WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.200
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.980 --> 00:00:06.900
گنجینه های بیوگرافی

00:00:06.900 --> 00:00:13.359
جنگ خیبر

00:00:13.359 --> 00:00:17.260
چند ماه بعد از عهدنامه حدیبیه بود

00:00:17.260 --> 00:00:25.219
اشاره کردیم که خداوند تبارک و تعالی سوره فتح را به طور کامل بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل کرد.

00:00:25.219 --> 00:00:27.620
بلافاصله بعد از حدیبیه

00:00:27.620 --> 00:00:32.420
خداوند تبارک و تعالی در آن سوره سخنی نازل کرد

00:00:32.539 --> 00:00:38.420
خداوند به شما وعده اشتباهات زیادی داده است که انجام خواهید داد

00:00:38.420 --> 00:00:45.659
پس این کار را برای شما عجله کرد و دست مردم را از شما باز داشت

00:00:45.659 --> 00:00:49.380
و این همان کسی است که مصیبتش خیبر است

00:00:49.380 --> 00:00:54.460
رسول خدا صلی الله علیه و آله در ذی الحجه به مدینه آمد

00:00:54.460 --> 00:00:58.740
پس آنجا ماند تا در محرم به خیبر رفت

00:00:58.939 --> 00:01:03.820
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله در بیابان فرود آمد

00:01:03.820 --> 00:01:06.219
سلامه بن العکواء گفت

00:01:06.219 --> 00:01:11.019
با رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی خیبر بیرون رفتیم

00:01:11.019 --> 00:01:12.900
شب را گذراندیم

00:01:12.900 --> 00:01:16.659
مردی از مردم به امیر بن العکواء گفت.

00:01:16.659 --> 00:01:19.459
آیا ما را از سخنان خود نمی شنوید؟

00:01:19.459 --> 00:01:22.340
عامر شاعر بود

00:01:22.340 --> 00:01:25.500
پس نازل شد و با مردم سخن گفت و گفت

00:01:25.500 --> 00:01:28.780
خدایا اگر تو نبودی ما هدایت می شویم

00:01:28.780 --> 00:01:32.140
ما را باور نکنید و دعا نکنید

00:01:32.140 --> 00:01:35.260
پس مرا ببخش، فدای تو پیروانمان شوم

00:01:35.260 --> 00:01:38.659
و پاهایت را جز برای مدتی ثابت نگه دار

00:01:38.659 --> 00:01:41.620
و سکینه را بر ما نازل کردند

00:01:41.620 --> 00:01:45.099
اگر سر ما فریاد بزند می آییم

00:01:45.099 --> 00:01:48.140
با فریاد زدن روی ما حساب می کنند

00:01:48.140 --> 00:01:51.980
حتی اگر می خواستند پدر ما را اغوا کنند

00:01:51.980 --> 00:01:54.739
رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید

00:01:54.739 --> 00:01:58.019
دیگران هم این سرود را شنیدند

00:01:58.019 --> 00:02:01.739
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:02:01.739 --> 00:02:03.980
این راننده کیست؟

00:02:03.980 --> 00:02:06.299
گفتند این عامر است

00:02:06.299 --> 00:02:09.939
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:02:09.939 --> 00:02:11.849
خدا رحمتش کند

00:02:11.849 --> 00:02:13.969
مردی از مردم گفت

00:02:13.969 --> 00:02:16.169
برآورده شد یا رسول الله

00:02:16.169 --> 00:02:18.610
اگر مادری نبود که از او مراقبت کند

00:02:18.610 --> 00:02:22.530
یعنی از سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله درس گرفتند

00:02:22.530 --> 00:02:24.050
خدا رحمتش کند

00:02:24.050 --> 00:02:26.629
او در این نبرد خواهد مرد

00:02:27.310 --> 00:02:27.810
او گفت

00:02:28.370 --> 00:02:29.629
پس به خیبر رسیدیم

00:02:30.189 --> 00:02:34.150
بنابراین ما آنها را محاصره کردیم تا اینکه به شدت گرسنه شدیم

00:02:34.729 --> 00:02:36.069
یعنی گرسنگی شدید

00:02:36.939 --> 00:02:38.099
وقتی عصر بودند

00:02:38.439 --> 00:02:40.360
آتش های زیادی روشن کردند

00:02:41.139 --> 00:02:44.139
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:02:44.780 --> 00:02:46.300
این شعله ها چیست؟

00:02:46.860 --> 00:02:49.120
و چه چیزی را روشن می کنید؟

00:02:49.780 --> 00:02:51.120
در مورد گوشت گفتند

00:02:51.759 --> 00:02:52.259
او گفت

00:02:52.780 --> 00:02:53.919
روی هر گوشتی

00:02:54.639 --> 00:02:55.139
گفتند

00:02:55.759 --> 00:02:57.759
روی گوشت قرمز داخلی

00:02:58.639 --> 00:03:01.639
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:03:02.240 --> 00:03:04.240
پرتابش کن و بشکن

00:03:05.039 --> 00:03:06.000
مردی گفت

00:03:06.560 --> 00:03:07.560
ای رسول خدا

00:03:08.120 --> 00:03:10.120
یا آن را بیرون می ریزیم و می شوییم

00:03:10.759 --> 00:03:11.259
او گفت

00:03:11.800 --> 00:03:12.300
یا اون

00:03:13.449 --> 00:03:16.650
وقتی در صف قرار گرفتند، مردم فردای آن روز به جنگ رفتند

00:03:17.449 --> 00:03:21.689
یهودی به من سلام کرد و شمشیر خود را به اهتزاز درآورد و گفت:

00:03:22.490 --> 00:03:24.889
خیبر یاد گرفته که خوش آمدم

00:03:25.530 --> 00:03:28.090
سلاح یک قهرمان اثبات شده است

00:03:28.569 --> 00:03:31.129
اگر جنگ ها بیاید، آنها خشمگین می شوند

00:03:31.930 --> 00:03:33.289
پس عامر نزد او فرود آمد

00:03:33.770 --> 00:03:36.250
خواننده به زودی می آید و می گوید

00:03:37.080 --> 00:03:39.560
خیبر آموخته است که من عمرو هستم

00:03:40.120 --> 00:03:42.840
ماجراجویان قهرمان سلاح Shaq

00:03:43.710 --> 00:03:47.270
این رسم قبل از جنگ بود

00:03:47.870 --> 00:03:50.710
دوئل همانطور که در بدر ذکر کردیم آغاز می شود

00:03:51.189 --> 00:03:55.069
هنگامی که حمزه، علی و ابوعبیده بن الحارث با هم دوئل کردند

00:03:55.629 --> 00:04:00.229
با الولید بن عتبه و عتبه بن ربیعه و شیبه بن ربیعه

00:04:00.870 --> 00:04:05.069
همانطور که اوری بن ابی طالب با عمر بن عبدالواد دوئل کرد

00:04:05.710 --> 00:04:07.750
الزبیر با کتک زدن گردان

00:04:08.509 --> 00:04:12.150
بنابراین اینجا این مرد برای دوئل بیرون رفت

00:04:13.020 --> 00:04:14.419
پس دو بار با هم اختلاف کردند

00:04:15.060 --> 00:04:17.579
شمشیر مرحب در سپر عامر افتاد

00:04:18.339 --> 00:04:20.339
پس عامر بر او فرود آمد

00:04:20.899 --> 00:04:23.699
که می خواست با شمشیر از پایین به او بزند

00:04:24.540 --> 00:04:27.019
در سیف عامر قصری بود

00:04:27.699 --> 00:04:29.699
سپس مگس های شمشیر به سوی او بازگشتند

00:04:30.420 --> 00:04:33.060
زانویش زخمی شد و بر اثر آن جان باخت

00:04:33.939 --> 00:04:37.420
سلامه به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت

00:04:38.139 --> 00:04:40.500
آنها ادعا کردند که عامر کار او را خنثی کرده است

00:04:41.259 --> 00:04:43.259
این به این دلیل است که او خود را کشته است

00:04:44.139 --> 00:04:46.740
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:04:47.459 --> 00:04:48.899
هر کی اینو گفته دروغ گفته

00:04:49.379 --> 00:04:50.899
او دو ثواب دارد

00:04:51.579 --> 00:04:54.779
او رضی الله عنه انگشتانش را به هم نزدیک کرد

00:04:55.180 --> 00:04:58.660
می گفت من یک مبارز جهادی هستم

00:04:59.259 --> 00:05:01.779
بگو عربی مثل او در آن راه رفت

00:05:02.750 --> 00:05:06.269
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:05:06.589 --> 00:05:07.790
نماز صبح را خواند

00:05:08.310 --> 00:05:09.709
و مسلمانان سوار شدند

00:05:10.310 --> 00:05:13.750
پس مردم خیبر با نقشه برداران و دفاتر خود بیرون رفتند

00:05:14.230 --> 00:05:15.750
هر گونه ابزار کشاورزی

00:05:16.389 --> 00:05:20.269
آمدن پیامبر صلی الله علیه و آله را احساس نمی کنند

00:05:20.269 --> 00:05:21.949
و یارانش به آنها

00:05:22.709 --> 00:05:24.709
وقتی سپاه را دیدند گفتند:

00:05:25.269 --> 00:05:26.589
محمد، قسم می خورم

00:05:26.870 --> 00:05:28.470
محمد و پنجشنبه

00:05:29.149 --> 00:05:31.750
سپس به قلعه های خود فرار کردند

00:05:32.430 --> 00:05:35.149
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:05:35.709 --> 00:05:36.910
خدا بزرگ است

00:05:37.350 --> 00:05:38.550
خیبر ویران شد

00:05:39.149 --> 00:05:40.430
خدا بزرگ است

00:05:40.829 --> 00:05:41.990
خیبر ویران شد

00:05:42.750 --> 00:05:45.550
وقتی در میدان مردم اردو زدیم

00:05:46.029 --> 00:05:48.629
صبح بخیر به کسانی که هشدار می دهند

00:05:49.490 --> 00:05:54.089
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک شد و از خیبر مشرف شد

00:05:54.610 --> 00:05:55.129
او گفت

00:05:55.649 --> 00:05:56.170
بایستید

00:05:56.730 --> 00:05:57.930
ارتش متوقف شد

00:05:58.490 --> 00:05:59.329
سپس گفت

00:06:00.050 --> 00:06:03.610
خدایا ای پروردگار هفت آسمان و من گمراه نمی شوم

00:06:04.170 --> 00:06:07.089
و رب الارض هفتگانه و من کم نمی کنم

00:06:07.730 --> 00:06:10.490
و پروردگار شیاطین و آنچه را که گمراه می کند

00:06:11.129 --> 00:06:16.610
خیر این روستا، خیر مردمش و خیر آنچه در آن است از تو می خواهیم

00:06:17.290 --> 00:06:22.569
به تو پناه می بریم از شر این دهکده و شر مردمش و از شر آنچه در آن است.

00:06:23.250 --> 00:06:24.810
به نام خدا بیا جلو

00:06:25.740 --> 00:06:28.300
و چون شب ورود به خیبر بود

00:06:28.819 --> 00:06:31.100
پس از کشته شدن عامر بن العکوه

00:06:31.779 --> 00:06:34.860
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:06:35.500 --> 00:06:39.779
فردا پرچم را به مردی می دهیم که خدا و رسولش را دوست دارد

00:06:40.259 --> 00:06:42.379
خدا و رسولش او را دوست دارند

00:06:42.860 --> 00:06:44.819
خداوند دستانش را باز کند

00:06:45.459 --> 00:06:48.339
بنابراین آنها شروع به تعجب کردند که کدام یک از آنها آن را می دهد

00:06:48.899 --> 00:06:51.139
یعنی درباره این موضوع صحبت می کنند

00:06:51.740 --> 00:06:55.300
همه آرزو دارند که آن مرد باشند

00:06:56.060 --> 00:07:01.060
چون صبح شد، مردم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتند

00:07:01.660 --> 00:07:03.819
همه آنها امیدوارند که آن را به او بدهند

00:07:04.579 --> 00:07:06.939
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:07:07.500 --> 00:07:09.500
علی بن ابی طالب کجاست؟

00:07:10.220 --> 00:07:11.939
گفتند یا رسول الله

00:07:12.339 --> 00:07:13.740
چشمانش را ناله کرد

00:07:14.579 --> 00:07:15.100
او گفت

00:07:15.540 --> 00:07:16.699
پس نزد او فرستادند

00:07:17.300 --> 00:07:18.139
پس آورد

00:07:18.819 --> 00:07:23.860
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در چشمانش آب دهان انداخت و برایش دعا کرد.

00:07:24.459 --> 00:07:27.660
او طوری شفا یافت که انگار دردی نداشت

00:07:28.259 --> 00:07:29.620
پس پرچم را به او داد

00:07:30.339 --> 00:07:32.139
علی بن ابی طالب گفت

00:07:32.779 --> 00:07:35.579
من با آنها می جنگم تا آنها هم مثل ما شوند

00:07:36.259 --> 00:07:36.779
او گفت

00:07:37.300 --> 00:07:40.939
از رسولان خود پیروی کنید تا در صحن آنها فرود بیایید

00:07:41.540 --> 00:07:43.300
سپس آنها را به اسلام دعوت کنید

00:07:43.860 --> 00:07:47.420
و به آنان بگو آنچه را که به حق خدا بر آنها واجب است

00:07:48.060 --> 00:07:51.699
به خدا سوگند خداوند یک نفر را به وسیله تو هدایت می کند

00:07:52.180 --> 00:07:55.379
بهتر از داشتن مو قرمز است، بله

00:07:56.139 --> 00:07:58.459
مرحب بیرون آمد و گفت

00:07:58.939 --> 00:08:02.339
یعنی طبق معمول اولین بار که اومد بیرون

00:08:03.060 --> 00:08:05.620
خیبر یاد گرفته که خوش آمدم

00:08:06.139 --> 00:08:08.899
سازنده سلاح یک قهرمان اثبات شده است

00:08:09.420 --> 00:08:12.019
اگر جنگ آمد، خشم

00:08:12.839 --> 00:08:15.319
علی بر او ظاهر شد و گفت:

00:08:16.040 --> 00:08:18.920
من همانی هستم که مادرم مرا حیدره صدا می کرد

00:08:19.560 --> 00:08:22.480
جنگلی با ظاهر کثیف

00:08:23.079 --> 00:08:26.000
من به آنها با صاعع، عامل ارسی، جبران خواهم کرد

00:08:26.800 --> 00:08:29.480
پس سلام کرد و سرش تکان خورد

00:08:30.079 --> 00:08:31.519
سپس فتح شد

00:08:32.360 --> 00:08:36.279
در حدیث جابر بن عبدالله رضی الله عنه آمده است

00:08:36.799 --> 00:08:40.279
آن محمد بن مسلمه بود که مرحبه را کشت

00:08:40.960 --> 00:08:42.679
جابر در سخنان خود گفت:

00:08:43.279 --> 00:08:46.159
مرحبنی یهودی از قلعه خیبر خارج شد

00:08:46.759 --> 00:08:50.039
اسلحه اش را جمع کرد و تکان می خورد و می گفت:

00:08:50.399 --> 00:08:51.519
چه کسی دوئل می کند؟

00:08:52.159 --> 00:08:55.320
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:08:55.799 --> 00:08:56.879
کی برای این

00:08:57.519 --> 00:08:59.360
محمد بن مسلمه گفت

00:08:59.879 --> 00:09:01.759
من او هستم ای رسول خدا

00:09:02.320 --> 00:09:04.720
به خدا سوگند من موتور شورشی هستم

00:09:05.440 --> 00:09:07.200
دیروز برادرم را کشتند

00:09:07.919 --> 00:09:10.120
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:09:10.639 --> 00:09:11.440
نزد او بلند شو

00:09:12.039 --> 00:09:13.960
خدایا کمکش کن

00:09:14.870 --> 00:09:17.309
وقتی یکی از آنها به دوستش نزدیک شد

00:09:17.750 --> 00:09:19.509
درختی بین آنها وارد شد

00:09:20.110 --> 00:09:23.149
یعنی همه پشت این درخت شدند

00:09:23.909 --> 00:09:27.590
پس هر کدام از دوست خود پناه گرفتند

00:09:28.149 --> 00:09:29.830
هر چیزی که او را از او گرفت

00:09:30.269 --> 00:09:33.990
او همنشین خود را با شمشیر بدون آن قطع کرد

00:09:34.629 --> 00:09:37.870
تا اینکه هر یک از آنها بر صاحب خود ظاهر شد

00:09:38.470 --> 00:09:41.789
درختی که بین آنها بود مانند یک مرد ایستاده شد

00:09:42.269 --> 00:09:43.549
هیچ هنری در آن نیست

00:09:44.029 --> 00:09:45.110
یعنی شاخه ها

00:09:45.509 --> 00:09:46.750
همه آنها قطع شده بودند

00:09:47.539 --> 00:09:50.620
سپس مرحب بر محمد حمله کرد و او را زد

00:09:51.220 --> 00:09:52.820
پس در درکه از او ترسید

00:09:53.460 --> 00:09:55.659
یعنی سپری که در دست دارد

00:09:56.179 --> 00:09:58.019
شمشیرش در آن افتاد

00:09:58.620 --> 00:10:01.700
محمد بن مسلمه او را زد و او را کشت

00:10:02.490 --> 00:10:05.169
فرقی نمی کند که چه کسی یهودی را کشته است

00:10:05.610 --> 00:10:07.409
مهم این است که او کشته شد

00:10:07.929 --> 00:10:10.330
اما روایت مسلم صحیح تر است

00:10:10.929 --> 00:10:12.850
زیرا در صحیح مسلم آمده است

00:10:13.250 --> 00:10:14.730
پیشرفت می کند

00:10:15.840 --> 00:10:17.240
و در این تهاجم

00:10:17.840 --> 00:10:22.039
مردی بادیه نشین نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:10:22.600 --> 00:10:24.320
پس به او ایمان بیاور و از او پیروی کن

00:10:25.059 --> 00:10:27.980
به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت

00:10:28.500 --> 00:10:29.700
من با شما مهاجرت می کنم

00:10:30.409 --> 00:10:32.409
برخی از اصحابش آن را سفارش کردند

00:10:33.049 --> 00:10:34.970
هنگامی که جنگ خیبر پایان یافت

00:10:35.409 --> 00:10:39.730
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مال زیادی به دست آورد

00:10:40.370 --> 00:10:43.570
آن را بین اصحاب و بادیه نشینان تقسیم کرد

00:10:43.970 --> 00:10:45.169
چون شرکت کرد

00:10:45.730 --> 00:10:46.289
او گفت

00:10:46.889 --> 00:10:48.250
به فلانی دادند

00:10:48.730 --> 00:10:50.090
او شتر گله می کرد

00:10:50.769 --> 00:10:52.250
وقتی آن مرد آمد

00:10:52.610 --> 00:10:54.250
به او دادند و گفتند

00:10:54.649 --> 00:10:55.850
این حق شماست

00:10:56.450 --> 00:10:57.450
مرد گفت

00:10:57.929 --> 00:10:58.809
این چیه؟

00:10:59.450 --> 00:11:00.009
گفتند

00:11:00.570 --> 00:11:04.889
قسمی که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای شما قسم خورد

00:11:05.649 --> 00:11:10.889
پس بادیه نشین آن را گرفت و نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت

00:11:11.529 --> 00:11:13.330
این چیست یا رسول الله؟

00:11:13.970 --> 00:11:14.450
او گفت

00:11:14.970 --> 00:11:16.570
قسمی که برایت تقسیم کردم

00:11:17.169 --> 00:11:18.610
گفت یا رسول الله

00:11:19.009 --> 00:11:20.730
چرا دنبالت کردم؟

00:11:21.509 --> 00:11:24.629
ولی من دنبالت اومدم تا اینجا بریزم

00:11:25.149 --> 00:11:27.230
با تیر به گلویش اشاره کرد

00:11:27.789 --> 00:11:29.750
پس میمیرم و وارد بهشت میشم

00:11:30.570 --> 00:11:32.889
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:11:33.490 --> 00:11:35.529
اگر به خدا ایمان داشته باشید، او نیز ایمان خواهد آورد

00:11:36.600 --> 00:11:40.440
سپس رضی الله عنه به جنگ با دشمن برخاست

00:11:41.120 --> 00:11:46.159
بادیه نشین را در حالی که در حال کشته شدن بود نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آوردند

00:11:46.799 --> 00:11:49.120
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:11:49.639 --> 00:11:50.559
آهو

00:11:51.279 --> 00:11:53.240
گفتند: آری یا رسول الله

00:11:53.759 --> 00:11:54.399
او گفت

00:11:54.919 --> 00:11:56.960
خدا او را باور کرد، پس او نیز او را باور کرد

00:11:57.779 --> 00:12:01.539
پیامبر صلی الله علیه و آله کفن او را بر پیشانی او نهاد

00:12:02.019 --> 00:12:04.340
سپس او را جلو آورد و بر او نماز خواند

00:12:04.940 --> 00:12:09.220
یکی از دعاهای ایشان رضی الله عنه این بود که فرمود:

00:12:09.779 --> 00:12:11.700
خدایا این بنده توست

00:12:12.179 --> 00:12:14.259
به خاطر تو به عنوان مهاجر رفت

00:12:14.779 --> 00:12:16.059
به شهادت رسید

00:12:16.460 --> 00:12:18.179
من در مقابل او شهید هستم

00:12:18.899 --> 00:12:24.740
این شهادت بزرگی است از پیامبر بزرگی که درود خدا بر او باد

00:12:25.549 --> 00:12:27.909
از ابن عمر رضی الله عنه هر دو

00:12:28.470 --> 00:12:32.830
رسول خدا صلی الله علیه و آله با مردم خیبر جنگید

00:12:33.190 --> 00:12:35.470
تا اینکه آنها را به قصرشان برد

00:12:36.070 --> 00:12:38.669
او بر محصولات، درختان خرما و زمین تسلط داشت

00:12:39.269 --> 00:12:44.029
پس با او موافقت کردند که از آنجا تخلیه شوند و آنچه را که حمل می کرد برای مسافران خود بگیرند

00:12:44.549 --> 00:12:49.029
و رسول خدا صلی الله علیه و آله زرد و سفید دارد

00:12:49.629 --> 00:12:53.629
وی تصریح کرد که نباید چیزی را کتمان کنند و از قلم نیندازند

00:12:54.230 --> 00:12:57.269
اگر هم بکنند هیچ تعهد و عهدی ندارند

00:12:58.169 --> 00:12:59.649
عبدالله بن عمر گفت

00:13:00.250 --> 00:13:04.450
برای حی بن اخطب مال و پول و جواهراتی بردند

00:13:04.970 --> 00:13:07.570
آن را با خود به خیبر برد

00:13:07.929 --> 00:13:09.889
وقتی ابن النظیر را تخلیه کردم

00:13:10.649 --> 00:13:15.529
رسول خدا صلی الله علیه و آله به عموی حوی بن اخطب فرمود.

00:13:16.250 --> 00:13:20.289
مشک با چه چیزی زندگی می کرد که از الندر آورده بود؟

00:13:21.049 --> 00:13:25.610
گفت: خرجی و جنگ او را برده یا رسول الله

00:13:26.399 --> 00:13:28.600
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:13:29.240 --> 00:13:30.399
عهد نزدیک است

00:13:30.919 --> 00:13:32.679
و پول بیش از این است

00:13:33.320 --> 00:13:38.440
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شک کرد که چیزی از قلم انداخته باشند

00:13:39.039 --> 00:13:42.720
پس پیامبر صلی الله علیه و آله او را نزد زبیر فرستاد

00:13:43.240 --> 00:13:45.960
او را شکنجه کرد تا اینکه اعتراف کرد

00:13:46.519 --> 00:13:50.159
این نشان می دهد که اگر مشکوک و مشکوک باشد

00:13:50.639 --> 00:13:53.879
اینکه او دروغگو، دزد یا قاتل است

00:13:54.399 --> 00:13:57.799
شکنجه شدن او تا زمانی که اعتراف نکند اشکالی ندارد

00:13:58.519 --> 00:13:59.879
او را با عذاب لمس کرد

00:14:00.399 --> 00:14:04.840
گفت قبل از آن وارد خرابه هایش شده بود

00:14:05.440 --> 00:14:09.200
او گفت: "من محله ام را دیدم که در ویرانه پرسه می زند."

00:14:09.919 --> 00:14:11.320
پس رفتند و دور رفتند

00:14:11.799 --> 00:14:13.600
مشک را در خرابه ها یافتند

00:14:14.360 --> 00:14:17.120
پس رسول خدا پسرم ابوالحقیق را کشت

00:14:17.759 --> 00:14:21.320
یکی از آنها شوهر صفیه بنت حویه بن اخطب بود

00:14:22.000 --> 00:14:28.000
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم زنان و فرزندان آنان را لعنت کرد و دارایی آنان را تقسیم کرد

00:14:28.480 --> 00:14:30.159
با شکستن آنچه شکستند

00:14:30.759 --> 00:14:32.240
چون عهدشکنی کردند

00:14:32.799 --> 00:14:34.840
او می خواست آنها را از آن حذف کند

00:14:35.519 --> 00:14:37.080
گفتند: ای محمد!

00:14:37.679 --> 00:14:39.759
بگذار در این سرزمین باشیم

00:14:40.159 --> 00:14:42.200
ما آن را درست می کنیم و آن را انجام می دهیم

00:14:42.720 --> 00:14:44.840
ما بهتر از شما می دانیم

00:14:45.730 --> 00:14:52.529
نه رسول خدا صلی الله علیه و آله و نه اصحابش بنده ای نداشتند که مراقب آن باشند.

00:14:53.129 --> 00:14:54.450
پس خیبر را به آنها داد

00:14:54.929 --> 00:14:58.769
با این حال، آنها نیمی از هر محصول و هر میوه را دریافت می کنند

00:14:59.210 --> 00:15:02.809
به نظر می رسد که رسول خدا آن را تأیید نمی کند

00:15:03.529 --> 00:15:07.409
پیامبر صلی الله علیه و آله این غزوه را بر عهده گرفت

00:15:07.929 --> 00:15:10.970
صفیه بنت حوی بن اخطب به اسارت درآمد

00:15:11.490 --> 00:15:13.730
سپس او را آزاد کرد و با او ازدواج کرد

00:15:14.250 --> 00:15:16.210
رهایی او را مهریه خود قرار داد

00:15:16.809 --> 00:15:19.450
او یکی از مادران مؤمنان شد
