WEBVTT

00:00:00.430 --> 00:00:03.430
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.430 --> 00:00:08.529
بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها

00:00:08.529 --> 00:00:13.529
هنگامی که رسول می خواهد یا صحبت می کند، از او پیروی کنید

00:00:13.529 --> 00:00:15.529
انجمن مواضع

00:00:15.529 --> 00:00:17.530
پیشبرد

00:00:17.530 --> 00:00:21.589
تصاویری از زندگی فالوورها

00:00:21.589 --> 00:00:26.010
نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا

00:00:26.010 --> 00:00:28.010
خدا رحمتش کند

00:00:28.010 --> 00:00:32.659
رافع بن مهران

00:00:32.659 --> 00:00:34.759
خدا رحمتش کند

00:00:43.240 --> 00:00:45.240
رافع بن مهران

00:00:45.240 --> 00:00:47.240
المکنب ابی العلیه

00:00:47.240 --> 00:00:50.240
یک پرچم مسلمان

00:00:50.240 --> 00:00:54.240
یکی از شاهکارهای خوانندگان و دانشمندان مدرن است

00:00:54.240 --> 00:00:58.240
او یکی از داناترین پیروان کتاب خدا بود

00:00:58.240 --> 00:01:02.240
ایشان را از حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله آگاه کرد

00:01:02.240 --> 00:01:05.239
و من در فهم قرآن کریم بیشتر می توانم

00:01:05.239 --> 00:01:07.239
و نفوذ در درون اوست

00:01:07.239 --> 00:01:11.239
و عمیق ترین آنها در درک اهداف و اسرار آن

00:01:11.239 --> 00:01:15.269
پس بیایید زندگی او را از ابتدا شروع کنیم

00:01:15.269 --> 00:01:19.269
زندگی او سرشار از موقعیت ها و تصاویر شگفت انگیز است

00:01:19.269 --> 00:01:23.269
پر از خطبه ها و درس های ارزشمند

00:01:23.269 --> 00:01:28.189
رفیع بن میهران در ایران به دنیا آمد

00:01:28.189 --> 00:01:31.189
در زمین آن، او بزرگ شد

00:01:32.189 --> 00:01:36.189
زمانی که مسلمانان شروع به هجوم به ایران کردند

00:01:36.189 --> 00:01:39.189
تا مردمش را از تاریکی به روشنایی بیرون آورد

00:01:39.189 --> 00:01:43.189
این رفیع یکی از غلامان جوان بود

00:01:43.189 --> 00:01:47.189
که به دست محبت مسلمانان افتاد

00:01:47.189 --> 00:01:51.189
آنها به خانه های خوب و سازنده خود بازگشتند

00:01:51.189 --> 00:01:56.379
سپس او و همراهانش به سرعت بر برتری اسلام صحه گذاشتند

00:01:56.379 --> 00:02:01.379
آنها آن را با بت پرستی خود متعادل کردند

00:02:01.379 --> 00:02:05.379
سپس دسته دسته شروع به ورود به دین خدا کردند

00:02:05.379 --> 00:02:08.379
سپس به کتاب خدا روی آوردند

00:02:08.379 --> 00:02:14.379
از حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله خسته شدند.

00:02:14.379 --> 00:02:18.639
یک داستان خوب در مورد آنچه بود و چه شد

00:02:18.639 --> 00:02:20.639
او گفت

00:02:20.639 --> 00:02:25.639
من و جمعی از مردمم به اسارت مجاهدین افتادیم

00:02:25.639 --> 00:02:31.639
سپس ما به زودی به مالکیت گروهی از مسلمانان بصره درآمدیم

00:02:31.639 --> 00:02:36.639
طولی نکشید که به خدا ایمان آوردیم

00:02:36.639 --> 00:02:39.639
ما دلبسته حفظ کتاب خدا هستیم

00:02:39.639 --> 00:02:43.639
برخی از ما به صاحبان خود مالیات پرداختیم

00:02:43.639 --> 00:02:46.639
در میان ما کسانی هستند که به آنها خدمت می کنند

00:02:46.639 --> 00:02:49.639
من یکی از آن‌ها بودم

00:02:49.639 --> 00:02:53.740
ما هر شب یک بار قرآن را ختم می کردیم

00:02:54.740 --> 00:02:56.740
این برای ما سخت بود

00:02:56.740 --> 00:03:00.740
بنابراین هر دو شب یک بار آن را کامل کردیم

00:03:00.740 --> 00:03:02.740
برای ما هم سخت بود

00:03:02.740 --> 00:03:05.740
بنابراین هر سه بار آن را کامل کردیم

00:03:05.740 --> 00:03:12.740
به خاطر زحماتی که در روز متحمل شدیم و شب ها تا دیروقت بیدار ماندیم، برایمان سخت بود

00:03:12.740 --> 00:03:16.800
با برخی از اصحاب رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ملاقات کردیم

00:03:16.800 --> 00:03:22.800
ما به آنها شکایت کردیم که از دیر بیدار ماندن کتاب خدا چه رنجی می کشیدیم

00:03:22.800 --> 00:03:26.800
گفتند: هر جمعه یک بار آن را تمام کنید.

00:03:26.800 --> 00:03:29.800
بنابراین آنچه را که به ما توصیه کردند، قبول کردیم

00:03:29.800 --> 00:03:33.800
او ما را وادار کرد تا قسمتی از شب را قرآن بخوانیم

00:03:33.800 --> 00:03:36.800
و ما روی دیگری از آن را می خوابیم

00:03:36.800 --> 00:03:39.800
بعد از آن برای ما سخت نبود

00:03:39.800 --> 00:03:45.849
رافع بن محران با زنی از بنی تمیم ازدواج کرد

00:03:45.849 --> 00:03:50.849
این زن بانویی هوشیار و متین بود

00:03:50.849 --> 00:03:53.849
پر از تقوا و ایمان

00:03:53.849 --> 00:03:58.849
مقداری از روز را به او خدمت می کرد و در روزهای دیگر استراحت می کرد

00:03:58.849 --> 00:04:02.909
در اوقات فراغت به خواندن و نوشتن تسلط داشت

00:04:02.909 --> 00:04:06.909
که طی آن برخی از علوم دینی را دریافت کرد

00:04:06.909 --> 00:04:11.909
بدون این که او را از هیچ یک از حقوقش بر او محروم کند

00:04:11.909 --> 00:04:15.009
در یکی از جمعه ها

00:04:15.009 --> 00:04:18.009
رفیع وضو گرفت و آن را به خوبی انجام داد

00:04:18.009 --> 00:04:21.009
سپس از معشوقه خود اجازه خروج خواست

00:04:21.009 --> 00:04:24.009
گفت: رفیع کجا می روی؟

00:04:24.009 --> 00:04:27.009
گفت: من مسجد را می خواهم

00:04:27.009 --> 00:04:31.009
پرسید کدام مساجد را می خواهی؟

00:04:31.009 --> 00:04:34.009
گفت: مسجد جامع.

00:04:34.009 --> 00:04:37.009
گفت بیا بریم

00:04:37.009 --> 00:04:39.009
بعد با هم ادامه دادند

00:04:39.009 --> 00:04:42.009
با کسانی که وارد می شدند وارد مسجد شد

00:04:42.009 --> 00:04:45.009
او نمی داند شما چه می خواهید

00:04:45.009 --> 00:04:47.069
همین که مسجد پر شد

00:04:47.069 --> 00:04:49.069
امام بر منبر رفت

00:04:49.069 --> 00:04:53.069
تا اینکه دست رفیع را گرفت و گفت

00:04:53.069 --> 00:04:56.069
ای جماعت مسلمین شاهد باشید

00:04:56.069 --> 00:05:01.069
من این پسرم را به خاطر میل به اجر خدا آزاد کردم

00:05:01.069 --> 00:05:04.069
و به امید مغفرت و رضایت او

00:05:04.069 --> 00:05:07.069
و هیچ کس هیچ توسلی به او ندارد

00:05:07.069 --> 00:05:09.069
جز مسیر لطف

00:05:09.069 --> 00:05:12.069
سپس به او نگاه کرد و گفت

00:05:12.069 --> 00:05:16.100
خدایا من آن را برای یک روز با تو ذخیره می کنم

00:05:16.100 --> 00:05:18.100
پول هیچ فایده ای نداره

00:05:18.100 --> 00:05:20.259
بدون پسر

00:05:20.259 --> 00:05:22.259
و وقتی نمازم تمام شد

00:05:22.259 --> 00:05:25.259
رفیع به راه خود ادامه داد

00:05:25.259 --> 00:05:29.259
او نیز به راه خود ادامه داد

00:05:29.259 --> 00:05:34.379
دبور رفیعی بن مهران از آن روز در اطراف بوده است

00:05:34.379 --> 00:05:38.379
در فرکانس به مدینه

00:05:38.379 --> 00:05:41.379
توفیق دیدار با آن دوست را پیدا کرد که خداوند از او راضی باشد

00:05:41.379 --> 00:05:45.379
این کمی قبل از مرگ او بود

00:05:45.379 --> 00:05:48.379
از دیدار امیرالمومنین (ع) نیز خوشحال شد

00:05:48.379 --> 00:05:50.379
عمر بن الخطاب

00:05:50.379 --> 00:05:53.379
بر او قرآن خواند و پشت سر او نماز خواند

00:05:53.379 --> 00:05:57.379
و به عنوان اکبر فی المکنب ابی العالیه

00:05:57.379 --> 00:05:59.379
بر کتاب خدا

00:05:59.379 --> 00:06:04.379
مربوط به حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله بود

00:06:04.379 --> 00:06:07.379
پس شروع به شنیدن روایت خود از پیروان کرد

00:06:07.379 --> 00:06:10.379
با کسانی که در بصره ملاقات کرد

00:06:10.379 --> 00:06:13.379
اما خیلی زود جاه طلب شد

00:06:13.379 --> 00:06:15.379
چون بیشتر از این ثابت شده است

00:06:16.379 --> 00:06:20.379
بنابراین او هر از گاهی به شهر می رفت

00:06:20.379 --> 00:06:23.379
شنیدن آن از زبان اصحاب پیامبر

00:06:23.379 --> 00:06:26.379
خداوند رحمتشان کند و به آنها آرامش دهد

00:06:26.379 --> 00:06:29.379
تا بین او و پیامبر نباشد

00:06:29.379 --> 00:06:31.379
سلام و درود بر او باد

00:06:31.379 --> 00:06:34.379
جز یک نفر، صحابی

00:06:34.379 --> 00:06:37.500
پس از عبدالله بن مسعود گرفت

00:06:37.500 --> 00:06:39.500
و ابی بن کعب

00:06:39.500 --> 00:06:41.500
و ابو ایوب الانصاری

00:06:41.500 --> 00:06:43.500
و ابوهریره

00:06:43.500 --> 00:06:45.500
و عبدالله بن عباس

00:06:45.500 --> 00:06:47.500
و دیگران و دیگران

00:06:47.500 --> 00:06:50.699
خداوند از همه آنها راضی باشد

00:06:50.699 --> 00:06:52.699
ابوالعلیه به این محدود نبود

00:06:52.699 --> 00:06:55.699
درباره راویان حدیث در مدینه

00:06:55.699 --> 00:06:58.699
بلکه به دنبال گفتگو بود

00:06:58.699 --> 00:07:00.699
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:07:00.699 --> 00:07:02.699
همه جا

00:07:02.699 --> 00:07:05.699
اگر مردی به او دانا توصیف شود

00:07:05.699 --> 00:07:07.699
او را با جگر شتر زد

00:07:07.699 --> 00:07:09.699
مهم نیست خانه چقدر دور است

00:07:09.699 --> 00:07:11.699
حاشیه حرم

00:07:11.699 --> 00:07:13.699
اگر به آن برسد

00:07:13.699 --> 00:07:15.699
شروع کرد و پشت سرش نماز خواند

00:07:15.699 --> 00:07:18.699
اگر پیدا کرد بر نمازش مسلط نمی شود

00:07:18.699 --> 00:07:20.699
بهترین تسلط

00:07:20.699 --> 00:07:23.699
و حقوق او را به طور کامل ادا نمی کند

00:07:23.699 --> 00:07:26.699
از آن روی برگرداند و با خود گفت

00:07:26.699 --> 00:07:29.699
کسی که در نمازش کوتاهی کند

00:07:29.699 --> 00:07:32.699
او نسبت به دیگران ملایم تر است

00:07:32.699 --> 00:07:34.699
سپس چوب خود را برمی دارد

00:07:34.699 --> 00:07:36.699
و به جایی که از آنجا آمده برمی گردد

00:07:36.699 --> 00:07:40.579
ابوالعلیه به اوج رسیده است

00:07:40.579 --> 00:07:42.579
جایگاه در علم

00:07:42.579 --> 00:07:45.620
او از همه همسالان خود پیشی گرفت

00:07:45.620 --> 00:07:48.620
یکی از یارانش گفت:

00:07:48.620 --> 00:07:51.620
دیدم ابوالعلیه وضو می گیرد

00:07:51.620 --> 00:07:54.620
آب از صورت و دستانش چکید

00:07:54.620 --> 00:07:56.620
و پاکی می درخشد

00:07:56.620 --> 00:07:59.620
بر روی هر یک از اعضای آن

00:07:59.620 --> 00:08:01.620
سلام کردم و گفتم

00:08:01.620 --> 00:08:04.620
خداوند توبه کنندگان را دوست دارد

00:08:04.620 --> 00:08:06.620
او پاکان را دوست دارد

00:08:06.620 --> 00:08:08.620
گفت: برادرم.

00:08:08.620 --> 00:08:10.620
نه پاکان

00:08:10.620 --> 00:08:13.620
کسانی که خود را با آب از سل پاک می کنند

00:08:13.620 --> 00:08:16.620
بلکه آنها هستند که خود را پاک می کنند

00:08:16.620 --> 00:08:19.620
با تقوا از گناهان

00:08:19.620 --> 00:08:21.620
پس به این فکر کردم که او چه گفت

00:08:21.620 --> 00:08:24.620
متوجه شدم که او درست و نادرست است

00:08:24.620 --> 00:08:27.620
و گفتم خدا اجر شما را بدهد

00:08:27.620 --> 00:08:30.620
او دانش و درک شما را افزایش داد

00:08:30.620 --> 00:08:33.870
و از نصیحت بالا امتناع می کنم

00:08:33.870 --> 00:08:35.870
مردم به دنبال دانش هستند

00:08:35.870 --> 00:08:37.870
و راه هایی برای آنها مهیا کرد

00:08:37.870 --> 00:08:39.870
دسترسی به آن

00:08:39.870 --> 00:08:41.870
و او گفت

00:08:41.870 --> 00:08:44.870
خود را برای دریافت دانش تربیت کنید

00:08:44.870 --> 00:08:47.870
از او بیشتر پرسیدند

00:08:47.870 --> 00:08:50.870
آنها می دانستند که دانش بال هایش را پایین نمی آورد

00:08:50.870 --> 00:08:52.870
شرمنده یا مغرور

00:08:52.870 --> 00:08:55.870
از کسی که خجالتی است عفتش را نمی خواهند

00:08:55.870 --> 00:09:00.029
متکبر به خاطر غرور نمی پرسد

00:09:00.029 --> 00:09:04.029
او شاگردانش را به فراگیری و پرورش قرآن تشویق می کرد

00:09:04.029 --> 00:09:07.029
و به آنچه در آن آمده است پایبند باشید

00:09:07.029 --> 00:09:10.029
سخنرانان چه می گویند

00:09:10.029 --> 00:09:11.029
و او می گوید

00:09:11.029 --> 00:09:13.029
قرآن را بیاموزید

00:09:13.029 --> 00:09:15.029
اگه یاد بگیری

00:09:15.029 --> 00:09:17.029
توسط او بزرگ نشوید

00:09:17.029 --> 00:09:20.059
و شما باید راه مستقیم را دنبال کنید

00:09:20.059 --> 00:09:22.059
اسلام است

00:09:22.059 --> 00:09:25.059
و مراقب این هوس ها باشید

00:09:25.059 --> 00:09:29.059
بین شما دشمنی و نفرت ایجاد می کند

00:09:29.059 --> 00:09:32.059
و از راهی که بود منحرف نشوید

00:09:32.059 --> 00:09:36.059
اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:36.059 --> 00:09:38.059
قبل از اینکه متفرق شوند

00:09:38.059 --> 00:09:41.100
این را به حسن البصری رساندند

00:09:41.100 --> 00:09:43.100
و او گفت

00:09:43.100 --> 00:09:47.100
به خدا سوگند ابوالعلیه تو را نصیحت کرده و راست گفته است

00:09:47.100 --> 00:09:50.419
او همچنین برای دانشجویان علوم طراحی می کرد

00:09:50.419 --> 00:09:53.419
بهترین روش حفظ قرآن

00:09:53.419 --> 00:09:54.419
و او می گوید

00:09:54.419 --> 00:09:57.419
پنج آیه از قرآن را بیاموزید

00:09:57.419 --> 00:09:58.419
پنج آیه

00:09:58.419 --> 00:10:01.419
در ذهن شما راحت تر است

00:10:01.419 --> 00:10:04.419
و قوی تر از درک شما

00:10:04.419 --> 00:10:07.419
جبرئیل علیه السلام

00:10:07.419 --> 00:10:11.419
بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد

00:10:11.419 --> 00:10:14.450
پنج آیه پنج آیه

00:10:14.450 --> 00:10:18.450
ابوالعلیا فقط معلم نبود

00:10:18.450 --> 00:10:21.450
اما کارگردانی هم بود

00:10:21.450 --> 00:10:24.450
چون ذهن شاگردانش را پر کرده بود

00:10:24.450 --> 00:10:26.450
با دانش مفید

00:10:26.450 --> 00:10:30.450
با اندرز نیکو دلهایشان را سیر می کند

00:10:30.450 --> 00:10:34.450
این دو چیز اغلب با هم ترکیب می شوند

00:10:34.450 --> 00:10:37.480
از آنچه به آنها گفت

00:10:37.480 --> 00:10:40.480
خدا خودش را نابود کرده است

00:10:40.480 --> 00:10:43.480
هر که به او ایمان آورد، او را هدایت می کند

00:10:43.480 --> 00:10:46.480
دلیل بر این سخن خداوند متعال است

00:10:46.480 --> 00:10:50.480
هر که به خدا ایمان آورد، او قلبش را هدایت می کند

00:10:50.480 --> 00:10:53.480
و هر که بر او توکل کند، او برایش کافی است

00:10:53.480 --> 00:10:57.480
گواه بر این سخن خداوند متعال است

00:10:57.480 --> 00:11:01.480
هر که بر خدا توکل کند، او برایش کافی است

00:11:01.480 --> 00:11:04.480
و هر کس به او قرض دهد، ثواب خواهد داشت

00:11:04.480 --> 00:11:08.480
و دلیل بر آن، قول اوست که آن را می گوید

00:11:08.480 --> 00:11:11.480
کیست که به خدا قرض الحسنه می دهد؟

00:11:11.480 --> 00:11:15.480
او آن را چند برابر می کند

00:11:15.480 --> 00:11:18.539
و هر که او را صدا زد جوابش را داد

00:11:18.539 --> 00:11:22.539
و دلیل بر آن، گفتار اوست: «کلام او صحیح است».

00:11:22.539 --> 00:11:25.539
و اگر بندگانم از تو درباره من بپرسند

00:11:25.539 --> 00:11:30.539
زیرا من نزدیکم و دعای دعا کننده را چون ندا می دهد اجابت می کنم

00:11:30.539 --> 00:11:33.539
و به شاگردانش می گفت

00:11:33.539 --> 00:11:38.539
مطیعانه کار کنید و کسانی را که مطیع هستند بپذیرید که از آنها اطاعت کنند

00:11:38.539 --> 00:11:43.539
از نافرمانی دوری کردند و نافرمانان را به نافرمانی خود بازگرداندند

00:11:43.539 --> 00:11:46.539
سپس امر نافرمانان را به خدا بسپار

00:11:46.539 --> 00:11:51.539
اگر بخواهد عذابشان می کند و اگر بخواهد آنها را می بخشد

00:11:51.539 --> 00:11:56.539
و اگر بشنوید که آن مرد مقام خود را بالا می برد و می گوید:

00:11:56.539 --> 00:12:00.539
من برای رضای خدا دوست دارم و برای رضای خدا متنفرم

00:12:00.539 --> 00:12:03.539
رضایت خدا بهتر است

00:12:03.539 --> 00:12:06.539
من از ترس خدا از فلان روی می گردانم

00:12:06.539 --> 00:12:09.539
از او سوء استفاده نکنید

00:12:09.539 --> 00:12:15.299
ابوالعلیه فقط یک عالم شاغل نبود

00:12:15.299 --> 00:12:18.299
نه فقط یک واعظ یا یک راهنما

00:12:18.299 --> 00:12:21.299
اما مجاهد هم بود

00:12:21.299 --> 00:12:27.299
مدتی از اوقات خود را در میدان های جهاد با مجاهدین گذراند

00:12:27.299 --> 00:12:31.299
یا در مرزهای دشمن با المرابیتون مستقر شده است

00:12:31.299 --> 00:12:36.529
او انتخاب کرد که در جهاد خود بدرخشد یا در تاریکی

00:12:36.529 --> 00:12:39.529
او در شام با رومیان جنگید

00:12:39.529 --> 00:12:43.529
او همچنین در ماوراءالنهر با ایرانیان جنگید

00:12:43.529 --> 00:12:47.529
او اولین کسی بود که در آن سرزمین ها اذان را بلند کرد

00:12:48.750 --> 00:12:53.750
هنگامی که بین علی و معاویه رضی الله عنه جنگ در گرفت

00:12:53.750 --> 00:12:58.750
ابوالعلیه در مورد او موضعی داشت که به ما گفت. او گفت:

00:12:58.750 --> 00:13:02.750
وقتی بین علی و معاویه اتفاق افتاد

00:13:02.750 --> 00:13:06.750
سرشار از نشاط و فعالیت بودم

00:13:06.750 --> 00:13:11.750
دعوا برای من از آب سرد در روزهای گرم محبوبتر بود

00:13:11.750 --> 00:13:15.750
پس خودم را با دستگاهی آماده کردم و بعد به سراغشان آمدم

00:13:15.750 --> 00:13:20.750
سپس خود را در مقابل دو ردیفی دیدم که کناره هایشان معلوم نبود

00:13:20.750 --> 00:13:24.750
اگر این افراد بزرگ شوند، آن افراد بزرگ می شوند

00:13:24.750 --> 00:13:28.779
و اگر این افراد تشویق کنند، آنها تشویق خواهند کرد

00:13:28.779 --> 00:13:31.779
پس به خودم برگشتم و گفتم

00:13:31.779 --> 00:13:35.779
کدام یک از دو گروه را کافر می دانم و او را مقصر می دانم

00:13:35.779 --> 00:13:39.779
هر کدام را که او را مؤمن می دانم و با او جهاد می کنم

00:13:39.779 --> 00:13:42.779
سپس آنها را ترک کرد و رفت

00:13:42.779 --> 00:13:50.250
ابوالعلیه در تمام عمر غمگین بود

00:13:50.250 --> 00:13:56.250
زیرا فرصت ملاقات با رسول خدا صلی الله علیه و آله را نداشت

00:13:56.250 --> 00:14:02.250
سعی داشت با نزدیک شدن به اصحاب بزرگوار این امر را جبران کند

00:14:02.250 --> 00:14:08.250
کسانی که با محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم رابطه نزدیک دارند

00:14:08.250 --> 00:14:11.250
به آنها لطف داشت و آنها را دوست داشت

00:14:11.250 --> 00:14:14.250
آنها او را ترجیح دادند و به او لطف داشتند

00:14:14.250 --> 00:14:21.250
یکی از نشانه های آن این است که بنده رسول خدا صلی الله علیه و آله دچار فراموشی شد.

00:14:21.250 --> 00:14:24.250
سیبی که در دستش بود به او داد

00:14:24.250 --> 00:14:29.250
پس آن را از او گرفت و شروع به بوسیدن و گفتن کرد

00:14:29.250 --> 00:14:35.250
سیبی که با دستی لمس شد که دست رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را لمس کرد.

00:14:35.250 --> 00:14:43.250
سیبی که با دست لمس شد با دست رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم لمس شد.

00:14:43.250 --> 00:14:56.500
همچنین چنین است که یک بار بر عبدالله بن عباس وارد شد و در آن زمان امارت بصره را از علی بن ابی طالب گرفت.

00:14:56.500 --> 00:15:04.500
عبدالله بن عباس با صمیمیت از او استقبال کرد و او را بر بالین خود بلند کرد و در سمت راست خود نشاند.

00:15:05.500 --> 00:15:12.500
گروهی از اساتید قریش در مجلس بودند، به او چشمکی زدند و در میان خود زمزمه کردند.

00:15:12.500 --> 00:15:19.500
به یکدیگر گفتند: دیدی چگونه ابن عباس این غلام را بر بالین خود بلند کرد؟

00:15:19.500 --> 00:15:29.500
ابن عباس متوجه شد که درباره چه چیزی زمزمه می کنند، پس رو به آنها کرد و گفت: علم، عزت آن بزرگوار را زیاد می کند.

00:15:29.500 --> 00:15:36.500
مقام خاندان خود را در میان مردم بالا می برد و ممالیک بر خانواده می نشینند

00:15:36.500 --> 00:15:50.490
ابوالعلیه در همان سال تصمیم به جهاد فی سبیل الله گرفت، لذا وسایل خود را برای این امر آماده کرد و تصمیم گرفت با مجاهدین پیش برود.

00:15:50.490 --> 00:16:01.490
وقتی صبح شد، از درد طاقت‌فرسا در یکی از پاهای من غافلگیر شد و درد ساعت به ساعت شدت گرفت.

00:16:01.490 --> 00:16:14.490
وقتی دکتر به او مراجعه کرد، به او گفت که به این بیماری مبتلا شده است. گفت: مرض چیست؟ او گفت: «بیماری که عضوی را که آن را آلوده می‌کند، از بین می‌برد».

00:16:14.490 --> 00:16:26.519
سپس به سمت آنچه بالای سرش بود حرکت کرد تا اینکه به تمام بدن رسید. سپس از او برای تعجیل در قطع پایش اجازه گرفت و علیرغم عدم تمایل به او اجازه داد.

00:16:26.519 --> 00:16:41.970
دکتر چاقوی جراحی اش را آورد تا گوشت را ببرد و اره هایش را آورد تا استخوان را بچرخاند، سپس به او گفت: می خواهی یک دوز بی حسی به تو بدهیم تا درد برش و قطع عضو را احساس نکنی؟

00:16:41.970 --> 00:17:00.000
گفت: بلكه بهتر از آن هست. دکتر گفت: این چیه؟ گفت: برای من قاری بیاور که بر کتاب خدا تسلط داشته باشد و از او بخواه تا هر چه بیشتر آیات روشن آن را بر من بخواند.

00:17:00.000 --> 00:17:13.099
اگر مرا با صورتم سرخ و مردمکم گشاد شده و نگاهم به آسمان دوخته شده، با من هر چه می خواهی بکن، فرمان او را اجرا کن و استخوانش را قطع کن.

00:17:13.099 --> 00:17:31.099
وقتی از خواب بیدار شد، دکتر به او گفت: گویی درد بریدگی و قطع عضو را حس نکردی. گفت: سردی محبت خدا و شیرینی آنچه از کتاب خدا درباره گرمای اره شنیدم گرفتار شده ام.

00:17:31.099 --> 00:17:53.220
سپس پای خود را در دست گرفت و به آن نگاه کرد و گفت: اگر پروردگارم را در روز قیامت ملاقات کنم و از من بپرسد آیا چهل سال پیش با تو احرام رفتم یا با تو حرام لمس کردم؟ من می گویم نه و انشاءالله در آنچه می گویم حقیقت را می گویم.

00:17:53.220 --> 00:18:15.430
و پس از آن هر کس که در بالاترین مرتبه پرهیزگار بود به روز قیامت ارتقاء یافت و برای ملاقات پروردگارش آماده شد، برای خود کفن آماده کرده بود و هر ماه یک بار کفن خود را می پوشید و به جای خود باز می گرداند.

00:18:15.430 --> 00:18:34.430
17 بار وصیت کرد و سالم بود. برای هر وصیت نامه ای مهلتی تعیین می کرد و چون اجل می رسید، آن را بررسی می کرد و یا آن را اصلاح می کرد یا تغییر می داد و یا مطرح می کرد.

00:18:34.430 --> 00:18:52.690
در ماه شوال سال 93 هجری قمری، ابوالعلیه با روحی پاک و روحی پاک و با توکل بر رحمت پروردگارش و در آرزوی دیدار پیامبرش به دیدار پروردگارش رفت.

00:18:52.690 --> 00:19:10.619
پس از صحابه کسى داناتر از ابوالعليه و سپس سعيد بن جبير ابوبکر بن داو داناتر نبود.

00:19:28.490 --> 00:19:31.490
یادشان گرامی باد

00:19:31.490 --> 00:19:36.490
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:19:36.490 --> 00:19:41.490
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:19:41.490 --> 00:19:50.490
زندگی خود را پر از غرور در کردارشان کردند و دنیای خودپسندی آنان را زینت داد
