WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.359
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.359 --> 00:00:12.980
محمد رسول خداست

00:00:12.980 --> 00:00:17.539
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:17.539 --> 00:00:22.660
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی

00:00:22.660 --> 00:00:24.780
خدا حفظش کنه

00:00:24.780 --> 00:00:31.739
هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:00:31.899 --> 00:00:37.659
سپس خداوند به رسول خود صلی الله علیه و آله وسلم فرموده است

00:00:37.659 --> 00:00:44.460
و بگو: «پروردگارا، مرا به دریچه ی صدق وارد کن و از دریچه ی صدق خارج شوم».

00:00:44.460 --> 00:00:54.399
و مرا به حق بیرون آور و از جانب خود به من قدرت و یاور عطا کن

00:00:54.399 --> 00:00:59.700
نشانه جواز هجرت برای او رضی الله عنه است

00:00:59.939 --> 00:01:03.460
حافظ بن کثیر در تفسیر آیه می گوید:

00:01:03.460 --> 00:01:07.299
خداوند او را هدایت کرد و به او الهام کرد که این دعا را بخواند

00:01:07.299 --> 00:01:12.659
و او را از آنچه در آن است رهایی فرما و خروجی سریع را

00:01:12.659 --> 00:01:17.140
پس خداوند متعال به او اجازه داد تا به شهر پیامبر اکرم (ص) هجرت کند

00:01:17.140 --> 00:01:19.700
جایی که حامیان و عزیزان هستند

00:01:19.700 --> 00:01:25.310
خانه و سکونت او شد و مردمش حامیان او بودند

00:01:25.310 --> 00:01:28.109
امام ترمذی در مسجد خود روایت کرده است

00:01:28.189 --> 00:01:31.469
الحکیم در مستدرک و صحیح خود

00:01:31.469 --> 00:01:35.150
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت

00:01:35.150 --> 00:01:39.390
رسول خدا صلی الله علیه و آله در مکه بود

00:01:39.390 --> 00:01:42.909
سپس دستور هجرت داد و بر او نازل شد

00:01:42.909 --> 00:01:46.670
و بگو: «پروردگارا، اجازه بده وارد درگاه حق شوم».

00:01:46.670 --> 00:01:52.989
و او مرا با صداقت بیرون آورد

00:01:52.989 --> 00:01:59.629
و از جانب خود به من دست یاری عطا کن

00:01:59.629 --> 00:02:02.590
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است

00:02:02.590 --> 00:02:05.950
قال عایشه رضی الله عنها

00:02:05.950 --> 00:02:08.909
از پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه خواست

00:02:08.909 --> 00:02:13.310
ابوبکر در راه خروج که آسیب بر او شدید شد

00:02:13.310 --> 00:02:17.550
رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود

00:02:17.550 --> 00:02:20.669
بایست، گفت یا رسول الله

00:02:20.669 --> 00:02:22.990
امیدوارم به شما اجازه داده شود

00:02:22.990 --> 00:02:27.310
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود

00:02:27.310 --> 00:02:29.629
امیدوارم اینطور باشد

00:02:29.629 --> 00:02:33.169
گفت پس ابوبکر منتظر او شد

00:02:33.169 --> 00:02:38.610
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک روز ظهر نزد او آمد

00:02:38.610 --> 00:02:42.930
پس او را صدا کرد و گفت: از آنجا برو بیرون.

00:02:42.930 --> 00:02:45.889
ابوبکر رضی الله عنه گفت

00:02:45.889 --> 00:02:47.969
آنها دختران من هستند

00:02:47.969 --> 00:02:52.930
به عایشه و اسماء رضی الله عنها اشاره کرد

00:02:52.930 --> 00:02:56.370
و در روایت دیگری در صحیح البخاری آمده است

00:02:56.370 --> 00:02:58.689
آنها خانواده شما هستند

00:02:58.689 --> 00:03:01.490
السهیلی در الروض الانف گفت

00:03:01.490 --> 00:03:04.770
دلیلش این است که عایشه رضی الله عنها

00:03:04.770 --> 00:03:11.569
پدرش پیش از آن او را به عقد رسول خدا صلی الله علیه و آله در آورده بود

00:03:11.569 --> 00:03:15.409
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:03:15.409 --> 00:03:19.090
احساس می کردم اجازه دارم بیرون بروم

00:03:19.090 --> 00:03:21.009
گفت یا رسول الله

00:03:21.009 --> 00:03:22.530
همراهی

00:03:22.610 --> 00:03:26.370
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:03:26.370 --> 00:03:28.000
همراهی

00:03:28.000 --> 00:03:29.919
گفت یا رسول الله

00:03:29.919 --> 00:03:34.319
ما دو حیوان داریم که آنها را برای بیرون رفتن آماده کردم

00:03:34.319 --> 00:03:38.319
پس یکی از آنها را به پیامبر صلی الله علیه و آله داد

00:03:38.319 --> 00:03:42.180
او جدی است

00:03:42.180 --> 00:03:47.330
عبدالله بن عریقات آنها را به عنوان راهنما استخدام کرد

00:03:47.330 --> 00:03:50.449
عایشه رضی الله عنها گفت

00:03:50.449 --> 00:03:57.009
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر مردی از ابن الدیل را اجیر کرد.

00:03:57.009 --> 00:03:59.569
او از بنی عبد بن عدی است

00:03:59.569 --> 00:04:01.729
ساکت، خاریتا

00:04:01.729 --> 00:04:04.689
الخریط در هدایت ماهر است

00:04:04.689 --> 00:04:07.650
او پیرو مذهب کفار قریش است

00:04:07.650 --> 00:04:08.930
بنابراین او آن را ایمن کرد

00:04:08.930 --> 00:04:11.729
پس شترانشان را به او سپرد

00:04:11.729 --> 00:04:16.850
پس از سه شب از سفر، غرثور را به او وعده دادند

00:04:16.850 --> 00:04:20.459
سه بامداد

00:04:20.459 --> 00:04:26.509
مشرکان خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله را محاصره کردند

00:04:26.509 --> 00:04:32.990
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به انتظار شب به خانه بازگشت

00:04:32.990 --> 00:04:37.310
بیرون رفتن به خانه ابوبکر صدیق رضی الله عنه

00:04:37.310 --> 00:04:40.029
او به سمت غار ثور می رود

00:04:40.029 --> 00:04:47.310
او رضی الله عنه از فریبکاری که قریش تدبیر کرده بودند کاملا آگاه بود

00:04:47.389 --> 00:04:53.949
این افراد قریش در اطراف خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جمع شدند.

00:04:53.949 --> 00:04:56.509
از در نگاه می کنند

00:04:56.509 --> 00:04:58.509
یعنی از شکاف در

00:04:58.509 --> 00:05:01.550
آنها او را زیر نظر دارند و به دنبال مرگ او هستند

00:05:01.550 --> 00:05:05.579
آنها به این فکر می کنند که کدام یک از آنها بدبخت ترین او خواهد بود

00:05:05.579 --> 00:05:09.899
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی آنان بیرون رفت

00:05:09.899 --> 00:05:13.259
مشتی خاک در دستانش گرفت

00:05:13.259 --> 00:05:17.180
پس شروع كرد به پراكندن آن بر سرشان در حالى كه او را نمى‏ديدند

00:05:17.180 --> 00:05:18.779
همانطور که او تلاوت می کند

00:05:18.779 --> 00:05:31.170
و پیشاپیش آنها سدی و پشت سرشان سدی قرار دادیم، پس آنها را پوشاندیم تا نبینند

00:05:31.170 --> 00:05:37.889
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر رضی الله عنه نزدیک شد.

00:05:37.889 --> 00:05:40.670
به غار ثور

00:05:40.829 --> 00:05:48.110
رسول خدا صلی الله علیه و آله به خانه ابوبکر صدیق رضی الله عنه رفت.

00:05:48.110 --> 00:05:49.790
وقتی رسید

00:05:49.790 --> 00:05:52.750
سپس ابوبکر رضی الله عنه را دید

00:05:52.750 --> 00:05:55.660
وسایل خود را برای مهاجرت آماده کرده است

00:05:55.660 --> 00:05:58.620
عایشه رضی الله عنها گفت

00:05:58.620 --> 00:06:01.740
بنابراین آنها را برای استفاده از دستگاه آماده کردیم

00:06:01.740 --> 00:06:05.420
سپس آنها را ترک کردند و به سمت غار ثور حرکت کردند

00:06:05.500 --> 00:06:13.019
رسول خدا صلی الله علیه و آله با نگاه خداحافظی به مکه ـ رضی الله عنه شروع کرد .

00:06:13.019 --> 00:06:14.779
و او می گوید

00:06:14.779 --> 00:06:20.779
به خدا سوگند تو بهترین زمین خدا و محبوب ترین زمین خدا نزد خدا هستی

00:06:20.779 --> 00:06:24.620
اگر از تو بیرون نمی آمدم، نمی رفتم

00:06:24.620 --> 00:06:28.779
امام ترمذی و حکیم آن را با سند صحیح نقل کرده اند.

00:06:28.779 --> 00:06:32.379
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت

00:06:32.379 --> 00:06:36.620
رسول خدا صلی الله علیه و آله به مکه فرمود

00:06:36.620 --> 00:06:40.300
چه کشور خوبی دارید و من شما را برای من دوست دارم

00:06:40.300 --> 00:06:45.819
اگر قوم من مرا از شما بیرون نمی کردند، در هیچ کس دیگری ساکن نمی شدم

00:06:45.819 --> 00:06:49.899
مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها فرمود

00:06:49.899 --> 00:06:58.220
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر رضی الله عنه در کوه ثور به دنبال غار رفتند.

00:06:58.220 --> 00:07:01.100
سه شب آنجا ماندیم

00:07:01.180 --> 00:07:04.860
و در روایتی دیگر درباره او رضی الله عنه

00:07:04.860 --> 00:07:09.339
گفت: سوار شدند و رفتند تا به غار آمدند.

00:07:09.339 --> 00:07:12.620
جوش هایی است که در آن پخش شده است

00:07:12.620 --> 00:07:17.790
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:07:17.790 --> 00:07:24.560
حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است

00:07:24.560 --> 00:07:31.660
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد

00:07:31.660 --> 00:07:38.259
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد

00:07:38.259 --> 00:07:44.670
و شما با بقیه حرکت می کنید

00:07:44.670 --> 00:07:46.670
او شفا داد
