بسم الله الرحمن الرحیم یک مرکز سود برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه او ارائه می دهد خلاصه صحیح البخاری فصل آنچه در مورد جوشکاری و قصابی گفته شد از ابومسعود می‌گوید: مردی از انصار آمد، ملقب به ابو شعیب به پسری که قصاب داشت گفت برای من غذای پنج تایی درست کن من می خواهم به پیامبر صلی الله علیه و آله دعا کنم پنج پنج گرسنگی را در صورتش دیدم پس آنها را صدا زد مردی با آنها آمد پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند این ما را دنبال کرده است اگر می خواهید به او اجازه بدهید، به او اجازه بدهید اگر می خواهی او برگردد، برگرد گفت: نه، ولی من به او اجازه دادم. نظر در حدیث قصاب به معنای جوشکار قصاب است هر آفرینشی بسازید سپس مردی که ششمین آنها بود با آنها آمد اجازه می دهد وارد شود و غذا بخورد یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید توضیح اینکه صحابه رضی الله عنهم چگونه بودند از سختی زندگی و کمبود چیزها دلالت بر این دارد که هر کس مقام والا را به غذای خود دعوت کند تا با خود اصحاب خود را که اصحاب او هستند دعوت کند برای هرکسی که می خواهد گروهی را دعوت کند ضروری است تا غذای کافی برایشان درست کند و بر آنها سنگینی نکند مطلوب آن است که دعوت شونده به تماس گیرنده پاسخ دهد اخلاق خوبی داره اگر دعا کننده از متابعت کننده اجازه بخواهد به او اجازه دهد نماینده دعوت باید به تعداد دعوت شدگان پایبند باشد این شامل تشویق به دلجویی از مردم و رفع نیازهای آنها بدون پرسیدن سوال است در موکی به ربا از عون بن ابی جحیفه می‌گوید: پدرم اشتراه الجامی را دیدم پس دستور داد جام هایش را بشکنند بنابراین از او در این مورد پرسیدم گفت که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قیمت خون و قیمت سگ را حرام کرد و برنده شدن ملت در یک رمان و ظالم برنده است فحش دادن به زن خالکوبی شده و زن خالکوبی شده و ربا و مشتری خود را مصرف می کند عکاس نفرین شد نظر در حدیث نام پدرم وهب بن عبدالله است با فنجان هایش، یعنی ماشین هایش که با آنها از فنجان استفاده می کند قیمت خون یعنی اجرت حجامت به دست آوردن ملت مطلوب مزد زنا خالکوبی تاتو دست یا یکی از اعضایش را با سوزن بچسباند سپس نیل و امثال آن را روی آن می پاشد و کسی که درخواست خالکوبی می کند و من ربا مصرف می کنم یعنی می گیرم و مشتری هر بخشنده ای یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید جواز خرید غلام اجرت حجامت را ممنوع می کند این شامل اشتیاق به داشتن یک زندگی خوب است درب خداوند ربا را نابود می کند و صدقه می دهد خداوند هر کافر گناهکار را دوست ندارد از ابوهریره رضی الله عنه گفت از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود اتحاد یک خرج کننده کالا است مستحق نعمت نظر در حدیث خداوند ربا را نابود می کند یعنی نعمتش را بالذات و وصف می برد و خیرات را جمع می کند یعنی آن را توسعه می دهد برکت بر پولی که از آن گرفته شده است نازل می شود ثواب صاحبش را زیاد می کند سوگند قسم است خرج کردن، یعنی ترویج آن یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید مجازات از نوع کار است پس خداوند متعال رباخوار را با رها كردن پول او پاداش داد چون پول مردم را غیرقانونی گرفته است نیکوکار چون به مردم نیکی کرد، پاداش می گیرد شامل احتیاط در قسم در خرید و فروش است باب مکروهات قسم هنگام بیع از عبدالله بن ابی عوفه رضی الله عنه مردی در حالی که در بازار بود کالایی را راه اندازی کرد پس به خدا قسم داد که آنچه را که نداده به او داده است تا مرد مسلمان در آن بیفتد پس رفتم پایین کسانی که عهد خدا و سوگندهای خود را به بهایی اندک می خرند آیه در یک رمان ابن ابی عوفه گفت متمرد، رباخوار و خائن است نظر در حدیث یک کالا راه اندازی کنید یعنی آن را تبلیغ کنید و خرج کنید پس به خدا قسم داد که آنچه را که نداده به او داده است یعنی به دروغ و دروغ قسم خورده که محصولش را تبلیغ کند برای امضای آن یعنی فریب دادن و فریب دادن او کسانی که عهد خدا و سوگندهای خود را به بهایی اندک می خرند این شامل همه کسانی می شود که چیزی از دنیا می گیرند در مقابل آنچه از حقوق خدا و یا حقوق بندگانش ترک کرد همچنین هر کس سوگند یاد کند، پول او از آن کم می شود یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید منع تقلب در همه اشکال آن سوگند دروغ را منع می کند صداقت را در معاملات تشویق می کند باب آنچه در مورد سوار گفته شد از علی علیه السلام فرمود: من در روز بدر به سهم خود از غنایم نزدیک بودم پیامبر صلی الله علیه و آله آن را به من داد از پنجی که خداوند در آن روز به او داد وقتی خواستم فاطمه سلام الله علیها را به فرزندی قبول کنم دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مردی که در بنی قینوقعه جواهر فروش بود قول دادم که با من همسفر شود بنابراین ما با پس انداز می آییم بنابراین می خواستم آن را به زرگرها بفروشم در جشن عروسی از او کمک می خواهیم در همین حین برای دستم میله و قلاب و طناب جمع می کردم و شروایا مناخانی در کنار اتاق مرد انصار است تا اینکه چیزی که جمع کردم جمع کردم اگر در راه اسلام هستم جوابش را داده ام و کمرشان نازک شد و از جگر آنها گرفت وقتی صحنه را دیدم نتوانستم چشمانم را کنترل کنم گفتم کی این کار رو کرده؟ گفتند حمزه بن عبدالمطلب این کار را کرد او در این خانه بود و از انصار مشروب می خورد او یک همراه و یارانش دارد او در آواز خود گفت جز حمز، برای شب حمزه به سمت شمشیر پرید پس پاسخ دهید: آنها را برگرداندم و پهلوهایشان را بریدم و از جگر آنها گرفت علی گفت پس من به راه افتادم تا نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بروم با او زید بن حارثه است پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می دانست که من چه چیزی را ملاقات کرده ام گفت: مال تو چیست؟ گفتم یا رسول الله امروز تو را چه دیدم؟ جز حمزه بر شتر من پس پاسخ دهید: آنها را برگرداندم و پهلوهایشان را بریدم و او در خانه ای با نوشیدنی بود پس از پیامبر صلی الله علیه و آله ردای خود را رها کرد و مرتد شد بعد شروع کرد به راه رفتن من و زید بن حارثه به دنبال او رفتیم تا اینکه به خانه ای که حمزه بود آمد پس اجازه خواست و او اجازه داد سپس پیامبر صلی الله علیه و آله شروع کرد به سرزنش حمزه به خاطر کاری که انجام داد سپس حمزه مست و چشمانش سرخ شده بود حمزه به پیامبر صلی الله علیه و آله نگاه کرد سپس سرش را بلند کرد و به زانویش نگاه کرد در یک رمان بعد سرش را بلند کرد و به نافش نگاه کرد بعد سرش را بلند کرد و به صورتش نگاه کرد سپس حمزه گفت آیا جز بندگان پدر من نیستید؟ پس دانستم که پیامبر صلی الله علیه و آله مست است آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به عقب برگشت پس او بیرون رفت و ما با او بیرون رفتیم در روایتی این قبل از نهی شراب بوده است نظر در حدیث شارف یک شتر مسن است سهم من یعنی شانس من آن را بسازید، یعنی وارد کنید تاریخ، یعنی توافق شده است که در یک زمان خاص ملاقات کنند جواهری که جواهرات می سازد سفر می کند، یعنی می رود پس می آییم یعنی می آوریم ایتخیر گیاهی شناخته شده با رایحه ای مطبوع است الاقطاب یعنی آنچه انسان بر شتر می گذارد الغاریر نوک زمین است دو اقلیم یعنی دو پایه اتاق هر اتاق هر قطعی رو جواب دادم و کمرشان نازک شد یعنی شکافتند و پهلوهایشان را سوراخ کردند و هر زمانی را صرف کنید نمی توانستم جلوی گریه ام را بگیرم نوشیدن هر گروهی که الکل می نوشند قاینه به معنای کنیز آوازخوان برای شرف، یعنی شتر عن نوا به معنای بلدرچین است پرید، یعنی سریع بلند شد جز هر عادتی پس هر لباسی می پوشید پس شروع کرد یعنی شروع کرد او هر کسی را که او را سرزنش کند سرزنش می کند مست یعنی مست او به بالا نگاه کرد، یعنی نگاه را کشید و آن را جهت داد پس انکار کرد، یعنی برگشت او روی پاشنه های خود است یعنی پشت سرش برگشت و او را به سمت خود هدایت کرد از صحبت کردن سود ببرید فروش اذخیر و سایر مباحات و سود بردن از آنها جایز است کمک گرفتن از متخصصان صنعت در کاری که به بهترین نحو انجام می دهند جایز است معامله با جواهرساز یهودی جایز است کمک گرفتن در ضیافت ها جایز است و مطمئن شوید که او را از چیزهای خوب به دست آورید در آن اصل اساسی در مورد غذای مهمانی این است که برای متاهل باشد درست کردن آن و خوردن بهای آن جایز است این چیزی است که ممکن است فرموله شود برخلاف اینکه برای مردان عکس یا جواهرات می ساخت در حدیث از بدبختی در پول، پشیمانی و اندوه آمده است یک مرد خوب حتی ممکن است گریه کند بیرون آوردن عبا برای کسی که در خانه نشسته جایز است برای انسان جایز است که در خانه خود لباس سبک بپوشد مشروط بر اینکه عورت حفظ شود که در آن گفتار مست و مست را ترک کرد چون در این مورد سخنان را نمی فهمد دلالت بر این دارد که کسی که در دست مست یا مست باشد باید نه اینکه پشتش را به مست کند زیرا از آسیب در امان نیست باب ذکر قین و آهنگر در مورد خباب فرمود: شما در زمان جاهلیت از بستگان بودید من نوائل دین را بر اسباب داشتم بنابراین برای دریافت حقوق نزد او آمدم گفت: آن را به تو نمی دهم تا اینکه به محمد صلی الله علیه و آله و سلم کافر شوی. پس گفتم: تا خدا تو را نكشد و زنده شوى، كافر نمى شوم. فرمود: مرا رها کن تا بمیرم و زنده شوم مال و فرزندی به من داده می شود و به تو پس می دهم سپس نازل شد: آیا کسى را که به آیات ما کافر شده بود، دیدى؟ و گفت: به من مال و فرزندی می دهند آیا غیب دیده است یا با خدای رحمان عهد گرفته است؟ نظر در حدیث ما آن آهنگر را پیدا کردیم دین گفته شد خباب رضی الله عنه به گناهکار جواهر داد بنابراین برای دریافت حقوق نزد او آمدم یعنی نزد گنهکار آمدم تا از او دینم را بخواهم پس من وظیفه شما را انجام می دهم، یعنی حق شما را می دهم آیا دیدی کسی را که به آیات ما کافر شد؟ و گفت: به من مال و پسری می دهند یعنی آیا از کسی که کفر خود را به آیات خدا جمع کرد تعجب نمی کنید؟ ادعای او این است که در آخرت به او مال و پسری می دهند یعنی از اهل بهشت خواهد بود آیا غیب دیده است یا با خدای رحمان عهد گرفته است؟ این بدون آن نیست یا اظهارات او ناشی از آگاهی از آینده غیبی است این غیر ممکن است یا از خدا عهد گرفته باشد که به او ایمان بیاورد و از رسولانش پیروی کند اگر این دو چیز وجود نداشته باشد او متوجه شد که ادعای او باطل است یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید آهنگر اگر عادل باشد از پیشه اش آسیبی نمی بیند و سخنی تمسخر آمیز است که مردم تلخ به زبان می آورند و نارضایتی او تا روز قیامت برای او ثبت می شود سخت گیری در مورد الزامات دین برای متخلفان جایز است بی عدالتی و تجاوز از او نمایان شد و در حدیث برهان قیامت و قیامت است ادای تمام بدهی ها واجب است باب ذکر خیاط از انس بن مالک می‌گوید: خیاطی به نام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای غذایی که درست کرد پس با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفتم علاوه بر غذا پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت نان جو و آبگوشتی حاوی خون و تفاله در یک رمان با پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم روی پسری که خیاط دارد کاسه ای حاوی فرنی به او داد و کارش را قبول دارم سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم او خرس ها را در اطراف روزنامه دنبال می کند من از آن روز همیشه خرس را دوست داشتم انس گفت بنابراین من خرس ها را در مقابل او جمع کردم نظر در حدیث پس به هر پایی نزدیک شد و آورد دبعه به معنای کدو حلوایی است قادید گوشت شور خشک شده در آفتاب است ظرف ظرفی است که پنج نفر را در خود جای دهد کاسه ده نفر را سیر می کند یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید مطلوب است به دعوت پاسخ داده شود تواضع پیامبر صلی الله علیه و آله را توضیح می دهد وقتی تماس خیاط را جواب داد، همین طور بود حاوی بیانی از انس رضی الله عنه است عشق او به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آنجا رسید تا اینکه آنچه را که رضی الله عنه دوست می داشت دوست داشت از خوشمزه ترین ها در حدیث، دلیل بر فضیلت کدو بر دیگران است حاوی جواز خوردن غذای خیاط و جواهر فروش است پاسخ او به تماس او چون درآمدشان خوب است حاوی پاسخ الثارید است بهترین غذاست اجیر خیاط جایز است و در آن تمامیت ایمان است عشق به هر چیزی که پیامبر صلی الله علیه و آله دوست داشت اثرات آن در همه چیز قابل ردیابی است و ایجاد اخلاق او ردیابی غذا از اطراف بشقاب جایز است اگر غذا مخلوط شده باشد باب خرید شتر هِم یا جربی از عمر فرمود: اینجا مردی بود به نام نواس شتر داشت پس ابن عمر رضی الله عنه رفت پس آن شترها را از شریک خود خرید سپس شریک زندگی اش نزد او آمد و او گفت آن شترها را فروختیم و او گفت به کی فروختی؟ او گفت از شیخ فلان و او گفت وای بر تو! آن به خدا ابن عمر است سپس نزد او آمد و گفت شریک زندگی شما شتر فروخته است و او شما را نشناخت او گفت پس آن را بکشید او گفت وقتی رفت، از او خواست که آن را بنوشد و او گفت رها کن به حکم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راضی بودیم. بدون عفونت نظر در حدیث اینجا یعنی در مکه سجاف سیب یعنی مریض و هوس سرگردانی بیماری است که شتر را تشنه می کند آب را کاملا جذب می کند و از آن آبیاری نمی شود البخاری گفت سرگردانی که در هر کاری قصد را نقض می کند وای بر تو! سخنی که به کسی گفته می شود که به هلاکتی افتاده که سزاوار آن نیست پس آن را بکشید یعنی آن را به خودت برگردان رها کن یعنی رها کن با خرج کردن یعنی با قضاوت بدون عفونت یعنی بیماری به خودی خود منتقل نمی شود بلکه اوست که بیمار می شود و به بیماری مبتلا می شود خداوند متعال همه چیز بر اساس تقدیر است یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید خرید معیوب در صورتی جایز است که فروشنده عیب آن را بداند و خریدار از آن راضی باشد. این تقلب نیست از بی عدالتی جلوگیری می کند ظلم صالحان بیشتر است گزارش حاکی از آن است که تابعین در مجموع به حقوق صحابه رضی الله عنه می دانستند فصل اسلحه فروشی در جریان فتنه از ابو قتاده رضی الله عنه گفت با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در سال حنین بیرون رفتیم. وقتی با هم آشنا شدیم مسلمانان سیاحت داشتند مردی از مشرکان را دیدم که به مردی از مسلمانان حمله کرد پس برگشتم تا از پشت سرش به او رسیدم تا اینکه با شمشیر بر شانه اش زد بنابراین او به سمت من آمد سپس مرا در آغوش گرفت و من بوی مرگ را حس کردم سپس مرگ او را فرا گرفت پس مرا فرستاد پس از عمر بن خطابی انتقاد کردم و گفتم: مردم چه مشکلی دارند؟ فرمان خدا را گفت سپس مردم برگشتند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشست و او گفت هر کس کسی را بکشد حجتی بر او دارد او غارت خود را دارد پس بلند شدم و گفتم چه کسی برای من شهادت می دهد؟ بعد نشستم سپس گفت هر کس کسی را که برایش دلیل دارد بکشد، حق دارد آن را غارت کند پس بلند شدم و گفتم چه کسی برای من شهادت می دهد؟ بعد نشستم سپس برای بار سوم همین را گفت، پس برخاستم و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود. اى ابوقتاده چه شده؟ پس ماجرا را برای او نقل کردم، مردی گفت: ای رسول خدا تو راست می گویی. غارت خود را از من گرفت و از من گرفت. ابوبکر صدیق رضی الله عنه گفت: نه به خدا سوگند. اگر نزد شیری از شیر خدا نرود، به روایت هر دو، شیری از قریش به او نمی دهد. و اجازه می دهد یکی از شیرهای خدا از جانب خدا و رسولش صلی الله علیه و آله بجنگد. او به تو ثواب می دهد، پس پیامبر صلی الله علیه و آله راست گفت، پس آن را به او داد، پس زره را فروختم. پس با او در بنی سلمه بره خریدم بنابر روایتی از او گوسفند خریدم. این اولین چیزی است که در اسلام از آن تقلید می شود. در مورد حدیث به طور کلی نظر دهید حنین یعنی در سال هشتم هجری دور به معنای بیگانگی و آشکار شدن و ناپدید شدن. در مورد مواضع آنها، طناب شانه او محل عبا از گردن است و بویی از آن یافتم. مرگ مورد نظر تقریباً مرا با آغوشش خفه کرد. مرگ بر آن غلبه کرد، یعنی مرد، پس مرا فرستاد یعنی مردم مرا رها کردند، یعنی بدشان نیامد، یعنی برگشتند، یعنی بعد از شکست شواهدی از آنچه که یک رزمنده در جنگ از حریف خود می گیرد را نشان دهید از اسلحه و لباس و حيوان و چيزهاي ديگري كه بر خود و همراه داشت، قطع كردم، يعني به آنها گفتم. پس او را از من راضى كن، يعنى آنچه را كه او را خشنود مى‏سازد، به او بده، نه خدا، يعنى به خدا سوگند كه چنين نخواهد شد. عمدا نکرد یعنی نیت نکرد یعنی ابوبکر رضی الله عنه ایمان آورد پس به او داد یعنی داد. پیامبر صلی الله علیه و آله سپر را به ابو قتاده رضی الله عنه داد و من برای آن خریدم. یعنی با آن مزرعه ای خریدم یعنی باغی در بنی سلمه که گروهی از انصار هستند. من آن را به عنوان گوسفند، یعنی باغ جمع کرده ام. یکی از فواید این حدیث همین حدیث است دلیل آن کسانی بود که می گفتند غارت از سر غنائم است نه از پنجم و صحیح است. اگر مردی ادعا کند که مرد خاصی را کشته است و ادعا کند او را غارت کرده است، غارت نیز به همراه آن به او داده می شود. در حديث دلالت دارد كه كسى كه سهمى ندارد در معنى كلى قول: كسى كه ميت را مى‌كشد وارد شده است. این نشان می دهد که غارت به خاطر قاتل است که بدون اینکه کسی جلوی آن را بگیرد، آن را با کشتن انجام داده است. به گفته او و در آن غارت بر قاتل از هر مقتول است و شرط او این است که باشد. کشته شده یک زن مبارز بود و در آن بیانی از فضیلت ابوبکر صدیق رضی الله عنه آمده است. باب عطار و بیع مشک از ابوموسی رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه و آله. فرمود: مصداق صحابی خوب و بد، مشک گیر و دمنده است. در روایت واکیر الحداد از صاحب مشک بی نصیب نمی مانید پس او مشک می کند. یا کفشی به تو می دهد یا از او خرید می کنی یا بوی خوشی از او می یابی. منافق یا لباست را می سوزاند، در روایتی بدنت را می سوزاند یا لباست را یا در تفسیر حدیث بوی بدی می یابی عطاری که عطر می فروشد همان عطر است. همنشینی که با دیگران می نشیند. مشک عطر معروفی است دمنده دم به معنای آهنگر است و دمنده آهنگر و جواهر فروش است و گفته شد. دستگاهی که آهنگر در آن پولش را خرج تو می کند، یعنی راهنماییت می کند و فرسوده می کند، یعنی می خرید، یعنی می خرید. از آن رایحه ای دلنشین یافتن، یعنی بوی خوشی از آن استشمام کرد بوی بد، یعنی بوی بد از آن استشمام کند یکی از فواید صحبت کردن آنچه از حدیث به دست می آید این است که نشستن با کسی که از هم نشینی با او ضرر می کند، حرام است، مانند غیبت کننده و باطل. شامل استحباب هم نشینی با کسی است که با همنشینی با او از یاد خدای متعال بهره مند می شود و علم و تمام اعمال صالح را بیاموزید شامل جواز تشبیه در دین و جواز ضرب المثل می شود حدیث حاوی شواهدی بر طهارت مشک است فصل حجامت از انس رضی الله عنه که از ثواب حجامت سؤال شد گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله حجامت شد در روایتی به هیچکس ظلم نکرد و به او پاداش داد ابوطیبه اندازه او را اندازه گرفت و دو صاع غذا به او داد در روایتی به او دستور داد که یک صاع یا دو صاع یا یک مد یا مدین به او بدهد. و در روایت صاع خرما با پیروانش سخن گفت و آنان بار او را آسان کردند در روایتی با ارباب خود صحبت کرد و درآمد یا مالیات خود را کاهش داد و در روایتی از گزیده او فرمود: بهترین راه درمان حجامت بهترین راه درمان آن است. و حق بیمه دریایی او گفت: فرزندان خود را با بهانه جویی شکنجه نکنید. و باید منصف باشید نظر در حدیث ابوطیبه نام او دینار است گفته شد سودمند است و خلاف آن گفته شد و هر پاداشی به او داد او با پیروان خود، یعنی صاحبان او سخن گفت اگر بهتر باشم، یعنی بهترم و حق بیمه دریایی این گیاه در پزشکی شناخته شده است باد خوب پسران شما، یعنی کوچولوهای شما با یک چشمک کنایه عبارت است از بالا بردن صدا با گوش دادن به عنوان یک درمان غیر از این گفته شد کثیف یک درد در گلو است سقوط اوست از آبسه اش آبسه اینجا آنچه ارباب تصمیم می گیرد که خدمتکارش باید هر روز به او تحویل دهد یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید حلال بودن حجامت ملایمت را در درمان و سایر امور تشویق می کند از ابن عباس رضی الله عنهم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حجامت کرد و ثوابش را به حجامت داد و التماس کن نظر در حدیث ثوابش را به جام داد ابن عباس رضی الله عنه گفت اگر هم حرام بود نمی داد و التماس کن اسنف این چیزی است که دارو را در بینی ایجاد می کند یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید استخدام کارمند بدون تعیین مزد او جایز است اگر این هنجار است گرفتن اجرت برای حجامت جایز است