WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.289 --> 00:00:18.289
انجمن مواضع خشنود است

00:00:18.289 --> 00:00:22.289
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:22.289 --> 00:00:25.289
اید الرحمن رفاه الپاشا

00:00:25.289 --> 00:00:27.320
خدا رحمتش کند

00:00:27.320 --> 00:00:34.630
قطعه قطعه ابن ثور الصدوسی رضی الله عنه

00:00:46.420 --> 00:00:49.420
در اینجا این قهرمانان باشکوه از سربازان خدا هستند

00:00:49.420 --> 00:00:52.420
غبار القادسیه را می تراودند

00:00:52.420 --> 00:00:55.420
آنها از پیروزی خدا به آنها خوشحال هستند

00:00:55.420 --> 00:00:59.420
آنها از پاداشی که برای برادرانشان شهدا نوشته شده خوشحالند

00:00:59.420 --> 00:01:02.420
منتظر نبرد دیگری هستیم

00:01:02.420 --> 00:01:06.420
از نظر شکوه و عظمت، همتای قادسیه خواهد بود

00:01:06.420 --> 00:01:11.420
در انتظار آمدن فرمان جانشين رسول خدا عمر بن الخطاب به نزد آنان.

00:01:11.420 --> 00:01:13.420
با ادامه جهاد

00:01:13.420 --> 00:01:16.420
تاج و تخت خسروان را از ریشه کنده کنند

00:01:16.420 --> 00:01:21.420
لم یطل تشوق الغر المیامین وتشوفهم کثیرا

00:01:21.420 --> 00:01:26.420
اینجا رسول فاروق است که از مدینه به کوفه می رسد

00:01:26.420 --> 00:01:31.420
و با آن دستور خلیفه به والی آن ابوموسی اشعری بود

00:01:31.420 --> 00:01:33.420
با پیشبرد ارتش خود

00:01:33.420 --> 00:01:36.420
برای دیدار با سربازان مسلمانی که از بصره می آیند

00:01:36.420 --> 00:01:39.420
و با هم بریم اهواز

00:01:39.420 --> 00:01:42.420
ردیابی الحرمزان و حذف او

00:01:42.420 --> 00:01:44.420
و آزادسازی شهر تستر

00:01:44.420 --> 00:01:47.420
نگین تاج کسروی

00:01:47.420 --> 00:01:49.420
و مروارید پارسی

00:01:49.420 --> 00:01:53.420
این مطلب در دستوری که خلیفه خطاب به ابوموسی کرد، آمده است

00:01:53.420 --> 00:01:56.420
تا شوالیه دلاور را با او همراهی کند

00:01:56.420 --> 00:01:59.420
قطعه قطعه ابن ثور الصدوسی

00:01:59.420 --> 00:02:02.420
سرور بنی بکر و امیر مطیع آنان

00:02:02.420 --> 00:02:06.420
ابوموسی اشعری دستور خلیفه مسلمین را صادر کرد

00:02:06.420 --> 00:02:08.419
پس سپاه خود را بسیج کرد

00:02:08.419 --> 00:02:12.419
ترکش ابن ثور الصدوسی را در سمت چپ او گذاشت

00:02:12.419 --> 00:02:16.419
او به سپاهیان مسلمانانی که از بصره می آمدند پیوست

00:02:16.419 --> 00:02:19.419
با هم جنگجویان در راه خدا پیش رفتند

00:02:19.419 --> 00:02:22.419
به محض بازدید، شهرها را آزاد کردند

00:02:22.419 --> 00:02:24.419
و سنگرها را پاکسازی می کنند

00:02:24.419 --> 00:02:28.419
الحرمزان قبل از آنها از جایی به جای دیگر گریخت

00:02:28.419 --> 00:02:30.419
Until he reached the city of Tastar

00:02:30.419 --> 00:02:32.419
به مادرشوهرش پناه برد

00:02:32.419 --> 00:02:36.419
كانت تستر التي انحاز إليها الهرمزان

00:02:36.419 --> 00:02:38.419
یکی از زیباترین شهرهای ایران

00:02:38.419 --> 00:02:42.419
این با شکوه ترین طبیعت و قوی ترین در استحکامات است

00:02:42.419 --> 00:02:44.419
و این کار را می کند

00:02:44.419 --> 00:02:46.419
یک شهر باستانی

00:02:46.419 --> 00:02:48.419
در اعماق تاریخ

00:02:48.419 --> 00:02:51.419
بر روی زمینی مرتفع ساخته شده است

00:02:51.419 --> 00:02:53.419
به شکل اسب

00:02:53.419 --> 00:02:57.419
از رودخانه بزرگی به نام رود دوجیل سیراب می شود

00:02:57.419 --> 00:02:59.419
و بالای آن شذروان است

00:02:59.419 --> 00:03:03.419
چشمه آب با حوض و فواره است

00:03:03.419 --> 00:03:05.419
توسط پادشاه ساپور ساخته شده است

00:03:05.419 --> 00:03:07.419
برای بالا بردن آب رودخانه به آن

00:03:07.419 --> 00:03:10.419
از طریق تونل های حفر شده در زیر زمین

00:03:10.419 --> 00:03:12.419
و شاذروان سرپوش می گذارد

00:03:12.419 --> 00:03:16.419
تونل های آن یکی از شگفتی های ساخت و ساز است

00:03:16.419 --> 00:03:19.419
این بنا با سنگ های بزرگ و بافتی ساخته شده است

00:03:19.419 --> 00:03:21.419
با ستون های آهنی جامد

00:03:21.419 --> 00:03:24.419
تبرها و تونل هایش پر از سرب بود

00:03:24.419 --> 00:03:26.419
و در مورد پوشش

00:03:26.419 --> 00:03:28.419
یک دیوار بزرگ و بلند

00:03:28.419 --> 00:03:31.419
دستبند دور مچ آن را احاطه کرده است

00:03:31.419 --> 00:03:33.419
مورخان درباره او گفته اند

00:03:33.419 --> 00:03:35.419
این اولین و بزرگترین دیوار است

00:03:35.419 --> 00:03:37.419
بنیة علی ظهر الأرض

00:03:37.419 --> 00:03:40.419
سپس هرمزان دور دیوار را حفر کرد

00:03:40.419 --> 00:03:41.419
یک سنگر بزرگ

00:03:41.419 --> 00:03:43.419
صعب العبور

00:03:43.419 --> 00:03:46.419
بهترین سربازان ایرانی را پشت سر خود جمع کرد

00:03:46.419 --> 00:03:48.419
ارتش مسلمانان

00:03:48.419 --> 00:03:50.419
در مورد پوشش سنگر

00:03:50.419 --> 00:03:52.419
هجده ماه باقی ماند

00:03:52.419 --> 00:03:54.419
نمیتونی ازش بگذری

00:03:54.419 --> 00:03:56.419
با سپاهیان ایرانی جنگید

00:03:56.419 --> 00:03:58.419
در آن دوره طولانی

00:03:58.419 --> 00:04:00.419
هشتاد نبرد

00:04:00.419 --> 00:04:03.419
هر جنگی یکی از این نبردها بود

00:04:03.419 --> 00:04:06.419
با دوئل بین شوالیه های دو تیم آغاز می شود

00:04:06.419 --> 00:04:10.419
سپس به یک جنگ شدید تبدیل می شود

00:04:10.419 --> 00:04:12.419
حدیث منقطع ابن ثور اجرا شد

00:04:12.419 --> 00:04:14.419
في هذه المبارزات

00:04:14.419 --> 00:04:16.420
بلایی که ذهن ها را متحیر می کند

00:04:16.420 --> 00:04:20.420
دشمنان و دوستان را با هم متحیر کنید

00:04:20.420 --> 00:04:26.420
او توانست صد شوالیه دشمن را در دوئل بکشد

00:04:26.420 --> 00:04:29.420
نام او در میان ایرانیان وحشت شد

00:04:29.420 --> 00:04:33.420
جوانمردی و سربلندی را در دل مسلمانان می آورد

00:04:33.420 --> 00:04:38.420
و سپس کسانی را که قبلاً او را نمی شناختند، شناخت

00:04:38.420 --> 00:04:43.420
چرا امیرالمومنین(ع) مشتاق بود این قهرمان دلاور باشد؟

00:04:43.420 --> 00:04:45.420
در میان ارتش مهاجم

00:04:45.420 --> 00:04:49.420
و در آخرین نبرد از آن هشتاد جنگ

00:04:49.420 --> 00:04:53.420
مسلمانان لشکرکشی دلیرانه و خالصانه علیه دشمن خود به راه انداختند

00:04:53.420 --> 00:04:57.420
بنابراین ایرانیان پل هایی را که بر روی خندق برپا شده بود برای آنها پاکسازی کردند

00:04:57.420 --> 00:04:59.420
و شهر ذوب نمی شود

00:04:59.420 --> 00:05:02.420
درهای قلعه تسخیر ناپذیر آن را به روی آنها بستند

00:05:02.420 --> 00:05:06.420
مسلمانان پس از این صبر طولانی حرکت کردند

00:05:06.420 --> 00:05:10.420
از یک وضعیت بد به وضعیت دیگر حتی بدتر

00:05:10.420 --> 00:05:15.420
فقد أخذ الفرس یمطرونهم من أعالی الأبراج بسهامهم الصائبة

00:05:15.420 --> 00:05:20.420
آنها زنجیر آهنی را روی دیوارها می گذارند

00:05:20.420 --> 00:05:24.420
در انتهای هر زنجیره گیره های درخشان وجود دارد

00:05:24.420 --> 00:05:26.420
چون خیلی داغ آتش بودم

00:05:26.420 --> 00:05:32.420
اگر یکی از سربازان مسلمان می خواست از دیوار بالا برود یا به آن نزدیک شود

00:05:32.420 --> 00:05:35.420
آن را به او چسباندند و او را به سوی خود جذب کردند

00:05:35.420 --> 00:05:40.420
بدنش می سوزد، گوشتش می ریزد و کشته می شود

00:05:40.420 --> 00:05:43.420
ناراحتی مسلمانان تشدید شد

00:05:43.420 --> 00:05:47.420
آنها با دلهای متواضع و متواضع شروع به درخواست از خدا کردند

00:05:47.420 --> 00:05:52.420
آنها را رها کند و بر دشمن خود و دشمن آنها پیروز شود

00:05:52.420 --> 00:05:55.420
در حالی که ابوموسی اشعری بود

00:05:55.420 --> 00:05:57.420
در سوره استر کبیر تأمل کنید

00:05:57.420 --> 00:05:59.420
ناامید از نفوذ

00:05:59.420 --> 00:06:03.420
تیری در مقابلش افتاد و از بالای حصار به سوی او پرتاب شد

00:06:03.420 --> 00:06:07.420
او به آن نگاه کرد و پیامی در آن یافت که می گوید:

00:06:07.420 --> 00:06:10.420
من به شما مسلمانان اعتماد کردم

00:06:10.420 --> 00:06:15.420
من با زندگی، پول، خانواده و کسانی که از من پیروی می کنند به شما اعتماد دارم

00:06:15.420 --> 00:06:20.420
باید به شما یک خروجی را اشاره کنم که از طریق آن می توانید وارد شهر شوید

00:06:20.420 --> 00:06:24.420
پس ابوموسی برای صاحب سهم ضمانت نامه نوشت

00:06:24.420 --> 00:06:26.420
و پسر زن جوان آن را به سوی او پرتاب کرد

00:06:26.420 --> 00:06:29.420
پس آن مرد به امنیت مسلمانان اطمینان داشت

00:06:29.420 --> 00:06:32.420
به دلیل شهرت آنها در صداقت با وعده هایشان

00:06:32.420 --> 00:06:34.420
و وفای به عهد

00:06:34.420 --> 00:06:37.420
زیر پوشش تاریکی یواشکی روی آنها رفت

00:06:37.420 --> 00:06:40.420
او حقيقت وضع خود را به ابوموسى وحى كرد

00:06:40.420 --> 00:06:43.420
گفت: ما از اربابان مردم هستیم.

00:06:43.420 --> 00:06:46.420
الحرمزان برادر بزرگتر کشته شد

00:06:46.420 --> 00:06:48.420
و به پول خود و خانواده اش حمله کرد

00:06:48.420 --> 00:06:51.420
و برای من بدی را در دل خود جای داد

00:06:51.420 --> 00:06:54.420
تا اینکه دیگر برای خودم و فرزندانم در امان نبودم

00:06:54.420 --> 00:06:57.420
پس عدالت تو را بر ظلم او ترجیح دادم

00:06:57.420 --> 00:06:59.420
و وفاداری شما با وجود خیانت او

00:06:59.420 --> 00:07:02.420
تصمیم گرفتم یک خروجی مخفی را به شما نشان دهم

00:07:02.420 --> 00:07:05.420
شما سعی می کنید آن را بپوشانید

00:07:05.420 --> 00:07:08.420
پس آدمی با شجاعت و عقل به من بده

00:07:08.420 --> 00:07:11.420
و از کسانی است که در شنا مهارت دارند

00:07:11.420 --> 00:07:14.420
پس راه را به او نشان دهید

00:07:14.420 --> 00:07:16.420
ابوموسی اشعری را احضار کرد

00:07:16.420 --> 00:07:19.420
قطعه قطعه ابن ثور الصدوسی

00:07:19.420 --> 00:07:21.420
موضوع را به او محرمانه گفت

00:07:21.420 --> 00:07:24.420
گفت: منظورم مردی از قوم توست.

00:07:24.420 --> 00:07:28.420
او دارای هوش، اراده و توانایی شنا است

00:07:28.420 --> 00:07:30.420
گفت تکه تکه

00:07:30.420 --> 00:07:33.420
از من آن مرد بساز، شاهزاده

00:07:33.420 --> 00:07:35.420
ابوموسی به او گفت

00:07:35.420 --> 00:07:37.420
اگر دوست دارید

00:07:37.420 --> 00:07:39.420
به برکت خدا

00:07:39.420 --> 00:07:41.420
سپس به او توصیه کرد که راه را حفظ کند

00:07:41.420 --> 00:07:43.420
و برای اطلاع از محل درب

00:07:43.420 --> 00:07:46.420
و برای تعیین محل الحرمزان

00:07:46.420 --> 00:07:48.420
و برای احراز هویت

00:07:48.420 --> 00:07:50.420
و هیچ اتفاق دیگری نمی افتد

00:07:50.420 --> 00:07:52.420
رفت تکه تکه ابن ثور

00:07:52.420 --> 00:07:55.420
زیر پوشش تاریکی با راهنمای فارسی اش

00:07:55.420 --> 00:07:58.420
بنابراین او را در یک تونل زیرزمینی قرار داد

00:07:58.420 --> 00:08:00.420
رودخانه و شهر را به هم متصل می کند

00:08:00.420 --> 00:08:03.420
تونل گاهی در حال تعریض بود

00:08:03.420 --> 00:08:06.420
بنابراین او می تواند در آب خود قدم بزند

00:08:06.420 --> 00:08:08.420
روی پاهایش راه می رفت

00:08:08.420 --> 00:08:10.420
و در مواقع دیگر باریک می شود

00:08:10.420 --> 00:08:13.420
تا اینکه او را وادار به شنا به عنوان بار کند

00:08:13.420 --> 00:08:16.420
گاه منشعب و پرپیچ و خم بود

00:08:16.420 --> 00:08:19.420
و دوباره صاف می شود

00:08:19.420 --> 00:08:22.420
و به همین ترتیب تا زمانی که به خروجی رسید

00:08:22.420 --> 00:08:24.420
که از آن وارد شهر می شود

00:08:24.420 --> 00:08:27.420
الحرمزان قاتل برادرش را به او نشان داد

00:08:27.420 --> 00:08:30.420
و جایی که او در آن حفر شده است

00:08:30.420 --> 00:08:32.419
وقتی قسمت های هرمزان را دید

00:08:32.419 --> 00:08:35.419
می خواستند با تیر در گلویش شلیک کنند

00:08:35.419 --> 00:08:37.419
اما خیلی زود به آن اشاره شد

00:08:37.419 --> 00:08:39.419
توصیه ابوموسی به او

00:08:39.419 --> 00:08:41.419
که هیچ اتفاقی نمی افتد

00:08:41.419 --> 00:08:44.419
او این میل را در درون خود مهار کرد

00:08:44.419 --> 00:08:48.419
قبل از سحر از جایی که آمده بود برگشت

00:08:48.419 --> 00:08:51.419
ابوموسی سیصد شمرد

00:08:51.419 --> 00:08:53.419
یکی از دلیرترین سربازان مسلمان

00:08:53.419 --> 00:08:55.419
بردبارترین و صبورترین آنها

00:08:55.419 --> 00:08:57.419
و من از شنا کردن آنها قدردانی می کنم

00:08:57.419 --> 00:09:00.419
او دستور تکه تکه شدن ابن ثور را بر آنها داد

00:09:00.419 --> 00:09:02.419
آنها را وداع گفت و نصیحتشان کرد

00:09:02.419 --> 00:09:06.419
او تکبیر را نشانه فراخواندن سربازان مسلمان قرار داد

00:09:06.419 --> 00:09:08.419
برای هجوم به شهر

00:09:08.419 --> 00:09:10.419
او دستور داد افرادش تقسیم شوند

00:09:10.419 --> 00:09:13.419
تا جایی که ممکن است لباس هایشان را کم کنند

00:09:13.419 --> 00:09:16.419
به طوری که آبی که آنها را سنگین می کند حمل نکنند

00:09:16.419 --> 00:09:20.419
او به آنها هشدار داد که جز شمشیرهای خود را با خود نبرند

00:09:20.419 --> 00:09:25.419
او به آنها توصیه کرد که آن را روی بدن خود در زیر لباس محکم کنند

00:09:25.419 --> 00:09:29.419
و در پایان اولین نگهبانی شب به خواب می روند

00:09:29.419 --> 00:09:32.419
سایه تکه تکه شده ابن ثور و سربازان شجاعش

00:09:32.419 --> 00:09:34.419
حدود دو ساعت

00:09:34.419 --> 00:09:37.419
آنها با موانع این تونل خطرناک دست و پنجه نرم می کنند

00:09:37.419 --> 00:09:39.419
گاهی او را به زمین می اندازند

00:09:39.419 --> 00:09:42.419
و گاهی اوقات به آنها ضربه می زند

00:09:42.419 --> 00:09:45.419
وقتی به بندر منتهی به شهر رسیدند

00:09:45.419 --> 00:09:47.419
او متوجه شد که آن تونل تکه تکه شده است

00:09:47.419 --> 00:09:50.419
دویست و بیست نفر از مردانش را قورت داد

00:09:50.419 --> 00:09:53.419
هشتاد را ترک کرد

00:09:53.419 --> 00:09:57.419
به محض اینکه مشجاز و یارانش پا به سرزمین شهر گذاشتند

00:09:57.419 --> 00:09:59.419
تا اینکه شمشیرهای خود را برهنه کردند

00:09:59.419 --> 00:10:01.419
آنها به محافظان قلعه حمله کردند

00:10:01.419 --> 00:10:04.419
پس آن را در سینه پوشاندند

00:10:04.419 --> 00:10:06.419
سپس به طرف درها پریدند

00:10:06.419 --> 00:10:08.419
و در زمان بزرگ شدن آن را باز کردند

00:10:08.419 --> 00:10:11.419
بزرگنمایی آنها از درون همگرا شد

00:10:11.419 --> 00:10:14.419
در حالی که برادران خود را از بیرون بزرگ می کنند

00:10:14.419 --> 00:10:17.419
مسلمانان در سحرگاه به شهر هجوم آوردند

00:10:17.419 --> 00:10:20.419
بین آنها و دشمنان خدا واقع شد

00:10:20.419 --> 00:10:22.419
این نبرد درس است

00:10:22.419 --> 00:10:25.419
تاریخ جنگ ها به ندرت چنین چیزی را دیده است

00:10:25.419 --> 00:10:27.419
وحشت و ترس

00:10:27.419 --> 00:10:29.419
و مرگ و میر زیاد

00:10:29.419 --> 00:10:33.419
در حالی که نبرد در اوج بود

00:10:33.419 --> 00:10:36.419
ابن ثور الحرمزان قطعاتی را در صحن آن دید

00:10:36.419 --> 00:10:38.419
پس منظورش این بود

00:10:38.419 --> 00:10:40.419
و دستبند او با شمشیر بود

00:10:40.419 --> 00:10:43.419
او به زودی توسط موج مبارزان بلعیده شد

00:10:43.419 --> 00:10:45.419
و او آن را از دید من پنهان کرد

00:10:45.419 --> 00:10:48.419
بعد دوباره به نظرش رسید

00:10:48.419 --> 00:10:50.419
به سمت او شتافت و به او حمله کرد

00:10:50.419 --> 00:10:54.419
دو قسمت دو هرمزان با شمشیر زده شد

00:10:54.419 --> 00:10:57.419
هر کدام از آنها ضربه مهلکی به دوست خود زدند

00:10:57.419 --> 00:10:59.419
پس شمشیری تکه تکه آورد

00:10:59.419 --> 00:11:01.419
شمشیر هرمزان مجروح شد

00:11:01.419 --> 00:11:04.419
افتخار قهرمان کمی شجاع

00:11:04.419 --> 00:11:07.419
در میدان جنگ جان باختند

00:11:07.419 --> 00:11:11.419
و چشمانش پر از آنچه خداوند به دستان من به دست آورده است

00:11:11.419 --> 00:11:14.419
سربازان مسلمان به جنگ ادامه دادند

00:11:14.419 --> 00:11:17.419
تا اینکه خداوند پیروزی را بر آنان مقدر کرد

00:11:17.419 --> 00:11:20.419
الحرمزان به اسارت آنها افتاد

00:11:20.419 --> 00:11:23.419
مبلغان عازم شهر شدند

00:11:23.419 --> 00:11:26.419
مژده فتح را به فاروق می آورند

00:11:26.419 --> 00:11:29.419
و حُرمزان را پیش ایشان می آورند

00:11:29.419 --> 00:11:32.419
بر سر او تاجی است که با جواهرات تزئین شده است

00:11:32.419 --> 00:11:36.419
و روی شانه‌هایش با نخ‌های طلایی تزئین شده بود

00:11:36.419 --> 00:11:38.419
تا خلیفه ببیند

00:11:38.419 --> 00:11:41.419
مبلغان آن را حمل می کردند

00:11:41.419 --> 00:11:44.419
تسلیت گرم به خلیفه

00:11:44.419 --> 00:11:47.419
با شوالیه دلاورش مجزا بن ثور

00:11:47.419 --> 00:11:51.820
قطعه قطعه بن ثور

00:11:51.820 --> 00:11:53.820
آمد ریحان

00:11:53.820 --> 00:11:57.820
صد نفر از مشرکان در دوئل کشته شدند

00:11:57.820 --> 00:12:00.820
در مورد کسانی که آنها را کشتند چطور؟

00:12:00.820 --> 00:12:02.820
در میان نبردها

00:12:02.820 --> 00:12:05.139
مورخان

00:12:10.590 --> 00:12:12.590
عضو کانال شوید

00:12:12.590 --> 00:12:14.590
عضو کانال شوید
