بسم الله الرحمن الرحیم داستان یوسف علیه السلام با همسر العزیز مسابقه تا در، راهی برای فرار از وسوسه است یوسف علیه السلام برای دفع وسوسه همسر خدای متعال به گفتگوهای نظری بسنده نکرد. که یکی از بالاترین وسوسه های زنان برای مردان است در عوض، او به سرعت آن را با یک راه حل عملی فشار داد پس به سرعت از محل نزاع خارج شد خداوند متعال فرمود منتظر در ماند و پیراهنش را از پشت در آورد این درسی است برای هر مرد و زن جوان عملا از مکان های وسوسه دوری کنید و در برابر وسوسه به صحبت های نظری بسنده نکنیم بلکه بر ایمان و عمل نیک خود تکیه نکنند در حالی که در مکان های وسوسه باقی می ماند یوسف علیه السلام از پیامبران است او به آن تکیه نکرد و همانی است که هست بلکه برای فرار از یقین وسوسه عجله کرد کاری که یوسف علیه السلام انجام داد همان کاری است که آن زن عزیز انجام داد که رقابت به در است اما نیت این عجله بین آنها متفاوت است یوسف علیه السّلام از همسر آن بزرگوار تا در پیشی گرفت فرار از محل وسوسه ای که او را به آن دعوت می کند همسر عزيز از يوسف عليه السلام تا در پيشاپيش شد برای جلوگیری از فرار او از محل فتنه حتی برای جلوگیری از خروج او از زور نیز استفاده می کردند تا اینکه این زور باعث پاره شدن پیراهن یوسف شد و این برای هر زن و مرد جوانی فایده مهمی است و آن این است که در لحظه فرار از وسوسه ها کسانی هستند که به هر نحوی آنها را تعقیب می کنند تا آنها را پایین بیاورند و مانع فرارشان شوند. او هرگز از استفاده از تمام قدرت خود برای کشاندن مردان و زنان جوان به وسوسه و بداخلاقی دریغ نخواهد کرد، بنابراین میزان فرار از مکان های وسوسه باید بالاتر از نیروی جاذبه ای باشد که افراد دارای امیال استفاده می کنند. پیراهن یوسف از یک طرف از نیروی جاذبه زن عزیز به او و از طرف دیگر از نیروی یوسف علیه السلام که از او دور می شد، پاره شد، بنابراین پارگی در لباس بود. شما مردان و زنان جوان ممکن است در هنگام فرار از وسوسه های معاصر برای حفظ دین خود به برخی از اموال خود آسیب مادی وارد شوید، پس به آن توجه نکنید و از آن غمگین نباشید، چه بسا رستگاری به واسطه آن چیزی باشد که ما در ظاهر به آن آسیب دیدیم. نیرویی که امروزه از مردان و زنان جوان در برابر وسوسه های معاصر بافته شده توسط افراد شهوتران امروزی لازم است، نیروی جسمانی نیست، بلکه نیروی ایمان است که تمام امواج وسوسه که در پی نابودی مردان و زنان جوان است، بر صخره آن است. قوت ايمان با چنگ زدن به حبل محكم خداوند كه قرآن اعظم است، با عمل به آنچه در آن است و تبديل آن به شيوه زندگى كه زندگى دختر و جوان بر آن استوار است، خواه پير و جوان آغاز مى شود. او از سرگذشت انبیا و سلف عبرت گرفت که بداند چگونه با اهل باطل با حجت و برهان مقابله کند. سپس با رعایت کلام خداوند متعال از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم الگو بگیرید. برای کسانی که امید به خدا و آخرت دارند و خدا را بسیار یاد می کنند، در رسول خدا سرمشق خوبی دارید با مطالعه شرح حال ایشان و آگاهی از راهنمایی ایشان در چنین شرایط و مصائبی. خداوند متعال می فرماید: سپس زندگی صالحان قرون گذشته اعم از علما و وعاظ و مصلحان را مطالعه کنید تا دل را به حق ثابت کنید. ما اخبار پیامبران را برای تو نقل می کنیم که با آن قلبت را تقویت کنیم و این حقیقت به سراغ تو می آید و برای مؤمنان پند و تذکری خواهد بود. اگر داستان انبیا دل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ثابت کند، ما به آنها نیاز بیشتری داریم. پس راه تبهكاران و ابزار اغواى مردان و زنان جوان را بشناس تا آنان را دفع كنى و از آنان بترسانى. به دست آوردن قوت ایمان که با آن مرد جوان بتواند خود را حفظ کند و دختر بتواند خود را از افتادن در وسوسه حفظ کند، وظیفه هر دوی آنهاست. به طوری که پیش بینی درهای نجات از وسوسه ها برای آنها آسان تر خواهد بود. مابقی بحث را در جلسه آتی ادامه خواهیم داد انشاالله داستان یوسف و همسر العزیز