WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:12.140
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:00:12.140 --> 00:00:16.140
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.140 --> 00:00:22.829
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:00:22.829 --> 00:00:25.829
قریشی اهل مکه است

00:00:25.829 --> 00:00:30.829
او در همان سالی به دنیا آمد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در آن نام برده شد

00:00:30.829 --> 00:00:34.829
مادرم عروه بنت الحارث بن عبدالمطلب است

00:00:34.829 --> 00:00:38.829
پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:00:38.829 --> 00:00:41.829
من از مردان ممتاز مکه هستم

00:00:41.829 --> 00:00:44.929
اهل پول و تجارت

00:00:44.929 --> 00:00:46.929
من در روز فتح مکه اسلام آوردم

00:00:46.929 --> 00:00:50.929
او به خاطر هوش، تیزبینی و قضاوت درستش معروف بود

00:00:50.929 --> 00:00:55.990
احادیث متعددی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است

00:00:55.990 --> 00:01:02.020
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قبل از اینکه اسلام بیاورم از من تعریف و تمجید کرد

00:01:02.020 --> 00:01:05.019
او مرا باهوش و باهوش توصیف کرد

00:01:05.019 --> 00:01:10.019
این زمانی بود که پدرم در جنگ بدر به اسارت مسلمانان درآمد

00:01:10.019 --> 00:01:13.019
قریش از باج دادن به اسیران ابایی نداشتند

00:01:13.019 --> 00:01:17.019
تا مسلمانان جرات حمله به آنها را نداشته باشند

00:01:17.019 --> 00:01:21.079
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله پدرم را دید

00:01:21.079 --> 00:01:25.079
گفت در مکه پسری دارم

00:01:25.079 --> 00:01:27.079
تاجر ثمال

00:01:27.079 --> 00:01:29.209
در این بین

00:01:29.209 --> 00:01:33.209
مخفیانه از مکه خارج شدم و به مدینه آمدم

00:01:33.209 --> 00:01:37.209
پس چهار هزار درهم به پدرم فدیه دادم

00:01:37.209 --> 00:01:39.209
وقتی او را به مکه آوردم

00:01:39.209 --> 00:01:42.209
آنها مرا به خاطر عجله سرزنش کردند

00:01:42.209 --> 00:01:47.209
به آنها گفتم نمی‌گذارم پدرم زندانی شود

00:01:47.209 --> 00:01:52.269
بنابراین من اولین کسی بودم که در روز بدر اسیری را از قریش فدیه دادم

00:01:52.269 --> 00:01:56.260
این نشان از تیزبینی من است

00:01:56.260 --> 00:02:00.260
در زمان جاهلیت می ترسیدم اتفاقی بیفتد

00:02:00.260 --> 00:02:03.260
مکان مقام حضرت ابراهیم علیه السلام را تغییر می دهد

00:02:03.260 --> 00:02:05.260
در حرم

00:02:05.260 --> 00:02:08.259
برای احتیاط طناب آوردم

00:02:08.259 --> 00:02:13.259
فاصله حرم تا دیوار کعبه را اندازه گرفتم

00:02:13.259 --> 00:02:16.259
روی طناب اول نوشتم

00:02:16.259 --> 00:02:20.259
بعد بین مقام و حجرالاسود اندازه گرفتم

00:02:20.259 --> 00:02:23.259
روی طناب دوم نوشتم

00:02:23.259 --> 00:02:28.259
بعد بین حرم و چاه زمزم اندازه گرفتم

00:02:28.259 --> 00:02:31.259
روی سیم سوم نوشتم

00:02:31.259 --> 00:02:35.259
سپس طناب ها را در جعبه ای داخل خانه ام نگه داشتم

00:02:35.259 --> 00:02:40.419
سالها گذشت تا اینکه سیل شدیدی به مکه آمد

00:02:40.419 --> 00:02:43.419
در سال هفدهم هجری

00:02:43.419 --> 00:02:46.419
او به سیل ام نهشال معروف بود

00:02:46.419 --> 00:02:48.419
پس حرم از جای خود کنده شد

00:02:48.419 --> 00:02:52.419
و او را در قعر مکه انداخت

00:02:52.419 --> 00:02:54.419
زیر ماسه مدفون شد

00:02:54.419 --> 00:02:58.419
مردم پس از اینکه نتوانستند او را جستجو کنند، او را پیدا نکردند

00:02:58.419 --> 00:03:03.419
خلیفه مسلمین عمر بن خطاب رضی الله عنه از این امر به وحشت افتاد.

00:03:03.419 --> 00:03:05.419
و نگرانی او را سوار کرد

00:03:05.419 --> 00:03:09.650
سپس مردی برای تسکین خود در پای مکه بیرون رفت

00:03:09.650 --> 00:03:11.650
و سنگ را پیدا کرد

00:03:11.650 --> 00:03:13.650
پس آن را برای مردم فرستاد

00:03:13.650 --> 00:03:16.650
آمدند و او را با شادی بیرون آوردند

00:03:16.650 --> 00:03:18.650
آنها را نزد عمر در مدینه فرستادند

00:03:18.650 --> 00:03:22.650
دستور داد تا او نیاید کاری نکنند

00:03:22.650 --> 00:03:25.650
پس شهر را به قصد عمره ترک کرد

00:03:25.650 --> 00:03:28.650
و عمده مهاجران و انصار با او بودند

00:03:28.650 --> 00:03:30.650
و باهاشون رفتم بیرون

00:03:30.650 --> 00:03:32.650
وقتی به خانه آمد

00:03:32.650 --> 00:03:33.650
او گفت

00:03:33.650 --> 00:03:36.650
ای مسلمانان شما را به خدا سوگند می دهم

00:03:36.650 --> 00:03:41.650
چه کسی موقعیت اصلی را می داند که با موقعیت قبل از سیل مطابقت دارد؟

00:03:41.650 --> 00:03:43.650
پس اومدم جلو و گفتم

00:03:43.650 --> 00:03:46.650
من هستم یا امیرالمؤمنین

00:03:46.650 --> 00:03:49.650
تو قدرت و توانایی او بودی

00:03:49.650 --> 00:03:52.650
دستور داد آن را به جایش برگردانم

00:03:53.650 --> 00:03:56.650
پس صندوق را از خانه ام در مکه خواستم

00:03:56.650 --> 00:03:59.650
طناب ها را جلوی مردم از او بیرون آوردند

00:03:59.650 --> 00:04:02.650
و فاصله ها را اندازه گرفتم

00:04:02.650 --> 00:04:07.650
ضریح در محل و جایگاه اصلی خود قرار گرفت

00:04:07.650 --> 00:04:11.680
عمر و مسلمانان از این امر خشنود شدند

00:04:11.680 --> 00:04:13.740
من کی هستم؟

00:04:27.000 --> 00:04:31.000
ان شاءالله قسمت بعدی ممکنه بیاد
