توقف کنید با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد یک چالش جدید از طرف من من یکی از همراهان جوان هستم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نه سال از دنیا رفت من از بزرگان و بزرگان قریش بودم و علمای ستوده آن پدربزرگ من از رهبران قریش به نام ضتاج بود زیرا اگر هوا تاریک بود در آن روز هیچ کس تاریک نمی شد مثل عمامه اش به احترام او پدرم از سران قریش بود و یکی از بزرگترین آنها او در جنگ بدر با مشرکان جنگید من در خانه عثمان بن عفان رضی الله عنه بزرگ شدم پس سخاوت را از او آموختم و دین را از او آموختم من رفتار خوبی داشتم و رفتار خوبی داشتم آنقدر سخاوتمند بود که به سخاوتمندترین اعراب شهرت داشت من اغلب جمعه ها دوستانم را دور هم جمع می کردم پس به آنها غذا داد و لباس پوشاند هدایا و عتیقه جات به خانه هایشان می فرستاد و داشتم بسته ها را می بستم پس آن را به دست کسانی که در مسجد حاجت می‌خوانند، می‌سپارم یک روز در برخی از جاده های شهر درخواست آب کردم مردی از خانه اش برایم آب آورد و من نوشیدم بعد دیدم این مرد خانه اش را برای فروش گذاشته است پس از او پرسیدم چرا خانه ات را فروختی؟ گفت: چهار هزار دینار بدهکارم پس نزد رقیبش فرستادم و گفتم: او برای من مال توست. به صاحب خانه گفتم از خانه تو لذت ببر من با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شبیه ریش مردم بودم. من در میان 12 مردی بودم که قرآن را استخراج کردند، آموزش دادند و نوشتند آنجا که عثمان بن عفان رضی الله عنه مرا به کتابت قرآن گماشت زبان عربی قرآن بر زبان من استوار شد زیرا من از نظر لحن آنها را به رسول خدا صلی الله علیه و آله تشبیه کردم من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید انشاءالله وقتی قسمت بعدی بیاد جواب درست رو توی نظرات تایید میکنیم بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند ما نمی توانیم از آنها با تعالی یاد کنیم رفتند و از من سؤال کردند آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند و جهان نفس برای آنها آشکار شده است