1 00:00:00,000 --> 00:00:03,359 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,359 --> 00:00:06,179 انجمن مدها 3 00:00:06,179 --> 00:00:07,540 پیشبرد 4 00:00:07,540 --> 00:00:10,949 آن ده وعده بهشت را دادند 5 00:00:10,949 --> 00:00:15,630 عبدالرحمن بن عوف 6 00:00:15,630 --> 00:00:17,670 خداوند از او راضی باشد 7 00:00:17,670 --> 00:00:22,429 عشق اصحاب و خویشاوندی سال تن 8 00:00:22,429 --> 00:00:27,480 پروردگارم آن را به من عطا فرموده است که زنده شود 9 00:00:27,480 --> 00:00:29,679 عشق به صحابه و خویشاوندی 10 00:00:29,679 --> 00:00:34,399 پیامبر صلی الله علیه و آله عازم جنگ تبوک شد 11 00:00:34,399 --> 00:00:36,880 و اصحاب ارجمند همراه او بودند 12 00:00:36,880 --> 00:00:39,880 در یک ساعت سخت 13 00:00:39,880 --> 00:00:43,159 در حالی که آنها در راه بودند، شب آنها را فرا گرفت 14 00:00:43,159 --> 00:00:49,090 آنها پس از یک سفر طولانی و تلاش برای استراحت پایین رفتند 15 00:00:49,090 --> 00:00:50,609 و در سحر 16 00:00:50,609 --> 00:00:54,289 مسلمانان برای انجام وظیفه الهی آماده شدند 17 00:00:54,289 --> 00:00:59,090 پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم برای تسکین خود بیرون رفت 18 00:00:59,090 --> 00:01:02,530 پس آنها را آهسته کرد، درود خدا بر او باد 19 00:01:02,530 --> 00:01:04,170 و وقتی برگشت 20 00:01:04,170 --> 00:01:08,930 اصحاب خود را با پاهای روشن در دست پروردگارشان یافت 21 00:01:08,930 --> 00:01:10,890 با هم نماز می خوانند 22 00:01:10,890 --> 00:01:15,170 عبدالرحمن بن عوف را آوردند تا نماز بخواند 23 00:01:15,170 --> 00:01:18,290 پس با آنان سلام الله علیه صف آرایی کرد 24 00:01:18,290 --> 00:01:22,400 رکعت دوم نماز را با آنان تمام کرد 25 00:01:22,400 --> 00:01:25,799 وقتی اطرافیانش از صحابه احساس کردند 26 00:01:25,799 --> 00:01:27,319 آنها از آن وحشت داشتند 27 00:01:27,319 --> 00:01:29,719 و بیشتر تمجید کنید 28 00:01:29,719 --> 00:01:31,840 وقتی نمازم تمام شد 29 00:01:31,840 --> 00:01:36,680 او رضی الله عنه برخاست و آنچه را از دست داده بود تکمیل کرد 30 00:01:36,680 --> 00:01:39,760 سپس رو به یارانش کرد و گفت 31 00:01:39,760 --> 00:01:41,239 آفرین 32 00:01:41,239 --> 00:01:45,739 یعنی نماز را به موقع به جا آوردی 33 00:01:45,739 --> 00:01:48,180 این همراه بزرگ کیست؟ 34 00:01:48,180 --> 00:01:52,500 پشت سر او پیامبر صلی الله علیه و آله نماز می خواند 35 00:01:52,500 --> 00:01:56,500 بدین ترتیب او به افتخاری بزرگ و بی نظیر دست یافت 36 00:01:56,540 --> 00:01:59,900 گنبد بزرگی است که مطابقت ندارد 37 00:01:59,900 --> 00:02:03,930 بیایید از نزدیک با او آشنا شویم 38 00:02:03,930 --> 00:02:07,530 او ابومحمد عبدالرحمن بن عوف است 39 00:02:07,530 --> 00:02:10,210 ابن عبدالعوف بن عبدالحارث 40 00:02:10,210 --> 00:02:12,610 قرشی صورتی 41 00:02:12,610 --> 00:02:15,729 در زمان جاهلیت نام او عبدالعمر بود 42 00:02:15,729 --> 00:02:21,009 رسول خدا صلی الله علیه و آله او را عبدالرحمن نامید 43 00:02:21,009 --> 00:02:25,090 ده سال بعد از سال فیل در مکه به دنیا آمد 44 00:02:25,090 --> 00:02:30,849 ده سال از پیامبر صلی الله علیه و آله کوچکتر است 45 00:02:30,849 --> 00:02:34,370 او رضی الله عنه مردی قد بلند بود 46 00:02:34,370 --> 00:02:37,210 صورت خوب، پوست نازک 47 00:02:37,210 --> 00:02:38,729 به رنگ سفید 48 00:02:38,729 --> 00:02:41,370 او یک دسته زیر گوش دارد 49 00:02:41,370 --> 00:02:43,210 شانه های بزرگ 50 00:02:43,210 --> 00:02:47,770 و او رضی الله عنه هر دو فک خود را از دست داد 51 00:02:47,770 --> 00:02:50,009 جایی که روز یکشنبه مجروح شد 52 00:02:50,009 --> 00:02:52,250 چین هایش افتاد 53 00:02:52,250 --> 00:02:53,930 او لنگ بود 54 00:02:53,969 --> 00:02:57,129 آن روز بیست زخم داشت 55 00:02:57,129 --> 00:02:58,969 برخی از آنها در پای او هستند 56 00:02:58,969 --> 00:03:02,110 روی راه رفتنش تاثیر گذاشت 57 00:03:02,110 --> 00:03:06,430 عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه در گذشته اسلام آورد 58 00:03:06,430 --> 00:03:11,030 او را یکی از هشت نفری می دانند که به اسلام گرویدند 59 00:03:11,030 --> 00:03:16,629 او از کسانی بود که به دست ابوبکر صدیق رضی الله عنه اسلام آوردند. 60 00:03:16,629 --> 00:03:20,189 آسیب به مسلمانان اولیه افزایش نیافته است 61 00:03:20,189 --> 00:03:25,629 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به آنان اجازه مهاجرت به حبشه داد 62 00:03:25,629 --> 00:03:30,870 عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه با هجرت کنندگان آن بود 63 00:03:30,870 --> 00:03:33,189 سپس به مکه بازگشت 64 00:03:33,189 --> 00:03:36,509 وقتی شایع شد که مردم آن اسلام آورده اند 65 00:03:36,509 --> 00:03:42,310 او در آنجا ماند تا در هجرت دوم به شهر پیامبر اکرم (ص) هجرت کرد 66 00:03:42,310 --> 00:03:46,479 به افتخار و ثواب هر دو هجرت دست یافت 67 00:03:46,479 --> 00:03:50,879 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه آمد 68 00:03:50,879 --> 00:03:54,400 برادری میان مهاجران و انصار 69 00:03:54,400 --> 00:04:00,680 پس بین عبدالرحمن بن عوف و سعد بن الربیع رضی الله عنه نزاع شد. 70 00:04:00,680 --> 00:04:06,120 او بزرگترین دو برادر بود و به برادرانشان ضرب المثل می دادند 71 00:04:06,120 --> 00:04:12,000 جایی که سعد به برادرش عبدالرحمن پیشنهاد داد تا خانواده و پولش را با او تقسیم کند 72 00:04:12,000 --> 00:04:15,960 گفت من ثروتمندترین انصارم 73 00:04:15,960 --> 00:04:19,800 بنابراین من پولم را بین من و تو به نصف تقسیم می کنم 74 00:04:19,800 --> 00:04:21,519 من دو تا زن دارم 75 00:04:21,519 --> 00:04:23,560 ببینید آنها چه چیزی را برای شما دوست دارند 76 00:04:23,560 --> 00:04:26,480 پس اسمش را بگذارید و بگذارید آن را آزاد کنم 77 00:04:26,480 --> 00:04:29,959 اگر مدت انتظار او تمام شده است، با او ازدواج کنید 78 00:04:29,959 --> 00:04:32,480 عبدالرحمن به او گفت 79 00:04:32,480 --> 00:04:35,720 خداوند به شما، خانواده و پول شما صبر بدهد 80 00:04:35,720 --> 00:04:37,899 بازار را به من نشان بده 81 00:04:37,899 --> 00:04:41,139 بازار بنی قینوقع را به او نشان داد 82 00:04:41,139 --> 00:04:44,819 عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه معامله کرد 83 00:04:44,819 --> 00:04:46,660 خرید و فروش کرد 84 00:04:46,699 --> 00:04:50,250 او در روز اول مبلغ کمی را برد 85 00:04:50,250 --> 00:04:53,050 او نیز به تجارت خود ادامه داد 86 00:04:53,050 --> 00:04:55,889 تا اینکه مقداری پول جمع کرد 87 00:04:55,889 --> 00:04:59,439 سپس با زنی از انصار ازدواج کرد 88 00:04:59,439 --> 00:05:03,360 چند روز بعد با نشانه هایی از زردی روی آن آمد 89 00:05:03,360 --> 00:05:06,920 پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود 90 00:05:06,920 --> 00:05:09,199 مهیم، عبدالرحمن 91 00:05:09,199 --> 00:05:11,360 از او درباره اخبارش می پرسد 92 00:05:11,360 --> 00:05:12,560 و او گفت 93 00:05:12,560 --> 00:05:14,120 ای رسول خدا 94 00:05:14,160 --> 00:05:17,040 با یک زن انصار ازدواج کرد 95 00:05:17,040 --> 00:05:18,040 او گفت 96 00:05:18,040 --> 00:05:19,959 من چیزی در آن ننوشیدم 97 00:05:19,959 --> 00:05:22,439 یعنی مهریه اش چقدر بود؟ 98 00:05:22,439 --> 00:05:23,639 و او گفت 99 00:05:23,639 --> 00:05:26,120 وزن یک هسته طلا 100 00:05:26,120 --> 00:05:29,639 پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود 101 00:05:29,639 --> 00:05:31,639 نمی دانم حتی اگر گوسفند باشد 102 00:05:31,639 --> 00:05:35,800 دعای خیر و درود بر او داشت 103 00:05:35,800 --> 00:05:40,319 عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه می گفت 104 00:05:40,319 --> 00:05:43,439 تو مرا دیدی حتی اگر سنگی را بلند کنم 105 00:05:43,439 --> 00:05:48,500 امیدوارم زیر آن طلا یا نقره پیدا کنم 106 00:05:48,500 --> 00:05:56,339 عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه شاهد همه غزوات با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود. 107 00:05:56,339 --> 00:05:59,660 جایی که همیشه در نبردها از او جلوتر بود 108 00:05:59,660 --> 00:06:01,980 پشت سر او در نماز 109 00:06:01,980 --> 00:06:06,699 او از کسانی بود که در راه خدا با جان و مال خود مبارزه کرد 110 00:06:06,699 --> 00:06:09,779 او یک بار نیمی از پول خود را در امور خیریه داد 111 00:06:09,779 --> 00:06:12,939 سپس چهل هزار دینار صدقه بده 112 00:06:12,980 --> 00:06:19,060 سپس برای رضای خدا پانصد اسب و پانصد شتر سوار شد 113 00:06:19,060 --> 00:06:25,459 او در روز احد که مردم غایب بودند نزد پیامبر صلی الله علیه و آله ماند. 114 00:06:25,459 --> 00:06:31,339 او را در رأس دسته ای به دومات الجندل فرستاد. 115 00:06:31,339 --> 00:06:33,500 پس خداوند او را پیروز کرد 116 00:06:33,500 --> 00:06:38,980 وی به جهاد و حمایت از اسلام نزد خلفای پس از خود ادامه داد 117 00:06:38,980 --> 00:06:42,699 مورد قدردانی و مشورت قرار گرفتند 118 00:06:42,699 --> 00:06:49,019 از همین جا عمر رضی الله عنه می خواست به شام برود 119 00:06:49,019 --> 00:06:51,740 زمانی که او در یک منطقه بود مورد سرقت قرار گرفت 120 00:06:51,740 --> 00:06:55,579 به او اطلاع دادند که یک بیماری همه گیر در شام رخ داده است 121 00:06:55,579 --> 00:06:58,300 عمر با کسانی که با او بودند مشورت کرد 122 00:06:58,300 --> 00:07:02,060 برخی از آنها به او توصیه کردند که به نیت خود ادامه دهد 123 00:07:02,060 --> 00:07:06,139 دیگری به او توصیه کرد که به شهر بازگردد 124 00:07:06,139 --> 00:07:11,660 اما عبدالرحمن بن عفر رضی الله عنه او را نصیحت کرد و گفت: 125 00:07:11,699 --> 00:07:15,819 از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود 126 00:07:15,819 --> 00:07:19,100 اگر درباره این بیماری همه گیر در کشوری شنیده اید 127 00:07:19,100 --> 00:07:21,339 از او جلوتر نرو 128 00:07:21,339 --> 00:07:23,660 و اگر در زمانی که شما در آن هستید اتفاق بیفتد 129 00:07:23,660 --> 00:07:26,720 برای فرار از آن بیرون نروید 130 00:07:26,720 --> 00:07:29,079 پس عمر نصیحت او را پذیرفت 131 00:07:29,079 --> 00:07:32,370 او و همراهانش به شهر بازگشتند 132 00:07:32,370 --> 00:07:35,410 و چون عمر را خنجر زدند، خدا از او راضی باشد 133 00:07:35,410 --> 00:07:38,529 آن را به شش همراه تبدیل کنید 134 00:07:38,529 --> 00:07:42,569 که رسول خدا صلی الله علیه و آله به او رحلت کرد 135 00:07:42,569 --> 00:07:44,529 او از آنها راضی است 136 00:07:44,529 --> 00:07:47,370 از جمله عبدالرحمن بن عفر است 137 00:07:47,370 --> 00:07:50,569 پس عبدالرحمن بن عفر رضی الله عنه برگشت 138 00:07:50,569 --> 00:07:54,610 فرآیند انتقال با مهارت و توانایی انجام می شود 139 00:07:54,610 --> 00:07:56,889 تا اینکه خداوند دل های مردم را جمع کرد 140 00:07:56,889 --> 00:08:01,829 بر بیعت با عثمان بن عفان رضی الله عنه 141 00:08:01,829 --> 00:08:05,310 عبدالرحمن بن عفر رضی الله عنه معروف شد 142 00:08:05,310 --> 00:08:06,990 با ثروت فراوانش 143 00:08:07,029 --> 00:08:09,990 بیشتر پول او از تجارت بود 144 00:08:09,990 --> 00:08:12,990 او از آن پول زیادی به دست آورد 145 00:08:12,990 --> 00:08:16,029 هزار شتر در شهر داشت 146 00:08:16,029 --> 00:08:18,470 و سه هزار شاه 147 00:08:18,470 --> 00:08:21,750 و صد اسب بر بقیه چراند 148 00:08:21,750 --> 00:08:25,629 در جارف روی بیست نهال کاشته شد 149 00:08:25,629 --> 00:08:30,670 او رضی الله عنه نیز به انفاق فراوان در راه خدا مشهور بود 150 00:08:30,670 --> 00:08:33,429 و بر مسلمانان فقیر 151 00:08:33,429 --> 00:08:35,590 و وعده او به بندگانش 152 00:08:35,629 --> 00:08:38,389 اخبار زیادی در این باره وجود دارد 153 00:08:38,389 --> 00:08:42,590 از جمله این است که زمین را به چهل هزار دینار فروخت 154 00:08:42,590 --> 00:08:46,230 همه را بین خاندانش از بنی زهرا تقسیم کرد 155 00:08:46,230 --> 00:08:48,549 و مسلمانان فقیر 156 00:08:48,549 --> 00:08:52,789 در یک روز سی غلام را آزاد کرد 157 00:08:52,789 --> 00:08:55,909 طلحه بن عبدالله می گفت: 158 00:08:55,909 --> 00:09:00,509 مردم مدینه به عبدالرحمن بن عوف وابسته بودند 159 00:09:00,509 --> 00:09:02,909 سومی به آنها پول قرض می دهد 160 00:09:02,909 --> 00:09:05,190 یک سوم بدهی خود را پرداخت می کنند 161 00:09:05,190 --> 00:09:07,269 به دو سوم می رسد 162 00:09:07,269 --> 00:09:09,990 چون از دنیا رفت، خدا از او راضی باشد 163 00:09:09,990 --> 00:09:13,909 در راه خدا پنجاه هزار دینار وصیت کرد 164 00:09:13,909 --> 00:09:17,590 هزار دینار از آن به مرد داده شد 165 00:09:17,590 --> 00:09:20,909 برای کسانی که از اهل جنگ بدر باقی مانده بودند وصیت کرد 166 00:09:20,909 --> 00:09:23,909 برای هر مرد چهارصد دینار 167 00:09:23,909 --> 00:09:26,950 صد نفر بودند پس گرفتند 168 00:09:26,950 --> 00:09:31,460 برای رضای خدا هزار اسب وصیت کرد 169 00:09:31,460 --> 00:09:34,940 او عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه بود 170 00:09:34,980 --> 00:09:41,139 پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله صرف مادران مؤمنان می شود. 171 00:09:41,139 --> 00:09:46,620 این یکی از فضایل او بود که در روایات پیامبر آمده است 172 00:09:46,620 --> 00:09:51,379 حضرت درود خدا بر او روزی به همسرانش فرمود: 173 00:09:51,379 --> 00:09:56,580 کسی که همچنان با شما مهربان است، صادق و صالح است 174 00:09:56,580 --> 00:10:01,899 خدایا عبدالرحمن بن عوف را از سلسبیل به بهشت بنوش 175 00:10:01,899 --> 00:10:04,179 و با آنها به عدالت خود رسید 176 00:10:04,179 --> 00:10:09,620 باغی را به آنها وصیت کرد که به چهارصد هزار دینار فروخته شد 177 00:10:09,620 --> 00:10:13,059 وقتی برای حج می رفتند نگهبانی می داد 178 00:10:13,059 --> 00:10:15,340 زبیر بن بکار گفت 179 00:10:15,340 --> 00:10:23,269 عبدالرحمن بن عوف وصی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در سرپرستی همسرانش بود. 180 00:10:23,269 --> 00:10:29,269 و با این همه ثروتی که عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه داشت 181 00:10:29,269 --> 00:10:33,429 با این حال او از این پول بسیار می ترسید 182 00:10:33,470 --> 00:10:37,350 مال او فقط بر خضوع او در برابر خدا افزود 183 00:10:37,350 --> 00:10:41,669 نمی دانست از بندگان و بندگانش چه کسانی هستند 184 00:10:41,669 --> 00:10:46,830 روزی در حالی که روزه بود برایش صبحانه آورد 185 00:10:46,830 --> 00:10:52,029 وقتی چشمش به او افتاد، اشتهایش را از دست داد و گریه کرد 186 00:10:52,029 --> 00:10:57,750 گفت: مصعب بن عمیر شهید شد و از من بهتر است 187 00:10:57,750 --> 00:11:02,509 جامه ای پوشانده بود که اگر سرش را می پوشاند، پاهایش نمایان می شد 188 00:11:02,509 --> 00:11:05,889 اگر پاهایش را بپوشاند، سرش را نشان می دهد 189 00:11:05,889 --> 00:11:09,450 حمزه شهید شد و از من بهتر بود 190 00:11:09,450 --> 00:11:14,850 جز یک جامه چیزی برای پوشاندن او نبود 191 00:11:14,850 --> 00:11:18,250 سپس آنچه را که از دنیا گسترد، برای ما بسط داد 192 00:11:18,250 --> 00:11:21,570 و آنچه را که به ما داده شد از آن دادیم 193 00:11:21,570 --> 00:11:28,330 می ترسیدم در کارهای نیک ما در دنیا تعجیل شود 194 00:11:28,370 --> 00:11:33,529 یک روز بشقابی را جلویش گذاشتم که حاوی نان و گوشت بود 195 00:11:33,529 --> 00:11:35,690 گریه کرد و گفت 196 00:11:35,690 --> 00:11:39,370 رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت 197 00:11:39,370 --> 00:11:43,889 او و خانواده اش از نان جو سیر نمی شدند 198 00:11:43,889 --> 00:11:48,250 من نمی بینم که ما آنچه را که برای ما بهتر است به تاخیر بیاندازیم 199 00:11:48,250 --> 00:11:52,980 سپس برخاست و از آن چیزی نخورد 200 00:11:52,980 --> 00:11:56,460 عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه از دنیا رفت 201 00:11:56,500 --> 00:11:59,340 در سال 32 هـ 202 00:11:59,340 --> 00:12:03,220 در زمان خلافت عثمان بن عفان رضی الله عنه 203 00:12:03,220 --> 00:12:06,179 او 75 سال سن دارد 204 00:12:06,179 --> 00:12:10,340 عثمان بن عفان رضی الله عنه بر او دعا کرد 205 00:12:10,340 --> 00:12:14,860 علی رضی الله عنه در حالی که تشییع جنازه او را حمل می کرد گفت 206 00:12:14,860 --> 00:12:16,779 برو ای ابن عوف 207 00:12:16,779 --> 00:12:19,340 او به پاکی خود پی برده است 208 00:12:19,340 --> 00:12:21,340 دروغ بود 209 00:12:29,350 --> 00:12:36,389 در بهشت ابدیت دو متن است که بر عزت آنها می افزاید 210 00:12:36,389 --> 00:12:38,990 طلحه هستند 211 00:12:38,990 --> 00:12:45,070 ابن عوف و الزبیر خدایان هستند 212 00:12:45,070 --> 00:12:47,429 ابی عبیده 213 00:12:47,429 --> 00:12:52,669 و السعدان و جانشینان او