WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.439
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.439 --> 00:00:12.970
محمد و رسول خدا

00:00:12.970 --> 00:00:21.140
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:21.140 --> 00:00:25.320
عهد دوم عقبه

00:00:25.320 --> 00:00:30.239
جابر بن عبدالله انصاری رضی الله عنه می فرماید

00:00:30.239 --> 00:00:33.479
سپس خداوند ما را فرستاد و دستور داد

00:00:33.479 --> 00:00:36.520
ما هفتاد نفر دور هم جمع شدیم

00:00:36.520 --> 00:00:41.880
پس گفتیم: رسول خدا صلی الله علیه و آله تا کی نذر کرد؟

00:00:41.880 --> 00:00:45.399
او را به کوه های مکه رانده می کنند و می ترسد

00:00:45.399 --> 00:00:49.000
بنابراین ما رفتیم تا در طول فصل به سراغ او آمدیم

00:00:49.000 --> 00:00:52.130
پس او را از اهل عقبه راندیم

00:00:52.130 --> 00:00:55.369
جزئیات این بیعت بزرگ را نقل کردند

00:00:55.369 --> 00:00:58.969
که دلیل مهاجرت به شهر بود

00:00:58.969 --> 00:01:01.409
امام احمد در مسند خود

00:01:01.409 --> 00:01:05.170
و ابن حبان در صحیح خود با سند حسنه

00:01:05.209 --> 00:01:09.450
عن کعب بن مالک رضی الله عنه گفت

00:01:09.450 --> 00:01:13.090
ما در میان مردم مشرک خود به حج رفتیم

00:01:13.090 --> 00:01:15.689
دعا کردیم و فهمیدیم

00:01:15.689 --> 00:01:17.810
و با ما البراء بن معور است

00:01:17.810 --> 00:01:20.209
بزرگ و استاد ما

00:01:20.209 --> 00:01:24.569
وقتی به سمت سفر حرکت کردیم و شهر را ترک کردیم

00:01:24.569 --> 00:01:25.730
او گفت

00:01:25.730 --> 00:01:30.370
پس بیرون رفتیم تا از رسول خدا صلی الله علیه و آله جویا شویم

00:01:30.370 --> 00:01:32.290
و ما او را نمی شناختیم

00:01:32.290 --> 00:01:34.769
ما قبلا او را ندیده بودیم

00:01:34.769 --> 00:01:37.489
با مردی از اهل مکه آشنا شدیم

00:01:37.489 --> 00:01:41.769
پس از او درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدیم

00:01:41.769 --> 00:01:44.569
گفت: آیا او را می شناسی؟

00:01:44.569 --> 00:01:47.170
گفت نه گفتیم

00:01:47.170 --> 00:01:52.209
گفت: آیا عباس بن عبدالمطلب عمویش را می شناسی؟

00:01:52.209 --> 00:01:53.849
گفتیم بله

00:01:53.849 --> 00:01:57.209
گفت: ما عباس را می شناختیم

00:01:57.209 --> 00:02:00.930
او هنوز به ما پیشنهاد یک تاجر می داد

00:02:00.930 --> 00:02:04.129
فرمود: وقتی وارد مسجد شدی

00:02:04.170 --> 00:02:07.489
او مردی است که با عباس نشسته است

00:02:07.489 --> 00:02:09.210
پس وارد مسجد شدیم

00:02:09.210 --> 00:02:11.330
بعد عباس نشسته بود

00:02:11.330 --> 00:02:16.009
رسول خدا صلی الله علیه و آله با او نشسته بود

00:02:16.009 --> 00:02:19.129
پس به او سلام كرديم و سپس نزد او نشستيم

00:02:19.129 --> 00:02:23.770
رسول خدا صلی الله علیه و آله به عباس فرمود

00:02:23.770 --> 00:02:27.449
آیا این دو مرد ابوالفضل را می شناسید؟

00:02:27.449 --> 00:02:28.889
گفت بله

00:02:28.889 --> 00:02:30.969
این البراء بن معور است

00:02:30.969 --> 00:02:32.530
ارباب مردمش

00:02:32.569 --> 00:02:35.219
این کعب بن مالک است

00:02:35.219 --> 00:02:41.259
بین کاسی گفت: هرگز آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند فراموش نمی کنم.

00:02:41.259 --> 00:02:42.699
شاعر

00:02:42.699 --> 00:02:44.340
گفت بله

00:02:44.340 --> 00:02:46.819
کعب رضی الله عنه گفت

00:02:46.819 --> 00:02:53.699
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله در وسط ایام تشریق به ما وعده عقبه داد.

00:02:53.699 --> 00:02:55.960
وقتی حج تموم شد

00:02:55.960 --> 00:03:01.580
شبی بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما وعده داد

00:03:01.580 --> 00:03:13.020
و با ما عبدالله بن عمر بن حرم و ابو جابر از سروران ما بود و ما امور خود را از مشرکان قوم مخفی می داشتیم.

00:03:13.580 --> 00:03:28.259
پس با او صحبت كرديم و به او گفتيم: اى ابو جابر تو از سروران ما و از بزرگان ما هستى، و ما مى خواهيم كه فردا چون هستى هيزم باشى.

00:03:28.699 --> 00:03:40.580
سپس او را به اسلام دعوت كردم و از بعثت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم خبر دادم، پس اسلام آورد و با ما به عقبه رفت و ناخدا بود.

00:03:41.060 --> 00:03:54.259
فرمود: ما آن شب را با قوم خود در اردوگاه خود خوابیدیم تا ثلث شب بگذرد و از اردوگاه خود خارج شدیم تا رسول خدا صلی الله علیه و آله را ملاقات کنیم.

00:03:54.699 --> 00:04:05.860
ما مخفیانه وارد شدیم و نفوذ قطار را پنهان کردیم تا اینکه در عقبه مردم جمع شدیم و هفتاد مرد بودیم و دو نفر از همسرانشان با ما بودند.

00:04:06.460 --> 00:04:20.819
نصیبه بنت کعب مادر عماره از زنان بنی مازن بن النجار و اسماء بنت عمر بن عدی بن ثابت از زنان بنی سلمه و او مادر مانی است.

00:04:21.300 --> 00:04:36.980
گفت: پس ما با مردم در انتظار رسول خدا صلی الله علیه و آله جمع شدیم تا اینکه نزد ما آمد و در آن روز عمویش عباس بن عبدالمطلب که در آن زمان پیرو دین قوم خود بود، نزد او بود.

00:04:36.980 --> 00:04:42.180
با این حال، او می خواست به امور برادرزاده اش رسیدگی کند و به او اعتماد کند

00:04:42.579 --> 00:04:49.180
وقتی نشستیم، عباس بن عبدالمطلب اولین سخنران بود و گفت:

00:04:49.579 --> 00:04:58.579
اى مردم خزرج، عربها به این محله انصار خزرج، وسط و خزرج آن مى گفتند.

00:04:58.980 --> 00:05:11.579
محمد از ماست، چنان که آموختی، و او را از قوم خود که مانند نظر ما نسبت به او هستند، حفظ کردیم، و در میان قوم خود محترم و در کشورش محفوظ است.

00:05:11.980 --> 00:05:21.180
پس گفتيم: آنچه را كه گفتى شنيديم، پس اى رسول خدا سخن بگو و آنچه را كه مى خواهى براى خود و پروردگارت بگير.

00:05:21.810 --> 00:05:30.610
آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله سخن گفت و به قرائت و دعوت به سوی خداوند متعال و آرزوی اسلام پرداخت.

00:05:31.009 --> 00:05:32.009
سپس گفت

00:05:32.410 --> 00:05:38.410
من با تو بیعت می کنم تا مرا از کاری که تو زنان و فرزندانت را از آن منع می کنی بازداری

00:05:38.810 --> 00:05:43.610
براء بن معرور رضی الله عنه دست او را گرفت و گفت

00:05:44.009 --> 00:05:50.410
آری سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد، ما تو را از آنچه خود را از آن باز می داریم حفظ می کنیم

00:05:50.810 --> 00:05:59.209
پس یا رسول الله ما بیعت کردیم که ما اهل جنگ و اهل حلقه هستیم و نسل به نسل آن را به ارث بردیم.

00:05:59.810 --> 00:06:08.009
و در روایت جابر رضی الله عنه در مسند امام احمد و صحیح بن حبان با سند حسنه.

00:06:08.410 --> 00:06:14.610
جابر رضی الله عنه گفت: پس رفتیم تا در موسم نزد او آمدیم.

00:06:15.009 --> 00:06:19.610
پس با او در روستای عقبه قرار گذاشتیم و عمویش عباس گفت

00:06:20.009 --> 00:06:21.009
برادرزاده ام

00:06:21.410 --> 00:06:25.610
من نمی دانم این افراد چه کسانی هستند که به شما مراجعه کردند

00:06:26.009 --> 00:06:28.810
من با مردم یثرب آشنا هستم

00:06:29.410 --> 00:06:32.610
پس با او جمع شدیم، یک مرد و دو مرد

00:06:33.009 --> 00:06:36.410
وقتی عباس به صورت ما نگاه کرد، گفت:

00:06:36.810 --> 00:06:39.410
اینها افرادی هستند که من آنها را نمی شناسم

00:06:39.810 --> 00:06:41.410
اینها نوجوان هستند

00:06:42.040 --> 00:06:44.040
پس گفتیم یا رسول الله

00:06:44.240 --> 00:06:45.839
با هر که با تو بیعت کرد

00:06:46.629 --> 00:06:49.829
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:06:50.430 --> 00:06:54.629
تو با من بر شنیدن و اطاعت، در حالی که فعال و تنبلی، بیعت می کنی

00:06:55.029 --> 00:06:57.629
و به قیمت سختی و آسانی

00:06:58.230 --> 00:07:01.629
و امر به معروف و نهی از منکر

00:07:02.029 --> 00:07:04.230
و باید در مورد خدا بگویید

00:07:04.629 --> 00:07:07.430
نگذارید سرزنش فرد سرزنش کننده شما را بگیرد

00:07:07.829 --> 00:07:11.230
و وقتی به یثرب آمدم باید به من کمک کنی

00:07:11.629 --> 00:07:17.230
پس مرا از آنچه خود و همسران و فرزندانت را از آن باز میداری

00:07:17.629 --> 00:07:19.230
و بهشت مال تو باشد

00:07:19.899 --> 00:07:22.300
جابر رضی الله عنه گفت

00:07:22.500 --> 00:07:24.300
پس با او بیعت کردیم

00:07:25.089 --> 00:07:28.689
امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است

00:07:29.089 --> 00:07:31.889
عن جابر رضی الله عنه گفت

00:07:32.290 --> 00:07:37.490
عباس دست رسول خدا صلی الله علیه و آله را گرفته بود

00:07:37.689 --> 00:07:40.089
و رسول خدا به ما اعتماد دارد

00:07:40.889 --> 00:07:42.290
وقتی تمام شد

00:07:42.689 --> 00:07:45.889
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:07:46.290 --> 00:07:47.889
گرفتم و دادم

00:07:48.779 --> 00:07:52.980
حکیم در المستدرک با سلسله راویان که راویان آنها ثقه هستند روایت کرده است.

00:07:53.579 --> 00:07:55.980
از ابن شهاب زهری می‌گوید:

00:07:56.579 --> 00:08:02.579
بین شب عقبه و هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله بود.

00:08:02.980 --> 00:08:06.180
سه ماه یا بیشتر

00:08:06.779 --> 00:08:11.180
انصار با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کردند.

00:08:11.180 --> 00:08:13.980
شب عقبه در ذی الحجه

00:08:14.579 --> 00:08:18.579
رسول خدا صلی الله علیه و آله شهر را عرضه داشت

00:08:18.980 --> 00:08:21.180
در ماه ربیع الاول

00:08:23.529 --> 00:08:27.329
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:08:27.980 --> 00:08:29.579
نوشته شیخ

00:08:29.980 --> 00:08:32.480
موسی بلرشید العظمی

00:08:32.879 --> 00:08:36.279
و توسط انجمن مواضع ارائه شد

00:08:36.279 --> 00:08:38.879
در پادشاهی بحرین
