WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:03.740
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.740 --> 00:00:13.210
محمد رسول خداست

00:00:13.210 --> 00:00:17.769
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:17.769 --> 00:00:23.120
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی

00:00:23.120 --> 00:00:25.120
خدا حفظش کنه

00:00:25.120 --> 00:00:33.880
حفر سنگر را به پایان برسانید

00:00:33.880 --> 00:00:39.409
صحابه رضی الله عنه از کندن خندق به پایان رسیدند

00:00:39.409 --> 00:00:41.409
قبل از رسیدن طرفین

00:00:41.409 --> 00:00:44.570
امام ابن قیم گفت

00:00:44.570 --> 00:00:47.570
سنگر جلوی سیلا کنده شد

00:00:47.570 --> 00:00:50.570
و کوه سلاء پشت سر مسلمانان

00:00:50.570 --> 00:00:54.700
و خندق میان آنها و کفار است

00:00:54.700 --> 00:01:01.700
رسول خدا صلی الله علیه و آله با سه هزار مسلمان بیرون رفت

00:01:01.700 --> 00:01:03.700
پس لشکرش را در آنجا زد

00:01:03.700 --> 00:01:06.700
در کوه پشت سرش محکم شد

00:01:06.700 --> 00:01:08.700
و در گودال روبرویش

00:01:08.700 --> 00:01:14.700
رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد تا زنان و کودکان را نجات دهند

00:01:14.700 --> 00:01:17.700
بنابراین آنها را در خرابه های شهر قرار دادند

00:01:17.700 --> 00:01:19.700
منظورم ساختمان های بلندش است

00:01:19.700 --> 00:01:21.700
مثل قلعه ها

00:01:21.700 --> 00:01:24.700
شعار مسلمانان در آن زمان بود

00:01:24.700 --> 00:01:27.700
حامیم حمایت نمی کنند

00:01:27.700 --> 00:01:33.730
امام ترمذی و ابوداود به سند صحیح روایت کرده اند

00:01:33.730 --> 00:01:35.730
تلفظ ابوداود است

00:01:35.730 --> 00:01:38.730
از محلّب بن ابی صفره می‌گوید:

00:01:38.730 --> 00:01:43.819
به من بگویید که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را شنیده است که می گوید

00:01:43.819 --> 00:01:46.819
اگر ماندی، بگذار شعارت همین باشد

00:01:46.819 --> 00:01:50.819
حامیم حمایت نمی کنند

00:01:50.819 --> 00:01:52.859
ابن اسحاق گفت

00:01:52.859 --> 00:01:59.859
شعار اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز خندق و بنی قریظه بود.

00:01:59.859 --> 00:02:03.859
حامیم حمایت نمی کنند

00:02:03.859 --> 00:02:12.419
ورود طرفین و غافلگیری آنها از سنگر

00:02:12.419 --> 00:02:16.419
طرفین به حومه شهر نبوی رسیدند

00:02:16.419 --> 00:02:20.419
و از خندق غافلگیر شدند

00:02:20.419 --> 00:02:24.419
پس قریش بر حوض نهرهای رومه فرود آمدند

00:02:24.419 --> 00:02:26.419
بین صخره و پرز

00:02:26.419 --> 00:02:28.419
قطافان آمد

00:02:28.419 --> 00:02:33.419
تا اینکه با گناه کینه از هرکسی فرود آمدند

00:02:33.419 --> 00:02:34.419
خداوند متعال فرمود

00:02:34.419 --> 00:02:42.419
وقتی مؤمنان طرفین را دیدند گفتند: این همان چیزی است که خدا و رسولش به ما وعده داده بودند.

00:02:42.419 --> 00:02:45.419
و خدا و رسولش راست گفتند

00:02:45.419 --> 00:02:53.419
فقط ایمان و تسلیم آنها را افزایش داد

00:02:53.419 --> 00:02:55.539
حافظ بن کثیر گفت

00:02:55.539 --> 00:03:02.610
یعنی این همان چیزی است که خدا و رسولش به ما وعده امتحان و امتحان و امتحان داده اند

00:03:02.610 --> 00:03:05.610
که به دنبال آن پیروزی نزدیک است

00:03:05.610 --> 00:03:12.819
برای همین گفت و خدا و رسولش راست گفتند

00:03:12.819 --> 00:03:15.819
بنی قریده عهدشکنی کردند

00:03:15.819 --> 00:03:19.810
آنها قلعه های بنی قریده بودند

00:03:19.810 --> 00:03:23.810
آنها گروهی از یهودیان شرق شهر هستند

00:03:23.810 --> 00:03:29.939
از رسول خدا صلی الله علیه و آله عهد دارند

00:03:29.939 --> 00:03:32.939
آنها نزدیک به چهارصد رزمنده هستند

00:03:32.939 --> 00:03:34.939
گفته شد هفتصد

00:03:34.939 --> 00:03:40.319
سپس عدالله حوی بن اخطب نظری نزد آنان رفت

00:03:40.319 --> 00:03:44.319
حوی بن اخطب به خانه های بنی قریده رسید

00:03:44.319 --> 00:03:48.319
بر کعب بن اسد سید بن قریظه زد

00:03:48.319 --> 00:03:50.319
در زد

00:03:50.319 --> 00:03:54.319
او به او اجازه نداد و از ملاقات با او خودداری کرد

00:03:54.319 --> 00:03:56.319
پس حی او را صدا زد

00:03:56.319 --> 00:03:59.419
وای بر تو، پاشنه، برای من باز کن

00:03:59.419 --> 00:04:01.419
و او گفت

00:04:01.419 --> 00:04:03.419
وای بر تو عزیزم

00:04:03.419 --> 00:04:05.419
تو آدم بدبختی هستی

00:04:05.419 --> 00:04:08.419
و من با محمد عهد بسته ام

00:04:08.419 --> 00:04:11.419
من با آنچه بین من و اوست مخالف نیستم

00:04:11.419 --> 00:04:15.419
چیزی جز وفاداری و صداقت از او ندیدم

00:04:15.419 --> 00:04:18.509
محله من هنوز با او صحبت می کند

00:04:18.509 --> 00:04:21.509
تا اینکه کعب در را به روی او باز کرد

00:04:21.509 --> 00:04:23.509
گفت محله من

00:04:23.509 --> 00:04:25.509
من در شکوه ابدیت به سوی تو آمدم

00:04:25.509 --> 00:04:27.509
و دریایی از تامی

00:04:27.509 --> 00:04:31.509
من با قریش و رهبران و اربابان آن نزد شما آمدم

00:04:31.509 --> 00:04:35.509
تا اینکه آنها را از روم به جامعه آسایال پایین آوردم

00:04:35.509 --> 00:04:39.509
و سران و بالش آن را پوشاندند

00:04:39.509 --> 00:04:43.509
تا این که آنها را به خاطر گناهی که از روی بیزاری از کسی مرتکب شده بودند فرود آوردم

00:04:43.509 --> 00:04:47.509
آنها به من قول دادند و به من قول دادند که نخواهند رفت

00:04:47.509 --> 00:04:51.509
تا اینکه محمد و همراهانش را ریشه کن کنیم

00:04:51.509 --> 00:04:53.509
کعب به او گفت

00:04:53.509 --> 00:04:56.509
تو به من آمدی و خداوند به من ابدیت داد

00:04:56.509 --> 00:04:59.509
و با اندوه آب او ریخته شد

00:04:59.509 --> 00:05:01.509
رعد و برق و رعد و برق است

00:05:01.509 --> 00:05:03.509
چیزی در آن نیست

00:05:03.509 --> 00:05:07.509
جهام ابری است که آب خود را خالی کرده است

00:05:07.509 --> 00:05:09.509
وای بر تو عزیزم

00:05:09.509 --> 00:05:11.509
پس مرا و آنچه هستم را تنها بگذار

00:05:11.509 --> 00:05:16.509
من جز صداقت و وفاداری از محمد ندیدم

00:05:16.509 --> 00:05:19.509
مدام با کفش های پاشنه دار به من سلام می کرد

00:05:19.509 --> 00:05:22.509
در قله و غرب آن را می پیچد

00:05:22.509 --> 00:05:24.509
غربی جلوی دندان است

00:05:24.509 --> 00:05:27.509
نیزه است و قله بالاتر است

00:05:27.509 --> 00:05:31.509
او می خواست که هنوز او را فریب دهد و خوب باشد

00:05:31.509 --> 00:05:33.509
تا اینکه جواب داد

00:05:33.509 --> 00:05:35.540
تا اینکه به او اجازه داده شد

00:05:35.540 --> 00:05:39.540
که به او عهد و پیمانی از جانب خدا داد

00:05:39.540 --> 00:05:41.540
زیرا قریش و غطفان برگشتند

00:05:41.540 --> 00:05:43.540
به محمد آسیبی نزد

00:05:43.540 --> 00:05:45.540
تا با شما وارد قلعه خود شوید

00:05:45.540 --> 00:05:48.540
تا اینکه اتفاقی که برای تو افتاد برای من بیفتد

00:05:48.540 --> 00:05:51.639
کعب بن اسد عهدشکنی کرد

00:05:51.639 --> 00:05:55.639
از آنچه بین او و رسول خدا گذشت تبرئه شد

00:05:55.639 --> 00:05:58.639
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:05:58.639 --> 00:06:03.939
پیامبر صلی الله علیه و آله مبعوث شد

00:06:03.939 --> 00:06:06.939
الزبیر رضی الله عنه

00:06:06.939 --> 00:06:10.620
لوبنا گریدا

00:06:10.620 --> 00:06:13.620
او رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود

00:06:13.620 --> 00:06:16.620
او از حرکات بانو گریدا غافل بود

00:06:16.620 --> 00:06:20.620
پس زبیر بن العوام رضی الله عنه را فروختم

00:06:20.620 --> 00:06:23.620
برای تایید خبر بنی قریده

00:06:23.620 --> 00:06:26.709
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند

00:06:26.709 --> 00:06:30.709
از عبدالله بن الزبیر رضی الله عنهم

00:06:30.709 --> 00:06:33.709
گفت: در روز مهمانی بودم

00:06:33.709 --> 00:06:36.709
من و عمر بن ابی سلمه آن را ساختیم

00:06:36.709 --> 00:06:39.709
در زنان، من نگاه کردم

00:06:39.709 --> 00:06:42.709
سپس زبیر را سوار بر اسب دیدم

00:06:42.709 --> 00:06:45.709
دو سه بار نزد بنی قریظه رفت

00:06:45.709 --> 00:06:48.709
وقتی برگشتم گفتم

00:06:48.709 --> 00:06:51.709
پدر، دیدم که تو با هم فرق داشتی

00:06:51.709 --> 00:06:54.709
گفت: پسرم مرا دیده ای؟

00:06:54.709 --> 00:06:56.709
گفتم بله

00:06:56.709 --> 00:07:00.709
گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله است

00:07:00.709 --> 00:07:03.709
گفت: چه کسی قریضه را برای من می آورد؟

00:07:03.709 --> 00:07:06.709
بعد خبرشان را برایم می آورد

00:07:06.709 --> 00:07:09.709
پس رفتم و وقتی برگشتم

00:07:09.709 --> 00:07:12.709
رسول خدا صلی الله علیه و آله برای من جمع آوری کرد

00:07:12.709 --> 00:07:15.709
پدر و مادرش گفت

00:07:15.709 --> 00:07:18.740
پدر و مادرم فدای تو باد

00:07:18.740 --> 00:07:21.740
و به عبارت دیگر در دو صحیح

00:07:22.740 --> 00:07:25.740
جابر بن عبدالله رضی الله عنه از هر دوی آنها راضی باشد

00:07:25.740 --> 00:07:28.740
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:07:28.740 --> 00:07:31.740
روز مهمانی

00:07:31.740 --> 00:07:34.740
چه کسی اخبار مردم را برای ما می آورد؟

00:07:34.740 --> 00:07:37.740
زبیر رضی الله عنه گفت من هستم.

00:07:37.740 --> 00:07:40.740
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:07:40.740 --> 00:07:43.740
چه کسی اخبار مردم را برای ما می آورد؟

00:07:43.740 --> 00:07:46.740
زبیر رضی الله عنه گفت

00:07:46.740 --> 00:07:49.810
من

00:07:49.810 --> 00:07:58.089
خدا رحمتش کند و درود فرستد. چه کسی خبر مردم را برای ما خواهد آورد؟ زبیر رضی الله عنه گفت من هستم.

00:07:58.089 --> 00:08:06.610
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود هر پیامبری شاگردی دارد.

00:08:06.610 --> 00:08:14.220
حافظ گفت: مرید زبیر و مرید خاص یاران اوست.

00:08:14.420 --> 00:08:21.779
ماجرای زبیر رضی الله عنه این بود که خبر بنی قریده را افشا کند که آیا آن را پس گرفتند.

00:08:21.779 --> 00:08:27.740
بین آنها و مسلمانان عهد بسته شد و قریش با مسلمانان موافقت کردند

00:08:27.740 --> 00:08:33.370
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:08:45.049 --> 00:09:01.840
به محض اینکه ندای بلند شد و لب هایش با بقیه حرکت کرد، خدا رحمت کند
