WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:04.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:04.000 --> 00:00:10.000
محمد رسول خداست

00:00:10.000 --> 00:00:17.750
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:17.750 --> 00:00:25.100
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی رحمه الله

00:00:25.100 --> 00:00:38.759
حساسیت قریش به اخبار و اسلام آوردن ابوسفیان

00:00:38.759 --> 00:00:43.759
از قریش از پیامبر صلی الله علیه و آله خبری نبود

00:00:43.759 --> 00:00:46.820
خداوند این خبر را به آنها اطلاع داده است

00:00:46.820 --> 00:00:54.820
پس در آن شب هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر ظهران نازل شد، رفت.

00:00:54.820 --> 00:00:57.820
ابوسفیان بن حرب، صاحب مکه

00:00:57.820 --> 00:00:59.820
و حکیم بن حزام

00:00:59.820 --> 00:01:02.820
و بدیل بن ورقة الخزاعی

00:01:02.820 --> 00:01:04.819
آنها خبر را احساس می کنند

00:01:04.819 --> 00:01:08.049
اسحاق بن رحاویه در مسند خود آن را روایت کرده است

00:01:08.049 --> 00:01:12.049
و ابن اسحاق در شرح حال خود با سند حسنه

00:01:12.049 --> 00:01:16.049
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت

00:01:16.049 --> 00:01:22.049
عباس بن عبدالمطلب گفت وقتی لشکر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را دید.

00:01:22.049 --> 00:01:24.049
و صبح قریش

00:01:24.049 --> 00:01:30.049
به خدا قسم چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به زور وارد مکه شد.

00:01:30.049 --> 00:01:34.049
که تا آخرالزمان نابود خواهند شد

00:01:34.049 --> 00:01:39.180
پس بر قاطر سفید رسول خدا صلی الله علیه و آله سوار شدم

00:01:39.180 --> 00:01:41.180
تا اینکه اومدم ببینمت

00:01:41.180 --> 00:01:44.180
لطفاً می‌توانم به دنبال جنگل‌بان بگردم

00:01:44.180 --> 00:01:46.180
یا شیرفروش

00:01:46.180 --> 00:01:49.180
یا اگر لازم باشد به مکه می آید

00:01:49.180 --> 00:01:55.180
آنها را از موضوع رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آگاه می کند و به سوی او بیرون می روند.

00:01:55.180 --> 00:01:59.209
به خدا سوگند من در راه هستم و دنبال آنچه آمده ام

00:01:59.209 --> 00:02:03.209
وقتی سخنان ابوسفیان و بدیل بن ورقه را شنیدم

00:02:03.209 --> 00:02:05.209
در حال عقب نشینی هستند

00:02:05.209 --> 00:02:07.209
ابوسفیان گفت

00:02:07.209 --> 00:02:12.210
به خدا من امشب نه آتشی دیدم و نه سربازی

00:02:12.210 --> 00:02:14.210
ابودل گفت

00:02:14.210 --> 00:02:16.210
به خدا این مایه شرمساری است

00:02:16.210 --> 00:02:18.210
جنگ ویران شده است

00:02:18.210 --> 00:02:20.400
ابوسفیان گفت

00:02:20.400 --> 00:02:26.400
خزاعه به خدا ذلیل تر از این است که آتش آن باشد

00:02:26.400 --> 00:02:29.530
عباس صدای ابوسفیان را شناخت

00:02:29.530 --> 00:02:31.530
و او گفت

00:02:31.530 --> 00:02:33.530
ای ابوحنظله!

00:02:33.530 --> 00:02:35.530
صدایم را شناخت و گفت

00:02:35.530 --> 00:02:37.530
ابوالفضل

00:02:37.530 --> 00:02:38.530
گفتم بله

00:02:38.530 --> 00:02:40.530
گفت مال تو چیه؟

00:02:40.530 --> 00:02:42.530
پدر و مادرم فدای تو باد

00:02:42.530 --> 00:02:43.530
گفتم

00:02:43.530 --> 00:02:48.530
این به خدا قسم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در میان مردم است

00:02:48.530 --> 00:02:50.530
و صبح قریش

00:02:50.530 --> 00:02:52.560
گفت حیله چیست؟

00:02:52.560 --> 00:02:54.560
پدر و مادرم فدای تو باد

00:02:54.560 --> 00:02:56.560
گفتم

00:02:56.560 --> 00:02:58.560
به خدا سوگند، چون تو را بافته

00:02:58.560 --> 00:03:00.560
برای زدن گردنت

00:03:00.560 --> 00:03:03.560
پس پشت این قاطر سوار شوید

00:03:03.560 --> 00:03:05.560
پس سوار شد و دو همراهش برگشتند

00:03:05.560 --> 00:03:07.560
پس باهاش بیرون رفتم

00:03:07.560 --> 00:03:11.560
هر گاه از کنار آتش مسلمین گذشتی

00:03:11.560 --> 00:03:13.560
گفتند این چیست؟

00:03:13.560 --> 00:03:18.560
وقتی قاطر رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدند

00:03:18.560 --> 00:03:23.560
گفتند: این قاطر رسول خدا صلی الله علیه و آله است

00:03:23.560 --> 00:03:25.689
روی عمویش

00:03:25.689 --> 00:03:28.689
تا اینکه از آتش عمر بن الخطاب گذشتم

00:03:28.689 --> 00:03:30.689
گفت این کیه؟

00:03:30.689 --> 00:03:32.689
و به سمت من بلند شد

00:03:32.689 --> 00:03:35.689
وقتی او را روی ستون فقرات قاطر دید، او را شناخت

00:03:35.689 --> 00:03:37.689
و او گفت

00:03:37.689 --> 00:03:39.689
خدا دشمن خداست

00:03:39.689 --> 00:03:42.689
ستایش خدایی را که این کار را برای شما ممکن ساخت

00:03:42.689 --> 00:03:47.689
پس بیرون رفت و به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم گرد آمد

00:03:47.689 --> 00:03:49.689
و من قاطر را هل دادم

00:03:49.689 --> 00:03:54.689
پس من بر او پیشی گرفتم به همان اندازه که حیوان کند بر انسان کند پیشی می گیرد

00:03:54.689 --> 00:03:56.750
بنابراین او از قاطر دور شد

00:03:56.750 --> 00:04:00.750
پس بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم

00:04:00.750 --> 00:04:02.750
عمر وارد شد

00:04:02.750 --> 00:04:04.750
عمر رضی الله عنه گفت

00:04:04.750 --> 00:04:07.750
این دشمن خدا ابوسفیان است

00:04:07.750 --> 00:04:11.750
خداوند بدون هیچ قرارداد و عهدی برای او ممکن ساخته است

00:04:11.750 --> 00:04:14.750
پس بگذار گردنش را بزنم

00:04:14.750 --> 00:04:15.849
پس گفتم

00:04:15.849 --> 00:04:18.850
ثوابش را دادم یا رسول الله

00:04:18.850 --> 00:04:21.879
سپس در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله نشستم

00:04:21.879 --> 00:04:23.879
پس سرش را گرفتم

00:04:23.879 --> 00:04:25.879
پس گفتم

00:04:25.879 --> 00:04:29.879
به خدا هیچ مردی جز من امشب با او صحبت نمی کند

00:04:29.879 --> 00:04:31.879
سپس سن بیشتر

00:04:31.879 --> 00:04:32.879
گفتم

00:04:32.879 --> 00:04:34.879
هی عمر

00:04:34.879 --> 00:04:37.879
به خدا اگر مردی از بنی عدی بود

00:04:37.879 --> 00:04:39.879
من این را نگفتم

00:04:39.879 --> 00:04:42.879
اما او از بنی عبد مناف است

00:04:42.879 --> 00:04:45.879
عمر رضی الله عنه گفت

00:04:45.879 --> 00:04:47.879
هی عباس

00:04:47.879 --> 00:04:49.879
اینو نگو

00:04:49.879 --> 00:04:52.879
به خدا وقتی اسلام آوردی اسلام آوردی

00:04:52.879 --> 00:04:56.879
اگر ابی الخطاب مسلمان می شد، برای من عزیزتر از اسلام آوردن او بود.

00:04:56.879 --> 00:04:59.879
چون می دانستم اسلام آورده ای

00:04:59.879 --> 00:05:03.879
من رسول خدا صلی الله علیه و آله را دوست دارم

00:05:03.879 --> 00:05:05.879
از اسلام الخطاب

00:05:05.879 --> 00:05:09.879
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:05:09.879 --> 00:05:11.879
ای عباس

00:05:11.879 --> 00:05:13.879
او را به سفر خود ببرید

00:05:13.879 --> 00:05:16.980
صبح که شد برایمان بیاور

00:05:16.980 --> 00:05:17.980
او گفت

00:05:17.980 --> 00:05:20.009
پس با او رفتم

00:05:20.009 --> 00:05:22.009
وقتی بیدار شدم به او پیوستم

00:05:22.009 --> 00:05:26.069
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله او را دید

00:05:26.069 --> 00:05:27.069
او گفت

00:05:27.069 --> 00:05:29.069
ای ابوسفیان

00:05:29.069 --> 00:05:31.069
خیلی طول نکشید که فهمیدی؟

00:05:31.069 --> 00:05:34.069
که معبودی جز خدا نیست

00:05:34.069 --> 00:05:35.069
و او گفت

00:05:35.069 --> 00:05:37.069
پدر و مادرم

00:05:37.069 --> 00:05:39.069
در مورد چه خوابی می بینید؟

00:05:39.069 --> 00:05:41.069
چقدر سخاوتمند و سخاوتمند هستید

00:05:41.069 --> 00:05:43.100
بزرگترین بخشش شما

00:05:43.100 --> 00:05:46.100
نزدیک بود روی خودم بیفتم

00:05:46.100 --> 00:05:48.100
مگر خدایی جز او نبود؟

00:05:48.100 --> 00:05:51.259
من هنوز چیزی را غنی نکرده ام

00:05:51.259 --> 00:05:54.259
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:05:54.259 --> 00:05:57.259
وای بر تو ای ابوسفیان!

00:05:57.259 --> 00:06:01.259
آیا دیر نیست که بدانی من رسول خدا هستم؟

00:06:01.259 --> 00:06:03.329
ابوسفیان گفت

00:06:03.329 --> 00:06:05.329
پدر و مادرم

00:06:05.329 --> 00:06:07.329
در مورد چه خوابی می بینید؟

00:06:07.329 --> 00:06:10.329
من به شما احترام می گذارم، شما را به هم متصل می کنم، و بخشش شما را بزرگ می کنم

00:06:10.329 --> 00:06:15.329
در مورد این یکی، هنوز چیزی در روح وجود ندارد

00:06:15.329 --> 00:06:17.459
العباس گفت

00:06:17.459 --> 00:06:19.459
وای بر تو ای اسلام!

00:06:19.459 --> 00:06:22.459
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست

00:06:22.459 --> 00:06:24.459
و اینکه محمد رسول خداست

00:06:24.459 --> 00:06:27.459
قبل از اینکه به گردنت بیفتد

00:06:27.459 --> 00:06:30.459
او شهادت داد که معبودی جز خدا نیست

00:06:30.459 --> 00:06:33.550
و اینکه محمد رسول خداست

00:06:33.550 --> 00:06:37.550
عباس به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت

00:06:37.550 --> 00:06:39.620
ای رسول خدا

00:06:39.620 --> 00:06:42.620
ابوسفیان مردی است که غرور دوست دارد

00:06:42.620 --> 00:06:45.620
پس یه چیزی براش درست کن

00:06:45.620 --> 00:06:48.620
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:06:48.620 --> 00:06:53.620
آری هر کس وارد خانه ابوسفیان شود در امان است

00:06:53.620 --> 00:06:56.620
هر که درش را ببندد در امان است

00:06:56.620 --> 00:07:01.839
سپس ابوسفیان رفت تا آنچه را دید به مردم مکه بگوید

00:07:01.839 --> 00:07:07.839
رسول خدا صلی الله علیه و آله به عباس رضی الله عنه فرمودند.

00:07:07.839 --> 00:07:11.839
وقتی اسب ها شکستند او را در تنگه ای از دره حبس کنید

00:07:11.839 --> 00:07:14.839
تا زمانی که سربازان خدا از آنجا عبور کنند

00:07:14.839 --> 00:07:20.970
عباس او را زندانی کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله به او دستور داد.

00:07:20.970 --> 00:07:23.970
پس قبایل پرچم های خود را پاس دادند

00:07:23.970 --> 00:07:26.970
هرگاه پرچمی عبور کرد

00:07:26.970 --> 00:07:29.970
ابوسفیان گفت: این کیست؟

00:07:29.970 --> 00:07:31.970
پس من می گویم بن سلیم

00:07:31.970 --> 00:07:34.970
می گوید: برای پسرم سلیم پولی ندارم

00:07:34.970 --> 00:07:37.000
سپس یک پاس دیگر

00:07:37.000 --> 00:07:40.000
می گوید: اینها چه کسانی هستند؟

00:07:40.000 --> 00:07:42.000
پس من می گویم تزئین شده است

00:07:42.000 --> 00:07:45.000
او می گوید: "من به مزینا چه کار دارم؟"

00:07:45.000 --> 00:07:48.129
او همچنان این را گفت

00:07:48.129 --> 00:07:53.129
تا اینکه گردان سبز رسول خدا صلی الله علیه و آله گذشت

00:07:53.129 --> 00:07:56.129
شامل مهاجران و انصار می شود

00:07:56.129 --> 00:07:59.129
او جز خیره شدن از آنها چیزی نمی بیند

00:07:59.129 --> 00:08:01.129
یعنی چشم

00:08:01.129 --> 00:08:03.129
گفت این کیه؟

00:08:03.129 --> 00:08:07.129
پس گفتم: این رسول خدا صلی الله علیه و آله است.

00:08:07.129 --> 00:08:10.129
در مهاجرین و انصار

00:08:10.129 --> 00:08:12.160
و او گفت

00:08:12.160 --> 00:08:15.160
هیچ کس قبلا اینها را نداشته است

00:08:15.160 --> 00:08:19.160
به خدا قسم امروز پادشاهی پسر برادرت بزرگ شده است

00:08:19.160 --> 00:08:21.160
پس گفتم

00:08:21.160 --> 00:08:23.160
وای بر تو ای ابوسفیان!

00:08:23.160 --> 00:08:25.160
نبوت است

00:08:25.160 --> 00:08:27.160
او گفت

00:08:27.160 --> 00:08:29.480
سپس بله

00:08:29.480 --> 00:08:31.480
و در صحیح البخاری

00:08:31.480 --> 00:08:33.480
عروة بن الزبیر فرمود:

00:08:33.480 --> 00:08:37.480
تا اینکه گردانی رسید که امثال آن را ندیده بود

00:08:37.480 --> 00:08:39.480
گفت این کیه؟

00:08:39.480 --> 00:08:42.480
عباس رضی الله عنه گفت

00:08:42.480 --> 00:08:44.480
این حامیان

00:08:44.480 --> 00:08:48.480
بر آنها سعد بن عباده با پرچم است

00:08:48.480 --> 00:08:51.639
سعد بن عباده رضی الله عنه گفت

00:08:51.639 --> 00:08:53.639
ای ابوسفیان

00:08:53.639 --> 00:08:56.639
امروز روز حماسه است

00:08:56.639 --> 00:08:59.700
امروز کعبه دگرگون شده است

00:08:59.700 --> 00:09:01.700
ابوسفیان گفت

00:09:01.700 --> 00:09:03.700
ای عباس

00:09:03.700 --> 00:09:05.769
ترجیحا در روز ذکر

00:09:05.769 --> 00:09:07.769
بعد یک گردان آمد

00:09:07.769 --> 00:09:09.769
پایین ترین گردان هاست

00:09:09.769 --> 00:09:12.769
از جمله رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است

00:09:12.769 --> 00:09:14.769
و دوستانش

00:09:14.769 --> 00:09:17.769
و پرچم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:17.769 --> 00:09:20.860
با زبیر بن عوام رضی الله عنه

00:09:20.860 --> 00:09:24.860
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گذشت

00:09:24.860 --> 00:09:26.860
بابی سفیان

00:09:26.860 --> 00:09:27.860
او گفت

00:09:27.860 --> 00:09:30.860
آیا نمی دانستی سعد بن عباده چه گفت؟

00:09:30.860 --> 00:09:34.860
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:09:34.860 --> 00:09:38.779
او چه گفت؟ چنین و چنان گفت

00:09:39.490 --> 00:09:42.850
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:09:43.210 --> 00:09:44.330
سعد دروغ گفت

00:09:44.850 --> 00:09:46.409
یعنی سعد اشتباه کرد

00:09:47.009 --> 00:09:51.049
اما این روزی است که خداوند کعبه را گرامی می دارد

00:09:51.450 --> 00:09:54.129
و روزی که کعبه پوشیده شود

00:09:57.129 --> 00:09:59.809
بازگشت ابوسفیان به مکه

00:10:00.330 --> 00:10:02.769
دستور داد تسلیم شوند

00:10:04.269 --> 00:10:07.710
وقتی ابوسفیان قدرت مسلمانان را دید

00:10:08.029 --> 00:10:11.429
او می دانست که هیچ انرژی برای مبارزه با آنها ندارد

00:10:11.950 --> 00:10:13.509
پس رهسپار مکه شد

00:10:13.870 --> 00:10:15.950
او به آنها توصیه کرد که تسلیم شوند

00:10:16.769 --> 00:10:19.929
این را اسحاق بن رحاویه در مسند خود روایت کرده است

00:10:19.929 --> 00:10:22.929
و ابن اسحاق در شرح حال خود با سند حسنه

00:10:23.570 --> 00:10:26.610
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت

00:10:27.250 --> 00:10:29.529
عباس به ابوسفیان گفت

00:10:29.970 --> 00:10:31.850
که او نزد مردم شما آمد

00:10:32.740 --> 00:10:35.220
پس بیرون رفت و در مکه نزد آنان آمد

00:10:35.779 --> 00:10:38.019
با اوج صدا شروع کرد به داد زدن

00:10:38.419 --> 00:10:40.019
ای مردم قریش!

00:10:40.379 --> 00:10:41.779
این محمد است

00:10:42.419 --> 00:10:45.419
او چیزی را برای شما آورده است که تا به حال ندیده اید

00:10:46.100 --> 00:10:49.500
هر کس وارد خانه ابوسفیان شود در امان است

00:10:50.250 --> 00:10:53.490
سپس همسرش هند بنت عتبه نزد او آمد

00:10:53.970 --> 00:10:56.289
پس بشار آن را گرفت و گفت:

00:10:56.889 --> 00:10:59.690
تب را که جانوران را مسموم می کند بکش

00:11:00.330 --> 00:11:02.409
زشتی از پیشتاز یک قوم

00:11:03.129 --> 00:11:03.889
و او گفت

00:11:04.330 --> 00:11:05.210
وای بر تو

00:11:05.570 --> 00:11:08.690
فریب این موضوع را در مورد خودتان نخورید

00:11:09.330 --> 00:11:12.850
زیرا چیزی برای شما پیش آمده که انتظارش را نداشتید

00:11:13.559 --> 00:11:16.759
هر کس وارد خانه ابوسفیان شود در امان است

00:11:17.320 --> 00:11:19.039
گفتند: خدا تو را بکشد.

00:11:19.480 --> 00:11:21.480
و خانه شما هیچ فایده ای برای ما ندارد

00:11:22.149 --> 00:11:22.789
او گفت

00:11:23.309 --> 00:11:26.389
هر که درش را ببندد در امان است

00:11:26.990 --> 00:11:29.669
هر که وارد مسجد شود در امان است

00:11:30.460 --> 00:11:34.179
مردم به خانه های خود و مسجد پراکنده شدند

00:11:36.080 --> 00:11:37.399
خلاصه

00:11:37.799 --> 00:11:39.799
در سیره پیامبر

00:11:40.000 --> 00:11:46.360
حسرت دو دنیا برای هم

00:11:46.879 --> 00:11:53.700
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد

00:11:53.899 --> 00:11:59.980
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد

00:12:00.460 --> 00:12:05.740
و با بقیه ادامه داد

00:12:06.840 --> 00:12:08.360
او شفا داد
