 239 00:15:40,610 --> 00:15:44,610 سپس بر اصحاب حق بلند شد، فرمود 240 00:15:44,610 --> 00:15:46,610 گفتم پس چی؟ 241 00:15:46,610 --> 00:15:50,610 گفت پس از آن برای نزدیکانش مطرح شد 242 00:15:50,610 --> 00:15:53,610 گفتم چه کسی را آنجا دیدم؟ 243 00:15:53,610 --> 00:15:56,610 الحسن البصری گفت 244 00:15:56,610 --> 00:16:03,799 و محمد بن سیرین 245 00:16:03,799 --> 00:16:06,799 مردی را در تقوای خود داناتر ندیدم 246 00:16:06,799 --> 00:16:08,799 من علاقه ای به فقه ندارم 247 00:16:08,799 --> 00:16:11,960 از محمد بن سیرین 248 00:16:11,960 --> 00:16:15,629 برگی برای گوساله 249 00:16:29,500 --> 00:16:34,500 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند 250 00:16:34,500 --> 00:16:39,500 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 251 00:16:39,500 --> 00:16:44,500 زندگی خود را پر از غرور کردند 252 00:16:44,500 --> 00:16:48,500 عالم خودکفایی بر آنان آشکار شد